نگاهی فراتر از حرفه به شهرسازی





نگاهی فراتر از حرفه به شهرسازی

۲۷ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۳۷

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کتاب «شهرسازان و شهرسازی؛ رودررو با حرفه» نوشته مریم کهنسال نودهی، رویکرد چندوجهی آن است که نویسنده از آن با عنوان «درهم‌تنیدگی» یاد می‌کند. این رویکرد، همراه با روش‌های واکاوی و چیدمان عوامل، به ترسیم ماتریسی متشکل از ۶۵ ویژگی در سطوح خرد، میانی و کلان انجامیده است. این ویژگی‌ها ذیل چهار عامل مؤثر، یعنی کیفیت سرشتی، پای‌بندی به سازمان و نظام سازمانی، دغدغه‌مندی اجتماعی و حرفه‌ای و شیوه شرکت‌داری، در تحلیل نقش مهندسان مشاور شهرساز سامان یافته‌اند.

بررسی تاریخی و ساختاری و توجه کتاب به عوامل سیاسی اثرگذار نیز از دیگر نقاط قوت آن است. نویسنده با بررسی رویدادهایی مانند انقلاب سفید، انقلاب ۱۳۵۷، دوران سازندگی پس از جنگ، برگزاری انتخابات شوراهای شهر و روستا، جنبش سبز ایران و وقایع سال ۱۳۸۸، زمینه‌های سیاسی و اجتماعی شکل‌گیری و تحول حرفه شهرسازی را به‌خوبی تبیین کرده است. کتاب همچنین داده‌های آماری و سازمانی مناسبی درباره شرکت‌های مهندسان مشاور شهرساز، گونه‌های مختلف آن‌ها و تحولات تاریخی فعالیت مشاوران ارائه می‌دهد و از این نظر ارزشمند است. کتاب مروری مناسب نیز بر تحولات نظام برنامه‌ریزی شهری در ایران دارد؛ هرچند برخی وقایع و عوامل را ذکر نکرده و شماری از عوامل را نیز فقط به‌صورت داده خام ارائه کرده و تحلیل نکرده است. از دغدغه‌های مهم کتاب نیز نمی‌توان گذشت. نویسنده از خلال برخی اشارات و نقل‌قول‌هایی از چهره‌هایی مانند «کمال اطهاری»، زنده‌یاد «فریبرز رئیس‌دانا» و زنده‌یاد «جواد مهدی‌زاده»، به ریشه‌های ساختاری و سیاسی و منطق نظام برنامه‌ریزی در ایران توجه کرده است. بااین‌حال، این موضوع در مقایسه با بررسی سازمانی شرکت‌های مشاور و مواجهه آن‌ها با آنچه «بحران حرفه» نامیده شده، تا حدی به حاشیه رفته است. آنچه در کتاب «بحران حرفه» خوانده می‌شود، در واقع بیشتر بحران شغل، یعنی بحران حق‌الزحمه و بازار کار است. از همین نکته می‌توان بهره گرفت و منظری انتقادی‌تر را شرح داد. کتاب در گونه‌شناسی مشاوران از «کنشگران متخصص» یاد می‌کند. ویژگی‌های این گروه عبارت‌اند از مثبت‌اندیشی، امیدواری، اعتماد به دیگران، انسجام ذهنی، شخصیت اجتماعی، خوش‌بینی به آینده فردی، حرفه و کشور و واکنش فعال به مسائل حرفه‌ای. این ویژگی‌ها بیشتر اخلاقی و سازمانی‌اند تا آنکه به منطق و نظام برنامه‌ریزی مرتبط باشند. درحالی‌که باید موضوع را ریشه‌ای‌تر بررسی کرد. برای مثال، یکی از پیشکسوتان و صاحب‌نظران شهرسازی ایران در نشست «بررسی مسائل اجتماعی تهران» که توسط مؤسسه تحقیقات اجتماعی و انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار شد، مطرح کرد: «مشاوران و مؤسسه تحقیقات اجتماعی قرار نیست بروند از مردم، گروه‌های اجتماعی، حاشیه‌نشینان و کارگران کوره‌های آجرپزی نظر بخواهند یا به آن‌ها تریبون بدهند، بلکه باید با روش علمی خودشان پژوهش یا طرح تهیه کنند.» این گزاره، جدایی روش تکنوکراتیک و عقلانیت ابزاری مهندسان مشاور و نظام برنامه‌ریزی از جامعه، منافع اجتماعی، حقوق شهروندی و رویکرد به عدالت اجتماعی را نشان می‌دهد. کتاب در سال ۱۴۰۵ منتشر شده است، اما آن‌گونه که خود بیان می‌کند، بررسی‌ها و یافته‌های آن رویدادهای تا سال ۱۳۹۹ را دربر می‌گیرد. در این فاصله، چالشی جدید برای شهرسازی پدید آمده است؛ چالش هوش مصنوعی برای شهرسازی اقلیدسی، ترسیمی، مدلی، محاسباتی و دفتری و نیز برای الگوی «شهرساز نرم‌افزار»، «شهرساز گزارش‌نویس» و «شهرساز نقاش» که به‌زعم نویسنده، به حذف تدریجی این الگوها می‌انجامد و افزون بر چالش‌های پیشین برای «حرفه» و «نظام برنامه‌ریزی»، چالش شغل متعارف شهرسازی را نیز جدی‌تر می‌کند. این «شهرساز نرم‌افزار»، «شهرساز گزارش‌نویس» و «شهرساز نقاش»، همان شیوه شهرسازی مبتنی بر تولید محصولاتی باکیفیت و برخوردار از انتظام و منطق برنامه‌ریزی است که بنا بر تحلیل کتاب، به‌ویژه پس از انحلال سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در سال ۱۳۸۶ و تحت‌تأثیر گسیختگی سیاسی و گسترش فساد پس از سال ۱۳۸۸، دچار بحران شد. این حرفه تا سال ۱۳۹۴ وارد مرحله زوال شد و از سال ۱۳۹۵ به بعد نیز در «دوره خطر» قرار گرفت. تا پیش از این، عوامل سیاسی برنامه‌ریزی شهری را به حاشیه رانده و آن را از حیز انتفاع ساقط کرده بودند. نمونه این رویکرد را می‌توان در جملات مشهوری دید که بر نظام برنامه‌ریزی اثر گذاشتند؛ از جمله «ما به شهرسازی نیاز نداریم، ما به مسکن نیاز داریم» که به محمود احمدی‌نژاد نسبت داده شده است یا این عبارت علیرضا زاکانی که «شورای عالی شهرسازی و معماری، طرح جامع و طرح تفصیلی دست‌وپاگیر هستند.»

بی‌توجهی برنامه هفتم پیشرفت و عدالت به شهرسازی نیز نمونه دیگری از این وضعیت است؛ هرچند عدول از عنوان «توسعه» در نام‌گذاری برنامه، خود بی ‌توجهی برنامه هفتم پیشرفت و عدالت به شهرسازی نیز نمونه دیگری از این وضعیت است؛ هرچند عدول از عنوان «توسعه» در نام‌گذاری برنامه، خود گویای بسیاری از مسائل است. سیاست و مصوبه «مولدسازی» را نیز باید در همین چهارچوب بررسی کرد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

ضرب‌الاجـــــل نان

ضرب‌الاجـــــل نان