در گفت‌وگو با یک معمار مطرح شد

معماری اقلیمی؛ خرد ازدست‌‌رفته در خانه‌های ایرانی





معماری اقلیمی؛ خرد ازدست‌‌رفته در خانه‌های ایرانی

۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۰:۲۱

نزدیک‌ترین تصویر به زندگی، دورنمایی از شهرهای تاریخی ایران در غروبی با رنگ‌های گرم و صمیمی است؛ تصویری از خانه‌های دست‌به‌دست‌هم‌داده که در گذشته، تنها سقفی بی‌جان بر بلندای جریان زیستن نبود، بلکه تندیسی از جنس طبیعت بود که روح عواطف انسانی در آن دمیده شده باشد؛ تبلوری از دنیای درونی انسان. هماهنگی خانه‌ها با مواهب طبیعت و نیازهای انسان، ضرب‌آهنگ زندگی را در رگ‌های زندۀ شهر جاری می‌کرد و ازاین‌رو، نزدیک‌ترین تصویر به انسان، دورنمایی از شهرهای تاریخی ایران در غروبی با رنگ‌های گرم و صمیمی است. عقل و خردورزی موجود در معماری سنتی ایران، نشریۀ آمریکایی «تایم» را بر آن داشت که سال گذشته در یکی از گزارش‌های خود، بنویسد: «ایالات متحده برای مقابله با گرما باید در شهرهای خود از تکنیک‌های خاورمیانه و ایران استفاده کند، زیرا این راهکار از هر لحاظ به‌صرفه‌تر است.» دلیل این توصیۀ نشریۀ تایم، سازگاری و هماهنگی معماری سنتی ایران با اقلیم و آب‌وهوا، برای برطرف‌کردن معضلات آب‌وهوایی هر منطقه و بیشترین بهره‌وری از مواهب طبیعت است. برای مثال، خانه‌های سنتی ایران به‌نحوی ساخته می‌شد که گرمای هوای مناطق کویری، سرمای مناطق کوهستانی یا شرجی کرانه‌های خلیج‌فارس، کمترین آزار را برای ساکنان در پی داشته باشد. این گزارش حسرت‌برانگیز، ما را بر آن می‌دارد که از خود بپرسیم چگونه از این میزان خرد و اندیشه فاصله گرفتیم و چه مسیری معماری ما را به امروز رساند که خانه‌ها، نه روح و احساسی در جریان دارند و نه احترامی برای ساکنان خود قائل هستند؟ چگونه ممکن است با گذر زمان و پیشرفت علم و فناوری، در رویکرد معماری پسرفت داشته باشیم و فلسفۀ معماری را فدای اقتصاد و درآمد بیشتر کنیم؟ ازاین‌رو روزنامۀ «پیام ما»، در گفت‌وگو با «علی عطریان» معمار و مدرس دانشگاه، به بررسی اهمیت معماری اقلیمی و سازگاری و هماهنگی معماری سنتی ایران با اقلیم و آب‌وهوا پرداخته است که مشروح این گفت‌وگو را در ذیل از نظر می‌گذرانید.

  بهره از معماری اقلیمی تا چه اندازه در کشور ما به‌ویژه شهر اصفهان مورد اهمیت بوده است؟

کشورمان دارای چهار اقلیم اصلی است که اقلیم مناطق مرکزی به‌عنوان اقلیم گرم‌وخشک، اقلیمی است که ما در آن زندگی می‌کنیم و در نهایت هرکدام از این اقلیم‌هایی که در کشور هستند، برای بهتر ادامۀ‌حیات‌دادن، تمهیداتی را در نظر گرفتند که این تمهیدات در شکل و ساختار ابنیه مؤثر است و ساماندهی فضاها را بعضاً دستخوش تغییراتی کرده است و هرکدام بر اساس اتفاقاتی که نیاز بوده و احتیاج‌هایی که از لحاظ اقلیمی داشتند، چه در مصالح و چه در دسترسی‌ها و چه در اصلاح اندام‌واره‌ها و نواحی عملکردها لحاظ شده است.

انسان به‌دنبال راحتی است. وقتی می‌توانیم با یک دکمه سرمایش را فراهم کنیم، دیگر به‌دنبال دردسر کوچ از فضا به فضای دیگر خانه نیستیم. معماری معاصر هم برگرفته از این فضاهای آسایش‌ساز است. پس مسلم است که معماری معاصر به این نوع معماری و تغییر اقلیمی در ساخت خانه‌ها و ساختمان‌های اداری کم‌اهمیت باشد

آن چیزی که هم‌اکنون ما در شهر اصفهان در آن هستیم، تحت عنوان اقلیم گرم‌وخشک مطرح است و همان‌طور که می‌دانیم، اصفهان شهر چهارفصل است؛ یعنی به‌طور کامل چهار فصل را به‌صورت مجزا دارد و برخلاف بعضی از شهرهای شمالی و جنوبی کشور که بدین شکل نیستند، اما اصفهان و مناطق مرکزی بدین‌گونه است که در حاشیۀ کویر بوده و دارای چهار فصل هستند و جزو دسته‌بندی اقلیم گرم‌وخشک محسوب می‌شوند. رطوبت در این مناطق کم است و بعضا بادهای موسمی  است و زوایۀ گردش زمین و تابش خورشید هم به‌گونه‌ای است که تابستان نسبتاً گرم و زمستان‌های گرم‌وخشکی را تجربه می‌کنند.

نشریۀ تایم سال گذشته به‌عنوان پیشنهاد اعلام کرد، برای مقابله با افزایش گرمای شدید در آمریکا، در معماری خانه‌های خود از معماری خانه‌های ایرانی که در گذشته حاکم بوده، استفاده شود. به نظر شما معماری ایرانی در بحث اقلیم چه ویژگی‌هایی دارد که تا این اندازه امروزه موردتوجه معماری اقلیمی سایر کشورها قرار گرفته است؟

 معماران ایرانی برای ساخت بناها، همیشه از مصالح اطراف خود با کیفیت مطلوب استفاده می‌کردند تا اینکه بتوانند معماری خودشان را سرپا کنند و از طرفی برای اینکه بتوانند آسایش حرارتی را برای ساکنین آن بناها فراهم کنند، تمهیداتی را در حوزۀ معماری انجام داده‌اند.

معماری ایرانی در گونه‌های مختلف از جمله گونه‌های مسکونی، در واقع تمهیداتی را دارد و یا در گونه‌های فضای عمومی همچون بازار و مسجد هم تمهیدات متفاوتی را دارا است که البته این‌ها اصالتاً یکی هستند، اما شکل و فرم آن‌ها در معماری کمی متفاوت است.

 

  می‌توانید با مصداق، این ویژگی معماری ایرانی در ساخت خانه‌ها در حوزۀ اقلیم بیان کنید؟

ما یک‌ جهت‌گیری داریم؛ یعنی هر ساختمانی و هر خانه‌ای که بخواهد ساخته بشود، یک‌ جهت‌گیری دارد؛ منظور از جهت‌گیری یعنی اینکه نسبت خودش را با شمال و جنوب چگونه می‌تواند جهت‌نمایی بکند؟ ما یک زاویه در اصفهان داریم تحت عنوان «رون اصفهان» که در معماری گذشتۀ ما خیلی مطرح بوده است؛ دقیقا همان زاویۀ کشیدگی میدان «نقش‌جهان» است. همان‌طور که می‌دانیم، میدان نقش‌جهان شمالی و جنوبی نیست، یعنی نسبت به جنوب چند درجه چرخش به شرق دارد و به‌همین‌خاطر ما تقریباً در اصفهان یک زاویۀ حدود ۴۵ درجه را نسبت به قبله اختلاف زاویه‌ داریم. یعنی وقتی می‌خواهیم در خانه‌های اصفهان نماز اقامه کنیم، باید حدود ۴۵ درجه به سمت راست خود بچرخیم تا بتوانیم روبه‌قبله بایستیم و همین‌طور شمال. دقیقاً بالا و پایین نقشه‌های پلان‌های معماری خانه‌های سنتی ما این‌گونه است؛ چرا که به تجربه فهمیدند، بهترین زاویۀ خورشید در طول چهارفصل  در اصفهان، با چنین زاویه‌ای در واقع فراهم می‌شود که اسمش (orientation) یا همان جهت‌گیری است و در اصفهان خانه‌ها بر اساس این جهت ساخته می‌شود.

موضوع دیگر این است که ما در تابستان نیاز به نور خورشید نداریم، اما در زمستان نیاز به نور خورشید داریم؛ پس جبهۀ جنوبی در واقع یکی از مهم‌ترین جبهه‌های مناطق مسکونی می‌شود؛ چرا که تابش خورشید در تابستان تقریباً به خط عمود نزدیک‌تر است و خورشید به عمق فضا نفوذ پیدا نمی‌کند، اما در زمستان زاویۀ تابش خورشید به‌گونه‌ای است که پرتو خورشید به عمق فضاهای مسکونی نفوذ پیدا می‌کند. نهایتاً می‌توانیم در زمستان از گرمای خورشید استفاده کنیم و در تابستان گرمای کمتری را دریافت کنیم.

ما در خانه‌های ایرانی چهار جبهه داریم که با حیاط مرکزی در واقع به هم متصل می‌شود؛ جبهۀ جنوبی که در اصطلاح به آن می‌گویند «زمستان‌نشین» که زمستان‌های گرم و مطلوب دارد؛ چرا که نور خورشید به‌صورت کامل در اصلاح تا وسط اتاق‌ها می‌تابد و گرمای خیلی خوبی را از طریق پنجره‌های درب‌های اورسی، سه‌دری‌ها، پنج‌دری‌ها و هفت‎دری‌ها وارد می‌کند. پس جدارۀ جنوبی زمستان‌نشین است و برخلاف آن جدارۀ شمالی، جدارۀ «تابستان‌نشین» است و یک کوچ‌های در اصلاح درون‌خانگی برقرار بوده است که در فصول سرد در جدارۀ جنوبی و در فصول گرم در جدارۀ شمالی بیشتر زندگی می‌کردند. از طرفی لایه‌های خدماتی خانه همچون مطبخ، سرویس بهداشتی و غیره را در جداره‌های غربی و شرقی جانمایی می‌کردند که در واقع ممانعت گرمایی و سرمایی نداشته باشد.

موضوع دیگر، ما در خانه‌های ایرانی زیرزمین داریم و همان‌طور که اشاره شد، رطوبت اصفهان ناچیز است. درگذشته به‌واسطۀ اینکه سطح آب‌های زیرزمینی نسبت به هم‌اکنون بالا بوده، با حفرکردن چاهی یا اینکه از سطح صفر زمین کمی پایین می‌رفتیم، به یک رطوبت مطلوبی دست پیدا می‌کردیم که در تابستان‌ها زیرزمین خیلی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

یکی از موضوعات مهمی که در اقلیم گرم‌وخشک اهمیت دارد، استفاده از مصالح مناسب برای ذخیره‌سازی انرژی یا بهتر است عنوان کنم، اینرسی حرارتی مصالح داریم که مصالح چگونه در مقابل حرارت یا سرما از خودشان واکنش می‌دهند و به چه اندازه و چگونه می‌توانند انرژی و بسته‌های انرژی را در خودشان ذخیره کنند؟

این ذخیره‌سازی در مصالح بسیار مهم است و همان‌طور که می‌دانیم، مصالح در اقلیم گرم‌وخشک، خشت یا آجر است که با تزئیناتی مثل گچ یا کاه‌گل پوشانده می‌شود. لایه‌های مختلفی که گفتم، از لحاظ ذخیره‌سازی یا همان اینرسی حرارتی در علم امروز، می‌شود گفت متوسط روبه‌بالا است و مصالح در دسترس هستند. پس در نتیجه این مصالح به‌ویژه در زمستان و در طول روز، گرمای خورشید را به خود جذب می‌کنند و در طول شب این گرما را پس می‌دهند و این پس‌دادن موجب گرم‌شدن جداره‌ها در طول زمستان می‌شود و در تابستان غالباً سایه‌اندازها و درخت‌هایی که در حیاط‌ها هستند و یا در واقع پوشش‌های گنبدی‌شکل در سقف‌های خانه، خیلی مؤثر هستند که تابش خورشید به جداره کمتر اتفاق بیفتد و در نهایت ذخیرۀ گرمایی مصالح کمتر از آن استفاده شود.

پس ما در خانه‌های ایرانی، غالباً یک‌سری فضاهایی داریم که در برخی از فصول از آن استفاده نمی‌شود و این طبیعی است که فضاهای ما اینچنین تعریف‌ شده باشد.

 

  این توجه به اقلیم در معماری خانه‌ها، تا چه دوره‌ای ادامه داشته و از چه دوره‌ای انقطاع پیدا کرده است؟

تا قبل از اینکه ما دسترسی به تأسیسات آسایشی پیدا کنیم و برق تا به حد گسترده وارد تمامی خانه‌های مسکونی شود، همچنین تا قبل از اینکه تأسیسات گرمایشی بخاری‌های گازی و برقی و سرمایشی همچون پنکه، کولر و … به‌صورت جدی وارد شوند، تقریباً تا اویل پهلوی اول، این نوع معماری ادامۀ حیات داده است و آرام‌آرام در طی این سال‌ها متوقف‌ شده است.

 یعنی معماری معاصر  در ساخت خانه‌ها به این امر کم‌توجه بوده است؟

انسان به‌دنبال راحتی است. وقتی می‌توانیم با یک دکمه سرمایش را فراهم کنیم، دیگر به‌دنبال دردسر کوچ از فضا به فضای دیگر خانه نیستیم. پس این آسایش هم برای انسان مهم است و معماری معاصر هم برگرفته از این فضاهای آسایش‌ساز است؛ به‌ویژه با تکنولوژی‌های روز، می‌توانیم آسایش‌های بهتری را با کیفیت بیشتر فراهم کنیم؛ پس مسلم است که معماری معاصر به این نوع معماری و تغییر اقلیمی در ساخت خانه‌ها و ساختمان‌های اداری کم‌اهمیت باشد.

 شاهد افزایش دما و گرمای بی‌سابقه  نه‌تنها در کشور، بلکه در دنیا هستیم. اگر مدل خانه‌سازی ما بر اساس همان مدل خانه‌سازی و معماری ایرانی قدیم باشد، این نوع معماری می‌تواند با این تغییرات گرمایی مقابله و آسایش بهتری را برای ساکنین آن خانه فراهم آورد؟

اجازه بدهید معاصر صحبت کنم؛ اصلاحاً تکنولوژی دورۀ صفوی متعلق به مردم دورۀ صفوی است و مردم حال‌حاضر الزاماً نمی‌توانند از این تکنولوژی استفاده کنند. زیرا که بوم، فرهنگ و جامعۀ همۀ جوامع تغییر پیدا کرده است و معماری برخاسته از نوع نگرش جامعه است به جهان پیرامون و آن جامعه هرگونه که بخواهد رفتار بکند، عملاً انعکاسی از آن رفتار را در عالم معماری خودش از خودش برجا می‌گذارد. از سال ۲۰۰۵ به بعد، جوامع به‌ویژه برخی از کشورهای توسعه‌یافته، به سمت طراحی و ساخت ساختمان‌های کم‌مصرف یا به اصلاح «zero energy» حرکت کرده‌اند تا بتوانند با کمترین میزان انرژی‌های فصلی، آسایش حرارتی را چه در تابستان و چه در زمستان برای ساکنین خود فراهم کنند. خوشبختانه موفقیت‌هایی هم در سطح دنیا به‌ دست‌ آمده است و اتفاقاً از معاصرسازی برخی از تجارب معماری گذشته هم در این فرآیند استفاده‌ شده است.

در کشور ما هم خوشبختانه چند سالی است که مسئلۀ انرژی به‌ویژه انرژی‌های تجدیدپذیر، مثل انرژی باد، خورشید و …، تبدیل به موضوع جدی شده است و یکی از مباحث مهم مقررات ملی ساختمان، مبحث ۱۹ یا فصل مصرف انرژی است؛ این مبحث ۱۹ آرام‌آرام در کل کشور تبدیل به یکی از الزامات اصلی طراحی ساختمان مسکونی و یا انواع ساختمان‌ها می‌شود و بعضی از ساختمان‌ها به این سمت حرکت کرده‌اند که درجۀ مصرف کم انرژی را برای خود به‌عنوان یک امتیاز ویژه اخذ کنند و آرام‌آرام معماری ما به سمت معماری انرژی کم‌مصرف درحال حرکت بوده و این‌ یکی از الزامات جامعۀ کنونی ما است.

 

 درحال‌حاضر چرا اکثر معمارها و یا کارفرماها در کشور ما، به این نوع معماری در ساخت این نوع بناها بی‌توجه‌اند؟

فکر کنم یک جواب بیشتر ندارد و آن چیزی جز ارزان‌بودن انرژی نیست؛ یعنی در کشور ما انرژی  قیمت ناچیزی دارد و وقتی انرژی کم‌یاب شود و یا قیمت آن افزایش پیدا کند، هر عقل سلیمی به سمت این مسئله حرکت می‌کند که ساختمان‌ها به سمت انرژی‌های پاک و یا معماری سبز سوق پیدا کند. طبیعی است وقتی انرژی قیمتش ناچیز باشد، کارفرما به سمتی در ساخت‌وساز حرکت می‌کند که بهای مصرف این انرژی ناچیز را بپردازد تا اینکه بخواهد برای ساختمان هزینه بکند که درصد مصرف انرژی آن کم باشد. در آینده مصرف انرژی برای ما هم همچون سایر کشورهای دنیا تغییر پیدا می‌کند و ساختمان‌های ما هم مجبور هستند به این سمت حرکت کنند.

 

 قوانین شهرسازی و معماری تا چه اندازه اجازۀ ساخت چنین خانه‌هایی مطابق با معماری ایرانی در حوزۀ انرژی و اقلیم را می‌دهد؟

اگر بینش ما از معماری مسکونی ایرانی، تحت عنوان یک معماری حیاط مرکزی باشد که در واقع عناصر مختلف را کنار این حیاط چیده‌ایم، هم‌اکنون مقررات شهرسازی اجازۀ همچنین کاری را نمی‌دهد و با این ادبیات می‌گوید، باید در ساخت خانه ۴۰ درصد زمین را آزاد نگه داشت و ۶۰ درصد آن ساخته شود. اما اگر معماری ایرانی را در حوزۀ انرژی و اقلیم در نظر بگیریم، دیگر مقررات معماری و شهرسازی ممانعتی برای استفاده از مفاهیم معماری ایرانی برای استفادۀ ابنیه کنونی نخواهد داشت.

 

  در مجموع قوانین شهرسازی و معماری تا چه اندازه با معیارهای معماری ایرانی در حوزۀ اقلیم تطابق داشته و همسو است؟

صد رصد نمی‌توان گفت بلی و یا خیر. بعضی از بندهایش تطابق و بعضی بندها تطابق ندارد و نمی‌توان به‌صورت صفرویک گفت همه‌اش آری یا نه؛ منتهی همۀ تلاش‌ها بر این است که آرام‌آرام تمامی این بندها که تطابق با معماری ایرانی در حوزۀ انرژی و اقلیم ندارد، طبق فرآیندهای اجتماعی و نیاز جامعه تغییراتی پیدا کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران