سرد رؤیایـــــــــــــی





سرد رؤیایـــــــــــــی

۲۷ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۵۹

جام جهانی ۲۰۲۶ رو به پایان است. مخاطبان این دوره، بازی‌های به‌یادماندنی برخی تیم‌ها، از جمله نروژ، را به این زودی فراموش نخواهند کرد. صعود این تیم به مرحله حذفی، شکست سنگال و برزیلِ پرستاره و در نهایت حذف میلی‌متری برابر انگلیسِ پرمهره، از شگفتی‌های این دوره بود. در عرصه مدال‌آوری، معمولاً هرگاه زمان بازی‌های زمستانی فرا می‌رسد، نوبت قدرت‌نمایی این کشور سردسیر ۵.۵ میلیون نفری است. اکنون به نظر می‌رسد نروژ ورزش‌های پرمخاطب‌تری همچون فوتبال را نیز به‌عنوان عرصه‌ای تازه برای قدرت‌نمایی هدف قرار داده است.

پیش از آغاز مسابقات، نتایج باشگاهی، به‌ویژه عملکرد باشگاه بودو/گلیمت در فصل ۲۰۲۵–۲۰۲۶ لیگ قهرمانان اروپا و پیروزی برابر تیم‌هایی چون منچسترسیتی، اتلتیکومادرید و اینترمیلان، از برنامه‌ریزی بلندمدت این کشور توسعه‌یافته برای فوتبال حکایت داشت. کشوری که به گفته یکی از گزارشگران شناخته‌شده فوتبال، باعث حسرت بسیاری از کشورهای حاضر در این تورنمنت، از جمله ایران، شده است. نروژ شاید در رده‌بندی نه‌چندان قابل اتکای فیفا در جایگاه سی‌ودوم قرار داشته باشد، اما در توسعه بی‌تردید همواره در میان کشورهای برتر جهان است. وایکینگ‌ها در اغلب عرصه‌های توسعه، که موضوع این یادداشت است، الگویی دست‌نیافتنی به شمار می‌روند. به احتمال زیاد در فوتبال و دیگر ورزش‌های غیروزمستانی نیز بیش از گذشته از آن‌ها خواهیم شنید، زیرا همه ابزارهای لازم برای رسیدن به موفقیت را در اختیار دارند.

اما چرا نروژ حسرت بسیاری از کشورها، از جمله ما، را برمی‌انگیزد؟ یا بهتر است بپرسیم چرا آن را کشوری توسعه‌یافته می‌دانیم؟

این کشور تقریباً در همه شاخص‌های توسعه عملکردی درخور توجه دارد. درآمد سرانه بسیار بالایی دارد و در شمار هفت کشور ثروتمند جهان قرار می‌گیرد. همانند ایران، صادرکننده نفت و گاز است، اما برخلاف بسیاری از کشورهای نفت‌خیز، اقتصاد خود را به درآمدهای نفتی وابسته نکرده است. بخش بزرگی از این درآمدها را در صندوق ثروت ملی برای نسل‌های آینده سرمایه‌گذاری کرده و اجازه نداده است درآمدهای نفتی، تورم و توهم ناشی از آن، اقتصاد و جامعه را دربرگیرد.

نروژ کشوری پادشاهی است، اما ساختار سیاسی آن به تک‌حزبی شدن نینجامیده و امکان فعالیت صداهای مخالف را از میان نبرده است. آزادی، که از مهم‌ترین ارکان توسعه به شمار می‌رود، در این کشور جایگاه ویژه‌ای دارد. نروژ در بسیاری از ارزیابی‌ها از دموکراتیک‌ترین کشورهای جهان شناخته می‌شود و تجربه آن برای بسیاری از کشورها یادآور این واقعیت است که توسعه بدون آزادی و دموکراسی پایدار نخواهد بود؛ همان نکته‌ای که آمارتیا سن در کتاب مشهور خود، توسعه یعنی آزادی، بر آن تأکید کرده است.
محاکمه عادلانه آندرس برویک، عامل حملات تروریستی سال ۲۰۱۱، نیز برای بسیاری نمونه‌ای از پایبندی این کشور به حاکمیت قانون بود. این تجربه نشان داد که کاهش جرم و جنایت الزاماً از مسیر انتقام، اعدام یا مجازات‌های خشن نمی‌گذرد، بلکه می‌توان با گسترش آگاهی، رفاه و اعتماد عمومی، امنیتی پایدار ایجاد کرد.

نروژ، همانند دیگر کشورهای اسکاندیناوی، از پیشگامان حفاظت از محیط‌زیست است. البته این کشور نیز مانند هر جامعه صنعتی با چالش‌هایی روبه‌روست، اما در اغلب شاخص‌های معتبر جهانی محیط‌زیست، در میان ۱۰ تا ۲۰ کشور برتر قرار دارد. سهم برق تجدیدپذیر در سبد انرژی آن بین ۹۵ تا ۹۸ درصد است و در استفاده از خودروهای برقی نیز رتبه نخست جهان را دارد؛ به‌گونه‌ای که بیش از ۹۰ درصد خودروهای نوِ فروخته‌شده در این کشور برقی هستند.

نروژ سرزمین باسوادان نیز هست. آموزش در این کشور تقریباً رایگان است و بیش از ۵۰ درصد بزرگسالان تحصیلات دانشگاهی دارند. افزون بر این، حکمرانی مطلوب، فساد بسیار پایین، شفافیت، پاسخ‌گویی دولت، استقلال قوه قضائیه و آزادی رسانه‌ها از دیگر ویژگی‌های برجسته آن به شمار می‌رود.

در بحث توسعه، نادیده گرفتن نقش زنان به معنای نادیده گرفتن نیمی از ظرفیت جامعه است و نروژ این واقعیت را به‌خوبی درک کرده است. این کشور از پیشرفته‌ترین کشورهای جهان در زمینه برابری جنسیتی و جایگاه اجتماعی زنان به شمار می‌رود. زنان از حقوق قانونی تقریباً برابر با مردان برخوردارند و در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، آموزشی و اجتماعی حضوری پررنگ دارند. حضور آنان در سیاست نیز نه نمادین، بلکه واقعی است. حدود ۴۵ درصد اعضای پارلمان را زنان تشکیل می‌دهند و در دولت‌های مختلف، مسئولیت وزارتخانه‌های کلیدی مانند دارایی، امور خارجه، آموزش‌وپرورش و دادگستری را بر عهده دارند. همچنین حدود ۷۰ درصد زنان در سن کار در فعالیت‌های اقتصادی مشارکت دارند، در حالی که این رقم در ایران حدود ۱۴ تا ۱۵ درصد است.

این‌ها تنها بخشی از دلایل توسعه‌یافتگی نروژ و منشأ حسرت بسیاری از کشورهاست. روشن است که با نگاهی واقع‌بینانه، رسیدن به چنین جایگاهی برای ایران و بسیاری از کشورهای منطقه در کوتاه‌مدت آسان نیست؛ اما تجربه نروژ درس‌های ارزشمندی در اختیار ما قرار می‌دهد. مهم‌ترین این درس‌ها آن است که اقتصاد، توسعه و کلیدواژه بنیادین آن، یعنی آزادی، مهم‌ترین عرصه رقابت میان ملت‌هاست؛ عرصه‌ای که بدون هیاهو و رجزخوانی، می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای هر جامعه‌ای رقم بزند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *