معتادان و بیخانمانها در شبهای هول پایتخت، دوباره به پاتوقهای قبلی برگشتند
تعطیلی گرمخانهها در جنگ چهلروزه
معاون شهردار تهران: ما فراخوان دادیم و خانوادههایی که تمایل داشتند، مددجویان را از مراکز بردند و به نوعی مراکز نیمهتعطیل شد ایثاری، جامعهشناس شهری: بسیاری از بیخانمانها امکان بازگشت به خانه را ندارند چون یا از سوی خانواده طرد شدهاند یا خانوادههای نابهسامانی دارند
۷ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۳۵
گرمخانهها در جنگ چهلروزه تعطیل بود. کمتر کسی در روزهایی که تهران زیر حملات موشکی بود، به ساکنان گرمخانهها فکر میکرد. بیخانهها در شبهای هول پایتخت، جایی بهجز ماندن در گرمخانهها نداشتند و وقتی از آنجا خارج شدند، دوباره به پاتوقهای قبلی برگشتند. این خبر را اولینبار یک مددکار به «پیام ما» میدهد و بعدتر معاون شهردار هم در گفتوگو با روزنامه، آن را تأیید میکند. یک جامعهشناس شهری اما در واکنش به تعطیلی گرمخانهها میگوید: «برای افرادی که در دوره پس از ترک مصرف مواد قرار دارند، از دست دادن این فضای امن میتواند روند بهبودی را مختل کرده و احتمال بازگشت به مصرف و حضور در پاتوقهای مصرفکنندگان را افزایش دهد.» در روزهای جنگ حتی دیده شده که افراد بیخانمان به خانههای ویرانشده میرفتند، وسایل سالم را میفروختند و با پول آن غذا میخریدند.
جنگ که شروع شد، شهرهای بزرگ نیمهتعطیل شدند، بعد نوروز آمد و تعطیلی ادامه داشت. گرمخانهها هم یکی در میان بسته شدند. «زهرا خانلری» که آن روزها مدیر پایگاه خدمات اجتماعی منطقه شوش بود، اولینبار وقتی متوجه بسته شدن گرمخانهها شد که حدود ۲۰ معتاد در پاتوقهای قبلیشان تجمع کردند: «پیش از جنگ، اطراف پایگاه پاتوق نبود اما در روزهای جنگ متوجه تجمع معتادان شدیم، با آنها ارتباط گرفتیم و سعی کردیم به آنها آموزش بدهیم که چگونه باید هنگام انفجار از خود مراقبت کنند.» خانلری از آنها پرسیده که چرا در گرمخانهها حضور ندارند: «میگفتند گرمخانهها تعطیل شده و شهرداری دو ماشین گذاشته تا ما شبها در آن بمانیم، اما تعداد ما زیاد است و همه ما در آن جا نمیشویم.» خانلری دیده بود که بیخانهها به پاتوقهای قبلیشان بازگشتهاند و خدماتی هم دریافت نمیکنند. او میگوید با معتادان در منطقه شوش مواجهه داشته است اما معتادان و بیخانمانها از مناطق دیگر هم به آنجا میآمدند.
«امین توکلیزاده»، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، در گفتوگو با «پیام ما» بسته شدن گرمخانهها را تأیید میکند. او میگوید: «در روزهای جنگ، مانند همه مردمی که نگران عزیزان خود بودند، خانوادههای مددجویان ما هم نگران بودند. آنها مراجعاتی داشتند تا مددجویان را از مراکز ببرند. تهران هم کانون حملات بود و همین باعث شد نگرانی این خانوادهها افزایش پیدا کند.»
معاون شهردار تهران میگوید: «ما فراخوان دادیم و خانوادههایی که تمایل داشتند، مددجویان را از مراکز بردند و به نوعی مراکز نیمهتعطیل شد.» به گفته او، برخی مراکز باز بود اما «عمدتاً به دلیل اینکه مددجویان خارج شدند، مراکز تعطیل شد. با این حال زمانی که مخاطرات کمتر شد، آهستهآهسته مراکز را به اوج فعالیت نزدیک کردیم و اکنون هم جمعآوری روزانه دوباره آغاز شده است.» توکلیزاده البته برخلاف خانلری میگوید بازگشت به پاتوقها به شکل قبلی وجود نداشته، اما افرادی که بازگشت به پاتوق داشتهاند، به سمت مراکز هدایت میشوند.
براساس آمار شهرداری تهران در سال ۱۴۰۲، پایتخت ۱۹ گرمخانه داشت. ظرفیت آنها در شرایط اضطرار به بیش از دو هزار و ۵۰۰ نفر هم میرسید. کارشناسان میگویند بهطور عمده دو رویکرد اصلی در مواجهه با معتادان وجود دارد؛ اول، رویکرد حذفی و جرمانگارانه است که اغلب با طرحهای جمعآوری معتادان اصطلاحاً «متجاهر» دنبال میشود و رویکرد دوم تلاش دارد بهجای طرد اجتماعی، به سمت کاهش آسیب و بازتوانی افراد بیخانمان پیش برود. تأسیس گرمخانهها عمدتاً ذیل این سیاست قرار میگیرد؛ سیاستی که در فصول سرد سال باعث کاهش بیخانمانی و بهتبع آن کاهش مرگومیر معتادان هم میشود.
تعطیلی گرمخانهها و بستهماندن آنها در روزهای جنگ چه تأثیراتی بر ساکنان موقتی این فضاها داشت؟ «مریم ایثاری»، جامعهشناس شهری، در واکنش به این خبر، ابتدا مقیمان گرمخانهها را دستهبندی میکند: «در گرمخانهها، یا مددسراهای شهر تهران، طیف متنوعی از افراد اقامت دارند. گروه اول، افراد مصرفکننده بیسرپناه هستند و گروه بعدی، بیشتر افراد میانراه بیخانمان؛ افرادی که در گذشته مصرفکننده مواد بودهاند اما در حال حاضر ترک کردهاند و دوره پس از ترک را میگذرانند. گروه سوم هم افراد در وضعیت آسیبپذیری اجتماعی هستند؛ مانند کسانی که به دلایلی غیر از مصرف مواد در مسیر بیخانمانی قرار گرفتهاند، از خانواده طرد شدهاند و اکنون به علت چالشهای اقتصادی و خانوادگی خانهای ندارند.»
او تأکید دارد که با این توصیفات، بسیاری از بیخانمانها امکان بازگشت به خانه را ندارند چون یا از سوی خانواده طرد شدهاند یا خانوادههای نابهسامانی دارند. او میگوید: «از طرفی، جنگ خود به تشدید بیخانمانی، آوارگی و جابهجایی اجباری خانوادهها دامن میزند. بسیاری از خانوادهها مجبور به ترک منازل خود شدهاند و به همین دلیل بازگشت افراد از گرمخانه به اقامتگاه خانوادگی در ایام جنگ، با چالشهای دوچندانی روبهرو است.»
این جامعهشناس معتقد است در چنین شرایطی، تعطیلی گرمخانهها با تشدید بیسرپناهی و چالشهای اقتصادی همراه است: «از آنجایی که گرمخانهها به ارائه سرپناه اختیاری، سه وعده غذای گرم، دسترسی به حمام و اقلام بهداشتی میپردازند، قطع این خدمات باعث میشود بسیاری از افراد نهتنها محل امنی برای استراحت نداشته باشند، بلکه دسترسی خود به ابتداییترین نیازهای معیشتی و بهداشتی را نیز از دست بدهند.» به گفته ایثاری، غیر از این آسیبها، تعطیلی گرمخانهها میتواند روند بهبودی افرادی را که در دوره پس از ترک مصرف مواد قرار دارند هم مختل کند: «برای افرادی که در دوره پس از ترک مصرف مواد قرار دارند، از دست دادن این فضای امن میتواند روند بهبودی را مختل کرده و احتمال بازگشت به مصرف و حضور در پاتوقهای مصرفکنندگان را افزایش دهد. همچنین افرادی که فاقد هرگونه شبکه حمایتی هستند، ناچار خواهند شد شبها را در خیابان، فضاهای عمومی یا نقاط ناامن سپری کنند؛ شرایطی که آنان را بیش از پیش در معرض خشونت، سرقت و آسیبهای جسمی و روانی قرار میدهد.»
زهرا خانلری که در روزهای جنگ شاهد و ناظر وضعیت بیخانهها بود، روایت متفاوتی از تعطیلی گرمخانهها و آسیب به ساکنان آن دارد: «وقتی ما با این افراد گفتوگو میکردیم و از آنها میپرسیدیم که آیا در روزهای جنگ میتوانند از خود مراقبت کنند، اشک در چشمانشان حلقه میزد که یک نفر بالاخره به آنها توجه کرده است. آنها میگفتند بدون توجه رها شدهاند و عادتشان را به هم زدهاند.» او مانند ایثاری معتقد است که مشکلات بعدی ساکنان گرمخانهها، آسیبهای این افراد است: «این افراد آسیبدیده اجتماعی هستند و وقتی ما آنها را بدون مراقبت اجتماعی رها میکنیم، بیشتر دچار آسیب میشوند. وقتی ما نیازهای اساسی مانند غذا خوردن، امکان استحمام و جای خواب را از آنها میگیریم، این افراد را به سمت آسیبهای اجتماعی بزرگ مانند سرقت و بیماری و… سوق میدهیم.» خانلری حتی مواردی را دیده که افراد بیخانمان، به دلیل اینکه چیزی نداشتند، به خانههای ویرانشده افراد جنگزده میرفتند، وسایل سالم را میفروختند و با پول آن غذا میخریدند. این موضوع البته به گفته او، لزوماً به دلیل تعطیلی گرمخانهها نبوده است.
ایثاری از منظر دیگری هم به تعطیلی گرمخانهها اشاره دارد: «از منظر مدیریت بحران، تعطیلی گرمخانهها به معنای از دست دادن یکی از مهمترین زیرساختهای حمایت اجتماعی در زمان جنگ است. در بسیاری از کشورها، در شرایط بحران و درگیری، ظرفیت مراکز اسکان اضطراری نهتنها کاهش پیدا نمیکند، بلکه برای پاسخگویی به افزایش نیاز، تقویت میشود. زیرا جنگ معمولاً تعداد افراد بیخانمان، آواره و فاقد دسترسی به خدمات اولیه را افزایش میدهد، نه اینکه این نیاز را از بین ببرد. در چنین شرایطی، گرمخانهها میتوانند علاوه بر ایفای نقش همیشگی خود، بهعنوان نقاط دسترسی به خدمات امدادی، اطلاعرسانی، حمایت روانی و ارجاع به سایر خدمات اجتماعی نیز عمل کنند.» به گفته او، تعطیلی این مراکز نهتنها به حذف یک خدمت رفاهی منجر میشود، بلکه بخشی از ظرفیت تابآوری اجتماعی شهر در مواجهه با بحران را نیز تضعیف میکند.
به همین دلیل، در شرایط جنگی، سیاست مناسب نه تعطیلی مددسراها، بلکه حفظ تداوم فعالیت آنها همراه با بازنگری در پروتکلهای ایمنی، افزایش ظرفیت در صورت نیاز و هماهنگی بیشتر با سایر نهادهای امدادی و مدیریت بحران است.
گرمخانهها به گفته معاون شهردار تهران، دوباره آغاز به کار کردهاند. خانلری هم این را تأیید میکند اما پرسش اینجاست که آیا ساکنان آن حاضرند دوباره به این فضاها اعتماد کنند؟ پرسش مهمتر این است: اگر دوباره پایتخت درگیر جنگ شود، آیا دوباره گرمخانهها بسته میمانند؟
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بررسی آییننامه تازه دولت برای عبور تجدیدپذیرها از هزارتوی اداری
ریسک سرمایهگذاری کم نشد
واکاوی شکاف میان فوتبال، سیاست و افکار عمومی در یک نشست
تیم ملی ما یا آنها؟
وعده تازه برای نوسازی ناوگان حملونقل عمومی پایتخت
منطقه آزاد؛ رانت یا راهکار
وزیر ارتباطات در نخستین نشست خبری خود مطرح کرد
محدودسازی اینترنت توسعه اینترنت روستایی را کُند میکند
هواشناسی هشدار داده که بارشهای امسال سدها را پر کرده است اما تابستان پیشرو گرمترین فصل سالهای اخیر خواهد بود
تابستانی گــــــرمتر از همیشه | پیام ما
وقتی تابآوری کافـی نیست
نگاهی به وضعیت گیشه سینما و تئاتر در روزهای پس از جنگ
گیشـــــــه زنده شــد؟
گزارش «پیام ما» از پرونده خرید تجهیزات برای بیمارستان «لامرد»که به اختلافی طولانی کشید
سرنوشت مبهم یک کار خیر
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
تیم ملی ما یا آنها؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید