بایگانی

بلایی که پاندمی به‌ سرمان آورد

موسسهٔ سنجش و ارزیابی سلامت (IHME) که در ایالات متحده مستقر است، روز سه‌شنبهٔ این هفته مقاله‌ای در مجلهٔ «لنست» (Lancet) منتشر کرد که در آن از داده‌ها و گزارش‌های صدها محقق استفاده شده بود.  «آستین شوماخر» (Austin Schumacher) پژوهشگر IHME و نویسندهٔ اصلی این مقاله گفت: «بیش از هر رویداد دیگری در نیم‌قرن اخیر مانند جنگ یا بلایای طبیعی، پاندمی کووید-۱۹ تأثیر عمیق‌تری در بزرگسالان سراسر جهان گذاشته است.» 

 

براساس یافته‌های این مطالعه، در طول سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ امید به‌ زندگی در ۸۴ درصد از ۲۰۴ کشور جهان کاهش یافت که «این نشان‌دهندهٔ اثرات بالقوهٔ ویرانگر ویروس‌های جدید است.» میزان مرگ‌ومیر افراد بالای ۱۵ سال در این مدت، برای مردان ۲۲ درصد و برای زنان ۱۷ درصد افزایش داشته است. شهر «مکزیکوسیتی» و کشورهای «پرو» و «بولیوی» برخی از نقاطی هستند که در آنها، شاخص امید به‌ زندگی بیشترین کاهش را داشته است. 

 

 خبر خوب در میانهٔ اخبار تلخ 

اما این مطالعه فقط خبرهای بد نداشت و تجزیه و تحلیل‌های IHME نقاط عطف مثبتی در حوزهٔ سلامت در جهان هم نشان داد. به‌عنوان مثال مرگ‌ومیر کودکان کمتر از پنج سال در سال ۲۰۲۱ به‌میزان ۵۰۰ هزار مورد کمتر از سال ۲۰۱۹ بود و برعکس شاخص امید به زندگی که روند صعودی آن در دوران پاندمی دچار تغییر شد، روند کاهشی مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال از چند دهه پیش تاکنون ادامه دارد و حتی پاندمی هم نتوانست در کاهش رقم مرگ‌ومیر کودکان خللی ایجاد کند. 

در طول سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ امید به‌ زندگی در ۸۴ درصد از ۲۰۴ کشور جهان کاهش یافت که نشان‌دهندهٔ اثرات بالقوهٔ ویرانگر ویروس‌های جدید است. میزان مرگ‌ومیر افراد بالای ۱۵ سال در این مدت، برای مردان ۲۲ درصد و برای زنان ۱۷ درصد افزایش داشته است

«همو همو کیو» (Hmwe Hmwe Kyu) یکی دیگر از محققان IHME که در این پژوهش حضور داشته، این موضوع را «یک پیشرفت باورنکردنی» می‌داند: «جهان اکنون باید بر پاندمی بعدی و پرداختن به نابرابری‌های گسترده در حوزهٔ سلامت در سراسر کشورهای تمرکز کند.» 

 

بااین‌حال، با وجود آنکه پاندمی باعث شده امید به زندگی در میان مردم جهان کاهش پیدا کند، اما هنوز هم مردم در مقایسه با دوره‌های گذشته، بسیار طولانی‌تر زندگی می‌کنند. بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۲۱ میلادی، میانگین امید به‌ زندگی در بدو تولد ۲۳ سال افزایش پیدا کرده است. به‌این معنا که در سال ۱۹۵۰ میانگین امید به‌ زندگی مردم در جهان ۴۹ سال بوده و در سال ۲۰۲۱ به عدد ۷۲ سال رسیده است. 

 

 ۱۶ میلیون مرگ مرتبط با کووید-۱۹

یکی از یافته‌های این مطالعه، یافتن عددی دقیق‌تر برای تعداد مرگ‌ومیر بیش‌از میزان عادی و مرتبط با کووید-۱۹ در دوران پاندمی است. عددی که پژوهشگران این مطالعه به آن رسیده‌اند، یک میلیون بیشتر از عددی است که پیش از سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده بود. 

پژوهشگران تخمین‌ زده‌اند که در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، تعداد مرگ‌ومیر ثبت‌شدهٔ مرتبط به کووید-۱۹ عددی معادل ۱۵.۹ میلیون است. بخشی از این تعداد مرگ‌ومیر، مربوط به افرادی است که مستقیماً از طریق ویروس جان خود را از دست داده‌اند و بخشی دیگر نیز مربوط به جان‌باختگانی که به‌طور غیرمستقیم و به‌دلیل اختلالات مرتبط با پاندمی فوت کرده‌اند. پیش‌ازاین، تخمین سازمان جهانی بهداشت عددی کمتر از ۱۵ میلیون نفر بود. 

پژوهشگران تخمین‌ زده‌اند که در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، تعداد مرگ‌ومیر ثبت‌شدهٔ مرتبط به کووید-۱۹ عددی معادل ۱۵.۹ میلیون است. پیش‌از‌این، تخمین سازمان جهانی بهداشت عددی کمتر از ۱۵ میلیون نفر بود

این تخمین از طریق مقایسهٔ تعداد مرگ‌ومیر افراد در کشورهای مختلف در دوران عادی و در دوران پاندمی انجام شده است. براساس یافته‌های این مطالعه، «باربادوس»، «نیوزیلند» و «انتیگوا و باربودا» از جمله کشورهایی هستند که کمترین تعداد مرگ‌ومیر بیش‌از میزان عادی را داشته‌اند. 

 

باربادوس کشوری در میان دریای کارائیب، آنتیگوا و باربودا کشوری متشکل از مجموعه‌ای از جزایر در غرب دریای کارائیب و نیوزیلند کشوری جزیره‌ای در جنوب‌غربی اقیانوس آرام است. ثبت کمترین تعداد مرگ‌ومیر بیش‌ از میزان عادی در این کشورهای جزیره‌ای تا حدودی در امان ماندن جزایر منزوی از فشار گسترش کووید را نشان می‌دهد.  

 

 تغییر معادلات جمعیتی 

یکی دیگر از یافته‌های این مطالعه، تغییر معادلات جمعیتی در کشورهای مختلف است. این مطالعه نشان می‌دهد کاهش جمعیت در بسیاری از کشورهای سالخورده و ثروتمند آغاز شده است، در‌حالی‌که جمعیت کشورهایی با ثروت کمتر، همچنان در حال رشد است. 

شوماخر هشدار می‌دهد که این پویایی، چالش‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بی‌سابقه‌ای را به‌دنبال خواهد داشت. چالش‌هایی مانند کمبود نیروی کار در کشورهایی که با کاهش جمعیت جوان روبه‌رو هستند. همچنین، او می‌گوید برهم خوردن این معادلات، کمبود منابع را برای کشورهایی که جمعیت آنها به‌سرعت در حال افزایش است، به‌ ارمغان خواهد آورد. 

شوماخر می‌گوید: «کشورهای سراسر جهان احتیاج دارند که دربارهٔ مهاجرت‌های داوطلبانه با یکدیگر همکاری کنند.»

 

منبع:
متن اصلی این گزارش با عنوان The Pandemic Dramatically Reshaped Life Expectancy, Now We Know How Much روز چهارشنبه در خبرگزاری فرانسه (AFP) منتشر شده است. 

کاشی‌های رنگ‌پریده‌

کاشی‌های مربعی‌شکل ریز و درشت که گاهی به یک بیت شعر هم مزین شده، ظروف کاشی‌کاری هفت‌رنگ برای سفرهٔ هفت‌سین که این روزها بازار را پر کرده‌اند و انواع و اقسام کاشی‌ها انگار می‌گویند که جایگاه هنر کاشی‌کاری حسابی امن و امان است. اما اهل هنر می‌دانند که کاشی‌های چاپی جای هنر کاشی‌کاری هفت‌رنگ نشسته‌اند و هنرمندان را از دور بازار خارج کرده‌اند.

 

سابقهٔ کاشی‌کاری در ایران

ایرانی‌ها سابقهٔ طولانی در هنر ساخت کاشی دارند. پیش از ورود اسلام به ایران از آجرهای لعاب‌دار برای استحکام بنا استفاده می‌شد، اما پس از ظهور اسلام، هنر کاشی‌کاری در خدمت زیبایی بناها قرار گرفت. در تزئیناتی که از دورهٔ هخامنشی برجای مانده است، کاربرد آجرهای لعاب‌دار رنگین در بدنهٔ ساختمان‌های شوش و تخت‌جمشید دیده می‌شود. ساسانیان نیز ساخت کاشی‌های زمان هخامنشیان را با همان شیوه و با لعاب ضخیم‌تر ادامه دادند، اما از قرن هشتم تا اواخر قرن دوازدهم ه.ق و پایان دورهٔ صفوی کاشی‌کاری یکی از عناصر اصلی تزئینات بناها در معماری ایرانی-اسلامی بود. 

ایرانیان خوش‌ذوق در همه‌جای کشور دستی در کاشی‌کاری داشتند، اما نگاهی به پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد مرکز اصلی تولید کاشی، شهر کاشان بود و تعداد بسیار زیادی از گونه‌های مختلف کاشی از نظر فرم و تکنیک و به اشکالی چون همچون ستاره‌های هشت‌گوش و شش‌گوش، چلیپا و شش‌ضلعی در این شهر ساخته می‌شد

در دورهٔ حکومت سلجوقیان (قرن پنجم ه.ق) تولید کاشی در ایران توسعه پیدا کرد. کتیبه‌های تاریخی مناره‌های دوران سلجوقی از زیباترین نمونه‌های معماری اسلامی این دوره هستند. در زمان حملهٔ مغول به ایران روند تولید کاشی با وقفه‌ٔ کوتاهی روبه‌رو شد و پس از احیای بناهای یادبود توسط حکام ایلخانی، روند تولید کاشی در ایران ادامه پیدا کرد. کاشی به‌دلیل داشتن سطحی شیشه‌ای به‌نام لعاب، علاوه‌بر زینت بخشیدن به بنا، آن را در برابر آب و رطوبت عایق می‌کند.

 

انواع کاشی‌کاری

هنرمندان ایرانی از ترکیب کاشی‌هایی با رنگ‌های مختلف به‌شیوهٔ موزاییک، کاشی معرق را به‌وجود آوردند و خشت‌های کاشی‌های ساده و یکرنگ دورهٔ قبل از اسلام را به رنگ‌های متنوع آمیخته و کاشی هفت‌رنگ را ساختند. به‌این‌ترتیب، از قرن پنجم هجری به‌بعد کمتر بنایی را می‌توان مشاهده کرد که با یکی از این روش‌ها تزیین نشده باشند.

 

خاستگاه کاشی‌کاری

ایرانیان خوش‌ذوق در همه‌جای کشور دستی در کاشی‌کاری داشتند، اما نگاهی به پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد مرکز اصلی تولید کاشی، شهر کاشان بود و تعداد بسیار زیادی از گونه‌های مختلف کاشی از نظر فرم و تکنیک و به اشکالی چون همچون ستاره‌های هشت‌گوش و شش‌گوش، چلیپا و شش‌ضلعی در این شهر ساخته می‌شد و در اختیار هنرمندان و معماران قرار می‌گرفت. هنرمندان کاشی‌کار صاحب‌نام نیز در اصفهان و شیراز بودند. گفته می‌شود بخش زیادی از مساجد و بقاع متبرکهٔ جنوب کشور توسط هنرمندان شیرازی تهیه شده‌است. البته در خطهٔ آذربایجان و اردبیل هم هنرمندان کاشی‌کار ممتازی بودند.

 

کاشی‌کاری هفت‌رنگ

در کاشی‌کاری هفت‌رنگ کاشی‌هایی با شکل و ابعاد منتظم بنابر سلیقهٔ استادکار و ویژگی‌های محل اجرای اثر به شکل‌های هندسی آماده می‌شود. مسجد‌ جامع عتیق شیراز، مسجد ‌جامع تبریز، مسجد ‌جامع کرمان، مسجد‌ جامع یزد، مسجد‌ جامع اصفهان، مسجد‌ جامع قزوین از نمونه بناهایی بودند که به زینت کاشی‌کاری هفت‌رنگ هنرمندان ایرانی آراسته شدند. هنر کاشی‌کاری در ساختمان مساجد و مدارس هم به‌کار گرفته می‌شد. نمای برخی از خانه‌ها نیز با هنر کاشی‌کاری تزئین می‌شد. کاشی هفت‌‌رنگ یکی از جلوه‌های اصیل هنر ایرانی است که در شیراز به اوج خود رسید. از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد این کاشی وجود رنگ‌های شاد و طرح گل و مرغ در آن است. نمونه‌های بسیار زیبای این هنر در تاریخ هنر شیراز قابل مشاهده است که کاشی‌کاری‌های هنرمندانهٔ مسجد نصیر‌الملک مشیر و مسجد وکیل از آن جمله هستند. باوجود اهمیت و جایگاه شاخص هنر سنتی کاشی هفت‌رنگ این روزها حسابی زیر غبار فراموشی رفته است و کاشی‌های چاپی جای این هنر را گرفته‌اند. راه‌ورسم گذشته و قدیمی این هنر سنتی با خطر فراموشی مواجه است. 

از قرن هشتم تا اواخر قرن دوازدهم ه.ق و پایان دورهٔ صفوی کاشی‌کاری یکی از عناصر اصلی تزئینات بناها در معماری ایرانی-اسلامی بود. در دورهٔ حکومت سلجوقیان (قرن پنجم ه.ق) تولید کاشی در ایران توسعه پیدا کرد. کتیبه‌های تاریخی مناره‌های دوران سلجوقی از زیباترین نمونه‌های معماری اسلامی این دوره هستند

ریزه کاری‌های هنر کاشی‌کاری هفت‌رنگ آرام‌آرام از یاد رفته است و حالا هنرمندان این رشته که پا سن گذاشته‌اند و مویی سپید کرده‌اند، می‌گویند حالا اوج هنر کاشی‌کاری این شده که کاشی را از یک کارخانه می‌خرند و روی آن را چاپ سیلک نقاشی می‌کنند یا با عکس‌برگردان روی کاشی نقش زده می‌شود. کاری که با شیوهٔ ساخت کاشی هفت‌رنگ سنتی و طرح و نقش زدن روی آن زمین تا آسمان تفاوت دارد. از سویی دیگر رنگ‌هایی که در کاشی‌کاری قدیم به کار برده شده است، به‌دلیل اینکه ترکیبی از سرب و قلع هستند، از مقاومت زیادی برخوردارند و با گذشت قرن‌ها از عمر این رنگ‌ها، همچنان زیبایی خاص خود را حفظ کرده‌اند. درحالی‌که رنگ‌های جدید وارداتی، خیلی زود تغییر رنگ می‌دهد و دوام و پایداری رنگ‌های قدیم را ندارند. حالا هم بیشتر کاشی‌های هفت‌رنگ چاپی شده است و دیگر هنری در میان نیست.

 

 شیوهٔ کار

در کاشی هفت‌رنگ که شهرت زیادی هم دارد، کاشی‌ها به‌شکل چهارگوش ساخته می‌شوند و اندازهٔ تقریبی آنها ۱۵ در ۱۵ سانتی‌متر یا بیشتر است. در این شیوه کاشی را پس از پخت اول و ترسیم نقش روی آن دوباره در کوره حرارت می‌دهند و پس از خارج شدن از کوره، کاشی‌ها را در محل نصب می‌کنند. در این سبک از هفت رنگ سیاه، سفید، لاجوردی، فیروزه‌ای، قرمز، زرد و حنایی استفاده می‌شد.

تولید انبوه، کاشی هفت‌رنگ سنتی را شکست
کاشی هفت‌رنگ از زمانی که شیوهٔ معماری ایرانی تغییر کرد، در مسیر فراموشی قرار گرفت و با ورود مدرنیته به این عرصه، شتاب بیشتری به خود گرفت. تکنولوژی نیز به میان آمد و صنعت چاپ روی کاشی قفل محکم‌تری به فراموشی هنر کاشی هفت‌رنگ زد. هنرمندان پیشکسوت می‌گویند احیای هنر کاشی هفت‌‌‌رنگ نیازمند آموزش به نسل جدید است. جوانان هم نداشتن بازار کار را علت بی‌رغبتی‌شان می‌دانند و می‌گویند که کاشی چاپی با تیراژ بالا و تولید انبوه به‌اندازهٔ کافی بازار را پر کرده است و مخاطب به‌دنبال کاشی هفت‌رنگ اصیل نیست. سلیقهٔ مخاطب هم به همین جعبه‌های کوچکی تزئینی و ظروف کوچک و بزرگ آشپزخانه مثل جای قاشق و چنگال که رویشان یک صفحه کاشی هفت‌رنگ نصب شده باشد و تصویری از هنر کاشی هفت‌‌رنگ را ارائه بدهد، راضی شده‌ است. از سویی دیگر برخی از هنرمندان این رشته معتقدند آموزش تنها راه زنده ماندن فوت‌وفن این هنر هزارساله است و می‌شود از فضای مجازی برای ارتباط هنرمندان سراسر کشور بهره گرفت و ایده‌های تازه‌ای برای به‌روز کردن این هنر یافت. صادرات و برپایی نمایشگاه‌های تولیدات کاشی هفت‌رنگ هم راهکار دیگری است که در کنار دیگر راهکارها مستلزم برنامه‌ریزی و صرف وقت و هزینه است.

کمبود اقلام بهداشتی در مناطق سیل‌زده

بیش از سه هفته از سیلاب جنوب بلوچستان می‌گذرد و بارش‌های چندباره در کنار وسعت منطقهٔ سیل‌زده موجب شد تا امدادرسانی به همهٔ مناطق با حداقل امکانات انجام شود. اما این فقط امداد نبود که در کمترین شکل ممکن انجام می‌شد بلکه تجهیزات کم و تعداد ناکافی ماشین‌آلات نیز موجب شد تا بازگشایی مسیرهای روستایی یا انجام نشود یا ناقص انجام شود. نتیجهٔ این اقدامات نصفه و نیمه اما این شده که آب هنوز در بسیاری از روستاها در معابر و خانه‌ها و زمین‌ها ایستاده است. نه‌فقط به‌گفته اهالی جنوب سیستان‌و‌بلوچستان به‌ویژه روستانشینان تردد در بسیاری نواحی تقریباً غیرممکن است بلکه بوی زهم مانداب و گنداب در کنار آلودگی بسیار بالای ایجادشده در محیط روستا، مشکلات این روزهای سیل‌زدگان را چندین برابر کرده است.

 

 بازی در آب آلوده

«جابر» از اهالی «عورکی» چابهار می‌گوید: «آب در منطقهٔ ما ایستاده‌ است. همه‌جا بوی تعفن دارد. دام و احشام در این سیل مرده‌اند و وقتی آب ایستاده، اصلاً معلوم نیست چه لاشه‌ای کجاست. اگر لاشه بالا بیاید، معلوم می‌شود؛ اگر نه‌فقط گند و آلودگی‌اش می‌ماند.»

جابر توضیح می‌دهد که کودکان زیادی اسهال شده‌اند چون در آب آلوده تردد و گاه بازی می‌کنند: «چقدر گوش بچه‌ها را بکشیم که بازی نکنید. همه یا اسهال هستند یا تهوع می‌کنند. شکمشان درد می‌کند. خارِش گرفته‌اند. پسرم انقدر پشت دست‌هایش را خارانده که زخم شده. ما خانهٔ بهداشت نداشتیم. همینطوری هم باید می‌رفتیم دو روستا آن‌طرف‌تر یا برای موارد حاد به شهر. حالا همین کار را هم نمی‌توانیم انجام دهیم.»

 

 لاشه‌های گند آمده

«محمد» از اهالی پیرسهراب نیز این حرف‌ها را تأیید می‌کند. به‌گفتهٔ او، نه آب کافی برای استحمام وجود دارد و نه محیط، بهداشت سابق را دارد: «در روستاهای ما هیچ‌وقت همه‌چیز مرتب نبود. هیچ‌وقت آن امکاناتی که فکر کنید وجود نداشت. اما حالا گند همه‌جا را گرفته است. همه‌جا انگار مرداب است. پساب و آب قاطی شده. لاشه‌ها بو گرفته‌اند. خیلی از احشام مرده زیر گل هستند. پشه و مریضی خیلی زیاد شده، اما هیچ دوا و درمانی نیست. شانس آوردیم هوا گرم است. وگرنه همه از وبا می‌مردیم.»

یکی از سیل‌زدگان: آب در منطقهٔ ما ایستاده‌ است. همه‌جا بوی تعفن دارد. دام و احشام در این سیل مرده‌اند و وقتی آب ایستاده، اصلاً معلوم نیست چه لاشه‌ای کجاست

او توضیح می‌دهد که زندگی برای سیل‌زدگانی که در چادرها زندگی می‌کنند، به‌مراتب سخت‌تر است: «از خیلی از روستاها خبر نداریم. می‌دانیم تا همین دو روز قبل هم تعدادی روستا بودند که حتی دولت نتوانسته بود به آنها سربزند. بخشدار آمد و گفت وقتش رسیده وارد فاز بازسازی بشویم. اما توی روستای ما هنوز آب و لجن ایستاده است. می‌خواهند چه چیزی را بازسازی کنند؟ »

 

 لوازم بهداشتی نداریم

برای زنان و دختران بالغ اما این اوضاع بدتر است. چون دوست ندارد نامش در روزنامه منتشر شود، می‌گوید بنویس «سارا». سارا می‌گوید تردد در آب آلوده و لجن بیماری‌های پوستی و عفونت‌های ادراری و رحم را زیاد کرده است: «امکانات نداریم. جنگارک همیشه روستای محرومی بوده است، اما نه آنقدر که زنانش نوار بهداشتی نداشته باشند. حالا کهنه‌پارچه استفاده می‌کنیم. آب سالم برای شست‌وشو نداریم. بیشتر نگران دختران جوان هستیم. بدن آنها ضعیف است. خیلی‌هایشان حتی ازدواج نکرده‌اند. می‌خواهند فردا مادر شوند. یک‌بار چند نفر از هلال‌احمر آمدند روستای ما، یک بستهٔ بهداشتی هم آوردند؛ شامپو، صابون و خمیردندان بود با یک بسته نوار بهداشتی. من دو دختر دارم. این چیزها کافی است؟» او می‌گوید که از کمک‌های مردمی هم کمتر چیزی به روستا رسیده است. اما دغدغهٔ آنها امروز این نیست، بلکه آلودگی زیادی است که وجود دارد: «ما دکتر نداریم. دواخانه نداریم. خانهٔ بهداشت نداریم. نمی‌توانیم برویم روستاهای دیگر. جادهٔ روستا تقریباً غیرقابل‌تردد است. بز خودم در سیل مرد. نمی‌دانم لِشَش کجاست؟ آدم در این هوا نمی‌تواند نفس بکشد. اوضاع در همهٔ «بجاربازار» همین است. حداقل یک چادر پزشکی سرپایی برای ما درست کنند. چهارتا مسکن و سرماخوردگی بگذارند. بچه‌های ما از عفونت تب می‌کنند. واقعاً تب می‌کنند. مریض شده‌اند. دخترانمان هزار عفونت گرفته‌اند. اما انگار گوش کسی بدهکار نیست.»

یکی از زنان سیل‌زده: یک‌بار چند نفر از هلال‌احمر آمدند روستای ما، یک بستهٔ بهداشتی هم آوردند؛ شامپو، صابون و خمیردندان بود با یک بستهٔ نوار بهداشتی. من دو دختر دارم. این چیزها کافی است؟

دانشگاه علوم‌پزشکی و بهداشت و درمان سیستان‌وبلوچستان به پیگیری «پیام ما» جوابی نمی‌دهد و اعلام می‌کند که همهٔ اقدامات انجام‌شده را باید از طریق اخبار رسمی دنبال کنیم. اما «ایرج ضاربان»، رئیس دانشکدهٔ علوم‌پزشکی چابهار، پیشتر و در تاریخ ۱۹ اسفند کمبود امکانات بهداشتی و دارویی را تأیید کرده است. وب‌سایت خبری دولت به‌نقل از او نوشته بود: «با وجود اینکه از لحاظ امکانات و بودجه ممکن است کمبودهایی وجود داشته باشد، اما در خدمت‌رسانی به مردم لحظه‌ای تعلل نکرده‌ایم و سلامت مردم برای ما در اولویت قرار دارد. دارو و لوازم بهداشتی موردنیاز نیز تأمین شده است. ۷۰ درصد جمعیت تحت‌پوشش دانشکدهٔ علوم‌پزشکی چابهار روستایی است و اکنون در شرایط پساسیل قرار داریم و خطرات جدی‌تری سلامت مردم را تهدید می‌کند. بنابراین، تأمین آب آشامیدنی سالم و بهداشت محیط از مهمترین اقداماتی است که انجام می‌دهیم. در این زمینه درخواست پشتیبانی از دانشگاه‌های دیگر را داریم؛ زیرا باید از بروز و شیوع بیماری واگیر پیشگیری کنیم.»

 

او همچنین اعلام کرده بود در این سیلاب برخی زیرساخت‌ها و خانه‌های بهداشت دچار آسیب و خسارت شده، اما خدمات درمانی به‌صورت جهادی، جاری و برقرار است. خسارت سیلاب در بخش بهداشت و درمان در جنوب سیستان‌وبلوچستان، مانند سایر بخش‌ها با جزئیات اعلام نشده است.

درست شش ماه قبل بود که دستیار ویژهٔ استاندار سیستان‌وبلوچستان در موضوعات مردمی‌سازی دولت اعلام کرده بود در جنوب استان با مشکلات متعددی در حوزهٔ بهداشت و درمان مواجه هستیم؛ اما دولت مصمم است تا در سریع‌ترین صورت ممکن موارد را برطرف کند.

 به‌گفتهٔ «رضا جعفری»، یکی از مطالبات اصلی مردم جنوب استان در حوزهٔ بهداشت و درمان است که متأسفانه در شاخص‌های مختلف از میانگین کشوری فاصلهٔ چشمگیری وجود دارد: «دولت مردمی در سیستان‌وبلوچستان هم از ابتدای شروع به‌کار به این موضوع تأکید ویژه‌ای داشته و ارتقای شاخص‌های بهداشتی و درمانی در این استان نه‌تنها برنامهٔ دولت بلکه از اولویت‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی است که مصداق آن امتیازات تاریخی است که در این خصوص به استان داده شده است.»

 او ادامه داده بود: «به‌منظور پیگیری مطالبات مردم برای وضعیت بیمارستان‌های راسک و ایرانشهر و بررسی میزان تحقق مصوبات بازدیدهای گذشته مجدداً از این بیمارستان‌ها بازدیدی داشتیم که بسیاری از نواقص برطرف و کم‌کاری‌ها تا حد خوبی جبران شده، اتفاقات خوبی در حال رخ‌دادن است که امیدواریم این عزم و اراده باعث بهبود شرایط، به حداقل رسیدن نارضایتی‌ها و منتهی به کاهش آلام مردم شود و دیگر مردم ما جز بهبود حال بیماران دغدغهٔ دیگری نداشته باشند. مردم می‌توانند گزارشات و مطالبات خود را در حوزه‌های مختلف به‌صورت مستند به دفتر ستاد حکمرانی مردم ارسال کنند و تا حد توان پیگیر مطالبات عام‌المنفعه خواهیم بود و از هیچ تلاشی کم نخواهیم گذاشت اگر دست در دست هم جهت بهبود شرایط تلاش کنیم، آینده روشن است.»

حالا اما در سیلاب حتی خانه‌های بهداشت روستایی از بین رفته‌اند و امکان استفاده از آنها وجود ندارد. بااین‌حال، دولت هنوز برنامه‌ای برای بازسازی این اماکن اعلام نکرده است. همچنین، در گزارش‌ منتشرشده از سوی دانشکدهٔ علوم‌پزشکی سیستان‌و‌بلوچستان، فقط به رسیدگی به چند مورد بیمار اشاره شده است. 

شهرها را برای شهروندان «زیست‌پذیر» کنید

با احتمال افزایش شهرنشینی ۷۰ درصد مردم دنیا تا ۲۶ سال دیگر، سازمان جهانی بهداشت به مدیران شهری هشدار می‌دهد که از همین حالا برنامه‌ای برای آیندهٔ سلامت عمومی داشته باشند. درحالی‌که شهرها فرصت‌های زیادی را برای اشتغال و دسترسی بهتر به خدمات بهداشتی، آموزشی و حمایت اجتماعی را برای توسعهٔ انسانی فراهم می‌کنند، به‌طور بالقوه می‌توانند خطرات بهداشتی منحصر‌به‌فردی داشته باشند. مثلا ازدحام بیش از حد در محله‌های فقیر‌نشین شهری و سکونتگاه‌های غیررسمی کوچک‌ باعث شده است دسترسی به آب سالم و بهداشت مناسب کمتر باشد و درنتیجه بیماری‌های عفونی مانند سل گسترش پیدا کنند. همچنین، نرخ بیماری‌های غیرواگیر، خشونت و بیماری‌های روانی نیز به‌دلیل محیط‌های اجتماعی و معماری شهری غالباً در شهرها بالاتر است. در این بین فقط ۱۲ درصد از شهرهای جهان توانسته‌اند به اهداف کنترل آلودگی دست پیدا کنند. بنابراین، با در نظر گرفتن چنین روندهایی، سازمان جهانی بهداشت (WHO) شهرنشینی را به‌عنوان یکی از چالش‌های کلیدی برای سلامت عمومی در قرن ۲۱ شناسایی کرده است.

 

 اهمیت مدیریت و برنامه‌ریزی شهرنشینی

۳۰ سال پیش، منشور اتاوا در کانادا برای ارتقای سلامت عمومی و توانمندسازی مردم برای افزایش و بهبود سلامت و رفاه از طریق تضمین محیط‌های سالم‌ و پایدار زندگی، کار، بازی و… نوشته شد تا اصلی برای ایجاد عدالت اجتماعی و برابری برای سلامت عمومی قرار بگیرد. طبق این سند بنا بر این شد که ارتقای سلامت جمعی فقط مسئولیت بخش سلامت نباشد و سایر نهادها هم به سهم خود برای افزایش سلامت مردم تلاش کنند. بر همین اساس مدیریت و برنامه‌ریزی شهر‌نشینی به‌گونه‌ای که فرصت پیشرفت را در عین توجه دسترسی برابر به نظام سلامت فراهم کند، اهمیت بسزایی دارد. ازاین‌رو، انتظار می‌رود شهرهای سالم و زیست‌پذیر اولویت برنامه‌ریزان شهری قرار بگیرد و آنها ایجاد و بهبود مستمر آن محیط‌های فیزیکی و اجتماعی و گسترش منابع اجتماعی را سرفصل برنامه‌های خود قرار دهند تا به‌این‌ترتیب مردم بتوانند متقابلاً در انجام تمامی وظایف زندگی و توسعهٔ شهری از این برنامه‌ها حمایت کنند. 

 

 همه برای سلامتی، سلامتی برای همه

سند توسعهٔ پایدار تا سال ۲۰۳۰، از  برنامه‌ای جهانی برای همهٔ مردم رونمایی کرده بود تا از طریق اهدافی که مشخص شده بود، بتوان رفاه را برای همهٔ آحاد جامعه فراهم کرد. دستورالعملی که ۱۷ هدف داشت و فرصت جدیدی را برای مشارکت چند ذی‌نفع به‌طور همزمان ایجاد می‌کرد. به این امید که همهٔ مردم بتوانند سهمی از زندگی در سلامت و با کرامت و برابر داشته باشند. این سند با پیش‌فرض اینکه همهٔ برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی به‌هم مرتبط هستند و برهم تأثیر می‌گذارند، تلاش‌ کرده است رویکرد ارتقای سلامت مبتنی‌بر شهرهای سالم را مبنای ایجاد سکونتگاه‌های انسانی فراگیر، ایمن، انعطاف‌پذیر و پایدار قرار دهد. 

سازمان جهانی بهداشت: شهرها را باید اولویت برنامه‌ریزی قرار داد تا با رویکرد حکمرانی بین‌بخشی مؤثر برای تقویت توسعهٔ محلی، حکومت‌ها را برای ارتقای سلامت عمومی پاسخگو کند

به همین دلیل هم در سراسر دنیا تعدادی از شهرها تلاش کرده‌اند به برنامه‌های سازمان جهانی بهداشت برای ایجاد شهرهای سالم متعهد بمانند و نوآورانه عوامل اجتماعی تعیین‌کنندهٔ سلامت را در همهٔ سیاست‌های شهری خود بگنجانند. اکثر این شهرها، رویکرد حاکمیت مشارکتی را پیش گرفته‌اند و نظام سلامت و فرصت برابر دسترسی به خدمات سلامت‌محور را دگرگون‌ کرده‌اند و اثرات تخریب محیط‌زیست، تغییراقلیم، سالمندی، مهاجرت، نابرابری‌های فزاینده و انزوای اجتماعی را کاهش داده‌اند.

 

 شهرهای سالم چه ویژگی‌ای دارند؟

به‌گزارش سازمان جهانی بهداشت، شهرهای سالم چند ویژگی خاص دارند. اول از همه اینکه در این شهرها، گرسنگی صفر است. به این معنی که شهرهای سالم می‌توانند با اتخاذ سیاست‌های نوآورانه، محیط شهری را برای دسترسی به غذای ایمن، مغذی و کافی بهبود ببخشند و آن را تضمین کنند. به‌این‌منظور، برنامه‌ریزان شهری باید امکان دسترسی به غذاهای سالم و بازارهای سبز دوستدار محیط زیست را بیشتر کنند. همچنین آنها موظفند افراد جامعه را به انتخاب سالم‌تر تشویق کنند و به‌طور مثال با به اشتراک گذاشتن اطلاعات شفاف راجع‌به غذاها و برچسب‌گذاری کالری موجود محصولات در محل خرید، مردم را آگاه کنند. به‌علاوه از مدیران شهری انتظار می‌رود دسترسی به غذاها و نوشیدنی‌های ناسالم را محدود کنند و از سیاست‌های اقتصادی آمایش سرزمین در این رابطه استفاده کنند و در راستای پایان دادن به سوءتغذیه با تحویل هدفمند وعده‌های غذایی غنی از مواد مغذی به فقرا رژیم غذایی ساکنان شهر را بهبود ببخشند.

 

نکتهٔ دیگری که مدیران شهری باید به آن توجه کنند، این است که در رویکرد شهرهای سالم باید بتوانند امکان دسترسی به آب آشامیدنی تمیز و سرویس‌های بهداشتی را تضمین و این فرصت را به‌طور برابر با کیفیت بالا برای همه فراهم کنند. این تلاش‌ها باید به افزایش بهداشت برای بخش‌های بزرگی از جمعیت و همچنین دفع مناسب زباله، مدیریت آلودگی در سکونتگاه‌های غیررسمی و رسمی با توجه به استانداردهای بهداشتی بیانجامد.

 

همچنین، وضعیت مسکن باید در شهرهای سالم به‌نحوی باشد که از ازدحام بیش از حد در زاغه‌ها و حاشیه‌نشینی اطراف شهرها به‌منظور ارتقای اولویت‌های بهداشت عمومی بکاهد. چراکه مسکن نامناسب در کنار سرویس‌های بهداشتی نامرغوب خطر ابتلا به سل و سایر بیماری‌های منتقله از هوا را افزایش می‌دهد و به مالاریا، تب زرد و زیکا که در آب راکد وجود دارند، اجازه می‌دهد که به‌سرعت رشد کنند.

بنابراین، شهرداران شهرهای سالم باید با برنامه‌ریزی شهری بهتر باید امکان دسترسی بیشتر به سیستم‌های حمل‌ونقل ایمن، فضاهای سبز عمومی و واکنش‌های اضطراری به بلایای طبیعی را اولویت قرار دهند تا مجموعاً از مرگ‌ومیر ناشی از تصادفات جاده‌ای کاسته و به‌تبع آن کیفیت هوا را بهبود ببخشند و میزان فعالیت بدنی شهروندان را نیز افزایش دهند.

 

 مصرف و تولید باید مسئولانه شود

سازمان جهانی بهداشت توضیح می‌دهد که مصرف ناپایدار و الگوهای تولیدی که به محیط زیست آسیب می‌زنند، چه از طریق آلاینده‌های هوا، منابع آب آلوده و چه با از بین بردن مواد غذایی مغذی، سلامتی را نیز به‌خطر می‌اندازند. بنابراین، شهرهایی سالم و پایدار هستند که شرکت‌های بزرگ را تحت‌فشار قرار می‌دهند تا از شیوه‌های پایداری که به‌نفع سلامت جمعی است، استفاده کنند. 

 

 نقش پررنگ شهرهای سالم در کاهش خطرات تغییراقلیم

شهرهای سالم در قبال رویدادهای شدید آب‌وهوایی که زنجیرهٔ تأمین مواد غذایی را مختل می‌کنند و بیماری‌های ناشی از آب را گسترش می‌دهند و درنتیجه آسیب‌های فیزیکی جدی بر سلامتی می‌گذارند، برنامه‌های معین دارند. بنابراین، نسخه‌ای که سازمان جهانی بهداشت برای هدف شهرهای سالم می‌پیچید، این است که یادآوری کند شهر سالم باید با کاهش انتشار کربن، کیفیت هوا را بهبود و فعالیت بدنی را نیز به‌طور همزمان مثلاً با جایگزینی پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری به‌جای اتومبیل ارتقا دهد. ازآنجاکه همین حالا هم بخش‌ بزرگی از جمعیت جهان حتی بین جوامع فقیر در شهرها متمرکز شده‌اند، اگر مدیران شهری رویکرد شهرهای سالم را اصل قرار دهند، می‌توانند نقش زیادی در کاهش اثرات تغییراقلیم بازی کنند.

 

در مجموع سازمان جهانی بهداشت این موارد را فقط بخشی از دلایلی می‌داند که شهرها را باید اولویت برنامه‌ریزی قرار داد. به‌گفتهٔ این سازمان بین‌المللی، این رویکرد در برابر شهر‌ها نوعی رویکرد نوین حکمرانی بین‌بخشی و چندسطحی مؤثر برای تقویت توسعهٔ محلی است که حکومت‌ها را برای ارتقای سلامت عمومی و دستیابی به پوشش سلامت همگانی و پیشرفت سایر اهداف توسعهٔ پایدار به‌طور شفاف، پاسخگو می‌کند.

نقش هوتک‌ها در کنترل سیلاب بلوچستان

جنوب‌شرقی ایران و قسمتی از جنوب استان سیستان‌وبلوچستان که از حوضهٔ آبریز دریای عمان محسوب می‌شود، به‌نام بلوچستان جنوبی یاد می‌شود. این محدوده عمدتاً دارای رودخانه‌های بزرگ باهوکلات، کهیر، رابج و رودخانه‌های کوچکتری مانند طیس، سرکان، بیر و بندینی است. مسیر این رودخانه‌ها به‌گونه‌ای است که پس از گذراندن مسیر کوهستانی مناطقی چون قصرقند، سرباز، پیرسهراب و فنوج و قبل از ورود به دریای عمان وارد دشت‌های وسیعی می‌شوند که این دشت‌ها دارای دو خصوصیت کلی هستند؛ اولاً، دارای شیب بسیارکم و ثانیاً نفوذپذیری حداقل.

 

 به همین دلایل است که مشاهده می‌کنیم بعد از وقوع بارش‌های حتی کم و متوسط نیز  سیلاب به‌سرعت مناطق وسیعی از شهرها و توابع مناطق مسکونی ساحلی مانند شهرستان چابهار و شهرستان دشتیاری را اشغال می‌کند و خساراتی به بار می‌آورد. در سیلاب اخیر نیز که از هفتم اسفند سال‌ جاری آغاز شد، خصوصاً در دشت پایین‌دست رودخانهٔ باهوکلات موسوم به دشتیاری نزدیک به دو هفته ماندگاری سیلاب، باعث قطع راه‌های دسترسی، خسارت به زیرساخت‌های اصلی و محصولات کشاورزی شد. اما اینکه چگونه و با چه راهکارهایی می‌توان این خسارات را در هنگام وقوع سیلاب به حداقل رساند، قطعاً باید در سرشاخه‌های اصلی رودخانه‌های فوق‌الذکر اقداماتی مانند ساخت سدهای مخزنی و یا کارهای آبخیزداری به انجام رساند و در منتهی‌الیه این رودخانه‌ها و در دشت‌ها نیز  اجرای هوتک‌ها یا آب‌بندان‌ها را در دستورکار قرار داد.

 

هوتک در گویش بلوچی به گودالی عمدتاً مصنوعی گفته می‌شود که جریانات سیلابی به آنها هدایت می‌شود و در طول سال به مصارف کشاورزی می‌رسد. هوتک سامانه‌ای سنتی و سازگار با عرف بلوچستان است که مشابه آب‌بندان‌های شمال کشور به‌عنوان یکی از راه‌های متداول تأمین آب در جنوب بلوچستان کاربرد دارد.

 

هم‌اکنون در منطقهٔ دشتیاری، سرکان و کهیر بیش از سه هزار هوتک بخشی از آب مورد نیاز کشاورزی و دام بیش از ۳۰۰ روستا را تأمین می‌کنند. این هوتک‌ها گودال‌هایی با اشکال هندسی متفاوت و با عمق سه تا پنج متر و دیواره‌های یک تا دو متر هستند که قادرند رواناب ناشی از سیلاب‌های سرگردان در دشت را در مجموع تا حدود ۵۰ میلیون مترمکعب مهار و ذخیره‌سازی کنند.

ماندگاری آب در هوتک‌ها حدوداً یکسال است و می‌تواند از یک بارش فصلی تا بارش فصلی سال بعد در گودال‌ها باقی بماند.

 

تأمین آب موردنیاز عملیات احیای مراتع، درختکاری در حاشیهٔ هوتک‌ها و ارتقای معیشت روستاییان از طریق آبزی‌پروری از جمله منافع هوتک‌ها در بلوچستان جنوبی هستند، ولی درعین‌حال مشکل آلودگی، حفاظت و ایمنی در هوتک‌ها کماکان وجود داشته و هنوز حل نشده است.

 

در سالیان اخیر معاونت آب و خاک وزارت جهادکشاورزی به طراحی و اجرای هوتک‌ها در بلوچستان توجه کرده است و در سفر اخیر وزیر جهادکشاورزی به منطقه که بعد از وقوع سیل هفتم اسفند انجام شد، مجدداً بر اجرای یک طرح جامع برای توسعهٔ هوتک‌ها یا آب‌بندان‌ها تأکید شد.

 

در یک بررسی اجمالی و در دشت‌های حوضهٔ آبریز رودخانه‌های کهیر، بیر، بندینی و زرآباد مشخص شد که هم‌اینک سه هزار هکتار هوتک یا آب‌بندان با حجم تقریبی ۲۰ میلیون مترمکعب وجود دارد که می‌توان مجدداً در همین محدوده با مشارکت مردم هوتک‌ها را تا دو برابر رقم فعلی افزایش داد و به‌طورکلی اگر دشت‌های باهوکلات، طیس و سرکان را نیز بررسی کنیم، احتمالاً استعداد اجرای هوتک‌های جدید تا ۱۰ هزار هوتک و با حجم ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون مترمکعب برآورد شود که می‌توان در یک بازهٔ ۱۰ساله برای اجرای آنها اقدام کرد و امیدوار باشیم که در هنگام وقوع چنین سیلابهای مشابه سیلاب اخیر تا ۱۰ درصد سیلاب به‌وسیلهٔ هوتک‌ها مهار شوند.

 

پیشنهاد می‌شود وزارت جهادکشاورزی اقدامات لازم را برای توسعهٔ اجرای هوتک یا آب‌بندان در بلوچستان انجام دهد و اعتبارات مکفی برای پشتیبانی این اقدامات از طریق دولت محترم تأمین شود. توجه داشته باشیم که می‌توان با اجرای طرح‌هایی از‌این‌قبیل در سال‌های آتی تکرار خسارت چهار هزار میلیارد تومانی سیلاب اخیر را به‌طور چشمگیری کاهش داد.

تجویز سبد معیشت « کم‌کالری» برای کارگران

جلسهٔ روز دوشنبه شورای‌عالی کار با اعلام رقم سبد معیشت خانوار از جانب نمایندگان کارگری و نمایندگان کارفرمایی همراه بود. رقمی که از سوی نمایندگان کارگری، ۲۱ میلیون تومان اعلام شده بود، اما نمایندگان کارفرمایی عدد ۱۵ میلیون تومان را اعلام کرده بودند. اختلافی نزدیک به شش میلیون تومان که هیچ‌یک از طرفین اعداد طرف مقابل را نپذیرفتند و به‌این‌ترتیب، جلسهٔ روز دوشنبهٔ شورای‌عالی کار بی‌نتیجه به‌پایان رسید. آن‌طورکه ایسنا نوشته است، دلیل این اختلاف نسبتاً زیاد بین ارقام دو طرف، «انتخاب سبد غذایی مقرون‌به‌صرفه توسط کارفرمایان»، «عدم توجه به تمام اقلام سبد خانوار»، «محدود کردن اقلام سبد غذایی» و «کم کردن میزان کالری‌ها» بوده است. 

«علیرضا میرغفاری»، یکی از نمایندگان کارگران در شورای‌عالی کار، به ایسنا گفت: «یکی از مبناها برای محاسبهٔ هزینه‌های سبد معیشت کارگران بعد خانوار است که مرکز آمار ایران اعلام می‌کند و دیگری سبد غذایی و هزینه‌ٔ اقلام خوراکی که در فاصلهٔ دی‌ماه تا بهمن‌ماه ملاک محاسبه قرار می‌گیرد.» 

یک نمایندهٔ کارگران در شورای‌عالی کار: انستیتو تغذیه دو سبد ارائه کرده است؛ یکی، سبد مقرون‌به‌صرفه و دیگری سبد مطلوب که گروه کارفرمایی سبد مقرون‌به‌صرفه را پیشنهاد می‌دهد که مورد قبول گروه کارگری نیست

او افزود: «مبنای محاسبهٔ بعد خانوار ما آمار شمارش نفوس و مسکن است که مرکز آمار اعلام می‌کند و ۳.۳ نفر است و معتقدیم نسبت به سبد غذایی که توسط انستیتو تغذیه ارائه‌شده ایراداتی وارد است. انستیتو تغذیه به نمایندگی از وزارت بهداشت دو سبد ارائه کرده است؛ یکی، سبد مقرون‌به‌صرفه و دیگری، سبد مطلوب که گروه کارفرمایی سبد مقرون‌به‌صرفه را پیشنهاد می‌دهد که مورد قبول گروه کارگری نیست و محاسبات خود را برمبنای این سبد استخراج کرده‌اند.» 

 

میرغفاری اضافه کرد: «طبق گزارش مرکز آمار ایران، تورم بهمن‌ماه ۴۲.۳ درصد اعلام شده است گروه کارفرمایی و کارگری دربارهٔ بعد خانوار ۳.۳ نفر و تورم ۴۲.۳ درصدی بهمن‌ماه توافق دارند، ولی روی سبد معیشت توافقی صورت نگرفته است.»

او همچنین دربارهٔ سبد پیشنهادی گروه کارگری گفت: «این سبد ۲۱ میلیون تومانی بدون در نظر گرفتن تورم انتظاری است و پیش‌بینی تورم بالا در سال آینده دور از انتظار نیست.» 

 

 دعوت نشدن یک عضو اصلی گروه کارگری

درحالی‌که اختلاف‌نظر در شورای‌عالی کار بر سر رقم سبد معیشت خانوار بسیار زیاد است، جلسات شورای‌عالی کار بدون دعوت از یکی از اعضای اصلی گروه کارگری در جریان است. روز گذشته خبرگزاری ایلنا نوشت «علی خدایی»، عضو منتخب کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور، برای شرکت در نشست شورای‌عالی کار در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه دعوت نشده است. 

 

این درحالی‌است که گروه کارگری شورای‌عالی، خدایی را یکی از اعضای کلیدی این گروه می‌داند. از طرفی نمایندهٔ مجمع عالی نمایندگان کارگری که به‌عنوان عضو علی‌البدل در نشست‌های شورای‌عالی کار حاضر می‌شد، در اقدامی خودخواسته و ضمن نامه‌نگاری با تشکل متبوع خود در نشست‌ها حاضر نمی‌شود. 

دبیر اجرایی خانهٔ کارگر مازندران: صحیح این است که حداقل شخص وزیر کار طرف کارگران باشد یا حداقل بی‌طرفی خود را حفظ کند و با کوبیدن بر طبل نسبت مزد و تورم، گرانی‌ای را که سبب آن خود دولت بوده است، به گردن کارگران نیندازد

دعوت نشدن از خدایی واکنش دیگر اعضای گروه کارگری را به‌دنبال داشت. «اکبر شوکت»، رئیس کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی کشور و دبیر اجرایی خانهٔ کارگر قم، با بیان این مطلب که «وجود فردی چون علی خدایی محوری وحدت‌بخش در میان گروه کارگری بود» به ایلنا گفت: «آقای خدایی هم خود یک فرد پیگیر و دارای استقامت در مواضع درون شورای‌عالی کار هستند و هم محور اجماع گروه کارگری در شورای‌عالی کار و کمیتهٔ مزد بودند و با اخراج هدفمند ایشان عملاً مشکلاتی برای ادامهٔ کارگروه کارگری در شورای‌عالی کار پیش آمد. طرف دولت نیز چون از قدرت آقای خدایی -که مظهر یکپارچگی جریان کارگری بود- واهمه داشت، اقدام به حذف ایشان کرد.» 

شوکت بر این باور است که سیاست معاونت روابط کار فعلی، ایجاد انشقاق در درون گروه کارگری است و اضافه کرد: «یکی از دلایل‌ عدم دعوت از علی خدایی در شورای‌عالی کار دقیقاً شکست وحدت در درون جامعهٔ کارگری است. لذا در این شرایط حفظ وحدت عمل در عین پذیرش اختلاف‌نظر یکی از راهبردهای اصلی کارگران در مجامع باید باشد.» 

 

 وزیر کار حداقل بی‌طرف باشد

اما «نصرالله دریابیگی»، نایب‌رئیس کانون عالی کارگران بازنشسته و دبیر اجرایی خانهٔ کارگر مازندران، نیز در رابطه با روندهای اخیر در نشست‌های کمیتهٔ مزد و شورای‌عالی کار با اشاره به اهمیت تعیین حداقل دستمزد برای کل کشور، اظهار کرد: «آنچه که ما فعالان کارگری در رأس همهٔ مسئولین ابتدا از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌خواهیم، اجرای صحیح قانون درباره دستمزد است.» 

او نیز به ایلنا گفت: «اجرای قانون کار در ادامه قطعاً به‌دنبال خود، تحقق عدالت، رفاه، و امنیت و آسایش برای کل جامعه را به‌همراه می‌آورد و یک قانون یک‌سویه در دفاع صرف از کارگران به هر قیمت نیست. ما باید به این نحو و با نگاه کلی به قانون کار نگاه کنیم و اگر با چنین زاویه‌ای به اجرای قانون کار در بحث ماده ۴۱ آن عمل کنیم، رفتار ما نسبت به آن متفاوت خواهد شد.»

 

دریابیگی اضافه کرد: «آقای مرتضوی باید به این نقطه‌نظر علمی برسند که افزایش مزد در این شرایط نه به‌معنای تشدید تورم، که افزایش قدرت خرید، رونق اقتصادی از طریق افزایش قدرت خرید و کاهش فاصلهٔ فقیر و غنی است! خط فقر ما امروز ۲۴ میلیون تومان است و در چنین شرایطی تکلیف شورای‌عالی کار از نظر قانونی روشن و مشخص است. الان در شرایطی هستیم که خانوار تک‌نفره‌ کارگری نیز در تهیهٔ مسکن خود دچار مشکل جدی است و در این شرایط بحرانی و حساس، تصمیمات درست و اصلاح روندی که از سال گذشته با افزایش مزد ۲۷ درصدی شروع شد، بسیار ضروری است.» 

 

این فعال کارگری تأکید کرد: «حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی و منابع سازمان تأمین اجتماعی نیز به‌طور غیرمستقیم با افزایش حداقل دستمزد افزایش می‌یابد و اگر ما نگران آینده صندوق تأمین اجتماعی هستیم و منابع آن برای ما مهم است، باید به فکر افزایش دستمزد مطابق با میزان گرانی اجناس مصرفی باشیم. به‌ویژه اینکه امروزه ۷۵ درصد بازنشستگان ما حداقل‌بگیر است و با مشقت زندگی می‌کنند. شرایط معاش دشوار بازنشستگان ما به‌دلیل‌ عدم ترمیم مزد کارگران و در نتیجه افت دریافتی بازنشستگان، به‌حدی رسیده است که در ماجرای اخیر کسر اشتباه یک میلیون تومان از حقوق یک ماه برخی بازنشستگان، شاهد موجی از اعتراض‌های جامعهٔ بازنشستگی بودیم.»

دریابیگی با تأکید بر اینکه «وزیر کار ناگزیر باید در سمت کارگران بایستد» گفت: «کارفرمایان خود دیگر وزیران اقتصادی، وکلا، رسانه‌ها و نمایندگان قدرتمند خود را در دولت و مجلس و نهادهای دیگر دارند و در این میان صحیح این است که حداقل شخص وزیر کار طرف کارگران باشد یا حداقل بی‌طرفی خود را حفظ کند و با کوبیدن بر طبل نسبت مزد و تورم، گرانی‌ای را که سبب آن خود دولت بوده است، به گردن کارگران نیندازد.» 

 

 دستمزد طبق قانون کار افزایش نیابد از وزیر سؤال می‌کنم

اما ظاهراً عملکرد گروه دولت در شورای‌عالی کار صدای فراکسیون کارگری مجلس را هم درآورده تا جایی که رئیس این فراکسیون اعلام کرده است اگر دستمزد کارگران طبق قانون کار افزایش نیابد، از طریق کمیسیون اصل ۹۰ موضوع را پیگیری می‌کند و وزیر کار را برای سؤال، به مجلس خواهد کشید. 

 

آن‌طورکه ایلنا نوشته، «علی بابایی کارنامی»، نمایندهٔ مردم ساری و رئیس فراکسیون کارگری مجلس، در پاسخ به سؤالی پیرامون رقمی که دولت لازم است آن را در شورای‌عالی کار بپذیرد، گفته است: «مسئلهٔ ما این نیست که دولت می‌تواند به چه میزان افزایش مزد در شورای‌عالی کار در کنار گروه کارفرمایی رضایت دهد و از عهدهٔ آن برآید، بلکه مسئلهٔ ما این است که دولت «باید» طبق قانون افزایش مزد را بیش از تورم بپذیرد.» 

 

او با بیان اینکه آمار و ارقام مربوط به تورم در پایان سال تغییر کرده است، گفت: «امسال دولت باید با افزایش بیش از ۵۰ درصدی مزد در شورای‌عالی کار موافقت کند و این میزان حداقلی است که برای عمل به قانون کار باید تصویب شود. مجلس می‌تواند درصورت عمل دولت برخلاف قانون در شورای‌عالی کار به موضوع تعیین مزد ورود کرده و با طرح سؤال از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، این دولت را نسبت به اقدامات خود پاسخگو کند و ما نمایندگان ان‌شاءالله در چارچوب وظایف نظارتی نمایندگان مردم برخورد خواهیم کرد.»

 

ایرانِ پدیدآورندهٔ جهانشاهی نوروزی

کزازی که از چهره‌های ماندگار ادبیات ایران‌زمین است، یکی از هفت برگزیدۀ چهارمین همایش بین‌المللی دیپلماسی نوروز و اهدای نشان نوروز بود که هر سال با نزدیک شدن به نوروز با حضور سفیران کشورهای مختلف برگزار می‌شود. او در سخنانی در این همایش گفت: ایرانی دیگر هم هست که آن را می‌توانیم پاره‌ای از ایران تاریخی و فرهنگی یا هر دو‌ بدانیم. هرکدام از ایران‌ها گونه‌ای جهانشاهی را پدید می‌آورند، ایران چهارمین هم دارای جهانشاهی است، ایرانِ زبان و ادب پارسی است. در ایران نو، ایرانِ پس از اسلام، زبان شکّرینِ شیوای شگرف، گونه‌ای جهانشاهی یافت؛ از کاشغر تا قیروان پهنۀ ایران است. قیروان ریخت تازیکانۀ کاروان پارسی است. ادب پارسی هم به‌همراه زبان پارسی در این پهنه روایی یافته است. بدین زبان سروده‌هایی به‌دست داده شده که سُرایندگان و نویسندگان آنان ایرانی نبوده‌اند و حتی زبان مردمشان هم پارسی نبوده است.  

نوروز را مردمانی در سرزمین‌هایی گرامی می‌دارند که بخشی از آن سرزمین‌ها جزئی از ایران تاریخی‌ یا ایران فرمان‌رانانه نیستند. در روزگار ما نوروز درفش افراختۀ فرهنگ ایرانی است

این شاهنامه‌پژوه این بزم (همایش دیپلماسی نوروز) را بزمی باشکوه دانست که پیوندی با ایران فرهنگی به‌همان‌سان کم‌و‌بیش با ایران تاریخی دارد: گرامیانی از تاجیکستان، افغانستان در این بزم، دمساز هستند، زبان این کشورها پارسی است. هندوستان از دید فرهنگی پیوسته‌ترین سرزمین در جهان به ایران است. هرچند به‌یکبارگی هرگز، بخشی از ایران تاریخی نبوده است؛ پاکستان آری، اما هندوستان نه. پیوند در میان ایران و هندوستان به سده‌های دور در تاریخ می‌رسد. پیوند ایران با هندوستان پیش از زردشت آغاز می‌گیرد. هنگامی که زردشت در ایران سربرآورد، آیینی نو را در این سرزمین به‌نام مزدیسنی و مزداپرستی گسترانید. هندوان از ایران رفتند زیرا می‌خواستند آیین پیشینیان خود را همچنان بورزند. آن آیین پیشین که آیین ایرانیان و هندوان بود، آیین دوایسنی یا دیوپرستی بود، پرستش دیو در آن معنا و کاربردی که این واژه در زبان کنونی دارد، نیست. «دَئِوا» در اوستایی و «دِوایان» در سانسکریت، بغان و ایزدان نیروهای فراسویی باستانی بودند. هنگامی که زردشت در ایران سربرآورد، کاربرد این واژه یکسره دگرگون شد. اما در زبان‌های دیگر که از دید زبان با ایران در پیوند هستند، هم‌تباری زبانی با ایرانیان دارند و هنوز در معنای کهن به‌کار می‌روند، در فرانسوی «دیور» در ایتالیایی «دی اُ» که در نگارش اندکی از آنان جدا هستند، دراسپانیایی «دی اُث» که از لاتین  گرفته شده است، آن‌هم از زئوس در یونانی.

 

او با اشاره به گرامی‌داشت آیین باستانی ایرانیان توسط هندوان، افزود: هندوان آیین باستانی ایرانیان را پاس داشتند و می‌توان این آیین را هنوز در هندوستان زنده و تپنده یافت. نامۀ سپند این آیین «دِ وائا» است. وداها نامۀ دیو‌هاست همان دئوآهای باستانی اوستایی. این آیین یکسره از ایران رفت و تنها نشانه‌هایی اندک از آن پابرجاست، پاره‌ای از نام‌های جغرافیایی که در آنها هنوز نام دیو را می‌یابیم به‌ویژه در شهرهای آپاخترین یا شمالی ایران.

هنگامی که زردشت در ایران سربرآورد، آیینی نو را در این سرزمین به‌نام مزدیسنی و مزداپرستی گسترانید. هندوان از ایران رفتند زیرا می‌خواستند آیین پیشینیان خود را همچنان بورزند

کزازی با بیان اینکه گوشه‌ای از جهان هم‌اکنون در این بزم «نوروز» جای گرفته است، آنچه می‌توانیم آن را جهان ایرانی بنامیم، ادامه داد: من از زبان پارسی سخن گفتم که گونه‌ای جهانشاهی دارد. هم‌اکنون می‌خواهم ایرانی دیگر را بر این سه بیفزایم. ایرانی که جهانشاهی نوروزی را پدید آورده است. نوروز را  مردمانی در سرزمین‌هایی گرامی می‌دارند که بخشی از آن سرزمین‌ها جزئی از ایران تاریخی‌ یا ایران فرمان‌رانانه نیستند. در روزگار ما نوروز درفش افراختۀ فرهنگ ایرانی است. در هر گوشۀ گیتی نمودی از نشان این جشن باستانی بیابید، می‌توانید بی‌چندوچون به‌هرآینگی بر آن باشید که آن گوشه با فرهنگ ایران در پیوند است. نوروز نمادینه‌ترین نهاد فرهنگی یا جشن ایرانی است که چندین جشن با هم درآمیخته‌اند و نوروز پدید آمده است. اگر نوروز را فراخ بنگریم جشن بزرگداشت رستاخیز است. ما رستاخیز گیتی را با نوروز جشن می‌گیریم. شاید از این دید چنین جشنی در جهان بی‌همتا باشد.

 

سپس این شاهنامه‌پژوه، شعری را که به‌تاز‌گی دربارۀ آمدن بهار سروده است، خواند:

«وه وه که بهار می‌رسدمان از ره باز

آن بر زَم و تَم تیز و دمان ناگه تاز 

پیروزی نوبهار را چنگی زن

ای رامشی رام نشان در شه ناز»

 

او «تَم» را تاریکی و «زَم» را سرما معنا کرد که از واژگان کهن پارسی هستند و درباره رام توضیح داد: رام نام نوازنده‌ و خنیاگری باستانی است که افسانۀ رنگ شده است. یک گزارش از آن است که نام رامتین خنیایی بزرگ ایران در روزگار ساسانی از این نام ستانده شده است که او را پدیدآور چنگ می‌دانسته‌اند، اما انگاره‌ای دیگر هم در این نام نهفته است، رام با یکی از ایزدان آیین هندو، راما پیوند داشته باشد که یکی از بزرگترین رزم‌نامه‌های هندی رامایانا برپایۀ نام او پدید آمده است. من پیشاپیش بهار و نوروز، رستاخیز گیتی را به شما فرخ‌باد می‌گویم. آرزوی همۀ ایرانیان از برگزاری این جشن آن بوده است که آدمیان بتوانند هم‌دوش و هم‌آغوش با رستاخیز گیتی در خویشتن، رستاخیزی پدید بیاورند. اگر این رستاخیز در مردمان رخ بدهد گیتی هم رستاخیزی خواهد داشت. ما در این روزگار -روزگاری دیگرسان، نابهنجار، دل‌آزار- بیش از هر زمان بدین رستاخیز نیاز داریم. 

تکمیل پرونده‌ٔ ماسوله با مشارکت مردم

شهرک تاریخی ماسوله در سال ۲۰۰۷ در میراث تاریخی یونسکو به‌طور موقت ثبت شد تا مسیر هرگونه تغییر و آسیب به آن بسته شود. از همان زمان امیدهای زیادی در میان مردم منطقه برای جهانی شدن این شهر شکل گرفت و سال‌ها این شهر شاهد رفت‌وآمد مدیران، کارشناسان بین‌المللی، ملی و استانی بود که بررسی‌ها و گزارش‌های متعددی را از این قطعه تاریخی ارائه کردند؛ پرونده‌ای که درنهایت جمع‌بندی و به یونسکو ارسال شد.

هفتهٔ گذشته دو استاد از کشورهای گرجستان و اردن، به‌عنوان ارزیابان جهانی ایکوموس با سفر به ایران، از مناطق باستانی و تاریخی و فرهنگی ماسوله بازدید و روند ثبت جهانی شدن این شهر را دوباره بررسی کردند

اواخر شهریور ۱۴۰۲ هم این پرونده تحت‌عنوان «منظر فرهنگی ماسوله» در چهل‌وپنجمین نشست کمیتهٔ میراث جهانی یونسکو مورد بررسی قرار گرفت. هرچند که منجر به جهانی شدن ماسوله نشد، اما به‌صورت کامل هم نمرهٔ مردودی نگرفت. در این نشست و با تصمیم کمیتهٔ میراث جهانی این پرونده دیفر شد، یعنی ایران می‌تواند دوباره پروندهٔ منظر فرهنگی ماسوله را برای یونسکو ارسال کند و ارزیابان ایکوموس به‌عنوان بازوی اجرایی یونسکو دوباره این پرونده را با حضور در منطقه بررسی می‌کنند. حضوری که به آخرین ماه امسال رسید و هفتهٔ گذشته بود که دو استاد از کشورهای گرجستان و اردن، به‌عنوان ارزیابان جهانی این نهاد با سفر به ایران، از مناطق باستانی و تاریخی و فرهنگی ماسوله بازدید و روند ثبت جهانی شدن این شهر را دوباره بررسی کردند.

 

ایکوموس؛ نهادی غیردولتی با عنوان «شورای بین‌المللی بناها و محوطه‌ها» تنها سازمان غیردولتی جهانی است که برای تحقق نظریه‌ها و روش‌شناسی و فنون حفاظت از میراث معماری و باستان‌شناختی تلاش می‌کند. ارزیابی ماسوله از سوی کارشناسان این نهاد هم به همین‌بار ختم نمی‌شود و همچنان ادامه خواهد داشت. کارشناس اردنی ایکوموس با تأکید بر روند بررسی چندمرحله‌ای پروندهٔ ماسوله گفت: «مرحلهٔ اول، جمع‌آوری اطلاعات میدانی و انتقال آن به همکارانمان در ایکوموس است. 

 

سپس مرحله‌به‌مرحله، پیش می‌رویم. درواقع، این فرآیند که درحال انجام است، یک فرآیند مرسوم در مأموریت‌های همیاری و زمانبر است تا به اجماع برسند. هرقدر که زمان بیشتری داشته باشیم، اطلاعات بیشتری می‌توان جمع‌آوری کرد و پروندهٔ بهتری ارائه داد.» به‌گفتهٔ «جهاد هارون»، مجموعاً ۲۵ کارشناس ایکوموس در مجموع روی پروندهٔ ماسوله کار می‌کنند. «میرزیکاشویلی» هم دیگر کارشناس این پرونده از کشور گرجستان بود که در همان بازدید اعلام کرده بود برای اولین‌بار به ایران سفر کرده است. کارشناسانی که البته یک اتفاق جالب هم رقم زدند، حضور در میان اهالی ماسوله و گفت‌وگوی نزدیک با آنها دربارهٔ ظرفیت‌های تاریخی که محلی‌های این منطقه بیشتر از آنها خبر دارند.

 

حضور ارزیابان میان مردم

یکی از حامیان ثبت جهانی ماسوله در توضیح بیشتر این اتفاق به «پیام ما» می‌گوید: «ثبت جهانی این منطقه برای ما اهمیت زیادی دارد؛ چون باعث می‌شود این شهر به‌عنوان یک منطقهٔ گردشگری جهانی شاهد ورود توریست‌ها به‌جای گردشگران عادی شود.»

«علی شرفی» در توضیح بیشتر بیان می‌کند: «ارزیابان ایکوموس دو استاد از کشورهای اردن و گرجستان بودند و در زمان حضورشان در این منطقه از مکان‌های مختلف از جمله از موزه‌ها، بازار، قهوه‌‌خانه‌های سنتی، آسیاب و … بازدید کردند. البته وضعیت آب‌وهوایی مناسب نبود، اما از حدود ۶۰ درصد اماکن دیدنی که مدنظرشان بود، بازدید کردند.»

 

او ادامه می‌دهد: «قرار بود یک بازدید هوایی هم از منظر فرهنگی ماسوله داشته باشند که به‌دلیل مه‌آلود بودن هوا امکان آن فراهم نشد. امسال برف زیادی در این منطقه بارید و حتی جاده‌ها هم بسته شدند و بازگشایی برخی از این جاده‌ها همین یکی دو روز اخیر رخ داد. زمانی هم که می‌خواستند از کوره‌ها بازدید کنند، این شرایط با خودروی یکی از اهالی فراهم شد.»

یک فعال گردشگری: برخلاف بازدیدهای گذشته، این‌بار ارزیابان ایکوموس در میان مردم حضور داشتند. من در موزهٔ ماسوله حضور داشتم و با مستنداتی که از قبل آماده کرده بودم، دربارهٔ موزه و نقش آهن در پیشرفت ماسوله توضیحاتی به آنها دادم. اسناد هم به آنها نشان دادم و مترجمی که در اختیار داشتند، تمامی موارد را به آنها اعلام می‌کرد

شرفی با بیان اینکه برخلاف بازدیدهای گذشته، این‌بار ارزیابان ایکوموس در میان مردم حضور یافتند و با آنها پرسش و پاسخ داشتند، ادامه می‌دهد: «من در موزهٔ ماسوله حضور داشتم و با مستنداتی که از قبل آماده کرده بودم، دربارهٔ موزه و نقش آهن در پیشرفت ماسوله توضیحاتی به آنها دادم. اسناد هم به آنها نشان دادم و مترجمی که در اختیار داشتند، تمامی موارد را به آنها اعلام می‌کرد. آهن یکی از ظرفیت‌های قابل‌توجه در ماسوله است و نقش خوبی در ایجاد ثروت، توسعه و تمدن در این منطقه دارد. به همین دلیل دربارهٔ چگالی آهن، طریقهٔ ذوب آهن، کارهایی که انجام می‌شده، ساخت وسایل ابتدایی برای کشاورزی و دامداری و مسیری که حتی منجر به تولید تفنگ سرپُر هم شده بود، صحبت کردیم.»

 

او به حضور آنها در قهوه‌خانهٔ معروف این منطقه هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «در این قهوه‌خانه هم یکی از اهالی محل دربارهٔ فاضلاب شهری ماسوله توضیحاتی داد. اینکه چطور فاضلاب‌ها از زیر خانه‌ها به شیار دره منتقل می‌شود. برخی اهالی هم دربارهٔ آداب و رسوم و فرهنگ‌های منسوخ‌شده یا درحال انجام این منطقه توضیحاتی دادند. هیچ زمانی هنگام حضور کارشناسان جهانی، متولیان این حوزه از ما نمی‌خواستند که به آنها توضیحاتی بدهیم، اما این‌بار چنین شرایطی فراهم شد و به تصور من اتفاق خوبی هم بود.» 

 

شرفی به صحبت‌های اهالی دربارهٔ برخی آداب و رسوم منسوخ‌شده در این منطقه اشاره و عنوان می‌کند: «اینجا برخی از اهالی شکل‌های گلی از خورشید که وسط آن آینه دارد، در خانهٔ خود و رو به جنوب نصب می‌کنند که نماد روشنایی است و بیان این رسوم هم جالب است.»  

 

 کسی به ثبت جهانی ماسوله معترض نیست

شرفی با بیان اینکه قرار نیست به‌تنهایی ماسوله ثبت جهانی شود و منظر فرهنگی آن دارای اهمیت است، بیان می‌کند: «این منظر شامل ظرفیت‌های طبیعی، تاریخی، اقتصادی و … است. از جمله ۱۰کیلومتری ماسوله که دامداران حضور داشتند و به‌نوعی یک منطقهٔ اقتصادی به‌شمار می‌رود. جالب اینجاست که برخی از این افراد حتی گویش متفاوت از خود مردم ماسوله هم دارند. تمامی این موارد قرار است جمع‌بندی شود، البته همانطور که عرض کردم به‌دلیل شرایط جوی آنها نتوانستند این مناطق را بازدید کنند و احتمال در حضور بعدی این اتفاق برنامه‌ریزی می‌شود.»

 

او در پاسخ به این سؤال که واکنش اهالی منطقه از حضور این ارزیابان در میان مردم چه بود، عنوان می‌کند: «اکثریت کسانی که از ثبت جهانی این منطقه آگاه هستند، خواهان محقق شدن آن هستند؛ چون ما در شمال کشور از گیلان و مازندران تا بندر کاووس ثبت جهانی نداریم. کسی اعتراضی به این مسئله ندارند و واکنش‌ها هم کاملاً مثبت بود؛ چون مزایای زیادی هم برای ما خواهد داشت. اما به‌طور‌کلی هیچ‌یک از اهالی از گفت‌وگو یا برخورد با این ارزیابان هیچ نکتهٔ منفی یا اعتراضی از ثبت جهانی بیان نکرد.» او ادامه می‌دهد: «نکتهٔ مهم اینجاست که ما در ماسوله سرریز جمعیت داریم که افراد ورودی به شهر توریست نیستند. بخش عظیمی از آنها گردشگری هستند که صبح می‌آید و بعدازظهر برمی‌گردد. نه‌تنها از نظر اقامت که به‌لحاظ خورد و خوراک هم هیچ منفعت اقتصادی برای منطقه ندارند، چون غذای خودشان را هم همراه دارند. اما ثبت جهانی ماسوله باعث می‌شود این شهر یک متولی پیدا کند و تمامی امور تحت یک پروتکل ثابت مدیریت شود. توریست‌ها هم چه داخلی و چه خارجی، قطعاً با برنامه وارد شهر می‌شوند و شب‌مانی خواهند داشت. از غذاهای منطقه می‌خورند. به‌طورکلی توریست با خودش فرهنگ می‌آورد و دیدگاه هنری و تاریخی دارد.»

 

این فعال گردشگری معتقد است برچسب جهانی برای ماسوله باعث هدفمند شدن گردشگری می‌شود، به این معنا که حضور گردشگران کمتر و ترافیک هم کاهش پیدا کند، چون توریست‌ها عمدتاً شکل و نحوهٔ گردشگری‌شان متفاوت است. حتی برای اهالی منطقه هم اتفاق جدید و خوبی رقم خواهد خورد، مشابه شرایط شهر ونیز در ایتالیا که ۸۰ درصد صاحبان ونیز خانه‌های خودشان را به توریست‌ها اجاره می‌دهند و خودشان در مناطق اطراف زندگی می‌کنند.

 

 اظهار رضایت ارزیابان

با پایان سفر این ارزیابان اعلام شد که آنها در دیدار با معاون وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از روند بررسی پروندهٔ ثبت جهانی ماسوله ابراز رضایت کرده‌اند. همان زمان معاون وزیر با ابراز خرسندی از حضور ارزیابان ایکوموس در ایران بیان کرد: «زمانی که از ایران سخن می‌گوییم، از هفت هزار سال تاریخ می‌گوییم و سابقه‌ای با یک‌ میلیون سال سکونت بشری در این سرزمین. ایران در حوزهٔ میراث ملموس جزو۱۰ کشور نخست دنیاست و در حوزهٔ میراث ناملموس هم جزو پنج کشور اول. بنابراین، موضوع ثبت جهانی برای ما اهمیت ویژه‌ای دارد.» به‌گفتهٔ «علی دارابی»، ماسوله یک نمونهٔ عالی از شهر‌های اسلامی پلکانی است و اهمیت پیشینهٔ ذوب‌ آهن در آن منطقه بر اهمیت ثبت ماسوله می‌افزاید. ما هم برای ثبت ماسوله تعجیل داریم؛ چون می‌خواهیم تحت کنوانسیون ۱۹۷۲ حفاظت و حمایت بیشتر و بهتری از آن ایجاد شود.

 

همچنین «ولی جهانی» مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان هم دربارهٔ حضور این کارشناسان در ماسوله به ایرنا گفته بود:‌ «کارشناسان ایکوموس برای بررسی بازنگری پروندهٔ ثبت جهانی ماسوله و با هدف بازتعریف ارزش‌های برجستهٔ جهانی شهر و منظر فرهنگی این شهر تاریخی تا ۱۷ اسفند در ایران حضور داشتند. هنوز این فرصت در اختیار ایران قرار دارد تا پس از رفع ایرادات مندرج در گزارش ایکوموس، پرونده را در نشست‌های بعدی کمیتهٔ میراث جهانی مطرح و از آن دفاع کند.»

ماسوله در ارزیابی قبلی یونسکو امیدوار به ثبت جهانی بود، اما موفق به دریافت آن نشد؛ هرچند که یک فرصت دیگر برای ارزیابی را در اختیار دارد. در اسفند امسال بار دیگر با اعلام حضور کارشناسان ایکوموس در ماسوله گویا فرایند ثبت جهانی ماسوله به جریان افتاده است و ساکنان این منطقه دوباره به ثبت جهانی آن امیدوار شده‌اند. قطعاً متولیان این پرونده هم با نگاه جدی‌تری روند آن را پیگیری می‌کنند تا بالاخره بعد از ۱۷ سال ثبت جهانی این شهرک تاریخی خطهٔ شمالی کشور به سرانجام برسد.

شیرابه در گلوی پارک ملی بوجاق

در کیاشهر هیچ لندفیلی وجود ندارد. زباله‌ها پراکنده میان زیبایی تالاب و پارک ملی بوجاق‌اند و شیرابهٔ آن‌هم به سفیدرود می‌ریزد. سال ۱۳۸۹، وقتی شورای تأمین استان این منطقه را برای آوردن زباله‌ها تعیین کرد، هنوز طرح جامعی برای پهنه‌بندی مدیریت پسماند وجود نداشت. قرار شد به‌صورت موقت زباله‌ها به اینجا آورده شود و بعد هم فکری برای مدیریت آنجا انجام گیرد. بیش از یک دهه بعد از این تصمیم و راهی شدن پسماند کیاشهر و روستاهای اطراف به این منطقه، نه‌تنها شهرداری و سایر ارگان‌های مرتبط فکری به‌ حال آنجا نکرده‌اند، بلکه همچنان تقصیر را بر گردن دیگری می‌اندازند. شرایط مدیریت پسماند در استان‌های شمالی سال‌هاست مرز بحران را رد کرده و گیلان یکی از پرمشکل‌ترین استان‌ها در این زمینه است. همچنان، ماجرای محل دفن سراوان در امامزاده هاشم به نتیجه نرسیده و طرح‌ها بی‌نتیجه و روی کاغذ مانده‌اند و هر روز بر میزان نارضایتی در هریک از شهرستان‌های استان اضافه می‌شود. این درحالی‌است که بندر کیاشهر یکی از شهرهای توریستی استان است که در بسیاری از فصول سال با حجم بزرگی از تولید زباله روبه‌روست. 

 

نزدیکی به پارک ملی و تالاب از سویی و از سوی دیگر نزدیکی به سفیدرود و زمین‌های کشاورزی عاملی شد تا اوایل اسفندماه، «محمد محمدیان»، فعال محیط زیست در منطقه، شکایتی را علیه شهرداری کیاشهر انجام دهد. موضوع شکایت آن‌طورکه محمدیان به «پیام ما» می‌گوید تهدید بهداشت عمومی، دفن غیرمجاز زباله در مجاورت پارک ملی خشکی-دریایی بوجاق، گسترش محل دپو و دفن زباله در عرصهٔ جنگلی توسکا، آلودگی رودخانهٔ سفیدرود و زمین‌های کشاورزی منطقه عنوان شده است. 

محمد محمدیان: تهدید بهداشت عمومی، دفن غیرمجاز زباله در مجاورت پارک ملی خشکی-دریایی بوجاق، گسترش محل دپو و دفن زباله در عرصهٔ جنگلی توسکا، آلودگی رودخانهٔ سفیدرود و زمین‌های کشاورزی منطقه دلیل شکایت از شهرداری است

او در سال‌های گذشته بارها برای تفکیک از مبدأ و آموزش به شهرداری و سایر ارگان‌ها رفته و از آنها خواسته تا فکری اساسی برای حل این معضل کنند، اما نتیجه نگرفته است. «برای همین دست به دامن شکایت شدم. ۱۳ سال زباله بدون هیچ نظارتی به اینجا آورده می‌شود و هیچ‌کس هم پاسخگو نیست. بارها گفتیم مشکل زبالهٔ گیلان با زباله‌سوز حل نمی‌شود و نیازمند آموزش و تفکیک از مبدأ است، اما هیچ مسئولی گوش نمی‌دهد.» او به جغرافیای منطقه اشاره می‌کند. منطقه‌ای که یک سمت آن جنگل‌های توسکاست و سمت دیگر جنگل‌های دست‌کاشت کاج، ضلع جنوبی‌اش زمین‌های کشاورزی است و در بخش دیگر سفیدرود و پرورش ماهی قرار دارد. «شیرابه‌ها به آب‌های زیرزمینی نفوذ کرده‌اند و این اتفاق یعنی حیات و سلامت مردم طی سالیان سال مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. آوردن زباله در سال ۸۹ قرار بود موقتی باشد. این درحالی‌است که طرح جامع مدیریت پسماند هم چندسال قبل به تصویب رسید و پهنه‌بندی‌ها برای دپوی زباله تعیین شد که آن هم مورد بی‌توجهی قرار گرفت.» 

 

محمدیان از طرحی می‌گوید که سال ۱۳۹۸ صحبت از راه‌اندازی آن به میان آمد. آن زمان مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان از تعیین هشت منطقه برای مدیریت پسماند در گیلان خبر داده و گفته بود «در این طرح هشت منطقه برای مدیریت پسماند در شهرستان‌های رشت، لاهیجان، لنگرود، رودسر، آستارا، تالش، انزلی و رودبار تعیین شده است. همچنین، در طرح جامع پسماند گیلان قرار شد در شهرستان‌های رشت، لاهیجان و تالش مرکز تکنولوژی پیشرفتهٔ امحا و مدیریت زباله شامل زباله‌سوز و بیوگاز برای تبدیل زباله به انرژی راه‌اندازی شود.» از آن زمان تاکنون بسیاری از این پهنه‌بندی‌ها رعایت نشده است و نقاطی مانند این منطقه همچنان بدون نظارت مشغول به کارند.

 

اخطاریه‌های بی‌پاسخ

واکنش فعالان محیط زیست در سالی که گذشت عاملی بود تا ادارهٔ محیط زیست آستانه‌اشرفیه بالاخره بعد از سال‌ها برای شهرداری اخطاریه ارسال کند. یکی از اخطارها در مردادماه و دیگری در دی‌ماه ۱۴۰۲ فرستاده و در آن به موارد مختلفی اشاره شده است. از جمله گسترش عرصهٔ تخلیهٔ زباله به‌سمت جنگل دست‌کاشت ضلع شمالی و جنگل توسکای ضلع جنوبی و مشاهدهٔ ریشه‌کنی و گاهاً سوزاندن درختان در ضلع جنوبی. وجود نقص در خاکپوشانی اصولی و پراکنده شدن زباله‌ها به‌سمت عرصهٔ جنگلی مجاور به‌وسیلهٔ باد. 

احسان باقری‌پور: این سایت زباله شرایط سختی را ایجاد کرده است و شیرابه‌ها به سفیدرود، تالاب و خود پارک آسیب بسیاری زده‌اند. ما یک رونوشت از اخطاریه را برای ادارهٔ محیط زیست فرستادیم، اما درنهایت هیچ‌کدام از اینها نتیجه‌بخش نبوده است

عایق نبودن حوضچهٔ جمع‌آوری شیرابه و … این موارد اما همچنان پاسخ درستی از سوی شهرداری نداشته است و آنها حل مسئله را در گرو خواست وزارت کشور دانسته‌اند. این درحالی‌است که به‌گفتهٔ «احسان باقری‌پور»، رئیس پارک ملی بوجاق، از سوی منابع‌طبیعی هم برای قطع درختان اخطاریه صادر شده است. او در ادامه به «پیام ما» می‌گوید جایگاه دفن زباله در محدودهٔ ادارهٔ محیط زیست آستانه‌اشرفیه است و به‌دلیل فاصلهٔ حدوداً ۳۰۰متری در محدودهٔ عملیاتی آنها قرار ندارد. «ما هم چندماه قبل اخطاریه صادر کردیم، اما اقدام قضایی و قانونی از دست ما خارج است و ادارهٔ محیط زیست آستانه باید وارد عمل شود. این سایت زباله شرایط سختی را ایجاد کرده است و شیرابه‌ها به سفیدرود، تالاب و خود پارک آسیب بسیاری زده‌اند. ما یک رونوشت از اخطاریه را برای ادارهٔ محیط زیست فرستادیم، اما درنهایت هیچ‌کدام از اینها نتیجه‌بخش نبوده است.» 

 

باقری‌پور با اشاره به بحران پسماند در استان‌های شمالی، علی‌الخصوص گیلان، به «دفنگاه تموشل» اشاره می‌کند. منطقه‌ای که باید پسماند شرق گیلان به آنجا برده شود و در سیاهکل است، اما از آن به‌عنوان سراوان دوم یاد می‌شود؛ چراکه در آن منطقه هم دفن اصولی انجام نمی‌گیرد. «باید زباله‌های این منطقه به آنجا برده شود، اما اوضاع آنجا هم بسیار وخیم است.» وخیم بودن اوضاع به‌حدی است که «مرتضی عاطفی»، شهردار کیاشهر، سال گذشته با اشاره به تولید روزانه بیش از ۲۰ تن زباله در کیاشهر به ایمنا گفته بود: «براساس قانون جامع مدیریت پسماند، شهرداری کیاشهر زباله‌های تولیدی شهر را باید در آستانه‌اشرفیه یا لاهیجان حمل کند، اما به‌دلیل اینکه دفنگاه این شهرستان‌ها با مشکل و بحران مواجه است، شهرداری کیاشهر در حال حاضر اجازهٔ حمل زباله به دفنگاه آستانه‌اشرفیه و لاهیجان را ندارد. همچنین، محل دفن زباله کیاشهر که توسط متولیان امر در اختیار شهرداری قرار گرفته است به‌دلیل نزدیکی به رودخانه سفیدرود و پارک ملی بوجاق، موقت و غیرقانونی است و شهرداری در این منطقه امکان ایجاد سلول دفن بهداشتی را ندارد.» 

 

کیاشهر در ۱۷ کیلومتری آستانه‌اشرفیه قرار دارد و شهری است توریستی، اما مانند بسیاری دیگر از شهرها و روستاهای گیلان اسیر بی‌تدبیری و بی‌مدیریتی در زمینهٔ مدیریت پسماند است. روزانه بیش از ۲۰ تن زباله به آنجا می‌آید و پارک ملی، تالاب، رودخانه و همهٔ آنچه باید با چنگ و دندان حفاظت شوند زیر شیرابه‌ها دفن می‌شوند و سازمان‌های متولی بی‌توجه به آینده و وضعیت امروز، فقط تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازند، بدون آنکه این نابودی خاطرشان را آزرده سازد. 

تنزل نداشته‌ایم

در واکنش به فعالان محیط زیست و منابع طبیعی استان فارس، در پی انتشار بیانیهٔ اخیر برخی از تشکل‌های محترم مردم‌نهاد، لازم می‌دانیم توضیحات و شفاف‌سازی‌هایی را جهت تنویر افکار عمومی ارائه دهیم.
پاسخ به چالش‌های مطرح‌شده:

ارتقای سطح حفاظتی مناطق
اداره‌کل حفاظت محیط زیست فارس، در راستای وظایف ذاتی خویش ۵ منطقه پیشنهادی جدید را ضمن مکاتبه با اداره کل منابع طبیعی وآبخیزداری استان و اداره کل صمت مبنی بر داشتن حداقل تعارض با فعالیت‌های جوامع انسانی داخل و پیرامون منطقه معرفی کرده است. درنتیجه پیگیری‌های صورت گرفته مکاتبه‌ای از دفتر مدیریت زیستگاه‌ها و امور مناطق با ریاست شورای جنگل‌، مرتع و آبخیزداری (شماره ۵۶۷۲۵/۴۳۰/۱۴۰۲مورخ ۱۴۰۲/۱۲/۱۲)انجام داده که جهت بررسی و طرح در جلسه شورایعالی ارسال شده است. از ۵ منطقه فوق الذکر برای دو منطقه شکار ممنوع کوه قلات و تنگ‌سرخ و منطقه شکار ممنوع «کوه هوا و تنگ‌خور» موافقت وزارت صمت گرفته شده و در مرحله پیگیری به منظور کسب موافقت منابع طبیعی استان می‌باشد. (مستندات و مکاتبات موجود است.)

پارک ملی بمو
با وجود مشکلاتی که در خصوص اراضی پارک ملی بمو از دیرباز وجود داشته و دارد با توجه به اینکه با گسترش شهرها متاسفانه تعرض به عرصه‌های محیط زیستی روبه‌فزونی‌ست و شهر جدید صدرا نیز که مجاور پارک ملی بمو است از این قاعده مستثنی نیست، تمامی عرصه‌های تخریب شده و تصرف‌ها مربوط به بیش از یک دهه پیش و دوره‌های مدیریتی قبل بوده است با برنامه‌ریزی و مدیریت انجام شده و ازجان‌گذشتگی، محیط‌بانان سخت‌کوش حفاظت از عرصه و زیستگاه‌های پارک ملی بمو به‌طور مستمر پیگیری می‌شود که افزایش شمار حیات وحش شاهد این ادعاست. همچنین با همکاری دستگاه قضایی و یگان حفاظت محیط زیست با زمین‌خواری در این منطقه برخورد شده و از ساخت‌و‌سازهای غیرمجاز جلوگیری به عمل آمده است. (مستندات قلع و قمع و رفع تصرف ها موجود است.)

رها‌شدگی و تخریب و تصرف معادن
لازم به توضیح است در دو سال اخیر مجوز واگذاری جدید معدنی در مناطق تحت مدیریت محیط زیست استان داده نشده است .

نظارت بر صنایع
اداره‌کل حفاظت محیط زیست فارس از زمان شروع فعالیت این صنایع، آنها را تحت نظارت و پایش مستمر قرار داده و در صورت مشاهده هرگونه آلودگی، اقدامات قانونی لازم را انجام داده است. اداره کل حفاظت محیط زیست، اقدامات متعددی در راستای وظایف قانونی خود برای کنترل و کاهش آلودگی‌های صنعتی در شهرستان‌های زرقان و مرودشت انجام داده است که اهم آنها به شرح زیر است: ابلاغ اخطاریه‌های محیط‌زیستی پیگیری مواد قانونی مرتبط با حفاظت از محیط زیست، طرح شکایت در مراجع قضایی، قرار دادن واحدهای آلاینده در لیست عوارض آلایندگی، مخالفت با صدور مجوز افزایش ظرفیت یا توسعه واحدهای صنعتی آلاینده، انتقال واحدهای آلاینده وفق ماده ۱۴ قانون هوای پاک، همچنین موضوع انتقال سایر واحدهای صنعتی آلاینده در دستور کار قرار گرفته و مصوباتی در این خصوص صادر شده است. (تمامی مکاتبات و مستندات موجود است.)

نظارت بر پروژه‌های عمرانی
صدور مجوز برای پروژه‌های عمرانی با دقت و بررسی دقیق انجام می‌شود و ارزیابی‌های محیط‌زیستی به‌طور کامل صورت می‌گیرد. محیط زیست فارس تا کنون با تمامی پروژه‌های عمرانی بدون ارزیابی زیست محیطی مخالفت کرده است. توجه شما را به ادوار گذشته جلب می کنیم که پروژه‌هایی چون جاده کشی در مناطق تحت مدیریت از جمله سپیدان، ارژن و پریشان در دوره‌های مدیریتی قبل انجام شده است که در این دوره مدیریتی هرگز چنین مجوزهایی در مناطق تحت مدیریت صادر نشده است.

شفافیت مالی
کلیه فعالیت‌های مالی این اداره‌کل در چارچوب قوانین بوده و توسط دستگاه‌های نظارتی متعدد رصد می‌شود.

ارتباط با صنایع
روابط با صنایع استان در چارچوب قانون و با هدف حفظ محیط زیست انجام می‌شود. و در صورت بهره‌گیری از ظرفیت صنایع به منظور رشد و ارتقای سطح فرهنگ زیست محیطی شفافیت کامل وجود دارد.

مدیریت منابع انسانی
انتصاب در سازمان بر اساس شایسته‌سالاری و تخصص انجام ‌می‌شود و هرگونه جابجایی و انتصاب‌ها با اخذ تاییدیه از دستگاه‌های نظارتی و ذیربط انجام شده است. با این حال این اداره کل تنها در چند مورد جابجایی داشته که ممکن است به علت ایجاد مشکلات کاری، باند‌بازی و راندمان پایین کار اتفاق افتاده باشد که در هر مدیریتی غیرقابل انکار است. لذا محور تصمیم‌گیری شخص یا اشخاص نبوده و همواره حفظ زیست بوم در اولویت تصمیمات مدیریتی است.

سوابق مدیریتی مدیر کل حفاظت محیط زیست
مدیر‌کل حفاظت محیط زیست فارس از نیروهای با سابقه محیط زیست بوده که از ابتدای ورود به عنوان دانشجوی بورسیه سازمان محیط زیست و با تحصیلات تخصصی در حوزه محیط زیست از ابتدا تا‌کنون بوده و پله‌های مدیریتی را نیز گام به گام به صورت عملیاتی و اجرایی طی نموده است. وی پیش از این هم نزدیک به ۶ سال سابقه موفق مدیریتی در استان دیگر داشته و همواره در راستای اهداف سازمانی از مجموعه محیط زیست با تمام توان دفاع کرده است که از جمله می‌توان به نجات موفق دو محیط بان اعدامی از پای چوبه دار با رای قطعی دیوان اشاره نمود.
در‌خصوص درجه اعتبار محیط زیست فارس نیز اگر جانب حق و انصاف را رعایت کنیم نه تنها تنزلی وجود نداشته بلکه حتی با توجه به مستندات از جمله ارتقاء شاخص‌های اختصاصی، مدیریت مناطق، جلوگیری و رفع تصرفات، جلوگیری از صید و شکار جزو استان‌های برتر و پیشرو بوده به نحوی که به لطف پروردگار و تلاش جمعی حائز رتبه برتر و اخذ نمرهٔ کامل در جشنواره استانی شهید رجایی در سال ۱۴۰۱ شده و در سال جاری لوح سپاس را دریافت نموده است.

تعامل با نیروهای مردمی و تشکل های مردم نهاد
تعامل و همکاری با نیروهای مردمی و تشکل‌های محیط‌زیستی از اولویت‌های این اداره کل است و معرفت و شناخت ظرفیت تشکل‌ها نیز باید بر اساس نشست‌ها، همفکری و تعامل ها بروز و ظهور نماید که در این راستا این اداره کل نشست‌های منظم فصلی با سازمان های مردم نهاد داشته که منجر به همکاری در عرصه فرهنگ‌سازی محیط زیستی و بیان مشکلات شهرستان‌ها شده است (این جلسات نیز در ماه‌های اردیبهشت، خرداد، مرداد، آبان و اسفند 1401 و در ماه‌های خرداد، تیر، شهریور و دیماه 1402 انجام شده است.) و مدیریت اداره همواره در جلسات بر ارائه پیشنهادات سازنده و ضابطه‌مند و ارائه طرح‌ها و اقدام از طریق برنامه‌های مدون و عملیاتی تاکید کرده است و همچنان منتظر پیشنهادات آنان می باشد. همچنین به منظور مردمی سازی محیط زیست افتتاح 26 خانه محیط زیست در استان فارس(در شهرهای شیراز، نی‌ریز، فیروزآباد، داراب، کازرون، لامرد، مهر، پاسارگاد، استهبان، ارسنجان) از سال ۱۴۰۱ تا‌کنون را داشته است و در بخشی دیگر از اقدامات، ۶ ساعت آموزش قوانین و مقررات شکار و صید، آشنایی با حیات وحش و حفظ تنوع زیستی، جلب حمایت شکارچیان و مشارکت در حفاظت در راستای کاهش شکار غیر مجاز در مناطق تحت مدیریت (آموزش ۲۰۰ نفر در سال ۱۴۰۱ و ۳۶۵ نفر در سال ۱۴۰۲) از تلاش های این اداره کل می‌باشد.
درخصوص انشقاق تشکل‌ها گرچه پیش از حضور مدیر کل فعلی در این جایگاه، شکاف‌هایی در بدنه سازمان های مردم نهاد مشاهده می‌شد اما همواره برای حل مشکلات و تنش‌های موجود بین تشکل‌های مردم نهاد تلاش شده که استقبال چندانی نشده است. با این حال همچنان مشتاقانه و صمیمانه دست دوستداران واقعی محیط زیست را می‌فشاریم و منتظر حضور گرم آنان در برنامه‌های محیط زیستی هستیم.

بازدید از شهرستانها و واحدهای تابعه
بازدید از شهرستان‌ها و واحد‌های تابعه و مناطق در راستای انجام شرح وظایف سازمانی است و بررسی موضوعات محیط زیستی و پیگیری مسائل و مشکلات از نزدیک و به صورت چهره به چهره با محیط‌بانان و کارکنان ضرورت دارد و اینگونه بازدید‌ها از ابتدای حضور مدیر‌کل در فارس انجام شده و مقطعی یا مربوط به زمان خاصی نمی‌باشد و بدون شک موجب دلگرمی و ایجاد انگیزه در کارکنان خواهد شد. در خصوص جمع‌آوری امضا و حمایت محیط‌بانان نیز، مدیر‌کل هیچ نیازی به حمایت نیروها در قالب فرمتی که ادعا نموده‌اند، ندارد و باوری هم به چنین اقداماتی وجود ندارد اگر احتمالا از سوی محیط بانان اقداماتی از شعف دل در پاسخ به پیگیری‌های مدیر‌کل انجام شده باشد نیز، ضمن قدردانی از آنان این شیوه مورد تایید مدیر کل نمی‌باشد.

سرشماری حیات‌وحش
آمار حیات وحش نه تنها کاهشی نبوده که رشد میانگین آمار حیات وحش استان افزایشی است (کاملا قابل استناد و مبرهن است) سرشماری حیات‌وحش با دقت و بر اساس روش‌های علمی انجام می‌شود. و در صورت نیاز جهت همکاری، از تشکل‌های مردم نهاد کمک گرفته می‌شود و بی شک می‌دانید که مدیریت مناطق همواره با ادارات کل محیط زیست بوده و حضور تشکل‌ها به صورت داوطلبانه خواهد بود. و قاطعانه اعلام می‌کنیم که هیچگونه تخلف و عددسازی در این زمینه وجود نداشته و در صورت صلاحدید مسئولان ذیربط سازمان محیط زیست از بازشماری حیات وحش استقبال خواهیم کرد و ادعای ما به طور کامل قابل اثبات و راستی آزمایی است.

احیای تالاب‌ها
برنامه‌های احیای تالاب بختگان و سایر تالاب‌های استان با حمایت استاندار محترم با جدیت در حال پیگیری است. همچنین از سنوات گذشته اعتبارات ملی که به استان ابلاغ شده با محوریت تشکل‌های مردم‌نهاد به منظور طرح‌های آموزشی و معیشتی در تالاب‌های بختگان و پریشان هزینه شده است که از مجریان طرح (تشکل‌ها) در خصوص اثربخشی آن باید سوال شود.
اداره‌کل حفاظت محیط زیست فارس ضمن احترام به تشکل‌ها در بیان نظرات خود، به شدت اتهامات و توهین‌های مطرح شده در بیانیه اخیر را محکوم کرده و معتقد است که نقد و نظر باید در چارچوب احترام متقابل و حفظ شان و منزلت طرفین صورت گیرد.
این اداره کل از تمام تشکل‌ها و فعالان محیط زیست دعوت می‌کند با ارائه نظرات و پیشنهادات خود، ما را در مسیر حفظ و احیای محیط زیست استان فارس یاری رسانند. امیدواریم با تعامل و همدلی همه آحاد جامعه، بتوانیم شاهد محیط زیستی سالم و پایدار برای نسل‌های آینده باشیم.
با احترام به همه دوستداران واقعی و بی ادعای محیط زیست

خواستار تغییر مدیریت هستیم

 

 

قتل بی‌صدایان

قتل، یک موردش هم زیادی است، چه برسد به اینکه در یک فصل، ماهی یک کودک دارای معلولیت کشته شود. آن‌طورکه در رسانه‌ها آمده است در دی‌ماه سال جاری، پسری ۱۶ساله دارای معلولیت ذهنی در شهرستان میبد استان یزد مفقود و سپس جنازه‌اش در چاهی اطراف محلهٔ مهرجرد پیدا می‌شود. یک‌ماه بعد در بهمن‌ماه کمپین «حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت»، خبر قتل «شهراد چراغی»، پسر ۹سالهٔ دارای معلولیت از نوع اوتیسم، توسط پدرش را رسانه‌ای می‌کند. آخرین مورد این زنجیرهٔ شوم هم خبر قتل پسر ۱۱سالهٔ دارای معلولیت ذهنی و جسمی بود که سه روز پیش در خرم‌آباد منتشر شد. آن‌طورکه «عبدالرضا رخشان»، رئیس‌پلیس آگاهی لرستان دربارهٔ این حادثه توضیح داده است، مادر و خاله‌ٔ این کودک، او را به‌علت وضعیت بیماری، ناتوانی در نگهداری و هزینه‌هایش به قتل رسانده‌اند.

 

 ردیف بودجهٔ معلولان کجاست؟

به‌گزارش ایرنا، براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و آمارهای ارائه‌شده مربوط به حساب‌های ملی سلامت در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ نشان می‌دهد هزینه‌های مربوط به خدمات توانبخشی روند نزولی دارد، به‌گونه‌ای‌که از پنج هزار و ۷۳۳ میلیارد ریال در سال ۱۳۹۰ به سه هزار و ۷۵۶ میلیارد ریال در سال ۱۳۹۸ کاهش یافته و سهم هزینه‌های توانبخشی از کل هزینه‌های سلامت کشور در هشت سال با کاهش ۸۴ درصدی همراه بوده است. 

طبق ماده ۲۷ قانون حمایت از افراد دارای معلولیت، دولت مکلف است کمک‌هزینهٔ معیشت افراد دارای معلولیت را به میزان حداقل دستمزد سالانه تعیین و اعتبارات لازم را در قوانین بودجهٔ سنواتی کشور منظور کند؛ اما تقریباً هر ماه این افراد مقابل سازمان‌های بهزیستی و برنامه‌وبودجه تجمع می‌کنند تا حق خود را از ماده‌ قانونی که اجرایی نمی‌شود، بستانند

همچنین، درحالی‌که طبق ماده ۳۱ قانون سال ۹۶، ۱۹ دستگاه زیرمجموعهٔ شورای‌عالی رفاه و تأمین اجتماعی باید بر اجرای قوانین لایحهٔ حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت نظارت داشته باشند، اما آن‌طورکه ذی‌نفعان این قانون بارها گفته‌اند این قانون تاکنون یا اجرا نشده و یا به‌شکل سلیقه‌ای و محدود به اجرا درآمده و قوهٔ قضائیه نیز دربارهٔ این ترک فعل‌ها سکوت کرده است. همچنین، درحالی‌که طبق ماده ۲۷ قانون حمایت از افراد دارای معلولیت، دولت مکلف است کمک‌هزینهٔ معیشت افراد دارای معلولیت بسیار شدید و یا شدید فاقد شغل و درآمد را به میزان حداقل دستمزد سالانه تعیین و اعتبارات لازم را در قوانین بودجهٔ سنواتی کشور منظور کند، اما تقریباً هر ماه این افراد مقابل سازمان‌های بهزیستی و برنامه‌وبودجه تجمع می‌کنند تا حق خود را از ماده‌ قانونی که اجرایی نمی‌شود، بستانند. 

 

پیش‌ازاین هم «بهروز مروتی»، مدیر کمپین پیگیری حقوق افراد دارای معلولیت در این باره به «پیام ما» گفته بود: «پیش‌ازاین درحالی‌که پس از ایجاد شدن ردیف بودجه برای معلولان ما پیشنهاد دادیم که به‌صورت پلکانی ماده ۲۷ قانون اجرا شود، اما این پیشنهاد را نپذیرفتند و این اتفاق نیفتاد. به‌علاوه در بودجهٔ ۱۴۰۲ دولت سیزدهم ردیف بودجهٔ مستقل حمایت از حقوق معلولان را حذف و مبلغ نامشخصی به سرجمع بودجهٔ بهزیستی اضافه کرده است.» 

 

 جان معلولان فدای بی‌کفایتی مسئولان؟

به‌نقل از مرکز پژوهش‌های مجلس، تا سال ۱۳۹۲ طبق بررسی حساب‌های ملی سلامت «بخش عمومی» به‌عنوان اصلی‌ترین تأمین‌کنندهٔ هزینه‌های توانبخشی در کشور بوده و در این سال‌ها حدود ۷۱ درصد هزینه‌های مربوط به این خدمات را تأمین کرده است. همچنین، حدود ۲۹ درصد توسط «بخش خصوصی» تأمین شد، اما در سال ۱۳۹۳ با تغییر در ترکیب عاملان تأمین مالی، سهم بخش خصوصی «پرداخت از جیب خانوار و بیمه‌های تکمیلی» و به‌خصوص پرداخت از جیب خانوار، افزایش و سهم بخش عمومی کاهش چشمگیری یافته است، به‌نحوی‌که سهم بخش عمومی به ۱۸.۲۱ درصد کاهش و در مقابل سهم بخش خصوصی به ۸۱.۸ درصد افزایش یافت.

 

براساس برنامهٔ ششم توسعه، هرچند هدف‌گذاری کاهش سهم پرداخت از جیب از هزینه‌های سلامت، ۲۵ درصد بوده ‌باوجود‌این، پرداخت از جیب خانوارها برای خدمات توانبخشی در سال ۱۳۹۸ برابر ۳۹.۷ درصد رقم خورده است. همچنین، بررسی سهم خدمات توانبخشی از نظام سلامت ایران نشان می‌دهد با وجود چالش بیماری‌های مزمن در قرن حاضر و نیاز به استفادهٔ مستمر و هزینه‌های بالای خدمات توانبخشی، جایگاه این خدمات همچنان در نظام سلامت ایران موردتوجه قرار نگرفته است.

 

این درحالی‌است که بارها خانواده‌های این افراد به هزینه‌های بالای نگهداری و پرستاری و درمان اعضای خانواده‌شان اعتراض کرده و گفته‌اند که حتی حق پرستاری هم که باید به‌موقع برای رفع هزینه‌های زندگی آنها پرداخت شود، دیر‌به‌دیر پرداخت می‌شود. انتقال بار هزینه‌های خدمات سلامت بر دوش خانوارها و استفادهٔ کمتر آنها از این خدمات پر‌هزینه‌ سبب شده که با اندکی وقفهٔ زمانی، ناتوانی فرد به‌صورت شدیدتر و پرهزینه‌تر برای خانوار و نظام سلامت بروز کند و در موارد اخیر سرنوشتی شوم برای خانواده‌ها و افراد دارای معلولیت رقم بزند و حتی جان آنها را بگیرد. بااین‌همه، آیا وقت آن نرسیده که سیاستگذار نظام سلامت فکری اساسی برای حل چالش‌های پیش‌ روی این گروه از افراد کند و زودتر دستی بجنباند؛ پیش از اینکه جان‌های بیشتری فدای این بی‌کفایتی شوند؟

کمک‌های مردمی به سیل‌زدگان بلوچستان به پاکستان ارسال شد

پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری در خبری که عجیب به‌نظر می‌رسد به‌نقل از «سید ابراهیم رئیسی» گفته است که بخشی از کمک‌های شهروندان سیستان‌وبلوچستان به پاکستان روانه شده است. این گفته‌ها درحالی‌است که از روز نخست پس از سیلاب شهروندان متأثر از این حادثه از کمبود امکانات گلایه کرده‌اند و هر روز فهرست جدیدی از اقلام موردنیاز مناطق سیل‌زده منتشر می‌شود.

رئیس‌جمهوری: مردم سیستان‌وبلوچستان می‌گفتند بخشی از کمک‌ها را برای مردم پاکستان ارسال کردیم که وضعیتشان از ما بدتر است

رئیس‌جمهوری،  صبح یکشنبه در جشن «توانمندسازی صد هزار مددجوی کمیتهٔ امداد امام خمینی (ره)» گفته بود: «یکی کمیتهٔ امداد امام خمینی (ره) با توجه به سابقه و اعتبار خود کاملاً مورد اعتماد مردم است و با تکیه بر همین اعتبار و اعتماد توانسته فعالیت‌های خود را گسترش دهد و عمق ببخشد و فعالیت برپایهٔ توانمندسازی مددجویان یکی از بهترین کارهای این مجموعه است. مردم سیستان‌وبلوچستان می‌گفتند بخشی از کمک‌ها را برای مردم پاکستان ارسال کردیم که وضعیتشان از ما بدتر است. این کمیته در طول حیات مبارک خود منشأ برکات زیادی بوده است. اساساً مسئلهٔ کمک و امدادرسانی به دیگران در آموزه‌های دینی ما جزو برترین و بهترین امور شمرده شده است.»

 

خاطرهٔ عجیب از بازدید

رئیسی گفت: «در سفری که اخیراً برای بازدید از مناطق سیل‌زدهٔ سیستان‌وبلوچستان داشتم، برخی از مردم می‌گفتند که چون میزان خسارت واردشده به ما کمتر و کمک‌های ارسال‌شده نیز زیاد بود، بخشی از کمک‌ها را برای مردم آن‌سوی مرز، در پاکستان، ارسال کردیم که وضعیتشان از ما بدتر است. این گواه روح بزرگ و نگاه بلند مردمی است که در اوج بلا و سختی از کمک به همنوعان خود غافل نیستند. در ایام همه‌گیری کرونا نیز با وجود آنکه فروشگاه‌ها در کشورهایی که به‌اصطلاح توسعه‌یافته بودند، غارت شد، اما در جمهوری اسلامی ایران با تدبیر حکیمانهٔ رهبر معظم انقلاب اسلامی و راه‌اندازی پویش کمک‌های مؤمنانه، همهٔ مساجد و تعداد زیادی از مراکز عمومی و خانه‌های مردم تبدیل به پایگاه‌های کمک مؤمنانه شد.»

 

به‌گفتهٔ او، فراگیری پویش کمک مؤمنانه ناشی از روحیهٔ دگرخواهی مردم ایران در پرتو خداخواهی و بسیار ارزشمند است: «کمیتهٔ امداد امام خمینی (ره) با توجه به سابقه و اعتبار خود کاملاً مورد اعتماد مردم است و با تکیه بر همین اعتبار و اعتماد توانسته فعالیت‌های خود را گسترش دهد و عمق ببخشد و فعالیت برپایهٔ توانمندسازی مددجویان یکی از بهترین کارهای این مجموعه است.» این گفته‌ها درحالی‌است که حتی در اخبار رسمی امدادرسانی نیز نام ۲۵۰ روستای سیل‌زده وجود نداشت. بااین‌حال روز گذشته استاندار این استان نیز پایان امدادرسانی را اعلام کرده است. همچنین، در شرایطی که فقط حدود ۸۶ درصد از خسارت سیل سال ۱۴۰۰ جبران شده است، «محمد کرمی» گفته است: «برای جبران خسارت‌های سیل هیچگونه مشکلی در تأمین اعتبار وجود ندارد. انتظار بر این است ادارات و سازمان‌ها آمار درست ارائه کنند. کار بهسازی جاده‌ها در حوزهٔ راهداری شروع شده و تأکید بر این است کار‌ها اساسی انجام شود.»

 

خسارتِ پیشین جبران نشده

همچنین رئیس سازمان راهداری از برآورد آسیب بیش از دو هزار میلیارد تومانی به محورهای روستایی و راه‌های اصلی استان سیستان‌و‌بلوچستان در پی بارش‌های اخیر این استان خبر داده است.

وب‌سایت خبری این نهاد به‌نقل از «داریوش امانی» نوشت: «پیرو بازدید روز گذشته ریاست محترم جمهوری و مقام عالی وزارت، وضعیت محورهای استان بررسی و برآورد اولیهٔ خسارت و تأمین اعتبار انجام شد تا اقدامات اساسی انجام شود و مقداری از آلام مردم سیستان‌وبلوچستان کاسته شود. در پی هشدار هواشناسی، همکاران ما از همان دقایق ابتدایی بارش باران در محورهای مواصلاتی حضور فعال داشتند.»

بر اثر بارش‌های سیل‌آسای اخیر، نزدیک به دو میلیارد مترمکعب آب در بارش‌های اخیر جنوب استان سیستان‌وبلوچستان به دریا سرازیر شد

به‌گفتهٔ او، با توجه‌ به شدت خسارات، نیاز به اعزام کمک از استان‌های همجوار و استان‌های معین بود و در این راستا اکیپ‌هایی از استان‌های هرمزگان، کرمان و کرمان جنوب در شهرستان چابهار مستقر شدند و در حال حاضر در محورهای مختلف فعالیت می‌کنند و مشغول عملیات بازگشایی محورها هستند: «در برخی محورها به‌دلیل بالا بودن سطح آب و فروکش‌ نکردن، عملیات بازگشایی به‌تعویق‌افتاده که به‌محض فراهم‌شدن شرایط دراسرع‌وقت اقدام لازم انجام می‌شود.»

از سویی بنابر اعلام رئیس سازمان جهادکشاورزی سیستان‌و‌بلوچستان آخرین برآورد خسارت واحدهای تولیدی، زیرساخت‌های بخش کشاورزی استان ناشی از بارندگی‌های سیل‌آسای اسفند امسال  ۱۲ هزار میلیارد ریال است.

 

ایرنا به‌نقل از «سید محمدرضا سیدحسینی» نوشت: «عمده‌خسارتهای وارده به بخش کشاورزی در شهرستان‌های زرآباد، دشتیاری، چابهار، قصرقند، نیکشهر، کنارک، راسک، فنوج، سرباز، سیب و سوران و مهرستان گزارش شده است. بیشترین خسارت بارندگی سیل‌آسای اخیر به ۱۹ هزار هکتار از اراضی زراعی آبی و دیم، شش هزار و ۱۵۵ هکتار اراضی باغی، ۲۲۱ واحد گلخانه، ۶۰۵ واحد دامداری روستایی و عشایری، ۷۶۰ رأس دام سبک و سنگین، ۱۵کلنی زنبور عسل، شش واحد صنعتی پرورش مرغ گوشتی ،۵۰۴ حلقه چاه کشاورزی و ۵۰ دستگاه ماشین‌آلات و ادوات کشاورزی وارد شده است.»

 

رئیس سازمان جهادکشاورزی سیستان‌وبلوچستان همچنین تخریب ۱۷۶ رشته‌قنات،۳۰ هکتار اراضی تحت‌پوشش آبیاری تحت‌فشار، ۱۸۲ کیلومتر جاده بین مزارع، ۱۹۰کیلومتر انتقال آب با لوله و کانال، یک‌هزار و ۵۳۴ بندسار و سازهٔ آبخیزداری و ۴۴ باب استخر ذخیرهٔ آب را از دیگر خسارت‌های سیل به بخش کشاورزی این استان اعلام کرده است: «خرید و ارسال ۲۰۰ تن کنسانتره و علوفهٔ دامی، توزیع ۳۵۰ تن آرد، توزیع بیش از ۱۲۰ هزار قرص نان، اعزام ۵۰ فروند قایق، ۱۵ دستگاه ماشین‌آلات سنگین، ۱۰ دستگاه ماشین‌آلات سبک،۵۰ دستگاه کف‌کش، پنج خودرو مواد غذایی و پتو، تدارک ۲۰ تن بذر ماش و ۲۰ تن بذر سورگم را از اقدامات انجام‌شده طی این مدت عنوان کرد.

دو میلیارد مترمکعب آب در بارش‌های بلوچستان به دریا رفت
دولت برای تأمین آب شرب در استان سیستان‌وبلوچستان طرح‌های بسیاری از جمله استفاده از چاه‌های ژرف و آب‌شیرین‌کن و خطوط انتقال آب دریا برنامه‌ریزی کرده و برخی از این طرح‌ها از جمله طرح هزینه‌زای انتقال آب دریا در حال اجراست. با‌این‌حال، مشکلات مدیریت، کنترل و مهار سیلاب یک‌بار دیگر در سیلاب اخیر جنوب سیستان‌وبلوچستان خودش را نشان داد و تمام بارش را روانهٔ دریا کرد. بر اثر بارش‌های سیل‌آسای اخیر، نزدیک به دو میلیارد مترمکعب آب در بارش‌های اخیر جنوب استان سیستان‌وبلوچستان به دریا سرازیر شد. «محمدجواد عسکری» رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع‌طبیعی مجلس شورای اسلامی، با اعلام این خبر گفت: «پیرو بارندگی‌های اخیر و خسارت‌های سنگین، نزدیک به دو میلیارد مترمکعب آب را در منطقه‌ای که کمبود آب آشامیدنی و کشاورزی دارد، از دست دادیم که این امر نیاز به برنامه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت دارد. اجرای طرح آبخیزداری به‌صورت چاه‌نیمه‌ها حداقل در ۱۵منطقهٔ جنوب این استان باعث جلوگیری از فرسایش خاک و هدررفت مدیریت آب خواهد شد.» به‌گفتهٔ او، همهٔ امکانات باید در جهت مدیریت سیلاب و ذخیره‌سازی آب‌های سطحی به‌کارگیری شود: «خوشبختانه از ابتدای وقوع سیلاب و مدیریت بحران همهٔ دستگاه‌های نظامی، انتظامی، خدمات‌رسان و امدادی پای کار آمدند. با توجه به اینکه این مناطق مستعد سیلاب است باید به‌گونه‌ای مدیریت کنیم که در سنوات آتی نیز دچار مشکل نشویم. باید خداوند متعال را برای بارش رحمت الهی در استان شکرگزار باشیم و همهٔ ظرفیت‌های خود را در جهت مدیریت سیلاب و ذخیره‌سازی آب‌ها به‌کار گیریم‌.»