تاریخ اقامتگاهها از «خوشهسار» آبادگری تا قهقرای ابتذال
روایت افول بومگردیهای اصیل
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۲۲
کار از چه زمانی خراب شد؟ برای بررسی تاریخچه بومگردیها و بومگردیدارها باید به سراغ اعضای «خوشهسار بومی» رفت. سراغ همان فهرست بیست و دو نفره معروف که هنوز روی دیوار بومگردی «بارانداز» در روستای «فرحزاد» خور و بیابانک باقی مانده است. باید رفت و پرسید که چه شد که بومگردی روزگارش اینگونه شد؟ بررسی این فهرست مهم به نظر میرسد. ازاینجهت که شاید بهجز لیست خوشهسار دیگرانی هم بودند که کار میکردند؛ اما فعالیتشان تبدیل به جریان نشد. خوشهسار ولی یک جریان بومی قدرتمند بود.
در لیست بیست و دو نفره خوشهسار، نامهای بسیار آشنا قرار دارد. بااینحال امروز از برخیشان نشانی نیست. میشود نشست و با هرکدام از آنها که هستند و هنوز کار میکنند ساعتها حرف زد. بالای لیست اسم «مازیار آل داوود» است. صاحب بومگردی «آتشونی» روستای «گرمه» در «خور و بیابانک». مازیار حالا بومگردی را توی گرمه تعطیل کرده و در کلاته بیرون روستا زندگی میکند و خیلی هم حوصله گفتن از این داستان سیساله را ندارد. نفر بعدی لیست «اکبر رضوانیان» است. او هنوز «خانه نقلی» کاشان را دارد؛ اما خانه نقلی دیگر نشانی از گذشته ندارد. خانه نقلی با میز پذیرش و کارکنانش بیشتر شبیه یک هتل است. «امید شجاعی» بومگردی «آیرونی» را در «ایراج» تعطیل کرده و کار آبادگری در روستا میکند. «خانواده طباطبایی» در فرحزاد هنوز بومگردیشان را دارند و کار میکنند و به همان کیفیت روزگار گذشته هستند؛ اما بسیار خسته و فرسوده. «امیر میری» در «پاسارگاد» دل پردردی از سرنوشت بومگردی و مسیری دارد که برخی در جریان بومگردی طی کردهاند. «سعید ابراهیمزاده» در قم کاروانسرای «پاسنگان» را تعطیل کرده؛ اما در آبانبار «شادقلیخان» مشغول است. «احسان تاجزاد» بومگردی «بوتیمار» را در «قهی» تعطیل کرده است و خبری از او نیست. «اکبر مشکوتی» یا «عمو اکبر مشکات»، پیر این جمع است. اگرچه مدتهاست دیگر خود را بازنشسته کرده؛ ولی بسیاری آغاز جریان بومگردی را با او از دهه پنجاه میدانند و نام آخر لیست که با خودکار نوشته شده «سیاوش جلالی» است که روزگاری «انارک» را یکتنه مقصد گردشگری کرد و حالا به جزایر جنوب مهاجرت کرده است. از مابقی بومگردیدارهای لیست خبر چندانی نیست. احتمالاً آنها هم یا تعطیل کردهاند و کار دیگری میکنند یا در سکوت محض به راهشان ادامه میدهند. تقریباً میشود گفت از این لیست قدیمی، چندنفری بیشتر در حوزه گردشگری و میزبانی بهصورت جدی نماندهاند. بااینحال یک چراغ هنوز تابان است. ستونی که بومگردی و خوشهسار حول اندیشه و تئوری او شکل گرفت؛ نامی که زیاد تکرار میشود: «کیارش اقتصادی». جلو عنوان او نوشتهشده: «مشاور ارشد خوشهسار» جالبتر اینکه شماره موبایلی هم در ستون سوم از او نوشته شده است. کیارشِ امروز یک درویش کولهگرد است که هیچ شماره تماسی ندارد. بهسختی پیدا میشود و وقتی هم پیدا شد مینشیند و با شیفتگی تمام و گویی رقصکنان از چیزی با تو حرف میزند که سخت فهم و پیچیده و درعینحال فرورفتن در ناخودآگاه تاریخی ایران است: «سیستم مدیریت آخشیگان»
مدل ذهنی مدیریت بومی که کیارش طراحی کرده چیست و چگونه است؟ چقدر قابل اجراست؟ و اساساً ساحت آن کجاست و یک بومگردی بر اساس این سیستم مدیریت چه باید کند؟ به نظر میرسد کیارش به یک مدل برای تبیین جهان پیرامونش رسیده و سیستم آخشیگان را روشی بومی برای دستهبندی و مدیریت این جهان میداند. در واقع او با بیانی عارفانه یک تئوری مدیریتی مطرح میکند و تبلور این نظم مدیریتی را در بومگردی میداند. بااینحال تئوری چهارعنصر او معطوف به بومگردی نیست. بلکه در هر ساختاری مینشیند و آن را دستهبندی میکند و ضعفها و قوتها را مشخص میکند و سیستم را اصلاح میکند.
کیارش پیش از همه دغدغه بومگردیها را دارد. چالش ذهنی هرروزه اوست. جریانی که خود مبدع و آغازگرش بوده حالا روزگار خوشی ندارد. کیارش خلأ نظام فکری را بهدرستی، بزرگترین مشکل بومگردیها میداند و به بیان خودش بومگردیها با روال فعلی از حد جگرکی بالاتر نمیآیند و هیچگاه رستوران نمیشوند. ته جدول گردشگری خاک میخورند و از یاد میروند.
در مطلب هفته آینده بهصورت کامل این مدل معرفی و بررسی میشود؛ اما در یک فهم کلی از حرفهای کیارش خاک (مان) و باد (جان) و آتش (ران) و آب (دان) اگر در توازن کامل باشند یک هارمونی بومی به وجود میآید و آنوقت میشود مدعی شد یک بومگردی دارد کارش را بهدرستی انجام میدهد. بااینحال این نظام مدیریتی برای بومگردیدارها همچنان گُنگ است و سخت فهمیده میشود. سؤال بزرگی که برایشان وجود دارد این است که اصلاً چگونه باید سیستم کاری بومگردی را بر اساس این سیستم چیدمان کرد؟
به نظر میرسد این شکل از نظم بومی میتواند یک ساختار امتیازدهی «کیفی» برای درک بومگردیها باشد. راهحلی که هیچگاه روشی برای «نظام ارزشگذاری» یا «نظام درجهبندی» حاکمیت در برخورد با بومگردیها نبوده است. راستش این است که وزارت میراث حوصله این کارها را ندارد. به کمیت و عدد و آمار فکر میکند. مشخصاً سادهتر هم است. به خدمات بومگردی نگاه میکند و امتیاز میدهد. وجود یخچال و تلویزیون در هر اتاق رتبه بومگردی را از درجه سه به درجه یک ارتقا میدهد. کیارش اینها را خوب میفهمد. فَشَل بودن نظام مدیریتی را از نزدیک چشیده؛ چون خودش روزگاری بخشی از بدنه میراثفرهنگی بوده و بعد یکشبه بیرونزده و راه دیگری پیشگرفته و چون باد سفر کرده است.
کیارش در یک کلمه به دنبال الگوسازی توسط بومگردیهاست تا حرفش فهمیده شود. او معتقد است راهحل همه چیز تفکر و مدیریت بومی است. حتی نظام سیاسی کشور. او تئوریسین خستگیناپذیر خوشهساری است که دیگر رمقی برایش نمانده است.
عده دیگری از بومگردیها هم کیارش را ساعتها شنیدهاند و نفهمیدهاند و آخرسر پرسیدهاند اصلاً همه این حرفها درست، حالا با این سیستم مدیریت، توی بومگردیمان چه کنیم؟ باید اعتراف کرد که این سؤال، سؤال درستی است. واقعیت این است که ساحت حرفهای کیارش دانشگاه است؛ جایی میان مدیریت کلان گردشگری کشور. توی بومگردی تنها باید اندیشه او بهواسطهٔ اعمال حاکمیت تبلور پیدا کند. تئوری به عمل درآید. خروجی کارش دیده شود. بااینحال اینگونه نیست. گویی این تئوری، مسیرش را پیدا نکرده است. یک گسست عمیق بین او با سیستم رسمی مدیریت وزارتخانه وجود دارد. انگاری پیامبری در حال دستوپازدن است و جماعتی او را دیوانه میانگارند.
تئوری کیارش میتوانست و هنوز هم میتواند یک راهحل برای توده سقوط کرده بومگردیها باشد؛ اما جدی گرفته نشد و نمیشود. اصلاً توسط سیستم مدیریتی میراثفرهنگی شنیده نمیشود و بنابراین به آنها که میپرسند: «آسیبها چیست؟» باید گفت یکیاش همین است. در حوزه بومگردی تنها یک اندیشه ظهور و بروز پیدا کرده و به آنهم کسی توجه نکرده است. اصلاً کسی انگار جدیاش نگرفته. بومگردی و خوشهسار بومی که روزگاری سروشکلی از جنس اندیشه و تفکر بومی داشته، حالا تبدیل به یک غول بیمغز شده است. غول بیمغزی که سرنوشتی جز زمینخوردن ندارد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روز جهانی موزه و یک تجربه تازه در تهران
رمت خانه پدری جلال آلاحمد در مراحل پایانی
سمنـــان؛ شهر موزهایِ بدون مــوزه استاندارد
روایتی انسانی از آسیب جنگ به موزهها و میراثفرهنگی ایران
نگهبانان میراث یک سرزمین
در گفتوگو با رئیس جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران مطرح شد
ضرورت حمایت دولت از بومگردیها؛ ثبت ۴۰ درصد اقامت رایگان در بومگردیها طی جنگ رمضان
گفتوگو با «محمد جهانشاهــــی»، دبیر کمیته ملی گردشگــری سبز وزارت میراثفرهنگی درباره بهرهگیری از انرژی خورشیدی در صنعت گردشگری کشور
تغییر پارادایم انرژی در تأسیسات گردشگری
محله تاریخی سمنان که شصت سال پیش از سیل ویرانگر نجات پیدا کرد، با تهدید توسعه چه خواهد کرد؟
«زاوقان» تاریخی گرفتار شهرسازی خودرومحور
تأکید وزیر میراثفرهنگی در بازدید از مرکز میراث ناملموس تهران
وزیر میراثفرهنگی: مرکز میراث ناملموس تهران باید به کانون دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود
واکنش یک پژوهشگر میراث شهری به طرح شورای شهر تهران
انتقاد از وضعیت مرکز تاریخی پایتخت؛ از فرصت بازسازی برای نجات قلب تاریخی تهران استفاده کنید
درباره بیتوجهــــی به رویدادها و مکان رویدادها
به انگیزه نودمین سال گشایش ساختمان مرکزی «بانک ملّی ایران»
عمارتِ خیابانِ علاءالدّوله
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بومگردی در بحران هویت
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید