مسمومیت غذایی در یک مجموعۀ پتروشیمی در عسلویه منجر به مرگ یک نفر و بیماری ۳۰۰ کارگر شد

مسمومیت و مرگ





مسمومیت و مرگ

۲۴ مرداد ۱۴۰۳، ۹:۳۸

داستان سختی‌ کار کارگران، فصل آخر ندارد. کمیِ حقوق، عدم پوشش بیمه‌ای مناسب، مرگ در اثر حوادث حین کار، نبود ایمنی، اعتصاب، اعتراض و این آخری هم مسمومیت غذایی. ۱۷ مردادماه جاری بود که کارگران یک شرکت پتروشیمی - کاویان - در عسلویه، صبح دیگری را آغاز کردند تا با همۀ سختی‌های کار در جنوب دست‌وپنجه نرم کنند و نانی بر سر سفره ببرند؛ «رامین گلستان» هم یکی از آن‌ها بود. آن روز پیمانکار، وعدۀ صبحانۀ کارگران را توزیع می‌کند. غذا آن روز املت است. نه‌تنها این شرکت (پتروشیمی کاویان)، که کارگران «آرین متانول» و «پارس گلایکل» هم از آن صبحانه می‌خورند و ساعتی نکشیده، کم‎‌کم مسمومیت سراغ همۀ آن‌ها می‌آید. برخی می‌گویند ۳۰۰ نفر و برخی دیگر می‌گویند ۱۸۰ نفر از کارگران مسموم و راهی بیمارستان می‌شوند. اما به‌علت تعداد زیادشان، خیلی از آن‌ها با خودروهای شخصی اقوام یا دوستان راهی مراکز درمانی مختلف می‌شوند تا حالشان از این که هست بدتر نشود؛ اما مرگ در کمین رامینِ جوان نشسته است.

فوت کارگر جوان در اثر مسمومیت با صبحانه

یکی از اقوام نزدیک رامین گلستان، در شبکۀ «ایکس» از مرگ او خبر می‌دهد. او که نخواست نامش فاش شود، به «پیام ما» گفته است: رامین حدود ۴ ماه پیش ازدواج کرده بود و آن روز صبحانه املت خورده بودند که همۀ کارگران شرکت با هم مسموم و راهی بیمارستان می‌شوند. 

به‌گفتۀ او، رامین اهل استان فارس و شهر کازرون بوده و در قسمت فنی کار می‌کرده که صبح بعد از علائم مسمومیت و مداوای ابتدایی، به کازرون منتقل می‌شود و برادرش او را به بیمارستان می‌رساند، اما در راه حالش بدتر می‌شود و پس از رسیدن به بیمارستان کلیه‌هایش از کار افتاده و فوت می‌کند. 

او از تعطیلی شرکت «پتروشیمی کاویان» عسلویه به‌دلیل این اتفاق خبر می‌دهد، اما مشخص نیست این شرکت واقعاً تعطیل شده است یا نه؟ 

در تماسی که با «موسوی» دادستان بوشهر برقرار کردیم، پاسخگوی تماس «پیام ما» نبودند، اما منابع دیگر از جزئیات بیشتری به «پیام ما» خبر دادند. 

 

 مسمومیت ۳۰۰ نفر و سکوت مسئولان 

یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، به «پیام ما» گفت: حدود ۳۰۰ نفر کارگر از ۳ شرکت کاویان، آرین متانول و پارس گلایکل دچار مسمومیت شدند. حتی اورژانس این شرکت‌ها چون از همان غذاها خورده بودند، مسموم شدند. تعداد زیادی از نیروها در بیمارستان «نبی اکرم» عسلویه بستری شدند و به‌علت پرشدن بیمارستان، مابقی کارگران به بیمارستان‌های اطراف برده شدند. 

او اضافه می‌کند: متأسفانه یکی از کارگران فوت شده و چند نفر هم بدحال هستند و اکیپ نظارت دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و مسئولان شبکۀ بهداشت و درمان بوشهر، در جریان این موضوع هستند.

یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، به «پیام ما» گفت: حدود ۳۰۰ نفر کارگر از ۳ شرکت کاویان، آرین متانول و پارس گلایکل دچار مسمومیت شدند. حتی اورژانس این شرکت‌ها چون از همان غذاها خورده بودند، مسموم شدند. تعداد زیادی از نیروها در بیمارستان «نبی اکرم» عسلویه بستری شدند و به‌علت پرشدن بیمارستان، مابقی کارگران به بیمارستان‌های اطراف برده شدند. 

درهمین‌باره طی تماسی با «محمدجواد موسوی» روابط‌عمومی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، خواستار پاسخگویی او شدم که او ضمن تأیید مسمومیت کارگران، بیان کرد: هنوز علت مسمومیت مشخص نیست و پیگیر موضوع تا مشخص‌شدن نتیجه هستیم. 

او توضیح دیگری نداد و تمایل به پاسخگویی بیشتر دراین‌باره را نداشت. هیچ‌کدام از معاونین دانشگاه علوم پزشکی بوشهر هم پاسخگوی تماس ما نبودند.

در این اثنا شرکت پتروشیمی کاویان هم، تنها به دادن یک بیانیه اکتفا کرده که بیشتر پاک‌کردن صورت‌مسئله است.

در بیانیۀ این شرکت آمده است: «روز چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۷، تعدادی از پرسنل پتروشیمی کاویان، آرین متانول و رایان پلیمر، با علائمی شبیه به مسمومیت راهی بیمارستان شدند.

بلافاصله پس از این اتفاق، برای روشن‌شدن علت این موضوع، تیم خبره‌ای از دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در این شرکت مستقر شده‌اند و بررسی‌ها دربارۀ چگونگی این اتفاق همچنان ادامه دارد.

قطعاً علت این ضایعۀ ناگوار که متأسفانه منجر به ازدست‌دادن یکی از همکارانمان گردید، از سوی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر درحال بررسی و ریشه‌یابی است.

ضمن عرض تسلیت به خانوادۀ داغ‌دار آن مرحوم و تمامی همکاران عزیز، برای بهبود هرچه سریع‌تر کارکنان، از هیچ کوششی دریغ نخواهد شد.»

 

 حال ۱۰ نفر دیگر وخیم است

اما آخرین خبر در این زمینه را «ایلنا» منتشر کرده است که براساس گفته‌های یکی از کارکنان این شرکت، حداقل ۱۰ نفر دیگر از کارکنان همچنان در بیمارستان بستری هستند.

براساس گزارش ایلنا، تقریباً ۴۰ روز قبل نیز شرکت «دونا» که مسئول وعدۀ نهار و صبحانۀ شرکت است، با وعدۀ نهار قیمه بین کارگران مسمومیت ایجاد کرد. تعداد ۸۰ نفر مسموم شدند که سه‌چهار روز نیروها درگیر بودند و کارایی‌شان پایین آمده و مریض بودند. شرکت پیمانکار هم اعلام کردند که کارگران مسموم‌شده به مرکز درمانی هلدینگ مراجعه کنند؛ این مرکز درمانی هم مجموعه‌ای از یک کلینیک غیرمجهز با کادر محدود است.  ظاهراً اعتراض کارگران این شرکت و چند شرکت دیگر دربارۀ کیفیت غذا بارها انجام شده، اما کسی به آن ترتیب اثر نمی‌دهد. براین‌اساس، در بیشتر شرکت‌های پتروپالایشی جنوب کشور، غذای نیروهای رسمی و قرارداد مستقیم با خود کارفرمای اصلی، متفاوت از غذای نیروهای قراردادی و پیمانی و شرکتی است و کارگران این تبعیض را به‌وضوح در این مجموعه‌ها می‌بینند.

یکی از کارگران هم به ایلنا گفته است: «پرسنل قراردادی و پیمانی ما از نظر اسکان و از نظر تغذیه، هنوز از وضعیت خوبی برخوردار نیستند و نیروهای تعمیراتی پیمانی، تا ۸۰ درصد وضعیت‌شان مشابه نیروهای قراردادی است و امکانات رفاهی نامناسبی دارند. با وجود شرایط بسیار بسته و جو خاص محیط هلدینگ باختر، اکثریت قاطع پرسنل تصمیم گرفتند که از جیب خرج کرده و با زحمت زیاد خود غذای مختصری را تهیه کرده و گاه در زمان کار مصرف کنند. قبل از این نیز به‌خاطر کیفیت، تعداد قابل‌توجهی از همکاران غذای خود را گران‌تر از بازار تهیه کرده و با زحمت درست می‌کردند.»

 

بنابر گفته‌های او، واقعیت امر این است که شرکت‌های پیمانکار تأمین مواد غذایی، مورد نظارت صحیح قرار نگرفته و چون وابسته به خود هولدینگ‌های تولیدی هستند، پاسخگو نیستند. این درحالی‌است که به‌دلیل تفاوت فاکتور تعهدات مواد اولیه با چیزی که به‎‌عنوان غذا به خود کارگر می‌دهند، سود بالایی را در نهایت به جیب می‌زنند و گاه برای کاهش هزینه‌ها، چنین فجایعی نیز برای کارگران مظلوم ما رخ می‌دهد.

 

به نظر می‌رسد تا زمانی که نظارتی از سوی نهادهای مرجع وجود ندارد، شرکت‌های پیمانکاری خود را ملزم به پاسخگویی و حفاظت از جان کارگران نمی‌دانند. از سویی روابط غلط کار و اجرانشدن همان قانون موجود کار هم، بار سنگینی بر دوش کارگران نهاده است. موضوعاتی که جز سوءاستفاده و فرار از قوانین،  نتیجه‌ای در بر نداشته و در کنار فقدان نظارت، چنین حوادث و روزگار سختی را بر کارگران تحمیل می‌کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

روستا زنده است  اگر بگذاریم

روستا زنده است اگر بگذاریم

خانه که رفت، تاب‌آوری فرسوده شد

جامعه‌شناسان از آسیب‌های بی‌جاشدگی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بر اثر تخریب خانه‌هایشان می‌گویند

خانه که رفت، تاب‌آوری فرسوده شد

پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران

یادداشت روزنامه دنیای اقتصاد

پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

تأکید بر نقش شهروندان در حل مسائل، در نشست «مؤسسه رحمان»

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

واکنش به اطلاعیه اخیر سازمان تأمین اجتماعی

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟

سوءتفاهم اینترنـــــــت

کارشناسان و فعالان حوزه فناوری، تصمیم مسئولان به ادامه قطع اینترنت را به چالش کشیدند

سوءتفاهم اینترنـــــــت

نگاهداری: انقلابی‌گری به معنای بیان حرف‌های شاذ و بی‌قاعده نیست

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس

نگاهداری: انقلابی‌گری به معنای بیان حرف‌های شاذ و بی‌قاعده نیست

راه پرچالش تأمین تجهیزات پزشکــی

«پیام ما» از وضعیت تأمین کالاها و اقلام موردنیاز سلامت کشور در شرایط پس از جنگ گزارش می‌دهد

راه پرچالش تأمین تجهیزات پزشکــی