ایران بی‌موزه

نزدیک به یک‌ دهه از زدن کلنگ ساخت موزه ایران درودی می‌گذرد، اما زمین آن همچنان در اختیار شهرداری تهران است





ایران بی‌موزه

۱۰ شهریور ۱۴۰۴، ۱۸:۵۱

می‌خواست با دست‌های خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سال‌ها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایه‌ای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. می‌خواست موزه‌اش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او می‌دانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین می‌کند. به‌دنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمی‌شناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعده‌های بی‌سرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار مانده‌اند و هنوز نامه‌نگاری‌ها و پیگیری‌هایشان ادامه دارد، اما بی‌توجهی‌ها و تنگ‌نظری‌ها هم به قوت خود باقی‌اند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفت‌وگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفته‌اند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.

داستان ایران درودی و موزه‌اش گویی داستان تقابل عشق است و بی‌تفاوتی، تقابل سخاوت و تنگ‌نظری. زنی با تمام عشق به سرزمینی که هم‌نام اوست، یک آرزوی بزرگ دارد و کسانی در مقابلش صف کشیده‌اند تا این آرزو را به حسرت بدل کنند. او با تمام سرمایه‌اش به این میدان آمده و تلاش کرده است؛ با تمام هنری که به آن باور دارد. تا آخرین روزها و در شرایطی که کرونا نفسش را تنگ کرده بود، هنوز به آنها که مقابل آرزویش صف کشیده بودند، نامه می‌نوشت و به یادشان می‌آورد که چه قول‌هایی به او داده‌اند.


آرزوی ایران

فکر تأسیس موزه بیش از چهار دهه در ذهن ایران خانم بود. همین بود که از فروش بعضی آثار درجه یک خودداری کرده بود و حتی در سال‌های جنگ با تمام سختی‌ها، آثاری که در پاریس بودند را به تهران منتقل کرده بود. دست رد به سینه بسیاری از مشتریان بین‌المللی زده بود تا نقاشی‌هایش برای مردم ایران بماند. بارها گفته بود: «من نقاش سرزمین خودم هستم و باید کارهایم در مملکت خودم باقی بماند.» حالا آن آثار از پس تمام حوادث و فرازونشیب‌های روزگار، در مخزنی امن چشم‌به‌راه‌اند تا آرزوی سالیان ایران محقق شود. تکتم نعیمی می‌گوید: «با هدف تأسیس موزه در چند دهه گذشته آثار درجه یک خود را گردآوری کرد و به ایران آورد. منزلی را که در پاریس و مشرف به رود سن داشت، فروخت تا هزینه تأسیس و تجهیز آن تأمین شود.» تورم و وضعیت نابسامان اقتصادی در ایران اما ارزش پولی را که او با خود از پاریس آورده و تبدیل به ریال کرده بود، هر روز کمتر کرد. همین بود که این مبلغ کفاف تأمین زمین را نمی‌داد. به‌گفته کارگر: «راه‌های مختلفی را برای تأمین ملک مورد نیاز ساختمان موزه امتحان شد؛ با نهادها و سازمان‌های مختلف مذاکره شد. درنهایت، آقای قالیباف که آن زمان شهردار تهران بود، قول داد زمینی برای این منظور اختصاص دهد.» مراحل اداری طی شد و حق بهره‌برداری ملکی در یوسف‌آباد به مؤسسه ایراندخت درودی داده شد. نعیمی درباره طی کردن مراحل حقوقی می‌گوید: «تمام مجوزهای ساختمانی و نظارتی و پروانه ساختمان را دریافت کردیم؛ همه هزینه‌هایی که برای شروع کار لازم بود، پرداخت شد. اشجار را جابه‌جا کردیم، دور زمین حصار کشیدیم، کانکسی برای استقرار نگهبان تعبیه و تجهیز شد و بخشی از زمین هم خاکبرداری شد. پروژه در آستانه عملیات ساختمانی بود که برای این ملک، معارض پیدا شد. ما وارد یک دعوای حقوقی شدیم. اما ازآنجا‌که حق مالکیت زمین متعلق به شهرداری است، شهرداری علیه معارضین وارد دعوای حقوقی شد. درنهایت، شهرداری پس از چهار سال دعوای حقوقی موفق شد معارضین را بیرون کند. در حال حاضر، این ملک در تصرف شهرداری است و ما دوباره وارد یک فرایند قانونی شده‌ایم تا بار دیگر حق بهره‌برداری این زمین را برای اجرای وصیت‌ خانم درودی در اختیار بگیریم. عجیب آنجاست که حق بهره‌برداری از این قطعه زمین و پرونده ساخت موزه سه بار به کمیسیون ماده ۵ رفته، شورای شهر آن را تصویب کرده و برای انجام آن میان شهرداری و مؤسسه، قرارداد معتبری تنظیم شده است، اما همچنان این زمین به‌صورت رسمی در اختیار مؤسسه نیست. قاعدتاً وقتی شهرداری ملک را از معارضین تحویل گرفت، باید به مؤسسه تحویل می‌داد، ولی این اتفاق نیفتاد.»


زنی که پای رؤیایش ایستاد

اواخر اسفندماه ۱۳۹۶ و در آخرین جلسه علنی شورای شهر، ایران درودی با ویلچر وارد صحن شورا می‌شود. در جلسه از هدفش می‌گوید؛ از موزه‌ای که یک سال پیش کلنگ ساختش را همین مسئولان به زمین زده بودند، از بزرگداشتی که برگزار کرده بودند و بعد همه‌چیز فراموش شده بود، از وعده‌هایی که دل‌گرمش کرده بود. گله‌مندانه می‌گوید: «چطور ممکن است به مناسبت روز زن تصویرم را در شهر منتشر کنند و تمام بیلبوردهای شهر از آثار نقاشی من پر شود، اما این‌گونه به من بی‌توجهی شود؟ این درست است که با هنر این کشور این کار را کنند؟ من هنرمندم و متأسفم برای اینکه مرا بازی دادند.» امروز زادروز ایران درودی است. چهار سال از درگذشتش و نزدیک به یک دهه از وعده‌ها و واگذاری زمین و گرفتن عکس‌های یادگاری و رونمایی‌ها و سخنرانی‌ها گذشته و هنوز آجری روی آجر گذاشته نشده است. ایران خانم رفته‌ و یک رؤیای شیرین هنوز گوشه این شهر نفس می‌کشد؛ رؤیای موزه‌ای که بنایش را «جهانگیر درویش» هنرمندانه طراحی کرده و زینت دیوارهایش نقاشی‌های «ایران درودی» است. اگر در این سال‌ها یک نفر به‌اندازه ایران خانم عاشق سرزمینش بود و پای قول‌هایش ایستاده بود، حالا مدت‌ها از بهره‌برداری‌ این بنا گذشته بود.

نعیمی درباره حضور در صحن شورا می‌گوید: «درخواست حق بهره‌برداری از زمین بارها به صحن شورا رفت تا تأییدیه شورای شهر را بگیرد. در جلسات مختلف در دستورکار قرار می‌گرفت، اما تصمیم‌گیری در مورد آن مدام به تعویق می‌افتاد تا اینکه بالاخره خانم درودی تصمیم گرفت به‌رغم شرایط سخت جسمانی که داشت در جلسه شورا حاضر شود و خواسته‌ خود را مستقیم مطرح کند. پیش‌از‌آن هم شخصاً بارها به شهرداری، اداره امور اجتماعی، دایره حقوقی و… مراجعه کرده و نتیجه نگرفته بود.» از سال ۱۳۹۴ که حق بهره‌برداری واگذار شد تا سال ۱۴۰۰ که ایران درودی درگیر کرونا شد و از دنیا رفت، پیگیری او و مؤسسه برای در اختیار گرفتن زمین بی‌نتیجه ماند. نعیمی می‌گوید: «آخرین فیلمی که از او دارم، مربوط به زمانی‌ست که به کرونا مبتلا شده و در بستر بیماری بود و در همان حال نامه‌ای را خطاب به شهردار به من دیکته می‌کرد تا مکاتبه کنم و دوباره پیگیر موضوع زمین موزه شوم. تمام شش سال پایانی عمرش برای این زمین جنگید. به‌واقع هیچ‌کس به‌اندازه من ندید که این زن برای تحقق این هدف چقدر از جان عزیزش مایه گذاشت و هزینه کرد. بارها به‌دلیل فشار عصبی ناشی از پیگیری‌های بی‌نتیجه شهرداری راهی بیمارستان شد.»


خانه‌ای از عشق و ایستادگی

او ۱۹۵ اثر خود را به‌صورت رسمی به مردم ایران هدیه کرد. به‌گفته نعیمی، در سال‌های کرونا که از دیدار و معاشرت دوستان محروم بود، بار دیگر به آتلیه پناه برد و تا ماه­‌های پایانی حیات به خلق اثر پرداخت. در حال حاضر، ۲۱۳ اثر از این نقاش بزرگ در سامانه جام ثبت شده و متعلق به «مؤسسه ایراندخت درودی» است. مؤسسه‌ای که در سال ۱۳۹۰ به ابتکار ایران درودی با حضور متخصصان و دوستان مورد اعتماد او تشکیل شد تا با نظارت میراث‌فرهنگی، متولی آثار و اموال و مسئول حفظ و نگهداری آنها و تأسیس موزه ایران درودی باشد.

نعیمی می‌گوید برای نگهداری و حفاظت از این آثار با پژوهشکده حفاظت و مرمت پژوهشگاه میراث‌فرهنگی ارتباط مستمر دارد و هر چندوقت یک‌بار از کارشناسان پژوهشکده دعوت می‌کند و به‌اتفاق آثار را بررسی می‌کنند و درصورت نیاز اقدامات لازم برای حفاظت و مرمت آنها انجام می‌شود. از خانه ایران خانم که قرار بود تبدیل به خانه-موزه شود و این روزها دفتر مؤسسه است، می‌گوید و تلاشی که برای حفظ فضای آن انجام داده است: «خانم درودی منزل شخصی‌اش را که ۵۰ سال در آن سکونت داشت، به مؤسسه بخشید. در چهار سالی که از فوت او می‌گذرد، تلاش کردیم فضای خانه را زنده نگه‌داریم و همه‌چیز بدون تغییر باقی بماند. دوستانش هنوز به خانه سر می‌زنند و محیط آنقدر زنده است که می‌­شود تصور کرد ایران خانم هنوز در اتاق خودش حضور دارد.»


رؤیای ایران به قلم درویش

همان روزها که زمینی برای موزه در نظر گرفته شد، جهانگیر درویش از معماران بزرگ ایران، طراحی آن را به ایران خانم هدیه داد. طرحی که حالا دیگر به‌عنوان آخرین طراحی درویش شناخته می‌شود. او همان روزها درباره طراحی این بنا گفته بود: «معماری این موزه در فضای باز است و وسط آن ستونی وجود ندارد. به همین دلیل، به‌اصطلاح شکل زین‌اسبی برای آن تعبیه شده است. همچنین، بخشی را به‌عنوان آمفی‌تئاتر در زیر ساختمان در نظر گرفته‌ایم. نمای بیرونی مثل ساختمان تلویزیون که سال‌ها پیش ساخته‌ام ساده، بتنی و همراه با شیارهای مخصوص است.» هدیه درویش آنقدر او را به وجد آورده بود که بگوید: «اگر حتی کسی برای دیدن تابلوهای من نیاید، قطعاً برای دیدن اثر معماری دکتر درویش خواهد آمد.»

نعیمی درباره طراحی بنا و تکمیل آن می‌گوید: «دکتر درویش فاز اول طراحی را انجام داده بود. در یکی‌دو سال پایانی عمرش هر بار که به ایران می‌آمد، به دیدارش می‌رفتم و در مورد ایده­‌ها و جزئیات طرحش با او به گفت‌­وگو می‌­نشستم. همچنین، یک تیم مهندسی تشکیل دادم و جلساتی به‌اتفاق ایشان در دفتر دکتر درویش برقرار می‌کردیم تا فاز دوم هم با نظر مستقیم دکتر درویش طراحی شود. حتی رنگ دیوارها و کفپوش و چگونگی نصب تابلوها، راه‌های ورودی و مسیر حرکت بازدیدکنندگان هم در این جلسات مشخص شد.» محمدرضا کارگر که در دوره‌ای رئیس اداره‌کل موزه‌های میراث‌فرهنگی بود، درباره طراحی این بنا می‌گوید: «به‌نظر من، یکی از طراحی‌های بسیار عالی برای یک موزه است. چنانچه این بنا ساخته شود، می‌تواند خود به‌عنوان یک اثر هنری مورد توجه جدی قرار گیرد. آقای درویش، به‌دلیل توانایی و تجربه‌ زیاد، بنایی کاملاً مناسب با در نظر گرفتن تمام نیازهای یک موزه، طراحی کرده است.»

نعیمی می‌گوید اگر زمین موزه در اختیار مؤسسه قرار گیرد، طرح جهانگیر درویش با همان جزئیات اجرا خواهد شد. او درباره اینکه آیا می‌توان این طرح را در محل دیگری هم اجرایی کرد یا خیر؟ می‌گوید: «نقشه دکتر درویش برای قواره این زمین طراحی شده و قابل‌اجراست. اگر قرار باشد طرح در جای دیگری اجرا شود، باید تغییراتی در آن صورت گیرد که ممکن است مشکلات محاسباتی به‌وجود آورد و مسئله این است که برای این زمین تلاش و پیگیری و هزینه‌های حقوقی و عملیاتی زیادی شده، تمام مراحل قانونی را طی کرده‌ایم. بنابراین، تلاش ما این است که پروژه در همین محل اجرایی شود.»

موزه ایران درودی علاوه‌بر بنا و آثار ارزشمند، شاخصه‌های دیگری هم دارد. کارگر دراین‌باره می‌گوید: «مشابه چنین موزه‌ای با این تعداد آثار منتخب و شاخص از یک هنرمند در کشور نداریم. در موزه‌ هنرهای معاصر، تنها چند اثر محدود از خانم درودی وجود دارد، موزه بانک ملی هم چند اثر از او دارد. اما این موزه، با این حجم از آثار، می‌تواند یک مرکز هنری-فرهنگی کامل و تمام‌عیار باشد.» او معتقد است موزه‌ها ثروت یک شهر و کشور هستند و فرصتی به مردم می‌دهند تا سواد فرهنگی و آگاهی هنری‌شان را ارتقا دهند. علاوه‌براین، کارگر تأکید می‌کند: «اگر امروز بخواهیم آثاری را که خانم درودی برای موزه اهدا کرده‌اند، خریداری کنیم، علاوه‌بر اینکه هرگز نمی‌شود تمام آثار یک هنرمند را یکجا خریداری کرد؛ بودجه‌ای که برای خرید آثار نیاز است، به‌مراتب بیش‌تر از هزینه ساخت یک موزه است. حالا که این فرصت فراهم شده و یک هنرمند که می‌توانست در زمان حیات خود این آثار را به قیمت‌های بسیار بالا بفروشد و زندگی مرفهی برای خود ایجاد کند، از نفع شخصی چشم‌پوشی کرده و شاخص‌ترین آثارش را به مردم و کشورش هدیه داده است، باید تلاش کنیم این اراده هنرمندانه به ثمر بنشیند.»  


سخاوتی که نادیده گرفته شد

«صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را/ تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید» مصداق این بیت سعدی، ایران درودی است. زنی که برای هدف والای فرهنگی‌اش از منافع شخصی چشم پوشید تا کار ماندگاری برای نسل‌های بعدی ایران کند. نعیمی به‌عنوان نزدیکترین کسی که تا آخرین لحظه حیات در کنار او بود، مهمترین ویژگی ایران خانم را استقلال شخصیتی و اقتدار شخصی او می‌داند: «آنقدر مناعت طبع داشت که هرگز خود را به کسی یا نهادی وابسته نکرد و همیشه روی پای خود ایستاد و هرگز فشارهای مالی او را از این ویژگی دور نکرد.»

مدیرعامل مؤسسه ایراندخت درودی خاطره‌ای از سال‌های پایانی تعریف می‌کند، از اراده ایران خانم برای تحقق هدفش و از نگاهش به پاسداری از فرهنگ ایران، از روح مستقلی که آن را تا آخرین روزها حفظ کرده بود: «ارزش پولی که از فروش خانه پاریس به ریال تبدیل کرده و به ایران آورده بود به‌خاطر شرایط تورم، از بین رفته بود. با‌این‌حال به‌رغم شرایط سختی که داشت، خیلی قناعت می‌کرد و به آن پول که معتقد بود برای مردم ایران و تأسیس موزه است، دست نمی‌زد. در همان شرایط یک روز قرار بود از یکی از بانک‌های معتبر بیایند و یک اثر را برای موزه بانک خریداری کنند. از روابط‌عمومی تماس گرفتند و گفتند ما تا نیم‌ساعت دیگر می‌رسیم. خانم درودی پرسید: «چه کسانی قرار است به جلسه بیایند؟» مسئول روابط‌عمومی نام یکی از اعضای هیئت‌مدیره را بیان کردند و یکی از هنرمندان به‌عنوان کارشناس اثر هنری که متاسفانه آن شخص کارشناس به‌لحاظ سلامت کاری مورد تأیید خانم درودی نبود. با هیچ‌کس خصومت شخصی نداشت، اما چنانچه می­‌دانست کسانی به فرهنگ و هنر کشور آسیب می‌زنند، از تحملش خارج بود و علنی بیان می‌­کرد و می‌گفت «اینها دشمن فرهنگ و مردم ایران هستند.» وقتی اسم این کارشناس را شنید، گفت: «بگویید نیایند.» گفتم: «می‌خواهند کار بخرند!» با قاطعیت گفت: «لازم نکرده. بگو نیایند.» تا این اندازه عزت‌نفس داشت و جایگاه هنر خصوصاً نقاشی برایش مهم بود.» ایران خانم خودش هم در گفت‌وگویی در پاسخ به این سؤال که چرا در حراجی‌ها شرکت نمی‌کند؟ به‌صراحت گفته بود: «من خواهان جایگاهی در فرهنگ و هنر این سرزمین کهن هستم و از معدود هنرمندانی هستم که خریداران آثارم را خودم انتخاب می‌کنم.» چنین زنی را سال‌ها در راهروهای ادارات و میان کاغذبازی‌ها و وعده‌ها کشاندند و درنهایت هم سخاوت کم‌نظیرش در قبال سرزمین هم‌نامش را آنقدر ندیدند که موزه آرزوهایش تبدیل به وصیتی شد که حالا دوستانش برای اجرای آن در تلاش‌اند. ایران درودی اما در پس تمام این رنج‌ها، یک نقاش جهانی با هویت ایرانی باقی مانده است که ریشه در خاک نیاکانش دارد، خودش در جایی گفته بود: «دو چیز را هیچ‌کس و هیچ مقام و قدرتی نمی‌تواند از من بگیرد. هویت ایرانی‌بودنم و حرفه نقاشی را.»

عکس: امیر جدیدی

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ