جشن آب در سرزمین تشنـــــــه





جشن آب در سرزمین تشنـــــــه

۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۰۰

| پیام ما | در تقویم ایران باستان سی روز ماه نام های مختلفی داشت و هر بار که نام ماه و نام روز با هم برابر می شد، آن روز جشنی برگزار می شد. جشنی که اغلب به باورها و ارتباط انسان و زمین و به تعبیر امروز ما »محیط زیست« مربوط می شد.

جشن «خردادگان» هم یکی از همین روزهاست که پیوندی عمیق با مهم ترین مسئله ایرانیان در طول تاریخ دارد: «آب» در گاه شماری زرتشتی این جشن مطابق بود با ششمین روز از سومین ماه سال، روزی به نام خرداد در ماهی به همین نام. در آیین زرتشت« خرداد» یکی از امشاسپندان است و در معنای «کمال» از آن یاد می شود. در ادبیات مزدیسنا هم خرداد پرستار آب است و جشن خردادگان جشنی برای آب.

جشنی گره خورده با شادی، مثل تمام آیین های باستانی ایران. در این روز مردم کنار چشمه ها و رودها می رفتند، نیایش می کردند، تن به آب می زدند و درعین حال به پاکیزگی قنات ها و رودها می پرداختند و روز را با شادی و دیدار و خوراک مخصوص سپری می کردند.

اما در معنای عمیق، خردادگان فقط جشن آب نبود؛ بهانه ای بود برای یادآوری این ایده که انسان اگـر می خواهد به کمال برسد – یا حیاتش تداوم داشته باشد – باید با طبیعت در تعادل باشد و به آن احترام بگذارد و آن را نابود یا آلوده نکند. «آب» در باور ایرانیان فراتر از یک عنصر طبیعی بود. در سرزمین خشک ایران، مردمانی زندگی می کردند که خوب به این درک رسیده بودند که حیاتشان در گرو همزیستی با جهان پیرامونشان است.

جهانی که چندان هم سر سازگاری با آنها را نداشت. اما آنها برای بادهای تند، بادگیر ساختند و برای روزهای بیآب قنات و آبانبار، آنها برای کویرها باغ ساختند و برای گرمای نفسگیر حوض خانه. آنها با طبیعت سر جنگ نداشتند، اما راهی برای زندگی در کنارش پیدا می کردند.

راهی که همراه با احترام. خردادگان یادآور همین جهان بینی ایرانیان است. حاال همان سرزمین، با یک فراموشی بزرگ تاریخی، به روزگاری مواجه شده که دریاچه ها و تاالب هایش خشک شده، رودخانههایش آلوده است و نشانی از احترام و هم زیستی میان مردمانش با طبیعت نیست.

نگاه مردمانش به مدیریت آب در سرزمینی خشک، نشانی از نگاه تاریخی به آب در ایران ندارد. نگاهی که مبتنی بر رابطه فرهنگی و اجتماعی با آب شکل گرفته بود، نه صرفًا بـهره برداری اقتصادی از آن. حاال که بستر »زاینده رود« خشک است و دریاها هر روز عقب نشینی میکنند و نشانه های باقی مانده از آب انبارهایی که برای مدیریت سیالب طراحی شده بودند از بین میرود، طبیعی است که ایران امروز با یکی از پیچیده ترین بحران های آبی تاریخ معاصر خود روبه رو باشد.

طبیعی است که مردمی که باور به قنات را ازدست داده اند با پدیده ای مرگبار به نام فرونشست زمین مواجه باشند. در چنین شرایطی، یادآوری جشنی که آب را مقدس می دانست، فقط رجوع نوستالژیک به گذشته نیست؛ نوعی پرسش درباره تغییر رابطه ما با طبیعت است.

ما که پدرانمان برای یادآوری محترم و مقدس بودن آب جشن به پا می کردند، امروز آب ها را آلوده می کنیم و آنها را از دریا به کویر می کشانیم تا پروژه های عمرانی عجیب را پیش ببریم. در چنین شرایطی، بازخوانی جشن هایی مانند خردادگان معنایی فراتر از توجه به میراث ناملموس پیدا می کند.

شاید امروز در شهری که رودخانه اش به جوی باریکی از فاضالب تبدیل شده یا در استانی که زمین زیر پایش فرومی نشیند، تصور چنین نگاهی دشوار باشد؛ اما بخش مهمی از تمدن ایرانی بر پایه همین احترام به آب شکل گرفت. قنات ها، نظام های دقیق تقسیم آب و حتی بسیاری از آیین های جمعی ایرانیان در ارتباط مستقیم با کم آبی و ضرورت حفاظت از منابع آب بودند. ایران سرزمینی خشک بود و مردمانش خیلی زود فهمیده بودند که بقا بدون سازگاری با طبیعت ممکن نیست و انگار ما امروز با سماجتی عجیب دست به کشتن خود می زنیم با فراموشی این قانون طبیعت در سرزمینی که در طول تاریخ کم آب بوده؛ اما آباد و پر از روح زندگی.

انگار ایرانیان در تمام تاریخ تالششان این بود که در دل این اقلیم خشک و زیست ناپذیر، تصویری از بهشت بسازند. باغی در کویر که ثمره مدیریت و نگاه درست به منابع آب است. باغی که امروز شاهدی است بر جهان بینی درست ایرانیان.

با همین جهان بینی بود که جشن های ایران باستان اغلب به عناصر طبیعی پیوند داشتند؛ تیرگان با باران، سده با آتش، مهرگان با خورشید و خردادگان با آب. این جشن ها فقط مناسبت هایی آیینی نبودند، بلکه نوعی آموزش فرهنگی برای زیستن در طبیعت بودند؛ نوعی تقویم زیست محیطی که به انسان یادآوری میکرد ادامه زندگی وابسته به احترام به زمین، آب و چرخههای طبیعی است. ایران همیشه سرزمین شگفتی ها بوده، سرزمینی که مردمانش محدودیت های طبیعت را با هنری گره می زدند و روزی باغ ایرانی را خلق می کردند و روزی قنات را. آنها با نگاه درست به طبیعت بهشت را در زمین خشک سرزمینشان بازآفرینی می کردند. نه فقط برای استفاده، بلکه برای رسیدن به آرامش. شاید آن پژوهشگر بزرگ بـهترین تعبیر را داشت وقتی گفت: «باغ ایرانی نوعی مقاومت فرهنگی در برابر کویر است»

خردادگان فقط جشن ستایش آب نبود؛ درعین حال بازتاب ترسی تاریخی هم بود. تمدن ایران در بخش بزرگی از تاریخ خود، در جغرافیایی خشک و شکننده شکل گرفت؛ جایی که آب همیشه کمیاب بود و بقا بدون مدیریت دقیق منابع آب ممکن نبود. در چنین سرزمینی، آب فقط یک نعمت نبود؛ مرز میان زندگی و نابودی بود. همین است که ایرانیان برای آب آیین ساختند، قداست قائل شدند و آن را وارد تقویم و جهان بینی خود کردند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق