گفتوگو با «وحید آقایی» درباره هویتزدایی معماری معاصر اصفهان
نصف جهان، نیمهجان؟
۱۴ مهر ۱۴۰۴، ۱۵:۵۹
اصفهان، شهری که قرنها در حافظه تاریخی ایران و جهان بهعنوان «نصف جهان» شناخته میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبهروست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یکسو، میراثی سترگ از دورههای سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهامبخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژههای عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیمهای مدیریتی، نگاههای کوتاهمدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربههای پرچالش میدان امامعلی و پروژه ارگ جهاننما گرفته تا بحثهای جدی پیرامون پلها، مترو و ساختوسازهای بیقاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفتوگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سالها در حوزه میراثفرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاستهای مدیریت شهری و آینده چشمانداز فرهنگی شهر بررسی میکند.
معماری معاصر اصفهان تا چه اندازه توانسته ادامهدهنده هویت تاریخی این شهر باشد یا برعکس، آن را دچار گسست کرده است؟
برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا تجربه تاریخی اصفهان را مرور کنیم. تاریخنگاری معماری و تجدد در ایران غالباً تهرانمحور است و کمتر به کانونهای دیگر توجه شده. اما در اصفهان، در همان بدو ورود تجدد، وزن سنگین و پیچیده تاریخ شهر تأثیر تعیینکنندهای گذاشت؛ اگرچه مداخلاتی مشابه دیگر شهرها صورت گرفت، اما بناهایی که طراحی میشدند، ناگزیر تحتتأثیر این میراث تاریخی بودند.
انگار نوعی تعامل شکل گرفت؛ تلاشی برای پیوست دادن ساختارهای تاریخی با ساختارهای جدید. نمونههایی از این روند را میتوان در کارخانه ریسندگی اصفهان، بانکهایی در محدوده نقشجهان یا مداخله در خیابان استانداری دید. در دهههای ۴۰ و ۵۰ هم این پرسش جدی بود که در یک شهر تاریخی چگونه میتوان ساختارهای مدرن را با گذشته تلفیق کرد. حتی این موضوع محور اصلی نخستین کنگره بینالمللی معماری در ایران بود که در شهریور ۱۳۴۹ در اصفهان برگزار شد.
اما امروز با دو مسیر متفاوت مواجهایم: یا میراث تاریخی را نادیده میگیریم یا معاصریت در معماری و تعامل با میراث تاریخی صرفاً تکرار فرمهای گذشته را در معماری میبینیم (مانند برخی نمونهها نظیر مسجد سلطانزاده، مؤسسه معرفت و هتل مجلل چهارباغ که بیشتر شبیه «شترگاوپلنگ» است) یا بناهایی میسازیم و سیاستها و رویکردهایی در ایجاد زیرساختهای شهری داریم که هیچ نسبتی با بستر و بافت تاریخی ندارند (مانند پروژههای زیرساختی نظیر مترو و ساختوسازهای بیضابطه در حریم آثار تاریخی).
برخی معتقدند معماری جدید اصفهان بیشتر شبیه «کپیبرداری ناقص» از غرب است تا تداوم سنت ایرانی. شما این انتقاد را میپذیرید؟
با ورود جریان مدرن و مواجهه با دنیای جدید غرب، معماران اصفهان کوشیدند براساس فرهنگ و بستر خود با این دنیا روبهرو شوند. درست است که برخی تکنیکها و الگوها از غرب اقتباس شد، اما این بهمعنای نفی تاریخ و سنت ایرانی نبود. ایران همواره در دادوستد فرهنگی با شرق و غرب و شمال و جنوب خود بوده و توانسته این جریان را امتداد دهد.
اینکه سنت را پدیدهای «فریزشده» بدانیم، اشتباه است. اتفاقاً معماری معاصر اصفهان در تلاش بوده فضاهای تاریخی با زندگی مردم امروز عجین شوند، در خدمت نیازهای جدید قرار گیرند و امکان بازتولید داشته باشند. به همین دلیل، من این کوششها را ارزشمند میدانم، هرچند همیشه کامل یا بینقص نبودهاند.
نقش دفاتر معماری اصفهان را در این میان چگونه میبینید؟ آیا درک صحیحی از معماری مؤثر دارند یا بیشتر کپیبرداری و ذهنیات فردی معماران است؟
واقعیت این است که بخشی از دفاتر معماری درک صحیحی از معماری معاصر دارند. اما مسئله تنها به دفاتر محدود نمیشود. ما باید شهر و مردم را اصلیترین مخاطب بدانیم و مسئولیت در برابر میراث تاریخی را جدی بگیریم. این نگاه، هم وظیفه معمار است و هم مسئولیت نهادهای مدیریتی.
برای مثال، پروژه بازار طلای خورشید در همسایگی محوطه باستانی کمرزرین واقع در میدان عتیق تنها ضعف معمار نیست، کمااینکه ما توسعه را نیز با معنای استحالهشده به مردم عرضه کردهایم، بلکه مشکل اصلی نبود ضوابط مدیریتی و محدودهبندی مشخص برای مداخلات در بافت تاریخی است. مدیریت شهری باید مناطق ویژه تعریف کند، با ضوابط روشن برای هرگونه ساختوساز یا مداخله.
اگر چنین ضوابطی وجود داشته باشد، معماران میتوانند طرحهایی ارائه دهند که هم نیاز مردم را تأمین کند و هم با بافت تاریخی هماهنگ باشد. جسارت معمار زمانی معنا دارد که در چارچوب ضوابط دقیق قرار گیرد. در دنیا نمونههای موفقی داریم که نشان میدهد توسعه و مدرنشدن لزوماً بهمعنای تخریب هویت تاریخی نیست.
چرا بهنظر شما معماری معاصر در اصفهان اهمیت دارد، درحالیکه این شهر میراث صفوی و بناهای تاریخی بینظیری دارد؟
اهمیت معماری معاصر در اصفهان حتی بیش از بسیاری از استانهای دیگر است. دلیلش این است که ایران در مدت کوتاهی با سرعت بالا وارد جهان مدرن شد. برای اینکه بتوانیم دنیای قدیم را با دنیای جدید هماهنگ کنیم، باید به این اتودهای (پیشطرحهای) معماری معاصر توجه کنیم.
این بناها شواهدی هستند از دوره در حال گذار ما. ارزش این معماری نهتنها در خود بناها بلکه در نقش الگویی آنهاست. وقتی دربارهشان صحبت میکنیم یا حتی نقدشان میکنیم، فرصتی فراهم میشود تا نسبت خود را با تاریخ و امروز بهتر تعریف کنیم. این یعنی زندگی قدیم و جدید میتواند در کنار هم تداوم پیدا کند.
گفته میشود معماری معاصر اصفهان بیشتر به «ویترین تبلیغاتی مدیران شهری» تبدیل شده است تا اثری ماندگار فرهنگی. نظر شما چیست؟
واقعیت این است که حتی برای چنین استفادههای تبلیغاتی هم معماری معاصر اصفهان به رسمیت شناخته نشده است. براساس پیگیریهای شفاهی من برپایه ضوابط فعلی، میراثفرهنگی اصفهان بیشتر بناهای قبل از سال ۱۳۳۵ را ثبت میکند و به معماری معاصر توجه چندانی ندارد.
این درحالیاست که در سطح ملی نمونههای زیادی از ثبت آثار معاصر داریم؛ مثلاً برج آزادی بلافاصله بعد از ساخت ثبت شد، یا بناهایی حتی از دهههای اخیر در تهران و شهرهای دیگر وارد فهرست میراث شدند. اما در اصفهان هنوز ضوابطی برای ثبت و حفاظت آثار معاصر وجود ندارد.
این غفلت باعث شده است بسیاری از بناهای ارزشمند دوره پهلوی یا پسازآن بیتوجه رها شوند. حتی در مرمتها هم شاهد بیضابطگی هستیم؛ مثلاً بانک سپه و بانک پارس قدیمی بخشی از اصالت خود را حفظ کردهاند، اما بانک فروغی در مرمت داخلی کاملاً از طرح اصلی فاصله گرفته است.
برخی معتقدند معماری معاصر اصفهان در دهههایی از تاریخ، دورههای طلایی داشته است. شما چنین باوری دارید؟
بهنظر من، گفتن «دوره طلایی» کمی دشوار است. در هر دورهای آثار شاخصی داریم. مثلاً پس از کنگره معماری معاصر اصفهان در ۱۳۴۹، ورود معماران داخلی و خارجی به پروژههای شهری شدت گرفت و توجه به نسبت شهر تاریخی با ساختارهای جدید افزایش یافت. اما همزمان بناهای بیکیفیت و بسازبفروشیها هم وجود داشت.
در دوره پهلوی اول هم همینطور بود؛ از یکسو، آغاز مرمتها و شکلگیری کارخانههای ریسندگی را داشتیم و از سوی دیگر، پروژههایی که آسیبزننده بودند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز آثار چشمگیری چون ساختمان اداری پلیاکریل یا مجموعه صنعتی پلار را داریم.
اما نقطه بحرانی به اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ بازمیگردد؛ زمانی که قبح تخریب بافت تاریخی با اقداماتی نظیر تخریب حمام خسروآقا و معماری کردن در بستر تاریخی ریخته شد؛ پروژههایی مانند میدان امامعلی(ع) یا ارگ جهاننما، نمونههای شاخص این بیتوجهیاند. پسازآن، آثار شاخص معماری معاصر اصفهان انگشتشمار شدند، هرچند هنوز نمونههایی ارزشمند مانند کارهای زندهیاد مهندس صارمی، آقای عرب، آقای حسینی یا آقای صالحی در شهر خلق و ایجاد میشود.
شما وضعیت کنونی معماری معاصر اصفهان را چگونه تحلیل میکنید؟
هشدار اصلی این است که معماری معاصر به رسمیت شناخته نمیشود. ما آنقدر تحتتأثیر میراث صفوی بودهایم که به دورههای پیشاصفوی یا معاصر بیتوجه ماندهایم. این بیتوجهی در حفاظت از بافت تاریخی و حتی درک ارزش آثار معاصر آشکار است.
بهعنوان نمونه، پروژه مترو و مسئله فرونشست نشان میدهد ما همانقدر که به مسجدجامع حساسیت داریم، باید به آثار معاصر هم توجه کنیم. امروز ساختمان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میدان لاله با معماری ارزشمند آن، دقیقاً در وسط کارگاه مترو قرار دارد و سرنوشت آن مشخص نیست و هیچ شفافسازیای درباره آن نمیشود. ایستگاه متروی ابنسینا در محدودهای ساخته میشود که دارای لایههای تاریخی ارزشمند است، اما براساس شنیدهها با کاوشهای باستانشناسی سطحی و بدون اطلاع مردم. در کشورهای دیگر، چنین پروژهای بدون اقناع افکار عمومی و جامعه متخصص آغاز نمیشود.
همچنین، کارخانههای نساجی اصفهان که روزی شهر را «منچستر شرق» کرده بودند، امروز یا تخریب شدهاند یا نیمهجان باقی ماندهاند. این درحالیاست که احیای چنین بناهایی همراه با اندیشه تولیدی و اشتغالزایی آنها میتوانست جایگزینی ارزشمند برای مجتمعهای تجاری بیهویت یا کافیشاپهای یکشکل باشد.
برچسب ها:
اصفهان، بافت تاریخی، بناهای تاریخی، حریم آثار تاریخی، محوطه باستانی، مدیریت شهری، معماری، معماری معاصر، میراث تاریخی، میراثفرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید