بدن زنانه، زیر بار فقر
۲۷ تیر ۱۴۰۵، ۰:۱۶
اقشار کمبرخوردار، چه درگیر فقر نسبی باشند و چه فقر مطلق، بهویژه زنان، بهدلیل گرانی، دسترسی محدودتر، برخی کلیشههای عرفی و پایین بودن سطح آگاهی، دیرهنگام به درمان روی میآورند. آنان برای از دست ندادن شغل و تداوم بقای خود و خانواده، اغلب به درمانهای مقطعی، ارزان و در دسترس متوسل میشوند؛ درمانهایی که در شبکه غیررسمی سلامت توصیه میشوند و بیشتر آنها پیامدهای خطرناکی برای این افراد دارند. ازجمله این درمانها میتوان به مصرف مسکنها و استفاده از روشهایی برای ایجاد انرژی جسمی مضاعف اشاره کرد. تداوم این روشها حتی در کوتاهمدت و میانمدت، علاوه بر ایجاد وابستگی، بر شبکه عصبی و کل فیزیولوژی بدن تأثیر منفی میگذارد.
بهجرئت میتوان گفت بدن رنجور زنان برای تداوم بقا، حفظ خانواده و افزایش ساعت کار در مشاغل سخت و ناایمن، به شبکهای از راهبردهای مخاطرهآمیز روی میآورد. این راهبردها ناتوانی را تشدید میکنند و زنان را بیشازپیش در چرخه فقر گرفتار نگه میدارند. از منظر جامعهشناسی سلامت، بدن زنانه در وضعیت نابرابر و در دل ساختارهای ناعادلانه و مناسبات بیرحمانه اقتصادی و اجتماعی، برای حفظ بقا به ابزاری برای ادامه زندگی تبدیل میشود. این بدن بهتدریج فرسودهتر میشود و با ورود به شبکه درمانهای غیررسمی، رنجورتر و وابستهتر باقی میماند. بهاینترتیب، چرخه فقر نیز تداوم مییابد. این وضعیت نشان میدهد بدنها، بقا و سلامت آنها در بستر شرایط اجتماعی معنا پیدا میکنند و نمیتوان سلامت را پدیدهای صرفاً فردی و زیستی دانست.
یکی از شکلهای اشتغال زنان کمبرخوردار و سرپرست خانوار، کار فصلی در مزارع، باغها و کورهپزخانههاست؛ مشاغلی که بخش طاقتفرسایی از اقتصاد غیررسمی را تشکیل میدهند. این مشاغل بهدلیل نامرئی بودن و قرار گرفتن خارج از حیطه نظارت بخشهای رسمی، محیطی بهشدت دشوار برای کارگران، بهویژه زنان، ایجاد میکنند. طولانی بودن ساعت کار، فرسودگی جسمی و روانی، دستمزد ناعادلانه و تبعیض جنسیتی بخشی از این دشواریهاست. نبود امکانات درمانی و بهداشتی بهدلیل فاصله محل کار از شهر و بیتوجهی برخی کارفرمایان، دسترسی نداشتن به غذای گرم، حاکم بودن مناسبات عرفی و گروهبندیهای نابرابر، ناامنی زنان و نامناسب بودن یا نبود وسایل رفتوآمد میان محل زندگی و کار، از دیگر مشکلات این کارگران است. دوری از خانواده نیز فشار مضاعفی بر زنان وارد میکند و امکان مراقبت و نظارت آنان بر فرزندان یا سالمندان خانواده را کاهش میدهد. افزون بر این، کارگران در صورت بروز مشکلات جسمی، به شبکه رسمی درمان دسترسی ندارند و ناچار به درمانهای در دسترس، بهویژه مصرف مسکنها، روی میآورند.
این دشواریهای متعدد، انتخابهای زنان را، بهویژه در زمینه پیشگیری و درمان، بهشدت محدود میکنند. مصرف برخی داروهای مسکن یا استفاده از روشهایی که امکان فعالیت طولانیمدت را برای زنان کمبرخوردار شاغل در بخشهای غیررسمی فراهم میکنند، حاصل انتخابی فردی و آگاهانه نیست. این پدیده را باید مسئلهای مهم در شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور تلقی کرد. از منظر جامعهشناختی، هنگامیکه شبکه علتها را فراموش کنیم و به مسائل اجتماعی و طبقاتی توجهی نداشته باشیم، در حقیقت واقعیتهای جامعه را نادیده گرفتهایم و به تحلیلی صرفاً محافظهکارانه رسیدهایم. بنابراین، باید وضعیت این زنان و دیگر اقشار کمبرخوردار گرفتار در چرخه گسترده فقر و ساختارهای نابرابر را در بستر شرایط و علتهای کلان اجتماعی بررسی کرد. بهبیاندیگر، گرایش برخی زنان شاغل در چرخه کار غیررسمی، بهویژه مشاغل فصلی، به مصرف داروهای مسکن و استفاده از روشهای درمانی غیراستاندارد، ناشی از انتخاب آگاهانه و آزادانه نیست. مجموعهای از محدودیتها، محرومیتها و نبود فرصتهای لازم برای بقا، در شکلگیری این وضعیت نقش دارند.
برای کاستن از دشواریهای زندگی و کار این زنان، توجه به چند نکته ضروری است. نخست، مشاغل فعال در اقتصاد غیررسمی باید تحت پوشش نهادهای مسئول قرار گیرند و قانون، زمینه ورود آنها را به شبکه رسمی فراهم کند. دوم، شبکه درمان و بهداشت و سازمانهای حمایتی باید برای نظارت دقیق و حمایت از زنان وارد عمل شوند. سوم، کارگران بخش غیررسمی، بهویژه زنان، باید به اطلاعات و آگاهیهای مورد نیاز دسترسی پیدا کنند. این آگاهیها، با توجه به مسئولیتهای چندگانه زنان، در مواجهه با مخاطرات مصرف برخی داروها و استفاده از روشهای درمانی غیراستاندارد اهمیتی مضاعف دارند. موضوع مهم دیگری که متأسفانه برخی افراد و نهادهای حمایتی کوچک و بزرگ نادیده میگیرند، ضرورت تغییر رویکرد از حمایتهای صرفاً خیریهای به توانمندسازی زنان و تلاش برای خارج کردن آنان از چرخه فقر است. اصلاح و تغییر رفتار فردی تنها بخش کوچکی از راهحل این مسئله بهشمار میرود. پژوهشگران توانمند و مستقل و پژوهشکدههای غیرفرمایشی باید «زنانهشدن فقر» و مسائل زنان سرپرست خانوار را بهصورت جدی و در بازهای طولانیمدت مطالعه کنند.
در نتیجه، بهجای تمرکز صرف بر نصیحت یا سرزنش این زنان، باید ساختارهای جامعه و دلایل بروز مسائل اجتماعی آنان را شناخت. همچنین لازم است بهجای کمکهای کوتاهمدت، مسیر سیاستگذاری بهسوی راهبردهای حمایتی پایدار، توانمندسازی زنان و ارتقای شرایط زندگی و کار آنان تغییر کند.
برچسب ها:
اشتغال زنان کمبرخوردار، زنان، فقر مطلق، مسائل اجتماعی، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«جاناتان مرغ دریایی» یا «کاکایی»؟
پیشنهاد ممنوعیت موقت ساختوساز در حوزههای جنگلی
قربانی فراموششده اقتصاد حملونقل
تجربههای موفق شهرها در تبدیل بزرگراهها به فضاهای طبیعی
گزارش «پیام ما» از رواج مصرف قرص مُسَکن در میان زنان کارگر کشاورزی در «داراب»
زن، کار، «ریلیـــــــــف»
همدلی با حزن نیانبان جنوب
بمب بر خاطرههای چابهار
مسئولیت فراموششده جامعه جهانی در برابر جنگهای آلاینده
آن سوی خبرهای هرمزگان
کودکان «هنگام» از شیرجه در دریا تا شنیدن صدای انفجار
حمله به سیلوی گندم «هویزه» نشان داد با وجود قوانین بینالمللی برای حفاظت از منابع غذایی در جنگ، زیرساختهای تأمین غذا همچنان هدف حملات قرار میگیرند
نان در خـــــــط مقدم
وب گردی
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نرمافزاری برای شناسایی پرندگان
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید