کارشناسان و کنشگران محیط‌زیست در نشست «جنگ و محیط‌زیست» چه گفتند؟

فروپاشی نهاد حفاظت در جنگ

ایمان ابراهیمی حفاظتگر: ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس می‌توانند با موضوع حفاظت از محیط‌زیست، فضایی را برای همکاری شکل دهند





فروپاشی نهاد حفاظت در جنگ

۳ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۲۰

| پیام ما | افتادن اولین بمب‌ها بر سر تهران و امتداد انفجارها و بمباران‌ها در ایران، باعث شد بسیاری از مسائل که پیش از آن دغدغه جامعه ایران بود، زیر اخبار جنگ به حاشیه رود. محیط‌زیست یکی از آنهاست که هنوز نتوانسته خود را از آوار اخبار مرتبط با جنگ بیرون بکشد. همین موضوع بهانه‌ای برای نشستی در کتاب‌فروشی «وزن دنیا» بود. این نشست با حضور «امیرحسین خالقی» کارشناس حیات‌وحش، «حنیف رضا گلزار» کنشگر منابع طبیعی و محیط‌زیست، «ایمان ابراهیمی» حفاظتگر و «فاطمه باباخانی» روزنامه‌نگار محیط‌زیست برگزار شد تا آنها درباره «جنگ و محیط‌زیست» سخن بگویند.

آیا در شرایطی که جنگ ابعاد انسانی گسترده‌ای دارد، بحران آفریده و حتی صدای طرف‌داران رادیکال آن هم شنیده می‌شود، محیط‌زیست امری فانتزی و لوکس است و نباید به آن توجه کرد؟ فعالیت‌های ترویجی و حفاظتی محیط‌زیست تا چه حد تحت‌تأثیر جنگ قرار می‌گیرند؟ این پرسش «مهتاب جودکی» روزنامه‌نگار و میزبان این نشست از مهمانان بود. ایمان ابراهیمی با ارجاع به اخبار و گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی به این پرسش پاسخ منفی داد. به گفته او قرارگرفتن گزارش‌های محیط‌زیستی به‌عنوان تیتر یک روزنامه «پیام ما» نشان می‌دهد همچنان در بحبوحه جنگ به این مسئله توجه شده است. او همچنین ارجاعی به گزارش‌های بین‌المللی داشت که در آنها مقولاتی مانند آلودگی نفتی خلیج‌فارس موردتوجه قرار گرفته بود. امیرحسین خالقی هم جامعه ایران را جامعه‌ای دانست که با چالش‌های محیط‌زیستی دست‌وپنجه نرم می‌کند. به گفته این کارشناس حیات‌وحش درعین‌حال جنگ ما را با فروپاشی‌های مختلفی مواجه کرده که فراتر از محیط‌زیست، معیشت حفاظت‌گران و دستاوردهای سال‌ها کار آنها را تحت‌تأثیر خود قرار داده است. «در وضعیت بقا محیط‌زیست بدل به امری لوکس می‌شود.» فاطمه باباخانی در این نشست به نظریه‌های علوم ارتباطات درباره جنگ و محیط‌زیست ارجاع داد. به گفته او بر اساس این نظریه‌ها سوژه‌های خبری با هم رقابت می‌کنند تا بتوانند خودشان را به تیتر و عکس یک رسانه‌ها برسانند. «در وضعیت جنگی شاهدیم که اخبار مرتبط با سیاست خارجی و گفته‌های سیاست‌مداران و فرماندهان نظامی جایگاه اصلی را به خود اختصاص می‌دهند، در این شرایط محیط‌زیست به حاشیه رانده می‌شود.»

او به تجربه شخصی خود در این زمینه اشاره کرد که در طول چهل روز جنگ که حدود نیمی از آن به واسطه نوروز و… تعطیل بود تنها دو گزارش محیط‌زیستی به نام خود منتشر کرده، در حالی در مدت‌زمان مشابه سال گذشته این عدد به ۱۰ گزارش و مصاحبه می‌رسید. حنیف‌رضا گلزار در سخنان خود سراغ تاریخچه‌ای از جنگ‌ها در فلات ایران رفت. به گفته او جنگ و محیط‌زیست در هم تنیده‌اند و این موضوع تنها به زمان معاصر مربوط نمی‌شود. «ازدست‌دادن جان‌ها، آلودگی صوتی، دود و آلودگی ناشی از انفجار مخازن سوخت، پالایشگاه‌ها، خطوط انتقال انرژی را در این بازه زمانی شاهد بودیم.»

به گفته این کنشگر منابع طبیعی و محیط‌زیست در پنج هزار سال گذشته ما شاهد ۹۹۴ جنگ در منطقه‌ای که آن را به نام خاورمیانه می‌شناسیم رخ داده است. «در ۳۱۶ مورد از این جنگ‌ها، از آب به‌عنوان هدف جنگی استفاده شده است. یعنی یکی از طرفین تلاش کرده با محدودکردن منابع آبی این کار را انجام دهد. در ۱۷۳ مورد از آب به‌عنوان ابزار جنگی استفاده شده است و در ۵۰۵ مورد آب تلفات جنگ بوده است؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در این بازه زمانی آب یا هدف نهایی برای تصاحب بوده و یا از آن به‌عنوان ابزاری برای فشار به‌طرف دیگر جنگ استفاده شده است.» خالقی در ادامه این نشست به فروپاشی نهادی در حوزه محیط‌زیست به‌عنوان یکی از تبعات جنگ توجه کرد. «در زمانه جنگ تنها شاهد نیستیم که مقالات و گزارش‌های محیط‌زیستی کمتری نوشته می‌شود. در چنین وضعیتی تاب‌وتوان کار میدانی از حفاظت‌گران گرفته می‌شود. به‌علاوه شاهدیم که معیشت این گروه با چالش‌های جدی مواجه شده است.»

دوقطبی شدن فضا و شکل‌گیری دسته‌بندی‌های مختلف از دیگر تبعات جنگ به گفته خالقی است که در ایران هم شاهد آن بودیم. ابراهیمی هم درباره ضعف نهادسازی به این مسئله اشاره کرد که در ایران شاهد رقابت دولت با نهادهای مدنی هستیم؛ مقوله‌ای که باعث می‌شود این نهادها و تشکل‌ها نتوانند رشد کنند. باباخانی در این نشست به ضعیف‌شدن نهادهای مدنی حوزه محیط‌زیست اشاره کرد. موضوعی که باعث شده اکثر تشکل‌ها به دلیل محدودیت‌های مالی نتوانند فضای فیزیکی در اختیار داشته باشند و ارتباطاتشان را به شکل آنلاین پیگیری کنند. «نبودن فضا باعث می‌شود ورود نسل جدید علاقه‌مند به‌سختی صورت گیرد و در نهایت شاهد تزریق آنها به جامعه حفاظت‌گران نباشیم.»

به گفته این روزنامه‌نگار در زمانه جنگ همچنین خط‌قرمزها افزایش پیدا می‌کند و کارشناسان محافظه‌کارتر می‌شوند.

یکی از موضوعات چالشی در این روزها بحث درختان شکسته و افتاده است. گلزار و جمعی از کنشگران محیط‌زیست این روزها درگیر آن هستند. به گفته او جدا از پیامدهای جنگ بر حفاظت از محیط‌زیست ما در جنگ اخیر شاهد نوعی قرق‌شکنی از سمت متولیان جنگل بوده‌ایم. «طیف گسترده‌ای از دغدغه‌مندان و مردم پس از سه چهار سال کار مداوم موفق شدند در سال ۹۵ بهره‌برداری از جنگل‌های هیرکانی را بعد از ۶۰ سال متوقف کنند.»
به گفته او این روزها سازمان منابع طبیعی به دنبال برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگل‌های هیرکانی است. «متأسفانه در شرایط جنگی و در وضعیت قطع اینترنت این بحث بار دیگر مطرح شده است.»

همکاری با همسایگان درباره محیط‌زیست

در ادامه این نشست شرکت‌کنندگان پرسش‌های خود را با مهمانان در میان گذاشتند. یکی از آنها «مهدی مجتهدی»، کنشگر محیط‌زیست بود که سال‌ها تجربه کار با جامعه محلی را دارد. به گفته او در دنیا شیوه‌های مختلف حفاظت وجود دارد که یکی از آنها حفاظت با کمک جامعه محلی است. او همچنین پیشنهاد کرد تا تنگه هرمز به‌عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره مشترک بین ایران و عمان ثبت شود و گفت که این موضوع می‌تواند به امارات هم گسترش یابد تا یک همکاری بین‌المللی برای حفاظت از آن را شاهد باشیم. ایمان ابراهیمی هم این موضوع را مهم دانست. خالقی در این نشست و در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا احزاب محیط‌زیستی در ایران شکل نمی‌گیرند، به مسئله نبود تمایل در محیط‌زیستی‌ها برای ورود به عرصه سیاست ارجاع داد. «ما محیط‌زیستی‌ها نه‌تنها کنش سیاسی نداشتیم، بلکه آگاهی سیاسی هم نداشتیم و چون وارد این حوزه نشدیم، نمی‌توانیم به جنبش‌های صلح‌خواهی از جنس محیط زیستی هم وارد شویم.»

او همچنین تاریخچه شکل‌گیری تشکل‌های محیط زیستی و فرازوفرود آنها را شرح داد و گفت: «مشکلی که نهادهای محیط‌زیستی با آن مواجه هستند این است که با تغییرات مدیریتی ناچار به عقب‌گرد می‌شوند.»

شرکت‌کننده دیگری در این نشست به مسئله‌آموزش محیط‌زیست توجه نشان داد. به گفته این شرکت‌کننده رادیو و تلویزیون با وجود بودجه‌های فراوان نه‌تنها در این زمینه موفق نبوده‌اند؛ بلکه شاهد تبلیغ کالاهایی مثل کیسه‌فریزر و… در آنها هستیم. گلزار در این زمینه نبودن اولویت محیط زیستی را مسئله جامعه ایران دانست و گفت: «این موضوع باعث شده شاهد آلودگی‌های گسترده در حاشیه جنگل‌ها باشیم.»

جامعه مدنی ضعیف توان کنشگری را از دست می‌دهد

آیا شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به کنشگری محیط زیستی منجر شوند؟ این موضوع از نظر مهمانان این نشست دو وجه مثبت و منفی دارد؛ در حالی گلزار آن را عاملی برای فشار جامعه مدنی برای جلوگیری از طرح‌های مخرب دانست، خالقی از زاویه دیگری به آن پرداخت و گفت گاهی این فضا به توهم کنشگری در میان گروهی از جامعه منجر می‌شود. به گفته او ضعف جامعه مدنی و یا عقب نگه‌داشتن آن در این مورد باعث می‌شود آنها نتوانند در این زمینه اطلاع‌رسانی درستی داشته باشند و یا افراد بیشتری به عرصه کنشگری وارد شوند.

مقوله دیگری که در این نشست به آن پرداخته شد مستندسازی در حوزه کنشگری و جامعه مدنی بود. به گفته ابراهیمی ما در ایران در این زمینه ضعیف هستیم. «در طول جنگ شاهد بودیم که همه چیز به‌جای پژوهش و مستندسازی، بدل به خبر می‌شود. فضای مجازی هم باعث شده لحظه برای ما مهم‌تر از زمان طولانی شود. این در حالی است که کویتی‌ها توانستند آثار جنگ بر محیط‌زیست کشورشان را در دو بازه کوتاه و بلندمدت بررسی کرده و یک آمادگی کلی برای مواجهه با اتفاقات بعدی داشته باشند.» او همچنین به هزینه‌های حفاظتی در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس اشاره کرد. «اماراتی‌ها و عمانی‌ها هزینه‌های چندمیلیارددلاری برای حفاظت از گونه‌هایشان انجام داده‌اند، بااین‌حال تخریب‌های انجام‌شده برای بمباران یک پالایشگاه می‌تواند تلاش‌های آنها را تحت‌تأثیر قرار داده است. ما می‌توانیم در ایران با موضوع حفاظت از محیط‌زیست خلیج‌فارس وارد این بحث شده و فضایی برای همکاری شکل دهیم.»

قبیله‌گرایی، آفت محیط‌زیست

«مانیا شفاهی» سردبیر فصلنامه «صنوبر» نیز در این نشست به نیاز همدلی و همکاری در جامعه محیط‌زیستی‌ها اشاره کرد. موضوعی که فقدان آن باعث شکاف بین متخصصان در یک سطح و بین متخصصان و جامعه محلی در سطح دیگر منجر می‌شود. خالقی چنین چالشی را به موضوع قبیله‌گرایی در جامعه محیط‌زیست مرتبط دانست. «ما باید تلاش کنیم از قبیله‌گرایی فاصله بگیریم تا بتوانیم در عین اختلاف‌نظر با هم همکاری کنیم.»

او شکل‌گیری جلساتی مشابه این نشست را فضایی برای شکل‌گیری گفتمان‌های محیط زیستی دانست. «در دنیا گفتمان ابتدا به شکل چهره‌به‌چهره بودند. منتها انحصار گفت‌وگو به فضای مجازی باعث ملتهب شدن فضا می‌شود که در نهایت در آنها اختلافات بالا می‌گیرد.»

باباخانی دلیل چنین اختلافاتی را به کمبود منابع و بودجه‌ها مرتبط دانست. «در فضایی که پروژه‌ها محدود هستند، انجمن‌ها و کارشناسان در فضای رقابتی ناسالمی قرار می‌گیرند تا بتوانند کار موردعلاقه‌شان را انجام دهند.»
خالقی در ادامه سماجت را رمز بقای جامعه مدنی دانست. به گفته او ممکن است این دیدگاه رمانتیک به نظر بیاید؛ اما تنها راه نجات سماجت جامعه مدنی و انسجام است.

سمج باشیم و امیدوار

در جمع‌بندی این نشست باباخانی به ضربه جنگ به جامعه حفاظت‌گران اشاره کرد؛ اینکه بسیاری از حفاظت‌گران قدرت تمرکز بر کارشان را ازدست‌داده‌اند و تلاش می‌کنند با سختی فراوان از تنوع زیستی ایران حفاظت کنند. «ما شاهد ازدست‌رفتن فرصت‌ها برای حفاظت‌گران بودیم. آنها این روزها همچنان تلاش می‌کنند؛ اما درعین‌حال این تلاش همراه با فشار بیشتر ناشی از جنگ است.» گلزار در جمع‌بندی سخنانش به توانمندی بالای جامعه مدنی ایران در قیاس با کشورهای همسایه اشاره کرد و گفت: «ما باید امیدوار بمانیم و ادامه این مسیر را با پشتوانه همبستگی پیش ببریم.» ابراهیمی در مقابل معتقد بود که گاهی باید ناامید باشیم تا رویه‌هایمان تغییر دهیم. «در شرایطی هستیم که کار خاصی از ما برنمی‌آید. این روزها سعی می‌کنم بیشتر مشاهده‌گر خوبی باشم و بتوانم آنها را ثبت کنم.»

خالقی که پس از جنگ عراق در این کشور کار کرده به تجربه خود در این کشور اشاره کرد؛ به اینکه نمی‌توانسته به واسطه مین‌گذاری از مسیر جاده بیرون برود تا وارد عرصه‌ای شود. «جنگ تنها به لحاظ فیزیکی محیط‌زیست را از بین نمی‌برد؛ بلکه نهادها هم دچار زوال می‌شوند. اعتمادسازی سخت است اما بازگشت به آن بسیار پیچیده‌تر و این مصیبتی است که جنگ بر سر محیط‌زیست می‌آورد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *