تجربه‌های موفق شهرها در تبدیل بزرگراه‌ها به فضاهای طبیعی





تجربه‌های موفق شهرها در تبدیل بزرگراه‌ها به فضاهای طبیعی

۲۷ تیر ۱۴۰۵، ۰:۱۲

شهر تهران و به‌تبع آن، دیگر شهرهای ایران، چنان در کلاف سردرگم ترافیک، آلودگی و بحران‌های بی‌شمار گرفتار شده‌اند که رتبه تهران به یکی از غیرقابل‌زندگی‌ترین شهرهای جهان تنزل یافته است. شهرهای خودرومحور ایران با مشکلات متعددی روبه‌رو هستند؛ مشکلاتی مانند ناکارآمدی اقتصادی، اتلاف وقت شهروندان، بروز اختلالات عصبی و بیماری‌ها، کاهش بازده کاری و هدررفت منابع عمومی. این شهرها همچنین با مشکلات محیط‌زیستی، ازجمله مصرف بالای بنزین، انتشار گازهای گلخانه‌ای، دود، آلودگی هوا، ترافیک و تخریب محیط‌زیست مواجه‌اند. کاهش عدالت اجتماعی نیز یکی دیگر از پیامدهای شهرهای خودرومحور است؛ به‌ویژه از منظر دسترسی برابر شهروندان به فضاهای شهری و تقسیم شهرها به نواحی برخوردار و کم‌برخوردار از نظر سهولت دسترسی و جابه‌جایی.

در دو دهه اخیر، توجه مدیران و متخصصان شهری در دیگر کشورهای جهان به اهدافی مانند توسعه پایدار و تاب‌آوری، به ارائه راه‌حل‌هایی برای این مسائل منجر شده است. کاهش محوریت خودروی شخصی در شهرها، از دو جهت در دستور کار کشورهای توسعه‌یافته قرار گرفته است. نخست، دولت‌ها و شهرداری‌ها با هدف کاهش مصرف بنزین و آلودگی، افزایش سلامت شهروندان، ارتقای بهره‌وری شغلی و درآمدی و استفاده بهینه از منابع ملی، سیاست‌هایی برای محدودکردن استفاده از خودروی شخصی در پیش گرفته‌اند. برای مثال، براساس مطالعه‌ای که در دهه ۱۹۹۰ میلادی در ایالات متحده آمریکا انجام شد، سرمایه‌گذاری ۱۰ ساله به مبلغ ۱۰۰ میلیارد دلار برای بهبود حمل‌ونقل ریلی، بازده کاری شهروندان را تا ۵۲۱ میلیارد دلار افزایش می‌دهد. در مقابل، دستیابی به همین میزان بهبود از طریق ساخت بزرگراه، به سرمایه‌گذاری ۲۳۷ میلیارد دلاری نیاز دارد. خودرومحوری به چاه ویلی تبدیل شده است که هرقدر برای آن پارکینگ، خیابان و جاده ساخته شود، باز هم پاسخ‌گوی نیاز جابه‌جایی خودروها در شهر نخواهد بود. آینده شهر خودرومحور، پارکینگی بزرگ به وسعت یک شهر است. رؤیای شهر خودرومحور به کابوسی از ترافیک، دود و هزینه‌های سنگین تبدیل شده است؛ کابوسی که بر کیفیت محیط، هدایت و مصرف سرمایه‌ها و فرهنگ و نگرش مردم تأثیر می‌گذارد. این جعبه‌های آهنین، افراد را از محیط اطراف جدا می‌کنند و احساس ارتباط انسان با شهر را، به‌عنوان بخشی از یک کل، کاهش می‌دهند. در بسیاری از کشورها، چند دهه پیش و تقریباً هم‌زمان با گسترش سلطه خودرو، گروه‌های زیادی برای مقابله با تأثیر آن بر فرم، زندگی و فرهنگ شهری فعالیت خود را آغاز کردند. این تلاش‌ها با مقاومت‌های سیاسی و سازمانی گسترده‌ای از سوی شرکت‌های خودروسازی، شرکت‌های مهندسی و مجموعه‌های فعال در حوزه ترافیک روبه‌رو شد. بااین‌حال، این گروه‌ها در سراسر جهان دست از تلاش برنداشتند و طی پنج تا شش دهه اخیر به موفقیت‌های بسیاری دست یافتند. بخش مهمی از این موفقیت‌ها به تخریب بزرگراه‌ها یا جلوگیری از ساخت آن‌ها و جایگزینی‌شان با حمل‌ونقل ریلی، مسیرهای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری، فضاهای سبز و عرصه‌هایی برای استفاده همه اقشار و گروه‌های اجتماعی منجر شده است.

امروزه در کشورهای توسعه‌یافته، تخریب بزرگراه‌ها و جایگزینی آن‌ها با فضاهای طبیعی و عمومی، به اقدامی پذیرفته‌شده تبدیل شده است. البته برخی از این تغییرات، پس از جدل‌های فراوان و در بازه‌های زمانی طولانی امکان‌پذیر شده‌اند. در شهری مانند نیویورک، بزرگراه «وست ساید»، نخستین بزرگراه دوطبقه جهان که در اوایل دهه ۱۹۳۰ ساخته شد و از آن به‌عنوان افتخاری ملی و «نوار درخشان بتنی» یاد می‌کردند، تنها پس از حدود ۴۰ سال در معرض تخریب قرار گرفت.

زمانی که این بزرگراه به تعمیراتی با هزینه ۸۸ میلیون دلار نیاز پیدا کرد، گروه‌های مخالف فرصت یافتند موضوع تخریب آن را مطرح کنند. در دوره تعطیلی بزرگراه، مردم از مسیر آن برای دوچرخه‌سواری و ورزش استفاده می‌کردند. همچنین مشخص شد که تعطیلی آن تأثیر چشمگیری بر افزایش ترافیک شهر نداشته است. از آن زمان، به‌مدت ۱۴ سال کشمکش‌های فراوانی میان شهرداری، نمایندگان موافق و مخالف و ساکنان محله‌های نیویورک درگرفت. سرانجام در سال ۱۹۸۵، بودجه فدرال تخصیص‌یافته به مبلغ ۱.۷ میلیارد دلار، صرف ارتقای حمل‌ونقل عمومی و بهبود مسیرهای جایگزین شد و فعالان شهری به نتیجه رسیدند. در سان‌فرانسیسکو نیز مردم تنها پس از زلزله «لوما پریتا» و آسیب‌دیدن بزرگراه «امبارکادرو» توانستند نشان دهند نبود این بزرگراه، تأثیر منفی قابل‌توجهی بر وضعیت ترافیک ندارد. فعالان این حوزه می‌گویند در آغاز، مبارزه برای ارتقای کیفیت زندگی شهری به‌دلیل قدرت طرفداران بزرگراه‌سازی ناممکن به نظر می‌رسید، اما درنهایت نتایج مثبت و ملموسی به همراه داشت. امروزه بسیاری از این شهرها، مانند نیویورک، سان‌فرانسیسکو و لس‌آنجلس، عنوان «شهر جهانی» را با خود دارند و به کانون‌های جذب سرمایه و رونق اقتصادی در سطح بین‌المللی تبدیل شده‌اند. بخش مهمی از این جایگاه نیز با کیفیت بالاتر زندگی شهری در آن‌ها ارتباط دارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *