سرنوشت روباه، سرنوشت آدام





سرنوشت روباه، سرنوشت آدام

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۱۸:۵۷

«آدام هیوئیت»، پسر ده‌ساله‌ای که به سرپرستی خانواده‌‌ «دارک» درآمده، مادرش را در کودکی هنگام تولد خواهر کوچکش از دست داده است. با ازدواجِ پدر آدام با پرستار او «روبی»، مشکلاتی برای آدام به‌وجود می‌آید که حسرت حضور در خانواده و زندگی با پدر، بر دلش می‌ماند.

داستان به ۱۴ بخش کوتاه تقسیم شده است که ساختاری خطی و روان دارد. آدام پسر مو قرمز و لاغری که هنوز حضورش در خانواده جدید را نپذیرفته، امید دارد که پدرش از استرالیا به‌دنبال او بیاید. شاید به همین دلیل همیشه فاصله‌اش را با خانواده دارک حفظ می‌کند تا بتواند به‌راحتی از آنها جدا شود و به خانواده اصلی خود بازگردد. البته در میانه‌ داستان، اتفاقاتی رخ می‌دهد که آدام را به پذیرش حضور در این خانواده نزدیک‌تر می‌کند. 

راوی، داستان را از شکار روباه ماده‌ای شروع می‌کند که به مرغدانی «روباه مزرعه» حمله کرده بود. خانم دارک که به‌واسطه سخنرانی یک مددکار اجتماعی داوطلب ‌سرپرستیِ آدام شده است، از خانواده و دو پسر خود، «ریچارد» و «دیوید»، خواسته بود رفتار مناسبی با او داشته باشند. اگرچه، باوجود رفتار معمولی آدام، او همیشه از حمایت ریچارد برخوردار بود. 

«آدام با فشار پوزه‌ فاکسی در آستینش از دنیای افکارش بیرون آمد. گویی فاکسی متوجه شده بود او در چه فکری است و می‌خواست به او قوت قلب بدهد. «آدام، غصه نخور. من هیچ‌وقت تو را ترک نمی‌کنم.» جانور کوچولو کش‌وقوسی آمد، خمیازه‌ای کشید و به داخل کت آدام، جای محبوبش، خزید و دوباره به خواب فرو رفت.»

در یکی از روزهای برگشت از مدرسه، آدام به‌همراه ریچارد، بچه‌روباهی پیدا می‌کنند. بچه‌روباهی که اگرچه رها شده است، اما می‌تواند خانواده‌ای برای خود داشته باشد. برای ریچارد این کار آسان نبود؛ زیرا روباه بارها به مرغدانی آنها حمله کرده بود. اما می‌دانست آدام، خانواده‌ او را در کشتن روباه ماده، مقصر می‌داند. به همین سبب، با آدام تصمیم می‌گیرند بچه‌روباه را مخفیانه در یک برج قدیمی به‌نام «فاکس» در جنگل نگهداری و بزرگ کنند. برجی که صدها سال پیش به‌نام برج مراقبت بوده و بعد در قرن هجدهم به حال خود رها شده بود. 

«روباه مزرعه» نام داستان است و به مزرعه‌ای در روستایی در اسکاتلند مربوط به خانواده  فاکس اشاره دارد که دیگر آنجا زندگی نمی‌کنند. بنابر باورها و اتفاقاتی که در گذشته رخ داده، خانواده فاکس به نفرینی قدیمی دچار شده است. «روباه مزرعه» برای نویسنده مفهومی فراتر از یک‌ مکان در داستان است و می‌خواهد با سوق دادن توجه مخاطب به بچه‌روباه تنها در جنگل، از یک طرف به انتظار آدام برای آمدن پدرش، از طرفی دیگر به مسئله‌ای مهمتر بپردازد. همان‌طورکه برای فرزند انسان، پذیرفتن هویت و خانواده‌ای جدید، سخت و زمان‌بر است، ورود و زندگی در قلمرو حیوانات و خطراتی که انسان‌ها برایشان به‌وجود می‌آورند، نیز برای جانوران آزاردهنده و ناخوشایند است؛ اتفاقی که در جهان مدرن، به‌واسطه گسترش قلمرو سرزمین انسان‌ها روبه‌فزونی است.

خانواده دارک که در میانه داستان، با وجود مشکلات اقتصادی، دیگر توانایی مالی برای ماندن در مزرعه را ندارند، باید به شهر بیایند و دنبال حرفه جدیدی باشند. ریچارد که در داستان به مسئله خانواده بسیار اهمیت می‌دهد، در اوضاع و شرایط سخت مالی نمی‌خواهد آنها را به دردسر بیندازد و تصمیم می‌گیرد برای تأمین غذای بچه‌روباه، از پول توجیبی‌هایشان استفاده کنند. اهمیت موضوع خانواده و درک انتظارات و توقعات، مسئله‌ای است که اغلب در خانواده‌ها نادیده گرفته می‌شود. موضوعی که نگاه نوجوان به این مضمون مهم را شفاف‌تر می‌کند و نوجوان را با خواندن این روایت داستانی از «آیلین دانلپ»، به فضای جدیدی از داستان وارد می‌کند که می‌تواند در تغییر احساسات او مؤثر باشد. شاید تمام حرف نویسنده از نگهداری بچه‌روباه، تغییر نگاه آدام به دوست داشتن و احساس تعلق خاطر است. 

این کتاب چندین کشمکش برای به جریان انداختن داستان دارد تا نویسنده به ایدئاش پروبال بدهد. پایان داستان برای نوجوان منطقی‌ است و نشان می‌دهد در جریان گذاشتن بزرگترها درباره مسائل پیش‌ رو می‌تواند راهگشا باشد. درنهایت، در پایان داستان، نویسنده از نامعتبر بودن نفرین و خرافه‌ای می‌گوید که در میان اهالی روستا، پخش شده است و علاوه‌براین، مضامینی چون کودکان بی‌سرپرست، خانواده، زیستگاه حیوانات و دوستی با آنها نیز در داستان به آن پرداخته شده است. آیلین دانلپ نویسنده داستان، ۱۰ سال مدیر مدرسه بوده و بیش از ۲۰ کتاب برای کودکان نوشته است. این داستان با ترجمه «گلی امامی» در نشر «چشمه» برای کودکان بالای ۹ سال به چاپ رسیده است. 

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن