یادبود
۲۵ شهریور ۱۳۹۵، ۲:۱۰
شهید احمد شاهرخی
شهید احمد شاهرخی فرزند رمضان در تاریخ 7/5/1341 در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد کرمان در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود و در دامن پدر و مادری با ایمان پرورش یافت. در 6سالگی راهی دبستان شد.
بعد از پایان تحصیلات ابتدایی به کرمان رفت، نزد برادرش محمود شاهرخی دوران راهنمایی و دبیرستان را به پایان رسانید. قبل از آن که سال آخر دبیرستان را به پایان برساند، درس را نیمه تمام گذاشته با اجازه والدین جهت فراگیری آموزش نظامی به بسیج کرمان مراجعه کرد. پس از پایان آموزش برای نبرد با جنایتکاران صدامی عازم جبهه شد و پس از سه ماه به کرمان مراجعت نمود.
درس را به پایان رساند و مجدداً به اهواز رفت و چندین مرتبه به این صورت به جبهه می رفت و در سمت بی سیم چی مشغول نبرد با صدامیان بود و سپس به کرمان آمده و به شهداد رفت.
دفترچه آماده به خدمت از گروهان ژاندارمری گرفت که عضو سپاه پاسداران شود. اما چون کادر سپاه تکمیل بود، قرار شد مدتی در بسیج کرمان در سمت حسابداری کار کند. از آن جایی که علاقمند بود در جبهه باشد مرخصی گرفت به اهواز رفت. در اهواز عضو لشکر ثارا… گردید و مدتی در واحد تخریب بود که پسر خاله اش به نام جلیل مجدزاده شهید شد. پس از آن برای این که در جبهه جای او را هم خالی نگذارد، حتی به مرخصی هم نمی آمد و به گفته چند نفر از هم رزمانش در واحد تخریب هر ماموریتی به ایشان محول می شد، به نحو احسن انجام می داد.
در بسیاری از عملیات ها شرکت داشت. شهید احمد شاهرخی در یک ماموریت به پاوه می رود. برای شناسایی با دو نفر از همرزمانش به دست گروهک کومله اسیر و پس از سه روز شکنجه در تاریخ 22 / 5 / 1364 به طرز فجیعی به فیض شهادت که از آرزوهای دیرینه اش بود، نائل گردید. و جسد مطهرش پس از 37 روز در گلزار شهدای کرمان مسجد صاحب الزمان به خاک سپرده شد. قرار بود احمد بعد از ماه رمضان 1364 به مرخصی بیاید که با دختر یکی از بستگان خود وصلت نماید و خانواده اش مقداری از وسائل عروسی اش را آماده نموده بودند، لیکن حق تعالی ایشان را در جوار رحمت خویش جای داد.
او جوانی مومن و با ایمان بود و از همان دوران کودکی نمازش ترک نمی شد و سعی می کرد دروغ نگوید و به مادیات و تجملات زندگی اهمیت زیادی نمی داد. به اعتراف هم رزمانش در دل شب که همه در خواب خوش فرو رفته بودند، ایشان به نماز و مناجات با خدای خویش می پرداخت و زمانی که در منزل بود در دل شب به نماز می ایستاد و با معبودش راز و نیاز می کرد و در همه حال به یاد خدا بود و خانواده اش و تمامی دوستان و آشنایان را به تقوا و پرهیزکاری دعوت می نمود. روحش شاد و یادش گرامی باد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سوگواری مردم بهرمان در منزل پدری آیتالله هاشمی رفسنجانی
موزه ریاست جمهوری رفسنجان؛ یادگار گران بهای سردار سازندگی
کرمان بر پشت اسب
کرمون گرام
روایت «پیام ما» از کلاسی که در جمعه تشکیل می شود زمزمه محبت
جازموریان
کرمان بر پشت اسب
دورهمی داستان نویسان استان کرمان در «دلفارد» و «جیرفت»
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی جنوب کرمان در حاشیه همایش دو روزه داستان نویسان استان کرمان در جیرفت: همایش داستان نویسان در جهت برنامه ارتقای فرهنگی است
کرمان بر پشت اسب
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید