در نشست نقد و بررسی کتاب «زیستن با فلسفه دلقک‌ها» مطرح شد

نسلی که جهان را تهدید فرض نمی‌کند





نسلی که جهان را تهدید فرض نمی‌کند

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۳

سال ۱۴۰۱ نام دهه هشتادی‌ها بارها شنیده و در میانه اعتراضات آن سال به یکی از پرتکرارترین نام‌ها در رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و گفت‌وگوهای روزمره تبدیل شد. نوجوانانی که بسیاری از آنها هنوز تجربه حضور در دانشگاه یا بازار کار را نداشتند، در روایت بخشی از جامعه به نماد جسارت، مطالبه‌گری و تغییرخواهی بدل شدند؛ تا جایی که برخی آنان را قهرمانان روزهای پرالتهاب آن سال نامیدند. هرچند که بسیاری از فعالان حقوق کودک و نوجوانان مخالف قهرمان‌سازی از نسلی نوجوان بودند؛ اما جنبشی شکل گرفت که نسل جدید آن را میدان‌داری می‌کرد. حالا بعد از گذشت چهار سال از آن روزها و دور تند و متعدد تحولات در ایران، می‌توان کمی عقب‌تر ایستاد و نقش نسل «زد» را در این تحولات به‌گونه‌ای دیگر بررسی کرد. رویداد کتاب در «فضای عین حال» در کتاب‌فروشی «دی»، روز یکشنبه (۱۰ خرداد) به نقد و بررسی کتاب «زیستن با فلسفه دلقک‌ها؛ تأملی بر دگرگونی معرفت‌شناختی نوجوانان ایران با تأکید بر دهه هشتادی‌ها» اختصاص داشت. کتابی به نوشته «علی‌اصغر سیدآبادی»، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی که در آن بر اساس روایت‌ها، شواهد، داده‌ها و گفت‌وگوها، تحول نوجوانان صرفاً ذیل «شکاف نسلی» یا «شکاف ارزشی» تعریف نمی‌شود و آنچه را که در حال وقوع است، پیش از هر چیز حاصل دگرگونی معرفت‌شناختی می‌داند. در این نشست «عباس کاظمی»، «محسن گودرزی» و «علی‌اصغر سیدآبادی» درباره کتاب و این دگرگونی معرفت‌شناختی سخنرانی کردند.

نام کتاب برگرفته از مقاله‌ای از «لشک کولاکوفسکی» است. او فلسفه دلقک‌ها و فلسفه کاهن‌ها را دو فلسفه عمده می‌داند و معتقد است فلسفه کاهن‌ها فلسفه حفظ وضع موجود، نظم موجود یا سنت موجود است. برای کولاکوفسکی بنیادهای محکمی وجود دارد که می‌خواهد از آن حفاظت کند؛ اما فلسفه دلقک‌ها زیروروکننده علیه این نظم است. شیوه زندگیِ آنها مدام به ما یادآوری می‌کند که آنچه بدان چسبیده‌اید و خیال می‌کنید بنای مستحکمی است، الزاماً خیلی چسبیدنی نیست یا اگر چسبیدنی هم هست، برای خودتان خوب است و باید بگذارید ما هم بنای خودمان را برپا کنیم؛ بنابراین نتیجه‌گیری نویسنده این است که تحول نوجوانان را نمی‌توان صرفاً ذیل شکاف نسلی تعریف کرد.

این کتاب سال ۱۴۰۵ در نشر «اگر» به چاپ رسیده است. سیدآبادی در ابتدای این نشست درباره دلیل نوشتن این کتاب صحبت کرد: «موسسه‌ای مقاله‌ای درباره نوجوانان امروز از من خواسته بود. زمانی که مقاله را می‌نوشتم فکر کردم آن را گسترش دهم و کتابی درباره نوجوانان بنویسم. شروع به نوشتن کتاب کرده بودم که اعتراضات ۱۴۰۱ آغاز شد. روز اول اعتراضات بود و در راه برگشت از محل کارم، در خیابان دختری را با پدرش دیدم. به پدرش که نگاه کردم فکر کردم که شاید تا همین دیروز عقاید دیگری داشته؛ اما امروز با دخترش به خیابان آمده. با آنها کمی گفت‌وگو کردم و متوجه شدم حدسم درست است. در ابتدا می‌خواستم این کتاب را با مقاله‌های متعدد و ارجاع به منابع مختلف بنویسم؛ اما بعد تصمیم گرفتم که با نوجوانان مصاحبه کنم و با نوجوانان در مناطق مختلف گفت‌وگو کردم.»

امید رادیکال

«عباس کاظمی»، جامعه‌شناس، سخنران دیگر این برنامه بود که در ابتدای صحبت‌های خود به‌سرعت تحولات در ایران اشاره کرد: «آن‌قدر سرعت تحولات زیاد است که فکر و ذهن ما به این سرعت نمی‌رسد. ما شنیده بودیم که نسل زد، نسلی است که با سرعت شناخته می‌شود و سرعت را تجربه کرده. اما به نظرم نسل زد این روزها خودش از سرعت تحولات شگفت‌زده شده. وقتی سرعت این دگرگونی‌ها این‌چنین بالا رفته، آدمی با خودش فکر می‌کند که امکان تفکر و تعقل درباره وضع موجود ممکن نیست. در اینجا می‌توان از مفهوم «آب رفتن امر حاضر (کنونی)» از جامعه‌شناس انتقادی آلمانی به نام «رزا» یاد کرد. زمانی که سرعت بالاست، امر حاضر، زود گذشته می‌شود. کسی باور نمی‌کرد رخدادهای سال ۱۴۰۱ این‌چنین قدیمی شود. در این شرایط حتی صحبت‌هایی که در آن سال مطرح می‌شد هم قدیمی و ارتجاعی به نظر می‌رسد.»

به گفته او، در چنین وضعیتی که امر حاضر قوام نمی‌گیرد: «تصویرکردن آینده دشوار و غیرممکن می‌شود و تخیلمان را از دست می‌دهیم چرا که هیچ افقی نسبت به آینده نداریم. نسل زد به‌شدت با این موضوع درگیر است. در این کتاب گفته شده که نسل زد ایران را نباید با نسل زد کشورهای دیگر مقایسه کرد. در ایران دو جنگ در یک سال و اعتراضی بسیار ریشه‌دار و عمیقی داشتیم. در کنار این سرعت تحولات در نظر بگیرید که ۸۸ روز قطعی اینترنت هم داشته‌ایم درحالی‌که نسل زد یک روز هم نمی‌تواند از اینترنت دور باشد و ۸۰ روز، سال‌هاست.»

کاظمی معتقد است باوجود همه این مسائل، نسل زد هنوز امیدوار است: «یکی از مؤلفه‌های دهه ۹۰ افول امید در جامعه ایران است. به نظر من ۱۴۰۱ هم آخرین تلاش برای بازسازی امید بود. در چنین وضعیتی نسل زد از امیدی به نام امید رادیکال حرف می‌زند. من اسم امید رادیکال را می‌گذارم امید در عین ناامیدی. امید رادیکال امیدی است که تلاشی برای مقاومت علیه فروپاشی معنای زندگی روزمره است. این نسل در چنین بستری شکل می‌گیرد. این کتاب شرح خوش‌بینی‌های ۱۴۰۱ است. جنبشی بسیار دموکراتیک و درخشان شکل گرفت و نسل جدید میدان‌دار آن بود. اما بعد از آن امید جامعه نابود شد.»

به گفته این جامعه‌شناس در چنین شرایطی که امید وجود ندارد، جامعه به دلخوشی‌های کاذب روی می‌آورد: «نسل میان‌سال ما ازآنجاکه آسیب زیادی بعد از انقلاب دید، خستگی خود را به نسل‌های بعد انتقال می‌دهد و امیدفروشی می‌کند. یعنی تصویری از جامعه‌ای که خودشان در دوره پهلوی داشته‌اند را به نسل جدید انتقال می‌دهند و این‌گونه آینده‌فروشی می‌کنند. به جامعه‌ای که آن‌قدر ناامید و مستأصل است حق می‌دهم؛ اما باید این موضوع را در لایه‌ای دیگر هم دید. اکنون جامعه ایران به‌جای بازخوانی این اتفاقات، می‌گوید ما شکست خوردیم و تلاش‌های ما جواب نداد. نسل زد درگیر این است که با جامعه‌ای که آینده ندارد و گذشته به او ارائه می‌شود، چه کند.»

باید جنبه‌های مختلف انقلابی‌گری نسل زد را بررسی کرد

کاظمی در ادامه صحبت‌های خود به موضوعات مطرح‌شده در کتاب اشاره کرد: «کتاب ایده خوبی دارد و درعین‌حال باوجوداینکه سعی کرده به طور متوازن موضوع را بررسی کند، نگاه مثبتی به نسل زد دارد. این موضوع را این‌گونه تفسیر کردم که انقلابی‌گری نسل زد در ۱۴۰۱ بسیار برجسته بوده؛ اما حالا که چند سالی می‌گذرد حس می‌کنم آن نگاه زیادی مثبت بوده و باید جنبه‌های مختلف موضوع را بررسی کرد. به‌علاوه اینکه در هر دوره‌ای یک مفهومی بسیار برجسته می‌شود. برای مثال در دهه ۸۰ «سبک زندگی» مفهومی بوده که همه به کار می‌بردند. نسل زد هم از میانه دهه ۹۰، ترند جذابی برای تحلیل بحث‌ها بوده. به لحاظ جامعه‌شناسی همان قدر که می‌تواند افقی را باز کند برای تحلیل و مفید باشد، مضر هم است چراکه نمی‌توانیم این جمعیت پراکنده و انبوه از جوانانی که از میانه دهه ۷۰ و ۸۰ هستند را بگوییم نسل زد و باید ویژگی‌هایی برای آن تعریف کرد.»

او اضافه کرد: «مورد دیگر این است که در کتاب با ۲۵۰ نفر مصاحبه شده و در کار جامعه‌شناسی وقتی که مصاحبه می‌کنیم جدول نمی‌دهیم و هدف نشان‌دادن صدای آدم‌هاست. اینکه در کتاب آمار آورده شده بسیار خوب است؛ اما اگر نقل‌قول‌های وسیعی از مصاحبه با نسل زد هم می‌آمد بسیار تکمیل‌کننده یکدیگر می‌بودند؛ اما جدول، کتاب را از خصلت داستان‌گویی دور کرده است.»

کاظمی همچنین به کالبدشکافی کتاب درباره نسل زد اشاره کرد که چگونه این تحولات را رقم زده است؛ از جمله اینکه در آن مقطع، خانواده‌ها پشت این تحولات قرار داشتند.
در ادامه صحبت‌های کاظمی، سیدآبادی اشاره کرد ۱۴۰۱، موفق‌ترین حرکت مدنی ایران است: «تنها موردی است که دستاورد داشته و دستاورد آن فرهنگی است و نه سیاسی. برای مثال در خانواده مذهبی و در خانواده‌ای در روستایی اتفاق افتاده که حتی ماهواره ندارد.»

به گفته او، باوجوداینکه این نسل تفاوت زیادی با خانواده‌هایشان دارند؛ اما درعین‌حال هم‌زیستی‌شان هم زیاد است: «زمانی که کتاب را شروع کردم فکر می‌کردم این گسست ارزشی است، زیرا بخشی از جامعه با بخشی دیگر گسست ارزشی دارد. اما جلوتر که رفتم فهمیدم یک دگرگونی معرفت‌شناختی وجود دارد. مثلاً تعریفشان از دانش با نسل گذشته متفاوت است.»

آغاز و پایانِ جهانی تازه

«محسن گودرزی»، جامعه‌شناس، سخنران دیگر این نشست بود: «در اعتراضات ۱۴۰۱ به نظر می‌آمد ما از جهانی خارج شدیم و دنیایی تمام شده و این اتفاقات آغاز جهان دیگری است و نشانه‌های آن در این کتاب هست. به عبارتی نوعی خوش‌بینی در فضای اجتماعی وجود داشت. این کتاب در نقطه پایانی این دنیا نوشته شده و اتفاقاً مفاهیمی که در آن استفاده شده اشاره شده به همین جهان. ما کماکان در امتداد این جهان پایان‌یافته هستیم و هنوز افق جهان تازه‌ای پدیدار نشده و اگر هم پدیدار شده، افق جذابی نیست و بیشتر تصویری ترسناک و هولناک است. وقتی این کتاب را در این فضا می‌خوانیم حس می‌کنیم با جهان کنونی ما نسبتی ندارد و خوش‌بینانه است.»

اکنون چگونه می‌توان با این کتاب مواجه شد؟ آیا تاریخ آن گذشته یا همچنان می‌توان با آن ارتباط برقرار کرد؟ گودرزی در این باره توضیح داد: «فرم کتاب جذاب است و با اتفاقاتی که نویسنده تجربه می‌کند شروع می‌شود؛ درست برخلاف کتاب‌های دانشگاهی که بیشتر با متخصصان یک حوزه ارتباط برقرار می‌کنند. این کتاب، مخاطبان وسیع‌تری برای خودش تعریف می‌کند.»

از دیدگاه این جامعه‌شناس، ویژگی دیگر این کتاب گفت‌وگو با جریان‌های مختلف است: «یکی جریان تحلیلگرانی است که وضعیت جامعه ایران را تحلیل و از مفاهیم برای توضیح وضعیت اجتماعی استفاده می‌کنند. نویسنده می‌گوید چرا این نگاه نمی‌تواند پدیده‌هایی که با آن مواجه هستیم را توضیح دهد. بخش دیگر، فعالان و جریان‌های سیاسی است که سعی می‌کنند را به شکلی بازنمایی کنند که در میدان رقابت‌های مبارزات و منازعات سیاسی، بتوانند از آن برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. نویسنده می‌گوید این دو جریان با پدیده‌ای مواجه شدند که قادر نیستند آن را توضیح دهند و در نقض این موضوع به مشاهدات خود اشاره می‌کند.»

به گفته گودرزی، در این بخش نویسنده برای توضیح این موضوع از مفهوم «شکاف معرفت‌شناختی» استفاده می‌کند: «نویسنده می‌گوید چرا به این نسل «دهه هشتادی» گفته می‌شود درحالی‌که به آن نسل «زد» نمی‌گویند. مقصود نویسنده از شکاف معرفت‌شناختی این است که نمی‌گوید که آنها به چه فکر می‌کنند بلکه می‌گوید چگونه فکر می‌کند.»

از دیدگاه گودرزی، این موضوع کتاب را جذاب و خواندنی می‌کند، چرا که می‌توان در آن مجموعه‌ای از گزارش‌ها و نظرات را دید و همچنین وارد دیالوگی انتقادی می‌شود و بحث را زنده نگه می‌دارد: «در این کتاب می‌بینیم که با نسلی مواجه هستیم که به جهان گشوده است و جهان را تهدید فرض نمی‌کند و برایش «خودش» اهمیت بیشتری دارد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *