بایگانی مطالب برچسب: حفاظت از میراث

گیسوم در آستانه ورود به فهرست روستاهای جهانی

رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی تالش از آغاز روند ثبت جهانی روستای گیسوم خبر داد و گفت: با وجود رقابت ۸ روستا امیدواریم گیسوم جزو اولین روستاهای ثبت‌شده ایران در ۲۰۲۶ باشد.

عراق؛ از میدان جنگ تا مقصد گردشگری

|پیام ما| عراق که روزگاری خود را گهواره تمدن می‌خواند، سال‌ها در دیکتاتوری صدام و پس‌ازآن، زیر غبار جنگ و بی‌ثباتی مدفون شد و از فهرست مقاصد گردشگری جهان خط خورد. امروز اما این کشور در پی ثبات نسبی، شاهد جرقه‌هایی از امید و بازسازی است و در تلاش است گذشته‌اش را به آینده‌ای روشن گره بزند. آمارهای گردشگری عراق در سال‌های اخیر گواه این تلاش است. عرب‌نیوز اخیراً گزارشی به قلم «جاناتان گورنال» درباره اقدامات این کشور در حوزه گردشگری منتشر کرده که نکات و آمارهایی قابل‌تأمل دارد. گورنال در این گزارش به تغییر سیاست‌های فرهنگی عراق اشاره کرده و حمایت‌هایی که از نهادهای بین‌المللی برای احیای میراث باستانی خود دریافت می‌کند. این رزوها بخش خصوصی ایران از تعامل در حوزه گردشگری با عراق می‌گوید، اما با بررسی دقیق‌تر سیاست‌های دو کشور می‌توان به این نتیجه رسید که این تعامل بیشتر مورد توجه عراق است که سال‌هاست گردشگران ورودی‌اش از ایران صرفاً در حوزه زیارت بودند. حالا این کشور با احیای نشانه‌های تمدنی چندهزارساله خود به‌دنبال گردشگران فرهنگی، به‌ویژه از کشورهای همسایه از جمله ایران، است. درعین‌حال، ایران نه در حوزه گردشگری و نه در حوزه حفاظت و احیای نشانه‌های تمدنی، وضعیت مطلوبی ندارد. نگاهی به آمارهای رسمی منطقه نشان می‌دهد درحالی‌که ایران به‌کلی بازار گردشگری را به وقایع و سیاست‌های اشتباه باخته است، کشورهای همسایه با اتخاذ سیاست‌های بلندمدت در حال رشد و رکوردشکنی در این حوزه‌اند.

تخت‌‌جمشید میدان توسعه و تعارض

|پیام ما| «بیش از ۹۰ درصد نمایندگان از ایجاد محدودیت حرایم [آثار تاریخی] ناراضی هستند. ما قول می‌دهیم كه حتماً یک بازنگری‌ در ضوابط حرایم در سراسر كشور داشته باشیم. نمی‌شود قانونی وضع كنیم كه ۹۰ درصد نمایندگان از آن ناراضی باشند.» این جملات بخشی از نطق وزیر میراث‌فرهنگی در جلسه رأی اعتمادی است که منجر به سپردن سکان میراث‌فرهنگی کشور به او شد. بسیاری از کارشناسان و علاقه‌مندان به میراث‌فرهنگی همان روزها و پس‌ازآن نسبت به عواقب این رویکرد و وعده‌ای که وزیر به نمایندگان مجلس داد، هشدار دادند و ابراز نگرانی کردند. آنها امروز را می‌دیدند و خوب می‌دانستند ماجرایی که از بافت تاریخی گرگان و محوطه‌های باستانی آغاز شود، بالاخره روزی به آثار شاخصی مثل پاسارگاد و تخت‌جمشید می‌رسد. ماجرای بازنگری در ضوابط حریم به تخت‌جمشید رسید و حامی آن هم نماینده مرودشت در مجلس بود. هرچند با واکنش‌های عمومی و تشکیل کارزاری در این زمینه، موضوع تعرض به حریم تخت‌جمشید و نقشه‌های منتشرشده تکذیب شد، اما با رویکردی که مدیران میراث‌فرهنگی در پیش گرفته‌اند، نگرانی نسبت به تخت‌جمشید و تمام آثار تاریخی ایران همچنان به قوت خود باقی است. توسعه شهری با قلدری تمام به حریم آثار تاریخ خزیده و مدیران میراث‌فرهنگی بیش از هر اقدامی، با کلمات بازی می‌کنند و بازنگری در ضوابط حریم را «تدقیق» حرایم می‌خوانند. با گذشت نزدیک به ۱۰ روز از رسانه‌ای شدن این موضوع و تأکید نماینده مرودشت بر موافقت میراث‌فرهنگی با طرح تفصیلی و تعرض به حریم درجه دو تخت‌جمشید، هنوز واکنش و توضیح شفافی از سوی معاون میراث‌فرهنگی کشور که مسئول مستقیم این اتفاق است، ارائه نشده.

باستان‌شناسی، حافظه زمین و آیین خرد

بازی شکار گوزن و باستان‌شناسی!

چگونه خیر جمعی نادیده‌ گرفته می‌شود؟

سرگردانی در سرزمین بی‌تالاب

فرض کنید از تهران عازم زاهدان هستید. مسیر طولانی است و‌ باک بنزین شما ظرفیت محدودی دارد. به‌ناچار در میانه راه ناچار می‌شوید بنزین بزنید. باز فرض بگیریم پمپ بنزین تعطیل شده باشد و هیچ ماشینی هم برای کمک توقف نکند. چه می‌کنید؟ احتمالاً سراغ اولین آبادی نزدیک می‌روید، اما اگر شهر و روستایی نباشد، آنتن موبایل خط ندهد و در جاده‌ای خاکی و فرعی دورافتاده گیر افتاده باشید، چه؟ زندگی پرندگان مهاجر در ایران همین‌قدر سخت است و البته پیچیده‌تر از این مثال ساده! تالاب‌ها که نقش پمپ بنزین را برای پرنده‌ها دارند، خشک شده‌اند یا شرایط‌شان مساعد نیست. پرندگان سرگردان به هر دری می‌زنند تا آبی پیدا کنند، برخی پساب گیرشان می‌آید،‌ برخی شکار می‌شوند،‌ گروه سوم خوش‌شانس هستند و به سفرشان ادامه می‌‌دهند. آنها که خودشان را با بحران سازگارتر می‌کنند، جمعیتشان افزایش می‌‌یابد،‌ گونه‌های حساس‌تر به آرامی محو می‌شوند و در ادامه تبعات آن تنوع‌زیستی ایران را تحت‌تأثیر خود قرار می‌‌دهد. وضعیت تالاب‌ها و پرندگان مهاجر یکی داستان است پر آب چشم!

وقت تکاندن خاک آرشیوهاست

|پیام ما| کافی است تجربه انجام یک پژوهش تاریخی را داشته باشید و گذرتان به یکی از موزه‌ها و مراکز تاریخی یا آرشیو اسناد افتاده باشد، تا با شنیدن این خبر که در دنیا مطالباتی برای دسترسی آزاد به اطلاعات مربوط به آثار تاریخی و میراث‌فرهنگی شکل گرفته، داغ دلتان تازه شود. در حالی برخی موزه‌های دنیا از قبیل موزه ملی آمستردام، تاریخ طبیعی بریتانیا، متروپولیتن و مجموعه اسمیتسونین، رویه‌ها و ابزارهای دسترسی آزاد را به کار گرفته‌اند که در بسیاری از کشورها هنوز اطلاعات مربوط به آثار تاریخی با اعمال محدودیت‌هایی در اختیار پژوهشگران و عموم مردم قرار می‌گیرد. در کشورهایی مثل ایران آنقدر این روند فرسایشی است که بارها صدای اعتراض پژوهشگران را بلند کرده، بدون اینکه تغییری در رویکردهای مدیریتی ایجاد شود. پیش‌نیاز این رویکرد، دیجیتال‌سازی آثار و اسناد، با کیفیت قابل‌قبول است؛ رویکردی که چندان دغدغه مدیران میراث‌فرهنگی در ایران نیست. البته آنچه در دنیا به‌شکل مطالبه مطرح شده است، فراتر از خواسته پژوهشگران ایرانی از موزه‌ها و آرشیوهای اسناد است. آنها به‌دنبال مجوزهایی برای بهره‌برداری در پژوهش و همچنین استفاده‌های هنری و فرهنگی از میراث مستند هستند؛ چراکه در سال‌های اخیر بارها موضوع کپی‌رایت آثار موزه‌ای و استفاده از آنها در محصولات هنری، مورد اعتراض قرار گرفته و کار متخلفان را به دادگاه کشانده است. اما گام نخست، الزام موزه‌ها و آرشیوهای اسناد به دیجیتال‌سازی آثار خود و در اختیار عموم قرار دادن آنها است؛ مطالبه‌ای جدی که در عصر تکنولوژی چندان هم غیرمنطقی به‌نظر نمی‌رسد و حتی یونسکو یک دهه پیش درباره آن توصیه‌نامه‌ای منتشر کرد. طبیعی است که این اقدام نیازمند سازوکارهای قانونی برای اجرای صحیح و بدون مشکل است.

رازهای سر به مهر قَلی‌گِردَن

نامش در اسناد تاریخی بسیاری ذکر شده و جایگاه ویژه‌ای در افسانه‌های محلی دارد. از شاهکار فردوسی بزرگ تا عالم‌آرای عباسی و روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه به موقعیت این قلعه و همچنین ساختار معماری قدرتمندش اشاره کرده‌اند. در عصر ما اما این قلعه مهجوریتی عمیق را تجربه می‌کند، تا جایی که حتی یک تابلوی معرفی هم برای آن نصب نشده است، چه رسد به اینکه پای باستان‌شناسان برای کاوش و بیرون کشیدن رمزورازها و تاریخش به آن باز شود. قلاع گردان (قَلی‌گِردَن) یا قلعه اولاد، در سوادکوه مازندران با پیشینه‌ای قابل‌توجه و قصه‌های بسیار، به حال خود رها شده و فقط گاهی حفاران غیرمجاز به آن سر می‌زنند تا زخمی جدید بر تنش نقش بندد.