بایگانی مطالب نشریه
گردشگری در آشوراده با اسم رمز طبیعتگردی
طرح طبیعتگردی آشوراده همان طرح گردشگری است که دو سال پیش با دستور دستگاه قضا متوقف شد. تنها چیزی که این وسط تغییر کرده نام این طرح است. این بزک جدید، مصوبه ستاد ملی تالابهای کشور را گرفت اما مخالفتها هنوز ادامه دارد. سه روز پیش سازمان یونسکو نامه اعتراضی خود را به سازمان حفاظت محیط زیست ارسال کرد؛ نامهای که هنوز محمدرضا کنعانی، مدیر کل حفاظت محیط زیست گلستان از آن اطلاعی ندارد. او دو سال پیش هم که جادهسازی وسط محدوده حیات وحش پای مقام قضایی را به ماجرا باز کرد، موافق توقف طرح پرحاشیه گردشگری در آشوراده نبود.بعد از همه مخالفتها شانزدهم فرودین 1400 طرح طبیعتگردی در ستاد ملی تالابها تصویب شد. این میان معلوم هم نشد فرق طرح گردشگری که دو سال پیش به دستور دستگاه قضا متوقف شده بود با طرح جدید «طبیعتگردی» چیست. در توضیحات تنها به این نکته بسنده شد که سه دستگاه استانداری گلستان، سازمان محیط زیست و وزارت میراثفرهنگی طرح را کنترل و نظارت میکنند.
آشوراده از زمان دولت خاتمی توی چشم بود. بنیاد علوی سند مالکیت جزیره را زیر بغلش گذاشته بود و مدعی مالکیت تنها جزیره ایرانی دریای خزر شده بود. وقتی که مخالفت فعالان محیط زیست بالا گرفت این داستان مسکوت ماند تا اینکه زخم چرکین مدتی بعد با طرح واگذاری جزیره آشوراده به بخش خصوصی دهان باز کرد.
دولت پای مجوز واگذاری ۳۸۰ هکتار از این جزیره را به شرکت خصوصی «مناطق گردشگری جهان» امضا کرد. بعد سازمان بازرسی کل کشور وارد عمل شد و مجوز واگذاری باطل شد. آن زمان پای چند تن از مدیران استانداری گلستان هم به دادسرا باز شد.
بعد از این بار دیگر در کشوقوس مسئولان استانداری گلستان اما این طرح مطرح شد. کمیته ملی طبیعتگردی ششم خرداد ۹۷ طرح ۲۲ هکتاری گردشگری در جزیره آشوراده را ابلاغ کرد و قرار شد، کل طرح گردشگری در ۳۸ هکتار اجرا شود و ۲۲ هکتار آن هم در جزیره آشوراده باشد. حتی محیط زیست هم پای این توافق را امضا کرد و بعد از طرح ارزیابی محیط زیستی، مجوزش را صادر کرد. آنها در ارزیابیشان گفتند آسیبی به این ذخیرهگاه زیستکره وارد نمیشود، اما شد. چرا که برای تسهیل انتقال مصالح به آشوراده یک سایت پشتیبان ساختند و بعد جادهای به طول ۷۰۰ متر و عرض ۱۰ متر به سوی خلیج گرگان کشیدند و در نهایت همین جاده سبب طرح عملیات با دستور مراجع قضایی متوقف شود و معاونت قضایی دادستان در خرداد 99 دستور توقف کامل طرح را صادر کرد.
مدیر کل حفاظت محیط زیست گلستان اما دیگر زیر بار این دستور نمیرود. محمدرضا کنعانی به «پیام ما» میگوید: «این پیگیریهای قضایی در استان نبوده و در مقیاس ملی انجام شده است. من هم در هیچ کدام از جلسات شرکت نکردم و هیچ گونه مستنداتی هم ارائه نشده. به عبارت دیگر هیچ شکایتی که ادارهکل محیط زیست گلستان خطاب آن باشد صورت نگرفته. این طرح از همان ابتدا هم طرح ارزیابی محیط زیستی داشته، هم مجوز محیط زیست.»
به گفته او این طرح هیچ تفاوتی با طرح دوسال پیش ندارد و تنها مجوزهای آن ادامه یافته و تکمیل شده: «در رابطه با آشوراده طرح جدیدی واصل نشده و مطالعات جدیدی هم انجام نشده است. همان مطالعاتی که انجام شده بود، مسیر خودش را در سازمان محیط زیست طی کرده و منجر به نتیجه شده که بتوانند طبیعتگردی را با ملاحظاتی که در آن گزارش ارزیابی هست، اجرا کنند. یعنی الان این طرح مصوبه کمیسیون ماده 2 ارزیابی محیط زیستی را دارد و در کنارش مراحل قانونی را در شورای عالی شهرسازی و معماری و مدیریت تالابهای کشور سپری کرده است.»
او معتقد است از آنجایی که این طرح، مصوبه ستاد ملی تالابهای کشور را دریافت کرده و طرح ارزیابی محیط زیستی دارد، بنابراین هیچ تناقضی با کنوانسیون رامسر و کنوانسیون حفاظت از گونههای مهاجر وحشی نخواهد داشت.
محمد داسمه، وکیل پایه یک دادگستری و فعال محیط زیست اما نظر دیگری دارد. او به «پیامما» میگوید: «آشوراده از یک جهت پناهگاه حیات وحش است و براساس بند الف ماده 3 قانون حفاظت و بهسازی نباید در این مناطق ساختوسازی صورت گیرد و از جهت دیگر ذخیرهگاه زیستکره و همچنین بخشی از تالاب میانکاله است و در فهرست کنوانسیون رامسر قرار میگیرد.»
اگر چه این طرح مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری را گرفته، اما این وکیل معتقد است که این طرح حتی مخالف مصوبه این شوراست. «حسب مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در سال 1394 و در سال 1397، ایجاد منطقه نمونه گردشگری و شهرک گردشگری در مناطق چهارگانه حفاظت محیط زیستی مطلقا ممنوع است. همچنین حسب دستورالعمل مناطق تحت حفاظت موسوم به نشریه 257، پناهگاه حیات وحش فاقد زونهای تفرجی گسترده و متمرکز است.»
به گفته او طرح گردشگری در این منطقه هم خلاف سند ملی محیط زیست و هم خلاف کنوانسیونهای بینالمللی است. «این طرح خلاف کنوانسیون جهانی حفظ تنوع زیستی و کنوانسیون حفاظت از گونههای مهاجر وحشی است. علاوه بر این بر اساس گفتههای رهبری امنیت زیستگاه و حیات وحش باید ارتقا پیدا کند.» داسمه به زیست پرندگان آبزیکنار آبزی و فک خزری در آشوراده هم اشاره میکند که «طبق گواهی مرکز حفاظت فک خزری و اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت مدرس و همچنین شبکه ملی سمنهای محیط زیستی و منابع طبیعی کشور، اجرای طرح گردشگری آشوراده در محدوده 22هکتاری موجب تخریب کامل زیستگاه فک خزری میشود».
25 سال است که در سواحل دریای خزر هیچ فکی دیده نشده. تنها زیستگاه این گونه آشوراده، میانکاله و بوجاق گیلان است. دلیلش هم مشخص است، فکها از هر نوع فعالیت انسانی دوری میکند و حالا قرار است آخرین زیستگاهشان هم به محل «گردش» تبدیل شود.
زیستگاه فک نابود میشود
12 سال پیش وقتی معلوم شد جمعیت یک میلیون نفری فک خزری به 100 هزار فرد رسیده، این گونه وارد فهرست انقراض IUCN (اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت) شد. آلودگی آب، کاهش منابع غذایی و صید اتفاقی فک در تورهای ماهیگیری عامل حذف 900 هزار فرد از این گونه بود. آخرین سرشماری در سال 2017 اما نشان داد که جمعیت اینگونه کمتر هم شده است؛ 70هزار فک در کل سواحل دریای خزر.
از همان سال بود که به پیشنهاد ایران، نام فک خزری به ضمیمه یک و دو کنوانسیون حفاظت از گونههای وحشی مهاجر اضافه شد. امیر صیاد شیرازی، مدیر مرکز حفاظت فک خزری به «پیامما»میگوید: «ضمیمه یک درباره لزوم حفاظت از گونه صحبت میکند و ضمیمه دو در مورد حفاظت از قلمرو زیستی؛ اما با این موافقت محیط زیست عملا زیستگاه این حیوان نابود میشود.»
محیط زیست زیر توافق خود زده است. برای همین است که دفتر یونسکو نامه اعتراضی خود را به سازمان محیط زیست ارسال کرده است. نامهای که تحت تاثیر مکاتبات ستاد مردمی نجات آشوراده و مرکز حفاظت فک خزری به دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو ارسال شده است.
با این همه مدیرکل حفاظت از محیط زیست معتقد است که هیچ تخلفی صورت نگرفته و تمامی این مسائل در طرح ارزیابی محیط زیستی لحاظ شده است. کنعانی میگوید: «قرار نیست بارگذاری سنگینی درآشوراده اتفاق بیفتد. بخشی از فعالیتها با سازههای سبک و سازگار با محیط آنجا انجام میشود و فعالیتهای سنگین هم در بندر ترکمن صورت میگیرد.»
او علاوه بر این میگوید هیچ هتل یا مرکز اقامتی در آشوراده ساخته نمیشود. «طی مطالعاتی که انجام شده، ظرفیت برد اکولوژیک مشخص شده که بر مبنای آن 500 نفر به طور روزانه میتوانند از این محل بازدید کنند و تا سقف 80 نفر اقامت شبانه داشته باشند.»
با این حال شیرازی معتقد است که هر گونه افزایش رفت و آمد در آن منطقه تاثیرگذار است: «حیواناتی که در آن منطقه هستند اعم از فکها و پرندگان مهاجر به دنبال فضای بکر و دور از دسترس انسان هستند، به همین دلیل هم آنجا را انتخاب کردند. در غیر این صورت میتوانستیم در جاهای دیگر هم شاهد حضور پرندگان مهاجر و فکها باشیم اما سالهاست که با افزایش ساختوساز و فعالیتهای انسانی در مسیر جنوبی دریای خزر، هیچ فکی در آن مناطق دیده نشده است.» به گفته او آشوراده یکی از مناطق حساس و مهمی است که این گونه برای ساحلگذرانی انتخاب کرده، منطقهای که با حضور انسان شمار این گونه را کمتر هم میکند.
کاترین رضوی، دبیر کل ستاد مردمی نجات آشوراده هم معتقد است که این منطقه ظرفیت بازدید روزانه 500 نفر را ندارد. او به «پیامما» میگوید: «ما مخالف هر طرح مرتبط با گردشگری در این منطقه هستیم. چرا که این محیط برای حفظ پرندگان مهاجر و فکها نیاز به محیط آرام و ساکت دارد نه سازه.» او معتقد است که طرحهای گردشگری مطرح شده در منطقه چارچوب دقیق و اصولی ندارند. «من هنوز هم نمیفهمم که چطور سازمان حفاظت محیط زیست به این طرح مجور داده است چرا که برای یک گردشگری اصولی این منطقه میزبان تعداد محدودی گردشگر خواهد بود که آن هم نیاز به سازه ندارد.»
مکاتبات این نهاد با دفتر یونسکو منجر شده تا 28 فروردین ماه یونسکو نامهای اعتراضی به سازمان حفاظت از محیط زیست ارسال کند. پیگیریهای «پیام ما» اما نشان میدهد که هنوز سازمان حفاظت محیط زیست واکنشی به این نامهها نداشته است.
نامش چه بود؟ استاد سخن فارسی که مشرفالدین مصلح بن عبدالله شیرازی است و سعدی میخوانندش. دیروز دستنوشتههای محمدعلی جمالزاده، پدر داستاننویسی ایران منتشر شد که در آن از نام کوچک سعدی نوشته و پرسیده که «آیا واقعا هشتصد سال پیش از این به دنیا آمده بوده است یا چند سال پیش از آن یا پس از آن». و خود جواب داده که «سعدی ما در اکناف جهان چنان شهرتی دارد که دیگر احتیاجی به معرفی او نداریم». امروز (یکم اردیبهشت) بزرگداشت این شاعر سخنور است و برنامههای گرامیداشت او از چند روز پیش آغاز شده. دیروز به همین مناسبت دو نسخه نفیس از کلیات سعدی در گنجینه کتابخانه ملی معرفی شد و در روزهای گذشته، در روزگار گره خورده به ویروس، ادیبان و سخنوران و سعدیشناسان، برای گفتن از سعدی در فضای مجازی برنامه ریختند؛ خانه فرهنگ ایران در دهلی نو، سفارت ایران در بیروت و انجمن آثار و مفاخر منطقه آزاد کیش و مرکز سعدیشناسی و بسیار گروههای دیگر.بزرگی شیخ عجل در غزلهای عاشقانه، روایتهای عارفانه و قصیدههای فاخرش پیداست. او شاعر و نویسنده بزرگ قرن هفتم هجری قمری است و احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجریقمری زاده شده. در جوانی به مدرسه نظامیه بغداد رفته و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخته و سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرده و تالیف شاهکارهایش پس از بازگشتش به شیراز آغاز شده است. او در سال 655 سعدینامه یا بوستان را به نظم و یک بعد از این، گلستان را به نظم و نثر نوشت. و جز اینها قصیدهها، غزلها، قطعات، ترجیعبند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نوشت و سرود که در کلیات جمع کردهاند. سعدی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. حالا ادیبان و اندیشمندان او را میستایند و گرامی میدارند.
جمالزاده از سعدی گفت
عنوان دستنوشته محمدعلی جمالزاده «گفتاری به مناسبت هشتصدمین سال تولد شیخ سعدی شیرازی» است. آرشیو ملی (معاونت اسناد کتابخانه ملی ایران) همزمان با اول اردیبهشت، روز سعدی شیرازی این دستنوشتهها را برای نخستین بار منتشر کرد. این نوشتهها که در قالب «سندنامه ۳: سعدی به روایت جمالزاده» منتشر شده، روی کاغذهای سفید خطدار و با خودکار آبی به تحریر درآمده.
پدر داستاننویسی نوشته است که «سعدی ما در اکناف جهان چنان شهرتی دارد که دیگر احتیاجی به معرفی او نداریم». او این را درباره شاعری نوشته که «نام واقعی و شخصی او که اکنون ما آن را “نام کوچک” میخوانیم از قرار معلوم مجهول مانده است.» نام سعدی را به قول معروف مصلحالدین نوشتهاند ولی بعضی از صاحبان تذکره مصلحالدین را لقب پدر او (عبدالله) دانستهاند و نام خودش را مشرفالدین دانستهاند و بهتر است همان مصلحالدین بدانیم و بخوانیم. اما شیخ اجل سعدی همانست که به تعبیر پدر داستاننویسی کوتاه ایران «او را افصحالمتکلمین دانستهاند و جای تردید نیست که به راستی از غایت اشتهار مستغنیالوصف است.» جمالزاده میگوید: «آیا واقعا هشتصد سال پیش از این به دنیا آمده بوده است یا چندین سال پیش از آن و یا بعد از آن.» از نگاه او «گمان نمیرود هرگز به طور قطع روشن گردد و حائز اهمیت هم نیست» و «همهچیز و همهکس گذران است و تنها هوالباقی است پس تنها به چند صباحی زودتر یا دیرتر نباید اهمیتی داد.» نوشته دیگری که منتشر شده هم به گذشت ۷۲۷ سال قمری از تألیف گلستان اشاره دارد. جمالزاده خود در سال ۱۳۱۷ به مناسبت جشن هفتصد سالگی تألیف «گلستان» در کتاب «گلستان نیکبختی» یا «پندنامه سعدی» قسمتی از «پندها و نصایح منثور آن کتاب مستطاب را که یکتا شاهکار نثر فارسی و سرتاپا مشحون است به در معانی و گوهرهای گرانبهای حکمت و معرفت» گلچین کرده و در دفتری گرد آورد.
نسخههای نفیس در گنجینه کتابخانه ملی
در گنجینه کتابخانه ملی دو نسخه خطی ارزشمند از کلیات سعدی نگهداری میشود. این نسخهها اینطور که زهرا مدرسی، معاون ادارهکل کتابهای خطی و نادر کتابخانه ملی گفته، کتیبههای مزدوج مذهب دارند، با نقوش اسلیمی و گل و برگ ختایی به زر محرر، لاجورد و شنگرف. از میان این دو، یکی در فهرست جهانی میراث مستند برنامه حافظه جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
یکی از نسخ خطی کلیات سعدی به شماره: ۳۹۱۳۴-۵، اوراق پراکنده و ناقص دارد و بازمانده از نسخه نفیس به خط یوسف بن محمد بن عیسی بن محمد شیرازی است که در تاریخ ۷۱۶ قمری کتابت شده است. تاریخ کتابت نشان میدهد که این نسخه، دومین نسخه کهن تاریخدار است. این نسخه بر اساس ترتیب علی بن احمد بی ابی بکر بیستون نیست اما از اندک نسخههایی است که قبل از تهیه و تنظیم بیستونی کتابت شده است؛ بهنظر این نسخه میرسد تنظیم نخستین جامع ناشناخته کلیات سعدی را دارد.
ابتدای نسخه کتیبه مذهب کشیده شده کمی آسیب دیده و در ۴۶ برگ و ۳۳ سطر نگاشته شده است. صفحات خاتمه و دو طرف انجامه تزئین شده است. عناوین اشعار هم به رنگهای مشکی، سرخ و زرد است. لبه اوراق فرسوده و آبخورده است، جلد نسخه متعلق به خودش نیست و الحاقی است؛ تیماج سرخ ضربی با ترنج و سرترنج و لچکی و کتیبههای زرین که به مرور زمان به تیرگی گراییده.
نسخه خطی بعدی به شماره کتابخانه ۵-۱۲۴۹۳ در سال ۷۸۴ هجریقمری یعنی حدود ۵۰ سال پس از تالیف اثر اصلی کتابت شده است و شاید این نسخه اقدم نسخ کلیات سعدی باشد. برگهای آغازینش با کتیبههای مزدوج مذهب با نقوش اسلیمی و گل و برگ ختایی به زر محرر، لاجورد و شنگرف است و حاشیه دور متن هم در برگ آغاز به همین شکل. شرفه به لاجورد، تسمهاندازی به زر محرر، حاشیه ریسهای دور متن به زر محرر و عناوین نسخه به زر، شنگرف و سرخی است؛ آغاز هر دفتر با کتیبههای متفاوت مذهب با نقوش اسلیمی و گل و برگ ختایی به زر محرر، لاجورد، سبز، مشکی و شنگرف است. ظهریه برگهای هر بخش با یک ترنج مذهب با نقوش اسلیمی و گل برگ ختایی آراسته شده است. جدول دور متن و میانی به زر محرر است. متن به خط نسخ و اشعار دو ستونی کتابت شده؛ و دارای ۴۱۶ برگ در ۱۹ سطر است. جلد نسخه مقوایی با روکش تیماج مشکی با ترنج، سرترنج با نقوش اسلیمی و گل و برگ ختایی زرپوش، حاشیه ریسه ای ضربی، آستر تیماج قهوهای روشن است. معاون ادارهکل کتابهای خطی و نادر کتابخانه ملی میگوید این نسخه خطی به دلیل قدمت، تزئینات و خط از آثار بسیار نفیس محسوب میشود و در دوازدهمین اجلاس شورای مشورتی بینالمللی برنامه حافظه جهانی به سال ۱۳۹۴ این اثر در فهرست جهانی میراث مستند برنامه حافظه جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
آفرین بر زبان شیرینت
پیش از این هم بارها تکرار شده و شنیدهایم که در جهان چطور از سعدی و اشعارش یاد میشود. به ویژه در این روزگار که ویروس عالمگیر در جهان میتازد و قرنطینه را طولانیتر میکند و همه از انساندوستی میگویند. در روزهای گذشته پدرو سانچز، نخست وزیر سوسیالیست اسپانیا، در سخنرانیاش برای تمدید سه هفتهای قرنطینه در این کشور شعری همین چند بیت آشنا را از سعدی شیرینسخن خواند. سانچز از سعدی با عنوان شاعر پارسی قرون وسطی یاد کرد و در دعوت از اسپانیاییها برای رعایت محدودیتها برای نجات جان خود و دیگران این قطعه مشهور از گلستان را خواند که: «بنیآدم اعضای یک پیکرند/که در آفرینش ز یک گوهرند/ چو عضوی بهدرد آورَد روزگار/دگر عضوها را نمانَد قرار/ تو کز محنت دیگران بیغمی/نشاید که نامت نهند آدمی.»
اعضای شورای پنجم شهر تهران، دستفروشی را دیگر به مثابه یک مسئله در مدیریت شهری نمیدانند. میگویند از برخوردهای گازانبری در شورا و شهرداری جلوگیری کردند اما هنوز فرهنگ سازمانی برای پذیرش مصداق سد معبر ندانستن دستفروشی در شهرداری ایجاد نشده است. از مصوبه ساماندهی دستفروشانی میگویند که به گمان خودشان پیشرو بوده و قرار بوده از دستفروشان حمایت کند اما اجرایی نشده و میگویند علت اجرایی نشدن آن تعارض منافعی است که در بدنه شهرداری وجود دارد. شورای پنجمیها که آخرین روزهای حضور خود در پارلمان شهری پایتخت را میگذرانند از عملکرد خود درباره دستفروشان دفاع میکنند و نگاه قاطبه اعضای ۲۱ نفره شورای شهر تهران را نگاهی حمایتی به دستفروشی توصیف میکنند، دفاعی که البته دستفروشان و کنشگران شهری با آن همسو نیستند. از روزهای ابتدایی که شورای پنجم روی کار آمد، شعارهایی نظیر توجه به دستفروشان و حمایت از مشاغل خانگی از زبان اعضا شنیده میشد. اختصاص بودجه و اعطای کارت هدیه در ایام کرونا و البته مصوبه ساماندهی مشاغل سیار و بیکانون شاید جزو مهمترین اقدامات شورای پنجم پایتخت در مواجهه با دستفروشان بود که هر کدام البته با مشکلاتی روبهرو شد، پیشنهادی که مشخص نشد سرانجامش در کمیته تخصیص چه شد، کارتهایی که در ایام کرونا به بعضی از دستفروشان داده شد و به بعضی دیگر داده نشد و البته مصوبهای که اجرایی نشد. حجت نظری، سخنگوی کمیسیون فرهنگی اجتماعی که پیشنهاد دهنده طرح ساماندهی دستفروشان نیز بود به همراه علی اعطا، سخنگوی شورای شهر تهران دیشب در نشست کلابهاوس روزنامه «پیامما»، توضیحاتی درباره نگاه مدیریت شهری پنجم به دستفروشی ارائه کردند و درباره هرکدام از این اقدامات جداگانه توضیح دادند. اعطا در ابتدای این نشست خواست تا مدیریت شهری از شورا و شهرداری تفکیک شود: «با اینکه شورا و شهرداری با یک نگرش سیاسی و گفتمانی یکسانی روی کار آمدند اما باید در این مسئله شورا را از شهرداری تفکیک کرد و من اینجا از جانب سخنگوی شورا صحبت میکنم، ما زمانی به شورا آمدیم که دستفروشی به عنوان یک مساله در شهرداری قلمداد میشد.» او در ادامه صحبتهای خود از تغییر نگرش در شورای شهر گفت و تاکید کرد: «تلاش کردیم تا به لحاظ مقررات و گفتمانی بتوانیم این دیدگاه را که دستفروشی را از مصادیق سد معبر میدانست، اصلاح کنیم.» او از مصوبه ساماندهی صنایع مشاغل سیار و بیکانونی گفت که در شورای یکدست اصلاح طلبان تصویب شد اما مخالفانی هم داشت.
مصوبه را اجرا نمیکنند
نظری هم در ادامه درباره رویکرد منتقدان و مخالفان مصوبه ساماندهی مشاغل سیار و بیکانون که در سال 97 تصویب شد گفت: «یک گروه از مخالفان معتقد بودند که دستفروشی ممکن است به کسبه آسیب برسانند و دومین گروه معتقد بودند که این کار از جنس فرهنگی و اجتماعی نیست و باید نگاهی دیگر به این نوع مصوبات و پیشنهادات داشت.» به گفته نظری پیش نویس این طرح در نهایت تصویب شد اما نگاهی که در میان مخالفان این مصوبه در شورا وجود داشت اینبار برای اجرای مصوبه در میان بدنه شهرداری ایجاد شد: «من ۳ یا ۴ بار برای اجرای این مصوبه تذکر دادم در نهایت تذکراتم تند شد و همین هم باعث شد تا باب گفتوگویی میان معاونت مربوطه باز شود.» او میگوید در نهایت به اجرای مصوبه تن داده شد اما نه به طور کامل: «تا همین لحظه تنها دستورالعمل ناظر بر ونها اجرایی شده و هنوز فکری به حال وانتها و دستفروشان نشده و ما همچنان منتظریم تا از طریق شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل به نتیجهای برسد.» کریم آسایش، کنشگر شهری در ادامه از شورا درباره اجرا نشدن این مصوبه انتقاد کرد و درباره اینکه چرا نماینده سازمانهای مردم نهاد برای اجرای این مصوبه یکی از اعضای شورا بوده نکاتی مطرح کرد: «در بودجه سال ۹۷ پیشنهادی اختصاص ۳ میلیاردی از سوی خانم فخاری برای کمک و ساماندهی دستفروشان تعیین شد که هیچ اتفاقی نیفتاد، مساله دیگر این است که در همین مصوبه نماینده سازمانهای مردم نهاد، عضو شورا انتخاب میشود بدون اینکه از صحن رای بگیرد که این خود دور زدن روند جاری است.» او در ادامه از اینکه اجرای این مصوبه به شرکت صنایع مشاغل سیار رسیده هم انتقاد کرد و گفت شورا تنها از برند موضوع دستفروشی استفاده کرده و عملکرد قابل قبولی نداشته است. نظری در ادامه در پاسخ به او اعلام کرد که برای انتخاب نماینده نیازی به رایگیری از صحن نبوده و در مصوبه صحن اینطور نوشته است: «آقای خلیلآبادی از این رو انتخاب شدند که نگاه حمایتی به مساله دستفروشان داشتند.» او درباره کمیته تخصیص بودجه هم گفت: «درباره نکته کمیته تخصیص بودجه هم تاکنون بالغ بر دهها تذکر داده شده اما هیچ پاسخی داده نشده است و شورا هم چارهای ندارد در اینباره ندارد.»
شورای تامین دستفروشان را از سطح شهر جمعآوری کرد
در ادامه بابک جهانبخش یکی از دستفروشان حاضر در اتاق کلابهاوس که منتقد عملکرد مدیریت شهری درباره دستفروشان بود درباره چند صدایی بودن شورا در این موضوع انتقاد کرد: «در شورا آقای فراهانی، خانم نژادبهرام، خانم فخاری هرکدام جداگانه و ناهماهنگ درباره مسئله دستفروشی پیگیریهایی کردند از آنجا که شفافیت هم پایین بود، نتوانستیم درباره مطالبی که در داخل کمیتهها بررسی میشد چیزی متوجه شویم.» او همچنین شرکت ساماندهی صنایع مشاغل را به نوعی جلاد دستفروشان خواند و از اینکه اجرای این مصوبه این شرکت واگذار شده انتقاد کرد. جهانبخش درباره اینکه در این دوره برخورد با دستفروشان بیشتر شده یا کمتر نیز انتقاد کرد و گفت: «چه کسی میگوید در این دوره خشونت کمتر شده؟ تاکنون دو طرح بلند مدت شش ماهه برای ممنوعیت دستفروشی وجود داشت یکی در سال ۹۷ و دیگری ۹۹ به بهانه کرونا که ما در اینباره نامه نوشتیم و تجمع کردیم و تلاش کردیم تا نظر اعضای شورا را جلب کنیم.» اعطا در ادامه گفت که برخورد با دستفروشان پیشینه تاریخی دارد و برآمده از سیاستی است که خواهان پاکسازی است. او میگوید شورای پنجم زمانی روی کار آمد که اوج سیاستهای مقابله جویانه شهرداری و دستفروشی بود: «رویکرد رایج در شهرداری در سال ۹۵ باعث شد تا شرکت شهربان وارد موضوع شود و مساله ساماندهی به میان بیاید. در این فضا یک مجموعه ۶۰ هزارنفری شهری با فرهنگ سازمانی شکل گرفته که میگوید من نگاه شورا را نمیپذیرم.» نظری در ادامه گفت محدودیتهای تردد شش ماهه برای دستفروشان را شورای تامین و ستاد ملی مقابله با کرونا ایجاد کرده بودند که مدیریت شهری توان مقابله با هیچکدام را نداشته است: «من نظر دوستان را تایید میکنم، ما در دوره جدید برخورد گازانبری و ضربتی با دستفروشان نداشتیم و علت هم نگاه حمایتی شورا بوده وگرنه شهرداری رغبت چندانی نداشت.» یکی دیگر از اعضای حاضر در روم در ادامه به سایر نقشهای حاکمیتی درباره دستفروشان اشاره کرد و گفت که بازیگران مختلفی در این جریان وجود دارند و معمولا تنها نام شهرداری به عنوان مجری به زبان میآید. او در ادامه با اشاره به تفاوت نگاه مدیریت شهری فعلی و قبلی گفت پیشتر گفته میشد مردم مقصر حضور دستفروشان هستند و اگر آنها از این افراد خرید نکنند، آنها هم حضور پیدا نمیکنند: « به نظر من باید در مدیران شهری در بخش اجرایی ایجاد آگاهی کرد، آنها مانند شورا دید حمایتی ندارند.»در ادامه یکی دیگر از اعضای حاضر در اتاق درباره همسو نبودن نگاه شورای شهریها با کنشگران شهری با دستفروشان انتقاد کرد و گفت چرا شورا دربرابر ۴۷ میلیارد تومانی که شهرداری برای جمع آوری دستفروشان به ناجا داده سکوت کرده است. آسایش نیز در ادامه تاکید کرد که شهرداریهای مناطق خودشان از شورای تامین خواستند که طرح ضربتی جمع آوری دستفروشان ایجاد کند. اعطا در ادامه و در جمع بندی صحبتهایش بار دیگر به تفاوت رویکرد شهرداری و شورا درباره دستفروشان اشاره کرد و گفت: «شهرداری با فرهنگ سازمانی غالب خود در عرض دو یا سه سال تغییر نمیکند و تدریجا این فرهنگ غالب حاکم میشود.» او تاکید کرد که اگر شورا رویکرد حمایتی نداشت شهرداری برخوردهایش با دستفروشان را آغاز میکرد: «بسیاری از رویکردها به دلیل همین ترس از صحن شورا در پیش گرفته نمیشود.» او در ادامه از رقم ۴۷ میلیارد تومان اظهار بیاطلاعی کرد و اعلام کرد که اطلاعات دقیقی درباره آن ندارد.
خشونت فقط برخورد گازانبری نیست
جهانبخش اما در ادامه گفت که خشونت تنها به معنای قلع و قمع نیست: «شما سازمانی را شکل دادید و اجرای مصوبه را به آن واگذار کردید که به شکل سهمگینی به دستفروشی آسیب رسانده است و اجرای مصوبه را به دست این سازمان سپردهاید.» او همچنین در واکنش به صحبتهایی که گفته میشد به دستفروشان بازارچه و غرفه داده شد نیز گفت: «ببینید ماهیت شغل دستفروشی در همه جای دنیا با بازارچه داشتن و غرفه داشتن متفاوت است.» او همچنین با انتقاد از مصوبه ساماندهی دستفروشان اعلام کرد که این مصوبه در آینده این قابلیت را دارد که از آن سواستفاده شود.
نظری در پایان و در جمع بندی صحبتهای خود نیز گفت: «فرمایش بعضی از دوستان فراتر از حیطه اختیارات شورا و شهرداری است و آرمان گرایانه است، هرچند که وقتی مطالبهای صورت میگیرد باید حداکثری باشد اما باید واقعیات را هم پذیرفت.»
به گفته او شورا تعیین کننده نیست که مصوباتش را کدام بخش شهرداری اجرا کند: «مدیریت شهری در ایران نهادی نزدیک به شوخی است و شوراها در کشور ما جایی ندارند.» او در پایان تاکید کرد راه حل اجرایی شدن مصوبات این چنینی نزدیکتر شدن به نهاد یکپارچه شهری است: «کنشگران و دستفروشان و ما به دنبال یک هدف مشترک هستیم من تصور میکنم نباید خودمان را دو سوی ماجرا ببینیم.»
برای کاهش گازهای گلخانهای وقت تلف نکنیم
بر اساس گزارش سازمان جهانی هواشناسی ملل متحد، بحران آب و هوایی در سال 2020، «بیوقفه» ادامه داشته است و همهگیری ویروس کرونا حتی اثرات شتابدهنده گرمایش جهانی را برای میلیونها نفر وخیمتر کرده است. گزارش سازمان جهانی بهداشت میگوید افت موقت انتشار کربن به خاطر تعطیلی سراسری به واسطه شیوع کرونا، هیچ تاثیر قابل ملاحظهای روی غلظت گازهای گلخانهای در اتمسفر نداشته است.سال گذشته علیرغم اثر خنک کننده پدیده آبوهوایی چرخشی «لانینا»، جزء داغترین سالها بود و در رده سالهای 2016 و 2019 قرار گرفت. بدون وقوع پدیده لانینا، 2020 میتوانست گرمترین سال تاریخ تاکنون باشد. دهه 2011 تا 2020، رکورددار گرمترین دهه تاریخ به شمار میآید.
حوادث شدید آبوهوایی در سراسر جهان اتفاق افتاد؛ از توفان و گردباد در آمریکا و هند گرفته تا امواج گرمایی در استرالیا و شمالگان (قطب شمال) و سیل در بخشهای وسیعی تز افریقا و آسیا و آتشسوزی مراتع و جنگلها در آمریکا.
پِتِری تالاس، دبیر کل سازمان جهانی هواشناسی گفته است: «همه تاثیرات و اطلاعات مهم در مورد آب و هوا در این گزارش، تغییرات آبوهوایی بیوقفه، وقوع فزاینده و تشدید حوادث شدید آبوهوایی و خسارات شدید، متاثر کردن مردم، جوامع و اقتصادها را به خوبی نشان میدهد.
گزارش اخیر آبوهوایی درست پیش از کنفرانس مجازی سران جهانی با میزبانی جو بایدن، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا منتشر شده است. از سوی دیگر قرار است در ماه نوامبر (آبان) اجلاس مهم آبوهوایی Cop26 سازمان ملل در به میزبانی انگلیس در گلاسکو برگزار شود؛ اجلاسی که با هدف تامین اهداف توافقنامه اقلیمی پاریس در سال 2015 و تعیین اقدامات فوری برای مقابله با افزایش دمای جهانی به بیش از 2 درجه سانتیگراد و در صورت امکان 1.5 درجه سانتیگراد، برگزار میشود. در سال 2020، دمای جهانی 1.2 درجه بالای سطح پیشاصنعتی بوده است.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل گفته است: «امسال، سال عمل است. اقلیم در حال تغییر است و اثرات آن همین حالا هم برای مردم و این سیاره بسیار گران تمام شده است. کشورها باید برنامههای بلندپروازانهای را برای کاهش 45 درصدی انتشار گازهای جهانی تا سال 2030 ارائه دهند؛ بسیار زودتر از اجلاس Cop26 در ماه نوامبر. زمانی برای تلف کردن باقی نمانده است.»
گزارش اخیر که توسط سازمان جهانی هواشناسی و شرکای آن تهیه شده، دریافته که کاهش تولید مواد غذایی، حملونقل و فعالیتهای ناشی از بیماری همهگیر کووید-19، اثرات حوادث شدید آبوهوایی را بر جوامع تشدید میکند. طبق این گزارش، کاهش موقت انتشار کربن «هیچ تاثیر قابل تشخیصی» روی غلظت گازها در اتمسفر نداشته است.
این گزارش همچنین دریافته که در سال 2020: 80 درصد اقیانوسها دستکم یک موج گرمای دریایی را تجربه کردهاند، در حالی که دریاها، که بیش از 90 درصد گرمای حاصل از فعالیتهای انسانی را جذب میکنند، رکورد افزایش دما را ثبت کردهاند.
یخهای دریایی در قطب شمال به دومین کاهش ثبتشده خود رسیده، در حالی که صدها میلیارد تُن یخ در گرینلند و جنوبگان (قطب جنوب) آب شده و باعث بالا رفتن سطح دریاها شدهاند.
سیلهای شدید به بخشهای زیادی از آسیا و آفریقا آسیب زد و باعث شد که در شاخ آفریقا، آفت ملخ همهگیر شود.
·خشکسالیهای شدید، بسیاری از بخشهای آمریکای جنوبی را در سال 2020 تحت تاثیر قرار داده که میزان آسیبهای مالی ناشی از نابودی زمینهای کشاورزی، فقط در برزیل، حدود 3 میلیارد دلار تخمین زده میشود ؛ گرچه آسیبهای دیگری هم در آرژانتین، اروگوئه و پاراگوئه وارد شده است.
بزرگترین آتشسوزی تاریخ مراتع و جنگلها در آمریکا ثبت شد، در حالی که استرالیا رکورد گرما را میزد و دمای 48.9 درجه سانتیگراد را در غرب سیدنی ثبت کرد.
· فصل توفانهای آتلانتیک شمالی، با 30 مورد، بیشترین تعداد توفانهای نامگذاری شده را ثبت کرد و 12 مورد رانش زمین هم در آمریکا ثبت شد.
گردباد «آمفان»، هند و بنگلادش را درهم نوردید و یکی از خسارت بارترین گردبادهای ثبت شده در اقیانوس هند شمالی بود؛ در حالی که توفان «گونی» که از فیلیپین عبور کرد، یکی از شدیدترین توفانهایی بود که تابه حال به وقوع پیوسته است.
ریچارد آلن، استاد علوم آبوهوایی در دانشگاه ریدینگ در بریتانیا میگوید: «آنچه قابل توجه است، تصویر در حال ظهور تغییرات آبوهوایی است که دائما سرعت میگیرند: یخها با سرعت بیشتری ذوب میشوند و گرما با سرعت بیشتری در اقیانوس تجمع مییابد، در حالی که دیاکسید کربن که خود باعث تشدید همه اینهاست، افزایش مییابد، همه چیز با گذر زمان سرعت بیشتری پیدا میکند.»
پروفسور کریس ریپلی در دانشگاه کالج لندن در بریتانیا میگوید: «خط قرمز افزایش دمای 1.5 درجهای که در توافقنامه پاریس تعیین شد، در حال شکسته شدن است. روشی که ما برای اداره امور بشری در پیش گرفتیم، بیثباتسازی سیستم آبوهوایی است که عواقب آن قابل پیشبینی و وخیم است. زمان آن رسیده که یک قیام هماهنگ برای اصلاح سیاستها – که مدیریت بحران آبوهوایی را به دنبال خواهد داشت- صورت بگیرد.
شرایط تغییرات آبوهوایی به شدت وخیم است؛ تا جایی که بسیاری از فعالان محیط زیستی از رهبران جهان خواستهاند تا اقداماتی فوری و موثر برای مقابله با گرمایش روزافزون هوا انجام دهند. برخی دیگر اما میگویند همین حالا هم بسیار دیر شده و شانس مقابله با افزایش خطرناک دما، بسیار پایین است. افزایش دمای زمین باعث آب شدن یخهای قطبی میشود که خود منجر به افزایش سطح دریاها میشود و بسیاری از شهرهای ساحلی را زیر آب فرو خواهد برد.
علاوه بر این، افزایش دما باعث تغییرات شدید در سیستم آبوهوایی در جهان میشود و بارانهای سیلآسا، توفانهای مهیب و مخرب، خشکسالی، کاهش تولید مواد غذایی، قحطی و گرسنگی، تشدید مشکلات بیآبی و گسترش بیماریها را به همراه خواهد داشت. بعضی از دانشمندان نیز هشدار دادهاند که نسل موجودات کره زمین، از جمله انسان در خطر است و با این روشی که در پیش گرفتهایم، انسانها نابود میشود.
گرچه هنوز بسیاری از مردم دنیا از جمله سیاستمداران جهان اضطرار آبوهوایی را باور نکردهاند، جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا تلاش دارد این هفته جلسهای مجازی را با حضور 40 تن از رهبران جهان میزبانی کند.
جلسهای که در آن قرار است در مورد اقدامات جسورانه و بزرگ برای مقابله با انتشار گازهای کربنی که منجر به گرم شدن زمین میشوند، چارهای اندیشیده شود.
انتظار میرود که در همین نشست یا کمی بعد از آن، آمریکا برنامه ملی خود را برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای در ده سال آینده آشکار کند.
ارزیابی سازمان ملل نشان میدهد که تعهدات ملی تعیین شده فعلی در نهایت باعث کاهش 1 درصدی انتشار گازها تا سال 2030 میشود.
در حالی که برای مقابله با گرمایش زمین نیازمند کاهش 45 درصدی انتشار گازهای تا سال 2030 هستیم.
در مذاکرات وین پیشرفتهایی حاصل شده است
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران تاکید کرد: ایران همواره از گفتوگو با پادشاهی سعودی استقبال کرده و این موضوع را به نفع مردم دو کشور و همچنین صلح و ثبات در منطقه میداند. به گزارش ایسنا، سخنگوی وزارت خارجه صبح دیروز در نشست خبری خود با خبرنگاران داخلی و خارجی در پاسخ به سوالی در ارتباط با گزارش برخی از رسانههای غربی مبنی بر انجام مذاکرات میان ایران و عربستان در منطقه سبز بغداد گفت: این گزارشهای رسانهای و مطبوعاتی را ما نیز دیدهایم. البته نقل قولهای مختلف و بعضا متضادی منتشر شده است. او ادامه داد: چیزی که اهمیت دارد این است که ایران همواره از گفتوگو با پادشاهی سعودی استقبال کرده و آن را به نفع مردم دو کشور و همچنین صلح و ثبات در منطقه میداند.
خطیبزاده در پاسخ به پرسش مکرر خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا ایران انجام چنین گفتوگوهایی را بین تهران و ریاض در بغداد تایید میکند یا نه، گفت: ما درباره گزارشات ضدونقیض رسانهای اظهار نظر نمیکنیم. با توجه به اینکه برخی از رسانههای منتشر کننده این اخبار نیز سابقه طولانی در خبرسازی دارند.
سخنگوی وزارت خارجه در ارتباط با پیگیریهای دستگاه دیپلماسی کشور در مورد خرید واکسن کرونا از کشورهای مختلف از جمله هند گفت: در خصوص خرید واکسن کرونا وزارت خارجه از همان روز اول به صورت بسیار جدی مسائل مرتبط با این موضوع را به جلو برده است. نامه نگاری کرده، پیگیریهای مختلف را در سطوح مختلف انجام داده است.
او با بیان اینکه یکی از کشورهایی که در این زمینه با آنها گفتوگو صورت گرفته است، هند بوده، گفت: مذاکرات فشردهای را با هندوستان انجام دادهایم و بخشی از واکسن از هند وارد شد ولی در ادامه به خاطر برخی از مسائل از جمله شیوع گسترده کرونا در هندوستان به دستور قضایی این کشور بر این روند تداخلی ایجاد شد. در این ارتباط با هند رایزنی کردهایم و طرف هندی اعلام کرده است که در حال برطرف کردن موانع است تا به تعهدات خود عمل کند.
خطیبزاده با بیان اینکه دولت و وزارت خارجه از مجاری مختلف موضوع ورود واکسن کرونا به کشور را پیگیری کردهاند، افزود: سعی میکنیم طی روزهای آینده یک اینفوگرافی از اقدامات وزارت خارجه در این زمینه منتشر کنیم تا مشخص شود که وزارت خارجه چگونه کمک کرده است که این مقدار واکسن به کشور وارد شود.
او همچنین در پاسخ به سوال دیگری در مورد گفتوگوها بین ایران و ۱+۴ در وین و اینکه این گفتوگوها به چه نتیجهای رسیده است، اظهار کرد: آنچه که در وین در جریان است گفتوگوهای فنی پیرامون چگونگی رفع تحریمهای ظالمانه آمریکا و بازگشت این کشور به تعهدات خودش ذیل برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل است. در این مذاکرات پیشرفتهایی حاصل شده است و ما در مسیر درستی هستیم. البته این به این معنا نیست که به مرحله نهایی گفتوگوها رسیده باشیم.
او همچنین در بخش دیگری از صحبتهای خود تصریح کرد: قرار نیست توافقنامه جدیدی کنار برجام داشته باشیم. همان طور که بارها گفتهایم آمریکا باید تمام تحریمها را بردارد و بعد این اقدام از سوی ایران راستی آزمایی شود در ادامه آن وقت میتواند در چارچوب برجام حضور داشته باشد. اکنون آمریکا پشت درهای کمیسیون مشترک برجام حضور دارد. سخنگوی وزارت امور خارجه ادامه داد: اگر دولت آمریکا بخواهد به تعهداتش برگردد این تصمیم، تصمیم سختی نیست. اگر دولت آمریکا تعهدات خود را انجام دهد خواهد دید که ایران نیز بلافاصله بعد از راستی آزمایی اجرای تعهدات از سوی آمریکا، تعهداتش را انجام میدهد.
خطیبزاده همچنین در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه برخی از نمایندگان مجلس اعلام کردهاند که موضوع راستی آزمایی اجرای تعهدات از سوی آمریکا باید توسط مجلس شورای اسلامی صورت بگیرد، گفت: مسائل سیاست خارجی و ابعاد مرتبط با آن دارای مجاری تخصصی و فنی است. در مورد تمامی موضوعات در این سطح در شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفته میشود. رئیس مجلس شورای اسلامی نیز عضو شورای عالی امنیت ملی است و تصمیمات این شورا نیز به اطلاع مقام معظم رهبری رسانده میشود. وزارت خارجه نیز در این ارتباط هماهنگکننده است و مجلس نیز مثل همیشه در این مسیر در صورت تمایل خودشان از مسائل مطلع هستند و هم ورود دارند.
جو بایدن رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا در نقطه کلیدی و حساسی از تعهداتش در مورد اقدام برای مقابله با تغییرات آبوهوایی ایستاده است. این هفته قرار است او برنامههای اصلی خود را برای مقابله با بحران آبوهوایی مشخص کند و از همه اقتصادهای بزرگ جهان بخواهد که در اقدامی جسورانه در کاهش انتشار گازهای گلخانهای در یک دهه آینده بپیوندند.رئیسجمهوری آمریکا اضطرار آبوهوایی را یکی از اولویتهای مهم دولتش اعلام کرده و گفته که رشد پاک باید راهی برای احیای اقتصاد آمریکا پس از شیوع ویروس کرونا باشد. به گزارش گاردین، بایدن و جان کری، نمایندهاش در امور آبوهوایی، قرار است میزبان 40 نفر از رهبران جهان باشند تا در مورد بحران آبوهوایی گفتوگو کنند و به دنبال تعهدات جدیدی برای کاهش انتشار کربن و رسیدن به اهداف تعیین شده در توافق اقلیمی پاریس باشند. انتظار میرود که در همین نشست یا کمی بعد از آن، آمریکا برنامه ملی خود را برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای در ده سال آینده آشکار کند. اگر این طرح – که در پیمان پاریس از آن به عنوان «تعهد ملی تعیین شده» یا ان.دی.سی یا میکند- به اندازه کافی جسورانه باشد، و سایر کشورها هم بتوانند به راحتی آن را دنبال کنند، دنیا این فرصت را پیدا میکند که به اهداف تعیین شده در توافق پاریس دست یابد و مانع از رسیدن به سطوح خطرناک گرمای زمین بشود. اگر نه، باید انتظار عمیقتر شدن بحران آبوهوایی را داشته باشیم، چرا که با افزایش انتشار کربن پس از تعطیلیهای کرونا، با حجم ناگهانی کربن روبهرو میشویم. کریستینا فیگورس، رئیس پیشین بخش آب و هوای سازمان ملل که بر نشست پاریس نظارت میکرد، گفته است: «همه باید در تعهد ملی تعیین شده خود بهتر عمل کنند. ما باید جاطلبیهایمان را بیشتر کنیم. اطلاعات و دادههای جدیدی که در علوم آبوهوایی منتشر میشود نشان میدهد که به نقطه بحرانی بسیار نزدیکیم. دیگر نمیتوانیم در مسیر افزایش انتشار گازها گام برداریم.» ارزیابی سازمان ملل نشان میدهد که تعهدات ملی تعیین شده فعلی در نهایت باعث کاهش 1 درصدی انتشار گازها تا سال 2030 میشود. فعالان محیط زیستی خواهان آن هستند که تا سال 2030، انتشار گازها به اندازه 50 درصد سطح انتشار در سال 2005 کاهش داشته باشد، اما برخی دیگر از تحلیلگران معتقدند که سطح کاهش 40 تا 45 درصدی، واقعبینانهتر است. اما یک چیز روشن است. واقعیت این است که آمریکا میخواهد پس از خروج ترامپ از توافق پاریس، تعهدات ملی خود را مشخص کند. تعهدات ملی تعیین شده بسیار ضروری هستند چون اهداف طولانیمدت به اندازه کافی نمیتوانند مسئله بحران آبوهوایی را حل کنند. اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورها از جمله آمریکا و چین، اهدافی را تعیین کردهاند که تا اواسط قرن (2050) به انتشار صفر کربنی برسند، اما بدون کاهش قابل توجه انتشار کربن در این دهه، آن اهداف بلند مدت کاربرد چندانی ندارند. این بدین خاطر است که آب و هوا با تجمع دیاکسیدکربن و سایر گازهای گلخانهای در اتمسفر به شدت متاثر میشود. با تعطیلی سراسری در دنیا در سال گذشته، انتشار گازها به شدت کاهش یافت، اما با باز شدن اقتصادها دوباره و به سرعت افزایش یافت. تا ماه دسامبر، انتشار کربن به سطح سال 2019 رسید و دادههای این ماه نشان میدهد که دیاکسیدکربن در اتمسفر به 50 درصد بالاتر از سطح پیشاصنعتی رسیده است. گفتوگوهای حیاتی سازمان ملل درباره آبو هوا در نشست Cop26 که قرار است در ماه نوامبر(آبان) در گلاسکو برگزار شود، بر روی همگامسازی هرچه بیشتر کشورها با میزان تعهدات قوی ملیشان متمرکز خواهد بود. آلوک شارما، رئیس نشست Cop26 میگوید: «اهداف جهانی برای سال 2030، برای دستیابی به اهداف تعیین شده در توافق پاریس کافی نیست. بنابراین بریتانیا از میزبانی این نشست استفاده میکند تا از همه کشورها بخواهد اهداف کاهش انتشار گازها را که برای سال 2030 تعیین کرده بودند، در مسیر انتشار کربن صفر قرار دهند.» بریتانیا که خود پیشتر تعهد ملی تعیین شدهاش را ثبت کرده، متعهد شده تا سال 2030، انتشار کربن را نسبت به سال 1990، کاهش 68 درصدی بدهد. این بدان معناست که بریتانیا بیشتر و سریعتر از هر کشور توسعه یافته دیگری، انتشار کربن را کاهش میدهد.با این حال برخی از تحلیلگران معتقدند که این کشور میتوانست حتی از این هم فراتر برود. اتحادیه اروپا متعهد به کاهش 55 درصدی شده است، گرچه پارلمان اروپا کاهش 60 درصدی را ترجیح داده است. ناتانیل کئوهان، معاون ارشد رئیس صندوق دفاع از محیط زیست گفته است: «این دهه، تعیین کننده است و آنچه در 10 سال آینده اتفاق میافتد، بسیار مهم است، اما فقط انگلیس و اتحادیه اروپا اهدافی را برای سال 2030 ارائه دادهاند که با هدف کربن صفر سال 2050 مطابقت دارد.» چین که بزرگترین عامل انتشار گازهای گلخانهای در جهان است، در ماه سپتامبر سایر کشورها را با هدف تعیین شده خود که رسیدن به انتشار کربن صفر تا سال 2050 بود، شگفتزده کرد اما این کشور هنوز تعهد ملی تعیین شدهای ارائه نداده است. پاول بلدسو، از موسسه سیاستهای پیشرو در واشینگتن میگوید: «اگر چین چیزی نگوید، اوضاع خوب پیش نخواهد رفت. چین اگر در مورد کربن صفر جدی است، اما اقدامات لازم را انجام نمیدهد. آنها در حال ساختن 150 نیروگاه جدید با زغالسنگ هستند.» پکن در برنامه پنج ساله اخیر خود تاکید کرده که تا سال 2030، به نقطه اوج میزان انتشار کربن خود میرسد و دیگر از آن بالاتر نخواهد رفت، اما برخی از تحلیلگران معتقدند که همین حالا هم برای کشاندن جهان به سمت کربن صفر خیلی دیر شده، در حالی که برخی از کشورها از اوج انتشار در سال 2025 حرف میزنند. روز شنبه، پس از سفر جان کری به شانگهای، آمریکا و چین در بیانیه مشترکی اعلام کردند که متعهد به همکاری برای مقابله با بحران آبوهوایی هستند. به گفته هلن مونتفورد، معاون رئیسجمهور در امور آب و هوا و اقتصاد در انستیتوی منابع جهانی، نشست این هفته کاخ سفید، که پیش از نشست Cop26 برگزار میشود، اقدام بسیار مهمی است که میتواند سایر اقتصادهای بزرگ جهان را برای گام نهادن در این مسیر تشویق کند. به عنوان مثال، کانادا تحت فشار است تا تعهد ملی خود را تقویت کند و آن را بلندپروازانهتر کند. کره جنوبی شاید با تاخیر یک ماهه تعهد ملی خود را ارائه کند اما ممکن است این هفته متعهد شود که از زغالسنگ فاصله بگیرد. ژاپن هم سال گذشته که به خاطر ارائه تعهد ملی که با 5 سال گذشته تقریبا هیچ تفاوتی نداشت، بسیار مورد انتقاد قرار گرفت، حالا قول داده که در این طرح بازبینی جدی کند. هند با هدف صفر کردن انتشار کربن روی انرژیهای تجدیدپذیر سرمایهگذرای کرده، اما در تهیه نقشه راهی برای عدم وابستگی به زغالسنگ دچار مشکل شده است. با برخی از کشورها اما چالش وجود خواهد داشت. پاول بلدسو میگوید: «به اندازه کافی به روسیه توجه نشده است. مسکو تمایل به نقش حداقلی در نشست Cop در سالهای اخیر داشته اما تولید کننده بزرگ گاز و نفت است و حتی قدمهای کوچکش هم میتواند بسیار موثر باشد. حتی اگر همه این کشورها هم با تعهدات قوی به نشست Cop26 بیایند، باز هم نیمی از جنگ باقی مانده است. بسیاری از کشورها نتوانستند حتی به تعهدات پیشین خود عمل کنند. دکتر نیکلاس هونه از موسسه «اقلیم جدید» معتقد است که تمرکز دولتها باید روی اجرای اهداف از طریق اقدامات سیاسی باشد: «هیچ کشوری نتوانسته سیاستهای لازم را داشته باشد. دولتها باید رویکردشان را عوض کنند.»
فرض کنید در یک نظرسنجیِ خیالی از همه ساکنانِ تهران (یا شهرهای دیگر) بپرسیم « چقدر احساس میکنند نظر آنها در تصمیماتی که برای شهر گرفته میشود موثر است» بهنظرم پاسخ این سوال تکلیف مسئله مشارکت ساکنان در اداره شهر را تا حد زیادی مشخص میکند. مهم نیست ما کلمه مشارکت را چقدر از مدیران شهری میشنویم یا مهم نیست چند اداره و سازمان و مجموعه متولی «جلبِ مشارکت» در شهر هستند، مهم این است که ما بهعنوان ساکنان، احساس میکنیم در اداره شهر موثر هستیم یا نه؟ نتیجه همه آن نهادها و سازمانها و سخنرانیها و مصوبهها باید ایجاد این احساس باشد که شهر متعلق به همه ماست.حالا فرض کنید در همان نظرسنجی خیالی از ساکنان بپرسیم «اگر امروز بخواهند در اداره امور محله/شهرشان مشارکت داشته باشند چه میکنند؟» پاسخ این سوال مشخص میکند که ساختار اداره شهر تا چه اندازه به روی ساکنان گشوده و نظام تصمیمگیری در شهر تا چه اندازه برای ساکنان شفاف است. اگر همین امروز بخواهید در اداره امور محلهتان مشارکتی داشته باشید کجا باید بروید؟ چهکار باید بکنید؟ با چه کسی باید گفتوگو کنید؟ طبعاً منظورم از مشارکت در اداره شهر ثبتِ شکایت روی تلفن شکایات شهرداری نیست.
بیقدرت و شگفتزده در برابر تغییرات
چند روز پیش عکسی از پایانه اتوبوسهای تجریش در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد که کسی با حیرت روی آن نوشته بود: «صبح از خواب بیدار میشوی و دیگر از پایانه خبری نیست» پایانه اتوبوسهای تجریش در تهران نه فقط یک پایانه اتوبوس محلهای بلکه به دلیل وجود بازار تجریش و حرم امامزاده صالح محل تردد بسیاری از ساکنان تهران است، شهرداری تهران به دلایلی که شاید موجه هم باشند تصمیم گرفته است که پایانه را برچیند. از این اتفاق استفاده میکنم تا نشان بدهم که چطور مشارکت ساکنان شهر در اداره شهر در هر سطحی اگر نگوییم غیرممکن دستکم باید بگوییم بسیار سخت و نیازمند تلاش زیاد از جانب ساکنان است. هرکدام از ما اگر در خاطراتمان جستجو کنیم خواهیم یافت که این شهر بارها ما را شگفتزده کرده است: چهارراههایش میدان شده، میدانهایش برچیده شده، ساختمانی خراب شده، ساختمان بلندی ناگهان سر کوچهمان سبز شده، خیابانی عریض شده، خیابان دیگری یکشبه یکطرفه شده و هزاران مثال دیگر که در خاطره ما زنده هستند و هر روز مثالهای دیگری به آن اضافه میشوند.
سهم ساکنان از همه این تغییرات چقدر بوده است؟ تقریباً هیچ! آنها مجبور هستند در این تغییرات زندگی کنند حتی اگر آنها را نخواهند یا زندگیشان را دشوار کنند. نظام تصمیمسازی شهری، روندی بروکراتیک از ترکیب نامتوازنی میان «متخصصان» و «مدیران» است. متخصصان در قالب شرکتهای مشاورهای در پروژههای متوسط و بزرگ مطالعات موردنظر مدیران شهری را برای انجام تغییرات انجام میدهند، این مدیران هستند که بر اساس این مطالعات و صلاحدیدهای دیگری که هرگز معلوم نمیشود دقیقاً چیست در مورد تغییرات شهر و نظام اداره آن تصمیم میگیرند. این شکل از غیاب ساکنان در تصمیمسازی شهری دو معلول بزرگ دارد: اول اینکه ساکنان هرگز در جریان پیچیدگیهای اداره شهر و حتی مثبت بودن برخی تغییرات قرار نمیگیرند. دوم اینکه ظرفیتی بزرگ برای اداره شهر از دست میرود: ظرفیت اجماع ساکنان برای زیست شهری.
معمولاً دو ادعای بزرگ برای توجیه این غیاب تکرار میشود اول امکانناپذیری مشارکت ساکنان در همه تصمیمسازیها و دوم امکان اشتباه کردن مردم در غیاب متخصصان.
سطوح مختلف مشارکت شهری
دوگانه غلط اندازی که همواره در برابر ایده مشارکت ساکنان شهر مطرح میشود دوگانه مردم یا متخصصان است. این دوگانه به دلایل بسیاری اشتباه است. اولین و مهمترین دلیل آن توجه نکردن به سطوح مختلف مشارکت است. برگردیم به مثال پایانه اتوبوسرانی تجریش. فرض کنیم به دلایل موجهی، طرحی برای برچیدن پایانه وجود دارد. اولین و ابتداییترین شکل مشارکت خبر کردن مردم از این طرح است. مدیریت شهری پلتفرمهای متعددی برای اطلاعرسانی دارد و پلتفرمهای متعدد دیگری را میتواند ایجاد کند. این پلتفرمها میتوانند وظیفه اطلاعرسانی در مورد پروژههای شهری را که قرار است انجام شود -و البته نه آنها که اجرا شده است- بر عهده بگیرند. اولین سطح مشارکت با همین یک گام محقق میشود. دستکم من بهعنوان ساکن شهر، اگر بخواهم میتوانم خبر بگیرم که چه تغییری، چرا و در چه زمانی در شهر محل سکونتم اتفاق خواهد افتاد.
سطحِ دومِ مشارکت فراهم کردن زمینهای برای نظارت ساکنان بر شیوه اجرای پروژههای شهری است. این کار با اطلاعرسانی در مورد زمان پروژهها، پیمانکار پروژه و اختصاص سامانهای بر روی شهرداری نواحی و مناطق امکانپذیر است. ساکنان داوطلب میتوانند حتی در این زمینه آموزش ببینند و به شکل عمومی اطلاعرسانی کنند.
سطح سوم مشارکت مشارکت در تصمیمسازیهاست. مثلاً فرض کنیم پایانه تجریش، مشکلاتی در محله ایجاد کرده است یا وجودش در محل با دیگر کاربریهای محلهای ناهمخوان است. این مسئله بهطور واضح و با جزئیات به اطلاع عموم میرسد. ساکنان نهتنها در جریان مشکلات قرار میگیرند بلکه میتوانند در اینباره نظراتی بدهند. این نظرات توسط متخصصان شهری در حوزههای مختلف بررسی، امکانسنجی و اطلاعرسانی میشود و از میان طرحها یکی انتخاب و برای اجرا آماده میشود. هیچکدام از این سطوح مشارکت غیرممکن نیستند بلکه میخواهم ادعا کنم با ظرفیتهای فعلی شهرداری تهران به خوبی قابل انجام هستند. هیچکدام متضمن انتخاب میان مردم یا متخصصان نیستند. حتی اینها سادهترین اَشکال مشارکت شهری هستند که همین فردا میتوانند ممکن شوند. اَشکالی که میتوانند مدیریت شهری را با ساکنان شهر، پیوند بدهد. هم ساکنان را از مشکلات شهر آگاه کند هم از ظرفیت آنها برای اداره شهر بهره بگیرد.
حالا باید از خودمان بپرسیم چرا این اتفاق نه افتاده نه بهنظر میرسد در افقی کوتاه مدت خواهد افتاد؟
عراق و ایران در مسیر خاموشی فلرها
در روزهایی که آلودگی هوا به بیشترین میزان خود میرسد، زمانی که دودکشها آنقدر سوت میکشند که پنجرهها به لرزش در میآیند، دود غلیظی آسمان را دربرمیگیرد، پوشش گیاهی از بین میرود و لایهای از خاکستر همهجا را میپوشاند. برای ساکنان «نهرانعمر»، شهری در جنوب عراق که نزدیک چندین چاه نفتی قرار گرفته، شعلههایی که از برجهای فلر خارج و مواد شیمیایی سمی را وارد هوا میکنند، این اتفاق کاملا عادی است.فرآیند بحثبرانگیز گازسوزی یا فلرینگ فرآیندی است که در آن گازهای طبیعی خام تولید شده هنگام استخراج نفت سوزانده میشوند. در کشورهایی که خط لوله یا زیرساختهای موردنیاز برای انتقال گاز و استفاده آن در صنایع دیگر مانند تولید برق وجود ندارد، این گازها به همراه گازهای دیگر در برجهای فلر سوزانده میشوند. متخصصان میگویند این فرآیند علاوه بر اینکه یکی از مهمترین عوامل تغییرات اقلیمی است، تهدیدی مرگبار برای کسانی که در نزدیکی آن زندگی میکنند به شمار میرود. مشکلات محیط زیستی، تشکیل دوده، سروصدای زیاد و هدر رفت انرژی، بیماریهایی مانند آسم، بیماریهای ریوی و پوستی و سرطان با این آلایندهها مرتبط شناخته شدهاند.
عراق یکی از کشورهایی است که از لحاظ عملیات مشعلسوزی رتبه بالایی دارد و بصره، استانی که نهرانعمر در آن قرار دارد، بیشتر از بقیه مناطق آسیب دیده است. عراق یکی از معدود کشورهایی است که هم گاز را میسوزاند، هم وارد میکند.
روزنامه ایندیپندنت سراغ ساکنان نهرانعمر رفته که هشدارهایی نسبت به مرگومیر کودکان و مسنها، ضعیف و قوی به خاطر فعالیتهای برجهای فلر داده بودند. با اینکه به سختی میتوان رابطه مستقیمی میان بیماریها و گازسوزی پیدا کرد، اما به گفته شهردار آن منطقه، نرخ ابتلا به سرطان در یک دهه اخیر ۵۰درصد افزایش پیدا کرده است.
محمدحسن، ۴۳ ساله که فرزند ۱۴ سالهاش سرطان مغز استخوان دارد میگوید: «با پسرم در حالی که ستون فقراتش کج و پوستش سفید شده بود پیش دکتر رفتیم. دکتر ازم پرسید کجا زندگی میکنید. من گفتم نهرانعمر». دکتر در ادامه گفت: «نیازی به توضیح بیشتر نیست. میدانم که این اتفاق به خاطر آلودگی است».
نگرانیهای محمدحسن با شروع پاندمی بیشتر شده است. گزارش اخیر انجمن قلب و عروق اروپا تخمین میزند که ۱۵درصد مرگومیر ناشی از کرونا به آلودگی هوا مرتبط است.
به رغم سروصدای کر کننده و گرمای بیش از اندازه برجهای فلر، بشیر جباری، شهردار نهرانعمر میگوید که بیشتر جمعیت این شهر به نوعی بیمار شدهاند. خواهر شهردار هم یکی از آنهاست که به سرطان مبتلا شده.
جباری میگوید: «وقتی که دودکشها فعالیت بیشتری دارند یا فیلترها به درستی کار نمیکنند، نمیتوانید میزان ابرهای بزرگ سیاه و سنگین را تصور کنید. وقتی باران میبارد، آب باران سر تا پای ما را همراه با دوده فاسد میشوید.» جباری در ادامه میگوید: «هوا، آب و زمین آلوده میشوند؛ حتی نمیتوانیم گیاه بکاریم. همهچیز نابود میشود».
اعمال تغییرات فوری قبل از آنکه دیر شود
روشنی آسمان عراق در شب به خاطر نور مشعلهاست که علاوه بر گازهای گلخانهای، گازهایی مانند متان و دیگر آلایندهها مانند اکسید نیتروز، دیاکسیدسولفور و دوده تولید میشوند که خطراتی جدی برای سلامت انسانها دارند.
بر اساس دادههای بانک جهانی، عراق سالانه ۱۷ میلیارد مترمکعب گاز میسوزاند و بعد از روسیه در جایگاه دوم در دنیا قرار گرفته. میزان دیاکسیدکربن تولید شده در عراق معادل ۱۰درصد کل جهان است.
با اینکه این کشور لنگان لنگان از دو دهه جنگ عبور کرده، جاسم عبدالعزیز الهومادی، معاون وزیر محیط زیست و بهداشت، آلودگی هوا را یکی از بحرانهای بزرگ عراق خطاب کرده است. حتی تحقیق موسسه The Global Burden of Disease که بزرگترین مرکز بررسی بهداشت عمومی است نشان میدهد که از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ ، افراد بیشتری از آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند تا جنگ.
علیالصفار که تحلیلگر انرژی در آژانس بینالمللی انرژی است میگوید که این گاز باید نقش مهمی در تامین برق عراق داشته باشد، به ویژه وقتی که کشوری در برابر پیامدهای تغییرات اقلیمی بسیار آسیبپذیر است.
الصفار میگوید: «تحقیقات علمی نشان میدهند که میانگین دمای عراق ۲ تا ۷ برابر میانگین دمای جهان است. افزایش دما گستردگی خشکسالی، کمبود آب و فقر شدید را به همراه دارد. عراق نسبت به این تهدید آگاه باشد و از ثروت گازی خود برای مصارف بهتری استفاده کند».
تحقیقات نشان میدهند که بصره به تنهایی گاز بیشتری را در مقایسه با ترکیب عربستان صعودی، چین، هند و کانادا در فلرها میسوزاند. میدان نفتی رمیله، سومین میدان نفتی بزرگ در دنیا است که در بصره قرار دارد. این تحقیقات همچنین میگویند که ترکیب گازسوزی و دیگر آلودگیهای صنایع نفتی، مانند ضایعات نفتی و فعالیتهای پالایشگاههای غیررسمی، عمدهترین عوامل افزایش دما، تغییرات آبوهوایی شدید و فرسایش گسترده در محیط زیست هستند.
جایگاه ایران در مشعلسوزی
طبق دادههای بانک جهانی، روسیه، عراق، آمریکا و ایران نیز به مدت سه سال (از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹) چهار کشوری هستند که ۴۵درصد گاز مشعل در دنیا را تولید میکنند. بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۱۹ مشعلسوزی در بسیاری از کشورهای جنگزده و بحراندیده افزایش یافته است؛ در سوریه ۳۵درصد و در ونزوئلا ۱۶درصد. در آمریکا و روسیه این میزان به ترتیب ۲۳درصد و ۹درصد بوده است. فلرینگ در سه ماهه اول ۲۰۲۰ به دلیل کاهش آن در ۳۰ کشوری که بزرگترین تولیدکننده گاز مشعل هستند، ۱۰درصد کاهش یافته است.
در هفتههای گذشته محققان دانشکده مکانیک دانشگاه سمنان به همراه پارک علم و فنآوری این دانشگاه نیروگاه ترکیبی دودکش خورشیدی با گاز فلر را ثبت اختراع کردند. سه قرارداد نیز برای تامین تجهیزات موردنیاز امضا شده است. به گفته محمدصادق ولیپور، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی مکانیک که به همراه مهندس محمدمهدی اسماعیلی این اختراع را ثبت کردهاند این «نیروگاه دودکش خورشیدی، فناوری نوینی از نسل نیروگاههای حرارتی خورشیدی است که علاوه بر تولید معمول برق و استخراج برق از انرژی ذخیره شده، در تولید آب شیرین، تولید محصولات کشاورزی، تصفیه هوا و شکست وارونگی دما نیز کاربرد دارد».
در ایران طرح جمعآوری گازهای تولیدشده در میدانهای نفتی به زمان تاسیس شرکت ملی گاز ایران در سال ۱۳۴۹ برمیگردد و بسیاری تاسیس این شرکت را به همین دلیل میدانند. در دهه ۵۰ از این گازها برای گازرسانی به شهرها و نیروگاهها و بخشی دیگر نیز به روسیه صادر میشد. آمار سال گذشته بانک جهانی نشان میدهد ایران در رده چهارم بیشترین تولیدکنندگان گاز فلز در دنیاست و عراق در رتبه دوم قرار دارد. بنا بر برنامه ششم توسعه، دولت موظف بوده تا سال ۱۴۰۰ (پایان برنامه) دست کم 90 درصد گازهای مشعل را مهار و کنترل کند.
سخنگوی وزارت نفت عراق، عاصم جهاد نیز میگوید قرار است برای چند تا از میدانهای نفتی دیگر نیز با شرکتهای چینی و آمریکایی از جمله شرکت بیکر هیوز مذاکره کنند. قرارداد دیگری با شرکت فرانسوی توتال که هماکنون در حال توسعه است صورت گرفته که به گفته سخنگوی وزارت نفت عراق میتواند کمر فلرینگ در عراق را بشکند. اگر این قرارداد اجرایی شود میتواند بین ۳ تا ۶ میلیارد مترمکعب در سال گازهای میدان نفتی «رتاوی» را بازیابی کند.
مقامات عراق قول داده بودند سوزاندن گاز مشعل را تا سال ۲۰۲۲ به پایان برسانند و از آن به عنوان منبع انرژی استفاده کنند اما این امر تا سال ۲۰۲۵ به تعویق افتاده است.
تا آن موقع به گفته علی هانون، یکی از مقامات وزارت بهداشت و محیط زیست در بصره، با شرکتهای نفتی در نهرانعمر همکاری میکنند تا این مشکلات سلامت و محیط زیستی برطرف کنند. اقداماتی چون استفاده از فیلترهای کارآمد و موثر، افزایش ارتفاع برجهای فلر و همچنین عملکرد بهتر در دریاچههای نفتی اطراف آن منطقه قرار است صورت گیرند.
سال ۲۰۱۸ مقامات عراقی سایت دیگری را افتتاح کردند که سالانه نزدیک به ۱۰ میلیارد مترمکعب از گازهای چهار میدان از ۱۵ میدان نفتی بصره را بازیابی میکند و هماکنون دو برابر ظرفیت خود کار میکند.
شرایط اقلیمی نسبت به سال ۲۰۱۸ وخیمتر شده است. پاندمی کرونا باعث شده تا مقامات عراقی دید خود را نسبت به محیط زیست عوض کنند. مشکلاتی مانند امنیت غذایی و عدم حاصلخیزی خاک و افزایش بلایای طبیعی مهاجرت اجباری شهروندان در نهایت روی امنیت ملی کشورها تاثیر میگذارد.
فقدان سردار حجازی حقاً مایه تأسف و اندوه است
حضرت آیتالله خامنهای در پیامی درگذشت سردار سیدمحمد حجازی را تسلیت گفتند. به گزارش ایسنا، متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با تاسف فراوان خبر درگذشت سردار پر افتخار، سردار سیدمحمد حجازی رضواناللهعلیه را دریافت کردم. عمری سراپا مجاهدت، فکری پویا، دلی سرشار از ایمان راستین و آکنده از انگیزه و عزم راسخ، و نیرویی یکسره در خدمت اسلام و انقلاب، خلاصهای از شخصیت این مجاهد فیسبیلالله است. او در مسئولیتهای بزرگ و اثرگذار در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خدمت کرده و در همه آنها، سربلند و موفق بوده است. فقدان او حقاً مایه تأسف و اندوه است. لازم میدانم به همسر گرامی و فرزندان و دیگر افراد خاندان و به دوستان و همکاران ایشان صمیمانه تسلیت عرض کنم و صبر و تسلّا برای آنان از خداوند متعال مسالت نمایم. رحمت و مغفرت و رضوان الهی بر این برادر فقید باد.
سیّدعلی خامنهای
۳۰ فروردین ۱۴۰۰
اما و اگرهای تشکیل وزارت انرژی
بحث بر سر طرح تشکیل وزارت انرژی در پی خاموشی سراسری برق و ناهماهنگی میان دو وزارت نفت و نیرو شدت گرفت و این طرح دوباره در مجلس به جریان افتاد، اگرچه موافقان این طرح معتقدند تشکیل این وزارتخانه از مدیریت جزیرهای حوزه انرژی کم میکند اما پژوهشگران معتقدند این طرح هم نمیتواند انتظارات پیش رو از مدیریت انرژی در کشور را برآورده کند و نیاز به اقدامات زیربناییتری وجود دارد.طرح تشکیل وزارت انرژی قرار است امروز در کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی بررسی شود.
این طرح بیش از 1 دهه است که در کشور مطرح شده و سابقه آن به برنامه سوم توسعه میرسد.
در برنامه سوم توسعه صحبت از تشکیل وزارتخانهای برای حوزه انرژی شده بود اما قانونگذاران بحث مدیریت واحد حوزه انرژی را از آن برداشت کردند و به جای وزارتخانه، شورای عالی انرژی را تشکیل دادند. شورایی که به نظر برخی کارشناسان و مسئولان همانند علیاکبر کریمی نماینده مجلس و عضو کمیسیون صنایع و معادن « بیشتر حالت اداری و ویترینی پیدا کرده است.»
پس از آن در سال 1388 این طرح در ادامه طرحهای ادغام وزارتخانهها به صورت ادغام وزارت نیرو و نفت مطرح شد که انتقادات زیادی در پی داشت و راه به جایی نبرد اما همچنان به عنوان یک پیشنهاد مطرح بود. تا اینکه در زمستان 99 پس از قطعی سراسری برق در کشور، وزیر نفت بار دیگر این طرح را مطرح و از آن حمایت کرد.
مدیریت جزیرهای انرژی
بیژن نامدارزنگنه، وزیر نفت در بهمنماه 1399 در مورد تشکیل وزارت انرژی گفت: «من در گذشته مخالف ادغام وزارتخانههای نفت و نیرو بودم اما امروز این کار را ضروری میدانم.»
اما رضا اردکانیان وزیر نیرو، به سرعت به این مساله واکنش نشان داد و ضمن مخالفت با آن این طرح را شتابزده دانست:« در فصل سرما وقتی به مشکل کمبود سوخت برخورد میکنیم، رفتن به سراغ چنین راهحلهایی بیشتر آدرس غلط دادن است». او اظهار کرد که بهتر است اکنون به فکر اصلاح الگوی مصرف باشیم.
در واقع همین ناهماهنگیها بین این دو وزارتخانه حوزه انرژی مهمترین دلیل مطرح شدن طرح وزارت انرژی است. به ویژه اینکه در زمان بروز مشکلاتی مانند قطعی برق و یا بحث سوخت مازوت این ناهماهنگیها بیشتر به چشم میآید چرا که معمولا وزارت نیرو این مسائل را به تامین نشدن سوخت مورد نیاز نیروگاهها نسبت میدهد و وزارت نفت آن را ناشی از عملکرد وزارت نیرو میداند.
به همین خاطر هم برخی از مسولان به این مساله انتقاد میکنند «در شرایط فعلی حوزه انرژی کشور به صورت جزیرهای اداره میشود» این صحبتها محمدرضا اکبری کارشناس انرژی مجمع تشخیص مصلحت نظام در آخرین جلسه بررسی طرح وزارت انرژی در مرکز پژوهشهای مجلس است . او گفت: «برای پیشبرد طرح مجلس در زمینه تشکیل وزارت انرژی راههای مختلفی میتوان پیشنهاد داد. سناریو اول این است که طرح مجلس با همه جزئیات مشخص شود و به صورت جزئی همه موارد آن مطرح شود و بعد تصویب شود که در این صورت باید از محدودیت زمانی عبور کنیم. سناریو دوم این است که دورانگذاری تعریف شود و در این دورانگذار دولت تلاش کند با ایجاد نهادی تمرکز را در حوزه انرژی کشور ایجاد کند تا طرح مجلس نهایی شود. سناریو سوم هم اینکه مجلس اصل طرح را نهایی کند اما یک بخشی از کار را جلو نبریم و در قانون بنویسم که جزئیات آن توسط دولت نهایی شود.»
آب چه میشود؟
یکی از سوالاتی که در مورد ادغام دو وزارتخانه نفت و نیرو مطرح میشود، در مورد بخش آب و آبفای وزارت نیرو است.
هوشنگ فلاحتیان، معاون وزیر نفت در امور برنامهریزی، پس از صحبتهای وزیر نفت در مورد تشکیل وزارت انرژی به این سوال پاسخ دادهبود. او به باشگاه خبرنگاران گفت که بخش آب وزارت نیرو باید در بخشهای دیگر کشور مثل منابع طبیعی و محیط زیست که همبستگی بیشتری دارند، ادغام شود.»
به همین منظور هم طرح تشکیل وزارتخانه آب و محیط زیست هم به صورت موازی همزمان با طرح تشکیل وزارت انرژی در جریان است.
نظر کارشناسان چیست؟
یکی از پژوهشهای جامعی که در اینباره صورت گرفته است، به اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف تعلق دارد این پژوهش که با عنوان الزامات تشکیل وزارت انرژی در سال 97 انجام شده است، پنج مشکل اصلی حکمرانی انرژی را پارادایم غلط وابستگی دولتها به نفت، تداخل تصدیگری و حکمرانی، نبود سیاست جامع در بخشهای مختلف انرژی، نبود منابع اطلاعاتی کافی برای تصمیمگیری سیاستگذار و عدم بهرهگیری از مجموعههای سیاستساز عنوان میکند.
در نتیجهگیری این پژوهش آماده است: «در کشور ایران، نفت و گاز همواره ابزاری برای کسب مشروعیت سیاسی و اجتماعی دولتها بوده است و تا زمانی که این نگاه به نفت و گاز یا به عبارتی پارادایم انرژی در کشور وجود دارد، تاسیس وزارت انرژی کمک چندانی به رفع مشکلات این صنعت را نمیکند. بنابراین برای آن که وزارت انرژی عملکرد مناسبی داشته باشد باید پارادایم فعلی وابستگی دولت به درآمدهای نفتی تغییر کند.»
این پژوهش البته مزایایی را هم برای تشکیل وزارتخانه نام میبرد: «مزایای تاسیس وزارت انرژی در راستای داشتن سیاستگذار و تنظیمگر واحد و کارآمد انرژی و تبیین برنامهها و سیاستهای انرژی است. از جمله مزایای این طرح میتوان به افزایش بهرهوری در عرضه انرژی و تولید برق در نیروگاهها، افزایش قدرت مالی و فنی وزارت نفت فعلی و تمرکز در برنامه ریزی و سیاستگذاری انرژی اشاره کرد.»
این پژوهش میافزاید که اگر قرار باشد وزارت انرژی تاسیس شود الزاماتی باید انجام شود یکی از این الزامات جدایی حاکمیت از تصدی گری در بخش انرژی است مورد دیگر ایجاد توانایی سیاستگذاری و تنظیم گری در وزارت خانه نفت و نیرو است، تشکیل سامانههای اطلاعاتی جامع در بخش انرژی و حل بحران فعلی بدهیهای سنگین و عدم سرمایهگذاری در وزارت نیرو هم از دیگر الزامات عنوان شده است.
نیاز به سند آمایش سرزمین است
البته این نهاد تنها نهاد پژوهشی نیست که معتقد است ادغام وزارتخانه نمیتواند کمک چندانی کند بلکه امیررضا شاهانی معاون مطالعات تولیدی مرکز پژوهش های مجلس هم در آخرین جلسه بررسی این طرح در مرکز پژوهشهای مجلس گفت:« در حوزههای مختلف باید طرح جامع داشته باشیم تا بر اساس آن قانونگذاری کنیم. با این شیوه ادغام وزارتخانهها مخالف هستم چرا که کشور را دچار آسیب میکند. باید ابتدا چارچوب کلی مدیریت کشور مشخص شود و بعد متناسب با آن چارچوب ادغام انجام شود وگرنه اینگونه ادغامها ما را با چالشهای بیشتری مواجه میکند.»
او ادامه داد:«سند ملی آمایش میتواند به عنوان سند پشتیبان طرح وزارت انرژی و طرحهایی از این دست مورد استفاده قرار گیرد.»
باز هم صیادی گربهماهیها را کشت
برای بار دوم در یک ماه اخیر معلوم شد که صیادی عامل تلفات گسترده گربهماهیها در بندر جاسک بوده است. سیزدهم فروردین یک کیلومتر از ساحل مقسا از لاشه گربهماهیها پوشیده شد و گفتند این لاشهها، صید دو قایقی است که یک شب پیش در طوفان گیر افتاده و برای نجات جانشان 10 تن ماهی صید شده را به دریا ریختند. بیستوسوم فروردین باز هم این ماجرا تکرار شد اما این بار گستردهتر از پیش؛ 10 کیلومتر ساحل جاسک کهنه لاشههای بزرگ پراکنده شده بود. دیروز نتایج بررسیهای کارشناسان محیط زیست باز هم صیادی را عامل این تلفات دانست. صیادان میگویند گربهماهی استفاده خوراکی ندارد، فقط صادر میشود و به درد تولید پودر ماهی میخورد.پیش از این در اسفند 99 لاشه هزاران ماهی مرده به سواحل عسلویه آمد و پس از یک هفته گمانهزنی درباره آلودگی نفتی، مدیرکل محیط زیست استان بوشهر گفت همه ماهیها از یک نوع بودهاند و آزمایشگاه آلودگی نفتی را رد کرده است. در فروردین ماه دو بار ماهیهایی از یک نوع به ساحل آمدند. عصر سیزدهم فروردین که لاشه ماهیها با موجهای وحشی به ساحل مقسا آمد، حبیب مسیحتازیانی، مدیرکل محیط زیست استان هرمزگان گفته بود یکی از دلایل احتمالی مرگ ماهیها آلودگی نفتی است اما صبح فردا، مثل آنچه آزمایشات نمونههای عسلویه نشان میداد، احتمال آلودگی نفتی را رد کرد و گفت که در صورت آلودگی باید لاشه گونههای دیگر هم در ساحل دیده میشد، در حالی که همه از یک نوع بودهاند. صبح بیستوسوم هم بار دیگر همین اتفاق تکرار شد و موجی از نگرانی به وجود آمد. با اینکه این بار باز هم احتمال بیماری گربهماهیها مطرح شده اما گزارش سازمان محیط زیست میگوید در این دو حادثه، بررسیها به نتیجه رسیده و همه مدیران و متولیان امر دلیل مرگومیر گربهماهیها را مباحث صید و صیادی عنوان کردهاند.
گزارش سازمان محیط زیست چه میگوید؟
هنوز 48 ساعت از پیدا شدن اولین لاشهها نگذشته بود که کارشناسان سازمان محیط زیست گفتند علت اصلی مرگ گربهماهیان در ساحل جاسک، فعالیتهای صید و صیادی بوده است. مدیرکل محیط زیست هرمزگان گفته بود: «مشخص شد دو فروند قایق صیادی که در نزدیکی ساحل مقسا اقدام به صید گربه ماهی میکردند، به دلیل اینکه قایق را بیشتر از ظرفیت آن پر کرده بودند با توفان مواجه شده و قایق ها و گربه ماهیان صید شده در دریا رها شده و ماهیان توسط امواج به ساحل آورده شدهاند.» او گفته بود که مالکان شناورها مشخص شدهاند و هیچ گونه بیماری و آلودگی در ماهیها و دریا مشاهده نشد. مدیرکل شیلات هرمزگان هم ادعای غرق شدن شناور صیادی را تایید کرد و علت مشاهده لاشه گربهماهیها را صید دانست و نگرانیهای محیط زیستی را رد کرد.
درست 10 روز بعد از این حادثه گزارشات دیگری درباره تلفات تعداد زیادی گربهماهی در شهرستان جاسک به اداره محیط زیست رسید و کارشناسان به محل حادثه آمدند. بر اساس گزارشی که سازمان محیط زیست دیروز منتشر کرده، در ساحل جاسک کهنه شهرستان جاسک در طول تقریبی 10 کیلومتر و عرض متوسط 5 تا 7 متر تعداد زیادی ماهی تلف شده و توسط دریا به ساحل آورده شده بود. بیش از 99 درصد ماهیان تلف شده که میزان آن حدود 80 تا 90 تن برآورد شد، از گونه گربهماهی بوده و یک درصد دیگر سایر آبزیان مانند ماهی بادکنکی، طلال و ساردین ماهیان بودند. کارشناسان از آب و رسوب و ماهیهای تلفشده نمونهبرداری کردند و نمونه لاشه را به پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس و دامپزشکی استان هرمزگان فرستادند. حالا این نتیجه بررسیهاست:
«بررسیهای انجام شده حاکی از این موضوع است که هیچ گونه آلودگی در آب و خاک محل وجود نداشته و با توجه به فساد ماهیان مشخص شد، ماهیان ساعات متمادی روی آب شناور بوده و سپس توسط امواج به خشکی آورده شدهاند که نشانگر این موضوع است که مرگ در فواصل دور از ساحل اتفاق افتاده است. نظر به اینکه بیش از 99 درصد ماهیان تلف شده از یک گونه خاص بودند دو احتمال بیشتر نمیتواند وجود داشته باشد. اول اینکه گربه ماهیان بر اثر بیماری از بین رفتهاند و دوم اینکه صیادان به دلیل ارزش پایین و یا دلایل دیگر اقدام به تخلیه آنها در دریا کردهاند.»
گزارش سازمان محیط زیست میگوید گربهماهیها در این فصل برای تخمریزی به صورت گلههای بزرگ به طرف مناطق کم عمقتر مهاجرت میکنند و در این مسیر گاهی در تور صیادان گیر میافتند.
این گزارش اضافه میکند: «با مذاکراتی که با تعاونی صیادان محل انجام شد، ماهیان تلف شده از ساحل جمعآوری و امحا شدند. تا این تاریخ هیچ گونه مکاتبهای از سوی ارگانهای متولی در خصوص بیماری در گونه یاد شده با ادارهکل حفاظت محیط زیست هرمزگان صورت نگرفته و با احتمال قریب به یقین تلفات یاد شده نتیجه فعالیت صید و صیادی در منطقه بوده است. لازم به توضیح است، بررسی این گونه موضوعات بر اساس بندهای 1،3 و 5 ماده 3 و همچنین مواد 21،16،12 و 6 قانون حفاظت و بهرهبرداری از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران و آییننامههای مربوطه از وظایف شیلات محسوب میشود. اظهار نظر یک ارگان رسمی با سخنان یک دوستدار محیط زیست در فضای مجازی بسیار متفاوت بوده و باید متقن و مستند باشد. بدیهی است که بررسی و اعلام نظرها، زمان بر است، در خصوص تلفات گربهماهیان در جاسک در هر دو مورد بررسیها در اسرع وقت به نتیجه رسیده و تمامی مدیران و متولیان امر دلیل آن را مباحث صید و صیادی عنوان کردند.»
روایت صیادان جنوب
در روزهاهای گذشته یک صیاد به ایرنا گفته بود که شیلات برای ۴۴ فروند قایق مجوز صید با تور پرساین داده که از آن برای صید میگو، ساردین و گربهماهی استفاده میشود. به علاوه حجم ذخایر گربهماهی در آبهای جاسک زیاده است و صیادان بیشتر برای تهیه پودر ماهی و صادرات از آن استفاده میکنند. پودر ماهی جنوب محصول جامد فرآوری شدهای است که از آبگیری، پختن، جداسازی، خشک کردن و آسیاب ماهی خشک به دست میآید و با درصدهای مختلف در تولید خوراک دام و طیور و خوراک آبزیان و تهیه کودهای درختی استفاده میشود. این محصول در مرغداری مصرف فراوانی دارد و حدود ۱۲-۶ درصد از ماده تشکیل دهنده دانه مرغ را در بر میگیرد. همچنین در سالهای اخیر با توسعه پرورش آبزیان، پودر و روغن ماهی به عنوان افزودنیهای غذای آبزیان مورد استفاده قرار میگیرند.
عبدالرسول دریایی، مدیرکل شیلات هرمزگان به مهر گفته است: «گربهماهی در ایران استفاده خوراکی ندارد اما جنبه صادراتی دارند، گفت: گربهماهیها پس از صید تحویل کارخانههای فرآوری شده و در عین حال از گربهماهی در تولید پودر ماهی استفاده میشود.» به گفته او استان هرمزگان رتبه اول صید را در کشور و آبهای دور دارد. بیش از ۴۰ هزار صیاد در استان مشغول به کار صیادی هستند و این گونه صیدها نه تنها لطمهای به ذخایر دریایی وارد نمیکند بلکه به دلیل بحث ارزآوری و درآمدزایی میتواند کمکی برای معیشت صیادان است.
حکایت گربهماهیها
گربهماهی یا سگماهی یا ماهی سبیلو (Catfish) نام گروه بزرگ و گوناگونی از پرتوبالگان است. بیشتر این ماهیان سبیلهایی در اطراف دهان خود دارند و دلیل نامگذاری آنها به گربهماهی نیز وجود همین سبیلها است. گربه ماهی پولک ندارد. انواع گوناگون این ماهی در اقیانوس هند، مجمع الجزایر مالاریا و پراکنش آن در سراسر سواحل شمالی دریای عمان و بخش شرقی خلیج فارس تا بوشهر میباشد. این ماهی اندازه متوسط داشته و در آبهای نزدیک بستر سطح دریا دارند، در دریاهای گرمسیر و نیمهگرمسیر تقریباً در تمام دنیا پراکنده میباشند. حضور این گروه از ماهیان در نقاط مختلف جهان در دماها و ارتفاعات مختلف تنوع قابل ملاحظهای به آنها داده است. گربهماهیها از گونههای مهم جانوری در دنیا محسوب میشوند و به دلیل حضور در نقاط مختلف جهان تنوع قابل ملاحظهای پیدا کردهاند. این گونه که حالا نام بندر جاسک را بر سر زبانها انداخته، بیشتر در رودخانههای گلی و لجنی و سواحل گرمسیری و آبهای معتدل یافت میشود.
بارندگیها در سال آبی جاری با کاهش چشمگیری روبهرو است، خروجی سدها کم شده است و منابع آبخوانهای زیرزمینی هم با کسری روبهرو هستند. همه این شرایط نشان میدهد که تابستان سختی در پیش روست چرا که ما در محاصره خشکسالی شدیدی قرار گرفتهایم. در این شرایط مدیریت و کاهش مصرف میتواند نقش مهم در کاهش تبعات این خشکسالی شدید داشته باشد.بر اساس آخرین آماری که روز گذشته شرکت مدیریت منابع آب ایران منتشر کرده است، میزان بارشها در کشور، در سال آبی 1399-1400 نسبت به سال گذشته 54 درصد کاهش داشته است. در برخی از حوضههای آبریز همانند مرز شرقی با 86 درصد کاهش بارندگی روبهرو هستیم و بارندگی در بخشهایی از کشور مانند قسمتی از استان سیستانوبلوچستان که در حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد، صفر گزارش شده است.
این اتفاق در شرایطی است که فصل بارش در سال آبی جاری پشت سر گذاشته شده است و نمیتوان امیدی برای جبران به 5 ماه باقی مانده از سال آبی داشت.
صادق ضیائیان مدیرکل پیشبینی و هشدار سازمان هواشناسی در مورد این مساله به فارس گفت: عمده بارشهای کشور، در اغلب نقاط کشور، معمولا در فصول پاییز و زمستان انجام میشود و در فروردینماه هم بخشی از بارشها در کشور انجام میشود، در این راستا با درنظر گرفتن آنچه از ماههای آینده تا پایان سال زراعی جاری (مهر ۱۴۰۰) باقیمانده است، مشخص است بارشهای زیادی تا پایان سال زراعی نداریم.
مدیرکل پیشبینی و هشدار سازمان هواشناسی افزود: اگر کل سهم بارندگیهای اردیبهشت ماه کشور را که معمولا ۸ درصدِ کل بارندگیهای سال است را برای امسال هم در نظر بگیریم، همچنین با احتساب کل سهم بارندگیهای خردادماه کشور که معمولا ۳ درصد کل بارندگیهای سال است و با احتساب کل سهم بارندگیهای تابستان کشور که معمولا ۳ درصد کل بارندگیهای سال است، در خوشبینانهترین حالت، کل سهم بارشی بلند مدت اقلیمی کشور در ماههای باقیمانده سال زراعی، حدود ۱۵ درصد است.
ضیائیان اضافه کرد: در خوشبینانهترین حالت حتی اگر این ۱۵ درصد بارندگی هم محقق شود، با کاهش زیادی در میزان بارش سال زراعی مواجه خواهیم بود.
او نتیجه گرفت که بنابر اطلاعات عنوان شده در پایان سال زراعی جاری، امسال یا یکی از کم بارشترین سالها را در ۵۰ سال اخیر تجربه میکنیم و یا کمبارشترین سال ۵۰ سال اخیر را تا مهر ۱۴۰۰ خواهیم داشت و احتمال این وجود دارد که حتی در موضوع کم بارشی رکورد بزنیم.
افت 50 درصدی خروجی سدها
در اسفند ماه سال 1399، میزان خروجی آب سدهای کشور با ثبت عدد 1948 میلیون مترمکعب نسبت به مدت مشابه سال گذشته افت 52 درصدی را مشخص میکند. بر اساس آماری که فارس منتشر کرده است، این آمار حتی در حوضه آبریز خلیج فارس که عمده ظرفیت سدهای کشور را در خود جای داده با کاهش 50 درصدی مواجه شده است، این درحالیست که میزان کاهش خروجی آب سدهای کشور در 5 ماهه نخست سال آبی جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته از 20 درصد فراتر نرفته بود.
روز گذشته مدیر دفتر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقهای تهران هم گفت: در نخستین ماه فصل بهار تنها با ثبت 2 میلیمتر بارندگی، شاهد کم بارشترین فروردین ماه استان تهران در طول 53 سال اخیر بودیم و بر این اساس میزان بارندگی نسبت به فروردین سال گذشته و متوسط بلندمدت کاهش چشمگیری داشته است.
مدیر دفتر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقهای تهران افزود: کاهش سهم ارتفاعات و حوضه آبریز سدها در میزان نزولات جوی بسیار نگران کنندهتر است؛ بهگونهای که حوضه آبریز سدهای تامین کننده آب استان تهران، نسبت به فروردین سال گذشته و بلندمدت، بین 85 تا 97 درصد کاهش بارندگیها را طی فروردین سال جاری تجربه کرده است. علاوه بر این نتایج حاصل از آخرین عملیات برفسنجی نیز نشان دهنده کاهش قابل توجه ذخیره برفی در حوضه آبریز سدها است.»
او ادامه داد: «از ابتدای سال آبی 1400-1399 مجموع بارندگی استان تهران از مهر سال گذشته تا فروردین سال جاری، 235 میلیمتر بوده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته با کاهش 41 درصدی ریزشهای جوی مواجه شدهایم.»
وضعیت بد آبهای زیرزمینی
علاوه بر آب ذخیره شده پشت سدها که امسال در وضعیت نامناسبی قرار دارند، منبع دیگر تامین آب شرب، منابع آبهای زیرزمینی است، بنفشه زهرایی، مدیرکل دفتر مدیریت مصرف و ارتقای بهرهوری آب و آبفای وزارت نیرو در مورد این موضوع به «پیامما» گفت: «در سالهایی همانند امسال که با خشکسالی شدید روبهرو هستیم، آب بسیاری از شهرها از طریق منابع آبی زیرزمینی ناپایدار تامین میشود که این روش بر منابع آب فشار مضاعفی تحمیل میکند.»
او در پاسخ به اینکه آیا این منابع ظرفیت این برداشت مضاعف را دارند یا خیر؟ توضیح داد:« منابع آبی زیرزمینی ما در وضعیت نامناسبی است.
ما با 130 میلیارد مترمکعب کسری تجمعی آبخوان زیرزمینی روبهرو هستیم که از مقدار آب تجدیدپذیر کل کشور بیشتر است. یعنی اگر در یک سال بارندگی خوبی داشته باشیم میزان نفوذی آب از روانآبهای سطحی نمیتواند این کسری را جبران کند.
او تاکید کرد: «وضعیت منابع آب زیرزمینی بد است و هم اکنون هم بسیاری از شهرهای بزرگ از این منبع استفاده میکنند که میتواند موجب افت آبخوان و فرونشست زمین شود.»
افزایش شهرهای دارای تنش آبی
زهرایی همچنین در مورد کاهش بارندگیها در سال جاری گفت:«ظرفیت تامین آب شهرها محدود است امسال به دلیل خشکسالی شدید شهرهای دارای تنش آبی در سطوح مختلف افزایش پیدا میکنند.»
به گفته او در وضعیت کنونی راهبرد «کاهش مصرف» میتواند تاثیر زیادی داشته باشد و از فشار بر روی منابع آب ناپایدار بکاهد.
پیش از این هم در اسفند سال 99 مدیرعامل شرکت مهندسی آبوفاضلاب کشور نسبت به احتمال افزایش تعداد شهرهای دارای تنش آبی در کشور هشدار داده بود.
حمیدرضا جانباز اعلام کرده بود: «تابستان سال 99 تعداد شهرهای دارای تنش آبی ۲۲۵ شهر بود که پیشبینی میشود با توجه به وضعیت بارشها و بهرغم اینکه تعداد زیادی از طرحهای آبرسانی انجام شده، تعداد شهرهای دارای تنش آبی افزایش یابد.»
