فرونشست با فروچاله فرق دارد

یک اشتباه استراتژیک





یک اشتباه استراتژیک

۶ مهر ۱۴۰۴، ۱۷:۴۶

ماه گذشته، در روز ۱۷ شهریور ۱۴۰۴، چاله‌ای بزرگ با ابعاد ۶ متر قطر و ۱۵ متر عمق در خیابان هشت‌بهشت شهر اصفهان دهان باز کرد. بلافاصله خبرگزاری‌های متعدد فارسی‌زبان داخلی و خارجی این خبر را مخابره کردند و بسیاری از آنها خبر از فرونشست بزرگ در شهر اصفهان دادند و به شرح دلایل و راه‌های پیشگیری از این اتفاق و همچنین، تحلیل وضعیت وخیم  فرونشست در شهر اصفهان در مصاحبه با کارشناسان و متخصصین پرداختند. از طرفی، در سال‌های اخیر، توجه عمومی و رسانه‌ای به پدیده‌ فرونشست زمین در ایران افزایش یافته است. این پدیده که در بسیاری از دشت‌های کشور به‌شدت در حال گسترش است، پیامدهای سنگینی برای زیرساخت‌ها، اراضی کشاورزی، منابع‌طبیعی، شهرها و سکونتگاه‌های انسانی دارد. در بسیاری مواقع، خبر‌های مربوط به فرونشست زمین به‌همراه تصاویر چاله‌ها و ریزش‌های عمیق در رسانه‌ها انتشار می‌یابند. 

با وجود اهمیت بسیار زیاد این مخاطرات، متأسفانه در فضای رسانه‌ای و عمومی کشور، نوعی سوءتفاهم مفهومی درباره آن شکل گرفته که باعث سردرگمی، نگرانی‌های نابجا و حتی گمراهی در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی شده است؛ و آن اشتباه گرفتن فرونشست زمین با فروچاله است.

فرونشست زمین پدیده‌ای است تدریجی، پیوسته و کم‌سرعت که درنتیجه‌ فشار ناشی از تخلیه منابع آب زیرزمینی رخ می‌دهد. وقتی از آبخوان‌ها به‌شکل بی‌رویه و بدون جبران تغذیه برداشت می‌شود، خاک و لایه‌های زمین که پیش‌تر با آب اشباع بوده‌اند، به‌آرامی متراکم می‌شوند و سطح زمین در گستره‌ای وسیع پایین می‌رود. این فرایند ممکن است سال‌ها ادامه یابد و سرعت آن معمولاً بین چند سانتی‌متر تا چند ده سانتی‌متر در سال است. ازآنجاکه این تغییرات به‌صورت تدریجی و در مقیاس بزرگ رخ می‌دهند، در نگاه اول شاید نادیدنی باشند، اما پیامدهای آنها در بلندمدت بسیار گسترده و پرهزینه است. ترک خوردن ساختمان‌ها، آسیب به جاده‌ها، تغییر شیب و جریان‌های آب سطحی، کاهش بهره‌وری کشاورزی و حتی ایجاد خطر برای بناهای تاریخی و شهری از جمله این اثرات هستند.

در مقابل، فروچاله پدیده‌ای کاملاً متفاوت است. فروچاله به ریزش ناگهانی و نقطه‌ای سطح زمین گفته می‌شود که معمولاً به‌دلیل خالی شدن سریع فضاهای زیرزمینی رخ می‌دهد؛ مانند ریزش قنات‌های فرسوده، شکست خطوط انتقال آب، یا انحلال سنگ‌های آهکی در مناطق کارستی. این پدیده آنی و خطرناک است، و ممکن است گودال‌هایی با عمق و قطر چند تا ده‌ها متر به‌طور ناگهانی ایجاد شود و به جان و مال مردم آسیب بزند.

هرچند این دو پدیده کاملاً متفاوت‌اند، در برخی شرایط خاص ممکن است به‌نوعی به‌هم مرتبط شوند. مثلاً در مناطقی با خاک‌های سست یا کارستی، افت سطح آب زیرزمینی در اثر برداشت بی‌رویه می‌تواند هم باعث فرونشست زمین شود و هم احتمال ایجاد فروچاله‌ها را افزایش دهد. از سوی دیگر، ممکن است در یک منطقه شهری که زمینه‌ شکل‌گیری فروچاله وجود دارد، پیش از فروریزش ناگهانی، زمین دچار نشست‌های جزئی و تدریجی شده باشد. بااین‌حال، این شرایط محدود نباید باعث شود فرونشست و فروچاله یکی انگاشته شوند، چراکه هم از نظر علمی و هم از نظر مدیریتی، مواجهه با این دو پدیده مسیر و راهکار متفاوتی دارد.

نکته مهم آن است که این تفاوت مفهومی در جوامع تخصصی کشور در بیشتر موارد شناخته‌شده و پذیرفته‌شده است. بااین‌حال، نمی‌توان انکار کرد که در برخی موارد، حتی در میان کارشناسان و متخصصان نیز نوعی بی‌دقتی یا کم‌توجهی در استفاده از واژگان و مفاهیم دقیق علمی مشاهده می‌شود (به‌طور مثال در گزارش‌ها و مصاحبه‌های مربوط به فروچاله اصفهان، بارها این پدیده در مصاحبه با کارشناسان، فرونشست نامیده شده است). این بی‌دقتی، به‌ویژه هنگامی‌ که در گفت‌وگو با رسانه‌ها یا در نگارش گزارش‌های عمومی صورت گیرد، می‌تواند باعث انتقال نادرست مفاهیم به جامعه شود و زمینه را برای تداوم اشتباهات رسانه‌ای و سردرگمی افکار عمومی فراهم کند. واژه‌ها در علم صرفاً ابزار ارتباط نیستند؛ آنها حامل دقت، معنا و مسئولیت‌اند.

متأسفانه در بسیاری از گزارش‌های خبری، برنامه‌های تلویزیونی، یا یادداشت‌های روزنامه‌ها، در هنگام اشاره به فروچاله زمین از واژه فرونشست استفاده می‌شود و برعکس، هنگام صحبت از «فرونشست زمین»، تصاویری از فروچاله‌های عمیق به نمایش درمی‌آید. نگاهی گذرا به تیترهای رسانه‌ها در سال‌های اخیر به‌خوبی نشان می‌دهد این خطای رایج، گسترده‌تر از آن است که تصور شود. چنین اشتباهی فقط یک ایراد شکلی یا اصطلاحی نیست و دارای پیامدهایی جدی است.

اولین پیامد این است که باعث ایجاد نگرانی غیرواقعی در ذهن مردم می‌شود. شنیدن عبارت «بحران روزافزون فرونشست زمین» و دیدن تصویر گودال‌هایی که خانه‌ای را بلعیده‌اند، می‌تواند این تصور نادرست را ایجاد کند که هر لحظه ممکن است زمین زیر پای شهروندان فرو بریزد، درحالی‌که فرونشست با چنان سرعتی رخ نمی‌دهد و مخاطره‌اش از نوع دیگری است. دوم آنکه این اختلاط مفهومی باعث می‌شود ریشه‌ اصلی بحران فرونشست در ایران که همان مدیریت نادرست منابع آب زیرزمینی است، از نگاه عمومی و حتی برخی سیاستگذاران پنهان بماند. تمرکز بر تصاویر شوک‌آور فروچاله‌ها ممکن است مسئله اصلی یعنی بحران آب را به حاشیه ببرد و اصلاح ساختارهای کلان مصرف آب به تأخیر بیفتد. از سوی دیگر، استفاده نادرست و غیردقیق از مفاهیم تخصصی، موجب تضعیف اعتبار علمی رسانه‌ها می‌شود و امکان اقناع عمومی برای مشارکت در حل بحران را کاهش می‌دهد.

در این میان، نقش نهادهای علمی، دانشگاه‌ها، وزارت نیرو، سازمان زمین‌شناسی و سایر مراجع پژوهشی در تولید محتوای دقیق، شفاف و قابل‌فهم برای عموم جامعه بسیار حیاتی است. همچنین رسانه‌ها، روزنامه‌نگاران، مجریان برنامه‌های عمومی و فعالان فضای مجازی باید نسبت به استفاده درست واژگان علمی و تفکیک مفاهیم مشابه، اما متفاوت، مسئولانه‌تر عمل کنند. تنها درصورت همراهی رسانه‌ها با دانش تخصصی است که می‌توان امید داشت افکار عمومی به‌جای ترس یا بی‌تفاوتی، به آگاهی، مطالبه‌گری و مشارکت در مدیریت بحران روی آورد.

درنهایت، تفکیک درست میان فرونشست زمین و فروچاله، گامی کوچک اما مهم در راستای ارتقای درک عمومی از مخاطرات طبیعی است؛ درکی که شرط لازم برای سیاستگذاری درست، تصمیم‌گیری عقلانی و حفاظت پایدار از سرزمین و زیست‌بوم ماست.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی