گفتوگوی «پیام ما» با «شادی گنجی»، باستانشناس، درباره ضرورت و اهمیت آموزش و آگاهی از تاریخ و میراث فرهنگی در جامعه
فراموشی تاریخ، آلزایمر جمعی است
سایتهای باستانی ما ظرفیت آموزشی بسیار بالایی دارند، اما متأسفانه مدیران و برنامهریزان امر آموزشی، به اهمیت داشتن درک و نگاه تاریخی آشنا نیستند
۱ دی ۱۴۰۳، ۱۶:۴۵
اهمیت آموزش و آگاهی در زمینه میراث فرهنگی بر کسی پوشیده نیست. آموزشی که باید از کودکی و در مدارس آغاز شود، اما مدیران میراثفرهنگی و آموزشوپرورش هنوز به ضرورت آن واقف نیستند و اقدامی برای آن انجام نمیدهند. با «شادی گنجی»، باستانشناس، پژوهشگر و نویسنده، درباره اهمیت آگاهی از تاریخ در جامعه و بهخصوص دانشآموزان گفتوگو کردیم، او درباره خطر فراموشی تاریخ در جامعه معتقد است: «جامعهای که تاریخ و گذشته خودش را به یاد نیاورد، مثل فردی است که دچار فراموشی میشود. تصور کنید یک انسان بزرگسال اگر خاطراتش را از دست بدهد، چه رنجی میکشد؟ فراموشی تاریخ مثل ابتلا به آلزایمر است، همانقدر تلخ و دلخراش»
بهنظر شما اینکه در برنامهریزیها و طرحهای کلان کشور، نگاه جامعی به سرمایهگذاری برای آموزشوپژوهش، حفظ و نگهداری فضاهای تاریخی و گردشگری وجود ندارد، آیا میتوان علت را عادت کردن ما به برنامههای زودبازده بهدلیل وجود درآمدهای ناشی از نفت و دیگر منابع دانست؟
بهطورکلی در کشور ما به علوم انسانی توجه لازم نمیشود، باستانشناسی هم جزو علوم انسانی است. بله ما بهدلیل وجود منابع، نیازی به توجه به دیگر ابعاد سرمایه مادی و معنوی کشور حس نمیکنیم که البته زیانبار است و بهدنبال راهحلهای سریع و زودبازده هستیم. علوم انسانی و همینطور باستانشناسی در این بین مغفول مانده است و آنطورکه شایسته است به آن توجه نمیشود. درحالیکه هویت و تاریخ یک ملت، حافظه آن ملت است و توجه و اهمیت به آن بسیار مهم است. من مهمترین اقدام را برای بهبود، آموزش در سنین پایین میدانم که بتوان نسل آینده را نسبت به حفظ آثار و میراث خود حساس و مسئولیتپذیر کرد تا بتوان با نگاه به گذشته، برای امروز و فردا روزهای بهتری را رقم زد.
پروژهای که در حال حاضر مشغول آن هستید، به کدام منطقه رسیده است؟
ما در مناطق مختلف به بررسی راههای باستانی میپردازیم، مسیری که این روزها درگیر مشغول مطالعه و کاوش روی آن هستیم، راههای تاریخی بیابان لوت، در شمال استان کرمان است.
ممکن است در خلال بررسی راهها با مواردی روبهرو شوید که انتظارش را نداشتید؟
بررسی باستانشناسی همیشه این چیزها را با خود دارد، گاهی در حین کاوش با چیزهای جدیدی در محل روبهرو میشویم که از قبل از آن خبر نداشتیم.
این راههای باستانی را از روی مطالعات کتابخانهای پیدا میکنید؟ یعنی از روی سندی که نشان دهد یا ثابت کند که در این مکان راه باستانی وجود داشته است؟
خیر. مطالعات کتابخانه فقط بخشی از کار ماست و کار اصلی بررسی میدانی است. ما راهها را براساس نشانههای فیزیکی، عکسهای هوایی و پیمایش در محل بررسی میکنیم.
این راهها مرتبط به جاده ابریشم است؟
عبارت جاده ابریشم را من خیلی قبول ندارم. بهطورکلی بسیاری از راههایی که در دوره باستان و دوران پیش از تاریخ از ایران میگذشتند، رابط بین شرق و غرب فلات ایران بودند و این راهها صرفاً بهمنظور تجارت نبودند؛ هرچند کاربرد تجاری هم داشتند. نکته مهم برای ما این است که راهها در دوران باستان عامل تعامل و ارتباطات فرهنگی بودهاند و البته هنوز هم هستند و با شناخت آنها میتوان به شناخت بخشی از گذشته این سرزمین دست یافت.
آیا راهها در ایران باستان با دیگر نقاط جهان تفاوت شایانی دارد؟
تفاوت اصلی در قدمت و کهنگی این راههاست. مثلاً بسیاری از راههای امروزی در زاگرس در غرب ایران همان راههایی هستند که از هزاران سال پیش مورد استفاده بودهاند. همین امر اهمیت و لزوم بررسیهای باستانشناسی راهها را دو چندان میکند.
شما کتابی هم با عنوان «سرگذشت ایران در صد محوطه باستانی» تألیف کردهاید، درباره تجربه و هدف این کتاب برایمان بگویید.
من این کتاب را با هدف آموزشی نوشتم، چون وقتی تدریس میکردم جای منبعی که درباره سایتهای باستانی ایران توضیحات جامعی بدهد، خالی بود. در این کتاب مانند یک راوی هر محوطه را به زبان خودش به مخاطب معرفی کردم. انگار که خود آن محوطه در حال نقل قصه خود به مخاطب است، با هدف معرفی و بیان ویژگیهای محوطههای باستانی به خوانندگان.
ظرفیت آموزشی سایتهای باستانی را چطور ارزیابی میکنید؟ چطور میتوان مدارس را ترغیب کرد که با رعایت اصول و ضوابط، بچهها را به دیدن سایتهای باستانی بیاورند و نسل آینده بیشتر با میراث فرهنگی آشنا شود؟
سایتهای باستانی ما ظرفیت آموزشی بسیار بالایی دارند، اما متأسفانه مدیران و برنامهریزان، در امر آموزشی، خودشان به اهمیت داشتن درک و نگاه تاریخی آشنا نیستند. بنابراین، نمیتوان انتظار داشت که برای بازدید دانشآموزان از سایتهای باستانی و همینطور آموزش نحوه برخورد و حضور آنها در اینگونه فضاها بهنحویکه به این فضاها آسیبی وارد نشود، برنامهای داشته باشند.
میتوان از این بحث اینطور نتیجه گرفت که باید سیستمی فراتر از آنچه برای آموزش کودکان در نظر داریم، طراحی شود تا به مدیران و برنامهریزان لزوم اهمیت دادن به تاریخ را آموزش داد؟
بله دقیقاً؛ و این یک وظیفه است. توجه به اینکه ما در این مملکت چه پیشینهای داشتیم مهم است. جامعهای که تاریخ و گذشته خودش را نشناسد، مثل فردی است که دچار فراموشی میشود. تصور کنید یک انسان بزرگسال اگر خاطراتش را از دست بدهد، چه رنجی میکشد. فراموشی تاریخ مثل ابتلا به آلزایمر است، همانقدر تلخ و دلخراش. همه ما از ابتلا به آلزایمر میترسیم، چون بهواسطه آن گذشتهمان را فراموش میکنیم و زندگی امروزمان دچار اختلال میشود. حالا تصور کنید یک ملت دچار آلزایمر تاریخی- فرهنگی شود؛ خیلی زیانبار است.
سایت موزهها چه خصوصیتی باید داشته باشند؟ ما در ایران چند سایت موزه داریم؟
اینطور نیست که ما جایی را کاوش کنیم، اثری را بیابیم، روی آن شیشه بگذاریم و بگوییم برای بازدید آماده است و حالا این فضا تبدیل به سایت موزه شد. موضوعی که امروزه در جهان درباره سایت موزهها مطرح است، این است که ابتدا از یافتهها در بافت خودشان بهدرستی حفاظت کنیم و بعد تلاش کنیم آنها را طوری به نمایش بگذاریم که مخاطب را درگیر کند. اما ما در ایران طراحی درستی برای سایت موزهها نداریم. در سایت موزهها برای اینکه افراد به دیدن یافتهها و شناخت فرهنگ و تاریخ خود علاقهمند شوند، باید جذابیت ایجاد کرد. یعنی فرد نهفقط با نگاه کردن و دیدن بلکه با صدا و حس لامسه، حتی چشایی، درگیر فضا شود و بهصورت ملموس آن را احساس و درک کند. در چنین بازدیدی میتوان روح آموزش را در بافت جامعه به جریان انداخت.
آیا توسعه گردشگری و سودآوری مناطق باستانی میتواند مردم بومی را به حفظ آثار ترغیب کند؟
سرتاسر ایران ما آثار باستانی داریم، نمیتوانیم همهجا نگهبان بگذاریم؛ اما با آموزش میتوان به مردم برای حفظ و حراست از آنها انگیزه داد
با آموزش میتوان بهراحتی حفاظت از آثار باستانی را در جامعه ترویج کرد. اگر به افراد جامعه خصوصاً بچهها، آموزش دهیم که حفظ آثار باستانی و تاریخی چه ارزش و اهمیتی دارد، دیگر افراد خودشان حافظ آنها هستند و این آموزش میتواند جایگزین نظام قضایی و پلیس و جریمه باشد. ما نمیتوانیم در نقطهنقطه این سرزمین که پر از آثار باستانیست، نگهبان و پلیس بگذاریم؛ اما میتوانیم با آموزش، افراد را داوطلب به حفظ آنها کنیم. در مورد سود اقتصادی باید بگویم که نباید فقط به مسئله اقتصادی نگاه کرد؛ چون بسیاری از فضاها هستند که متخصصین موافق گردشگرپذیری آنها بهدلیل امکان آسیبپذیری آنها نیستند. پس در همه این سایتها نباید به فکر سود اقتصادی باشیم.
برچسب ها:
استان کرمان، باستانشناسی، بیابان لوت، توسعه گردشگری، گردشگری، محوطه باستانی، میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید