بازخوانی بانک ملی لار نو، پساسانحه و پسامرمت

زیبایی‌شناسی فروریخته





زیبایی‌شناسی فروریخته

۲۰ خرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۳۲

در میان ساختمان‌های کوتاه و بلند لار، جایی که گرمای آفتاب با خاک بومی درهم می‌آمیزد، ساختمانی قد علم کرده است که نه‌تنها نقش یک بانک را بازی می‌کند، بلکه جلوه‌ای از گفت‌وگویی بصری میان سنت و مدرنیته را پیش چشم می‌گذارد: بانک ملی شعبه لار! پی‌رنگ دراماتیک ساخت بنای بانک ملی با زلزله ۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ در لار و با حضور ریاست جمعیت شیر و خورشید، شمس پهلوی آغاز می‌شود.

مدیرعامل شیر و خورشید بلافاصله پس از اطلاع از چگونگی این حادثه، گزارش زلزله را اعلام می‌کند و تمام نیروها برای کمک به لار فرستاده می‌شوند.

خرابی‌های زلزله آن سال، زمینه‌ای اجباری برای مکان‌یابی و ساخت شهری تازه مهیا می‌کند. اکنون این شهرِ پساسانحه به‌نام «شهر جدید» و بافت قدیم به‌عنوان «شهر قدیم» بین عموم مردم شناخته می‌شود. این دو نام به‌هرحال در برابر هم، هویت دوتکه لار را تا به امروز شکل داده‌اند. لازم به ذکر است این دوپارگی در طول زمان، پیامدهای اجتماعی نیز در پی داشته است.

براساس تصویب‌نامه هیئت وزیران، قسمتی از اراضی جنوب شهر لار توسط مهندسان شیر و خورشید انتخاب و نقشه شهر جدید پیاده‌سازی می‌شود.

مهندسان نقشه‌بردار ارتش، جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و همچنین شرکت ملی نفت ایران برای کمک به مردم وارد عمل می‌شوند. بررسی‌ها انجام می‌شود و در یک مناقصه، ساخت شهر جدید شامل ۴۰۰ دستگاه خانه ضد زلزله به شرکت فرانسوی آنتروپوز واگذار می‌شود. نمایندگان آنتروپوز برای مطالعات وارد لار می‌شوند و دستورات و اقدامات لازم را انجام می‌دهند.

در مرحله اول ساخت شهر، زیرساخت‌ها به چشم می‌خورند که در شبکه شهری شطرنجی و بدون کوچه قرار گرفته‌اند؛ مجموعه‌ای از تقاطع‌های عمود بر هم با اندازه‌های متنوع در دسترسی‌ها و ارتباطات سواره و پیاده طراحی شده‌اند. بانک ملی لار درون این شبکه شهری قرار می‌گیرد؛ ساختمانی با نشانه‌ها و زمزمه‌های سبکی مشخص و آمیخته با سویه‌های معماری مدرن. اینجا، معماری تنها فرم نیست؛ زبان، شعر و معناست.

فرم کلی بنا، با خطوط مستقیم، زاویه‌های قاطع و نماهای متقارن، در عین سادگی، شکوهی خاموش و مقتدر دارد. این هندسه خالص، از خصایص بارز آرت‌دکو و معماری مدرن است؛ جایی که سادگی به‌جای ضعف، نشانه‌ای از وقار است. گویی بنا ایستاده است تا اعتماد را تجسم بخشد ‌و خلوص زیبایی را که از دل سکوت فرم می‌جوشد به رخ بکشد، نه از پرگویی تزئین…

اتفاقی که در معماری مدرنیستی لار رخ داده، نوعی پیروی و دنباله‌روی از مؤلفه‌های تجسمی و صورت‌بندی‌های مدرنیستی معماری غرب است. در اینجا مشخصاً از واژه «مدرنیستی» به‌جای «مدرن» استفاده شده است؛ به این دلیل که در وضعیت مدرن، افکار و اندیشه‌ آن نیز حاضر است. اما به‌هرحال در آن دهه، بافت اجتماعی فاقد این تفکر به‌صورت گسترده بوده و بخشی از انگیزه‌های «تخریب» در حال حاضر، ریشه در این شکاف فکری-تاریخی دارد.

به تعبیری دیگر، ما یک بنای مدرنیستی را مخدوش می‌کنیم؛ زیرا از پیش‌فرض‌ها و اندیشه‌های مدرن آن آگاه نیستیم و این ناآگاهی، خود را به‌صورت‌های مختلف نشان می‌دهد. ما متوجه این نیستیم که در یک دیدگاه کلان و بین‌المللی، بانک ملی لار جزء میراث‌فرهنگی قرن بیستم قرار می‌گیرد و الزام حفاظت و مدیریت چنین میراثی به‌اندازه حفاظت از میراث‌فرهنگی دوره‌های گذشته اهمیت و ضرورت دارد. علاوه‌بر بانک ملی، بیمارستان کوروش که در حال حاضر با تغییر کاربری مواجه است، از داشته‌های ارزشمند شهر جدید محسوب می‌شود. در نشریه دوزبانه هنر و معماری شماره‌های ۱۸ و ۱۹ به سردبیری عبدالحمید اشراق، بیمارستان لار به‌عنوان یکی از بناهای مهم «دوران رشد» ایران یاد شده است و در کنار آن پانسیون پزشکان قرار دارد.

درواقع، مجموعه پانسیون‌ها، بیمارستان کوروش، عناصر معماری سوی شرقی شهر، بانک سپه و بانک ملی در مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته و یکپارچه دسته‌بندی می‌شوند. مداخله در هرکدام به‌صورت منفرد، تغییر ماهیت پیوسته این مجموعه را در پی خواهد داشت.

این بنا صرفاً برای وجوه عملکردی نیست؛ بلکه بیانی ملموس است از زیبایی، از فرم، از معنا. تخریب شتاب‌زده بانک ملی نه‌فقط ماهیت یگانه بنا را مخدوش می‌کند بلکه باعث فقدان و زوال تدریجی بخش مهمی از تاریخ زیستی-اجتماعی لار پس از زلزله می‌شود و پیام تخریب را به نقاط دیگر بافت منتقل می‌کند.

ما به‌جای تقویت و ترویج این محورها و لکه‌های شهری و تبدیل آنها به فضاهای یادمانی و جمعی، بدون هیچ طرح مطالعاتی یا ارزیابی‌های فرهنگی به مداخلات گسترده بنا مبادرت می‌ورزیم. بدون مستندنگاری و پژوهش، بنا در معرض آسیب قرار می‌گیرد و راهکارهای مؤثر برای بقا و حفاظت را مسدود می‌کند.

اهمیت و ارزش مجموعه میراث مدرنیستی لار در ادامه و متأثر از معماری مدرنیستی ترویج‌یافته در اروپا است و با توجه به اینکه دهه ۴۰ شمسی مقارن با دهه ۱۹۶۰ میلادی است، در آن دوران به‌خصوص، شاهد تحولات عظیمی در خط فکری هستیم. بنابراین، کالبدهای این‌چنینی زمینه‌ای برای گفت‌وگوی معمارانه در مسیر تاریخ فراهم می‌کنند.

نکته بعدی، ظرفیتی است که از طریق معماری برای تحلیل و بررسی در اختیار ما قرار می‌گیرد. ما شاهد نمونه‌های اولیه کالبدی مدرنیستی در جنوب ایران هستیم تا قدم‌های بعدی به‌صورت یک چشم‌انداز و الگوی فرمی تبدیل شود. به‌طور مثال، با بررسی‌ها می‌توان به شیوه و رفتار کالبدی سازندگان پس از سانحه پی برد و به معیارها و پیشنهادهایی برای توسعه‌ آتی شهر رسید.

اهمیت دیگر این مجموعه بناها، شیوه‌های اجرایی و فنی است. به‌هرحال، پدیده‌ای جغرافیایی یعنی زلزله، علت اصلی ساخت‌و‌سازهای شهر جدید است. این سازه‌ها باید به‌گونه‌ای باشند که حادثه تکرار نشود. بنابراین، راهکارهای اجرایی که برای پاسخ به این مسئله پیش روست، بخشی از ریشه‌های شکل‌گیری شهر را روشن می‌سازد.

سازه بانک ملی لار، به‌شکلی ترکیبی، یک سقف خرپایی مقاوم در برابر نیروهای افقی را سازماندهی می‌کند. مقاطع نبشی و ناودانی به‌همراه «پرکننده‌های ماسونری» قابل‌توجه است. حال وقتی به تخریب این عناصر می‌پردازیم، فارغ از اینکه با چه بنایی در چه دوره تاریخی روبه‌رو هستیم، ابعاد فنی را نادیده گرفته‌ایم و درکی از راهکارهای سازه‌ای نداریم. با این پیش‌فرض چگونه می‌توانیم عین‌به‌عین آن را دوباره بسازیم؟ ما هنوز شناخت درستی در هیچ مرتبه‌ای از وضع موجود نداریم؛ چگونه مدعی ساخت عین‌به‌عین هستیم؟ اساساً ضرورت عین‌به‌عین‌سازی براساس چه تئوری و طرح ازپیش‌تبیین‌شده‌ای در نسبت با طرح مرمت بانک، مبنای تصمیم‌گیری قرار گرفته است؟

حتی اگر مداخلات به پوسته و نمای بنا محدود شود که در بانک ملی بخشی گسترده‌ای مربوط به همین قسمت می‌شود، نشانی از نداشتن آگاهی از مبانی زیبایی‌شناسی سیمای بانک است.

ترکیب‌بندی و انتخاب متریال‌ها یادآور روش‌شناسی تجسمی در آثار هنری مدرن است و با شیوه‌ای بدیع، جداره‌ای مدرنیستی را پدید آورده است.

نبود تقارن و استفاده از احجام، فرم‌ها و اشکال متنوع در طراحی ساختمان، استفاده‌نکردن از روابط فضایی سنتی و ایجاد روابط فضایی جدید براساس تقسیم عملکردی، استفاده از سیستم سازه‌ای ترکیبی به‌صورت ترکیب دیوار باربر و سیستم قابی، استفاده از سیمان به‌صورت روکار در نماها و بتن در پله‌ها و کاربرد گسترده و سرتاسری از مصالح بافت‌دار از دیگر معیارهای معمارانه است.

از طرفی، بانک ملی در سرفصل بناهای پساسانحه نیز قرار می‌گیرد و آن‌طورکه گفته شد، از این منظر نیز واجد اهمیت است. هر ترک بر دیوارش، هر بی‌مهری در نگهداری‌اش، تکه‌ای از حافظه معماری ایران را می‌کاهد؛ گویی فرسایش، نه‌فقط بر سنگ و گچ، که بر حافظه جمعی‌مان پنجه می‌کشد.

بانک ملی لار همچون دیگر بناهای مهم بانک‌ها از یک جریانِ زیبایی‌شناسی مدرنیستی با لحن آرت‌دکویی پیروی می‌کند. وجه آرت‌دکویی را در نما و طراحی سیمای بانک به‌روشنی می‌توان تشخیص داد و وجه مدرنیستی را در عملکرد پلان، سازماندهی پاکت فضایی قابل رؤیت است.

ساختمان بانک لار از دو حجم عمود بر هم به‌صورت Lشکل همراه با محوطه‌سازی با هندسه‌ مربعی تشکیل شده است. جبهه ورودی بانک همراه با نماسازی شاخص، موازی با مسیر اصلی خیابان، به دو بخش تقسیم می‌شود که شامل سرسرا و فیلتر ورودی بانک است و در امتداد آن، فضاهای اداری قرار دارند. متأسفانه تصویر دقیقی از فضای داخلی آن سال‌ها موجود نیست.

جبهه ورودی برخلاف نمای پشت ساختمان به‌وسیله سنگ تراورتن نماسازی و طراحی شده است. با توجه به این موضوع، با یک وضعیت «پشت و رو» در طراحی چهره‌ی کالبدی روبه‌رو هستیم.

نمای جبهه‌ اصلی به‌شکل صفحه‌ای گسترده شده است و به دو بخش تقسیم می‌شود و از لحاظ تجسمی به ورودی اصلی تأکید می‌کند. در یک مفصل‌بندی معمارانه، عناصر معماری به‌درستی و دقت کنار هم قرار گرفته‌اند.

پنجره‌های عمودی در نظامی پنجره‌ای در یک راستای افقی قرار دارند و این راستا به‌وسیله سنگ قرمز مورد استفاده و مشهور در دهه ۴۰ نماسازی شده است که با تأکید بر عنصری طبیعی به یکی از مهمترین مؤلفه‌های زیبایی‌شناسی مدرن وفادار می‌ماند، یعنی روشنایی طبیعی. اما این نور نه‌تنها عنصری عملکردی، بلکه عاملی شاعرانه در فضای معماری است. بازی سایه و روشن در طول روز، پویایی بصری ویژه‌ای به بنا می‌بخشد. این درحالی‌‌است که نور در این فضا تنها برای دیدن نیست؛ بلکه برای درک‌کردن، حس‌کردن و آرام‌گرفتن است. نور، نقش زمان را بازی می‌کند؛ با حرکتش، بنا را دوباره تعریف می‌کند…

سقف شیروانی بدون جلب‌نظر یا خیز غیرمعمول روی حجم بنا نشسته است و به‌همراه درختان نخل، خط آسمان به‌خصوص و بومی را تداعی می‌کند.

پالت و تنوع رنگی نمای اصلی با توجه به سنگ‌هایی که اجرا شده است، گواهی دیگر بر زیبایی‌شناسی مدرنیستی است. سنگ مشکی در ازاره و تراورتن سفید در ابعاد مشخص بر روی بدنه، سنگ قرمز در نظام پنجره‌بندی با لبه‌های پرضخامت یادآور لبه وارطان، همه و همه همچون خطی تجسمی به نما و عرصه‌ رواق‌طورِ ورودی اشاره دارند.

همچنین، نمای پشتی بانک مشرف به محوطه سبز، یک نمای ساده سیمانی همراه با لبه‌های بتنی به سبک کارهای وارطان هوانسیان است.

به‌طورکلی، معماری بانک ملی لار شباهت‌های قابل‌توجهی به کارهای محسن فروغی و وارطان هوانسیان دارد. این خصوصیات سبکی آن‌گونه‌که پیش‌ازاین گفته شد، در ایران بیشتر به‌جای زرق‌وبرق نزدِ همتای غربی‌اش، به‌سوی تجمل مینیمال و تقارن خویشتن‌دارانه متمایل شد؛ چیزی که در زبان معماری رسمی و اداری آن زمان، از جمله بانک‌ها، بسیار دیده می‌شود و آن‌طورکه اشاره شد، بانک ملی لار در امتداد همین جریان نوگرای معماری قرار می‌گیرد.

در مجموعه‌ بانک ملی لار، با حصار به‌معنای مانع روبه‌رو نیستیم و فضای داخل و بیرون در نسبتی بدیع و انعطاف‌پذیر قرار می‌گیرند و این، نشانی از ارزش‌های سبکی در این بنا است. درواقع، می‌توان گفت بانک ملی لار نو سندی زنده از چگونگی تلفیق زیبایی‌شناسی مدرن با اصالت بومی است. این بنا با زبان فرم، نور، ماده و ریتم بصری، نه‌فقط بر نیازهای عملکردی پاسخ داده، بلکه کیفیتی شاعرانه و فرهنگی به فضا بخشیده است. در کشاکش میان سادگی مدرن و تزئینات هندسی، بنایی شکل گرفته که دیدن آن، نه صرفاً نگریستن، بلکه تجربه‌کردن است؛ تجربه‌ای که هم چشم را خشنود می‌کند و هم ذهن را به تأمل وامی‌دارد.

پله‌های گسترده‌شده تا تراز کف، ورودی را به‌شیوه معماری اشاره‌شده تعریف می‌کنند و تأکیدی بر مؤلفه‌های سبکی و مدرنیستی هستند.

با این‌همه شکوه خاموش، با این‌همه توازن میان قدیم و نو، افسوس که چنین بناهایی، اغلب در سکوت زمانه گم می‌شوند؛ نه فریادی دارند و نه مدافعی که روایتشان را بلند بخواند.

با این توضیحات و توصیف‌های تاریخی-معماری و گزارش وضعیت بنا و ارزش‌های زیبایی‌شناسانه، چگونه به این سهولت و در اقدامی شتاب‌زده به حکم بازسازی، نوسازی، مرمت یا هر عنوان دیگر، تخریب سراسری نما را موجه می‌دانیم؟ نه صرفاً معیارهای مرمتی و حفاظتی میراث مدرن، بلکه عقل متعارفِ هر بیننده‌ای در مواجهه با چنین روش‌های مداخله، در بهت و حیرت فرو می‌رود.

در مصاحبه روزنامه «پیام ما» با «عبدالرضا نصیری‌اصل»، مسئول ثبت طرح‌های مرمتی، او می‌گوید که این بنا ثبت ملی نیست؛ اما برخلاف گفته‌ها سند رسمی موجود است. طبق ابلاغ «علی‌اصغر مونسان»، وزیر وقت میراث‌فرهنگی، این بنا با شماره ثبت ۳۳۰۶۹ از سال ۱۳۹۹ در فهرست آثار ملی ثبت شده است. این دوگانگی در گفتار، احتمالاً به‌دلیل تعلل در به‌روزرسانی فهرست‌ها یا بی‌توجهی به اسناد رسمی است.

با توجه به ادعاها، این یک پروژه «نوسازی و ساماندهی» است، اما در عمل آنچه اتفاق افتاده، تخریب بخش زیادی از نماست. قانون موجود، بنای ثبت‌شده را صرف‌نظر از قدمت، مشمول حفاظت کامل می‌داند.

ابهام در ثبت رسمی بنا، تناقض در تعریف مرمت، نادیده‌گرفتن ارزش سبکی و معمارانه و بی‌توجهی به اهمیت مصالح وضع موجود، زمینه‌ساز نابودی تدریجی هویت معماری معاصر کشور خواهد بود. هر ترک بر دیوارش، هر بی‌مهری در نگهداری‌اش، تکه‌ای از حافظه‌ معماری ایران را می‌کاهد. این میراث اگر نخوانده بماند، اگر پاس نداشته شود، چونان شعری ناگفته، در دل خاک دفن خواهد شد.

افسوس بر میراثی که به‌جای صیانت، بی‌پروای زمانه و بی‌رحمی تصمیم‌های کوتاه‌نگر، در مسیر تخریب گام برمی‌دارد. این ویرانی، نه صرفاً زدودن خشت و سنگ، که بریدن ریشه‌هایی است که ما را به خاک، به تاریخ، به هویتمان پیوند می‌زند. تخریب چنین بناهایی، نه نوسازی‌ست و نه توسعه؛ که خاموش‌کردن صدای فرهنگ است، آن‌هم در سرزمینی که از دل سنگ، شعر ساخته است.

اگر این نوع برخورد با بناهای ثبت‌شده ادامه یابد، بسیاری از آثار معاصر که هنوز آن‌طورکه باید شناخته نشده‌اند، به‌راحتی از بین خواهند رفت و ما اگر نگاه نکنیم و نپرسیم، فردا نه‌تنها این دیوارها، که آینه‌ خودمان را نیز در غبار خواهیم باخت…

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ