بایگانی مطالب برچسب: جنگ تحمیلی

 حمله به منابع طبیعی و طرح دوباره مفهوم بوم‌تروریسم

حمله اخیر به سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، حالا بحث تازه‌ای را درباره «بوم‌تروریسم» و هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های علمی و محیط‌زیستی در درگیری‌های نظامی مطرح کرده است.

توزیع و کاشت ۱۵ میلیون اصله درخت در دوره جنگ تحمیلی سوم

 رئیس سازمان منابع طبیعی کشور از توزیع و کاشت ۱۵ میلیون و ۶۰۰ هزار اصله درخت در سراسر کشور طی دوره جنگ تحمیلی سوم خبر داد و گفت: این تعداد نهال به مناسبت گرامیداشت یاد و خاطره رهبر شهید، شهدای میناب، شهدای ناوچه دنا، شهدای سازمان منابع طبیعی کاشته شده است.

آسیب‌دیدن موزه حیات‌وحش البرز در حملات آمریکایی – اسرائیلی

مدیرکل محیط‌زیست البرز گفت: موزه حیات‌وحش استان و ساختمان اداره کل در حملات دشمن آسیب دید که بخشی از خسارات ترمیم شده است.

پایش مداوم آلودگی هوا در روزهای جنگ تحمیلی سوم

  رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت: در فرایند جنگ تحمیلی سوم به علت انفجارهای پیاپی گازهای آلاینده زیادی وارد جو شد که سازمان محیط‌زیست بر اساس وظیفه خود، در این مدت به طور مداوم وضعیت هوا را رصد می‌کرد تا آلایندگی از حد معمول بالاتر نرود و در صورت افزایش آلودگی اطلاعیه‌های هشداری به موقع صادر شود.

حقیقت بموقع مهم‌تر از حقیقت دیررس است!

بنگاه‌های کوچک تولیدی فلج شدند

|پیام ما| جنگ تأثیر مستقیم و فلج‌کننده‌ای بر تولید بنگاه‌ها داشت و ۹۰ درصد کسب‌وکارها در این دوره ناچار به توقف تولید شدند؛ رقمی که عمق گستردگی بحران را آشکار می‌کند. از میان آنها بیش از نیمی از شرکت‌ها تقریباً در کل ۱۲ روز جنگ یعنی برای بیش از ۹ روز، فعالیت تولیدی خود را به‌طور کامل متوقف کردند. این ارقام نشان می‌دهد جنگ نه‌فقط موجب اختلال مقطعی، بلکه باعث فلج شدن چرخه تولید در اکثر بنگاه‌ها شده و پیامدهای آن فراتر از یک وقفه کوتاه‌مدت، به‌ کاهش توان عملیاتی و آسیب‌پذیری بلندمدت کسب‌وکارها منجر شده است. در دوره جنگ، شدت کاهش گردش مالی کسب‌وکارها متناسب با اندازه آنها متفاوت بوده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد بحران جنگ اگرچه بر تمامی بنگاه‌ها اثر گذاشته، اما فشار آن بر شرکت‌های کوچک شدیدتر و مستقیم‌تر بوده است؛ مسئله‌ای که می‌تواند پیامدهای مهمی بر بقا و اشتغال بیش از ۸۰ درصد بنگاه‌های خصوصی کشور داشته باشد.

هزار سفر نرفته به زخم

وقتی صحبت از گردشگری به میان می‌آید، نخستین تصویر در ذهن ما سواحل آفتابی، کوه‌های سرسبز یا شهرهای تاریخی است. اما نوع دیگری از گردشگری وجود دارد که نه به‌دنبال زیبایی‌های طبیعی است و نه آرامش تاریخی؛ بلکه از ویرانی، خشونت و خاطره‌های تلخ تغذیه می‌کند. گردشگری سیاه به بازدید از مکان‌هایی گفته می‌شود که با مرگ، تراژدی، فجایع انسانی یا بلایای طبیعی پیوند خورده‌اند. بازدید از اردوگاه‌ مرگ نازی‌ها، موزه‌های فجایع طبیعی مثل هیروشیما یا حتی مکان‌های سقوط هواپیما و حوادث تروریستی، همگی در این دسته قرار می‌گیرند. گردشگری سیاه به انسان‌ها این امکان را می‌دهد تا با بخش تاریک تاریخ روبه‌رو شوند؛ بخش‌هایی که اغلب در حافظه جمعی یک ملت ماندگار است. گردشگری جنگ زیرمجموعه‌ای مهم از گردشگری سیاه است. در این‌گونه سفرها، گردشگران به مکان‌هایی می‌روند که در گذشته صحنه جنگ بوده‌ یا آثار آن را در خود حفظ کرده‌اند. این نوع گردشگری می‌تواند بازدید از موزه‌های جنگ و نمایشگاه‌های نظامی، یادمان‌ها و بناهای یادبود شهدا و قربانیان، میدان‌های نبرد قدیمی و مناطق ویران‌شده، خانه‌ها و بناهای بازمانده از جنگ با آثار گلوله و خمپاره و گورستان‌های جنگی و آرامگاه سربازان را دربربگیرد. ایران یکی از کشورهایی است که تجربه‌ سنگین جنگ را پشت سر گذاشته است. جنگ هشت‌ساله ایران و عراق ردپای عمیقی بر شهرهایی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، سردشت، ایلام، مریوان و... به‌جا گذاشته است. هم‌زمان با ۳۱ شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس، «پیام ما» به گفت‌وگو با «مجتبی گهستونی»، راهنمای گردشگری، پرداخته. کسی که سال‌ها علاقه‌مندان را با گوشه‌گوشه خوزستان آشنا کرده و روایتگر خوشی‌ها و ناخوشی‌های مردم این بخش از سرزمینمان بوده است.

آخرین شهید؛ یک نونهال

«امیرعلی»، چهارساله. انگار باید این نام را پشت کاغذ نقاشی که از یک دفتر جدا شده و قرار است بر دیوار اتاقی آویز شود، نوشته‌ باشند. اما این نام حالا روی سنگ مزاری نوشته شده است: «امیرعلی فلاح»: آخرین شهید جنگ تحمیلی دوزاده‌روزه ایران و اسرائیل. امیرعلی و دوستانش در حاشیه روستای «رازباشی» بیرانشهر، وقتی بقایای مهمات را مانند یک اسباب‌بازی در روستا پیدا کرده و مشغول بازی بودند، در اثر انفجار جان داد. بازی، با احتمالاً عجیب‌ترین شیئی که در طول عمر کوتاهش دیده بود، آخرش مرگ بود.