گزارشی از برنامهای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمنپور»
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۱:۵۴
کارمندی در اداره کتاب کودک وزارت فرهنگ و ارشاد در ابتدای دهه شصت، مدیریت آن واحد و نظارت حرفهای بر چاپ و نشر کتاب کودک، انتشار مجلات تخصصی رویش و غنچه و ریلگذاری برای حضور ایران در نمایشگاههای متعدد داخلی و خارجی، بخشیدن عطای کار دولتی به لقای آن، تلاش برای شکلگیری و قوام نهاد مدنی مهم هنر به نام «انجمن تصویرگران ایران» و تأسیس مؤسسه چاپ و نشر نظر گذری کوتاه از زندگی حرفهای «محمودرضا بهمنپور»، مردیست که بهتازگی سپهر فرهنگ و هنر ایران را ترک کرده است. شخصیتی که به گواه «بهزاد حاتم»، نقاش و گرافیست، فقدانش اتفاقی نگرانکننده برای آینده فرهنگ و هنر خواهد بود، چرا که ایران یکی از مدیران پرکار، حرفهای، خوشفکر و ایراندوستش را ازدستداده است. در روز عصر جمعه (۱۸ اردیبهشتماه) برنامهای به یاد او در حیات نشر «نظر» برگزار شد. روزی که نظر، اولین حضورغایب بهمنپور را تجربه کرد.
در ابتدای ورود به ساختمان قدیمی نظر در کوچه دهخدا ایرانشهر، کارکنان دیرینه این نشر همانند برنامههای پیشین رونمایی از کتب نظر، به میهمانان خوشامد میگفتند. چهرههای آشنایی که سالها همکاری مستمر با این نشر را در سابقهشان دارند و همین آشنابودن کارکنان برای یک مخاطب عام گواه مفهوم همکاری عمیق در این نهاد فرهنگی است. نسیم پریشان بهاری بوی گلهایی که از سوی ناشران مختلف برای تسلیت به نشر نظر فرستاده بودند را در حیاط میپراکند. شیشههای طبقه بالای انتشارات و خانههای اطراف در اثر حمله به حوالی میدان فردوسی در جنگ اخیر شکستهاند. اما در نگاه میهمانان اثری از جنگ و تبعات دهشتناکش دیده نمیشود؛ چون امروز برای قرار مهمی به حیات نظر آمدند. آمدند تا در کنار «آلما بهمنپور» و سایر علاقهمندان به فرهنگ و هنر این سرزمین جشن زندگی کوتاه اما بهغایت پهناور رضا بهمنپور را گرامی بدارند.
تنوع چهرههای حاضر در حیات نظر گواه جهان متکثر و ارتباطات گسترده بهمنپور بود. چهرههایی چون «مریم زندی»، «فرشید مثقالی»، «لیلی گلستان»، «مهرداد دفتری»، «ایمان افساریان»، «هادی حیدری»، «ایرج طهماسب»، «آرمان خلعتبری»، «علیرضا سمیعآذر» در کنار ناشران، نویسندگان، مترجمان، صاحبان گالریهای تهران، روزنامهنگاران، طراحان و مدیران هنری، پژوهشگران هنر و مردمی که از نظر و حیاتش خاطرات بیشماری داشتند بخشی از جمعیت بیشمار حاضر در گوشهگوشه حیات و بالکن طبقات فوقانی بود. حضور نوجوانان و جوانان دهه ۸۰ و ۹۰ تصویر جالبی از تلاشهای بهمنپور برای ارتباط با نسل جدید ایران را نشان میداد. گویی در حیات نظر گسست نسلی جایی ندارد. شاید به همین دلیل بود که برنامه با خواندن قطعه «کتیبه» «فرهاد مهراد» توسط «کیانا»، خواننده جوان شروع شد.
سپس فرشید مثقالی، این بار نه در کسوت گرافیست و برای مراسم رونمایی کتابش که بهعنوان دوستی سیساله از بهمنپور و خاطرات مشترکشان میگوید. مثقالی به شور و انرژی فراوان محمودرضا اشاره میکند: «شوق محمود از صاحب اثر بیشتر بود.» مؤلفه پررنگی که در صحبتهای «مریم زندی» عکاس هم شنیده میشد؛ وقتی که زندی از روند چاپ «کتاب مریم» سخن میگفت: «روند شکلگیری کتاب مریم بیش از پنج سال طول کشید. کرونا و بیماری محمود رخ داد و کار به جایی رسید که فکر کردم شاید بهتر باشد اشتیاقی برای چاپ این کتاب از خود نشان ندهم. اما شور و ذوق محمود باعث شد کتاب مریم سال گذشته در همین حیات رونمایی شود.»
«رضی میری»، دوست دیرینه بهمنپور و متخصص فرش با خواندن شعری از «فریدون مشیری»، حضور همیشگی محمودپور را در نظر و حیات هنر ایران یادآور شد: «تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظههای جاریست. چگونه عکس تو در برق شیشهها پیداست. چگونه جای تو در جان زندگی سبز است.»
خیالپردازیهای کمالگرایانه و هنرمندانه بهمنپور در کنار مرگاندیشی او سبب شده بود که به فهرست برنامه گرامیداشتش هم فکر کند. خوراکی موردنظرش را سفارش دهد تا کام میهمانان را با بستنی موردعلاقهاش شیرین کند. حتی در فیلم مستندی که «بهمن کیارستمی» تهیه کرده بود و در مراسم پخش شد، با شادمانی و خنده از سخنرانان مراسمش نام میبرد. حضور «فخرالسادات محتشمیپور» در یادبود محمورضا بهمنپور فراتر از حضوری معمول برای عرض تسلیت بود. در میانه برنامه تلفن همراه محتشمیپور با ارتباطی تلفنی به زندان اوین و «مصطفی تاجزاده» وصل شد. زندانی سیاسی که در پیامی فقدان بهمنپور را به «آلما و ماندانا» خانواده بهمنپور تسلیت گفت و خاطرهای از دوستی و آشنایی ۴۳ سالهشان از وزارت فرهنگ تا به اکنون را بیان کرد و تماس با صدای تلفن گویای زندان اوین با این مضمون: «این تماس از زندان اوین و تماسگیرنده زندانی میباشد» پایان یافت.
دوستیهای بیشمار بهمنپور سبب ارسال پیامهای تصویری از نقاط مختلف جهان بود. «نیکزاد نجومی» و «بهزاد حاتم» دو دوست قدیمی محمود بودند که با پیامهای تصویریشان در این فقدان حیات نظر را خالی نگذاشتند. حیاطی که عامدانه و هوشمندانه به خواست بهمنپور «حیات» نوشته شد تا بیانگر زندگی باشد. نه فقط زندگی نظر و آثار هنری که زندگی برای ایران.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
گزارشی از سوزندوزی زنان سیستانوبلوچستان، هنری که هنوز سهم عادلانهاش را از بازار نگرفته
زنی که با سوزن، اقتصاد خانه را میدوزد
نگاهی بر کتاب «ردِّ پای دستها»
روایتی از زیستیک نهاد فرهنگی در دل محله
انتشار نسخهی انگلیسی کتاب «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند»
پیوند هنر و گردشگری؛
ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس
اجرای «در جستوجوی حقیقت در خاک جنوب» در موزه هنرهای معاصر تهران
در سایه جنگ و تنگنای اقتصادی، دو کتابفروشی مستقل بندرعباس تعطیل شدند
شهر نفتی ایــــــران در سوگ کتابفروشیها
نگاهی به جریان هنر نمایش در سوریه پس از جنگ
حافظ از این راه رفت و مفلس شد | پیام ما
صنایعدستی ایران و انباشت هزینه فرصتهای ازدسترفته
دارهایی که بر دار شدند
به منــاسبت روز ملــی فـرش | پیـــام مـا
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شاهنامه در میان نتها و ماشینها |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید