چهار نفر از جمله سه عضو یک خانواده و کودک هفتساله در اندیمشک شهید شدند
زخم مکرر خوزستان
«آرمین موسوی»، کودک هفتساله، بهدلیل حمله متجاوز صهیونیست به ساختمان یک چاه کشاورزی بهجای منطقه نظامی، به شهادت رسید
۳۱ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۲۹
پیکر هفتساله را خاک هم گردن نمیگیرد. خاک خوزستان شرم میکند از اینکه کودکان هنوز نابالغ و ناشکفته را به خوابی ابدی همراهی کند. مگر چند سال از تحمیل جنگی خانمانسوز گذشته است که حالا یکبار دیگر نوبت مرگ جانسوز کودکان فرارسیده باشد؟ کاش مادرش نداند. کاش پدرش نبیند. نه میدانند و نه میبینند. آرمین بههمراه پدر و مادر، زیر آفتاب داغ اندیشمک، روی زمینی تفیده به قصد کشت و زراعت از خانه خارج شدند و هرگز برنگشتند. چه شدند؟ شهید. مگر جنگ تمام نشده؟ یکبار دیگر به آب و خاک ایران تحمیل شده است.
زخم جنگ بر پیکر خوزستان مکرر شده است. بر ساحل اروند ایستادهای؟ آبادان را دیدهای؟ غروب خرمشهر را خاطرت هست؟ اهواز و دزفول و اندیشمک؟ وای از اندیشمک. خون جوان نه، خون کودک بر خاکش چکیده است. خون کدام کودک؟ نامش آرمین موسوی است، فقط هفت سال دارد و اسباببازیهایش هنوز زیر آوار ساختمان یک چاه آب باقی مانده است. دوکوهه باز هم جنگی تحمیلشده را به خودش دیده است. دوکوهه؟ چه نام آشنایی؟ هر که نام جنگ تحمیلی ایران و عراق را شنیده باشد، نام خوزستان و افسانههایش در جنگ را شنیده و هر که این روایتها را شنیده باشد، دوکوهه را هم میشناسد. این جملهها را «حاج عباس» میگوید، اهل همین منطقه. «پادگان دوکوهه از زمان جنگ تحمیلی میان ایران و عراق هم معروف بود. خیلی معروف. چندینبار موردحمله قرار گرفت. سرباز رشید زیاد تحویل جنگ داد و البته شهید هم کم تحویل نگرفت. میخواستند دوباره پادگان را بزنند. اما نامردها خیلی آنطرفتر را زدند. ساختمان چاه آب را زدند. یک خانواده که متولی آن بودند، شهید شدند. یکی دیگر از اهالی هم آنجا کشته شد.» حاج عباس میگوید: «دردش این است که بچه طفل معصوم بیگناه فقط هفت سال داشت. حتی سنش به این قد نمیداد که بداند معنای جنگ چیست.» حاج عباس یک پایش را در جنگ ایران و عراق از دست داده است. از اندیشمک میگوید: «اندیشمک در راه آب و خاک این کشور زیاد شهید داد. ما میگوییم بعضی مرگها آنقدر سخت است که خاک هم تن نمیگیرد؛ حکایت این بچه است یا هر بچه دیگری که کشته شود. جنگ قانون دارد. اینطور نیست که اگر زورت میرسد، بروی همهچیز را نابود کنی.» برای همینچیزهاست که به صهیونیست میگویند غاصب و متجاوز؛ چون خط قرمزی ندارد.
«قلاوند» از فعالان محیطزیست منطقه است. یکی از کسانی که با هر بار آتشگرفتن زاگرس به جنگل میزند. او میگوید: «مکانی که با پهباد به آن حمله شد، خیلی با پادگان فاصله دارد. هرکس ساختمان یک چاه آب را ببیند، متوجه میشود یک ساختمان نظامی نیست. فقط از رژیم صهیونیست برمیآید که چنین کاری انجام دهد. این یک جنایت مسلم است. ما هم جزئیات کمی میدانیم، اما میدانیم یعنی همه اهالی میدانند که فاصله ساختمان چاه آب از پادگان بسیار زیاد است. چطور میشود آن را هدف قرار داد؟» آقای قلاوند همهچیز را به خدا واگذار میکند. به خدایی که حتماً بیشتر از ما از آنچه در هشت سال جنگ بر سر این مردم رفته است، آگاه است: «خدا میداند که خوزستان هنوز از زیر بار جنگ هشتساله کمر صاف نکرده بود که باز دارد این اتفاق تکرار میشود. هشت سال جنگ کمچیزی نیست.» آقای قلاوند حق دارد. هشت سال جنگ فرساینده و نفسگیر.
برای مرگ آرمین میتوان تمام مرثیههای خوزستان را یکجا خواند و تمام سیاهیهای دنیا را به این عزا دعوت کرد. هشت سال جنگ چه در پادگان دوکوهه و چه در اندیمشک و چه در هر کجای خوزستان در تاریخ ثبت شده است. هزار شعر و قصیده و روایت همهچیز را ثبت کرده است. آنچه براهنی سروده یا زرینکوب، سطرسطرش روایتی از حقیقت بود. حالا باز هم مرگ آرمینها در تاریخ ثبت میشود؛ تاریخی که هم رشادت ایران را ثبت میکند و هم حماقت صهیونیست را. ویدئویی در فضای مجازی دستبهدست میشود که قلب را میفشارد. تصویری که لوازمالتحریر و اسباببازیهای آرمین را که زیر آوار مانده است، نشان میدهد. وسیلههایی کودکانه که دیگر هرگز دستی کوچک آنها را بر نخواهد داشت. سرنوشت آرمین و وسایلش زیر خاک رقم خورد. سرنوشتی که خودش هیچ سهمی در تعیین آن نداشت.
از آغاز حملات متجاوزان رژیم صهیونیستی به ایران، این نخستینبار نیست که اهداف غیر نظامی هدف قرار میگیرد. همانطور که فقط اندیمشک در خوزستان آماج این جنگ ناجوانمردانه نبوده است. علاوهبر آنچه از آسمان با حمله موشکها و پهبادها اتفاق میافتد، گروهکهای دستنشانده رژیم صهیونیستی نیز دست به اقدامات خرابکارانه میزنند. در یک نمونه طی دو روز گذشته بیمارستانی در اهواز مورد حمله خرابکارانه قرار گرفت و محل دپوی زبالههای بیمارستانی پیش از امحا، از سوی گروهی ناشناس به آتش کشیده شد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
۸۷ لاکپشت کشفشده از متخلفان به آغوش طبیعت بازگشتند
آبگیری دوباره تالاب گردهقیط و میمند پس از ۲۰ سال
ظهرابی: تغییر کاربری زیستگاهها مهمترین تهدید تنوع زیستی است
هشدار؛ انتشار فیلم و عکس حیاتوحش هم میتواند دردسرساز شود
تحویل یک بال جغد زخمی به محیطزیست نقده
مرور ابعاد ۲هزار ساعت قطعی اینترنت از نگاه فعالان حقوق کودکان
قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟
والدین، روانشناسها و معلمها؛ همه نگران دانشآموزانیاند که چندین ماه است در خانه ماندهاند
درس و ترس
ثبت تصاویر خیرهکننده از ۲ قلاده پلنگ در جنگلهای هیرکانی
روستا زنده است اگر بگذاریم
مرور تازهترین شماره روزنامه «پیام ما»
ماجرای معدن بوکسیت شاهوار و بحران بیجاشدگی زنان سرپرست خانوار در جنگ در شماره ۳۴۰۸ «پیام ما»
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید