بایگانی مطالب برچسب: حریم آثار تاریخی

میراث ملی بدون سپر قانونی

|پیام ما| نزدیک به یک قرن از تصویب نخستین قانون حفاظت از آثار ملی در ایران و ثبت نخستین اثر تاریخی در فهرست میراث ملی می‌گذرد، اما تنها ۱۰ درصد از بناها، تپه‌ها و محوطه‌های تاریخی ثبت‌شده در فهرست میراث ملی، حریم مصوب دارند. این خلأ، آثار ملی را در برابر توسعه شهری، پروژه‌های عمرانی و تغییر کاربری‌های بی‌ضابطه آسیب‌پذیر کرده است. رویکرد مخرب وزرا و مدیران دو دولت سیزدهم و چهاردهم هم به کمک آمده‌ تا نگرانی‌ها درباره شرایط و سرنوشت این آثار دوچندان شود. «طرح ساماندهی و نظارت بر تعیین حریم بناها، تپه‌ها و محوطه‌های تاریخی و فرهنگی» که با هدف اصلاح این وضعیت ارائه شده، از یک‌سو می‌تواند باعث نظام‌مند شدن فرایند تعیین حریم شود و از سوی دیگر، با ابهام‌ها و کمبودهایی که دارد، می‌تواند در حوزه اجرا به سرنوشت بسیاری از قوانین و دستورالعمل‌های کم‌اثر حوزه میراث‌فرهنگی دچار شود. مرکز پژوهش‌های مجلس هفته گذشته با بررسی جزئیات این طرح اظهارنظری کارشناسی در این زمینه منتشر و پیشنهاداتی برای اصلاح آن ارائه کرده است.

پرونده پرحاشیه بازنگری حریم باغ فین کاشان

ماجرای حریم باغ تاریخی فین کاشان، یکی از شناخته‌شده‌ترین باغ‌های ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو، بار دیگر به صدر خبرها بازگشته است. پس از افشای نامه‌ای از سوی شهرداری کاشان خطاب به وزیر میراث‌فرهنگی با درخواست بازنگری در حریم این باغ تاریخی، فعالان میراث‌فرهنگی نسبت به خطر کوچک‌شدن حریم ملی هشدار داده‌اند. در مقابل، مقام مسئول وزارت میراث‌فرهنگی صراحتاً هرگونه تغییر را رد کرده و تأکید دارد هیچ اصلاحی در محدوده قانونی این باغ انجام نشده است. این وضعیت، تصویری پیچیده از یکی از حساس‌ترین پرونده‌های میراثی کشور را پیش چشم کارشناسان قرار داده است؛ پرونده‌ای که در قلب آن، مفهومی بنیادین از حفاظت و توسعه شهری نهفته است و سؤالی که باز هم مطرح می‌شود: آیا می‌توان حریم آثار تاریخی را برای اجرای پروژه‌های شهری تغییر داد؟

در جست‌وجوی طلا، تاریخ را می‌سوزانیم

حفاری‌های غیرمجاز دیگر بلای جان محوطه‌های تاریخی شده‌اند. محوطه‌هایی آسیب‌پذیر که هرگونه تغییر در آنها می‌تواند منجر به تخریب کامل و ازدست‌رفتن اسناد و هویت تاریخی ایران شود. کارشناسان بارها درباره عواقب این پدیده هشدار داده‌اند، اما همچنان رسیدگی قاطعی به آن نمی‌شود. در نشست تخصصی که به مناسبت روز جهانی باستان‌شناسی برگزار شد، باز هم این موضوع توسط صاحب‌نظران حوزه میراث‌فرهنگی بررسی و راهکارهایی برای آن ارائه شد.

نصف جهان، نیمه‌جان؟

اصفهان، شهری که قرن‌ها در حافظه تاریخی ایران و جهان به‌عنوان «نصف جهان» شناخته می‌شود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبه‌روست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یک‌سو، میراثی سترگ از دوره‌های سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهام‌بخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژه‌های عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیم‌های مدیریتی، نگاه‌های کوتاه‌مدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربه‌های پرچالش میدان امام‌علی و پروژه ارگ جهان‌نما گرفته تا بحث‌های جدی پیرامون پل‌ها، مترو و ساخت‌وسازهای بی‌قاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفت‌وگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سال‌ها در حوزه میراث‌فرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاست‌های مدیریت شهری و آینده چشم‌انداز فرهنگی شهر بررسی می‌کند.

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟

زخم‌های پنهان یک شهرِ جهانی

اصفهان را شهر هنر و تاریخ می‌دانند؛ شهری که از دل تاریخ صفوی تا به امروز، همواره چون نگینی بر پهنهٔ تمدن ایرانی درخشیده است. اما امروز، در آستانهٔ هفتهٔ فرهنگی اصفهان، پرسش‌هایی جدی پیرامون وضعیت میراث‌فرهنگی و بناهای تاریخی این شهر مطرح است: چه به سر این گنجینهٔ عظیم آمده؟ آیا سازوکارهای حفاظت، معرفی و مستندسازی از میراث اصفهان با حجم تهدیدها و فراموشی‌های امروز هم‌خوان است؟ و مهم‌تر از آن، روایت اصفهان امروز در چشم نسل فردا چگونه شکل خواهد گرفت؟ در سال‌های اخیر، فرسایش کالبدی بسیاری از بناهای تاریخی، گسست روایت‌های فرهنگی و غفلت از ظرفیت‌های مستندنگاری، موجب نگرانی فعالان حوزهٔ میراث‌فرهنگی شده است. اصفهان، باآن‌همه عظمت در حافظهٔ جهانی، گویی در محاصرهٔ فراموشی، بی‌توجهی و سوءتعبیر از معنای واقعی میراث گرفتار آمده؛ حال‌آنکه شهرهای تاریخی بدون روایت دقیق، مستند و مسئولانه، به‌سرعت از حافظهٔ زنده به موزه‌ای خاموش بدل می‌شوند. به همین مناسبت، و در آغاز هفته‌ای که قرار است فرصتی برای بازاندیشی در هویت فرهنگی اصفهان باشد، به سراغ سه صاحب‌نظر برجسته در حوزه‌های عکاسی مستند، باستان‌شناسی و بافت و بناهای تاریخی رفته‌ایم. این گزارش، روایتی چندصدایی از نگاهی انتقادی و درعین‌حال دغدغه‌مند به شهری است که همچنان میراثش نفس می‌کشد؛ اگر بخواهیم آن را ببینیم، بشنویم و حفظ کنیم.

تاق‌بستان در تله تله‌کابین

عمر پروژه از دو دهه هم گذشته و گویی قرار نیست سایه تهدید آن از سر نقوش برجسته بی‌نظیر باقیمانده از عصر ساسانیان کم شود. همچنان، مدیران شهری چشم به دشت کاهو و محوطه‌های پیش‌ازتاریخی دارند که قرنها در همسایگی تاق‌بستان آرام گرفته‌اند. پروژه تله‌کابین کرمانشاه به گواه بنری که در نزدیکی این اثر نصب شده، باز هم از سر گرفته شده است و به‌رغم مخالفت صریح میراث‌فرهنگی، از سوی مجریان پروژه و مدیران شهری و استانی در حال پیگیری است. «بیژن کلهرنیا»، پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی، معتقد است اجرای این پروژه از هر زاویه‌ای که بررسی شود، توجیه منطقی و علمی ندارد. اجرای آن نام این اثر کم‌نظیر جهانی را برای همیشه از فهرست میراث جهانی حذف می‌کند اما این تنها آسیبی نیست که این پروژه به کرمانشاه و تاق‌بستان می‌زند. نگاه کوتاه‌مدت مدیران می‌تواند معامله سنگینی برای مردم کرمانشاه رقم بزند. معامله‌ دوسرباختی که در آن اجرای پروژه‌ای که به‌زعم کارشناسان شهرسازی در دنیا دیگر مورد توجه نیست، به حفظ و جهانی شدن اثری ارزشمند و منحصربه‌فرد ارجحیت دارد.

اولتان قابلیت ثبت جهانی دارد

رئیس گروه باستان‌شناسی اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اردبیل گفت: مجموعه تاریخی قلعه اولتان در شمال این استان، به عنوان بزرگترین سایت باستانی خشتی شمال غرب کشور، قابلیت ثبت جهانی دارد.