چرا پس از نمایشگاه گردشگری تهران همه چیز به روال سابق باز می‌گردد؟

فرصت‌های ایران از نمایشگاه تا واقعیت





فرصت‌های ایران از نمایشگاه تا واقعیت

۲۵ بهمن ۱۴۰۳، ۱۱:۴۹

بهمن و نمایشگاهی دیگر ، جشنواره ایی از تلاش استان ها برای معرفی توانمندی ها و پتانسیل های گردشگری ، فرهنگی و صنایع دستی اقوام رنگین ایران زمین و البته مهمانی فعالان صنعت گردشگری از هتل ها و بوم گردی ها گرفته تا شرکت های خدمات مسافرتی و کانون ها و انجمن های صنفی و حرفه ای و اجتماعات کوچکی از علاقه مندان مختلف این صنعت مانند دانشجویان و فراگیران علمی صنعت گردشگری. چه لبخندهای که از راه دور به دست و خوش و بش های صنفی و تعریف خاطرات مشترک سفرها و نشست ها و رویدادهای گذشته ختم می‌شود.

 

اما ای کاش 27 بهمن یک روز پس از این جشنواره و نمایشگاه هم روحیه و رویکرد این چهار روز را داشتیم ، ای کاش در رفتار صنفی و سازمانی یک میلیمتر بعد از منافع خودمان فکر منافع همکاران و هم صنف‌مان خود در تمام عرصه های صنعت بودیم. مگر نه اینکه ماده نه منشور جهانی اخلاق گردشگری اشاره به حقوق کارکنان و کارآفرینان صنعت گردشگری دارد. پس چرا ما راه را برای نیروهای جوان ، مستعد و کارآمد در آینده این صنعت روشن نمی کنیم ؟ چرا برای برند ، کسب و کار و تلاش سایر همکاران خارج از سازمان و شرکت خود ارزش قائل نمی شویم ؟ چرا باور نداریم صنعت گردشگری یک زنجیر به هم تنیده شده از انواع امکانات در حوزه راه و حمل و نقل ، پذیرایی ، اقامت ، جاذبه ها و انواع خدمات چون بیمه و ویزا و … است و اگر یک حلقه از این زنجیر ضعیف شود اصل زنجیر تحت تاثیر قرار می گیرد .
چرا در حمایت از شخص شخیص مهمان که برخی او را فقط یک مشتری می بینند تلاش نمی کنیم ؟ متعهد باشیم به آنچه وعده داده ایم با ریزه کاری مکارانه قرارداد سفر را تنظیم می کنیم و مهمان که حبیب خدا است را از یک سفری که از پیش هزار وعده داده ایم محروم می کنیم ؟

 

این چرایی ها در دفتر ارزیابی و بازرسی وزارت میراث باید بررسی شود و هزار چرایی دیگر ، چرا چشمانمان فقط به دنبال دلار و یورو است ؟ با توجه به گستره جغرافیای ایران ، تنوع اقوام و طبیعت و هزاران نقش نگار طبیعی و معماری و فرهنگی توجهات و تمرکز اولیه را در این شرایط تاریخی و تحریمات و ایران هراسی کاذب روی گردشگری داخلی و ایجاد تسهیلات ، نظارت های پایدار و قوی ، توسعه زیر ساخت های گردشگری ، معطوف نمی کنیم ؟

 

این سئوالات را باید در ذهن مرور کرد و باور داشت دروازه صلح و آرامش جهانی از کوچه پس کوچه های گردشگری که همانا شناخت و آگاهی و احترام به اقوام و ملت ها است می گذرد و رمز اتحاد و دلبستگی بیشتر ملت ایران و داشتن تعهد ملی به این آب و خاک شناخت از ماهیت جغرافیایی و فرهنگی وطن است که تن است .
بیایید طرحی نو در اندازیم و هر کدام در هر بخش صنعت کار را بر اساس اصول “منشور جهانی اخلاق گردشگری ” و ” سوگند نامه جهانگردی ” و استانداردهای اکو توریسم و توجه به عرف جامعه محلی اصولی و ارزشمند انجام دهیم تا دستانمان روی زانوی خودمان باشد و چرخه صنعت گردشگری خصوصا در بخش داخلی را با رویکردی مهمان نوازانه ، اخلاق مدار ، متعهدانه و عاشقانه به گردش درآوریم و عاشقانه لذت ببریم از خاطره سازی.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *