کارشناسان میراث فرهنگی در گفت‌وگو با «پیام ما» انحلال پژوهشگاه میراث‌فرهنگی را تهدیدی برای آینده حفاظت از هویت تاریخی ایران عنوان کردند

چوب حراج بر دانش میراث

جلیل گلشن، رئیس اسبق پژوهشگاه میراث فرهنگی، می‌گوید علت محقق نشدن اهداف پژوهشگاه نبود نگاه تخصصی به این حوزه و بی‌توجهی به شایسته‌سالاری است





چوب حراج بر دانش میراث

۱۲ بهمن ۱۴۰۳، ۲۰:۱۳

نتایج بررسی‌های صورت‌گرفته توسط مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، به‌عنوان نهاد تخصصی پژوهشی و علمی این حوزه، دچار مشکلات جدی از جمله محقق نشدن اهداف و ضعف در استفاده از ظرفیت‌های موجود شده است. به‌رغم تلاش‌های اولیه برای تبدیل این پژوهشگاه به بازوی علمی و پژوهشی میراث‌فرهنگی کشور، تغییرات پی‌درپی ساختاری و نبود یک سند راهبردی مشخص، تحقق اهداف این مجموعه را با چالش مواجه کرده است. بررسی‌های مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد تنها ۲۷ درصد از اهداف تعریف‌شده در اساسنامه پژوهشگاه محقق شده است و بیش از ۸۵ درصد اهداف برنامه‌های بالادستی این نهاد به نتیجه نرسیده است. در چنین شرایطی به‌نظر می‌رسد بازنگری در ساختار، تقویت نظارت علمی و عملیاتی بر پروژه‌های اجرایی و استفاده مؤثر از ظرفیت‌های موجود در این مرکز از ضروریات است. در ماه‌های اخیر برخی افراد مسائلی درباره انحلال پژوهشگاه مطرح کرده‌اند که با واکنش‌ پیشکسوتان و کارشناسان میراث فرهنگی روبه‌رو شده است. در گفت‌وگو با «جلیل گلشن»، رئیس اسبق پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و «سعید شفیعا»، معاون دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش‌های مجلس، دیدگاه آنها را در مورد عملکرد پژوهشگاه، ایده‌های مطرح‌شده در مورد تغییرات ساختاری آن و راهکار بهبود عملکرد این مرکز جویا شدیم. آنها معتقدند انحلال پژوهشگاه اشتباه بزرگی است و ضربه جبران‌ناپذیری به میراث فرهنگی کشور وارد می‌کند، اما درعین‌حال این نهاد نیاز جدی به بازنگری در راهبردها و اصلاحات اساسی در رویکردهای مدیریتی دارد.

در نتایج گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس درباره «ارزیابی عملکرد پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری» ارائه کرده، مواردی مورد تأکید قرار گرفته است، از جمله اینکه: «نبود سند بالادستی مختص پژوهشگاه -با تأکید بر مسئله‌محوری، توجه به ذی‌نفعان اصلی- و نبود نظام آماری -برای رصد و شفافیت اجرای برنامه‌های تدوین‌شده- موجب آسیب‌های ثانویه‌ای مثل نداشتن نقش مؤثر پژوهشگاه در برآوردسازی اهداف اسناد بالادستی، نبود تعامل هدفمند و سازمان‌محور با سایر دستگاه‌های ملی و بین‌المللی و نبود نظام هدفمند در تعریف و توزیع پژوهش‌ها در کشور شده است.» این گزارش معتقد است فعالیت‌های پژوهشگاه دچار انحراف قابل‌توجهی از اهداف تعریف‌شده در اساسنامه و اسناد بالادستی (ملی) شده است. برخی با استناد به این گزارش این ایده را مطرح کرده‌اند که چون پژوهشگاه به اهداف خود دست پیدا نکرده و عملکرد مطلوبی نداشته، راهکار پیش‌ رو، انحلال این مجموعه است. آنها بر این باورند که دانشگاه‌ها می‌توانند وظایف پژوهشگاه را به شیوه مطلوب‌تری انجام دهند و به نتیجه برسند. استدلال موافقان انحلال پژوهشگاه میراث‌فرهنگی این است که این مرکز اثرگذاری لازم را در حوزه میراث فرهنگی نداشته و حتی در تربیت مدیرانی که در بدنه ساختار میراث‌فرهنگی به‌کار گرفته شوند هم موفق نبوده است. اما منتقدان ایده منحل کردن پژوهشگاه معتقدند در حوزه تخصصی‌ای مثل میراث فرهنگی، وجود یک بازوی پژوهشی امری اجتناب‌ناپذیر است و موفق نبودن پژوهشگاه در دستیابی به اهداف تعیین‌شده در اساسنامه نیازمند آسیب‌شناسی و رفع موانع است، نه حذف آن.

«سعید شفیعا»، معاون دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش‌های مجلس که از تدوین‌کنندگان گزارش مربوط به ارزیابی عملکرد پژوهشگاه میراث‌فرهنگی هم بود، درباره برداشت‌هایی که از این گزارش شده، می‌گوید: «این گزارش یک گزارش نظارتی است و در آن اعلام شده که پژوهشگاه کارآمدی کافی ندارد. گزارش‌های نظارتی یکی از ابزارهای مجلس هستند که وضعیت دستگاه‌ها را براساس اساسنامه‌ها و قوانین مربوطه بررسی می‌کنند. در این گزارش آمده است که پژوهشگاه ارتباط مؤثری با وزارتخانه‌ و استان‌ها ندارد و ظرفیت‌های پژوهشی آن همخوانی کافی با اهداف سند مهندسی فرهنگی ندارد. این گزارش تنها به‌منظور ارائه راهکارهای اصلاحی تهیه شده است و نتایج ارائه‌شده در آن به‌هیچ‌وجه به‌معنای لزوم حذف پژوهشگاه نیست.» شفیعا تأکید می‌کند: «حذف پژوهشگاه نه‌تنها به‌نفع میراث فرهنگی کشور نخواهد بود، بلکه در شرایط موجود نوعی خودزنی است. هیچ توجیه منطقی برای حذف این نهاد وجود ندارد. رویکرد این گزارش این است که باید از ظرفیت‌های پژوهشگاه به‌طور بهینه استفاده کرد و آن را به‌عنوان یک مرکز تحقیقاتی مستقل و مؤثر تقویت کرد.»

«جلیل گلشن»، از پیشکسوتان حوزه میراث فرهنگی، نیز درباره برداشت‌های صورت‌گرفته از محتوای این گزارش و طرح انحلال پژوهشگاه از سوی برخی افراد می‌گوید: «ضعف در عملکرد یا نرسیدن به اهداف تعیین‌شده، معیار درستی برای اعلام اینکه یک دستگاه باید منحل شود، نیست. باید به‌جای اینکه فقط به معلول‌ها پرداخته شود، علت محقق نشدن اهداف مورد بررسی قرار گیرد تا مشکلات از ریشه برطرف شوند.» گلشن یکی از موانع دستیابی به اهداف پژوهشگاه را نبود نگاه تخصصی به این حوزه می‌داند و می‌گوید: «افرادی که به‌عنوان مدیر در ساختار میراث‌فرهنگی منصوب می‌شوند، باید کسانی باشند که ضرورت بهره‌برداری از پژوهش را درک کنند و به اهمیت آن واقف باشند. اگر افرادی در این سمت‌ها قرار گیرند که ارزش پژوهش را ندانند، طبیعی است که پژوهشگاه به اشتباه و انحراف از اهداف برسد. باید دید آیا مدیرانی که در این سال‌ها منصوب شده‌اند، توانسته‌اند اهداف این حوزه را بشناسند و در جهت رسیدن به آنها گام بردارند یا نه؟»

پژوهش رکن اساسی میراث فرهنگی است
جلیل گلشن که مدتی ریاست پژوهشگاه میراث‌فرهنگی را به‌عهده داشت، روند شکل‌گیری پژوهشگاه را در ساختار میراث‌فرهنگی کشور، مرور می‌کند و می‌گوید: «در ابتدا سازمان میراث‌فرهنگی به‌طورکلی مسئولیت پژوهش را برعهده داشت، اما با ادغام سازمان ایرانگردی و جهانگردی در آن، سازمان امور اداری و استخدامی کشور اعلام کرد میراث‌فرهنگی دیگر نمی‌تواند تحت‌عنوان پژوهشگاه به فعالیت خود ادامه دهد، زیرا گردشگری یک صنعت است و میراث فرهنگی ماهیت پژوهشی دارد. به‌ناچار معاونت پژوهشی سازمان میراث‌فرهنگی از آن جدا شد و به‌عنوان پژوهشگاه مستقل فعالیت خود را آغاز کرد. پس از تبدیل سازمان میراث‌فرهنگی به وزارتخانه، معاونت پژوهشی به‌کلی از ساختار وزارتخانه حذف شد. در حال حاضر، معاونت میراث‌فرهنگی که مسئول حفاظت و مرمت بناهای تاریخی است، بدون پشتوانه پژوهشی فعالیت می‌کند. این شرایط شبیه به جدا کردن سر از بدن است؛ پژوهش که باید در قلب این فعالیت‌ها باشد، از ساختار اصلی جدا شده است.» گلشن درباره این دیدگاه که دانشگاه می‌تواند وظایف پژوهشگاه میراث‌فرهنگی را به‌عهده بگیرد، می‌گوید: «پژوهشگاه مسئول تولید علم است، درحالی‌که دانشگاه‌ها وظیفه ترویج علم را دارند. دانشگاه‌ها براساس پژوهش‌هایی که انجام می‌شود، به ترویج و توزیع آنها می‌پردازند تا در اختیار علاقه‌مندان قرار گیرد. نمی‌توان وظایف یکی را به‌عهده دیگری گذاشت.» گلشن تأکید می‌کند که در سازمان میراث‌فرهنگی پژوهش جزو الزامات هر فعالیت است. او در این رابطه می‌گوید: «اگر بنایی در حال مرمت است، طی فرایند مرمت باید پژوهش‌های مربوطه انجام شود. کاوش‌های باستان‌شناسی هم نیاز به پژوهش‌های علمی دارند. زمانی که کتیبه‌ای کشف می‌شود، باید رمزگشایی و تحلیل شود تا بدانیم این کتیبه چه اطلاعاتی به ما می‌دهد و جایگاه آن چیست.» به‌اعتقاد گلشن، این نیاز به پژوهش تنها در بخش‌های مرمت و کاوش نیست بلکه در تمام فعالیت‌های میراث‌فرهنگی باید پژوهش به‌عنوان یک رکن اساسی در نظر گرفته شود. گلشن معتقد است پژوهش باید در تمامی دستگاه‌های دولتی و اجرایی گنجانده شود. از نظر او، انحلال پژوهشگاه نه‌تنها خلأ بزرگی در عرصه پژوهش‌های میراث‌فرهنگی ایجاد می‌کند بلکه می‌تواند باعث تضعیف اقدامات حفاظتی و علمی در این حوزه شود.

سعید شفیعا نیز بر ضرورت توجه به مقوله پژوهش در میراث‌فرهنگی تأکید می‌کند و معتقد است: «حوزه میراث‌فرهنگی به‌هیچ‌وجه یک حوزه صرفاً علمی و آکادمیک نیست، بلکه ترکیبی از علم و اجرا است. پژوهش در این زمینه باید هم‌زمان با عملیات اجرایی، مانند کاوش‌ها و حفاظت آثار تاریخی، انجام شود. این دو باید با هم پیش بروند تا حفاظت از میراث فرهنگی به‌درستی صورت گیرد.» مدیرگروه میراث‌فرهنگی و گردشگری مرکز پژوهش‌های مجلس تأکید می‌کند: «حفاظت از میراث فرهنگی نیازمند توجه هم‌زمان به پژوهش و اجرا است. حذف پژوهشگاه اشتباه بزرگی است. این نهاد باید به‌عنوان یک ظرفیت علمی فعال شود و از آن بهره‌برداری بهینه صورت گیرد.» مدیرگروه میراث‌فرهنگی مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به مشکلات اساسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و اینکه این مرکز هنوز نتوانسته برنامه راهبردی دقیقی برای پیشبرد اهداف خود تدوین کند، می‌گوید: «برای بهبود عملکرد پژوهشگاه، باید عزم جدی از سوی مدیران ارشد برای افزایش هماهنگی‌ها و ارتقای ظرفیت‌های پژوهشی این نهاد وجود داشته باشد. پژوهشگاه میراث فرهنگی کارشناسان و پژوهشگران توانمندی دارد، اما به‌دلیل نبود هماهنگی و نقص در برنامه‌ریزی، خروجی مطلوبی از این مجموعه نمی‌بینیم.»

تغییر ساختار یا بهینه‌سازی؟
گلشن درباره راهکار رفع چالش‌های موجود در پژوهشگاه، معتقد است پژوهشگاه و معاونت میراث فرهنگی باید با هم ادغام شوند تا بتوانند در کنار هم به وظایف خود بپردازند. به‌اعتقاد او، «در حال حاضر، پژوهشگاه و معاونت میراث‌فرهنگی از هم جدا شده‌اند و این باعث شده است نتوانند به‌شکل هماهنگ عمل کنند. پژوهشگاه مسئول تولید علم است و معاونت میراث‌فرهنگی مسئول مرمت و حفاظت است. این دو باید در کنار هم کار کنند تا فعالیت‌ها به‌طور صحیح انجام شود.» او معتقد است که این ادغام می‌تواند منجر به افزایش کارایی و هم‌افزایی در حوزه میراث‌فرهنگی شود و به رفع مشکلات ساختاری این نهاد کمک کند. اما در این میان، نگرانی‌هایی درباره اثرات تغییرات ساختاری و پیامدهای آن مطرح می‌شود، شفیعا دراین‌باره به رویکرد کلی مرکز پژوهش‌های مجلس اشاره و تأکید می‌کند: «تغییرات ساختاری می‌تواند به‌عنوان آخرین راه‌حل مطرح شود. بیش از ۵۰ درصد راه‌حل‌ها از بهینه‌سازی سیستم‌های موجود به‌دست می‌آید. تغییر ساختار ممکن است پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد. من هیچ‌ موافقتی با این نوع تغییرات ندارم. وزارت میراث‌فرهنگی، معاونت میراث و پژوهشگاه‌ نهادهایی کاملاً تخصصی هستند که باید با رویکردی کاملاً تخصصی به آنها پرداخته شود. اگر در این حوزه‌ها نگاه تخصصی وجود داشته باشد و انتصابات و برنامه‌ریزی‌ها به‌درستی انجام شود، بسیاری از مشکلات هماهنگی بین‌بخشی حل خواهند شد. در حال حاضر نگاه تخصصی به این حوزه‌ها وجود ندارد و باید این نگاه ایجاد و تقویت شود.» شفیعا تأکید می‌کند در شرایط فعلی بهینه‌سازی مؤثرتر از ایجاد تغییرات و ادغام و جداسازی است. به باور او، «مشکل اصلی نه در ساختار بلکه در نبود نگاه تخصصی مدیران به این حوزه و نبود تناسب اعتبارات با برنامه‌ها و مشکلات نظارتی است. اینها مسائل اصلی میراث‌فرهنگی هستند، نه ساختار.»

مدیرگروه میراث‌فرهنگی و گردشگری مرکز پژوهش‌های مجلس در پایان سخنانش با استناد به گزارش این مرکز درباره عملکرد پژوهشگاه میراث‌فرهنگی چند نکته را مورد تأکید قرار می‌دهد و می‌گوید: «درباره پژوهشگاه، چند نیاز کلیدی شناسایی شده که هنوز به‌طور کامل برطرف نشده‌اند. نخستین نیاز، تدوین یک برنامه دقیق و راهبردی است. البته برنامه‌ای برای پژوهشگاه نوشته شده، اما به‌نظر من کافی و مناسب نیست و نیاز به بازنگری دارد. دومین مورد، شناسایی دقیق نیازهای پژوهشکده‌ها و تقویت تعاملات سازنده بین آنها است. این مسائل تنها زمانی قابل حل هستند که پژوهشگاه به‌عنوان یک بال پژوهشی پذیرفته شود و مدیران ارشد با عزم جدی برای حل آنها اقدام کنند.» به‌باور شفیعا، «پژوهشگاه به کارشناسان و پژوهشگران توانمندی مجهز است، اما باوجود ظرفیت‌های بالای نیروی انسانی، مشکلات مدیریتی مانع از بهره‌برداری کامل از این ظرفیت‌ها شده است.»

طرح موضوع انحلال پژوهشگاه میراث‌فرهنگی از سوی برخی مدیران، تبعات گسترده‌ای برای آینده میراث فرهنگی و حفاظت از آثار تاریخی ایران خواهد داشت. درنتیجه لازم است قبل از اتخاذ هرگونه تصمیم در این زمینه، تمامی جوانب موضوع مورد بررسی دقیق قرار گیرد. پژوهشگاه میراث‌فرهنگی به‌عنوان پل ارتباطی میان تاریخ و علم، باید در مسیری کارآمد و اثرگذار قرار گیرد تا علاوه‌بر انجام پژوهش‌های علمی، حفاظت از آثار تاریخی ایران نیز با رویکردی تخصصی صورت گیرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ