رسانه و کنشگــــــری محیط‌زیست





رسانه و کنشگــــــری محیط‌زیست

۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۲۷

از سال‌های دور، از همان روزهایی در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ که پدرم نخستین قدم‌ها را برای تأسیس و پیشبرد فعالیت‌های کنشگری و مردم‌نهاد برداشت، نقش رسانه برای من معنایی جدی داشت. پدر، در کنار همه فعالیت‌های اجتماعی و محیط‌زیستی‌اش، برای روزنامه‌ها و خبرنگاران می‌نوشت؛ یادداشت‌هایی که شاید در ظاهر ساده بودند، اما اثر می‌گذاشتند، مسئله‌ای را روشن می‌کردند، پرسشی را عمومی و گاهی راهی باز می‌کردند. من هم از همان دوران، به‌واسطه پدر، با روزنامه و اهمیت خواندن روزنامه آشنا شدم. روزنامه برای من، پنجره‌ای بود به جهان؛ دنیایی برای فهمیدن، پرسیدن و مسئول نگه‌داشتن کسانی که قدرت تصمیم‌گیری داشتند.

وقتی خودم وارد فعالیت‌های محیط‌زیستی شدم، در ابتدا علاقه‌ای نداشتم در جلسات شرکت کنم، سخنرانی داشته باشم یا زیاد دیده شوم. بیشتر دوست داشتم کارم را در میدان انجام بدهم؛ کنار مردم، در کوه و جنگل و روستاها. برای من، مسئله محیط‌زیست جایی معنا پیدا می‌کرد که آثارش را در زندگی واقعی مردم می‌دیدم، نه فقط در گزارش‌ها و جلسات اداری.

اما هرچه جلوتر رفتیم، متوجه شدیم که فقط کار میدانی کافی نیست. ذی‌نفعانی را نمی‌توان کنار گذاشت؛ ذی‌نفعانی که تصمیم‌های آن‌ها تأثیر مستقیمی بر زندگی و اکوسیستم دارند. پروژه‌هایی اجرا می‌شدند، تصمیم‌هایی گرفته می‌شد، اتفاقاتی می‌افتاد که اگر درباره‌شان نوشته نمی‌شد، اگر روایت نمی‌شدند، اگر به افکار عمومی نمی‌رسیدند، در سکوت پیش می‌رفتند و آثارشان بر طبیعت و زندگی مردم باقی می‌ماند. آنجا بود که نوشتن تبدیل شد به یک ضرورت اجتماعی. کم‌کم اطلاع‌رسانی درباره فعالیت‌ها آغاز شد. بعدتر مطالبه‌گری جدی‌تر شد. خبرنگاران وارد شدند، گفت‌وگوها شکل گرفت، مصاحبه‌ها منتشر شد و مسائل محلی راه خود را به رسانه‌ها باز کردند؛ چون بسیاری از موضوعاتی که در ظاهر استانی به نظر می‌رسند، در واقع اثر ملی دارند.

به‌ویژه در حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی، هیچ مسئله‌ای صرفاً محلی نیست. جنگل، آب، خاک، حیات‌وحش و معیشت جوامع محلی، همه در یک چرخه به‌هم‌پیوسته‌اند. تصمیمی که در مرز سیاسی یک استان گرفته می‌شود، می‌تواند بر زندگی مردم، امنیت سرزمینی، منابع طبیعی و آینده زیستی کشور اثر بگذارد. زاگرس، هرچند در تقسیمات اداری میان چند استان قرار گرفته، اما مسئله زاگرس، مسئله‌ای ملی است.

همین مسئله باعث شد که نگاه ما به رسانه جدی‌تر شود. رسانه فقط ابزار اطلاع‌رسانی نبود؛ بخشی از خودِ کنشگری بود. رسانه کمک می‌کرد افکار عمومی درگیر شود، پرسش شکل بگیرد، دستگاه‌های دولتی ناگزیر به پاسخ‌گویی شوند و صدای جوامع محلی و کنشگران میدانی شنیده شود.

در ابتدا تمرکز زیادی بر رسانه‌های استانی داشتیم؛ چون بسیاری از مسائل در همان سطح رخ می‌دادند و طبیعی بود که از همان‌جا روایت شوند. اما کم‌کم دیدیم که برخی مدیران نه‌تنها در سطح استان پاسخ‌گو نیستند، بلکه تلاش می‌کنند مطالبه‌گری را پرهزینه کنند؛ با فشارهای رسمی، گاهی از طریق گروه‌های موازی، فعالان خودی، گاهی با استفاده از رسانه‌های نزدیک به خودشان و گاهی هم با ساختن روایت‌هایی که هدفشان خاموش‌کردن صداهاست.

در چنین فضایی، مسئله فقط این نبود که یک مدیر پاسخ نمی‌دهد؛ مسئله این بود که گاهی تلاش می‌شد اصل مطالبه‌گری هزینه‌زا شود تا صدایی به جایی نرسد. به همین دلیل، برای ما روشن شد که باید صدا را از محدوده استان فراتر برد. باید مسئله زاگرس را همان‌طور که هست، یعنی مسئله‌ای ملی، عمومی و سرزمینی، روایت کرد. حضور رسانه‌های ملی و رسانه‌های مستقل در این مسیر اهمیت زیادی داشت. وقتی مسئله‌ای از سطح محلی فراتر می‌رود و در برابر افکار عمومی گسترده‌تری قرار می‌گیرد، حتی برخی مدیرانی که در سطح استان پاسخ‌گو نبودند، ناچار می‌شوند توضیح بدهند. گاهی همین فشار افکار عمومی، همین دیده‌شدن مسئله، باعث می‌شود مردم همراه شوند، حساسیت ایجاد شود و تصمیم‌گیران نتوانند به‌راحتی از کنار موضوع عبور کنند. باید هزینه طرح‌های مخرب را بالا برد. باید تصمیم‌گیران نسبت به تصمیم‌های خود در مقابل مردم قرار بگیرند. نمی‌شود پشت درهای بسته، به اسم مردم، برای مردم تصمیم‌هایی گرفت که آینده مردم و این سرزمین را نشانه بگیرد. البته این همراهی زمانی مؤثر است که جبهه‌گیری‌ها درست باشد.

رسانه، اگر دقیق و مسئولانه عمل نکند، می‌تواند مسئله را از مسیر اصلی منحرف کند. گاهی دیده‌ایم که برخی تلاش می‌کنند مسائل محیط‌زیستی را به مسئله قومی تبدیل کنند، یا بحران‌ها را بی‌اهمیت جلوه دهند، یا اصل مطالبه را با حاشیه‌سازی بپوشانند. گاهی هم مدیرانی که باید درباره حوزه مدیریتی خود پاسخ‌گو باشند، به‌جای پاسخ‌گویی، نقش کنشگری می‌گیرند؛ در همان ساختار اداری دست‌به‌قلم می‌شوند و می‌نویسند، اما اینکه دقیقاً چه کسی را نقد می‌کنند و از چه جایگاهی، خودش جای تأمل و تعجب دارد.
چون خود بخشی از مشکل در یک شهرستان هستند! رسانه محیط‌زیستی نباید فقط برای طیف محدود فعالان محیط‌زیست بنویسد. مخاطب رسانه محیط‌زیستی، همه مردم‌اند؛ چون مردم، ذی‌نفعان اصلی طبیعت‌اند، از آب و خاک و جنگل و مرتع گرفته تا هوا، معیشت، سلامت و آینده فرزندانشان. محیط‌زیست مسئله گروهی خاص نیست؛ مسئله زندگی عمومی است.

رسانه محیط‌زیستی باید صدای بی‌صدای طبیعت باشد؛ صدای جنگلی که نمی‌تواند از خود دفاع کند، صدای رودخانه‌ای که خشک می‌شود، صدای خاکی که فرسوده می‌شود، صدای جامعه محلی‌ای که هزینه تصمیم‌های غلط را می‌پردازد، اما کمتر در فرایند تصمیم‌گیری دیده می‌شود. نقد سازنده، بیان دقیق مسئله و روایت مسئولانه می‌تواند توجه عمومی و حتی توجه ویژه تصمیم‌گیران را به موضوعی جلب کند که شاید در حالت عادی نادیده گرفته شود. رسانه وقتی درست عمل کند، می‌تواند فاصله میان میدان و مرکز تصمیم‌گیری را کمتر کند، می‌تواند یک روند اشتباه را به خواست و مطالبه عمومی تبدیل کند.

البته باید پذیرفت که کار رسانه‌کردن، به‌ویژه در حوزه محیط‌زیست و مسائل عمومی، کار آسانی نیست. رسانه‌ها همیشه در ایزوله فعالیت نمی‌کنند. آن‌ها تحت‌تأثیر فضای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجودند؛ از ناایمن‌بودن شغل خبرنگاری گرفته تا فشارهایی که به رسانه و خبرنگار وارد می‌شود، از محدودیت منابع مالی تا دغدغه‌های معیشتی و از فشار نهادها و ذی‌نفعان تا هزارویک مسئله‌ای که جامعه و مردم هم با آن درگیرند. برای همین، نباید همه بار مطالبه‌گری و شفاف‌سازی فقط بر دوش فعالان مدنی و رسانه‌ها گذاشته شود. اگر موضوعی در جامعه پیش می‌آید، نباید مسئله فقط به این خلاصه شود که «چرا رسانه نمی‌نویسد یا چرا به این موضوع پرداخت؟ یا چرا فلان کنشگر پیگیری نمی‌کند یا برعکس چرا فلان موضوع را مطالبه می‌کند؟» ساختارها باید به سمتی بروند که اصل پاسخ‌گویی، شفافیت و گفت‌وگو پذیرفته شود، مردم بخشی از این ماجرا باشند، نه اینکه هر مطالبه‌ای به فشار بر فعالان و رسانه‌ها ختم شود. در بسیاری از ساختارها، همیشه برخی سازمان‌ها، گروه‌ها و ذی‌نفعان تلاش می‌کنند با استفاده از رسانه‌های نزدیک به خود یا ایجاد گروه‌های موازی، فشار افکار عمومی را کم کنند، مسئله را تغییر مسیر دهند یا مطالبه‌گری را بی‌اثر کنند. در چنین فضایی، حمایت از رسانه‌های مستقل و کنشگران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. رسانه مستقل اگر تنها بماند، هم آسیب‌پذیرتر می‌شود و هم امکان اثرگذاری‌اش کاهش پیدا می‌کند.

حمایت از رسانه مستقل فقط به معنای تقدیر زبانی از خبرنگاران نیست. یعنی جامعه مدنی، کنشگران، متخصصان، دانشگاهیان و مردم، نقش رسانه را جدی بگیرند، اطلاعات دقیق‌تر در اختیار رسانه قرار دهند، در گفت‌وگوها مسئولانه‌تر مشارکت کنند و اجازه ندهند روایت‌های رسمی یا رسانه‌های وابسته، تنها روایت غالب از مسائل عمومی باشند. در عین حال، رسانه‌ها هم باید بر رسالتی که برای آن شکل گرفته‌اند پافشاری کنند؛ رسالت پرسشگری، روایت دقیق، شنیدن صداهای مختلف، ایستادن کنار منافع عمومی و پرهیز از افتادن در دام حاشیه‌سازی‌ها. رسانه مستقل زمانی اثرگذارتر می‌شود که هم شجاعت طرح مسئله را داشته باشد و هم دقت در روایت را فراموش نکند. باید هر موضوعی را تا زمان حصول جواب مشخصی پیگیری نماید.

رسانه محیط‌زیستی می‌تواند و باید طیف‌های مختلفی از دیدگاه‌ها را پوشش دهد؛ از فعالان محلی و جوامع بومی گرفته تا کارشناسان، مدیران، پژوهشگران و مردم عادی. اما این تنوع دیدگاه زمانی ارزشمند است که بر پایه روش، دقت، اخلاق حرفه‌ای و توجه به منافع عمومی باشد. قرار نیست هر صدایی صرفاً برای ایجاد تعادل ظاهری بازتاب پیدا کند؛ مهم این است که روایت‌ها به فهم بهتر مسئله، شفاف‌ترشدن ابعاد آن و نزدیک‌ترشدن به راه‌حل کمک کنند.

در نهایت، رسانه مستقل در کنار جامعه مدنی معنا پیدا می‌کند. اگر رسانه تنها بماند، فشارها می‌تواند آن را فرسوده کند. اگر جامعه مدنی بدون رسانه بماند، بسیاری از صداها شنیده نمی‌شوند. این دو در کنار هم می‌توانند به شکل‌گیری مطالبه‌ای دقیق‌تر، عمومی‌تر و اثرگذارتر کمک کنند.

در این میان، نقش رسانه‌هایی مثل روزنامه «پیام ما» برای من بسیار ارزشمند بوده است؛ رسانه‌ای که در سال‌های اخیر، به‌ویژه در حوزه محیط‌زیست، منابع طبیعی، جامعه محلی، آب، بحران‌های سرزمینی و حکمرانی محیط‌زیست، تلاش کرده از خبر روزمره حرکت کند و به مسئله عمق بدهد. «پیام ما» جایی است که می‌شود امیدوار بود روایت‌های محلی، تجربه‌های میدانی و دغدغه‌های واقعی، با دقت و مسئولیت منتشر شوند؛ جایی که مسئله محیط‌زیست تنها در قالب یک خبر کوتاه مصرف نمی‌شود، بلکه تلاش می‌شود ریشه‌ها، پیامدها، ذی‌نفعان و ابعاد اجتماعی آن هم دیده شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *