بایگانی مطالب نشریه

کاشی‌های نم‌زده گرمابه «علی‌قلی‌ آقا»

کاشی‌های حمام صفوی «علی‌قلی آقا» نم زده و پوسته‌پوسته شده است. آسیب به کاشی‌های این بنا که اکنون موزه مردم‌شناسی محله بیدآباد اصفهان است، در طول 17 سال بی‌توجهی، شدیدتر شده است. گرمابه علی‌قلی آقا یکی از حمام‌های تاریخی اصفهان و از آثار ثبت ملی این شهر است اما کاشی‌کاری‌ها و نقاشی‌های زیبای صفوی و قاجاری آن حالا در اثر نم و رطوبت و همچنین نبود رسیدگی‌های عاجل در بی‌خبری نهادهای متولی در حال آسیب و تهدید روزافزون است.گرمابه علی‌قلی آقا در تملک اداره کل اوقاف و در اجاره شهرداری اصفهان است و اکنون با کاربری موزه مردم‌شناسی فعالیت دارد. آثار تاریخی در تملک دستگاه‌ها باید با بودجه‌های این نهادها و با نظارت میراث‌فرهنگی مرمت و حفاظت شوند، اما درباره این بنا چنین نیست. شرایط نامطلوب کاشی‌کاری‌ها ، تَرَک‌های سقف‌ها و طاق‌های برخی قسمت‌های حمام علی‌قلی آقا در حالی شدت گرفته است که روند رسیدگی به این آسیب‌ها به دلیل اختصاص نگرفتن بودجه از سوی شهرداری مختل شده و در نبود نظارت کافی از سوی میراث‌فرهنگی آثار شاخص کاشی‌کاری‌های این حمام و به خصوص کاشی‌کاری منتسب به چهره علی‌قلی آقا با شرایط نامطلوب به حال خود رها شده‌اند.
ایرنا در گزارشی نوشته است: حمام علی‌قلی‌آقا یک بنای صفوی ارزشمند در محله بیدآباد از محله‌های قدیمی اصفهان است که تا اوایل دهه هفتاد کاربری گرمابه داشت اما با شرایط نا به سامان تعطیل شد و اوقاف آن را به شهرداری اجاره داد.
سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان از سال ۸۳ این بنا را مرمت و به موزه مردم‌شناسی تبدیل کرد و حالا با گذشت ۱۷ سال به دلیل نم و رطوبتی که در طی این سال‌ها به دلیل نبود نظارت و پایش کافی افزوده شده است، کاشی‌کاری‌های شاخص این بنا در حال پوسته شدن و تهدید هستند.
همه این‌ها در حالی است که مدیریت شهرداری اصفهان در این دوره رو به پایان است و در طول یک سال گذشته، نامه‌نگاری‌ها برای اختصاص بودجه برای رسیدگی به شرایط رطوبت‌زدگی و آسیب‌های ناشی از شوره بر کاشی‌ها و به خصوص در تابلوی کاشی‌کاری منتسب به علی‌قلی‌آقا بی‌نتیجه بوده است و در این میان اداره کل اوقاف و امور خیریه به عنوان نهادی که این حمام را در تملک دارد و درآمد آن وارد خزانه این نهاد می‌‌شود از شرایط این اثر تاریخی بی‌خبر است و از طرف دیگر اداره کل میراث‌فرهنگی نیز به عنوان نهاد ناظر آثار تاریخی از این ماجرا ابراز بی‌اطلاعی می‌کند.
تزئینات منحصربه‌فردِ فراموش‌شده
محمد آقاجانی، کارشناس مرمت و کوشنده میراث‌فرهنگی اصفهان درباره شرایط حمام تاریخی علی‌قلی آقا به می‌گوید: «تزئینات ارزشمند و نفیس حمام علی‌قلی‌آقا این بنا را منحصربه‌فرد کرده است. در کاشی‌کاری‌های این بنای صفوی تابلویی وجود دارد که چهره بانی این بنا را نمایش می‌دهد اما اتفاقی که در دوره مدیریت‌های پیشین حمام رخ داد این بود که روی کاشی‌ها را شیشه کشیدند.»
او ادامه می‌دهد: «ذات این بنا رطوبت دارد و رطوبت هم از داخل به ساختار بنا آسیب می‌زند و باید تهویه و سیرکوله(چرخش) هوایی بشود. شیشه‌های سکوریتی که برای حفاظت روی این اثر کاشی‌کاری گذاشته شد اگرچه نه به عنوان عامل صددرصد که قسمی از این دلیل بود که اجازه ندهد این رطوبت به راحتی چرخش کند و پشت این شیشه بماند و به شوره و آسیب منجر شود.» آقاجانی که عضو انجمن دوستداران اصفهان است، از مشاهداتش در بازدید از گرمابه می‌گوید که شاهد بوده «لعاب این تابلوی کاشی‌کاری به خاطر شوره‌ای که از پشت می‌زد و رطوبتی که لعاب‌ها را می‌ترکاند، پوسته می‌شد و می‌ریخت.» او در همان بازدید نسبت به این بی‌توجهی تذکر داد اما «فایده‌ای نداشت».
این کارشناس مرمت به حساسیت کار حفاظت از کاشی‌های حمام علی‌قلی آقا اشاره می‌کند و می‌گوید: «این اثر یک بنای تاریخی و قدیمی است، خاک اصفهان به همراه خود رطوبت دارد و باید همیشه فکری به خاطر این رطوبتی که در ذات اصلی بناها وجود دارد بشود اما نمی‌توان گفت که چون این حمام در دوره‌ای مرمت شده دیگر نیاز به مرمت ندارد.»
نم زدن نفیس‌ترین تابلوی کاشی ایران
او حمام علی‌قلی آقا را از نفیس‌ترین و باارزش‌ترین بناهای تحت مدیریت شهرداری اصفهان خواند و افزود: «هر بنایی می‌تواند به خاطر رطوبت و به خاطر نشست سفره‌های آب زیرزمینی آسیب ببیند اما اینکه رها شود و فکری برایش نشود می‌تواند مشکل‌ساز باشد. کاشی‌کاری چهره علی‌قلی آقا یکی از نفیس‌ترین تابلوهای کاشی ایران است که می‌توانست در بهترین موزه‌های دنیا جا داشته باشد اما متاسفانه اکنون در اینجا مورد بی‌مهری است.»
علی عطریان، رئیس اداره هنری سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان درباره آنچه در خصوص حمام علی‌قلی آقا، دوستداران میراث‌فرهنگی را نگران کرده است گفت: نم گرفتگی در بعضی جداره‌ها، تعدادی تَرک در بعضی طاق‌ها و همچنین پوسته شدن کاشی‌کاری چهره منسوب به چهره علی‌قلی‌آقا به واسطه نم و رطوبت از جمله آسیب‌های آثار بنای تاریخی حمام علی‌قلی آقا است.»
او یادآوری می‌کند که در این رابطه از دانشگاه هنر استعلام کرده‌اند تا به شهرداری اصفهان «برای فهم مسئله شناخت مرمت حمام علی‌قلی آقا» کمک بدهند. آنها نیز چند پیشنهاد به شهرداری داده‌اند و اقدامات عاجل را برای کاهش حداقلی رطوبت بنا تعریف کرده‌اند.
هر اثر تاریخی نیازبه مراقبت دائم دارد
عطریان با بیان این موارد ادامه می‌دهد: «مساله پوسته شدن و اتفاقات دیگر طبیعی است، هر اثر تاریخی را باید به شکل یک کهنسال نگاه کنیم که دائم نیاز به مراقبت دارد، سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری کاربری این مکان را در اختیار دارد و بحث‌های مرمت مکان‌های تاریخی تحت مدیریت شهرداری بر عهده شهرداری منطقه یک و سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری است.»
رئیس اداره هنری سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان همچنین اضافه می‌کند: «در خصوص شرایط حمام علی‌قلی آقا بحث تامین بودجه و هم بحث‌های نهایی کارشناسی مرمت مطرح است، اگر نیاز به یک مرمت اساسی وجود داشته باشد به احتمال قوی یک یا ۲ سال موزه باید تعطیل شود به علاوه اینکه بودجه این طرح را هم شهرداری منطقه یک نتوانسته با توجه به درآمدهایی که داشته تامین کند.»
به گفته عطریان سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان پیگیر این ماجراست اما این موضوع منوط بر این است که طرح مرمتی جامع توسط سازمان نوسازی و بهسازی تدوین شود و مهم‌تر از آن بودجه این کار در شهرداری تامین شود.
اداره اوقاف از نم‌زدگی بی‌خبر است
همه این‌ها در حالی است که روح الله بیدرام، رئیس اداره اوقاف و امور خیریه ناحیه ۲ اصفهان از شرایط رطوبت و آسیب‌های ناشی از آن در آثار کاشی‌کاری و نقاشی‌های حمام علی‌قلی آقا اظهار بی‌اطلاعی کرده و به ایرنا می‌گوید: «این مکان در اجاره شهرداری است اما این مورد را پیگیری خواهیم کرد تا همکاران بررسی و گزارش دهند.»
در همین پیوند، ناصر طاهری، معاونت میراث‌فرهنگی اداره‌کل میراث‌فرهنگی گردشگری و صنایع‌دستی اصفهان می‌گوید: «برنامه ششم توسعه دستگاه‌های دولتی را مکلف و موظف کرده است از محل اعتبارات همان دستگاه، بناهای تاریخی را که در اختیار یا در تملک دارند مرمت و حفاظت کنند.»
او ادامه می‌دهد: «بارها در این رابطه با دستگاه‌هایی که بنای تاریخی در اختیار دارند مکاتبه کرده‌ایم که مکلف به مرمت کنید. حمام علی قلی آقا به عنوان موزه بهره‌برداری می‌شود و خوشبختانه مکان‌های تاریخی که استفاده می‌شوند نگهداری هم می‌شوند، در این خصوص یک نهاد قدرتمند مثل شهرداری متولی آن است و ما هم به عنوان نهاد ناظر باید روی روند مرمت‌ها نظارت کنیم و اگر مسئله‌ای وجود دارد باید تذکر بدهیم.»
پس از این پیگیری‌ها طاهری می‌گوید که در رابطه با مشکل حمام علی‌قلی آقا مکاتبه و بازدید می‌کند.
او البته معتقد است که شاید این ماجرا در فرآیند اداری شهرداری مانده باشد و به هر دلیلی تامین اعتبار نشده با این همه شهرداری موظف است که این کار را به سرانجام برساند و میراث‌فرهنگی هم به رسیدگی به گرمابه تاریخی سرعت ببخشد.
حمام علی‌قلی آقا یکی از بناهای تاریخی شهر اصفهان است که بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد. بانی این حمام فردی به نام علیقلی از خواجه گان دربار صفوی بوده که علاوه بر حمام اقدام به ساخت یک مسجد، سرا و چهار سوق نیزکرده و همگی به همین نام شهرت دارند.

سفر در خاطره معلولان

هوای بهمن توی سر و صورت ابوذر و چشم‌هایی که نیمه بسته بود جاگیر می‌شد وقتی که او در انتظار سوار شدن هواپیما ایستاده بود روی بالابر. صدای دورشدن ماشین پله‌ها که بلند شد یعنی نوبت به سوار شدن ساکنان ویلچر نشین بالابر توی هواپیما رسیده بود. سوار که شد، صحبت‌ خلبان تمام شده بود. صدای توضیحات و سایه دستان مهماندار هم میان همهمه‌ها گم شد و او نفهمید پنج قدم عقب‌تر یا جلوتر از جایی که بود، در خروج اضطراری است یا دستشویی؟ سرانجام گوش‌هایش سنگین شدند، تکیه داد اما بلافاصله صدای موذی خش‌خشی گوشش را پر کرد. صدای چه کار می‌کنید، به گوش سرمهمانداری که گفته بود شخصا می‌خواهد به یک نابینا در سفر خدمت کند، رسید. مرد آب دهانش را قورت داده بود: «آخه چون شما نمی‌بینید، خواستم براتون لقمه درست کنم.» ابروهای ابوذر رفته بود بالا، نشست بالاتر از عینک دودی‌اش: «من نخواستم برام لقمه درست کنید، من فقط ازتون یک بروشور بریل خواستم.» صدای «گشتیم اما پیدا نکردیم» در میانه تکان‌های هواپیما گم می‌شد و در نهایت سکوت به جای مهماندار بالای سر ابوذر ایستاده بود. چرخ‌های هواپیما که زمینگیر شد و سرما به جای تک تک مسافران روی صندلی‌ها نشست، ابوذر تصمیمش را با صدای بلند میان مسافران تک و توک مانده، تکرار کرده بود: «پشت دستم را داغ کنم که دیگر سوار هواپیما شوم.»دو سال پیش وقتی بعد از ماه‌ها توی خانه ماندن، سفر رشت جور شد، حسین فکرش را هم نمی‌کرد که از رشت تنها تنفس لختی هوای پاک و تماشای سبزی‌ و دیدن مجسمه‌های مومی‌ نصیبش شود. ویلچر مانع کار بود، وقتی حرف به رفتن و تماشای خانه میرزا کوچک‌خان افتاد، خوشحال شد، ویلچر اما نه، تا دم در خانه رفت. تماشای داخل؟ محال شد. حسین هم برگشت توی اتاق هتل و از سفر رشت، خاطره ندیدن خانه میرزا توی ذهنش ماند. از ۴۰ سال عمر حسین غیاثی، ۲۴ سالش همه او را با اس‌ام‌ای که عارضه ژنتیکی است و در رده بیماری‌های با ضعف عضلانی است، به خاطر دارند.
سفر، گردشگری و تفریح برای او گاهی رویایی صادقه است و گاهی در حد خوابی تلخ که باید چند روز در آرزوی بیدار شدن از آن بماند. از موزه‌ها و آثار باستانی، هتل و مسافرخانه تصاویر نه چندان واضحی توی ذهنش نشسته که خیال برخواستن ندارد، مثلا یادش است که هتل جهانگردی نایین ورودی‌اش سطح شیبداری داشت که ویلچیر راحت رویش غلت می‌خورد و بالا پایین می‌رفت، دستشویی فرنگی داشت با میله‌ای که اگر ضعف کرد دستش را به آن قلاب کند، حمام کردن اما سخت بود، او وقتی روی ویلچر می‌نشست، دستش از دوش حمام کوتاه می‌شد. یادش است که هتل درجه دویی در یزد را سراسر پله گرفته بود و ناجی‌اش بالابری بود که اغلب وقتی به طبقه بالا می‌رسید نفسش بند می‌آمد و می‌لرزید و او و ویلچرش هم. حسین غیاثی، دکترای علوم سیاسی خوانده و فعالان حوزه معلولان است که سال‌های اخیر تلاش کرده درباره سبک زندگی معلولان اطلاع‌رسانی کند. غیاثی می‌گوید، غیر از موزه و خانه مشاهیر و آثار باستانی، حتی هواپیما و اتوبوس و قطار هم برای ویلچر او طراحی نشدند: «بلیت‌های قطار گاهی تا نصف قیمت است اما برای سوار شدن به قطار هیچ امکاناتی نیست و عملا یک معلول با ویلچر خودش است و خودش. اتوبوس هم که هیچی.» در این میان شاید وضعیت هواپیما قدری بهتر باشد: «البته یادم است که یکبار برادرم مجبور شد ۴۰ دقیقه به متصدی کانتر هواپیما توضیح دهد که چون من ویلچیر دارم، باید جلوی هواپیما بنشینم، او اما توجیه نمی‌شد. عموما برای حرکت ویلچر در سالن ترانزیت هم مشکلی نیست اما گاهی برای حرکت چرخ در داخل هواپیما مشکل به وجود می‌آید چون معمولا افراد آموزشی ندیدند.» حسین می‌گوید، موزه‌ها و آثار باستانی هم پذیرای او با ویلچرش نیستند، کاخ گلستان و کاخ سعدآباد او را به خاطر دارند اما تالار آینه و شمس‌العماره نه: « برای خودم هم متصدیان به من کمک می‌کردند، ویلچرم را داخل می‌بردند، اما بیشتر این بناها پر از پله است و آسانسور ندارد، کاخ گلستان را یادم است که آسانسور داشت، وارد شدم، داخل سالن‌ها هم رفتم، اما بعضی سالن‌ها نمی‌شد با چرخ رفت، می‌گفتند به در و دیوار آسیب می‌زند، آن را قلوه کن می‌کند، البته راست هم می‌گفتند.» او برای حضور دیگر معلولیت‌ها هم در موزه‌ها مشاهده کم نداشته، می‌گوید اغلب موزه‌ها مثل همین کاخ گلستان و سعدآباد، نوشته دارند و ناشنواها می‌توانند آن را بخوانند اما نابیناها اگر کسی برای توضیح نباشد، به مشکل می‌خورند.
به شرطی سفر می‌روم که…
سال‌ها پیش وقتی کودک بود و وزنش کم، اگر قرار بود سوار اتوبوس و قطار شود یا از جایی بازدید کند، دوستان و خانواده‌اش بغلش می‌کردند و او تماشاچی آثاری می‌شد که عمرشان چند صد سالی از خودش بیشتر بود. امروز که ۲۸ ساله شده و خودش نویسنده کتاب «گردشگری دسترس پذیر» می‌گوید سفر کم رفته و اگر هم بنا به رفتن باشد، ترجیحش به رفتن در مناطق و اماکنی است که تماما دسترس پذیر باشد. علی عباسی، از بدو تولدش با عفونتی مواجهه شد که در پسش ضعف عضلانی و نوروپاتی برایش به بار آورد. او که ساکن اصفهان است، روابط بین‌الملل خوانده و در کتابش نوشته که شهرهای خواهرخوانده اصفهان یعنی بارسلون و کوالالامپور چطور توانستند شهرشان را برای معلولان گردشگر دسترس پذیر کنند. نوشته که آن‌ها هم در دید و بازدید از شهرها حق و حقوقی دارند که شهر باید تمام نقاطش دسترس پذیر باشد، نه فقط اتوبوس و قطار و مترویش که یکی از مشکلات عمده معلولان جسمی و حرکتی در در بازدیدها و سفرها، سرویس بهداشتی مناسب است، سرویس‌هایی که گاهی مناسب سازی هم می‌شوند اما به دلیل استفاده کم به انباری تبدیل می‌شود. خودش بیشتر با هواپیما سفر کرده و کم سفر کرده. ده سال پیش که شیراز بوده، تخت‌جمشید را ندیده، برای اینکه ویلچر داشته و اهل خانواده نتوانستند که مسافت طولانی بغلشان نگهش دارند. علی عباسی خودش مشاور مناسب سازی شهرداری اصفهان هم است و معمولا به شکایت معلولان درباره نامناسب بودن یک خیابان که در سامانه معبر بهزیستی ثبت شده رسیدگی می‌کند، با مسئولان جلسه می‌گذارد و از آن‌ها می‌خواهد به شکایت از خیابان رسیدگی کنند، یا بودجه بگذارند یا برایش برنامه‌ریزی کنند. عباسی اما می‌گوید برای مناسب سازی اماکن گردشگری اولویت این است که بناها آسیب نبینند: «همین الان نمی‌توان گفت که شهر ما کاملا دسترس پذیر است، همین الان شما به ویلچر می‌توانید در محوطه نقش جهان باشید اما نمی‌توانید وارد عالی قاپو یا مسجد شیخ لطف‌الله شوید.» او می‌گوید در اصفهان با وجود قانون تنها یک هتل یک اتاق دو نفره کاملا دسترس پذیر دارد، باقی اما؟ نصفه و نیمه شاید.
دیگر سفر نمی‌روم
ابوذر سمیعی از تمام جلسات کمیته مناسب‌سازی کردستان که خودش مسئولش بود، دو صدای تکراری در ذهنش مانده، اول اینکه اعضا که عموما افرادی از بدنه شهرداری، صداوسیما و میراث‌فرهنگی بودند، گفته بودند که این وظیفه دینی‌ و شرعی‌شان است و حتما در مناسب‌سازی خیابان‌ها همکاری می‌کنند اما وقتی بحث به پول و بودجه رسیده پا پس کشیدند و می‌پرسیدند مگر در شهر چه تعداد معلول داریم؟ یا مگر معلولان، نابینایان یا ناشنوایان تنها رفت‌و‌آمد می‌کنند که حالا باید برای ورودشان به یک پارک، موزه یا سینما، رمپ در نظر گرفت یا خطوط بساوایی؟ «اما واقعیت این است که حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد افراد جامعه دچار معلولیتند و ما در ادبیات معلولیت همیشه می‌گوییم که افراد موقتا سالمند و همه آن‌ها در دوره سالمندی، تصادف، بارداری یا… ممکن است دچار معلولیت شوند.» او از باور دیگری می‌گوید که این روزها در ایران خیلی باور نشده است: «افراد معلول در تردد باید استقلالشان و عزت نفسشان حفظ شود، یعنی محیطی که از آن بازدید می‌کنند، باید به گونه‌ای باشد که افراد به تنهایی باید بتوانند در آن تردد کنند و نیازی به شخص دیگری نداشته باشم.» ابوذر سال‌ها در اروپا و آمریکا زندگی کرده و دکترای سیاست‌گذاری فرهنگی خوانده و اختلال بینایی هم دارد و به راه و چاه سفر کردن آشناست، اما تجربه‌اش از سفرهای خارجی با ایرانی متفاوت است: «می‌گویند موزه و سینما و جای تفریحی که مناطق شیک است، مگر معلول دل خوش دارد که به این‌جاها برود؟ یا مگر تنها می‌رود؟ موزه‌ها و مناطق گردشگری در ایران با چند استثنای کوچک مناسب سازی شدند، درباره پارک‌ها هم همین است، اصلا این نگاه مناسب‌سازی کردن بناها از پیش ساخت یک بنا وجود ندارد درحالی‌که هزینه آن شاید دو یا سه درصد تجهیز بنای اصلی هم نباشد.» خاطرات ته‌نشین شده سفرها در ذهن ابوذر، به تلخی می‌زند:« ترمینال‌ها و فرودگاه‌ها اغلب سطح شیب‌دار دارند به این دلیل که افراد چمدان دارند و روی پله نمی‌شود، جابه‌جا شد و لحظه خروج از یک شهر معمولا خدماتی برای معلولان دارند و آن‌ها را با بالابر جابه‌جا می‌کنند اما اینقدر که این بالابرها معطلی دارد، در هواپیما هم انگار کسی آموزش ندیده و نه بروشور بریل خبری هست، نه راهنمایی که بگوید، در خروج اضطراری کجاست یا حتی کسی پیدا نمی‌شود، بگوید دستشویی کجاست، ته امکانات می‌شود، درست کردن لقمه. وقتی هم که به مقصد می‌رسید که دیگر کسی جوابگوی شما نیست، اگر توانستی از هواپیما پیاده شوی که شدی اگر نه، که دیگر مشکل خودت است». او سفر کردن با هواپیماهای داخلی را سفرهای خارجی خودش مقایسه می‌کند، مهماندارانی که دست معلولان را می‌گیرند و تمام فضاهای اضطراری را با پای خودش به او یاد می‌دهند، وقت رسیدن به مقصد فردی را پایین پله‌های هواپیما مامور می‌کنند که او را به ترمینال برساند و کسی برای کسی هم لقمه درست نمی‌کرده و فقط دستش را می‌گرفته و تا او خوراکی‌ها را لمس کند و جایش را ذهنش تثبیت کند.
موزه‌های قدیمی، سهمی
از مناسب سازی ندارند
دهه نود در آمریکا وقتی قوانین مربوط به معلولیت (ای‌دی‌ای- آمریکایی‌های با معلولیت) به تصویب رسید، در مدت کوتاهی با حداکثر توان تمام فضاها می‌بایستی دسترس پذیر می‌شدند، ابوذر سمیعی می‌گوید اغلب موزه‌های آمریکا و اروپا برای نابینایان یا راهنمایی آگاه دارند که : «بلدند چطور به شما به عنوان نابینا اشیای یک موزه را توضیح و تفسیر کنند.» یا روی اشیا بارکد خوانی وجود دارد که توضیحات به صورت شفاهی پخش شود «یا تکسچرها و بروشورهای بریل کنار اشیا نصب شده یا مانند موزه‌ی نیویورک یک نمونه مانند اشیا ساخته شده و افراد نابینا می‌توانند آن را لمس کنند.» در لابه‌لای حرف‌هایش از موزه ایران باستان و علم و فناوری یا حتی موزه موسیقی به عنوان سه فضای گردشگری که این امکانات تاحدودی در آن‌ها وجود داشت، یاد می‌کند، باقی شهرها و موزه‌ها؟ چیز مشخصی در ذهنش نمانده. محمدرضا کارگر، مدیرکل موزه‌ها و اموال منقول تاریخی وزارت میراث‌فرهنگی و گردشگری هم آمار مشخصی از موزه‌های دسترس پذیر ندارد، او به «پیام‌ما» می‌گوید هر موزه‌ای که یکی دو دهه اخیر طراحی و ساخته شده، از نظر معماری و ساختمانی برای یک معلول جسمانی، مناسب‌سازی شده: «اما همه اینها که فقط در حوزه حرکتی است، یعنی رمپ و آسانسور وجود دارد و یک یک فرد معلول جسمی- حرکتی، بدون مشکل می‌تواند حرکت کند، اما برای نابینایان و ناشنوایان به صورت فراگیر و جامع در موزه‌ها اقدام نشده و عمدتا اینها موردی هستند.» کارگر از نرم‌افزاری می‌گوید که ناشنوایان می‌توانند آن را در موبایل‌های خود نصب کنند و به محض ورود به موزه از آن مانند یک راهنما استفاده کنند: «اما اگر بخواهم بگویم به تمام معلولیت‌ها توجه شده و تمام نیاز‌ها برآورده شده، باید گفت متاسفانه نه.» او می‌گوید موزه‌های قدیمی دسترس پذیر نیستند، برای رمپ و آسانسور و پله بودجه کلان نیاز است و گاهی هم بناهای تاریخی اجازه دستکاری نمی‌دهند: «در موزه‌های قدیمی تلاش کردیم که مشکلات را با اپ جبران کنیم، راهنماها اغلب آموزش دیدند و می‌توانند دست افراد را بگیرند، یا کمکشان کنند که حرکت کنند.»وقتی صحبت به سمپل و مولاژ مشابه می‌رسد، او می‌گوید همه جای دنیا چنین است و حتی حاضر است در فرانسه موزه‌هایی را نشان دهد که تمام تجهیزاتشان برای ۴۰ تا ۵۰ سال قبل است: «کشورهایی مانند فرانسه از محل گردشگری‌شان ۶۰ میلیون توریست دارند اما اگر بخواهم بی‌طرفانه بگویم موزه‌هایی ما نمره‌ قبولی می‌گیرند اما در حوزه کار معلولان مانند باقی جاها، کامل مناسب‌سازی نشده.» او می‌گوید به همین دلیل هم آمار دقیقی ندارد و یک موزه‌ای ممکن است یک درصد مناسب‌سازی شده باشد و موزه‌ای دیگر صد در صد اما وضعیت موزه‌های مدرن بهتر است.
سفر و تفریح؟ پیشکش
«خیلی از ما خانه نشینیم.» با این حرف مشترک، صحبتشان را تمام می‌کنند و می‌گویند سواد نوشتن مصائب سفر کردن را ندارند و کلمه کم می‌آورند برای مصائبی که به بخش‌های دیگر زندگی هم رسیده است: «می‌دانید یکی از آرزوهای اغلب معلولان رفتن به دندانپزشکی است، بعد از مشکلات مالی، پزشکان آشنایی به انتقال معلول از روی ویلچر روی یونیت را ندارند.» حسین می‌گوید اغلب بچه‌ها تصمیم مشترکی گرفتند، مثل تصمیم ابوذر: «همین دندانپزشکی رویای خیلی از بچه‌های معلول است، سفر پیشکش.»

انفجار روی تنها منبع آب «خورموج»

دامنه‌های کوه بیرمی را ده روز پیش منفجر کردند. کوهی که سفره‌های آب زیرزمینی آن تنها منبع آب آشامیدنی مردمانی است که همین حالا هم آب را از بازار می‌خرند. دوسال پیش انفجار معدن آهک هیدراته درست در همین نقطه، چاه شماره 10 را از مدار خارج کرد. بعد از آن وضعیت آب 19 هزار خانوار خورموج بدتر هم شد. نیمی از مردم آب آشامیدنی را از شرکت‌های آب شیرین‌کن می‌خرند و الباقی که درآمد چندانی ندارند، زندگی‌شان وابسته به آب تلخی است شب‌ها به سختی آن را با پمپ از لوله می‌کشندآب، عضو ثابت فهرست خرید 35 هزار خانواری است که بر اساس سرشماری سال 90 در مرکز شهرستان دشتی زندگی می‌کنند. منطقه لوله‌کشی شده اما آبی از لوله‌ها نمی‌آید. علی کازرونی یکی از ساکنان این شهرستان به «پیام‌ما» می‌گوید: «روزی دو تا سه ساعت آب داریم که فقط شب‌ها می‌آید، البته همان آب هم فقط برای ظرف شستن خوب است نه خورد و خوراک.»
مهندس گفت مشکل از آب است
مردم این منطقه آب مورد‌نیاز خود را به قیمت هر بطری 2 هزار و 500 تومان از شرکت‌های آب‌شیرین‌کن می‌خرند. کازرونی می‌گوید: «منطقه ما گرم است و هر روز 50 لیتر آب مصرف داریم. برای همین هم همیشه بطری به دوشیم تا آب را از این مراکز به خانه ببریم.»
در خانه هر روستایی یک پمپ، مخزن آب و 6 تا 7 بطری 20 لیتری برای حمل آب است. آنها آب مورد‌نیاز برای شست‌وشو را شب‌ها در مخزن ذخیره می‌کنند و آب خوردن را از شرکت‌های آب‌شیرین‌کن می‌خرند.
زندگی این مردم به شغلی گره خورده که دیگر امکان استمرار آن نیست. از دو سال پیش هر چه کاشتند یا خشک شده یا دیگر محصول نداده. یک بار گوجه، بار دیگر بادمجان و سایر صیفی‌جات. از پارسال پناه بردند به گندم و جو. که به خیالشان آب کمتری مصرف می‌کند. سمیه بسنده از کشاورزان روستای خوینی‌آباد به «پیام‌ما» می‌گوید: «گوجه‌ای که تا سه سال پیش وزنش به نیم کیلو هم می‌رسید الان 50 گرم هم نمی‌شود. همه اهالی هرچه گوجه کاشتند اندازه گیلاس درآمد. وقتی که مهندس آوردیم سر زمین‌هایمان و گفت مشکل از آب است.»
به او و اهالی روستا گفتند که EC آب بالای 5 هزار است. این را خودشان از تلخی و شوری آب هم فهمیده بودند. سالانه سه تا چهار بار به قول خودشان چاه آبشان را «می‌روفند». گرد نمک روی اکثر زمین‌های کشاورزی نشسته و فقط شوره‌زار باقی مانده.
اهالی روستا سردرگم‌اند. با آزمون و خطا هر محصولی را برای امرار معاش کاشته‌اند. از صیفی‌جات گرفته تا گندم و جو و حالا هم گیاهان دارویی اما هیچ گیاهی در این زمین شور دوام نیاورده.
علی غفوری از اهالی خورموج که بالای فلکه «خالو حسین» ساکن است به «پیام‌ما» می‌گوید: «30 هکتار زمین کشاورزی داشتم اما حالا تمامش شوره‌زار شده. هرچه کاشتیم از بین رفت. ناچار شدم امسال فقط 2 هکتار گیاه دارویی بکارم. نمی‌دانم چه می‌شود.» او از گلخانه‌داران این منطقه است که همه گلخانه‌های صیفی‌جاتش از مدار تولید خارج شده.
علی کازرونی دیگر کشاورز این منطقه است که وضعیت محصولش ناراضی است. او هم به «پیام‌ما» می‌گوید: «از بذرهای خربزه‌ چیزی سبز نشد. چشم امیدمان به چند هکتاری بود که گندم کاشته بودیم اما همان هم کیفیت چندانی نداشت. تا دو سال پیش، از هر هکتار 5 تا 6 تن گندم برداشت می‌کردیم، اما پارسال از هر هکتار بین یک تا 1.5تن گندم گرفتیم.»
اهالی منطقه معتقدند که علت اصلی مشکلات آبی‌شان فعالیت معادن در کوه بیرمی است. غفوری می‌گوید: «تا قبل از انفجاری که دو سال پیش اتفاق افتاد EC‌ چاه‌های آب کشاورزی روی 2 هزار بود اما حالا به 5 هزار رسیده.»
شیب زمین معکوس شد
حسین باغبانی، کارشناس ارشد هیدرولوژی، فعالیت معادن را بر کاهش منابع آبی بی‌تاثیر نمی‌داند. او به «پیام‌ما» توضیح می‌دهد: « با برداشت بی‌رویه شن و ماسه از بالای شهر خورموج، میزان نفوذ آب به زمین کاهش پیدا کرده و در نتیجه هم خطر سیل‌خیزی شهر بیشتر شده و هم به واسطه کاهش نفوذ آب به سفره زیرزمینی، سطح سفره پایین رفته و شیب هیدرولوژی معکوس شده است.»
به گفته این کارشناس هیدرولوژی، به واسطه معکوس شدن شیب، آب شور از دامنه‌های پایین آرام آرام به سمت مناطق بالاتر حرکت کرده و بسیاری از چاه‌های کشاورزی پایین منطقه را شور و غیرقابل استفاده کرده است.
او معتقد است که تداوم این فعالیت معدنی به تدریج EC آب را به بالای 7 هزار نیز می‌رساند:‌ «تا 5 سال پیش ECچاه‌های کشاورزی منطقه روی هزار و 500 بود اما الان به 5 هزار رسیده و نهایتا تا ده سال دیگر به 7 هزار هم می‌رسد. این یعنی تا چند سال دیگر بدون استفاده از آب‌ شیرین‌کن، این آب حتی برای کشاورزی هم مناسب نیست.»
براساس اطلاعات آب‌و فاضلاب این شهرستان مصرف آب این شهرستان بین 16 تا 17 هزار مترمکعب است که 8 هزار مترمکعب آب آن از طریق سد کوثر در استان یاسوج تامین می‌شود و مابقی از طریق چاه‌های بیرمی.
دو سال پیش اما چاه شماره 10 از مدار خارج شد و فشار بیشتری بر سایر چاه‌ها افتاد. باغبانی می‌گوید: «چاهی که تا قبل از آن 24 ساعته در مدار بود حالا بعد از هزینه‌کرد 80 میلیون تومان به طور کامل به مدار برنگشته و تنها در 24 ساعت دو ساعت آب می‌دهد.»
انفجار در زیستگاه پلنگ
مسئله فقط آب نیست. سازمان صنعت، معدن و تجارت 14 سال پیش مجوز معدن‌کاوی در منطقه‌ای را صادر کرد که 5 سال پیش به واسطه گونه‌های ارزشمندش 5سال پیش در فهرست مناطق حفاظت‌شده بوشهر قرار گرفت؛ استانی که در خوشبینانه‌ترین حالت فقط 7 درصد مساحتش حفاظت‌شده است. این در حالی است که استاندارد کشوری 10 درصد از مساحت هر استان است. کوه بیرمی زیستگاه‌ پلنگ و بز کوهی است. اکنون اما در این زیستگاه معدن‌داران شن، ماسه و آهک استخراج می‌کنند. کریم موسوی، مستندساز و فعال محیط زیست با اشاره به تبعات تاثیر فعالیت معدن بر حیات وحش این منطقه می‌گوید: «بزهای کوهی بالای همان مسیر انفجار زندگی می‌کنند اما این معدن سال‌هاست که منطقه امن این حیوانات را تبدیل به محل استخراج شن و ماسه و آهک کرده است.»
او و رضا پرتوی‌سنگی، عضو انجمن حیات وحش لیان فعالیت معدن در این نقطه را خلاف قوانین محیط زیستی می‌دانند.
با محیط زیست هماهنگ نبودند
فرهاد قلی‌نژاد، مدیر‌کل حفاظت محیط زیست بوشهر اما به «پیام‌ما» می‌گوید: «این کارخانه آهک از سال 1384 یعنی قبل از ارتقای بیرمی به منطقه حفاظت‌شده مستقر شد و مجوزهای لازم را گرفته و در سال 86 هم مجوزش را تمدید کرده است.»
به گفته قلی‌نژاد طبق ماده 4 قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست حق انتفاع معادنی که از قبل فعال بوده‌اند به رسمیت شناخته می‌شود و این معادن اجازه بهره‌برداری دارند. با این همه او نیز تاکید دارد که این معادن باید فعالیت خود را با هماهنگی محیط زیست و با ملاحظات لازم انجام دهند.
مدیر‌کل محیط زیست بوشهر درباره انفجار اخیر می‌گوید: «این انفجار بدون هماهنگی با سازمان محیط زیست بوده و ما اخطاریه‌های لازم را صادر کردیم. همچنین اعلام کردیم تا بررسی مجدد محدوده فعالیت این معدن و و هر گونه انفجار در این محدوده غیرقانونی است.»
چرا روی منبع آب معدن آهک زدند؟
اما چرا این معدن 14 سال پیش مجوز بهره‌برداری روی تنها منبع آبی این شهرستان را گرفته است؟ قلی‌نژاد این‌طور می‌گوید: «آن زمان که ما مجوز فعالیت معدنی در این منطقه را دادیم، بیرمی منطقه حفاظت‌شده نبود. اصل ما در محیط زیست در مناطق غیرحفاظتی فاصله از مناطق مسکونی است و در مورد آب باید دستگاه‌های متولی مثل آب منطقه‌ای پاسخگو باشد.»
پیگیری «پیام‌ما» نشان می‌دهد که این معدن از همان 14 سال پیش برای بهره‌برداری از این منطقه مجوز آب منطقه‌ای را نگرفته است. عبداللطیف عباسی‌نژاد، معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای بوشهر می‌گوید: «معدن آهک هیدراته هیچ گونه ارتباطی با آب منطقه‌ای نداشته و از همان ابتدا بدون مجوز ما فعالیتش را شروع کرده است.»
حسن باغبانی، زمین‌شناس درباره تاثیر انفجارها به «پیام‌ما» می‌گوید: «مخزن آب بیرمی مخزنی است در درون آهک که اگر در اثر انفجار ترک بردارد آب خارج می‌شود و به پایین‌دست که شوره‌زار است می‌رود.
نتیجه این امر چیزی جز از دست رفتن آب و باقی‌ماندن شوره‌زار نیست.» او معتقد است که به دلیل موقعیت استراتژیک منطقه باید هرگونه مجوز بهره‌برداری در این محدوده لغو شود.
اکنون 14 سال از فعالیت معدنی که حتی مجوز شروع فعالیت را دریافت نکرده می‌گذرد؛ معدنی که محدوده فعالیت آن حوالی سه چاه آب شیرین شماره 8 ،9 و 10 است. هرچند که از دو سال پیش یکی از انفجارهای این معدن چاه شماره 10 را از مدار خارج کرد.

در زمینه واردات و تزریق واکسن موفق بوده‌ایم

پس از عیان شدن اختلاف وزیر بهداشت و رئیس جمهوری بر سر شیوه مدیریت ستاد ملی مقابله با کرونا، رئیس‌جمهوری در اظهاراتی کلید حل مشکل کرونا را در واکسیناسیون دانست و به صراحت گفت: «نمی‌توانیم تا تابستان منتظر واکسن داخلی باشیم». حسن روحانی با تاکید بر لزوم واردات واکسن خارجی افزوده بود: «باید در بهار از واکسن‌های خارجی استفاده کنیم. هر شرکتی برای ورود واکسن مشکلی دارد، مستقیما به دفتر ریاست‌جمهوری اعلام کند». اما وزیر بهداشت بدون اشاره به سخنانش روحانی تلویحا پاسخ او را داده و گفته است در زمینه واردات و تزریق واکسن موفق بوده‌ایم.وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با بیان اینکه تاکنون ۵۰۰ هزار دوز واکسن کرونا در کشور تزریق شده است، گفت: تا پایان هفته آینده این رقم به یک میلیون و ۳۰۰ هزار دوز می‌رسد.
به گزارش ایرنا، «سعید نمکی» روز جمعه در جلسه ستاد استانی مقابله با کرونا استان کرمانشاه که در سالن شهدای دولت استانداری برگزار شد، مدعی شد: کار واردات واکسن مطمئن کرونا به کشور و همچنین تولیدات داخلی به خوبی در حال انجام است به گونه‌ای که امروز می‌توانیم ادعا کنیم جزو کشورهای موفق جهان بوده‌ایم.
وزیر بهداشت حتی پا را از این فراتر گذاشت و مدعی شد: «برخلاف برخی اظهارنظرهای مغرضانه که ایران را در زمینه واردات و تزریق واکسن کرونا از دنیا عقب می‌دانند، کشورمان وضعیت مناسبی دارد؛ به صورت جهانی اعلام شده کار تزریق این واکسن تا پایان سال ۲۰۲۲ برای مردم خواهد بود و من این اطمینان را می‌دهم که تا پایان امسال همه مردم و یا حداقل بخش اعظمی از شهروندان ایرانی به واکسن دسترسی پیدا کرده و حتی بسیاری از این افراد تا پایان عمر همین دولت آن را تزریق می‌کنند».
نمکی با بیان اینکه تاکنون ۵۰۰ هزار دوز واکسن کرونا در ایران تزریق شده است، اظهارکرد: این رقم در کشور ژاپن را ۶۴۲ هزار دوز، عمان ۱۹۳ هزار دوز، مصر ۱۶۵ هزار دوز، عراق ۱۴۳ هزار دوز، کره‌جنوبی ۶۱ هزار دوز و ویتنام ۵۸ هزار دوز بوده است که به جز ژاپن، ایران از بقیه کشورهای یاد شده و خیلی دیگر از کشورها وضعیت به مراتب مطلوبتری دارد.
وزیر بهداشت تصریح کرد: کار واردات واکسن کرونا به کشور با جدیت ادامه دارد و در یک ماه اخیر موفق به واردات ۴۲۰ هزار دوز از روسیه، ۲۰۰ هزار دوز از چین و ۱۲۶ هزار دوز از هند شدیم، ضمن اینکه در هفته دوم فروردین نیز حدود ۷۰۰ هزار دوز از کواکس (نهاد هماهنگ کننده واکسن در جهان) دریافت کردیم. او همچنین ابراز امیدواری کرد با واردات انجام شده تا پایان هفته آینده کار واکسیناسیون کادر درمان، بیماران و افراد دارای بیماری زمینه‌ای در کشور پایان یابد.
نمکی در ادامه اشاره‌ای به تولید واکسن داخلی داشت و گفت: کار ساخت واکسن داخلی به خوبی پیش می‌رود و کارها طبق روال در حال انجام بوده و می‌توان گفت روی غلطک افتاده است. وزیر بهداشت با تاکید بر اینکه واکس ایرانی کرونا در شرایط درخشانی قرار دارد و متخصصان امر به سختی و با جدیت در حال تولید آن هستند، یادآور شد: شرایط به گونه‌ای است که در آینده کشورهایی می‌توانند واکسن بزنند که تولیدات داخلی داشته باشند.
او با اشاره به ورود بخش خصوصی برای تولید واکسن کرونا، تصریح کرد: تعهدات لازم از آن‌ها گرفته شده و به آنها اعلام کرده‌ایم که واکسن‌هایی باید تولید کنند که خودشان و اعضای خانواده‌شان هم باید از همان نوع تزریق کنند چرا که بحث سلامت و جان مردم در میان است و ما روی این موضوع با هیچکس تعارف نداریم.
نمکی همچنین با دادن این اطمینان به مردم که نظارت کافی و کاملی بر روند تولیدات داخلی و نمونه‌های وارداتی وجود دارد، گفت: مردم با اطمینان این واکسن‌ها را تزریق کنند چرا که سلامت آنها تضمین شده است.
نمکی در پایان این بخش از سخنان خود در خصوص واکسن کرونا گفت: اقدامات خوبی در این زمینه از ماه‌ها قبل انجام شده اما سعی کردیم در آرامش نیاز کشور را تامین کنیم چرا که علاقه‌ای به فریاد زدن اقدامات صورت گرفته نداشته و این کار را وظیفه خود می‌دانیم.
موج چهارم قدرت انتقال و کشندگی بالایی دارد
وزیر بهداشت در ادامه با اشاره به همه‌گیری پیک چهارم کرونا، آن را بزرگترین و سهمگین‌ترین موج این بیماری به لحاظ قدرت انتقال و کشندگی از ابتدای شیوع این ویروس تاکنون عنوان کرد و گفت: ویروس کرونا ابعاد ناشناخته زیادی دارد و این‌گونه نیست که با مقداری فروکش و یا ساخت واکسن فکر کنیم کار آن تمام شده است. نمکی با بیان اینکه به رغم همه تلاش‌ها متاسفانه وارد پیک چهارم کرونا شدیم، گفت: قصد واکاوی علت این موضوع را ندارم چرا که ممکن است دست مایه‌ای برای دشمنان و ایجاد ناامیدی در جامعه شود، از طرف دیگر بیان آن هم کمکی به وضع فعلی کشور نمی‌کند و حتی ممکن است در شرایطی که بیش از هر زمان دیگری به همدلی و وحدت نیاز داریم باعث تفرقه و انشقاق شود. او بیان کرد: در این شرایط بیان برخی صحبت‌ها به صلاح نیست و نمی‌خواهم به دغدغه‌ها و نگرانی‌های رهبر معظم انقلاب افزوده شود، آنچه که الان اهمیت دارد این است که همه دست به دست یکدیگر داده تا از این پیک هم که سنگین‌تر از موج‌های گذشته است به سلامت و با حداقل تلفات عبور کنیم.
ورود دلال به واردات واکسن، ممنوع
وزیر بهداشت همچنین با اعلام اینکه افراد غیرمتخصص بخش خصوصی به واردات واکسن کرونا ورود کرده‌اند، گفت: قلم پای کسی که واکسن قلابی وارد و با سلامت مردم بازی کند را می‌شکنیم. نمکی با بیان اینکه قراردادهای خرید واکسن در دنیا «حسین قلی‌خانی» است، افزود: از داوطلبان حرفه‌ای و خوش سابقه بخش خصوصی برای ورود واکسن به کشور استقبال می‌کنیم، اما به دلالان این اجازه را نمی‌دهیم. او همچنین با اشاره به اجازه صادر شده برای ورود بخش خصوصی برای تولید واکسن کرونا از آذر ماه سال قبل گفت: این افراد طبق تعهداتی که داده‌اند به ساخت واکسن مشغول شده‌اند اما در این میان هرگز به دلالان اجازه ورود نداده و با کمک رئیس سازمان غذا و دارو که جزو سالم ترین افراد است، بساط آنها را جمع کرده‌ام.
دکتر نمکی به همه گیری پیک چهارم کرونا در کشور اشاره کرد و افزود: شرایط فعلی جامعه اصلا مساعد نیست و پیش‌بینی می‌شود هفته آینده شرایط سخت‌تر است. دکتر نمکی همچنین خواستار کنترل بیش از پیش مرزها شد و افزود: ورود حتی یک بیمار از خارج کشور نیز می‌تواند با توجه به قدرت سرایت ویروس جهش یافته برای ما بسیار خطرآفرین بوده و شرایط را از این هم بدتر کند.

هامون‌نشینان چشم به راه دیپلماسی

«پس از این آب را در مقابل نفت به ایران می‌دهیم. آب هیرمند قرن‌ها از افغانستان خارج می‌شد ولی اکنون مدیریت آن به دست افغان‌هاست» این جمله را رئیس‌جمهور افغانستان در مراسم افتتاح سد کمال‌خان در ولایت نیمروز بیان کرد. ایران پیش از این سخنان و بهره‌برداری رسمی از این سد، نسبت به تبعات آبگیری سد کمال‌خان ابراز نگرانی کرده بود. دیروز هم رئیس کمیسیون مرزنشینان اتاق تعاون ایران در خصوص تبعات این اتفاق به ایلنا گفته: «وقتی آقای اشرف‌غنی می‌گوید آب را در برابر نفت می‌دهد، بدیهی است که آبگیری سد کمال‌خان بر اقتصاد دامداری و کشاورزی منطقه تاثیر می‌گذارد. پیامد این موضوع هم تشدید مهاجرت است» مسئله آب در جنوب شرق ایران قدمتی چندین ساله دارد اما آنچه مسلم است محدود شدن ورود آب هیرمند و سیلاب‌های سالانه از افغانستان به این منطقه، به بحران آب و مشکلات مردم دامن خواهد زد. هر چند وزارت امور خارجه از رایزنی با مقامات افغانستان خبر می‌دهد اما به نظر می‌رسد سیاست‌های افغانستان در قبال این موضوع چندان به نفع ایران نیست و پیشگیری از اثرات سو این امر نیاز به پیگیری جدی‌تر دستگاه دیپلماسی دارد. بهمن ماه سال گذشته بود که آبگیری سد کمال‌خان در افغانستان نگرانی‌هایی را درباره وضعیت دشت سیستان و به ویژه تالاب هامون ایجاد کرد، هرچند کارشناسان معتقدند ساخت سد به خودی خود موجب نگرانی نیست، بلکه انحراف مسیر رودخانه هیرمند بعد از سازه سد توسط افغانستان است که می‌تواند نگرانی‌ها را در خصوص وضعیت سیستان و هامون تشدید کند، اما این موضوع به همان اندازه که نگرانی‌هایی در حوزه محیط زیست و کشاورزی منطقه ایجاد می‌کند از منظر دیپلماسی هم برای ایران اهمیت دارد. حل مشکلات محیط زیستی پیش رو و همچنین تبعات گسترده‌ای که آبگیری این سد و تصمیمات دولت افغانستان در خصوص رودخانه هیرمند به دنبال دارد، نیازمند رایزنی‌هایی در حوزه دیپلماسی است. اما آنگونه که نمایندگان مجلس می‌گویند اقدام اثرگذاری در این زمینه انجام نشده است. مجتبی یوسفی سخنگوی فراکسیون شوراها و مدیریت شهری و روستایی به خبرگزاری خانه ملت می‌گوید: «در چند سال اخیر حوزه دیپلماسی محیط زیست از اقدامات حوزه آب گرفته تا کنترل گرد‌و‌غبار و ریزگردها تصمیمات موثری صورت نگرفته، در حال حاضر نه تنها در زمینه دیپلماسی سیاسی شاهد اقدامات خوشایندی نبودیم بلکه در حوزه دیپلماسی محیط زیستی از حقابه هیرمند گرفته تا گرد‌و‌غبار و ریزگردهای ترکمنستان و عراق شاهد دیپلماسی موثری نیستیم. امیدواریم مسئولان محیط زیست با همتایان خود در کشورهای سوریه، عراق، افغانستان و پاکستان رایزنی قوی و مثمر ثمری در مورد حل مشکلات زیست محیطی داشته باشند. فراموش نکنیم امسال به دلیل کاهش بارندگی و ذخایر آبهای زیرزمینی با هجوم ریزگردها مواجه خواهیم بود. اگر به مشکلات محیط زیستی استان‌ها به ویژه استان‌های مرزی توجه نشود، بی‌شک با معضلاتی از قبیل مهاجرت و خالی شدن مرزها روبه‌رو خواهیم بود» روند مهاجرت از شهرها و روستاهای جنوب شرق کشور به دلیل اهمیت مرزهای این منطقه همواره یکی از نگرانی‌ها در حوزه امنیت کشور محسوب می‌شود و با تصمیمات دولت افغانستان در رابطه با هیرمند اگر این روند تشدید شود، در کنار تمام اثرات محیط زیستی و اجتماعی و اقتصادی این امر، باید در انتظار تبعات امنیتی آن هم باشیم.
یاسر فیضی رئیس کمیسیون مرزنشینان اتاق تعاون ایران درباره تاثیرات آبگیری سد کمال‌خان بر تشدید مهاجرت در این منطقه معتقد است: «یکی از دلایلی که دولت مزایایی برای مرزنشینی در نظر می‌گیرد این است که ساکنان مرزها را تخلیه نکنند. این مزایا علاوه بر حرفه و شغل مرزنشینان است. وقتی سدی مثل سد کمال‌خان ایجاد می‌شود و آقای اشرف‌غنی می‌گوید آب را در برابر نفت می‌دهد، بدیهی است که بر اقتصاد دامداری و کشاورزی منطقه تاثیر می‌گذارد. پیامد این موضوع هم تشدید مهاجرت است. وقتی مردم امکان کسب درآمد نداشته باشند یا معاش آن‌ها به خطر بیافتد، به دنبال راه حل جایگزین می‌روند؛ بدون شک این راه حل مهاجرت است» فیضی در خصوص تبعات ساخت سد کمال‌خان در منطقه جنوب شرق هم به ایلنا می‌گوید: « از عوارض سد کمال‌خان این است که روند سرازیر شدن آب هیرمند، یکی از تامین‌کننده‌های اصلی آب دریاچه هامون را مختل کند و سومین دریاچه بزرگ ایران بعد از خزر و ارومیه به مرور خشک شود؛ رخدادی که معضلی جدی برای تامین آب شهرهای بزرگ استان سیستان و بلوچستان و معضل محیط زیستی ایجاد می‌کند. سیستان با بحران کم‌آبی مواجه است، تعداد زیادی در این منطقه اقدام به مهاجرت کرده‌اند. در گذشته به دلیل حقابه سیستان از هیرمند، رود فصلی، وجود ترسالی و نبود محدودیت‌ها، کشاورزی و دامپروری سیستان وضعیت خوبی داشت. خشکسالی‌های چندسال اخیر و اقدامات دولت افغانستان دست به دست هم داده تا کشاورزی در این منطقه آسیب ببیند» به زعم کارشناسان و صاحبنظران ماجرای کمال‌خان بیش از هر چیز به حوزه دیپلماسی مربوط است و حل مسائل مربوط به آن هم باید در همین حوزه صورت گیرد. در روزهای ابتدایی فروردین سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به سخنان رئیس جمهور افغانستان در مراسم افتتاح رسمی سد کمال‌خان در ولایت نیمروز که گفته بود: «به تعهد خود در برابر حقابه ایران متعهد هستیم و در صورت تقاضای مازاد از سوی ایران حاضر به مبادله آب در برابر نفت هستیم» گفت: «رودخانه هیرمند دارای رژیم حقوقی تعریف شده‌ای است و بر اساس قراردادی که در سال ۱۳۵۱ بین دو کشور به امضا رسیده و در مجالس قانون‌گذاری هر دو کشور به تصویب رسیده حقابه ایران کاملاً مشخص بوده و دولت افغانستان هم به این حقابه متعهد است. دولت جمهوری اسلامی ایران از اظهارات رئیس‌جمهور محترم افغانستان برای تبدیل آب به موضوع همکاری بین دو کشور استقبال کرده و آمادگی خود را بدین منظور اعلام می‌کند» احمدرضا لاهیجان‌زاده، معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص این تفاهم‌نامه می‌گوید: «تفاهم نامه‌ای حدود پنجاه سال قبل بین دو کشور امضا شده و حداقل حقابه‌ که همان 820 میلیون مترمکعب است در آن در نظر گرفته شده است. این میزان حقابه در آن مقطع زمانی که بحث تغییر اقلیم مطرح نبود و خشکسالی‌ها اتفاق نیفتاده بود و بارشها مناسب بود، با این رویکرد امضا نشد که حقابه تالاب هامون باشد. این تالاب بزرگترین دریاچه بعد از دریاچه خزر و ارومیه در منطقه است، حداقل نیاز آبی که این تالاب دارد بین 3 تا 5 میلیارد متر مکعب است و این 820 میلیون مترمکعبی که در سال 51 مورد تفاهم قرار گرفته است، نباید به عنوان حقابه تالاب در نظر گرفته شود، چون حقابه بسیار بیشتر از این عدد است. عددی که در تفاهم‌نامه مطرح شده، یک حداقلی برای کشاورزی منطقه است. این 820 میلیون متر مکعب به شرطی در آن تفاهم نامه اشاره شده که کماکان سیلاب‌ها بتوانند وارد تالاب شوند» اما حالا با تغییر مسیر هیرمند در افغانستان، ایران از این سیلاب‌ها هم محروم خواهد بود. لاهیجان زاده در این خصوص می‌گوید: «ظرفیت بند کمال‌خان (حدود 50 تا 60 میلیون متر مکعب) در مقایسه با آورد رودخانه ناچیز محسوب می شود، از بند و میزان حجمی که آن نگرانی وجود ندارد، منشا نگرانی این است که کشور همسایه اقدام به انحراف مسیر رودخانه بعد از سد کرده، ساخت این سد به خودی خود عامل تهدید کننده مهمی نیست» اظهارات لاهیجان‌زاده باز هم ضرورت مذاکره در حوزه دیپلماسی را مورد تاکید قرار می‌دهد چرا که این اقدام افغانستان در خصوص انحراف مسیر رودخانه نشان از سیاست‌های جدید این کشور در مواجهه با ایران دارد. سیاست‌هایی که می‌تواند تبعات محیط زیستی بسیاری برای ساکنان مرزنشین دو کشور و شهرها و استان‌های همجوار با تالاب هامون به دنبال داشته باشد. محمد سرگزی نماینده مردم سیستان در مجلس معتقد است: «احداث سد کمال‌خان در خاک افغانستان قطعاً اثرات مخربی را برای منطقه سیستان و تالاب هامون در بر دارد. این موضوع مهم باید از طریق دستگاه دیپلماسی کشور پیگیری شود تا پیامدهای خشکسالی‌های اخیر در منطقه تشدید نشود» به همین دلیل است که فیضی ساخت کمال‌خان را کابوسی برای ایران می‌داند و می‌گوید: «با توجه به نظام حقوقی تعریف شده بین ایران و افغانستان، اقدامات وزارت خارجه در خصوص تامین حقابه ایران، رایزنی و ‌دیپلماسی فعال این وزارتخانه می‌تواند تهدید ایجاد سد کمال‌خان را به فرصت مغتنمی برای استفاده از آب آن برای کشور ایجاد کند. در غیر این صورت سد کمال‌خان به کابوسی برای ایران و خصوصا مردم منطقه سیستان تبدیل می‌شود» هر چند اشرف‌غنی می‌گوید: «افغانستان متعهد به اجرای معاهده هیرمند است» اما مسئله اینجاست که میزان حقابه توافق شده در تفاهم‌نامه سال 1351 نه تنها در طول سالیان تامین نشده بلکه در شرایط فعلی و با توجه به تغییرات اقلیمی منطقه هم نمی‌تواند برای مسایل منطقه به ویژه سیستان راهگشا باشد و همین امر است که مذاکره در این خصوص را ضروری می‌کند. از سوی دیگر بعضی کارشناسان معتقدند افغانستان از قدرتی که وجود سرشاخه‌های هیرمند در این کشور، در اختیارش گذاشته به عنوان اهرم فشاری در مذاکرات بهره‌برداری می‌کند. شاید ایران و افغانستان نیازمند تفاهم نامه جدیدی درباره حقابه هیرمند باشند، تفاهم‌نامه‌ای که در آن توجه ویژه به تالاب در معرض خطر هامون هم صورت گیرد.

توجه به استقلال معلولان در تردد و بازدید از اماکن گردشگری

یکی از موضوعات مورد پیگیری ما در موضوع گردشگری معلولان، بحث حمل و نقل است، در حوزه حمل و نقل عمومی وسایل نقلیه مناسب برای شهروندان دارای معلولیت وجود ندارد و معمولا حمل و نقل عمومی جوابگوی این افراد نیست. خیلی وقت‌ها گفته می‌شود که بی.آر.تی‌ها مناسب‌سازی شدند اما اگر اکنون سرکشی به مناطق مختلف تهران داشته باشید، متوجه می‌شوید که بسیاری از این رمپ‌های متحرک یا فرش شدند و به اتوبوس چسبیدند یا اینکه اصلا وجود ندارند. بنابراین یکی از مشکلات اساسی ما مسئله تردد است. اکنون بسیاری از ایستگاه‌های قطار بین شهری هنوز مجهز به بالابر مناسب برای ویلچر نیستند. گاهی هم البته به این مساله برخورد می‌کنیم که مسئولان مترو می‌گویند، «هرچند ما ایستگاه‌ها را دسترس پذیر نکردیم اما متصدیان و کارکنان خود را آموزش دادیم که بتوانند به فرد دارای معلولیت کمک کنند»، درحالیکه یکی از درگیری‌های جدی ما با مجموعه‌ها برسر همین دیدگاه است. افراد دارای معلولیت باید استقلال داشته باشند، باید این حس را داشته باشند که به تنهایی می‌توانند از یک مجموعه بازدید کند، در یک مجموعه تردد کند و نیازی به فرد دیگری نداشته باشد، در این صورت می‌توان به او عزت نفس داد و کرامت انسانی ایجاد کرد، زیرا اگر فرد معلول بداند برای کسی ایجاد زحمت می‌کند، تا زمانی که اجبار نباشد، از انجام کار سر باز می‌زند، به همین دلیل هم بازدید از اماکن گردشگری عموما در سبد هزینه‌های یک معلول نیست. بحث دیگر در حوزه گردشگری معلولان، آمادگی فضاهای گردشگری برای ورود آن‌هاست. در همین تهران، در موزه‌ها و فضاهای باستانی یا تاریخی عموما به دلیل همین قدیمی‌ بودن امکان تردد با ویلچر وجود ندارد. یکی از اتفاقات عجیبی که سال گذشته رخ داد و ما مشاهده کردیم این بود که موزه ملی تهران امکان دسترسی برای معلولین را ندارد، ما چند جلسه با مدیر موزه گذاشتیم و جواب این بود که هزینه این کار وجود ندارد، کمپین معلولان در نهایت به شهرداری منطقه ۱۲ گفت‌‌وگو کرد و ما در نهایت توانستیم رضایت آن‌ها را جلب کنیم تا سالن‌های مناسب ویلچر ایجاد کنند که ویلچر بتواند دست کم از طبقه اول موزه بازدید کند، دسترس پذیری طبقات دیگر موزه، مراحل بعدی بود که البته هنوز این اتفاق رخ نداده است. این اتفاق به ما نشان داد که ما در بحث گردشگری معلولان مشکلات جدی داریم. اگر بخواهیم جدی‌تر به موضوع ورود کنیم باید بگوییم که هرچه شهر بافت قدیمی‌تری داشته باشد، مشکل تردد در آن بیشتر است، اما در شهری مانند یزد، بعضی از اعضای شورای شهر مانند سپنتا نیکنام، به این مسئله بیشتر پرداختند، خوشبختانه در این شهر به دلیل همین فعالیت‌های شورا و شهردار اراده برای مناسب سازی وجود دارد. به طور کلی برای مناسب سازی شهرها، با دو موضوع انباشت اتفاقات ناگوار قدیمی و فضاهای بازسازی شده در سال‌های جدید، مواجهیم. اصرار ما این است که اگر شهرها قرار است کاری در زمینه مناسب سازی انجام دهند، باید روی همین فضاهای بازسازی شده تمرکز کنند. اگر قرار بر بازسازی باشد، ما اعتقاد داریم که در وهله اول، استاندارد مناسب دسترس پذیری را بشناسیم، یکی از مشکلات جدی ما این است که متاسفانه مدیران شهری با موضوعات مناسب سازی آشنا نیستند، همین الان مجموعه‌هایی وجود دارند که حتی خطوط بساوایی را نمی‌شناسند و ممکن است دست به اقداماتی بزنند که اتفاقا برای حوزه معلولان دردسر ساز باشد. اکنون در تهران در بعضی مناطق خطوط بساوایی نصب شده اما در کنارش یک پله یا اختلاف سطح ایجاد کردند که اگر فرد نابینا توجه نکند، در اختلاف سطح گیر می‌افتد. برای حل این مساله یکی از مهم‌ترین اقدامات آموزش است، مدیران ما باید بدانند فرد دارای معلولیت چه نیازهایی دارند، همچنین پیمانکاران یا مدیران اجرایی استخدام کنند که دوره‌های آموزشی در زمینه مناسب سازی استاندارد گذرانده باشند. اگر چنین اتفاقاتی رخ دهد، می‌توانیم امیدوار باشیم که در حین ساخت و سازهای جدید استاندارد مناسب سازی در نظر گرفته می‌شود.

تاثیر واکسیناسیون در سرنوشت اتحادیه اروپا

از زمان شروع واکسیناسیون در دنیا تاکنون نزدیک به ۷۷ میلیون نفر در آمریکا به طور کامل واکسینه شده‌اند و بیش از ۳۲ میلیون نفر در انگلستان اولین دوز واکسن کرونا را دریافت کرده‌اند. با توجه به روند سریع واکسیناسیون در این کشورهای توسعه‌یافته انتظارها بر آن بود که روند واکسیناسیون در اروپا نیز پربازده و با برنامه‌ریزی منظمی همراه باشد. اما شرایط به این‌گونه پیش نرفته است؛ مجارستان نسبت به جمعیت ۱۰ میلیونی خود بالاترین میزان مرگ‌و‌میر در دنیا را دارد، تعداد مبتلایان در آلمان روند صعودی پیدا کرده و میزان مرگ‌و‌میر در فرانسه به ۱۰۰هزار نفر رسیده است. متینا استویس-گردینف خبرنگار نیویورک تایمز در گفت‌وگویی با پادکست همین روزنامه معروف به دیلی درباره پشت‌پرده مشکلات اروپا و آشفتگی‌های روند واکسیناسیون می‌گوید: «میزان مرگ‌و‌میر نسبت به مارس سال گذشته بیشتر شده و اروپا موج سوم کرونا را طی می‌کند».تعداد مبتلایان به ویروس کرونا در بیش از نیمی از ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا رو به افزایش است و یکی از دلایل آن به شیوع گونه‌های جهش‌یافته این ویروس برمی‌گردد.
سازمان بهداشت جهانی با انتقاد از عملکرد اروپا، سرعت کند واکسیناسیون را غیرقابل قبول توصیف کرده است. اما سرعت کند چه معنی می‌دهد؟ متینا توضیح می‌دهد که ۶۲درصد اسرائیلی‌ها حداقل اولین دوز واکسن کرونا را دریافت کرده‌اند. این رقم در انگلستان معادل ۴۷درصد و در آمریکا یک‌سوم جمعیت آن است، اما این میزان در اتحادیه اروپا ۱۳.۵درصد است. ممکن است باز هم از خیلی از کشورها بالاتر باشد اما برای اروپایی‌ها درصد بسیار پایینی است. جواب ساده‌ای برای توضیح کندی روند واکسیناسیون در اروپا وجود ندارد. مارس سال گذشته شیوع کرونا در ایتالیا به مرحله‌ای بحرانی رسیده بود و کشورهایی مانند آلمان و فرانسه که خط تولید و انبارهایی از تجهیزات محافظتی مانند ماسک را داشتند به جای کمک به ایتالیا، به انبار کردن آن‌ها ادامه دادند. وقوع این اتفاق ناخوشایند باعث شد اتحادیه اروپا تصمیم بگیرد که از وقوع مشکلات مشابه در روند تامین واکسن پیشگیری کند تا میان کشورهای عضو برای خرید واکسن با یکدیگر رقابت ایجاد نشود. در قاره اروپا که مرز کشورها به روی یکدیگر باز است، کشورها با یکدیگر تجارت پایداری دارند و شهروندان آنها به راحتی می‌توانند از کشوری به کشوری دیگر سفر کنند، منطقی نیست که یک کشور کاملا واکسینه شود و دیگران نه.
کشورهای عضو اتحادیه اروپا سیاست‌های اقتصادی مشترکی دارند اما سیستم‌های آنها در مسائل مربوط به بهداشت و سلامت متفاوت است. اتحادیه اروپا می‌تواند به شما بگوید چطور تجارت کنید اما تجربه‌ای در خرید اقلام بهداشتی از شرکت‌های بزرگ مانند بیگ فارما را ندارد.
مقامات اتحادیه اروپا به نمایندگی از ۲۷ کشور عضو آن در متقاعد کردن و مذاکره برای خرید واکسن بسیار قوی عمل کرده‌اند. به گفته متینا اتحادیه اروپا به عنوان یک کشور واحد، عملکرد بهتری برای توزیع منظم واکسن برای اعضای آن می‌تواند داشته باشد؛ تنظیم قراردادهای بهتر با قیمت بهتر و زمان مناسب برای دریافت واکسن. اما همچنان مشکلاتی وجود دارد. متینا می‌گوید بعد از آن‌که اتحادیه اروپا با شرکت‌هایی دارویی برای خرید واکسن مذاکره کرد، این کشورها به جای اینکه در توزیع واکسن شرکای یکدیگر باشند، به مشتری‌های شرکت‌های دارویی تبدیل شدند. آنها فکر می‌کردند با اعتماد به شرکت‌های دارویی و امضای قراردادهایی برای خرید بیش از میلیاردها دوز واکسن، بازار آزاد می‌تواند فرصت خوبی را در سرعت دسترسی به واکسن جهانی ایجاد کند. آنها انتظار نداشتند که کشوری دیگر قرارداد بهتری داشته باشد.
آمریکا با راه‌اندازی عملیات فوق سریع واکسیناسیون معروف به Operation Warp Speed و همکاری دولت با شرکت‌های خصوصی در تهیه و توسعه واکسن به یکی از شرکای آنها تبدیل شد. میلیاردها دلار برای تحقیق و توسعه واکسن در آمریکا هزینه شده اما اتحادیه اروپا در مقایسه با آمریکا میزان کمتری سرمایه‌گذاری کرده است. به گفته متینا اتحادیه اروپا بیشتر همانند یک مشتری واکسن عمل کرده و به جای اینکه مانند آمریکا پول تزریق کند نسبت به پول مالیات‌دهندگان با مسئولیت‌پذیری بیشتری عمل کرده است. اما این تصمیم اتحادیه اروپا را با مشکل روبه‌رو می‌کند. اول اینکه آنها آمدند با شرکت‌های دارویی مانند فایزر و مدرنا و کیووک و جانسون‌اندجانسون برای صدها میلیون دوز واکسنی که هنوز ساخته نشده مذاکره و قرارداد امضا کردند. بعد از آن به سراغ شرکت بریتانیایی-سوئدی آسترازنکا رفتند چون به نظر می‌آمد واکسن موفقی باشد. پس در آگوست گذشته برای ۴۰۰ میلیون دوز با آسترازنکا قرارداد بستند. آسترازنکا اعلام کرد که برای مدتی واکسن را به میزان هزینه آن و بدون هیچ سودی قیمت‌گذاری می‌کند. در اواخر ژانویه ۲۰۲۱، زمانی که آسترازنکا در اتحادیه اروپا تایید شد، این شرکت ناگهان به اتحادیه اروپا خبر داد که به دلیل وقوع برخی مشکلات در تولید، صد میلیون دوز قول داده شده در قرارداد را نمی‌تواند فراهم کند و فقط می‌تواند ۳۰ میلیون دوز به آنها بدهد که اختلاف بزرگی است. در صورتی که اگر به عملکرد آسترازنکا در انگلستان نگاه کنیم که به تازگی از اتحادیه اروپا خارج شده، می‌بینیم که واکسیناسیون بدون هیچ مشکلی در حال انجام و رو به افزایش است. متینا می‌گوید برای درک بهتر دلیل این اختلاف در رفتار شرکت‌های دارویی با کشورها باید احتمالا ۴ سال صبر کنیم تا دعوای آسترازنکا و اتحادیه اروپا را در دادگاه تماشا کنیم اما می‌توان حدس‌هایی زد. آسترازنکا اعلام کرد که ما قبل از اتحادیه اروپا با انگلستان قرارداد بستیم. اما اتحادیه اروپا می‌گوید که چنین چیزی وجود ندارد که هر کسی زودتر آمد زودتر هم واکسن می‌گیرد. این بر عهده شرکت آسترازنکاست که واکسن را میان تمام مشتری‌های خود از جمله انگلستان همزمان توزیع کند. در اقدامی پیچیده‌تر، انگلستان و آمریکا با همان شرکت‌های دارویی قرار گذاشتند که دوزهای تولیدی در داخل، باید در داخل کشور مصرف شوند. این چیزی است که نشان می‌دهد عملا هیچ دوزی از انگلستان یا آمریکا صادر نشده است. اما اتحادیه اروپا محدودیتی برای صادرات واکسن‌های شرکت‌های دارویی در داخل خود ایجاد نکرده است. تاکنون نیمی از دوزهایی که در داخل کارخانه‌های کشورهای اتحادیه اروپا تولید شده‌ به کشورهای دیگر صادر شده‌اند.
این نشان می‌دهد که هر کشوری برای مذاکره با شرکت‌های دارویی باید تخصص و مهارت در مذاکره داشته باشد. اتحادیه اروپا قهرمان تجارت آزاد است. به همین ترتیب طبیعی بود که شرکت‌هایی دارویی داخل اتحادیه با محدودیتی برای صادرات واکسن مواجه نشوند.
چرا اتحادیه اروپا با آسترازنکا درگیر شد؟
متینا استویس-گردینف در پاسخ به این سوال که چرا رهبران اتحادیه اروپا در بروکسل با شرکت آسترازنکا درگیر شده‌اند می‌گوید که شهروندان اروپایی بسیار عصبانی هستند. آنها می‌بینند کمی‌ آن‌طرف‌تر، انگلستان، به سرعت در حال واکسیناسیون شهروندانش است. آنها اتحادیه اروپا را به خاطر ناتوانی در تهیه واکسن مسئول می‌دانند. آنها از آسترازنکا عصبانی هستند. موج سوم به این قاره رسیده و علاوه بر تمام این موارد دولت‌های اروپایی در میان کشورهای توسعه‌یافته که مسئول تهیه واکسن هستند شکست غیرقابل‌توجیهی خورده‌اند. مثلا در بخشی از آلمان تنها از طریق تلفن می‌توانید واکسینه شوید و مردم باید ۱۵۰ بار تماس بگیرند. خشم شهروندان اروپایی در ماه‌های فوریه و مارس بیشتر شد و در نهایت اوضاع در زمانی که پیش‌بینی نمی‌شد، بدتر شد.
به این معنی که در اوایل مارس زمزمه‌هایی درباره ارتباط واکسن آسترازنکا و ایجاد انعقاد خون شکل گرفت و چند مورد مرگ‌و‌میر نیز گزارش شد. میزان مرگ‌و‌میر بسیار کم بود؛ کمتر از ۲۰ مورد در میان میلیون‌ها دوزی که توزیع شده بود. اما نگرانی‌ها آنقدر شدت گرفت که باعث شد دولت‌ها تزریق آن را متوقف کنند تا تحقیقات لازمه صورت گیرد.
مقامات اتحادیه اروپا اعلام کردند که به نتایج علمی نشان می‌دهد که آسترازنکا واکسن خوبی است و مشکل حادی برای دریافت آن وجود ندارد. آنها همچنین تاکید کردند که این واکسن افراد را در برابر ویروس کرونا ایمن می‌کند و به دلیل خطرهای احتمالی، منفعت دریافت آن از نزدن آن بیشتر است. در واقع آنها گفتند ما به تحقیقات ادامه می‌دهیم اما شما بهتر است از واکسن استفاده کنید. اما اروپایی‌ها دیگر تمایلی به دریافت واکسن آسترازنکا نداشتند. این واکسن ترکیبی بود از احتمال وقوع انعقاد خون، جنگ بر سر تامین و سیاست‌های حول آن. پس از مدتی مقامات اتحادیه اروپا اعلام کردند که با وجود عوارض جانبی واکسن، ما همچنان معتقدیم منفعت استفاده از آن به خطرهای آن می‌ارزد و استفاده نکردن از آن پیشنهاد نمی‌شود. اما با این حال بعضی از کشورها استفاده از آسترازنکا را متوقف کردند.
در سراسر اروپا طی ۲۴ ساعت قوانین مختلفی وضع شد. ایتالیا گفت آسترازنکا را به افراد پایین‌تر از ۶۰ سال نمی‌زند، چون تحقیقات نشان می‌دهد انعقاد خون بیشتر در جوانان رخ داده است. کشور دیگری ۵۵ سال به پایین را منع کرد. انگلستان گفت ما به همه می‌زنیم ولی به افراد پایین‌تر از ۳۰ سال، گزینه انتخاب واکسن دیگری را هم می‌دهیم.
این اقدامات باعث پیچیده‌تر شدن شرایط شد. اتحادیه اروپا همچنان برای دریافت واکسن خوش‌بین است. ۳۰۰ تا ۳۶۰ میلیون دوز قرار است برای اتحادیه اروپا تامین شود که پیشرفت بزرگی است چون در سه ماه اول سال ۲۰۲۱ تنها ۱۰۰ میلیون دوز دریافت کرده بودند.
اتحادیه اروپا امیدوار است که بتواند ۷۰درصد جمعیت بزرگسال خود را به طور کامل تا سپتامبر امسال واکسینه کند.
با اینکه شاید تنها ۸ تا ۱۰ هفته عقب‌تر از آمریکا و انگستان باشد، اما این ۸ هفته در سیاست زمانی طولانی است و بسیاری از رهبران اتحادیه اروپا با مشکلات داخلی بسیاری روبه‌رو هستند.
مسئله تابستان اروپا
تاکنون نخست‌وزیر اسلواکی به دلیل اختلافات داخلی بر سر تهیه واکسن مجبور به استعفا شده است. آینده بسیاری از رهبران اتحادیه اروپا به این ۸ هفته بستگی دارد.
موضوع دیگر مسئله‌ای به نام تابستان اروپا است. تابستان در اروپا فصل مهمی است. اقتصاد و میزان اشتغال در بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا به این فصل مهم و صنعت گردشگری وابسته است؛ به ویژه در کشورهای عمدتا جنوبی، ساحلی و آفتابی مانند یونان، ایتالیا، اسپانیا و کرواسی. تاکنون درآمد یک تابستان (تابستان گذشته) از دست رفته است. اگر این تابستان را هم به دلیل روند کند واکسیناسیون از دست بدهند، مشکلات بسیاری برای این کشورها به‌وجود می‌آید.
متینا می‌گوید که ماهیت شکل‌گیری اتحادیه اروپا، مقابله با بحران‌های جهانی است. بحران واکسیناسیون این بحث را مطرح می‌کند که آیا برای کشورهایی مانند آلمان و فرانسه یا هر کشور ثروتمند عضو اتحادیه اروپا اهداف عضویت در اتحادیه اروپا زیر سوال رفته است؟
با وجود آن‌که در هر کشوری اجماع کوچکی با عضویت در اتحادیه مخالفت می‌کنند اما این نگرانی‌ها پس از برگزیت و خروج انگلستان از اتحادیه اروپا شدت بیشتری گرفتند. متینا فکر می‌کند کنترل بحران کرونا و داستان تهیه واکسن تاثیری در این مسئله ندارد که کشوری بخواهد تصمیم بگیرد به عضویت خود ادامه دهد یا نه. دلیل آن این است که اکثر ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا بسیار کوچکتر و فقیرتر از آلمان و فرانسه هستند و بدون عضویت در اتحادیه اروپا مجبور بودند خودشان به تنهایی برای دریافت واکسن مذاکره کنند که عملا دسترسی به آن را مشکل‌تر می‌کند.
پس اقدامات جمعی این ۲۷ کشور به نفع اکثر اعضای آن است. در این میان آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها سرعت را فدا می‌کنند تا تمام کشورها همزمان با هم روند واکسیناسیون را پیش ببرند. مثلا آلمان کشوری است که می‌توانست به تنهایی عملکرد بهتری داشته باشد، اما باید در نظر بگیریم که این کشور با ۹ کشور دیگر هم‌مرز است. آلمان به تمام این کشورها صادرات دارد. برای رسیدن به منفعت اقتصادی باید میزان واکسیناسیون در تمام این کشورهای هم‌مرز به حد مطلوبی انجام شود. پس همراهی تمام کشورها با یکدیگر مهم است. به همین منظور آلمان هم موافقت کرد تا تمام کشورها با هم در مسیر واکسیناسیون حرکت کنند.
در نهایت اتحادیه اروپا از این بحران نیز همانند بحران‌های پیشین درس‌هایی گرفته است. اتحادیه اروپا و جمعیت ۴۵۰ میلیونی آن باز هم نسبت به بسیاری از کشورهای جهان دسترسی سریع‌تری به واکسن کرونا دارند. آنها در مسیر بازگشت به زندگی عادی یا نیمه‌عادی اجتماعی و اقتصادی خود هستند، حتی اگر از آمریکا و انگلستان کمی عقب‌تر باشند.

کارزار کرمانی‌ها علیه پاساژ‌سازی در بافت تاریخی

در حالی کارزار مردمی برای نجات بافت و آثار تاریخی کرمان راه افتاده که در طول چند سال گذشته تا امروز نیز برخی از فعالان میراثی کرمان نسبت به وضعیت آثار تاریخی این شهر و بی‌مهری‌هایی که نسبت به این بناها و محوطه‌ها رخ داده، هشدار می‌دادند.
این کارزار مردمی که در طول کمتر از یک هفته گذشته تا کنون دو هزار نفر آن را امضا کرده‌اند، خطاب به رئیس قوه قضائیه، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و رئیس مجلس شورای اسلامی نوشته شده و درخواست کرده تا به تخلفات انجام‌شده در بافت تاریخی کرمان رسیدگی و براساس قوانین با آن‌ها برخورد شود. همچنین از ادامه تخریب و نابودی میراث‌فرهنگی و گردشگری کرمان جلوگیری شود.
در این نامه آمده است: «بافت تاریخی کرمان در دهه‌های اخیر به شدت مورد تخریب قرار گرفته است. تنها قسمت باقی‌مانده از بافت تاریخی این شهر، راسته بازارها و مجموعه‌های تاریخی موجود در بازار است. متاسفانه همین تک‌بناهای باقی‌مانده از بافت تاریخی شهر کرمان هم در سال‌های اخیر مورد هجوم پروژه‌های عظیم پاساژسازی (سیتی‌سنترها) قرار گرفته‌اند.
یکی از این پروژه‌ها مجتمع ساروج پارس است که مساحتی بسیار زیاد دارد و روی منطقه گودال خشت‌مال‌ها در حریم کاروانسراها و مجموعه‌های تاریخی بازار – که ثبت ملی هم شده‌اند – در حال ساخت‌وساز است.
لازم به ذکر است همه کاروانسراها، راسته‌های بازار و مجموعه‌های تاریخی در کنار هم، لایق قرار گرفتن در فهرست آثار ثبت جهانی هستند و پرونده‌ای تحت عنوان ساختار تاریخی و فرهنگی شهر کرمان در سال۱۳۸۶ در فهرست موقت آثار جهانی قرار گرفت.
طبق قوانین متعدد میراث‌فرهنگی در خصوص رعایت حریم آثار و خصوصا بر اساس قانون حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی تصویب مجلس شورای اسلامی در ۱۲ تیر ۱۳۹۸ که به صراحت این تخلفات را مطرح کرده، باز هم چنین پروژه‌ای در حال انجام است و به سرعت پیش می‌رود.
در سال گذشته اداره میراث‌فرهنگی استان کرمان از تخلفات پروژه شکایت کرد و متأسفانه دادگستری کرمان در بهمن‌ماه ۱۳۹۹ به نفع سیتی‌سنتر و ادامه پروژه رای داد و بعد از آن تاریخ، روند اجرای پروژه تسریع شده است.
گودبرداری و حرکت ماشین‌آلات سنگین که لرزش‌های بسیار به همراه دارد در هفته‌های گذشته باعث آسیب‌های جدی به بازار، مجموعه‌های اطراف، کاروانسراها و تیمچه‌ها شده و قسمتی از کاروانسرای کوزه‌گران هم تخریب شده است (این پروژه قبلا هم باعث آسیب‌های جدی به مجموعه بازار و میدان ارگ شده بود) و همه این تخریب‌ها خلاف قوانین موجود است.
احداث این ساختمان‌های عظیم و ویرانگر در مجاورت بازار تاریخی مشکلات و عوارض ترافیکی را هم به وجود خواهد آورد و پارکینگ موجود در این ساختمان‌ها نه تنها مشکلات ترافیکی منطقه را کمتر نمی‌کند بلکه این مشکلات را افزایش خواهد داد.
در مجموع علاوه بر آسیب‌های کالبدی و منظری، این پروژه آسیب‌های جبران‌ناپذیر اجتماعی، اقتصادی و محیطی زیادی به مجموعه‌ها و بازار تاریخی شهر کرمان وارد می‌کند؛ همان‌طور که قبلاً هم با خیابان‌کشی‌ها، تعداد کثیری از بناهای باارزش تاریخی تخریب شدند و ساخت بدنه‌های تجاری پرتراکم بر پوسته‌های خیابان‌ها، باعث از رونق افتادن قسمتی از بازار شده است.
لازم بود چنین ساختمان‌های عظیمی در مکان مناسب اجرا شوند و شهر با طرح‌های سنجیده و مکان‌یابی صحیح آن‌ها توسعه پیدا کند و بازار تاریخی هم با عملکردهای حیات‌بخش و حفاظتی رونق دوباره بگیرد، نه این‌که با ساخت‌وسازهای نابجا باعث تخریب و از رونق افتادن بیش از پیش آن‌ها شوند.
از شما تقاضا داریم به تخلفات پروژه مذکور رسیدگی و براساس قوانین موجود با پروژه برخورد شود و هر چه سریع‌تر از ادامه تخریب و نابودی میراث‌فرهنگی و گردشگری کرمان جلوگیری شود.»
این کارزار از ۲۲ فروردین راه افتاده و قرار است لینک آن تا ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ برای امضای افرادی که موافق این درخواست هستند، باز باشد اما تا عصر دیروز شمار حامیان آن به 1950 نفر رسید.

شیب تند بیابان‌زایی

مشکلات زاینده‌رود سال‌هاست به یکی از مهم‌ترین چالش‌های ‌اصفهان بدل شده، ابعاد مختلفی پیدا کرده و نگرانی‌‌ها را در زمینه آینده حیات در این شهر تشدید ‌می‌‌کند. در این ‌میان تغییرات اقلیمی‌ و به ویژه کاهش بارش‌‌ها در سال آبی جاری و سال‌های اخیر، این نگرانی را افزایش داده است. اعتراضات با محوریت مشکلات آبی در ‌اصفهان سال‌هاست از سوی کشاورزان، مردم و فعالان محیط زیست این استان مطرح است، اما سیاست‌‌ها همان است که بود. در همین رابطه دیروز رئیس اداره بیابان‌زدایی اداره‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان ‌اصفهان به ایسنا گفته است: «سالانه یک درصد مساحت کشور تبدیل به بیابان ‌می‌‌شود، این عدد در ‌اصفهان نیم درصد است. طی یک بررسی از سال ۸۱ تا ۹۸، حدود نیم درصد به مساحت بیابان‌‌های استان (مناطق تحت تاثیر فرسایش بادی) اضافه ‌می‌‌شود. در حال حاضر یک ‌میلیون و ۵۰۰ هزار هکتار آن کانون بحران است؛ به این معنا که اگر گرد‌و‌غبار در این کانون‌‌ها رخ دهد به طور قطع شاهد خسارت سنگینی به منابع زیستی و اقتصادی خواهیم بود» بسیاری از کارشناسان نگران روز‌های پیش‌روی ‌اصفهان هستند و تابستانی سخت را برای این استان پیش‌بینی ‌می‌‌کنند و معتقدند شرایط امروز ‌اصفهان نتیجه سیاست‌‌های غلط در ز‌مینه مدیریت منابع آب است.بیابان‌زایی را کارشناسان محیط زیست در دنیا به عنوان سو‌مین چالش مهم جهانی ‌می‌‌دانند و به همین دلیل ارائه راهکار‌های پیشگیرانه از این بحران در دستور کار سازمان محیط زیست جهانی و سازمان ملل متحد قرار دارد. اهمیت موضوع بیابان‌زایی در دنیا سال‌هاست مورد توجه نهاد‌های بین‌المللی قرار گرفته است. نخستین بار مجمع عمو‌می‌ سازمان ملل، در سال 1974 برنامه محیط زیست را موظف به تدوین قطعنامه‌ای کرد تا توجه کشور‌های دنیا را به مسئله بیابان‌زایی و تبعات آن جلب کند. چند سال بعد و در 1997 متن کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی به تصویب رسید و ایران سو‌مین کشوری بود که به این کنوانسیون پیوست. بر اساس این کنوانسیون، برنامه بلند مدتی با نام «اقدام ملی بیابان‌زدایی» ارائه شد و کشور‌های عضو متعهد شدند عوامل مؤثر در بیابان‌زایی را شناسایی کرده و روش‌های مقابله با آن را متناسب با شرایط محیطی، اجتماعی و اقتصادی منطقه خود مشخص کنند. در راستای این نگاه جهانی، مرکز مطالعات مدیریت و بهره‌وری ایران و موسسه توسعه روستایی ایران، عدم آگاهی مردم از فرهنگ منابع طبیعی، نبود پیش‌بینی‌‌های لازم قبل از وقوع خشکسالی و بلایای غیر مترقبه، عدم نظارت در اجرای پروژه‌‌ها، عدم مهار آب‌های سطحی، وجود دام اضافی در مراتع، آلودگی منابع آب، عدم بهره‌گیری از انرژی‌‌های نوین از قبیل خورشید و باد، استفاده بی‌رویه از سفره‌‌های آب زیرز‌مینی، را از عمده عوامل موثر بر بیابان‌زایی در ایران اعلام کرده است. حسینعلی نریمانی رئیس اداره بیابان‌زدایی اداره‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان ‌اصفهان، دیروز در گفت‌و‌گو با ایسنا «تغییرات اقلیمی‌» را هم به این فهرست اضافه کرده و ‌می‌‌گوید: « امسال اثبات شد که تغییرات اقلیمی‌ واقعی است و در کل دنیا اتفاق ‌می‌‌افتد؛ مقایسه بارش‌‌ها در سال ۹۸ و بعد از سال ۹۹ با سال‌‌های ۹۶ و ۹۷ و ۱۴۰۰ به ما اثبات ‌می‌‌کند، تغییرات اقلیمی‌ واقعی است باید خود را با این شرایط تطبیق دهیم. اگر به صورت غیر‌اصولی کشاورزی ‌می‌‌کنیم باید به سمت افزایش بهره‌وری حرکت کنیم، همچنین اگر در مناطق خشک از معادن سطحی بهره‌برداری ‌می‌‌کنیم باید این کار را کنترل کنیم. در مجموع تغییرات اقلیمی‌ به ما ‌می‌‌گوید یک بار دیگر فعالیت‌‌های خود را مرور کنیم و اقداماتی که موجب تشدید بیابان‌زایی ‌می‌‌شود را، متوقف یا اصلاح کنیم» قرارگیری ایران روی کمربند خشک زمین ضرورت توجه به این امر را دوچندان ‌می‌‌کند، چنانچه نریمانی برای تشریح وضعیت بیابان‌زایی در ‌اصفهان ‌می‌‌گوید: «متاسفانه در حالی که بیابان‌زایی پهنه‌ای اتفاق ‌می‌‌افتد و بیابان‌زدایی به صورت نقطه‌ای انجام ‌می‌‌شود، در این شرایط بیابان‌زایی با شیب تندی پیشروی ‌می‌‌کند، اما بیابان‌زدایی با شیب کندی در حال انجام است. سالانه یک درصد مساحت کشور تبدیل به بیابان ‌می‌‌شود، این عدد در ‌اصفهان نیم درصد است، طی یک بررسی از سال ۸۱ تا ۹۸، حدود نیم درصد به مساحت بیابان‌‌های استان (مناطق تحت تاثیر فرسایش بادی) اضافه ‌می‌‌شود. ۱۰ درصد اراضی خشک دنیا بیابانی است که این عدد در کشور ۲۰ درصد و در استان ‌اصفهان ۳۰ درصد است. در حال حاضر ۳ ‌میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار از اراضی استان ‌اصفهان بیابانی است که از این ‌میزان یک ‌میلیون و ۵۰۰ هزار هکتار آن کانون بحران است؛ به این معنا که اگر گرد‌و‌غبار در این کانون‌‌ها رخ دهد به طور قطع شاهد خسارت سنگینی به منابع زیستی و اقتصادی خواهیم بود»
نریمانی به موضوعاتی اشاره ‌می‌‌کند که چون حلقه‌‌های یک زنجیر در ایجاد بیابان نه تنها در استان ‌اصفهان که در بخش‌های دیگر کشور هم نقشی مهم ایفا ‌می‌‌کنند. او با مرور اقداماتی که در این استان در راستای بیابان‌زدایی صورت گرفته، در خصوص اعتباراتی که در استان ‌اصفهان به این امر اختصاص پیدا ‌می‌‌کند ‌می‌‌گوید: «در بحث بیابان‌زدایی اعتبارات ملی در مقابل اعتبارات استانی بسیار بیشتر است و اگر بخواهیم با همین شرایط اعتبارات پیش رویم، شاهد افزایش بیابان‌زایی در استان خواهیم بود. اگرچه باید با شرایط اقلیمی‌ موجود سازگار شویم، اما باید فشار خود را از طبیعت کمتر کنیم، به عنوان مثال معادن سطحی همچون خاک رس، شن و گچ و … باید از استان حذف شود، همچنین در بحث آب، با جریان زاینده‌رود، بیش از ۱۰۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی زیر کشت ‌می‌‌رود و اگر حقابه کشاورزان داده شود، به طور قطع گرد‌و‌غبار‌ها کمتر می‌شود» ‌اصفهان علی‌رغم وجود مشکلات متعدد در حوزه آب و همچنین چالش‌هایی که در بخش تامین و تخصیص حق‌آبه کشاورزان با آن روبه‌روست، همچنان اصرار بر صنعتی‌تر شدن دارد و پروژه‌‌های انتقال آب که با ایجاد جنجال‌ و اعلام مخالفت‌های کارشناسان پیش ‌می‌‌روند، تنها نگاهشان به تامین آب مورد‌نیاز صنایع است. صنایعی که در چشم‌اندازی بلند مدت ‌می‌‌تواند برای حیات ‌اصفهان که یکی از شهر‌های تاریخی ایران است، تهدیدی جدی محسوب شود. در ماه‌های اخیر دولت تاکید ویژ‌ه‌ای بر انتقال آب خلیج فارس به شهر‌های مرکزی از جمله ‌اصفهان داشته و همچنان با جدیت پیگیر اجرای این پروژه‌‌ها که با انتقادات بسیاری روبرو شده، است. مهدی بصیری، عضو هیئت علمی‌ دانشگاه صنعتی ‌اصفهان یکی از این منتقدان بوده و معتقد است: «طرح انتقال آب خلیج فارس به ‌اصفهان توجیه اقتصادی ندارد» بصیری به ایسنا گفته است: «‌اصفهان با وجود کویری بودن، در گذشته دارای منابع آبی بود، اما به دلیل توسعه مصارف آبی در استان‌‌های ‌اصفهان و چهارمحال و بختیاری امروز با مشکل کم آبی مواجه است. اگر حدود نیمی‌ از هزینه طرح انتقال آب از خلیج فارس به ‌اصفهان، صرف ساماندهی و کنترل رودخانه زاینده رود ‌می‌‌شد و طرح‌‌های آبخیزداری اصلاح و به جای آب نگه داشتن در بالادست، حفظ خاک با پوشش گیاهی مدنظر قرار گرفته و برای اعمال مدیریت صحیح و قانونی در حوضه زاینده‌رود هزینه شود، چندین برابر آب انتقالی این پروژه، آب تا‌مین خواهد شد» مسئولان و تصمیم‌گیران حوزه آب اما سیاست دیگری را در کشور در پیش گرفته‌اند، سیاستی که کمتر نشانی از نگاه بلند مدت و کارشناسی در آن پیدا ‌می‌‌شود، سیاستی که به روش‌های غیر‌اصولی انتقال آب و ساخت سد برای مدیریت منابع آب معتقدتر است تا استفاده از روش‌های اصولی که ‌می‌‌تواند با توجه به مشکلات مربوط به تغییر اقلیم و نیاز‌های محیط زیستی منطقه به کار گرفته شود، نریمانی در خصوص این موضوع و اثرات خشکی زاینده‌رود ‌می‌‌گوید: «خشکی زاینده‌رود به حرکت طوفان‌‌های گرد‌و‌غباری به سمت مناطق مسکونی کمک ‌می‌‌کند» کاهش بارندگی‌‌ها در سال جاری آبی به تمام مشکلاتی که در استان ‌اصفهان و استان‌های دیگری کشور که سال‌هاست با تبعات خشکسالی و مدیریت ناصحیح منابع آبی مواجه هستند، دامن ‌می‌‌زند و این امر است که موجبات نگرانی بسیاری از مردم و فعالان محیط زیست استان را فراهم کرده است.

مشاهده لاشه هزاران گربه‌ماهی‌ در ساحل جاسک

رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان جاسک از مشاهده لاشه گربه‌ماهی‌ها در ساحل این شهرستان خبرداد. در هفته‌های گذشته این دومین بار است که لاشه هزاران گربه‌ماهی به سواحل جاسک می‌رسد. علی رنجبر به ایسنا گفت: «در سواحل غربی شهرستان جاسک (از سواحل لافیک تا سواحل نگر) لاشه گربه‌ماهی‌ها مشاهده شده است.
او توضیح داد: «از مرگ این گربه‌ماهیان که دیروز (سه‌شنبه) به ساحل رسیده اند، حدود ۲ روز می گذرد. لاشه‌ها چندان سالم نیست، دچار فساد و تا حدودی متلاشی شده‌اند. بازدید مشترک رئیس اداره محیط زیست و رئیس اداره شیلات جاسک، انجام آمده است و هنوز نتیجه خاصی از علت مرگ گربه ماهیان به دست نیامده است.» رنجبر نخستین اقدام برای شناسایی علت مرگ گربه‌ماهی‌ها نمونه‌برداری برای ارسال به بندرعباس دانست و گفت: «ادامه این روند متعاقبا اطلاع‌رسانی می‌شود.» پیش از این سیزدهم فروردین لاشه گربه‌ماهی‌ها به ساحل مقسا در جاسک رسیده بود و پس از نمونه‌برداری و آزمایش، اداره محیط زیست دلیل مرگ این ماهی‌ها را، غرق شدن قایقی که گربه‌ماهی صید کرده بود، تشخیص داد. حبیب مسیحی‌تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط ‌زیست استان هرمزگان فرضیه مرگ گربه‌ماهیان به دلیل آلودگی دریا را «تقریبا» منتفی دانسته و گفته بود: «آن‌طور که کارشناسان مختلف مطرح کرده‌اند، علت مرگ این ماهی‌ها بلوم و مسائل زیست‌محیطی نبوده، چرا که در صورت وجود آلودگی باید لاشه گونه‌های دیگر نیز در ساحل دیده می‌شد.»

سلامت انسان و تغییرات اقلیمی

تغییر اقلیم با مسائل اجتماعی، سلامتی و روانی در ارتباط است و تهدیدی برای تندرستی و سلامت روان محسوب می‌شود. تغییر جهانی آب و هوا به یکی از نگرانی‌های زیست محیطی قابل مشاهده قرن 21 تبدیل شده است. تحقیقات جدید حاکی از آن است که تا سال 2100 تابستان‌ها می‌توانند برای نیمی از سال ادامه داشته باشند. تابستان‌های ما در حال حاضر حدود 20درصد بیشتر از گذشته است و اگر سرعت تغییرات اقلیمی ادامه یابد، تابستان در نیمکره شمالی می‌توانند تا سال 2100 تقریباً نیمی از سال را پوشش دهند. پیش‌بینی شده است که مناطق مدیترانه‌ا‌ی، خشک و نیمه‌خشک، بیشترین تغییرات را تجربه کنند و به عکس دهه‌های گذشته، تابستان‌های آینده شدید و طولانی‌تر و موج‌های گرم و آتش‌سوزی بیشتر اتفاق می‌افتد، در حالی که سه فصل دیگر کاهش می‌یابد.
تغییرات آب و هوایی و تاثیرات آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم در سال‌های آتی سلامت انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و از طرف دیگر تأثیرات گسترده‌ا‌ی بر کشاورزی و محیط زیست دارد و از آنچه فکر می‌کنید خرابی بیشتری ببار می‌آورد. شدت دما و بارندگی مانند موج گرما، سیل و خشکسالی علاوه بر اثرات بلند مدت، فوری و مستقیم بر مرگ و میر دارد. به عنوان مثال جمعیت‌هایی که سیل را تجربه کرده‌ا‌ند ممکن است از اختلالات روانی رنج ببرند. گرمایش جهانی همچنین ممکن است بر تنوع زیستی و خدمات و محصولات اکوسیستم که ما برای تامین سلامت انسان به آن متکی هستیم تاثیر بگذارد. امسال نیز در بهار 2021 شاهد شکوفه‌های زودرس گیلاس در ژاپن هستیم که در نوع خود بی‌سابقه بوده و بحران آب و هوایی و گرم شدن کره زمین مقصر این پدیده است. تغییرات دما و بارش همچنین می‌تواند توزیع و انتقال بیماری‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. آسم، آلرژی، بیماری‌های تنفسی، سرطان، بیماری‌های قلبی-عروقی، بیماری‌های ناشی از مواد غذایی و تغذیه، بیماری‌های سلامت روان و وابسته به استرس، بیماری‌های عفونی و غیره مثالی چند از تاثیرات ناگوار بحران تغییرات آب و هوایی برای انسان است. تحقیقات و اجرای قوانین و مقررات در این زمینه که سلامت و آسایش انسان به آن وابسته است ضرورت توجه و شیوه برخورد با مسئله و اعمال راهکارها را دوچندان کرده است. بنابراین برای نجات جامعه بشری بکوشیم که زمانی زمین سالم داشته باشیم انسان‌هایی سالم نیز خواهیم داشت.

 

اتحادیه اروپا دومین ویرانگر جنگل‌های جهان

در رتبه‌بندی جهانی تخریب‌کنندگان جنگل، به گزارش بنیاد جهانی طبیعت، اتحادیه اروپا در سکوی دوم ایستاده است با ۱۶ درصد از جنگل‌زدایی در مناطق گرمسیری. تنها چین بیشتر از اتحادیه اروپا دست به تخریب زده است. بنیاد جهانی طبیعت WWF اتحادیه اروپا را دومین تخریب‌کننده بزرگ جنگل در جهان نامیده است. به گزارش این بنیاد، در مجموع ۱۶ درصد از جنگل‌زدایی در منطقه مدارگان (گرمسیری) در قالب تجارت‌ بین‌المللی به پای اتحادیه اروپا نوشته شده است.
به گزارش خبرگزاری دویچه‌وله، چین، بر سکوی نخست تخریب‌کنندگان جنگل‌ها در جهان چین ایستاده است که ۲۴ درصد از تخریب جنگل‌های منطقه حاره‌ای به نام او ثبت شده است. هند با ۹ درصد در مکان سوم و پیش از آمریکا (با ۷ درصد) ایستاده است. بر پایه گزارش بنیاد جهانی طبیعت، این پژوهش بر پایه تصاویر ماهواره‌ای و تحقیقاتی که بر روی مبادلات تجاری صورت گرفته، انجام شده است.
در میان کشورهای اتحادیه اروپا، آلمان بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۷ با فاصله زیاد با دیگر کشورها، بزرگترین وارد کننده چوب به دست آمده از جنگل‌های گرمسیری بوده است. به طور میانگین سالانه ۴۳۷۰۰ هکتار جنگل برای واردات به آلمان تخریب شده‌اند.
جنگل‌ها بیمه عمر ما هستند
بنیاد جهانی طبیعت در گزارش خود از آلمان و کمیسیون اتحادیه اروپا خواسته است که تلاش خود را برای دستیابی به استانداردهای اجتماعی و زیست محیطی بهتر و الزام‌آور در روابط تجاری بین‌المللی خود در چارچوب تصویب قوانین سختگیرانه‌تر به کار بندند.
کریستیانه شُل از این نهاد می‌گوید: «به دوران نابودی محیط زیست باید پایان داد چرا که اکوسیستم‌های طبیعی مانند جنگل‌ها، بیمه عمر ما به شمار می‌آیند.» این کارشناس معتقد است که اقدامات داوطلبانه‌ از سوی دولت‌ها و شرکت‌ها کافی نبوده و تاکنون تنها منجر به توقف نابودی جنگل‌ به صورت موردی شده‌اند.
در گزارش این نهاد همچنین آمده است که در کنار حفاظت از جنگل‌ها و تصویب قوانین سخت‌گیرانه‌تر در این مورد باید از دیگر اکوسیستم‌ها هم محافظت کرد چرا که در غیر این صورت تمرکز استفاده‌های بی‌رویه و نابودی از این اکوسیستم به اکوسیستم دیگر منتقل می‌شود.
بیشترین تخریب جنگل‌های بارانی استوایی بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۷ به دلیل واردات سویا، روغن پالم و گوشت گاو و در پی آن محصولات تولیدی از چوب، کاکائو و قهوه بوده است. مصرف اتحادیه اروپا (واردات به اتحادیه اروپا) در سه کشور برزیل، اندونزی و پاراگوئه، بیشترین سهم را در نابودی جنگل‌ها داشته است.
در اثر این جنگل‌زدایی‌ها، اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۷ به طور غیرمستقیم مسئول انتشار ۱۱۶ میلیون تن CO2 در هوا بوده است.
خبر تخریب جنگل‌ها از سوی اتحادیه اروپا در حالی منتشر می‌شود که اخیرا تحقیق تازه‌ای منتشر شد که نشان می‌داد، اروپا درگیر سخت‌ترین خشکسالی‌های دو هزار سال اخیر است.
در این پژوهش، گروهی از پژوهشگران به سرپرستی اولف بونتگن از دانشگاه کمبریج از بدترین خشکسالی‌های قاره اروپا در 2 هزار سال اخیر سخن گفته‌اند. آنها به گرایشی طولانی مدت به خشکی در این قاره پی برده‌اند که به گفته آنها از سال ۲۰۱۵ به بعد شتاب گرفته است. پژوهشگران دانشگاه کمبریج در تحقیقاتشان برای مقایسه از حلقه‌های کُنده بلوط‌هایی که قدمت آنها به ۲ هزار و ۱۱۰ سال و دوران رومیان باستان می‌رسد، بهره گرفته‌اند. آنها می‌گویند، تغییرات اقلیمی به این معنا نیست که همه مناطق خشک می‌شوند. به گفته آنها در برخی مناطق حتی ممکن است اقلیم مرطوب‌تر و سردتر شده باشد اما خطر دوره‌های شدید خشکسالی یا گرما بیشتر می‌شود. این تغییرات بنا بر این پژوهش می‌توانند در مجموع پیامدهای ویرانگری برای کشاورزی، اکوسیستم و انسان‌ها در پی داشته باشد.
بنا بر مطالعات پژوهشگران، از سال ۲۰۱۵ تا کنون دوره‌های خشکسالی و گرمای شدید به ویژه در اروپای مرکزی مشاهده شده است. از سوی دیگر، گزارش بنیاد جهانی طبیعت، در مورد نابودی جنگل‌ها به دست کشورهای مختلف جهان در حالی صورت می‌گیرد که آمریکا و برخی از کشورهای دیگر در حال مذاکره با مقامات برزیل به منظور نجات جنگل‌های آمازون هستند. جنگل‌های آمازون که به عناون ریه‌های زمین شناخته می‌شوند، در یک دهه اخیر به شدت در معرض تخریب و فرسایش و قاچاق چوب قرار گرفته‌اند. دولت بولسونارو نیز با فعالیت‌ها و سیاست‌های ضد محیط زیستی‌اش، به فکر درآمدزایی از این جنگل قدیمی و ارزشمند بوده است. حالا قرار است دولت آمریکا به همراه برخی از دولت‌های دیگر، کمک‌های مالی را به منظور مقابله با تخریب آمازون و همچنین جنگل‌کاری، به دولت راستگرای برزیلی ارائه دهند. مذاکرات بر سر میزان این پول و نحوه پرداخت در جریان است.