بررسی ضرورت تغییر الگوی توسعه کشاورزی و روستایی ایران و بازتعریف نقش تعاونیها برای رونق اقتصاد روستایی در گفتوگو با کمال اطهاری اقتصاددان
از خردهمالکی تا تعاون
سیاستهای کنونی در توسعه روستایی، کشاورزان را از دستیابی به رفاه پایدار و بهرهبرداری صحیح از منابع طبیعی بازمیدارد
۱۶ آبان ۱۴۰۳، ۱۶:۵۰
«توسعه پایدار روستایی و در چارچوب آن توسعه کشاورزی ایران، نیاز به تدوین سرمشقی نوین دارد تا خرده دهقانان را از تله فضایی فقری که در آن گرفتار آمدهاند، رهایی بخشد. این سرمشق نوین حکم میکند که توسعه دانشبنیان روستا و تنوعبخشی به اقتصاد و اشتغال آن با شیوههای بهرهبرداری تعاونی و جماعتی و نیز ایجادِ زنجیرههای تولید در مناطق روستایی و بین روستاها و شهرها، در دستور کار قرار گیرد.» کمال اطهاری اقتصاددان، در کتاب «درآمدی بر سرمشق نوین توسعه کشاورزی و روستایی ایران» که مبتنی بر آخرین پژوهشهای داخلی و خارجی، پس از آسیبشناسی و توانسنجیِ سرمشق کهنه توسعه کشاورزی و روستایی ایران که منجر به وابستگی ۵۶ درصدی امنیت غذایی به خارج، تخریب شدید محیطزیست با بیش بهرهبرداری از منابع طبیعی، تغییر فزاینده کاربری کشاورزی، و مهاجرت روبهرشد و … گشته است، اصول و جهتگیری راهبردی برای انتظامبخشی نهادی و سازمان به سرمشق نوین توسعه کشاورزی و روستایی ارائه شده است. حالا دولت میگوید میخواهد نظام تعاون در روستاها را بازتعریف و جایگاه آن را تقویت کند. اطهاری در گفتوگو با «پیام ما» سیاستهای نظام تعاونی در ایران را نقد میکند.
دولت میگوید میخواهد تعاونیها را سامان دهد یا بازتعریفی در نقش تعاون در اقتصاد روستایی داشته باشد. این اجرا در شرایط فعلی زیست تعاونیهای کشور قابل اعتناست؟
نظام بهرهبرداری کشاورزی در کشور باید تغییر کند تا هم کشاورزها دارای رفاه واقعی شوند و هم تخریب منابع و محیطزیست در این نظام خردهمالکی و تراژدی مشاعات پایان پیدا کند
در این که نظام بهرهبرداری کشاورزی در کشور باید تغییر کند تا هم کشاورزها دارای درآمد و رفاه واقعی شوند و هم تخریب منابع و محیطزیست در این نظام خردهمالکی و تراژدی مشاعات پایان پیدا کند شکی نیست. یک رکن این تغییر حتماً تقویت و توانمندسازی انواع تعاونیهای کشاورزی است. اما در این هم شکی نیست که صحبت و اقدام شتابزده بهجای توانمندسازی آنچه که وجود دارد را هم از بین میبرد. تجربه ۴۰ سال اخیر در عموم حوزهها نشان میدهد که ما وقتی در جستوجوی توسعه و پیشرفت بودیم دچار بحران توسعه شدیم و در «تله جدید توسعه» افتادیم.
انتقاد شما به تعداد بسیار زیاد آنان است یا اینکه تعاونیها در عمل بخشی از فرایند تکمیل زنجیره ارزش نیستند؟
این یک موضوع اساسی است؛ اما فقط یک قسمت موضوع است. تعاونی باید در زنجیره ارزش بتواند فعالیت کند؛ اما اگر بخواهیم به این موضوع بهصورت اساسیتر نگاه کنیم این میشود که توسعه کشاورزی باید از دامن توسعه روستایی تعریف شود. این که فقط یک عنصری از توسعه کشاورزی بگیریم؛ اما متن نهادهای توسعه روستایی را تعریف نکنیم ممکن نیست. حتماً شکست میخوریم. در سیاستهای جهانی هم ابتدا این طور بوده است که به توسعه کشاورزی با مصادیقی مانند توسعه ماشینآلات کشاورزی، کوددهی و مانند آن توجه میشد. در طول زمان ناکارآمدی این سیاست خودش را نشان داد. اگر توسعه روستایی را در دستور کار قرار ندهید توسعه کشاورزی متوقف میماند و به ضد آن تبدیل میشود. مانند شخمزدنهایی که زمین را سفتتر میکند یا کود اضافی که ثمری ندارد و فقط زمین را مسموم میکند یا گسترش بیبرنامه زمینهای کشاورزی که منابع آب تجدیدپذیر را از بین میبرد. با آغاز انقلاب یک اشتباه بزرگی رخ میدهد که من آن را انقلابیگری خورده بورژوایی نامیدم. این انقلاب خردهمالکی را تقویت میکند و الان نمیدانند با آن چه کنند. این خردهمالکی موجب میشود که زمین کشاورزی هر سال بیشتر از قبل از دست میرود. بهخصوص که بورژوازی مستغلات رانتی به زمین چشم دوخته و حتی توانسته است برنامه هفتم را تسخیر کند تا بتواند زمینهای کشاورزی را به مسکن اختصاص دهد. به معنای واقعی تسخیر میکند. حالا با این زمینهسازی میدانیم که اگر ما یک مجموعه نهادی کامل را تعریف نکنیم که هم توسعه روستایی را در پیوند با شهری تعریف نکند. یعنی دیگر تعاونی به معنای سنتیاش مطرح نیست. به این موضوع کارشناسان خبره ما توجه کردهاند و منظومهها یا مجموعههای روستایی را در دستور کار قرار داده بودند. این مجموعهها و منظومهها تقسیم کار کرده و روستاها را تخصصیتر میکنند. بهاینترتیب زنجیره ارزش را بهصورت تخصصی سامان میدهند. یک روستا که معمولاً یک واحد کوچکی است که نمیتواند در همه زمینهها تخصص پیدا کند. یا در زنجیره ارزش یک تعاونی بتواند همه کارها را خودش انجام دهد. این در توسعه روستایی برای یک شبکه تعریف میشود. یک روستا بهتنهایی نمیتواند «رشدکده» تشکیل بدهد؛ اما یک منظومه روستایی میتواند. یک منظومه میتواند رشدکده تشکیل دهد، بازاریابی کرده و فعالیتها به متکثر کند تا هم جمعیت روستا ناچار به مهاجرت نباشند و هم روستا نوآور شود. نکته بعدی این است که کشاورزی باید هدفمند باشد. شما تعاونی را برای هوشمندسازی کشاورزی تشکیل میدهید. اگر شمارانت و مواردی که اتفاقاً برنامه هفتم را هم تسخیر کرده است مجاز اعلام کنید که مثلاً مسکن دوم در روستاها ساخته شود، کدام روستایی است که در این مشکلات کشاورزی و معیشت در روستا زمینش را مسکن دوم اختصاص ندهد؛ بنابراین باید جلوی رانتجویی در زمین را گرفت. این گونه میتوان توسعه کشاورزی را رقم زد. من فقط به گوشههایی از آن اشاره کردم. این امور باید سامان پیدا کند تا تعاونی کشاورزی بتواند کار کند. بهازای همه تجربههای شکستخورده ما نمونههای موفقی هم داریم که در زمینهای بزرگ تعاونیها توانستند در جنبههای مختلفی فعالیت کنند. یک نمونه آن در آذربایجان غربی است که در بخشهایی مانند ترویج، دامداری، ماشینآلات کشاورزی و سایر بخشهای مرتبط با هم تشکیل تعاونی دادند. تعاونی اعتبار هم تشکیل دادند که پشتیبانی کنند. این کار را برای زمینهای کوچک باید به کمک دولت و بهصورت منظومههای روستایی اجرایی کرد. دولت باید برای سطوح مختلف کشاورزی و بهرهبرداری کشاورزی آن را تعریف کند. اما بهخاطر شیوههای نادرست و وابسته کردن کشاورز به یکتکه زمین، سرمایه اجتماعی تعاون را در روستاها از بین بردند؛ بنابراین از این بابت باید کار فرهنگی در روستاها صورت بگیرد. چون دولتها فاقد رویکرد توسعهای هستند و به شعارهای نئولیبرالیسم که بد است یا خوب است بسنده میکنند. متأسفانه عمق استراتژیک ایران مبارزه با خارج شده است و عمق استراتژیک روستا را که معمولاً دولتیها هم از آن برآمدهاند را درک نمیکنند. دولت درک نمیکند که عمق استراتژیک خود در روستا را ازدستداده است. در مورد روستاها دولت بنایش را بر خاک سستی که لغزنده است استوار کرده که نابودش میکند.
فکر میکنید ایجاد این بستر از سوی ساختارهایی که با بخشهای مختلف توسعه روستایی سروکار دارند و هر کدام اهداف خاص خودشان را بدون هماهنگی دنبال میکند امکانپذیر است؟
توسعه کشاورزی باید از دامن توسعه روستایی تعریف شود. این که فقط یک عنصری از توسعه کشاورزی بگیریم؛ اما متن نهادهای توسعه روستایی را تعریف نکنیم ممکن نیست
این هم از زمره خصایص خردهبورژوایی است. خورده بورژوا یک مغازه راه میاندازد و با آن خوش است و میخواهد در آن سروری کند. بر اثر رانت این مغازهها بزرگ و فئودال شدهاند. هرکدام از این دستگاهها نوعی فئودالیسم دارند. دولت هم فکر میکند که باید رضاشاهی عمل کند. آنها که در خیابان داد میزنند رضاشاه روحت شاد را تنبیه سخت میکنند؛ اما روش خودشان این است. واقعیت این است که نهادسازی در دانشگاهها آموزش داده نمیشود. درست است که کتابهای آقای قاسم اوغلو و برخی دیگر ترجمه میشود؛ اما به معنای واقعی خبری از آموزش نهادسازی نیست. یکی از آداب نهادسازی این است که باید مدیریت یکپارچه را تعریف کنی. مدلت را باید تعریف کنی. این خندهدار است که بگویی من برای تعاونیها این کار و آن کار را انجام میدهم. همه حوزهها همینطور است. این حرفها که برای تعاونی فلان برنامه را دارم یا برای صنعت یا هر بخش دیگری فرقی نمیکند خندهدار است. همین که میگویند ما در بریکس عضو میشویم. امارات عضو بانک توسعه جدید میشود. یا کشورهایی مانند امارات که میتوانند مانع ورود ایران شوند. سهامداران میتوانند مطرح کنند که ایران با آنان تنش دارد. این را مثال زدم تا ببیند چه میزان عقبماندگی در همه حوزهها وجود دارد. در بخش کشاورزی و توسعه روستایی هم همین است. ۳ سال پیش بعد از ۴۰ سال شورایعالی توسعه روستایی تشکیل شد. در همین زمان بگویند که برای توسعه روستایی چه کردند؟ باید اول مدل تعریف میکردند و همه دستگاههای در توسعه روستایی بر اساس آن مدل مدیریت یکپارچه داشته باشند. در ایران مدیریت واحد جزیرهای داریم. دستگاه هم میخواهد مدیریت خودش را به دستگاه یا دستگاههای دیگر تحمیل کند. مدل یکپارچه معنایش این است که شما یک مدل دارید و همه دستگاهها در آن شورا بر اساس همین مدل کار میکنند. باید نقشه راه داشته باشید. ما در مورد سند توانمندسازی و ساماندهی سامانههای غیررسمی با جهاد دانشگاهی این کار را انجام دادیم. این سند را کنار موارد دیگری تکهتکه شده در برنامه هفتم قید کردند. برای توسعه روستایی برای مواردی معین کردند که قرارگاه سپاه اقدام کند. یعنی برنامه هفتم حتی ضد سندی است که دولت قبل در ۱۴۰۲.۱۰.۱۰ تصویب کرده است. آن سند یک درسنامه برای نهادسازی است که در مورد توسعه روستایی هم به همانگونه عمل شود. از صدر تا ذیل، یعنی از دولت در مرکز تا سطح محله، نهادسازی در آن سند دیده شده است. متأسفانه نه اراده برای این کار وجود دارد و نه دانش آن. مؤسسات پژوهشی ما هم منفعل عمل میکنند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بهرهکشی پنهان از پیکــــر هیرکانی
عشایر را نباید در قاب عکس زندانــــــی کرد
با نزدیکشدن به فصل گرم سال، فعالان محیطزیست و برخی مسئولان خود را برای اطفای حریق زاگرس آماده میکنند
بهار پر بارش، آتش زیر خاکستـــــــر
۸۷ لاکپشت کشفشده از متخلفان به آغوش طبیعت بازگشتند
آبگیری دوباره تالاب گردهقیط و میمند پس از ۲۰ سال
ظهرابی: تغییر کاربری زیستگاهها مهمترین تهدید تنوع زیستی است
هشدار؛ انتشار فیلم و عکس حیاتوحش هم میتواند دردسرساز شود
تحویل یک بال جغد زخمی به محیطزیست نقده
ثبت تصاویر خیرهکننده از ۲ قلاده پلنگ در جنگلهای هیرکانی
مرور تازهترین شماره روزنامه «پیام ما»
ماجرای معدن بوکسیت شاهوار و بحران بیجاشدگی زنان سرپرست خانوار در جنگ در شماره ۳۴۰۸ «پیام ما»
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خودکفایی؛ راهحل یا تلـــــــــه؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید