بایگانی مطالب برچسب: امنیت شغلی

کارگران نساجی گرفتار پرز، رطوبت و ترس

در سالن‌های تولید نساجی، نفس کشیدن گاهی سخت‌تر از کار کردن است. هوا سنگین و پر از پرز است و دستگاه‌های فرسوده بی‌وقفه می‌کوبند. کارگران مجبورند ماسک بزنند، اما گرمای هوا طاقت‌فرساست و رطوبت امان می‌برد. «سمیه» زنی ۴۰ساله است و اپراتور دستگاه‌های بافندگی. او شب‌ها از شدت سرفه خواب ندارد. ۱۰ سال است که میان صدای کرکننده دستگاه‌ها و هوای دم‌کرده کار می‌کند. ریه‌هایش آسیب دیده، اما ریه بخشی از دردسرهای اوست. کارگران این کارخانه همچون بسیاری کارخانه‌های دیگر امنیت شغلی ندارند و قراردادهایشان موقت است. بعضی فعالان کارگری معتقدند آنها «از ترس اخراج، برای اعتراض به وضعیت دستمزد و شرایط کار سمت تشکیل شورا نمی‌روند». بعضی دیگر می‌گویند: «ذهن کارفرما بسته است و مدیریت صرفاً در سخت گرفتن بیش‌از‌اندازه به کارکنان، خلاصه می‌شود.» سؤال اینجاست که چرا قدمی برای پایان مشکلات این کارگران برداشته نمی‌شود؟

بوی کباب، دست‌های پُرمیوه و دل سوخته

اثر رژ لب چیست؟

شهروند درجه ۲؛ پزشکی درجه ۲؟!

«نحوه پذیرش دانشجوی پزشکی در سال جاری، مردم بلوچستان و هرمزگان را به شهروندان درجه دو تبدیل خواهد کرد». این هشدار اخیر «اردوان بهرامی»، رئیس کمیته پزشکی خانواده انجمن پزشکان عمومی کشور، است که به جدالی چندساله میان سیاستگذاران و کارشناسان حوزه سلامت اشاره دارد: چگونه می‌توان کمبود پزشک در مناطق محروم را جبران کرد؟ در نگاه اول شاید این جمله بهرامی مبالغه‌آمیز به‌نظر برسد؛ مگر می‌شود تصمیمی آموزشی یا اداری، ناگهان شهروندانی را «درجه دو» کند؟ اما وقتی به روند پذیرش دانشجویان پزشکی در سالیان اخیر نگاه می‌کنیم، تصویری روشن‌تر و نگران‌کننده‌تر رخ می‌نمایاند.

روزنامه‌نگاری با دستمزد غیرمنصفانه

|پیام ما| پژوهشی تازه از وضعیت کاری روزنامه‌نگاران در ایران، تصویری از دشواری‌های این حرفه ترسیم می‌کند و می‌گوید خبرنگاران با وجود انگیزه و تعهد، با دستمزد پایین و نبود امنیت شغلی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این پژوهش که صبح شنبه (۱۴ مرداد) در محل انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران رونمایی شد، با پرسش از ۱۶۵ روزنامه‌نگار، به این نتیجه رسیده که حدود یک‌پنجم روزنامه‌نگاران زیر ۱۰ میلیون تومان و دوسوم آنها بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان دستمزد می‌‌گیرند و فقط نزدیک به سه‌چهارم پاسخگویان از دستمزد خود رضایت دارند. نتایج این پیمایش تصویری از وضعیت دستمزد، بیمه، ارتباط حقوقی خبرنگاران با کارفرما و موارد مهم دیگر به‌دست می‌دهد و نمایی از شکاف عمیق میان استانداردهای حرفه‌ای جهانی و واقعیت‌های میدانی روزنامه‌نگاری در ایران است.

رسانه‌ آزاد ضامن طبیعت پایدار

چرخ گردشگری دیگر نمی‌چرخد

|پیام ما| گردشگری در بحران‌ها همواره نخستین بخشی است که در معرض آسیب قرار می‌گیرد و آخرین بخشی که احیا می‌شود و به چرخه فعالیت بازمی‌گردد. این قاعده‌ای جهانی است و بسیاری از فعالان این صنعت در کشورهای مختلف همواره آن را «صنعتی ترسو» می‌دانند که با کمترین تغییرات بیشترین آسیب‌ها را تجربه می‌کند. با توجه به این قاعده جهانی، گردشگری در ایران که حدود شش سال است به‌طور مستمر با انواع بحران‌های داخلی و خارجی و بین‌المللی مواجه بوده، نمی‌تواند شرایط مناسبی داشته باشد. حال به تمام این بحران‌ها مدیریت غیرتخصصی و نبود حمایت‌های لازم از فعالان این بخش را هم که اضافه کنیم، گردشگری ایران همین که تا امروز دوام آورده و ایستاده، مدیون فعالان و دغدغه‌مندانی است که از دل تمام بحران‌ها کورسوی امیدی جسته و به آن امید بسته‌اند تا گردشگری را در کشوری کهن با ظرفیت‌های قابل‌توجه، زنده نگه‌دارند. جنگ ۱۲روزه اما ضربه مهلکی به این بخش وارد کرد. از لغو پروازها تا بروز ناامنی و در کنار تمام آنها، شروع بازداشت گردشگران در شهرهای مختلف، تعطیلی سفارتخانه‌ها و هشدار به شهروندان کشورهای مختلف برای سفر به ایران، همه دست‌به‌دست هم داد تا گردشگری باز هم تن به رکودی اجباری و آسیب‌های اقتصادی قابل‌توجه بدهد. آمار رسمی و منسجمی از میزان آسیب جنگ به این بخش در دست نیست، اما آمارهای جسته و گریخته از سوی برخی منابع اعلام شده که نشان می‌دهد خسارات جبران‌ناپذیری هم به سرمایه اقتصادی و هم به سرمایه انسانی این بخش وارد شده است.

با چراغ در میانه‌ بازار اصفهان

اصفهان، شهری که آوازه‌اش با کاشی و قلم‌زنی و مینا گره خورده، سال‌هاست که دو نشان درخشان جهانی بر سینه دارد؛ «شهر جهانی صنایع‌دستی» و «شهر خلاق در زمینه صنایع‌دستی» عنوان‌هایی که در نگاه نخست، نویدبخش رونق، حمایت، شأن فرهنگی و جایگاه اقتصادی برای هنرمندان این دیارند. شهری با ۱۹۶ رشته رسمیِ صنایع‌دستی، که هر کدام، ریشه در تاریخ، ذوق مردمان و حافظه بصری ایران دارند. اما پشت این عناوین پرطمطراق، روایت‌هایی نهفته است که کمتر شنیده شده‌اند؛ روایت‌هایی پر از رنج، خاموشی، فراموشی و گاه افسوس.

زندگی در «اقتصاد بقا»

هر از چندگاهی در کشور ما حوادثی رخ می‌دهد که در عمق خود بحران‌ها و ضعف‌های ساختاری ریشه‌داری را آشکار می‌سازند. پرسش کلیدی همواره این است که آیا از این بحران‌ها درس آموخته و عبرت‌گیری لازم صورت می‌گیرد؟ حادثه تلخ و تکان‌دهنده خفه شدن متوالی هفت نفر در یک چاه در شهر کونانی از توابع شهرستان کوهدشت، یکی از این وقایع بود که شوکی بزرگ به جامعه وارد کرد و سؤالات جدی‌ای را در سطوح مختلف مطرح ساخت. جدا از ابعاد انسانی و داغی که بر دل خانواده‌های داغدار نشست، این فاجعه پرسشی محوری را پیش می‌کشد: چرا زندگی در چنین مناطقی، و تلاش روزمره برای معاش یا حتی اقدام فداکارانه و تحسین برانگیز این افراد برای نجات جان همسایه، باید به قربانی کردن جان خود و چنین فرجام تراژیکی منجر شود؟ چرا در این جوامع، زندگی روزمره با چنین سطح بالایی از ریسک همراه است؟