در گفتوگو با کتایون مصری، پژوهشگر حوزه زنان مطرح شد؛
رسانهها؛ راوی تغییر یا تداوم تبعیض؟
۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۳۰
رسانهها و شبکههای اجتماعی، هم بازتابدهنده ساختارهای اجتماعیاند و هم در شکلدهی به آن نقش دارند. اما وقتی پای مسئله زنان به میان میآید، این پرسش جدیتر میشود که حضور زنان در این فضاها تا چه اندازه به دیدهشدن و توانمندسازی واقعی آنها انجامیده است؟ آیا رسانهها توانستهاند در مسیر تغییر نقشهای جنسیتی گام بردارند یا همچنان روایتگر همان تصویرهای تکراریاند؟ کتایون مصری، پژوهشگر و دانشآموخته دکترای مطالعات زنان از دانشگاه تربیتمدرس، در گفتوگو با «پیام ما» از نقش رسانهها در بازنمایی زنان، شکستن تابوهای جنسیتی و ظرفیت شبکههای اجتماعی برای توانمندسازی زنان سخن میگوید.
رسانهها در ایران (و حتی در سطح منطقهای) چقدر در شکستن کلیشههای جنسیتی موفق بودهاند؟
اگر رسانهها را در هر شکل و محتوایی که تولید میکنند، یک نهاد اجتماعی تلقی کنیم که ازیکطرف، تحتتأثیر سایر نهادهای اجتماعی مانند اقتصاد، سیاست، آموزش، دین و… قرار دارند، قطعاً بر همین نهادها نیز تأثیر میگذارند. این، ابتداییترین تحلیلی است که میتوان از نگاه کارکردگرایی پارسونز به نقش و تأثیر رسانهها داشت. اما این تأثیروتأثر همیشه بهسادگی و مانند آنچه پارسونز، نظریهپرداز کارکردگرایی پیشبینی میکند، نیست. چرا؟ چون کمتر جامعهای را پیدا میکنید که تمام نهادهای آن ازنظر دسترسی به منابع قدرت، یکسان یا دستکم، نزدیک به هم باشند. اتفاقاً رسانهها ازجمله نهادهایی هستند که یا استقلال هویتی ندارند و زیر یوغ سایر نهادهای دارای قدرت میروند یا در صورت داشتن استقلال، با موانع متعددی مانند تنگناهای اقتصادی، باورهای عرفی و هنجاری و خودسانسوری و… دستوپنجه نرم میکنند. این مقدم را عرض کردم که تأکید کنم، برای ارزیابی عملکرد رسانهها در کاهش تبعیضهای جنسیتی به شناخت ساختارهای اجتماعی آن جامعه نیازمندیم در اینجا ضرورت پژوهش در میزان اثرگذاری نقش رسانهها در شکستن کلیشههای جنسیتی بیشتر احساس میشود. کشورهای منطقه اگرچه از منظر ارزشهای فرهنگی و پیشینۀ تاریخی اشتراکات زیادی با هم دارند؛ ولی در مواجهه عامل قدرت با رسانهها بسیار متفاوتاند. حتی در این کشورها، میزان رغبت به رسانهها در میان افکار عمومی کشورها، شبیه به هم نیست این، یعنی ملتها با ذائقههای متفاوت، به خوراک رسانهای مختلفی هم نیاز دارند. ازاینرو، اثرگذاری رسانهها بر افکار عمومی ترکیه شاید با عربستان سعودی متفاوت باشد یا تعدد و تکثر شبکهها و کانالهای خبری و آگاهیبخشی در کشوری مانند امارات با ایران تفاوت دارد. حالا برگردیم به سؤال شما، اینکه رسانهها باتوجهبه عمیقتر شدن نقش آنها در غربال اطلاعات و تأمین خوراک فکری مردم جوامع نقش دارند، بله، حتماً دارند؛ ولی اینکه چقدر نقش پیشینی داشتهاند؛ یعنی آغازگر تحولات و تغییرات به نفع زنان باشند به نظر میرسد، باتوجهبه ساختار سیاسی خاورمیانه، رسانهها بیشتر نقش پسینی دارند، چون تغییرات در کشورهای منطقه غالباً از بالابهپایین و بهصورت تزریقی صورت میگیرد و رسانههای جریان اصلی، مهمترین راویان تصمیمها و اقدامات حاکمیتی هستند. در کشور ما، رسانههای جریان اصلی به دلیل نبود فضای آزاد رسانهای، بیرغبتی در مطالعۀ نشریات و تیراژ پایین آنها و وابستگی این رسانهها به دولت برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود، چارهای جز تمکین از دستگاهها و سازمانهای وابسته به قدرت سیاسی و اقتصادی ندارند. رسانههایی مانند رادیو، تلویزیون، بسیاری از روزنامههای غیرمستقل، خبرگزاریها و سایتهای خبری که زیر سایه فلان سازمان رشد کردهاند، نهتنها نقشی در شکستن تابوها نداشته و ندارند که گاهی خود، ابزاری در حفظ و بقای تابوهای جنسیتی هم هستند!
رسانههایی مانند رادیو، تلویزیون، بسیاری از روزنامههای غیرمستقل، خبرگزاریها و سایتهای خبری که زیر سایه فلان سازمان رشد کردهاند، نهتنها نقشی در شکستن تابوها نداشته و ندارند که گاهی خود، ابزاری در حفظ و بقای تابوهای جنسیتی هم هستند!
پس به نظر شما نباید هیچ امیدی به روزنهگشایی رسانهها در کاهش تابوهای جنسیتی داشته باشیم؟ یا نقش رسانههای اجتماعی را متفاوت میبینید؟
شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای مختلف ارتباطی در کشور ما نه سابقه آنچنانی دارند و نه ما به طور جامع به تمام این رسانهها و پلتفرمها دسترسی داریم و از همه مهمتر مهارتهای ما در استفاده از این رسانهها بالا نیست و از ظرفیت هرکدام از این ابزارهای پیامرسان یا شبکهها، اطلاعات کافی نداریم و بیشترین، کارکرد آنها در پرکردن اوقات فراغت ما خلاصه میشود. اما در جایی که به دلیل کثرت کاربران با انبوه اطلاعات درست و نادرست روبهرو میشویم، قطعاً بخشی از کانالها، صفحات و پلتفرمها از وزانت و وجاهت بیشتری برخوردارند و به دلیل ورود افراد ماهر در هر حوزهای به این شبکهها و تمایل برخی نخبگان برقراری ارتباط با جامعه ازطریق کانالها و صفحات مجازی، میتوانیم شاهد افزایش تأثیرگذاری این بخش از شبکههای اجتماعی در کمرنگشدن کلیشههای جنسیتی باشیم.
سانسور، سوگیری یا نادیده گرفتن موضوعات زنان چطور در تولید محتوا اثر میگذارد؟
ما بهعنوان طرفداران عدالت جنسیتی، در بسیاری موارد تصور میکنیم که شبکههای اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام که بیشترین کاربران را در ایران دارند (البته در کنار واتساپ که نوعی ابزار پیامرسان هم محسوب میشوند) فضای آزادانهای در تولید محتوا وجود دارد و بهترین بستر برای مطالبهگری در حوزۀ حقوق زنان، از مسیر این رسانهها میگذرد. این تحلیل، شاید تا حدی درست باشد؛ ولی تحلیل محتوای مسئله زن در ایران در این شبکههای اجتماعی نشان میدهد که آنها اولاً بهشدت خودشان، جنسیتزده هستند و دوم، نخبگان ما در حوزه زنان نتوانستهاند از ظرفیت این شبکهها به نحو شایستهای استفاده کنند و سوم، فیلترینگ شدید شبکههای اجتماعی در ایران و بیاعتمادی به ابزارهای جایگزین داخلی، مانع بزرگی برای فراگیری و استمرار ارتباطات میان نخبگان و افکار عمومی زنان شده است.
مسئله زنان در ایران طی ماههای گذشته به موضوع دستمالی شده رسانهها و سیاسیون خارج از ایران تبدیل شده، بهزعم بنده بسیاری از این موارد، بیش از اینکه در فکر تنویر اذهان زنان نسبت به حقوقشان باشند، در پی ابزار کردن زنان در مقاصد سیاسی و سرشاخ شدن با حاکمیت هستند. این مداخله، باعث شده تا بسیاری از زنانی که دغدغه وطن و جنسیت را به طور توأمان دارند، بیشتر دست به خودسانسوری بزنند. بسیاری ترجیح میدهند محتواهایی که رنگوبوی انتقاد جنسیتی دارد منتشر نکنند یا با احتیاط بسیار بیان کنند. یک موضوع بسیار مهم دیگر این است که الگوریتمهای پلتفرمها و ابزارهایی مثل اینستاگرام و توییتر/ایکس، معمولاً محتوای زنانهای را که «جذابیت بصری» دارد؛ یعنی ریشه در بدنمندی زنان دارد، بیشتر پخش میکنند تا محتوای تحلیلی یا انتقادی. این الگوریتمها باعث شدهاند موضوع زن در فضای فارسیزبان بیشتر بهعنوان «ابژه» دیده شود تا «کنشگر اجتماعی» و این بر سطح آگاهی جنسیتی جوانان ما تأثیر معکوس دارد، به عبارتی، الگوریتم برخی پلتفرمها تسهیلکنندۀ محتوای ضدزن هستند. حالا بهتناسب قوت و قدرت گفتمانهای جنسیتزده، تحقیرکننده و حتی زنستیز در کامنتها میمها، و هشتگها، بازتولید خشونت روانی علیه زنان نهتنها کم نمیشود که بیشتر میشود و تابوهای جنسیتی پررنگتر.
رسانهها تا چه اندازه به بازنمایی نقش زنان در جامعه میپردازند؟ این بازنمایی تا چه اندازه به واقعیت جامعه نزدیک است؟
سؤال خوبی است. ما برای پاسخ به این سؤال هم ناچاریم رسانهها، کاربران و مخاطبان آنها را مرزبندی کنیم تا بهتر بشناسیم در سادهترین صورتبندی، رسانههایی که بودجه رسمی خود را سالانه از دولت میگیرند، تمایل به بازنمایی زن تراز انقلاب اسلامی هستند. زنی که اولویتش خانواده و پذیرش نقشهای سنتی در قالب مادر و همسر است و در مرحله بعد و با رعایت استانداردهای رسمی رفتاری و پوششی حاکمیت، به مشارکت اجتماعی هم میپردازد. زن در رسانهها اغلب به جنبههای ظاهری و پوشش محدود میشود؛ حتی در برنامهها و تبلیغات، بیشتر توجه به چگونگی پوشش یا ظاهر زن است تا توانمندیها یا دستاوردهایش.
این نوع بازنمایی باعث تقویت کلیشههای جنسیتی میشود. در صورتبندی دیگری، به زنانی میرسیم که قائل به استانداردهای ازپیشتعیینشده در نقشهای جنسیتی نیستند، این افراد نه در رسانههای جریان اصلی چهره مثبتی دارند و نه مخاطب رسانههای حاکمیتی هستند. بازنمایی طیف وسیعی از رفتارهای دختران و زنان نسل زد را میتوانیم در شبکههای اجتماعی ببینیم. آنها تفاوت اندکی با بازنمایی بیرونی خود دارند؛ ولی در زبان مجازی بسیاری پرده در و بیپروا عقاید و خواستههایشان را مطرح میکنند. در میان این دو گروه که تفاوتشان از زمین تا آسمان است، طیف وسیعی از زنان هستند، آنها مطالباتشان از مادرانشان متفاوتتر است و در واقع، فرزند زمان خودشان هستند. رسانهها، علاقهای به بازنمایی چهرۀ دو گروه اخیر ندارند مگر اینکه بهعنوان چهرهای ناتراز برخی از آنان را در روایتهای داستانی خود به تصویر بکشند. ببینید، با رشد رسانههای دیجیتال و تغییر در نسلی که تولید محتوا میکند، شاهد بازنماییهای متنوعتر و حتی انتقادیتری از نقش زنان هستیم؛ اما به دلیل نبود آگاهی و سواد جنسیتی، خیلی وقتها این چهرۀ انتقادی در خدمت مردسالاری و تشدید زنستیزی قرار میگیرد درحالیکه هدف تولیدکنندۀ محتوا این نیست. شما را به استفاده از ادبیات مردانه و کامنتهای زیر پستها در شبکه ایکس و اینستاگرام ارجاع میدهم که گواه ابژه بودن زنان توسط خود آنها در کامنتها است.
ما باوجود تلاشهایی که در حوزۀ قانونمندی فعالیتهای مجازی داشتهایم هنوز در تعریف و تعیین مصادیق برخی جرایم مثل محتوای خطرناک در شبکههای اجتماعی با مشکلاتی روبهرو هستیم. هرکس میتواند محتوای من یا شما را خطرناک توصیف کند و مجرمانه بداند!
در فضای مجازی بهوفور تولید محتواهای خطرناک دیده میشد و هر کسی برای خودش تریبون دارد و گاهی هم ممکن است به شکل میلیونی دنبالکننده داشته باشد؛ فرصتها و تهدیدهای فضای مجازی چه مسائلی در مسیر توانمندسازی زنان ایجاد کرده است؟
عبارت محتوای خطرناک باید دقیق تعریف شود، ما باوجود تلاشهایی که در حوزۀ قانونمندی فعالیتهای مجازی داشتهایم هنوز در تعریف و تعیین مصادیق برخی جرایم مثل محتوای خطرناک در شبکههای اجتماعی با مشکلاتی روبهرو هستیم. هرکس میتواند محتوای من یا شما را خطرناک توصیف کند و مجرمانه بداند!
منظورم محتوایی است که مانع رسیدن به عدالت میشود، چهرۀ زنانه را لوث میکند، برخی را از توانمندی ناامید میکند، اصرار و تمرکز بر بدن نمایی و ترویج رفتارهای سکسیستی دارد.
متوجه شدم، حالا تا حدی منظور شما مشخص شد، ازآنجاکه سطح سواد دیجیتال در کشور ما بالا نیست، رسانههای اجتماعی به ابزارهایی برای انتقاد و اعتراض نسبت به وضع موجود زنان تبدیل میشوند. این انتقادها فینفسه بد نیست، ولی در جایی که اعتراض، شکل نفرتپراکنی و اشاعۀ ناامیدی و پوچی نسبت به زندگی به خودش میگیرد، نهتنها در ایران که در تمام کشورها با چنین محتوایی مقابله میشود. متأسفانه، شبکههای اجتماعی در خلأ تولید برنامههای سرگرمی و پرمخاطب در تلویزیون، دنیای رسانهای افراد را بلعیدهاند و ما این روزها شاهد، تأثیرپذیری غیرمستقیم و ناخواسته از این شبکهها هستیم کاری که حتی شبکههای ماهوارهای نتوانستند انجام دهند، پلتفرمهای مجازی با تعاملی بودن و انبوه جذابیتهای بصری آن هم مطابق خواست من و شما، بخش مهمی از فضای فکری ما را اشغال میکنند. این هنر ماست که تهدیدها را با کمک کاربران، بلاگرها، اینفلوئنسرها و… تبدیل به فرصت کنیم. ما به آموزش و قانونمندی نیاز داریم، نه قانون فیلتر، بلکه قانونی که از پلتفرم پرخطر برای ما ابزار زندگی و توانمندی بسازد.
کارول پِتمن، نظریهپرداز سیاسی اهل بریتانیا، در کتابی با عنوان «قرارداد جنسی» بهصورت انتقادی قرارداد اجتماعی توماس هابز و جان لاک را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه این قراردادها، به طور ضمنی زنان را به فضای خصوصی (خانه، خانواده) محدود کردهاند.
ویدئوهایی در فضای مجازی منتشر شده بود که زنان در مجمعهای مختلف مورد عتاب و خشونت کلامی قرار میگیرند بهویژه در اصفهان، چرا مردان همچنان زنان را برای خودشان و جایگاهشان خطر میدانند؟
کارول پِتمن، نظریهپرداز سیاسی اهل بریتانیا، در کتابی با عنوان «قرارداد جنسی» بهصورت انتقادی قرارداد اجتماعی توماس هابز و جان لاک را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه این قراردادها، به طور ضمنی زنان را به فضای خصوصی (خانه، خانواده) محدود کردهاند. آنچه امروز از سوی زنان اتفاق افتاده و خشم مردانه را در پی داشته، برهمزدن همین قرارداد جنسی است که مردان پای آن را امضا کردهاند و فضای عمومی را از آن خود و فضای خصوصی را به نام زنان زدهاند. شکی وجود ندارد که تاریخ ساختارهای اجتماعی هم گواهی میدهد که مردان به مدد همین فضای عمومی، فرصت دسترسی بیشتر به منابع قدرت را داشتهاند و حالا از اینکه زنان وارد حریم تاریخی آنها شدهاند عصبانی هستند و وجود رقیبی را که تا نسلها او را در آشپزخانهها محبوس کرده بودند، برنمیتابند. خوشبختانه بسیاری از مردان در خانواده، محیط کار، فضای اقتصادی و سیاسی، وجود زنان را نوعی همراهی برای رسیدن به توسعه میدانند. اما هنوز بسیاری از مردان، زندانی باورهای کهنه و نم کشیدهای هستند که در خیابان و وجود زنان راننده را مزاحم خود میدانند. در محیط کار، مدیریت زنان را عامدانه تضعیف میکنند. در گذشته آنها فضای بیشتری داشتند و حالا ناچارند این فضا را با زنانی که در توانمندی چیزی از مردان کم ندارند، قسمت کنند. در گذشته مردان بهزور بازوی خود میبالیدند و زنان را محتاج به خود مینامیدند؛ ولی حالا که دنیا در احاطۀ دانش و قدرت آگاهی است، زنانه مردانه شدن نقشها در شکل سنتی، رنگ باخته است. زنان با کسب مهارت و آگاهی وارد بازار کار مردانه شدهاند، این روزها زنان همهجا هستند و با بخشنامه و دستورالعمل و قانون نمیتوان آنها را برای همیشه حذف کرد. رقابتیشدن بازار کار، دنیای سیاست و عرصۀ تصمیمگیری، مردان سنتزده را نگران میکند.
دولتهایی که با حفظ ارزشهای ملی، در پی دستیابی به مظاهر دنیای مدرن و توسعه همهجانبه هستند، از همه ظرفیتهای جنسیتی برای تحقق آرمان خود استفاده میکنند. در این دولتها شایستگی افراد بر جنسیت آنان مقدم است و رتبهبندی انسانها بر اساس ویژگیهای ذاتی معنی ندارد
چرا در بسیاری از مواقع در تصمیمگیری دولتها، جنسیت معیار و ملاک رتبهبندی قرار میگیرد؟
جواب این سؤال شما را باید در خاستگاه دولتها و تاریخی که آن ملت پشت سر گذاشته، جستجو کرد. دولتهایی که با حفظ ارزشهای ملی، در پی دستیابی به مظاهر دنیای مدرن و توسعه همهجانبه هستند، از همه ظرفیتهای جنسیتی برای تحقق آرمان خود استفاده میکنند. در این دولتها شایستگی افراد بر جنسیت آنان مقدم است و رتبهبندی انسانها بر اساس ویژگیهای ذاتی معنی ندارد. مانند این است که فردی چون پوست سیاه دارد، در رتبه پایینتری قرار میگیرد و سهم کمتری در تصمیمگیریهای کلان خواهد داشت. جنسیت هم همینگونه است. زیربنای فکری و معرفتی دولتها چنین رتبهبندی ناعادلانهای را توجیه میکند درحالیکه در برابر پرسشگری نسل جدید جوابی نخواهد داشت.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مرور ابعاد ۲هزار ساعت قطعی اینترنت از نگاه فعالان حقوق کودکان
قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟
والدین، روانشناسها و معلمها؛ همه نگران دانشآموزانیاند که چندین ماه است در خانه ماندهاند
درس و ترس
روستا زنده است اگر بگذاریم
جامعهشناسان از آسیبهای بیجاشدگی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بر اثر تخریب خانههایشان میگویند
خانه که رفت، تابآوری فرسوده شد
یادداشت روزنامه دنیای اقتصاد
پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران
نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ
زخمهایی که خبر نمیشوند
تأکید بر نقش شهروندان در حل مسائل، در نشست «مؤسسه رحمان»
مطالبهگــــری کِی به نتیجه میرسد؟
واکنش به اطلاعیه اخیر سازمان تأمین اجتماعی
ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی
بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟
کارشناسان و فعالان حوزه فناوری، تصمیم مسئولان به ادامه قطع اینترنت را به چالش کشیدند
سوءتفاهم اینترنـــــــت
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بیانیه «کانون وکلای دادگستری استان سمنان» در مخالفت با اینترنت طبقاتی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید