سرپرست کاوشهای کاخ جهاننما در گفتوگو با «پیام ما» از این کاوش ناتمام میگوید
راز دولتخانه صفوی در زیر خاک
کشف پایههای کاخ جهاننما، نخستین حوض چهارباغ و باروی تاریخی اصفهان میتوانست پرده از بخشهای ناشناخته دولتخانه صفوی بردارد؛ کاوشی که هرگز ادامه پیدا نکرد
۲۱ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۱۸
گاهی مهمترین بخشهای تاریخ یک شهر نه در موزهها و کتابها، بلکه زیر آسفالت خیابانها، در میان شبکههای تأسیسات و در دل پروژههای عمرانی پنهان شدهاند. اصفهان نیز از این قاعده مستثنا نیست. شهری که در دوره صفوی به یکی از مهمترین پایتختهای جهان تبدیل شد، هنوز بخشهای گستردهای از حافظه تاریخی خود را در زیر لایههای شهر معاصر حفظ کرده است؛ لایههایی که هر بار با یک گمانهزنی یا کاوش باستانشناسی، بخشی از رازهای خود را آشکار میکنند.
در میان این محوطهها، کاخ جهاننما جایگاه ویژهای دارد؛ عمارتی که در ابتدای خیابان چهارباغ و در پیوند با دولتخانه صفوی قرار داشت و روزگاری یکی از شاخصترین بناهای پایتخت شاهعباس به شمار میرفت. اگرچه این کاخ در دورههای بعدی از میان رفت، اما کاوشهای باستانشناسی سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ توانست بخشی از بقایای آن را از زیر خاک بیرون آورد و بار دیگر نام جهاننما را به ادبیات میراث فرهنگی کشور بازگرداند.
با این حال، پرسشهای فراوانی همچنان بیپاسخ مانده است؛ چرا کاوشها ادامه پیدا نکرد؟ چه یافتههایی در زیر محدوده دروازه دولت و ابتدای چهارباغ باقی مانده است؟ آیا توقف این پروژه، فرصتی تاریخی را از پژوهشگران گرفت؟ گفتوگوی «پیام ما» با «علی شجاعی اصفهانی»، باستانشناس و سرپرست کاوشهای کاخ جهاننما، پیرامون همین ماجراست.
چه شد که موضوع کاوش در کاخ جهاننما مطرح شد؟
موضوع از پروژه مترو اصفهان آغاز شد. در آن سالها نگرانیهای جدی درباره تأثیر عملیات عمرانی مترو بر لایههای تاریخی شهر وجود داشت. بخشی از این نگرانیها به محدوده دولتخانه صفوی و ابتدای چهارباغ مربوط میشد؛ جایی که بر اساس منابع تاریخی میدانستیم بناهای مهمی از دوره صفوی در آن قرار داشتهاند.
پژوهشگاه میراث فرهنگی پس از مجموعهای از رخدادهای تلخ تصمیم گرفت بهصورت جدیتر وارد موضوع شود. از آنجا که موقعیت تقریبی کاخ جهاننما از طریق اسناد تاریخی، سفرنامهها و مطالعات پیشین مشخص بود، این محوطه بهعنوان یکی از نقاط اولویتدار برای کاوش انتخاب شد.
با پیگیریهایی که انجام شد، در اواخر سال ۱۳۹۳ و اوایل سال ۱۳۹۴ عملیات کاوش آغاز شد و حدود چهار ماه ادامه یافت.
در زمان آغاز کاوش تا چه اندازه به وجود بقایای کاخ اطمینان داشتید؟
ما میدانستیم که در این محدوده با بقایای یک بنای مهم صفوی مواجه خواهیم شد. منابع تاریخی درباره موقعیت کاخ جهاننما اطلاعات نسبتاً روشنی در اختیار ما قرار میدادند. از سوی دیگر، در اسناد و گزارشهای تاریخی، تخریب بنا در دوره قاجار نیز مشخص است.
بنابراین انتظار داشتیم شواهدی از این کاخ را پیدا کنیم. آنچه اهمیت داشت، اثبات میدانی و باستانشناختی موضوع بود. تفاوت بزرگی میان دانستن یک موضوع بر اساس منابع تاریخی و اثبات آن از طریق دادههای باستانشناسی وجود دارد.
خوشبختانه در همان محدودهای که امکان کاوش داشتیم، موفق شدیم پایههای اصلی کاخ جهاننما را شناسایی کنیم.
این کشف از نظر علمی چه اهمیتی داشت؟
اهمیت آن بسیار زیاد بود. ما در واقع توانستیم یکی از حلقههای مفقوده دولتخانه صفوی و بخشی از ساختار کالبدی پایتخت صفوی را بهصورت عینی شناسایی کنیم.
کشف پایههای کاخ به ما امکان داد موقعیت دقیق آن را نسبت به چهارباغ، دولتخانه و سایر عناصر شهری بازسازی کنیم. به عبارت دیگر، ما فقط یک ساختمان پیدا نکردیم؛ بلکه بخشی از نقشه واقعی اصفهان صفوی را بازیابی کردیم.

آیا یافتههای کاوش محدود به خود کاخ بود؟
خیر، اتفاقاً یکی از جذابترین بخشهای پروژه همین موضوع بود. ما به بهانه کاخ جهاننما وارد محوطه شدیم، اما یافتهها بسیار فراتر از انتظار اولیه بود.
در جنوب کاخ موفق شدیم نخستین حوض تاریخی محور چهارباغ را شناسایی کنیم؛ حوضی که حدود چهارصد سال قدمت داشت و درک ما از ساختار اولیه چهارباغ را افزایش میداد. همچنین در بخش شمالی محوطه، بقایای یک قهوهخانه دوره قاجار به دست آمد که با اسناد تاریخی آن دوره نیز تطابق داشت.
اما شاید مهمتر از همه، شناسایی بخشی از باروی تاریخی اصفهان بود. در زیر لایههای متأخر، دیواری مورب آشکار شد که شواهد نشان میداد بخشی از ساختار دفاعی شهر در دورههای پیش از صفوی بوده است. این یافته دریچهای تازه به شناخت اصفهان پیشاصفوی باز کرد.
یعنی کاوش جهاننما تنها درباره دوره صفوی نبود؟
دقیقاً همینطور است. یکی از مهمترین ویژگیهای این محوطه آن بود که لایههای مختلف تاریخی را در خود حفظ کرده بود. ما شواهدی از دورههای پیش از صفوی، از جمله دورههای تیموری، ایلخانی، ساسانی و حتی نمونههایی از هزاره اول پیش از میلاد را در قالب یافتههای منقول به دست آوردیم.
این موضوع نشان میدهد که محدوده دروازه دولت و ابتدای چهارباغ فقط بخشی از تاریخ صفوی اصفهان نیست، بلکه بخشی از تاریخ بلندمدت استقرار انسانی در این منطقه را نیز در خود جای داده است.
یافتههای معماری بهدستآمده تا چه اندازه با توصیفهایی که جهانگردان عصر صفوی ارائه کردهاند مطابقت داشت؟
در کلیت موضوع، همخوانی قابلتوجهی میان دادههای تاریخی و یافتههای باستانشناسی مشاهده شد. یکی از مزیتهای کار در اصفهان این است که درباره پایتخت صفوی با حجم قابلتوجهی از منابع مکتوب، سفرنامهها و گزارشهای تاریخی مواجه هستیم. به همین دلیل، دادههای باستانشناسی در بسیاری از موارد امکان راستیآزمایی این اطلاعات را فراهم میکنند.
برای نمونه، در برخی منابع به تزئینات خاص کاخ جهاننما اشاره شده بود. مرحوم جابری انصاری در توصیف این بنا از کاشیهایی با نقشهای انسانی یاد میکند و با لحنی آمیخته به حسرت از تخریب آن سخن میگوید. در جریان کاوش، ما قطعاتی از همین کاشیها را به دست آوردیم. هرچند عمده قطعات دارای نقوش گیاهی بودند، اما نمونههایی نیز وجود داشت که با توصیفهای تاریخی همخوانی داشتند.
از سوی دیگر، مطالعات پژوهشگران دیگری مانند دکتر فرشید امامی نیز نشان داد که بخشی از این تزئینات پیش از تخریب کامل بنا از محل جدا شده و بعدها سر از مجموعههای خارج از کشور درآورده است.
هنگامی که دادههای تاریخی، سفرنامهها، مطالعات تاریخ هنر و یافتههای میدانی در کنار هم قرار میگیرند، تصویر بسیار روشنتری از کاخ جهاننما و جایگاه آن در دولتخانه صفوی به دست میآید.
به نظر میرسد کاوش جهاننما فقط یک پروژه محدود باستانشناسی نبود و به موضوع بزرگتر دولتخانه صفوی گره میخورد. اینطور است؟
دقیقاً همینطور است. اگر بخواهیم اهمیت واقعی این کاوش را درک کنیم، باید آن را در چارچوب دولتخانه صفوی ببینیم. مسئله اصلی فقط یک کاخ نیست؛ موضوع، شناخت ساختار حکومتی و کالبدی پایتخت صفوی است.
امروز بسیاری از بناهای دولتخانه صفوی از میان رفتهاند. بخشی در جریان حوادث پس از سقوط صفویان آسیب دید، بخشی در دوره قاجار تخریب شد و بخش دیگری نیز در روند توسعههای شهری اخیر از دست رفت.
به همین دلیل، هر نقطهای که بتواند بخشی از این پازل را کامل کند، ارزش فوقالعادهای دارد.
اگر ارادهای جدی برای بازشناسی دولتخانه صفوی وجود داشته باشد، راه آن از کاوشهای باستانشناسی میگذرد. هیچ روش دیگری نمیتواند جایگزین آن شود. هرچقدر هم منابع تاریخی ارزشمند باشند، در نهایت این دادههای باستانشناسی هستند که میتوانند ابعاد واقعی بناها، مسیرها، فضاها و ارتباطات کالبدی را آشکار کنند.
یکی از پرسشهایی که همواره مطرح میشود این است که چرا این کاوش ادامه پیدا نکرد؟
بخشی از موضوع به محدودیتهای مالی بازمیگشت. در آن زمان تأمین اعتبارات لازم با دشواریهایی مواجه شد. از سوی دیگر، باید توجه داشت که آغاز این پروژه نیز در پی نگرانیهای مرتبط با مترو صورت گرفته بود.
در واقع، مسئله اصلی برای بسیاری از مدیران شهری، تکمیل پروژه مترو و بهرهبرداری از ایستگاه بود. وقتی پروژه مترو به مرحله بهرهبرداری رسید، بهنوعی فوریت اولیه نیز از نگاه برخی مدیران از میان رفت.
در نتیجه، اراده لازم برای تداوم کاوش در همان سطح شکل نگرفت. البته این به معنای توقف کامل پژوهش نیست. ما همچنان روی دادههای بهدستآمده کار میکنیم، مقالات علمی منتشر میشود، پایاننامهها در حال نگارش است و مطالعات آزمایشگاهی ادامه دارد؛ اما واقعیت این است که کار میدانی، آنگونه که میتوانست ادامه پیدا کند، ادامه نیافت.
اگر کاوشها ادامه پیدا میکرد، امروز به چه پرسشهایی پاسخ داده شده بود؟
یکی از مهمترین موضوعات، شناسایی کامل محدوده کاخ جهاننما بود. ما اکنون طول شمالی ـ جنوبی بنا را میشناسیم، اما هنوز ابعاد کامل آن در محور شرقی ـ غربی روشن نشده است.
همچنین میتوانستیم ساختمانهای پیرامونی کاخ را شناسایی کنیم. در تصاویر تاریخی و برخی اسناد، به فضاهای دیگری در اطراف جهاننما اشاره شده است. ادامه کاوش این امکان را فراهم میکرد که شبکه فضایی اطراف کاخ، ورودیها، مسیرهای دسترسی و بناهای وابسته نیز آشکار شوند.
موضوع دیگر، شناخت بهتر ساختار چهارباغ است. کشف نخستین حوض چهارباغ نشان داد که امکان شناسایی سایر عناصر این محور تاریخی نیز وجود دارد. اگر کاوشها ادامه پیدا میکرد، شاید امروز تصویر بسیار دقیقتری از نظام آبرسانی و سازمان فضایی چهارباغ در اختیار داشتیم.
شما چند بار به اصفهان پیشاصفوی اشاره کردید. این موضوع چه اهمیتی دارد؟
این شاید یکی از مهمترین جنبههای کمتر دیدهشده کاوش جهاننما باشد. معمولاً وقتی از اصفهان سخن میگوییم، ذهنها به دوره صفوی میرود؛ در حالی که تاریخ این شهر بسیار طولانیتر از آن است.
یافتههای ما نشان داد که در این محدوده با لایههایی از دورههای پیش از صفوی نیز روبهرو هستیم. وجود سفالها، آثار معماری و شواهد فرهنگی متعلق به دورههای مختلف نشان میدهد که این بخش از شهر ظرفیت بالایی برای شناخت اصفهان کهن دارد.
به بیان دیگر، کاوش جهاننما فقط درباره بازسازی شکوه صفوی نیست؛ بلکه میتواند به فهم بهتر اصفهان پیش از صفوی نیز کمک کند. این همان بخشی است که هنوز تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است.
بزرگترین کشفی که احتمال میدهید در ادامه کاوشها حاصل میشد، چیست؟
در بخش شرقی محدوده کاوش، با ساختاری مواجه شدیم که همواره برای ما پرسشبرانگیز بود. در عمقی چندمتری، دیواری عظیم و غیرمتعارف مشاهده شد که ماهیت و کارکرد دقیق آن هنوز روشن نشده است.
برای پاسخ به این پرسش، لازم بود کاوش در محدودههای مجاور ادامه پیدا کند. این احتمال وجود دارد که با یکی از عناصر مهم معماری یا زیرساختی مرتبط با دولتخانه یا حتی دورههای پیش از صفوی روبهرو باشیم.
از سوی دیگر، موضوع نظام آبرسانی چهارباغ نیز همچنان از جذابترین پرسشهای پژوهشی است. اینکه آب چگونه در محور چهارباغ جریان داشته، چگونه میان باغها توزیع میشده و مسیرهای اصلی انتقال آن چه بوده است، هنوز نیازمند بررسیهای بیشتر است.
آیا هنوز امیدی برای ادامه کاوشها وجود دارد؟
قطعاً. برخلاف تصور برخی افراد، هنوز بخشهای قابلتوجهی از این محوطه قابلیت مطالعه دارند. مهمتر اینکه ادامه این کاوشها لزوماً با زندگی روزمره شهر در تعارض نیست.
امروز چهارباغ به یک محور فرهنگی تبدیل شده است. انجام کاوشهای علمی در چنین فضایی میتواند خود به یک رویداد فرهنگی و آموزشی تبدیل شود. در بسیاری از شهرهای جهان، شهروندان روند کاوشهای باستانشناسی را از نزدیک مشاهده میکنند و همین موضوع به ارتقای آگاهی عمومی نسبت به میراث فرهنگی کمک میکند.
توقف چنین پروژهای از منظر علمی چه پیامدی برای شناخت پایتخت صفوی داشته است؟
هر توقفی در پروژههای باستانشناسی به معنای از دست رفتن بخشی از فرصت شناخت است. البته خوشبختانه ما توانستیم اصل محوطه را شناسایی و در فهرست میراث ملی ثبت کنیم و این دستاورد کوچکی نیست.
یکی از مهمترین موفقیتهای آن دوره این بود که محوطه در فهرست آثار ملی ثبت شد. اگر این اتفاق رخ نمیداد، شاید امروز بخشهای بیشتری از آن در معرض آسیب قرار گرفته بود.
اما واقعیت این است که هنوز پرسشهای فراوانی درباره این محدوده بیپاسخ مانده است.
هر فصل کاوش میتوانست دادههای جدیدی درباره دولتخانه صفوی، ساختار چهارباغ، باروی تاریخی اصفهان و حتی استقرارهای پیشاصفوی در اختیار ما قرار دهد. اینها موضوعاتی نیستند که فقط برای باستانشناسان اهمیت داشته باشند؛ بلکه بخشی از هویت تاریخی شهر اصفهان را شکل میدهند.
اگر امروز اختیار برنامهریزی برای آینده این محوطه در دست شما باشد، چه مطالبهای را مطرح میکنید؟
به نظر من باید نگاه پروژهای و کوتاهمدت را کنار بگذاریم. دولتخانه صفوی یک موضوع پژوهشی یکساله یا دوساله نیست؛ این یک پروژه ملی است که نیاز به برنامهریزی میانمدت و بلندمدت دارد.
ما امروز محدوده دولتخانه را میشناسیم. میدانیم در چه نقاطی احتمال وجود شواهد ارزشمند بیشتر است. میتوان با برنامهریزی علمی، این نقاط را اولویتبندی کرد و بهتدریج مورد مطالعه قرار داد.
اگر چنین رویکردی شکل بگیرد، نهتنها بخشهای ناشناخته پایتخت صفوی روشنتر خواهد شد، بلکه امکان حفاظت بهتر از این میراث نیز فراهم میشود.
مهمتر از همه اینکه اجازه نخواهیم داد بخشی از تاریخ اصفهان، پیش از آنکه شناخته شود، در جریان توسعههای شهری برای همیشه از میان برود.
کاخ جهاننما امروز تنها یک محوطه باستانشناسی نیست؛ نمادی از پرسشی بزرگتر است: آیا میتوان میان توسعه شهری و حفاظت از حافظه تاریخی یک شهر تعادل برقرار کرد؟
پاسخ این پرسش، فقط سرنوشت یک کاخ صفوی را تعیین نمیکند، بلکه نسبت ما با تاریخ و میراث فرهنگی را نیز روشن خواهد کرد.
برچسب ها:
چهارباغ، دولتخانه صفوی، کاخ جهاننما، کشف باستانی، گردشگری تاریخی، معماری اصیل، میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خوانشی دلوزی از بحرانهای میراث
حکمرانی متمرکز و ستیز با فرهنگ و طبیعت ایران
کشف محراب تاریخی بینظیر در کاروانسرای محوطه جهانی پاسارگاد
راهنمایان گردشگری در گفتوگو با «پیام ما» رکود کامل این حوزه را پس از جنگ روایت میکنند
مهاجرت شغلی تورلیدرها
بحران در «بام رامسر»؛ قلعه تاریخی مارکوه میان دوراهی تخریب و توسعه پایدار
اهدای سفالینههای ۳۰۰۰ ساله عصر آهن به موزه ایلام
مدیریت یکپارچه پایگاههای جهانی عباسآباد و ملی گوهرتپه؛ گامی بلند برای گردشگری پایدار مازندران
قنات ۲۵۰۰ ساله ارونه؛ شاهکار مهندسی آب و مقصد جدید گردشگری در اردستان
در شادباشِ صدمین سالروز انتشار «روزنامۀ اطلاعات»
یک قرن تیتر و خاطره
فرونشست، فعالیتهای پتروشیمی و احتمال ازسرگیری معدنکاوی میراث جهانی مرودشت را تهدید میکنند
«نقش رستم»؛ قربانی مدیریت ناپایدار آب
توسعه گردشگری استان البرز
شناسایی ۷ مسیر بکر گردشگری در البرز؛ تلاش برای معرفی ظرفیتهای ژئوتوریسم و میراث ادبی در سطح ملی
وب گردی
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پنج موزه و هفت بنای تاریخی فارس در انتظار سرمایهگذاران بخش خصوصی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید