ادبیات داستانی چگونه جنگها را بازنمایی میکند؟
ما با جنگ همزادیـــــــــم
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۵۶
جنگها میآیند و میروند؛ در مقطعی صدر اخبار مینشینند و میشوند سرخط خبرها. بعد میروند لابهلای کاغذهای رنگورورفته روزنامهها، مجلات و کتابها، و میشوند بخشی از تاریخ کشورها و ملتها. جنگها میآیند و میروند؛ فارغ از اینکه تنها برای چند روز طول بکشند یا سالها، ترکشهای آنها بر روح و روان آدمها، گاهی تا پایان عمر باقی میماند. جنگها میآیند و میروند؛ اما رد خودشان و حضورشان را در ادبیات و هنر حفظ میکنند. سرزمینی را نمیبینیم که به خود جنگ دیده باشد و در ادبیات و یا هنر آن، از جنگ نقشی باقی نمانده باشد. جنگها میآیند و میروند و ما سالهای بعد، فارغ از اینکه آنها را تجربه کرده باشیم یا نه، با خواندن داستانها و دیدن فیلمها با شخصیتهای اثر همذاتپنداری میکنیم؛ چرا که ادبیات و هنر میتوانند تخیل اخلاقی را پرورش دهند و امکان همدلی با تجربههای دور از دسترس را فراهم آورند.
جنگها میآیند و میروند؛ اما هنر و بهویژه ادبیات داستانی چگونه آنها را روایت و بازنمایی میکند؟ جنگ در داستان صرفاً به مجموعهای پیوسته از رخدادها و صحنهها تقلیل نمییابد، بلکه برای مخاطب موقعیتی تروماتیک ایجاد میکند که مرز بین فروپاشی و دوباره و دیگرگونه زیستن است. بهعنوان نیرویی عمل میکند که بافتِ وجودی انسان را از درون، دگرگون میسازد. اگر روزنامهنگاری، به ثبت توالی وقایع میپردازد و تحلیل سیاسی، در پی تبیین و تحلیل رابطه علتومعلولی رخدادهای جنگهاست، ادبیات اغلب به درون شخصیتها مینگرد و بر زوایای پنهان زندگی و روح آنها نور میاندازد.
در ادبیات داستانی، بر خلاف تولیدات رسانهای و متون تاریخی، بیش از آنکه رویدادها و آمارها مهم باشند، تأثیری که رخدادها بر شخصیتهای داستان میگذارند اهمیت دارد. آنجا که جنگ، آرزوها، ترسها، تفریحها، عادتها، خواستها و نیازها و به طور خلاصه تمامی امور زندگی شخصیتها را هدف میگیرد و تغییر شکل میدهد و این، آن چهره هولناک جنگ است. «سهگانه دوقلوها» از «آگوتا کریستوف»، مثالی استعاری و نمادین از امکانی است که ادبیات برای بازنمایی جنگ و تأثیر آن بر آدمها، پیش روی ما میگذارد. «اسلاوی ژیژک» فیلسوف معاصر میگوید «برای اولینبار که نام آگوتا کریستف را شنیدم گمان کردم مردم اروپای شرقی بهاشتباه «آگاتا کریستی» را اینگونه تلفظ میکنند. بعدها متوجه شدم او بهمراتب از آگاتا کریستی، هولناکتر مینویسد.» بهدرستی به آگاتا کریستی لقب «بانوی جنایت» را دادهاند؛ اما چه چیزی هولناکتر از قتل و جنایت؛ بله: جنگ. جنگ، همه بدیها را در خودش دارد و این ویژگی، آن را به هیولایی بیبدیل و ترسناک تبدیل میکند.
آثار آگوتا کریستف، با ایجازی سرد و دقتی مشوشکننده، از برجستهترین آثار ادبی درباره دگرگونیهای همزمان شخصیتها و مخاطبان ادبیات داستانی در مواجهه با این هیولا به شمار میروند. شخصیتهای آثار او، بهویژه در «سهگانه دوقلوها»، تحتتأثیر جنگ و آثار و تبعات آن، مسخ و ویران میشوند. در آثار کریستوف، جنگ نیرویی فراگیر و گاه نامرئی است که ادراک، زبان و جهتگیری اخلاقی را شکل میدهد.
کریستوف در سال ۱۹۳۵ در مجارستان متولد شد، تجربه جنگ جهانی دوم را از سر گذراند و پس از انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان، بهناچار کشورش را ترک کرد و در سوئیس ساکن شد. در آنجا آثار اصلی خود را به زبان فرانسوی نوشت، زبانی که آن را در ابتدا «زبانِ دشمن» مینامید. این تجربه تبعید و گسست زبانی، تأثیری ژرف بر سبک و نگاه او گذاشت.
در نخستین جلد سهگانه دوقلوها، به نام «دفتر بزرگ»، با دو برادر دوقلو، «کلاوس» و «لوکاس»، روبهرو میشویم که در دوران جنگ بهاجبار از «شهر بزرگ» به خانه مادربزرگشان در «شهر کوچک» مهاجرت میکنند. دوقلوها تصمیم میگیرند که خاطرات خودشان را قالب انشاهایی در دفتری بزرگ ثبت کنند. در هر روز، انشای هر کدام که بهتر بود آن را در دفتر نگه میدارند و نوشته دیگری را، از بین میبرند. آنها تصمیم میگیرند تنها «حقیقت» را بنویسند و از بهکارگیری صفات و بیان احساسات پرهیز کنند؛ اما این تعهد به حقیقت، به شکلی پارادوکسیکال، نشان میدهد که در جهانی اشباع از خشونت، «بیطرفی» ناممکن است. دوقلوها خود را در معرض تمرینهایی خشن قرار میدهند تا جسم و روانشان را سخت و تقویت کنند: یکدیگر را کتک میزنند، گرسنگی را تحمل میکنند و بیحسی عاطفی را تمرین میکنند.
زبانی که به حداقل تقلیلیافته، بازتابی از بیحسی و خلأ ناشی از تروماست. حذف عواطف صریح، نشانه بیتفاوتی آگوتا کریستوف نیست. این ویژگی متن، خواننده را وامیدارد با خلئی مواجه شود که در آن چارچوبهای اخلاقی فروپاشیدهاند.
ادبیات، برخلاف روزنامهنگاری و تاریخنگاری، به یک روایت واحد و قابلاثبات محدود نیست؛ بلکه میتواند چندگانگی و تعارض را در خود جای دهد و از این طریق تجربه زیسته انسان در شرایط بحرانی را بازتاب دهد. سهگانه کریستوف نمونهای برجسته از این ظرفیت است: روایتی که بیش از آنکه به «آنچه رخداده» بپردازد، به چگونگی بازسازی گذشته در ذهن شخصیتها توجه دارد. در اصل هویت انسان از معبر روایتهایی شکل میگیرد که حتی اگر ناپایدار یا متناقض باشند، به او امکانِ بقا میدهند.
امروزه در جنگها موجی از تصاویر، آمارها و تحلیلهای نظامی و استراتژیک ارائه میشوند، اما این روایتها، اغلب از بازنمایی تأثیرات غیرمستقیم و لایهمند جنگ بر زندگی غیرنظامیان ناتواناند. همانگونه که در آثار کریستوف میبینیم، عمیقترین دگرگونیها در میدان نبرد شکل نمیگیرند، بلکه در زندگی روزمره کسانی رخ میدهد که در حاشیه آن قرار دارند: ازبینرفتن آرزوها، تغییر در نیازها و خواستها، استحاله نگرانیها و ترسها، جابهجایی و مهاجرت خانوادهها، فقر و خشونت، فرسایش روابط اجتماعی و تزلزل مرزهای اخلاقی. در ذهن و زندگی شخصیتها این تجربهها کمتر به روایتهای منسجم تبدیل میشوند و بیشتر بهصورت خاطرات پراکنده و تنشهای حلنشده باقی میمانند.
کریستوف با تمرکز بر این تأثیرات غیرمستقیم، مرز میان نظامیان و دیگران را به چالش میکشد. دوقلوها در سهگانه او سرباز نیستند، اما در منطق خشونت جنگ، غوطهورند و رشد اخلاقیشان در جهانی شکل میگیرد که در آن بیرحمی، به امری عادی بدل شده و همدلی، نوعی ضعف تلقی میشود. کریستوف نشان میدهد افراد، حتی بدون تجربه مستقیم خشونت نیز میتوانند عمیقاً تحتتأثیر آن قرار گیرند. به باور او در جنگ، همه قربانیاند. هم پدر «کلاوس» و «لوکاس» که به جنگ دشمن رفته، هم مادر که همراه دوقلوها مهاجرت کرده، هم «کتابفروش» و «لبشکری»؛ همهوهمه ترکشهای جنگ را با خودشان حمل میکنند. در واقع آثار او به کسانی صدا میدهند که در روایتهای مسلط جنگ در مطبوعات و متون تاریخی نادیده گرفته میشوند. شخصیت «مادربزرگ»، با تمام خشونت و بیمهریاش، میتواند بهعنوان محصول شرایطی تفسیر شود که بقا را بر هر ارزش دیگری مقدم میدارد. شخصیتهای فرعی؛ مانند پناهجویان، فراریان، و ساکنان فقیر، در حاشیه روایت ظاهر میشوند، اما حضورشان یادآور این حقیقت است که جنگ، بیش از آنکه در آمارها خلاصه شود، در سرنوشتهای فردی متجلی میشود. کریستوف با موجودیتبخشی به این چهرهها در روایت، در برابر حذف و تقلیل انسانها به اعداد و ارقام، مقاومت میکند.
با آنچه گفته شد، مقایسه ژیژک میان کریستوف و آگاتا کریستی معنا مییابد. اگر در آثار کریستی، نظم از روزنِ حلِ معما و پیداکردن قاتل یا قاتلین بازمیگردد و روایت، ما را به یک نقطه ثبات میرساند، در جهان کریستوف هیچ قطعیتی وجود ندارد؛ ما مدام در یک وضعیت پایاننیافته از جنگ و ترکشهایش زیست میکنیم. سهگانه کریستوف و بهویژه «دروغ سوم»، نشانهای از گریزناپذیریِ عدمقطعیت است؛ وضعیتی که در آن حقیقت، همواره در معرض تردید و بازسازی قرار دارد.
در دو جلد دوم و سوم سهگانه؛ یعنی «مدرک» و «دروغ سوم»، کریستوف ساختار روایی را پیچیدهتر میکند و حتی هویت دوقلوها را نیز به تزلزل میکشاند. تقارن ظاهری میان «کلاوس» و «لوکاس» بهتدریج فرومیپاشد و این پرسش را پیش میکشد که آیا آنها، دو فرد متمایزند یا بازتابی از یک «خودِ» دوپاره. این ابهام، بازتابدهنده اثرات مخرب جنگ است که علاوه بر ساختارهای اجتماعی، انسجام هویت فردی را نیز از هم میگسلد. حافظه، نامطمئن میشود و حقیقت، در معرض بازنویسی قرار میگیرد. روایت، بهسان هزارتویی از تناقضها، خواننده را وادار میکند همان سرگشتگی شخصیتها را تجربه کند. کریستوف با برجستهسازی ابعاد روانی و اخلاقی تجربه جنگ، خواننده را به بازاندیشی در روایتهایی فرامیخواند که از بستر آنها، جنگ را درک میکنیم. بهاینترتیب آثار او در اینجا به طور خاص و ادبیاتِ جنگ به طور عام، به ابزاری بدل میشوند برای آشکارساختن حقیقتهایی که در زیر لایههای تاریخ رسمی پنهان ماندهاند. کریستوف با پیچیدهتر کردن روایت و زبان داستان و همینطور درهمآمیختگی زمان، ما را به این فکر وامیدارد شاید همزادِ غیرقابلانکار همه آنهایی که جنگ را تجربه میکنند، خود ِجنگ است. جنگها میآیند و میروند؛ اما تأثیر آنها تا همیشه با ما میماند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پارک پردیســـــــــان را دریابیم
میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بومگردی
پرفروشهای نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به دست میدهند؟
فهرست پرفروشها سند اجتماعی میشود
کلکِ خیـــــــالانگیز
تیــــم مــا
یادمان باشد که این خاک خشک است
مسکن و طبقه متوسط فقیرشده
گاهی بحران تمام میشود، اما سیستم هشدار مغز هنوز خاموش نشده است
ذهن در وضعیت آمادهباش
کوهنوردان راه آزادی
نگاهی به فیلم «اگر پا داشتم لگد میزدم»
فروپاشــــــی بیصدا
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید