گزارش «پیام‌ما» از سومین همایش «پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده»

لشکرکشی گونه‌های مهاجم

تاکنون بیش از ۱۵۵ گونه مهاجم شامل گیاهی، جانوری و میکروبی در ایران شناسایی شده‌اند که بعضی از این گونه‌‏ها در فهرست ۱۰۰ گونه بسیار خطرناک مهاجم قرار دارند





لشکرکشی گونه‌های مهاجم

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۰۶

گونه‌های مهاجم چه آسیب‌هایی برای مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست دارند؟ پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی چه نقاط ضعف و قوتی داشته؟ نگاه حراستی و امنیتی به محیط‌زیست چه تبعاتی بر این حوزه دارد؟ وقتی از مشارکت مردم حرف می‌زنیم آیا حاضریم تصمیم‌گیری را هم به آنها بسپاریم؟ اینها و موضوعات دیگر، همگی موضوع سخنرانی‌های سومین همایش «پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده» بود که توسط اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان فارس و دانشگاه شیراز و با همکاری دانشگاه کشاورزی و منابع‌طبیعی گرگان،‌ دانشگاه تهران، دانشگاه حکیم سبزواری‌، دانشگاه تربیت مدرس و سازمان حفاظت محیط‌زیست در دانشگاه شیراز برگزار شد.

«مریم شهبازی»، دانشیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع‌طبیعی گرگان، در این همایش به موضوعی پرداخت که کمتر به آن توجه شده است؛ گونه‌های مهاجم. او پنج تهدید اصلی جهانی علیه تنوع‌زیستی را برشمرد که شامل گونه‌های مهاجم‌، تغییر کاربری اراضی و تخریب زیستگاه‌ها، بهره‌برداری بی‌رویه، آلودگی و تغییراقلیم هستند. «مطالعات گسترده صندوق جهانی حیات‌وحش (WWF) در بازه زمانی ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۶ در پنج قاره جهان نشان داد گونه‌های مهاجم دومین عامل تهدیدکننده تنوع‌زیستی به حساب می‌آیند. برای مثال گربه‌های رهاشده باعث انقراض ۲۵ درصد از پرندگان خشکی‌زی و ۴۷ درصد پرندگان در جزایر شده‌اند.»
تأثیر گونه‌های مهاجم متنوع است‌، از رقابت با گونه‌های بومی برای منابع زیستی (مانند راکون و سنبل آبی) و شکار گونه‌های بومی (مانند تأثیر گربه‌های رهاشده) گرفته تا انتقال بیماری‌ها (مانند لاک‌پشت گوش‌قرمز)، اختلال در ساختار زیستگاه‌ها، افزایش اشتعال‌پذیری، تا ترکیب‌های سمی‌ و اثرگذاری بر چرخه‌های زیستی!
رشد و تولیدمثل سریع، تحمل بالا نسبت به شرایط زیستی سخت، رقابت‌پذیری بالا و توانایی گسترش سریع در زیستگاه‌های جدید باعث شده است مقابله با گونه‌های مهاجم دشوار باشد. به‌گفته شهبازی، براساس سیستم طبقه‌بندی اثرات محیطی گونه‏‌های غیربومی که در اتحادیه جهانی حفاظت به آن استناد می‌‏شود، اگر گونه‌‏ای در یک نقطه از جهان به‌عنوان گونه مهاجم بسیار آسیب‌‏رسان به تنوع‌زیستی (Massive) رتبه‌‏بندی شده باشد، ولی در سایر نقاط درجات کمتری از آسیب از آن گزارش شده باشد، به‌صورت محافظه‌‏کارانه رتبه بسیار آسیب‌رسان به آن گونه داده می‌شود»
این مدرس دانشگاه معتقد است برخلاف تصوری که درباره اثر اندک گونه‌های مهاجم بر مناطق حفاظت‌شده وجود داشت،‌ امروزه می‌د‌‌‌انیم تأثیر تهاجم‌های زیستی در مناطق حفاظت‌شده می‌تواند از مناطق دیگر شدیدتر باشد. «گونه‌های مهاجم در این مناطق نه‌تنها حضور دارند بلکه با سرعت بالایی گسترش می‌یابند. حتی اگر در یک منطقه حفاظت‌شده فعلاً حضور نداشته باشند، تنها طی ۴.۵ سال پس از استقرار در اطراف آن، وارد منطقه خواهند شد. نکته قابل‌توجه این است که احتمال تبدیل گونه‏‌های غیربومی به مهاجم در مناطق تحت حفاظت بیشتر از مناطق غیرحفاظت‌شده است. این مسئله به‌ویژه در پارک‌های ملی که حفاظت شدیدتری دارند، چالش‌برانگیزتر است».
به‌گفته این مدرس دانشگاه «در ایران هنوز یک مرجعیت علمی‌ تصمیم‌گیر برای معرفی گونه‌های غیربومی و صدور مجوز رهاسازی، مهار و کنترل گونه‌‏های مهاجم در کشور نداریم. این درحالی‌است که این چالش مهم نیازمند مدیریتی متمرکز و هماهنگی دستگاه‌‏های اجرایی است. از سوی دیگر، مقررات اندک موجود ضمانت اجرا ندارد. ما در کشور نیازمند تدوین دستورالعمل‌ها و ضوابط دقیق، بانک اطلاعاتی جامع و الزام برای انجام ارزیابی ریسک معرفی گونه‏‌های غیربومی به‌صورت فراگیر هستیم.»
او همچنین آماری از گونه‌های مهاجم در ایران ارائه می‌دهد: «براساس چک‌لیست ایران در پایگاه داده‌های جهانی و اطلاعات موجود، تاکنون بیش از ۱۵۵ گونه مهاجم شامل گیاهی، جانوری و میکروبی در ایران شناسایی شده‌اند که بعضی از این گونه‏‌ها در فهرست ۱۰۰ گونه بسیار خطرناک مهاجم قرار دارند. فهرست گونه‏‌های مهاجم و غیربومی تثبیت‌شده در کشور کامل نیست، اما زنگ خطری جدی برای تنوع‌زیستی ما است».

آسیب‌شناسی دو دهه حفاظت از یوز
«دوربین‌گذاری یکپارچه و نصب گردنبندهای ماهواره‌ای برای شناخت مسیرهای حرکتی یوز و تهدیدات آن ضرورت دارد، همچنان‌که باید جمعیت شترها در پارک ملی توران کنترل شود.» این گفته «باقر نظامی‌»، مدیر ملی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، است. او در این همایش سراغ نقاط ضعف و قوت سه دوره پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی رفت و درنهایت از دلایلی گفت که باعث شدند این پروژه در سال ۱۳۹۸ منحل شود.

به‌گفته او، تعریف اهداف بلندپروازانه و غیرکارشناسی، اختلافات فاحش بین پروژه، سازمان و ادارات کل، عدم رضایت UNDP از نحوه مشارکت مالی و عدم ارائه گزارش‌ها در کنار تعداد کم محیطبان در زیستگاه‌های یوز، از نقاط ضعف اولین دوره پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی بودند. در مقابل، دوره اول دستاوردهایی داشت که از نظر نظامی‌ شامل تعریف یک پروژه با ابعاد بین‌المللی برای اولین‌بار برای یک گونه در ایران، ورود ارز و تکنولوژی‌های نوین به کشور، مطالعات بوم‌شناختی یوز و گونه‌های هم‌زیست، حفاظت از سخت‌ترین و کویری‌ترین مناطق و دوره‌های آموزشی متعدد برای توانمندسازی و ارتقای مهارت‌های پرسنل می‌شد. «در این فاز روند افزایشی جمعیت یوز در زیستگاه‌ها را شاهد بودیم.»
در دوره یا فاز دوم نقاط ضعف از نظر مدیر ملی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی تداوم عدم همکاری صحیح شرکا در سطح ملی، تداوم عدم رضایت UNDP از نحوه مشارکت مالی و ارائه گزارش عملکرد، قطع همکاری GEF، کمبود نیرو و تجهیزات، آسیب سهمیه‌بندی بنزین، عدم مدیریت حضور سگ‌ها و شتر و جاده‌های مرگ یوزها در استان‌های جنوبی و شمالی زیستگاه یوز بود. او نتیجه چنین وضعیتی را با یک جمله عنوان می‌کند: «یزد از زیستگاه‌ها خارج شد».
در مقابل این نقاط ضعف، فاز دوم دستاوردهایی داشت که به‌گفته نظامی‌ شامل افزایش آگاهی عمومی‌ مردم نسبت به یوز و تهدیدات آن، شناسایی دامپزشکان، حفاظتگران جوان و حمایت از آنان، آگاهی از ابعاد جدید اکولوژی یوز، کاهش تخلفات مرتبط با شکار سم‌داران، جدی شدن ایجاد قرق‌های خصوصی، کاهش حق چرا دام در میاندشت و توران، توسعه روستاهای نمونه گردشگری و ایجاد بانک اطلاعات مشاهدات یوز می‌شد.
فاز سوم دوره بسیار کوتاهی داشت که به یک سال هم نرسید و مشکلات داخلی سازمان حفاظت محیط‌زیست موجب عدم ثبات و نهایتاً انحلال پروژه شد. بااین‌حال از نظر مدیر ملی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، در بازه زمانی فاز دوم و در سال ۱۳۹۷ تدوین سند با مشارکت جمع زیادی از متخصصین، در اولویت گرفتن تکثیر در اسارت، افزایش بودجه پروژه و تعریف گستره حفاظتی یوز اتفاق افتاد. مهمترین مسئله فعلی به‌گفته نظامی‌ بقای پایین توله‌هاست؛ ضمن اینکه هیچ اقدام مؤثری برای کاهش سه تهدید اصلی (دامداران، سگ‌ها، جاده‌ها) صورت نگرفته و تعداد محیطبانان نیز، حتی براساس استانداردهای ایران، بسیار محدود است. یک‌سوم مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست شامل زیستگاه یوز می‌شود و در مقابل، از سه‌هزار و ۵۰۰ محیطبان کل کشور، در زیستگاه یوز تنها صد محیطبان به کار حفاظت مشغول‌اند. او انجام سه اقدام را ضروری دانست: «توجه به مناطق بینابینی به‌دلیل رفتار عشایری یوز، دوربین‌گذاری یکپارچه و نصب گردنبندهای ماهواره‌ای برای شناخت مسیرهای حرکتی یوز و رفع تهدیدات آن.»
خروج شتر و ساربان‌ها از مناطق، انجام مطالعات ژنتیکی برای شناخت وضعیت خویشاوندی و ساختار اجتماعی یوزها و خروج سگ‌های بدون صاحب از دیگر مواردی بود که مدیر ملی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی پرداختن به آنها را از اولویت‌ها دانست.

جای خالی هومن جوکار، طاهر قدیریان و امیرحسین خالقی
«وظیفه اخلاقی‌ام می‌دانم از هومن جوکار، طاهر قدیریان، امیرحسین خالقی و دیگر همکاران و متخصصانی نام ببرم که به هر دلیلی از حضور در چنین جلساتی منع شده‌اند. نمی‌توان از مشارکت صحبت کرد، درحالی‌که بخش بزرگی از متخصصان و کنشگرانی که عمر و جوانی‌شان را برای مناطق صرف کرده‌اند، از حق کار کردن حرفه‌ای محروم باشند، چنانچه به پزشک بگویند طبابت نکن.» این گفته «مهدی مجتهدی»، کارشناس و فعال محیط‌زیست، در آغاز سخنانش درباره حفاظت مشارکتی بود. به‌گفته او مسعود پزشکیان، رئیس دولت فعلی، وعده داده بود برخوردهای امنیتی در حوزه محیط‌زیست را کنترل کنند و همچنین شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، این فرصت و اختیار را دارد که مسئله این برخوردهای فراقضائی را پیگیری کند.
اصل مشارکت از نظر مجتهدی یعنی باور به اینکه بخشی از دانش حفاظت در دل مردمی‌ است که آنجا وطنشان است و زندگی می‌کنند و آن منطقه بخشی از معیشت، هویت و تاریخشان است. «در این راستا باید اشکال زمامداری یا حکمروایی مناطق حفاظت‌شده در ایران تکمیل و متنوع شود. در کنار مناطق حفاظت‌شده دولتی، شکل هم‌گردانی و مناطق حفاظت‌شده جوامع بومی و محلی نیز می‌تواند رسمیت یابد. در این راستا پیشنهاد می‌شود به‌جای واژه «قرق بومی»، از «مناطق تحت حفاظت عرفی جوامع بومی-محلی» استفاده شود.»
به‌گفته این فعال محیط‌زیست، در این همایش مناطق تحت حفاظت و پارک‌های ملی، مجموع ارائه‌ها و سخنرانی‌ها محدود به جامعه محیط‌زیست و منابع طبیعی مانده و جای خالی جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان تخصص‌های روان‌شناسی جمعی احساس می‌شود. «مشارکت، بدون نگاه بین‌رشته‌ای و حضور علوم اجتماعی، ناقص می‌ماند».

دست مدیران در تصمیم‌گیری بسته است
«مهدی تیموری»، رئیس سابق پارک ملی گلستان، کارآمدی واقعی در مدیریت حفاظت را تنها با مشارکت واقعی، آموزش اصولی و میدان دادن به نیروهای متخصص و متعهد ممکن دانست. «حفاظت مؤثر، نیاز به آشنایی عمیق با بوم‌شناسی، چالش‌های محلی، شرایط اجرایی و مسائل اجتماعی دارد. متأسفانه در بسیاری موارد، افراد بدون شناخت میدانی یا آموزش کافی وارد عرصه می‌شوند و حتی نمی‌دانند مسئولیت‌شان دقیقاً چیست، چه برسد به اینکه بتوانند تصمیم‌سازی و اقدام کنند.»
او اشاره کرد که باور دارد اگر سازمان محیط‌زیست و دیگر نهادهای مسئول بتوانند بستر مناسبی برای آشنایی کارشناسان جدید با واقعیت‌های میدانی فراهم کنند، بسیاری از مشکلات فعلی قابل‌حل است. «نباید اجازه دهیم افراد تنها پشت میز بنشینند و بدون شناخت، برای مناطق حساس تصمیم بگیرند. ما به مدیرانی نیاز داریم که خود در میدان حضور داشته باشند، با مشکلات زیستگاه‌ها آشنا باشند و دلسوزانه پای حفاظت بایستند.»
به‌گفته تیموری، یکی از مشکلات ساختاری ما این است که حتی وقتی کارشناسی باانگیزه وارد میدان می‌شود، دست او به‌قدری بسته است که نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.

مالکیت‌هایی که آفت حفاظت شد
«مالکیت و کاربری اراضی در مناطق تحت مدیریت محیط‌زیست، چندلایه، پیچیده و چالش‌برانگیز است.» این گفته «سعید یوسف‌پور»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان، است. او در ادامه به هفت قانون در‌این‌باره اشاره کرد: «قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست، اصلی‌ترین قانون در این حوزه است که علاوه‌بر تعریف مناطق تحت مدیریت، ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها را هم مشخص کرده است. در کنار آن، قانون ملی شدن جنگل‌ها و مراتع را داریم. این قانون باعث حذف نظام سنتی مدیریت بر منابع طبیعی بدون جایگزینی مناسب شد. قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع، دیگر قانون مرتبط با این موضوع است که واگذاری مراتع و بهره‌برداری‌ها را امکانپذیر کرده و باعث ایجاد چالش‌های جدی در مدیریت مناطق شده است.»
عدم اجرای صحیح قانون توزیع عادلانه آب که در برخی مناطق باعث برداشت منابع آبی شده که پیش‌تر برای حیات‌وحش و تغذیه اکوسیستم‌ها حیاتی بودند،‌ مورد دیگری است که یوسف‌پور به آن اشاره کرد و در ادامه سراغ سایر قوانین رفت. «قانون ثبت اسناد و املاک هم می‌تواند به تثبیت مالکیت در مناطق کمک کند. در کنار آن، قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی، هرگونه تغییر کاربری را ممنوع کرده است، اما در عمل مشاهده می‌شود جهادکشاورزی در برخی مناطق، مستثنیات را بدون توجه به وضعیت مناطق چهارگانه، مجوز تغییر کاربری صادر می‌کند.»
وضعیت مالکیت در مناطق تحت مدیریت محتوای بخش دیگری از سخنان یوسف‌پور بود. او سه شیوه مالکیت را تفکیک کرد: «مالکیت دولتی؛ اغلب اراضی ملی هستند و در اختیار منابع‌طبیعی قرار دارند. تنها در پارک ملی گلستان سند مالکیت در اختیار سازمان حفاظت محیط‌زیست است. مالکیت‌های عمومی؛ در برخی موارد با مالکیت نهادهایی مانند ستاد اجرایی فرمان امام و اوقاف روبه‌رو هستیم که چالش‌های بسیاری را ایجاد کرده است. مالکیت‌های خصوصی و اشتراکی؛ در بسیاری از مناطق از جمله مجموعه حفاظتی توران، مالکیت‌های عرفی و سنتی همچنان برقرار هستند. در مواردی نیز شاهد هستیم لابی‌گری‌ها و فشارهای محلی، در برخی مناطق مانند منطقه حفاظت‌شده شیدا در چهارمحال‌وبختیاری، منجر به عقب‌نشینی سازمان و واگذاری اراضی شده است.

مدیریتی فراتر از اعلام یک منطقه در زمره مناطق چهارگانه
با توجه به افزایش فشارهای انسانی بر منابع طبیعی و زیست‌بوم‌ها، کارآمدی مدیریت مناطق حفاظت‌شده به‌عنوان یکی از مهمترین شاخص‌های موفقیت سیاست‌های حفاظتی در سطح ملی و بین‌المللی مطرح است. «زهرا قلیچی‌پور»، استاد دانشگاه حکیم سبزواری، در این همایش به این موضوع توجه کرد. به‌گفته او، «کارآمدی مدیریتی به توانایی یک نظام مدیریت در طراحی، اجرا و اصلاح برنامه‌ها و اقدامات حفاظتی به‌گونه‌ای اطلاق می‌شود که منجر به تحقق اهداف حفاظت، حفظ تنوع‌زیستی و مشارکت مؤثر ذی‌نفعان شود.»
به‌گفته قلیچی‌پور، مشارکت جامعه محلی و استفاده از ظرفیت نهادهای مدنی و علمی‌ ضروری است. «کارآمدی مدیریت مناطق حفاظت‌شده، صرفاً به اعلام اسمی ‌آن منطقه محدود نمی‌شود، بلکه نیازمند نظامی ‌پویا، مشارکت‌محور و پاسخگو است که به‌طور مستمر عملکرد خود را براساس داده‌ها، شاخص‌ها و نظرات ذی‌نفعان بازبینی کند. این رویکرد سیستمی، ضامن حفاظت پایدار از تنوع‌زیستی و منابع طبیعی کشور خواهد بود.»

مشارکت مردم در تصمیم‌گیری، ضامن پایداری
«فرشاد اسکندری»، مدیرعامل مؤسسه شیردال، معتقد است حفاظت مشارکتی در ایران الگوهای خوبی دارد، نمونه آن در گلستان در زمان گاوبانگی یا در پارک ملی دز در رهاسازی گوزن زرد است. آنچه در پارک ملی کویر انجام شده است یا فعالیت‌های انجمن میراث پریشان درباره تالاب پریشان نمونه‌های دیگری از این شیوه حفاظت هستند؛ اما به‌گفته او، حفاظت مشارکتی سابقه بیشتری دارد «طاهر قدیریان سال‌ها در جنوب با مردم کار کرد، همچنان‌که امیرحسین خالقی و هومن جوکار در این زمینه فعالیت کرده‌اند و تأثیر قابل‌توجهی داشته‌اند. جای آنها امروز در این همایش خالی است.»
اسکندری پرسشی را درباره مشارکت مطرح کرد؛‌ چقدر در مناطق حفاظت‌شده، به جوامع محلی و داوطلبان اجازه تصمیم‌گیری واقعی می‌دهیم؟ «اگر می‌خواهیم مشارکت در مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست اتفاق بیفتد، باید به داوطلبان و جوامع محلی اجازه تصمیم‌گیری دهیم.»

ردزنی مرال‌‌ها در جنگل‌های مازندران
«پوریا سپهوند»، کارشناس حیات‌وحش، در این همایش درباره پروژه بازوحشی‌سازی مرال که در جنگل آموزشی تحقیقاتی دانشگاه تربیت مدرس در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی مازندران انجام شده است، سخن گفت‌. او این پروژه را در ادامه تلاش‌هایی دانست که طی سال‌ها با هدف بازگرداندن جمعیت‌های منقرض‌شده یا در آستانه انقراض در طبیعت ایران انجام شده‌اند. «در ابتدای کار، با نصب سامانه‌های پایش و مطالعه شرایط منطقه، مشخص شد تهدیدات قبلی تا حد زیادی از بین رفته است و امکان معرفی مجدد گونه وجود دارد.»
سپهوند توضیح داد که در مراحل ابتدایی این پروژه تغذیه با علوفه طبیعی به مرال‌های در اسارت صورت گرفت تا وابستگی به انسان کاهش پیدا کند. «آرامش کامل در سایت رهاسازی برقرار شد و تلاش می‌کردیم مشاهده‌گری دقیق داشته باشیم،‌ تا اینکه سرانجام، رهاسازی در بهمن‌ماه سال گذشته انجام شد.» به‌گفته او، اکنون با گذشت حدود سه ماه، حیوانات وارد طبیعت وحشی منطقه شده‌اند. مستنداتی در اختیار داریم که این حیوانات در این مدت با پلنگ و خرس مواجه شده‌اند و برخلاف این خطرات، با واکنش طبیعی جان سالم به در برده‌اند. این نشانه‌ای مثبت از آمادگی آنها برای زیست در طبیعت است. تعداد دو مرال از سه مرال ماده آبستن هستند و امنیت ایجادشده در منطقه، مرال ماده وحشی دیگری را نیز وارد این عرصه کرده است که آن نیز آبستن است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *