بازخوانی آثار «واحد خاکدان» نقاشی که اشیای خاموش را زنده کرد
جهان صندوقچههای فراموششده
۲ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۱۶
«فکر میکنم روحم خیلی بیش از آنچه در توانم است، از نظر جسمی از من میطلبد. این طلبیدن روحم از جسم ناتوان را سعی میکنم هماهنگ کنم. قبل از اینکه یک تابلو تمام شود که ممکن است سه ماه روی آن کار کرده باشم، ساعت-چهار نیمهشب درحالیکه سه پاکت سیگار کشیدهام، به فکر تابلوی بعدی میافتم… . بنابراین، همیشه میگویم خدایا در توانم خواهد بود که چنین کاری کنم؟» این بخشی از صحبتهای «واحد خاکدان»، هنرمند شناختهشده نقاشی است که از عکسهای سیاهوسفید، اسباببازیها، نامههای پراکنده، صندوقچهها و چمدانهای پر از وسایل فراموششده جهانی میساخت که در آن انباشتگی اجسام، سکون و فضای محدود در هم میتنیدند. کودکی، گذرا بودن زمان، ابدی نبودن اشیا و انسانها، مکانها و اشیای رهاشده، استنباط خودش از نقاشیهایش بود. خاکدان از سرطان مری رنج میبرد و مهرماه امسال بهدلیل نفوذ یک باکتری به مغزش، در بیمارستان بستری شد و همان بیماری در یکم آبانماه جانش را گرفت.
واحد خاکدان ازآندست هنرمندانی بود که نقاشی را بهمثابه تجربهای درونی، شخصی و فلسفی میفهمید. از اشیای ساده زندگی روزمره جهانی تازه میساخت؛ جهانی که در آن نشانههای فراموششده معنا مییافتند. دغدغه اصلی او زمان و زوال بود و تجربه زیست در غربت، بر نگاهش به این مفاهیم سایه انداخته بود. او در سال ۱۳۲۹ در تهران به دنیا آمد؛ در خانوادهای که هنر در فضای خانهاش جریان داشت. پدرش از نخستین طراحان صحنه تئاتر و سینما در ایران بود و بهگفته خودش، از کودکی با تماشای چیدمان صحنه و جادوی نور و فضا، با مفهوم «تصویرسازی» خو گرفت. خانهشان پر بود از کتابهای نقاشی، معماری و تاریخ هنر و همین باعث شد او زودتر از بسیاری از همنسلانش با هنر غرب و مفاهیم بصری مدرن آشنا شود.
در کودکی با مداد و دفتر نقاشی مأنوس بود و مادرش نخستین کسی بود که مشوق او شد. در سیزدهسالگی در اردوی هنری رامسر شرکت کرد و مدال طلای مسابقه نقاشی را گرفت؛ نقطهای که مسیر زندگیاش را مشخص کرد. با توصیه «غلامحسین نامی»، از پیشگامان جنبش هنر مدرن در نقاشی معاصر ایران، به هنرستان هنرهای زیبا رفت و زیر نظر استادانی چون «محمدابراهیم جعفری» آموزش دید. او بعدها در دانشکده هنرهای تزئینی در رشته معماری داخلی ادامه تحصیل داد؛ انتخابی که بهگفته خودش، به توصیه پدر انجام شد تا پشتوانهای عملی برای هنر داشته باشد. همین ترکیب نقاشی و معماری، بعدها در ساختار آثارش یعنی در ترکیب اشیا، نور و فضا، نقشی کلیدی ایفا کرد.
از نمایشگاه در گالری سیحون تا یک تخممرغ
نخستین نمایشگاههای انفرادیاش در دهه ۵۰ در گالری سیحون و تالار قندریز برگزار شد؛ زمانی که تنها بیستوچند سال داشت. او در این دوران بهشدت از جریانهای نقاشی اوایل قرن بیستم تأثیر گرفته بود. در هنرستان، آموزشها برپایه آثار امپرسیونیستها استوار بود، اما خاکدان که با جریانهای روز هنر جهان آشنا بود، خیلی زود دریافت جهان نقاشی از امپرسیونیسم و کوبیسم فراتر رفته است. آن زمان، در غرب موج پاپآرت و فتورئالیسم شکل گرفته بود، اما در ایران هنوز بازتابهای مکاتب سقاخانه و آبستره رایج بود.
در همان سالها تلاش کرد زبان شخصی خود را پیدا کند. نخست بهسمت نقاشی انتزاعی رفت، اما بهگفته خودش، کارهای آبستره برایش ملالآور شد. سپس فیگور را وارد بوم کرد تا به تعادلی میان تجرید و واقعیت برسد.
با رفتن به خدمت سربازی در سالهای ۵۵ تا ۵۷، نگاهش به جهان دگرگون شد. او از نزدیک با زندگی مردم در شهرهای کوچک و شرایط دشوارشان روبهرو شد و این تجربه باعث شد یک سال نقاشی را کنار بگذارد. احساس میکرد آثاری که پیشتر خلق کرده، متعلق به طبقهای خاص بوده و نمیتواند بیانگر زندگی واقعی مردم باشد. اما بازگشت او به نقاشی از یک تخممرغ آغاز شد. روزی تصمیم گرفت یک تخممرغ را با تمام جزئیاتش نقاشی کند و همین تجربه ساده، به بازگشت او به خلق انجامید. کمکم اشیای دیگری چون سنگ، صدف، شاخه درخت و استخوان به آثارش راه یافتند. این بازنماییهای دقیق از اشیای طبیعی، زمینهساز رویکرد رئالیستی و توجه وسواسگونه او به جزئیات در سالهای بعد شد.
در سال ۱۳۵۷، نقاشیهای همین دوره را در گالری سیحون به نمایش گذاشت؛ نمایشگاهی که بعدها بسیاری از هنرمندان آن را از خاطرهانگیزترین نمایشگاههای آن دهه دانستند. پس از انقلاب نیز یکی از نخستین نمایشگاههای انفرادی در موزه هنرهای معاصر تهران به آثار او اختصاص یافت. در آن دوران، نقاشیهایش حالوهوای اجتماعی بیشتری پیدا کردند؛ چهرههایی در اتاقهای خالی، آدمهایی در حاشیه و اشیایی که در سکوت، قصه زمان را بازمیگفتند. برخی او را در آن سالها «سوسیال رئالیست» نامیدند، اما خودش در مصاحبه در سال ۹۷ گفته بود: «من اصلاً از این برچسبها خوشم نمیآید؛ چون تجربههای زندگی یک هنرمند خیلی متغیر است.»
در دورهای برای تأمین معاش و ادامه فعالیت هنری، به طراحی صحنه، لباس و ماسک برای تئاتر روی آورد و همزمان تصویرگری کتاب کودک را ادامه داد. او با ناشران ایران و اروپا همکاری کرد و بیش از چهل کتاب کودک را تصویرسازی کرد. در سال ۱۳۶۳ به آلمان مهاجرت کرد و از آن زمان، جهان تصویریاش رنگ تازهای به خود گرفت. نخستین نمایشگاهش در خارج از کشور در مرکز فرهنگی اوبرهاوزن برگزار شد. نقاشیهایی که با خود برده بود، با استقبال مواجه شد و پسازآن، آتلیهای در آلمان اجاره کرد تا کار روی تابلوهای بزرگمقیاس را آغاز کند.
ناپایداری اشیا
آثار مشهور واحد خاکدان پس از مهاجرت به آلمان شکل گرفت و بیش از همه با آثار طبیعت بیجانش شناخته میشود. در این دوره، با تمرکز بر انباشتگی اشیا و فضایی محدود، جهان درون خود را روی بوم بازسازی میکند. هر جسم در تابلوهایش حامل داستانی شخصی است و با جزئیات دقیق و نشانهگذاریهای ظریف، خاطرات و تجربههای زیستهاش را بازتاب میدهد. این اجسام گویی تکههای پراکندهای از گذشته هستند که در یک قاب محدود جمع شدهاند و حس گذر زمان را منتقل میکنند.
از چمدان و قاب عکس گرفته تا قفسه چوبی، ملافهها، بستههای روزنامه و عروسکها، همه این اشیا با ظاهری کهنه، حس زمان گذشته را القا میکنند. با تکنیک فوتورئالیستی و پرداخت دقیق رنگ و بافت، خاکدان اشیا را بهگونهای تصویر میکند که هم ملموساند و هم حالتی عتیق و رازآلود دارند؛ اشیایی که در ظاهر بیجاناند، اما در جهان نقاشی او حاملان خاطرات و نشانههایی از انسانهایی هستند که زمانی حضور داشتهاند و دیگر نیستند. او هرگز از مدل یا عکس استفاده نمیکرد و همهچیز را از ذهن و تخیل خود میکشید و همین موضوع به آثارش کیفیتی شاعرانه میبخشید؛ واقعیتی که در مرز خیال حرکت میکرد.
خاکدان به جزئیات با وسواس نگاه میکرد؛ شاید تأثیر همان سالهای جوانیاش بود که به جلد آلبومهای موسیقی غربی و طراحیهای دقیق و رنگین آنها دل بسته بود. خودش گفته بود در نوجوانی تحتتأثیر هنر سایکدلیک و نهضت فتورئالیسم قرار گرفته است؛ زمانی که در جهان، تصویرگری به ابزار اعتراض سیاسی تبدیل شده بود. این گرایش به دقت و جزئینگری، بعدها در کار او به یکی از عناصر اصلی بدل شد.
بهگفته خودش، این توجه به جزئیات در نقاشی، ریشهای فلسفی هم داشت؛ نوعی ریاضت و تمرکز که در هنر ایرانی و سنت مینیاتور نیز دیده میشود. او باور داشت نقاش ایرانی، وقتی با صبر و وسواس روی یک اثر کار میکند، در حال نوعی مراقبه است. از این منظر، پرداخت دقیق یک خرس عروسکی یا چمدان فرسوده در آثار خاکدان، نه از سر تکنیکگرایی، بلکه تلاشی برای فهم روح زمان بود.
در سالهای اقامت در آلمان، علاقه او به نقاشان پیشامدرن و بهویژه مسئله نور افزایش یافت. باور داشت نور در نقاشی فقط یک عنصر بصری نیست، بلکه عامل حضور و غیاب است؛ همان چیزی که اشیای خاموش را زنده میکند.
تجربه مهاجرت شخصی و خانوادگی او در آثار هنری او منعکس شده است. به تصویر کشیدن اشیا بهشکل واقعی و با توجه به جزئیات دقیق، رویکرد هنری او را به هایپررئالیسم نزدیک میکند.
او هنرمندی بود که در میان خیال و واقعیت، میان گذشته و حال زیست و آفرید. شاید همین است که آثارش هنوز، سالها پس از خلق، در ذهن مخاطب میمانند؛ چون از جنس حافظه جمعیاند، از جنس چیزی که از بین نمیرود.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
گزارشی از برنامهای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمنپور»
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
تهدید تازه علیه عرصه تاریخی دقیانوس
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
گرافیک ایران؛ از میدان نبرد تا میز کار لرزان
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید