دربارۀ ناصرالدین‌شاه ۱۳۰ سال پس از مرگش

پادشاهِ پُرحاشیه





پادشاهِ پُرحاشیه

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۲۶

دیروز یک‌صدوسی‌امین سال‌مرگ سلطان صاحبقران بود، پنجمین حاکم دودمان قاجار، ناصرالدین‌شاه.

او که در دوران حکومتش، هرات را از ایران داد و میرزا تقی‌خان امیرکبیر را در «فین کاشان» رگ زد.امتیاز تجارت توتون و تنباکوی کشور را در «معاهده رژی» به «تالبوت» و انحصار ایجاد راه‌آهن و استخراج معادن ایران را در معاهده دیگری به «رویتر» داد.

شاهی با اندرونی پرهیاهو، سفرهای اروپایی پرغوغا، روزنوشت‌های پرآب‌وتاب، اطرافیان پرحاشیه، تعزیه‌های پرآب چشم، عکس‌های پرمطلب، عقاید پرخرافه و البته رویکرد توسعه‌نگرانه و نگاه هنرمندانه. او که هم خوش‌نویس بود و هم شاعر.
هم عکاس بود و هم نقاش. سیاح خوبی هم بود و سفرنامه‌های بسیار نوشت. «شمس‌العماره» را ساخت و موسیقی را ارج نهاد.
او که وقتی قدم در خاک اروپا گذاشت، گویی تازه چشم و گوشش باز شد و جهان پیرامونش را شناخت و البته خود را باخت.سفرهایی که اگرچه رویی از آن، همان امتیازنامه‌های استعماری بود، اما شیفته دوربین عکاسی شد و از نخستین عکاسان ایرانی. از پس همان سفرها، «تکیه دولت» را بنا نهاد و تعزیه را رواج داد.

هم عزاداری محرم را پاس می‌داشت و هم شادمانی نوروز را. نظام نظامیّت را تحول داد و با ایجاد «دارالفنون»، آموزش را توسعه بخشید.هنرمندان را گرد خود موردتوجه قرار داد و پایتخت را گسترش داد و مدرن کرد.
بااین‌حال از استبداد هیچ کم نداشت. سانسور مطبوعات بیداد می‌کرد و هیچ آزادی عملی وجود نداشت و قلع‌وقمع بسیار بود و مطلقاً به اصلاحات سیاسی و اجتماعی تن نمی‌داد. او که اگر در سیزدهم اردیبهشت ۱۲۷۵، هنگام زیارت حضرت عبدالعظیم برای تیمن و تبرک پنجاهمین سال سلطنتش، به تیر غیب «میرزا رضا کرمانی» گرفتار نمی‌شد، ولیعهد بیمارش را زودتر از خود از دست می‌داد. شخصیت خاکستری تاریخ ایران معاصر که حواشی‌اش بیش‌تر از متنش بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما