«پیام ما» وضعیت شهر جهانی صنایعدستی را بررسی میکند
با چراغ در میانه بازار اصفهان
شهری که با همه افتخاراتش در حوزه صنایعدستی، هنوز نتوانسته بستر مناسبی برای زیست و توسعه پایدار این هنرها فراهم کند
20 خرداد 1404، 17:17
اصفهان، شهری که آوازهاش با کاشی و قلمزنی و مینا گره خورده، سالهاست که دو نشان درخشان جهانی بر سینه دارد؛ «شهر جهانی صنایعدستی» و «شهر خلاق در زمینه صنایعدستی» عنوانهایی که در نگاه نخست، نویدبخش رونق، حمایت، شأن فرهنگی و جایگاه اقتصادی برای هنرمندان این دیارند. شهری با ۱۹۶ رشته رسمیِ صنایعدستی، که هر کدام، ریشه در تاریخ، ذوق مردمان و حافظه بصری ایران دارند. اما پشت این عناوین پرطمطراق، روایتهایی نهفته است که کمتر شنیده شدهاند؛ روایتهایی پر از رنج، خاموشی، فراموشی و گاه افسوس.
هنرمندان صنایعدستی اصفهان، روزها را در کارگاههایی بینام، حجرههایی نمور و بازارهایی در حال فراموشی به شب میرسانند؛ بیآنکه سهمی در سیاستگذاریها، حمایتی در بیمهها یا جایگاهی در بازارهای جهانی داشته باشند. آنچه باقی مانده، افتخار به گذشتهای پررنگ و تلاش برای زندهنگهداشتن رشتههایی است که اگر امروز دستکم گرفته شوند، فردا شاید فقط در کتابها یافت شوند. این گزارش، به مناسبت روز جهانی صنایعدستی، روایت چند تن از هنرمندان و فعالان این عرصه در شهر اصفهان را نقل کرده است؛ روایتهایی از دل بازار، نه از فراز تریبونها. صدایی صادق، بیواسطه و گاه پر از درد، از کسانی که زندگیشان با هنر گره خورده، اما دیده نمیشوند.
«کارگاه من، گالری من نیست»: روایت یک نقاشنگارگر از انزوای هنری
«زهرا فلاحی»، هنرمند نگارگر و طراح آثار تذهیب که بیش از ۱۵ سال در کارگاه کوچکی حوالی میدان نقشجهان فعالیت میکند، درباره دغدغههای خود میگوید: «در همه این سالها، آنچه بیش از همه آزارم داده، نبود فضای نمایش مناسب برای هنرمان بوده است. نگارگری هنری است که در سکوت و ظرافت خلق میشود، اما جایی برای دیدهشدن ندارد. نه گالریهای تخصصی داریم، نه بازار فروش بینالمللی؛ تنها راه ما فروش تصادفی به گردشگران است.»
او با اشاره به دشواری آموزش و انتقال دانش سنتی در این رشته ادامه میدهد: «دانشآموزان و هنرجویان جوان علاقهمندند، اما هیچ حمایتی برای تربیت آنها نیست؛ نه بورسیهای وجود دارد، نه کارگاههای مجهز. اگر کارگاهی هم باشد، هزینههای سنگین مواد اولیه و اجاره مانع تداوم حضور آنها میشود. من بهعنوان یک هنرمند باید هم معلم باشم، هم تولیدکننده و هم بازاریاب.» فلاحی معتقد است عنوان «شهر جهانی صنایعدستی» باید پشتوانهای برای احیای سنتهای آموزش و ترویج این هنر باشد، نهفقط یک عنوان افتخاری: «اگر نگارگری فراموش شود، بخش مهمی از هویت فرهنگی ما از بین میرود. ما فقط نقش نمیزنیم؛ ما حافظان یک روایت تصویری از ایرانیم.»
هیچ نظارتی بر قیمتها نیست. دلالها بازار را گرفتهاند. من یک ظرف قلمزنیشده را با خون دل تولید میکنم، اما فروشندهای در تهران یا دبی آن را به چندبرابر قیمت میفروشد، بدون اینکه سهمی به سازنده برسد
«چکش میزنم تا فراموش نشوم»: صدای هنرمند قلمزن از دل بازار قیصریه
«حسین هاشمی»، استاد قلمزن بازار قیصریه، صدای مکرر ضربههای چکش را در کارگاهش موسیقی زندگی میداند؛ اما آنطورکه خودش میگوید، این موسیقی سالهاست که شنوندهای ندارد: «من بیش از ۴۰ سال در این بازار کار کردهام. در گذشته مشتریها میآمدند، پرسوجو میکردند، با ذوق خرید میکردند. حالا بیشتر آمدهاند عکس بگیرند و بروند. هنر ما در ویترینها مانده و جایی در ذهنها ندارد.» هاشمی با گلایه از قیمتگذاری نامنظم آثار صنایعدستی میگوید: «هیچ نظارتی بر قیمتها نیست. دلالها بازار را گرفتهاند. من یک ظرف قلمزنیشده را با خون دل تولید میکنم، اما فروشندهای در تهران یا دبی آن را به چندبرابر قیمت میفروشد، بدون اینکه سهمی به سازنده برسد. اگر شهر جهانی هستیم، پس چرا این بیعدالتی وجود دارد؟» او به تجربه شخصیاش در نمایشگاههای خارجی نیز اشاره میکند: «دو بار در نمایشگاههای بینالمللی شرکت کردم، اما آنقدر تشریفات اداری و بینظمی در اعزام هنرمندان وجود دارد که دیگر ترجیح دادم نروم. برای معرفی ما به دنیا باید برنامهای منسجم باشد. خودمان که زبانش را نداریم، امکاناتش را هم نداریم.»
هنر ما فقط زیبا نیست، پر از زخم است. اما کسی این زخمها را نمیبیند. ما میراثداران یک سنت کهنایم که اگر حمایت نشود، بهزودی خاموش میشود
«نه صادرات داریم، نه امنیت شغلی»: حرفهای یک بانوی خاتمکار
«الهام نادری»، هنرمند جوان خاتمکار، از معدود زنانی است که در این حرفه سنتی مردانه به فعالیت پرداخته است. او با اشاره به وضعیت بازار و شرایط معیشتی میگوید: «در همهجای دنیا صنایعدستی جزو صادرات فرهنگی بهشمار میرود، اما ما هنوز نتوانستهایم یک برند بینالمللی در حوزه خاتم داشته باشیم. بازار ما محدود شده بود به مسافرانی که در دوران پررونق گردشگری به اصفهان میآمدند و حالا هم که گردشگری افت کرده، کاملاً به رکود برخوردهایم.» نادری با اشاره به مشکلات بیمه و نبود قراردادهای شفاف میگوید: «ما در عمل، کارگرِ هنر خودمان هستیم. بیمهای برای ما وجود ندارد یا اگر باشد، بهقدری پرهزینه است که از عهدهاش برنمیآییم. نه تسهیلاتی داده میشود، نه حمایت مالی وجود دارد. حتی در نمایشگاههای داخلی هم غرفهها را به واسطهها میدهند و هنرمند واقعی جایی ندارد.» او با ناراحتی میگوید: «کاش کسی بیاید و فقط چند ماه، از صبح تا شب کنار ما بنشیند و ببیند چه سختیهایی تحمل میکنیم. هنر ما فقط زیبا نیست، پر از زخم است. اما کسی این زخمها را نمیبیند. ما میراثداران یک سنت کهنایم که اگر حمایت نشود، بهزودی خاموش میشود.»
«زوال آرام بازار هنر»: هشدار یک طراح پارچه و نساجی سنتی
«مجید مرشدی»، هنرمند باسابقه در حوزه چاپ سنتی و طراحی پارچه، درباره رکود عمیق بازار هنر در سالهای اخیر میگوید: «مشکل اصلی ما در حوزه نساجی سنتی، از بین رفتن زنجیره تولید است. از نخ و رنگ گرفته تا ابزار چاپ، همهچیز وابسته به واردات یا تولید گرانقیمت است. دیگر نمیشود تولید انبوه باکیفیت داشت. وقتی هزینهها بالا میرود، نمیتوانیم رقابت کنیم و بازار را از دست میدهیم.» او با اشاره به ازمیانرفتن پیوند میان طراح، تولیدکننده و فروشنده میگوید: «زمانی بازار نقشجهان یا چهارسوق، پر از انرژی بود. حالا بیشتر شبیه موزه است تا بازار زنده. هنر باید زنده باشد، جریان داشته باشد، نه اینکه فقط برای نمایش در قابها باقی بماند.» مرشدی به نبود همافزایی میان نهادهای تصمیمگیر هم انتقاد دارد: «اداره میراث، اداره ارشاد، سازمان صنایعدستی، اتاق بازرگانی، همه، کار میکنند، اما هیچ برنامه منسجم و یکپارچهای برای رونق صنایعدستی وجود ندارد. حتی شهرکهای صنعتی هم از ما حمایت نمیکنند؛ چون فکر میکنند صنایعدستی یعنی دکور، نه تولید فرهنگی با ارزش افزوده بالا.»
شهری با دو عنوان و هزار مسئله
اصفهان، با همه افتخاراتش در حوزه صنایعدستی، هنوز نتوانسته بستر مناسبی برای زیست و توسعه پایدار این هنرها فراهم کند. از فقدان نظام حمایتی برای هنرمندان تا نبود بازار صادراتی و بیثباتی در سیاستهای فرهنگی، همه و همه نشان میدهد عنوان «شهر جهانی صنایعدستی» اگر با اقدام عملی همراه نباشد، چیزی بیش از یک تابلوی زیبا نخواهد بود. در روز جهانی صنایعدستی، بهتر آن است که بهجای تبریکهای کلیشهای، صدای هنرمندانی شنیده شود که سالهاست در سکوت، زیبایی را خلق میکنند و دستانشان حافظ ریشههای فرهنگی این سرزمیناند.
برچسب ها:
امنیت شغلی، توسعه پایدار، صنایع دستی، گردشگری، میراث فرهنگی، هنرمندان
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ابلاغ شیوهنامه حفاظت از غارهای کشور توسط سازمان محیط زیست
تشکیل کارگروه ملی جوانان محیط زیست با ۷ کمیته تخصصی
ممنوعیت ساختوساز و تغییر کاربری در منطقه حفاظتشده آقداغ خلخال
کاهش ۶۰۰ هزار مترمکعبی رکورد مصرف روزانه آب در تهران
نمایشگاه «قصههای تهران» همزمان با هفته گردشگری در کوشک باغ هنر برپا شده است
روایت تهران از دل نقشهها و خاطرهها
بناهای تاریخی مشهد در سایه توسعه شهری تخریب میشوند و بسیاری پیش از ثبت از بین میروند
میراث مشهد؛ اول تخریب، بعد ثبت
آزادسازی ۲۰ هکتار از اراضی ملی ساحل قرهسو آستارا
تدوین برنامه اجرایی برای احیای کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان
برنامهریزی برای ذخیرهسازی ۷۵۰ میلیون لیتر گازوئیل ویژه صنایع و معادن در زمستان
دستگیری دو صیاد غیرمجاز ماهی پس از پایش شبانه در سد تنگحمام سرپلذهاب
وب گردی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
کشف نزدیک به ۱۴ هزار اثر تاریخی و توقیف ۳ هزار فلزیاب طی ۲ سال اخیر
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید