بایگانی مطالب نشریه
وزارت نیرو مالکیت تالابها را میخواهد
سند تالاب انزلی که به نام وزارت نیرو خورد، راه برای باقی تالابها هم باز شد؛ امیرکلایه در گیلان، تالاب بینالمللی دلتای رود شور، هورالعظیم، شادگان و 38 تالاب دیگر. البته فقط بحث تالابها نیست. در حالی که بخش بزرگی از تالاب شادگان و میانکاله پناهگاه حیات وحش و کل هورالعظیم منطقه حفاظتشده؛ پای مناطق چهارگانه هم درمیان است. به عبارت دیگر قرار است نه تنها تالابها بلکه مناطق حفاظتشده و پناهگاههای حیات وحش دست وزارتخانهای بیفتد که به این منابع رویکردی بهرهبردارانه دارد. شاهد این نگاه را میتوان در اجاره دادن حاشیه رودخانهها و تغییر کاربری بخشی از اراضی ملی دید. درباره عواقب این تغییر مالکیت و سرنوشت طرح احیای تالاب انزلی با احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان گفتوگو کردیم. لاهیجانزاده معتقد است که تغییر مالکیت به زیان انفال و عرصههای طبیعی است اما چشم امیدش به سند سازگاری با کمآبی و وعدهای جدید وزارت نیرو در خصوص حقابههاست.
آقای لاهیجانزاده! موضع سازمان حفاظت محیط زیست درباره به مالکیت درآمدن تالابها به نام وزارت نیرو چیست؟
مخالفتها را البته دیدهایم اما چه راهکاری برای مقابله با این روند وجود دارد؟
محیط زیست با هرگونه واگذاری اسناد مناطق چهارگانه تحت مدیریت و تالابها به عنوان انفال به دستگاههای بهرهبردار مخالفت دارد. با توجه به وظایف مشترک سازمان جنگلها و محیط زیست در حفاظت از انفال، بهترین راهکار این است که کماکان تالابها هم جزیی از از عرصههای در اختیار دولت ولی به نمایندگی سازمان جنگلها باشد. البته نکته اینجاست که تعداد زیادی از تالابهای ما علاوه بر اینکه تالاب هستند، همزمان منطقه حفاظتشده و پناهگاه حیات وحش هم هستند. مثلا بخش بزرگی از تالاب شادگان و میانکاله پناهگاه حیات وحش است یا کل هورالعظیم منطقه حفاظتشده است یا دریاچه ارومیه پارک ملی هم هست. این در حالی است که منطقه حفاظتشده، پناهگاه حیاتوحش یا پارک ملی بر اساس قانون حفاظت و بهسازی متعلق به دولت و در اختیار سازمان جنگلها به نمایندگی از دولت است. بنابراین فقط بحث تالاب نیست، وزارت نیرو خلاف قانون مجلس، مناطق حفاظتشده را هم به نوعی تحت مالکیت میگیرد.
محیط زیست تاکنون چه اقداماتی برای حفظ سند تالاب انزلی انجام داده؟ پیشتر مدیرکل حفاظت و احیای تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست گفته بود که این اقدام غیرعملی و غیرقانونی است، پس چرا باز هم نام 42 تالاب دیگر برای انتقال سند مطرح شد؟
از نظر حقوقی سازمان جنگلها مدعی است و تمام دفاعیات حقوقی و مکاتبات را این سازمان انجام میدهد. ما هم به پشتیبانی از سازمان جنگلها عمل میکنیم و مکاتباتی انجام میدهیم تا این اتفاق نیفتد چرا که این اتفاق زیان به یک عرصه طبیعی و انفال است. وزارت نیرو به استناد طرح کاداستر و قوانینی که برای حریم و بستر وجود داشته و همچنین به استناد قانون توزیع عادلانه آب استدلالهایی آورده و به دنبال تملک رفته است. متاسفانه سازمان ثبت برای این تملک استعلامی از دستگاههای ذیربط سازمان جنگلها و محیط زیست انجام نداده و بدون هماهنگی این دو دستگاه سند تالاب انزلی را به نام وزارت نیرو صادر کرده.
شما در صحبتهای خود اشاره کردید که این تغییر مالکیت زیان به انفال و عرصه طبیعی است. فکر میکنید که با تغییر مالکیت چه تغییراتی در حفاظت از این عرصهها صورت گیرد؟ آیا قوانین و نگاه بهرهبردارانه وزارت نیرو امکان حفاظت را فراهم میآورد؟
به هر حال اگر این عرصهها در اختیار وزارت نیرو قرار گیرد، قوانین وزارت نیرو میتواند بر اینها مترتب شود. همین الان هم وزارت نیرو حریم رودخانهها را در برخی از مناطق اجاره میدهد یا اجازه کشاورزی و تغییر کاربری میدهد اما ما در قوانین محیط زیست چنین چیزی را نداریم.
در قانون حفاظت از تالابها که در سال 96 به تصویب مجلس رسید، به صراحت هرگونه تغییر کاربری در این عرصه را ممنوع کرده است اما اگر این عرصهها در مالکیت وزارت نیرو باشد ممکن است به قوانینی مثل قانون توزیع عادلانه آب استناد کند و اجازه تغییر کاربری یا بهرهبرداری را در این عرصهها بدهد.
حالا که مالکیت انزلی منتقل شد، برنامه محیط زیست برای حفظ باقی تالابها چیست؟
برای الباقی تالابها با توجه به مکاتباتی که صورت گرفت هم با رئیس قوه قضائیه و هم با رئیس سازمان ثبت اسناد، قرار شد تا تعیین تکلیف اینها این مالکیت را متوقف کنند و معاونت حقوقی ریاست جمهوری این موضوع را تعیین تکلیف کند. این موضوع مصوب شده و قطعا سازمان جنگلها دفاعیات خود را خواهد داشت و سازمان محیط زیست هم در کنار این دستگاه خواهد بود. به هر حال ما تلاش میکنیم که این اتفاق نیفتد چرا که مطمئنیم به زیان محیط زیست و حیات وحش است.
درباره تالاب انزلی چطور؟ با انتقال مالکیت این زیستگاه تکلیف برنامه هفتساله احیای تالاب انزلی چیست؟
این طرح در سال 1398 به اتمام رسید و در سال 99 به تصویب ستاد ملی هماهنگی و مدیریت تالابها رسید. این سند به عنوان سند بالادستی محسوب میشود و یک برنامه 7ساله است. وظیفه محیط زیست این بود که به سرعت نقشه کاربریهایی که در تالاب وجود دارد از طریق تصاویر هوایی و ماهوارهای انجام دهد. ما بلافاصله این قرارداد را بستیم و تا پایان 99 پروژه انزلی تمام شد. دهها هزار عکس هوایی از تالاب تهیه کردیم و نقشهای با مقیاس یک دوهزارم تهیه کردهایم.
همچنین برای مقابله با سنبل آبی هم در زمستان با وزارت نیرو قرارداد بستیم، برای ساخت تولید داخل یک دستگاه که هفته گذشته رونمایی شد. باقی برنامهها هم با دستگاههای دیگر است و قرار شده این دستگاهها در بودجه 1400 اینها را در اولویت قرار دهند.
یکی از مشکلات اصلی این تالاب فاضلاب رشت، انزلی و صومعهسراست. سال گذشته کارگروه ملی تالابهای کشور دو هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان برای تصحیح سیستم تصفیه فاضلاب این سه شهرستان در نظر گرفت و قرار شد، نظارت بر نحوه هزینهکرد این بودجه بر عهده محیط زیست باشد. الان با توجه به تغییر مالکیت تالاب تکلیف این نظارت و بودجه چی میشود؟
انتقال مالکیت تالاب با برنامه احداث تصفیه فاضلابها ارتباطی ندارد.
با توجه به اینکه فاضلاب شهرهای شمالی به تالاب و دریا منتهی میشود اینها در اولویت قرار گرفتند. ما پیگیر هستیم که شهرهای شمالی و جنوبی در اولویت اصلی تصفیه فاضلاب وزارت نیرو باشند. حتی این موضوع در ستاد تالابها مصوبه گرفت که اگر توزیع اعتباری باشد وزارت نیرو مکلف است که اولویت را به شهرهای ساحلی برای احداث تصفیهخانه دهد.
11رودخانه وارد تالاب میشود که به دلیل رسوبگذاری که تالاب در این چند دهه اخیر داشته بخش زیادی از حجمش را از دست داده و عمق تالاب کم شده است . عمق کم تالاب باعث شده که حتی دربازندگیهای 40 تا 50 میلیمتری هم روستاهای شهرستان صومعهسرا در معرض تهدید سیل قرار گیرند.
در رابطه با رودخانه هم ما مشکل کیفیت آب را داریم. این رودخانهها بخشی از فاضلابهای شهری و روستایی را با خودشان به تالاب میآورند. در بحث رسوبگذاری پروژههای کامل آبخیزداری و آبخوانداری در این 7ساله برای سازمان جنگلها و ادارهکل منابع طبیعی تکلیف شده و در خصوص لایروبی تالاب باید به یک جمعبندی علمی برسد که چه روشی میتوان پیدا کرد.
سازمان تا قبل از این درباره لایروبی تردید داشت و به نوعی دست و دلش میلرزید، اما در آخرین جلسه مدیریت تالابها درباره لایروبی کانالهای خلیج گرگان و انزلی صحبت شده. با توجه به وضعیت میانکاله و خلیج، قرار است چه تصمیمی برای اینها گرفته شود؟
اعلام اول برای لایروبی بر پایه یک مطالعه ارائه شده و انجام شده نبود که محیط زیست براساس آن مطالعه بیاید این را اعلام کند و برای همین محیط زیست اعلام کرد تا زمانی که این تصمیم بر پایه مطالعه علمی نباشد اجازه لایروبی نمیهد. از سال گذشته مطالعه به پژوهشگاه اقیانوسشناسی داده شد و تمام مسیر تبادل آب دستگاه نصب شد و مسیر ورود و خروج و حجم آب و شیب را مشخص کرد. این مدل نشان داد که اگر تا عمق یک و نیم متر لایروبی انجام شود سرعت تبادل آب افزایش پیدا میکند و این افزایش سرعت کیفیت آب را در تالاب افزایش میدهد. براساس این مطالعه محیط زیست موافقت کرد این لایروبی در کانال آشوراده شروع و بعد از آن چپاقلی انجام شود.
بنابراین انتقال سند تالاب به وزارت نیرو خللی در برنامههای طرح احیای تالاب انزلی، ایجاد نمیکند؟
نه، به هیچ وجه این سند خوردن خللی ایجاد نمیکند. درواقع ما به استناد قوانین محکمی که داریم اجازه نمیدهیم خللی ایجاد شود. ضمن اینکه وزارت نیرو در رویکرد جدیدی که دارد منهای بحث سند که یک مقدار حواشی داشت، در مسئله تامین حقآبه تالابها برای اولین بار در تاریخ، گزارش سال 1398 و 1399 را ارائه کرد و در خصوص برنامه 1400 هم مطالبی را عنوان کرد. این رویکرد جدیدی که وزارت نیرو دارد، رویکرد همراهی است و نسبت به گذشته تغییر کرده است و من فکر نمیکنم که در بحث مالکیت ما مسائل جدیدی در بحث احیای تالاب داشته باشیم.
شما از همراهی وزارت نیرو با محیط زیست میگویید اما دی ماه 99 احمد دنیامالی، نماینده انزلی از عملکرد وزارت نیرو انتقاد کرده و گفته بود که دستگاههای مرتبط با آن به وظایف خودشان در رابطه با تالاب انزلی عمل نمیکنند!
این اتفاق خوبی است که نماینده مجلس هم به میدان بیاید. ما قبلا این همکاری و همراهی را در سطوح مختلف نداشتیم.
این سیگنالهای خوبی است و نمایندهها و سایر دستگاهها باید به کمک محیط زیست بیایند و ما هم از این موضوع استقبال میکنیم. من هم عرض کردم که رویکرد فعلی وزارت نیرو بهتر شده. سازگاری با کمآبی یک کارگروه ملی به ریاست وزیر نیرو است و در این کارگروه حقآبههای محیط زیست تماما لحاظ میشود. منهای یک ده درصد بالا و پایین سهم خوبی برای محیط زیست پیشبینی شده و همه اینها برای اولین بار است و در گذشته حتی چیزی به نام حقآبههای محیط زیست در برنامهها وجود نداشت.
فقط صنعت بود و کشاورزی و شرب ولی الان در برنامه سازگاری کمآبی نام تالاب و حقآبه تمام استانها آمده و تمام اینها برنامههای خوبی است که دارد اجرا میشود.
چه تضمینی وجود دارد که وزارت نیرو حقآبه را تامین کند؟
به خصوص که در روزهای اخیر ستاد احیا اعلام کرده همین وزارت نیرو رهاسازی آب به دریاچه ارومیه را متوقف کرده است.
موضوع حقآبه هم مهم و هم گسترده است. من فکر میکنم با توجه به اعداد و ارقام و مسائل حقوقی که وجود دارد، روند کار به درستی انجام میشود.
رهبر معظم انقلاب تاکید کردند که مذاکره با طرفهای برجام نباید فرسایشی شود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنهای در مراسم انس با قرآن ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن به تبیین موضوع هدایت قرآنی پرداختند و درخصوص گستره و ابعاد آن گفتند: هدایت قرآنی شامل همه بشریت و دربرگیرنده ابعاد مختلف فردی و اجتماعی زندگی انسان می شود.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به برخی سرفصلهای هدایت قرآنی افزودند: کمال معنوی، اداره جوامع انسانی و چالش های سیاسی و اجتماعی مرتبط با آن، رفتارهای مدیریتی، اقامه عدل، دفع دشمنان باطنی و ظاهری، رفع دشمنیها، مسایل اخلاقی، مسایل مربوط به خانواده و تربیت فرزندان، آرامش روحی و روانی و فرونشاندن تلاطم های درونی، توصیه به علم و شناخت حقایق عالَم وجود و رفتارهای فردی، بخش هایی از رئوس موضوعاتی است که هدایت قرآنی شامل آنها می شود.
رهبر انقلاب اسلامی لازمه بهره مندی از هدایت قرآنی را تقوا و خشیت الهی دانستند و با توصیه همگان به خواندن همراه با تدبر قرآن در ماه مبارک رمضان، گفتند: دل انسان با تلاوت قرآن جلاء پیدا می کند و بهاری و با طراوت می شود.
ایشان با تأکید بر اینکه قاریان قرآن باید خود را مبلغان قرآن بدانند، بر لزوم تلاوت همراه با تذکر و خشوع و توجه عمیق به معنا تأکید کردند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در ابتدای سخنانشان با اشاره به آماری که در سخنرانی روز اول فروردین درخصوص رتبه اقتصادی کشور بیان کردند، گفتند: بعد از بیان این آمار، برخی افراد تذکر دادند که این آمار صحیح نیست، برهمین اساس موضوع بررسی و مشخص شد آمار مربوط به رتبه هجدهم کشور صحیح نیست و مربوط به چند سال قبل است که لازم است از افرادی که این موضوع را متذکر شدند، صمیمانه تشکر کنم.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان به تلخ شدن کام مردم در زیباترین روزهای سال بر اثر کرونا اشاره کردند و افزودند: آمارهای تلخ و تکاندهنده از افزایش مبتلایان و جانباختگان باید همه مسئولان و آحاد مردم را هوشیار و بیدار کند که این بیماری را شوخی نگیریم.
حضرت آیتالله خامنهای تأکید کردند: مسئولان باید به صورت قاطع کارهای لازم را انجام دهند و بر طبق ضوابطی عمل شود که کارشناسان و مسئولین امور بهداشت و درمان مشخص میکنند.
ایشان با اشاره به عوارض اجتماعی کرونا مانند جانباختن عزیزان، افزایش بیکاری، مشکل معیشت و تأثیرپذیری همه برنامههای کشور از این بیماری، افزودند: باید با سیاستگذاری و برنامهریزی از جانب مسوولان و رعایت ضوابط بهداشتی از سوی آحاد مردم کاری کرد که این بیماری متوقف شود و بر این ویروس منحوس فائق بیاییم.
رهبر انقلاب اسلامی با تشکر از تلاش و فداکاری تحسینبرانگیز مجموعههای درمانی در مقابله با بیماری کرونا، افراد و گروههای داوطلب را به کمک به جهادگران عرصه درمان همچون اوایل این بیماری تشویق و توصیه کردند و گفتند: ماه رمضان ماه احسان و دستگیری از نیازمندان است که باید در شرایط کرونایی اهتمام به نهضت مواسات و کمکهای مؤمنانه چندین برابر شود و به اوج خود برسد.
لزوم تسریع در راهاندازی خط تولید مشترک واکسن کرونا
رئیسجمهور با اشاره به اهمیت روابط ایران و روسیه و لزوم بهرهگیری از ظرفیتهای دو کشور برای ارتقای روابط در همه زمینهها بویژه روابط اقتصادی و تجاری تاکید کرد. به گزارش ایسنا، حسن روحانی روز سهشنبه در دیدار با «سرگئی لاوروف»، وزیر امور خارجه روسیه، با اشاره به علاقمندی جمهوری اسلامی ایران برای توسعه همکاریهای منطقهای، از توسعه این همکاریها با هدف کمک به برقراری صلح و ثبات در منطقه به عنوان اقدامی راهبردی در مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا و مداخله در امور منطقه از سوی این کشور استقبال کرد.
روحانی در ادامه با تاکید بر ضرورت حفظ امنیت، صلح و ثبات در منطقه بر لزوم توسعه همکاریهای دفاعی و نظامی ایران و روسیه با توجه به پایان تحریمهای تسلیحاتی ایران از ماه اکتبر سال گذشته، تاکید کرد.
رئیسجمهور با قدردانی از مواضع و حمایتهای مسکو از مذاکرات هستهای، بر تداوم تلاشها برای حفظ و احیای برجام به عنوان یک توافق چند جانبه بینالمللی که الگویی برای حلوفصل مشکلات از مسیر مذاکره و دیپلماسی بوده است، تاکید کرد و گفت: حرکت دو کشور در این خصوص نشاندهنده نگاه مشترک درمورد مسائل بینالمللی از جمله برجام است و همچنین امروز برای اینکه بتوانیم برجام را احیا و فعال کنیم، همکاری دو کشور به طور قطع بسیار موثر خواهد بود.
رئیسجمهور تاکید کرد: ما در واقع میخواهیم فضا و روابط به تعهدات و توافقات سال 2015 برگردد و همه طرفهای برجام، همان قولها و گفتارهای خود را عملیاتی کنند و هرآنچه در آن زمان توافق شده پذیرفته شود، نه حاضریم کمتر از آن را بپذیریم و نه دنبال آن هستیم که بیش از آن را بدست آوریم.
روحانی در ادامه با اشاره به مشکلات و بحرانهای منطقهای گفت: باز کردن پای رژیم صهیونیستی به عنوان یک عنصر بیثبات کننده و تنشزا در منطقه خلیج فارس، اقدامی خطرناک است.
رئیسجمهور همچنین با اشاره به همکاریهای خوب دو کشور در حوزههای سیاسی و منطقهای، بر ضرورت تقویت مناسبات اقتصادی و همچنین تسریع در اجرایی و عملیاتی شدن توافقات و پروژههای مشترک اقتصادی دو کشور در حوزههای نفت، انرژی و حملونقل و همکاری دو کشور در حوزه هستهای در ساخت دو نیروگاه در بوشهر و همچنین سوخت نیروگاهها و ایزوتوپها، با استفاده از ظرفیت شرکتهای خصوصی تاکید کرد. روحانی با اشاره به موفقیتهای روسیه در زمینه کرونا و توفیق در ساخت واکسن، تسریع در ارسال محمولههای واکسن ساخت این کشور به ایران را مورد اشاره قرار داد و بر لزوم تسریع در راهاندازی خط تولید مشترک واکسن در کشورمان تاکید کرد.
وزیر امور خارجه روسیه نیز در این دیدار با بیان اینکه دو کشور برای توسعه و تعمیق روابط مصمم بوده و اراده قوی دارند، گفت: برای توسعه همکاریهای مسکو – تهران از جمله همکاریهای فنی و دفاعی هیچ محدودیتی وجود ندارد.
«سرگئی لاوروف» با بیان اینکه ایران و روسیه درخصوص همکاریهای منطقهای و بینالمللی اهداف مشترک و نزدیک دارند، به مذاکرات هستهای اخیر در وین و تمایل آمریکا برای بازگشت به برجام اشاره کرد و افزود: تنها راهحل مسئله از نظر مسکو بازگشت بیقید و شرط و کامل آمریکا به برجام با اجرای قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد و عمل به تعهدات از سوی این کشور است.
لاوروف تصریح کرد: از نظر ما این کاملا غیرمفید است که از ایران خواسته شود در چارچوب برجام شرایط جدیدی را بپذیرد و یا فراتر از تعهدات خود در قالب برجام عمل کند. وزیر امور خارجه روسیه تاکید کرد: هرگونه سند تکمیلی و یا اضافی در خصوص مسائل مختلف از جمله منطقهای یا توسعه نظامی میتواند خارج از چارچوب برجام و در راستای تامین امنیت منطقه و خلیج فارس با حضور کشورهای منطقه به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.
سرگئی لاوروف همچنین بر توسعه و تعمیق روابط تهران و مسکو تاکید کرد و یادآور شد روسیه برای اجرایی و عملیاتی کردن توافقات در راستای توسعه روابط، جدی است و پروژههای مشترک دو کشور با سرعت و جدیت دنبال میشود.
نقدی بر سیاستهای حذف دستفروشان از فضای شهری
دستفروشی پدیدهای پیشا مدرن با قدمت طولانی در ایران است. شواهد تاریخی نشان میدهد که معابر و گذرگاههای شهری در ایران دستکم از دوره قاجار شاهد حضور دستفروشان و بساطگستران بوده است.
مطابق با اسناد تاریخی بیش از یک قرن از عزم نهادهای حکمرانی برای مداخله و تنظیم بخشی به دستفروشی و مقابله با حضور دستفروشان در فضاهای شهری میگذرد.[1] در طی عصر حاضر قوانین مختلفی برای مقابله و حذف دستفروشان از فضاهای شهری طراحی شده است. مطابق با قانون «توسعه معابر شهرداری» از بساطگستری دستفروشان در دهه 20 در برخی شهرها ممانعت به عمل میآمد.[2] از زمان تصویب قانون شهرداریها در سال 1334 تا کنون نیز اصلیترین ارجاع حقوقی نهادهای مذکور برای مقابله با دستفروشی، بر پایه بند 2 ماده 55 این قانون مبنی بر ممنوعیت سد معبر بوده است. بر این اساس همواره میلِ ارکان قدرت برای ایجاد سازوکار حقوقی و کنترلی و متعاقب آن تشکیل نهادهای مرتبط برای مقابله با دستفروشی وجود داشته است؛ تاسیس ستاد مرکزی و کمیته رفع سد معبر و ستاد پاکسازی در اوایل انقلاب و دهه 60 و استمرار آن تا دهه 80 و سپس تاسیس شرکتهای تابعه شهرداری مانند شرکت شهربان و حریمبان در طول دو دهه اخیر مواردی از این دست هستند. پیشروی سازوکارهای نهادی و حقوقی برای مقابله با دستفروشی از یک سو و رشد دستفروشان در اکثر شهرهای ایران در طول دهههای اخیر از سوی دیگر به تشدید منازعات حول فضای شهری انجامیده است. در سال 1363 به نقل از مقامات بیش از 90 درصد از 120 هزار فروشنده خیابانی و کیوسکداران خیابانهای تهران پاکسازی شدند.[3] در طی دهه اخیر نیز موارد متعددی از طرحهای انضباط شهری و مقابله با دستفروشی در شهر تهران و سایر شهرهای کشور اجرا شده است. مطابق با آمار عملکرد گشتهای شهربان در مناطق 22گانه شهر تهران، بالغ بر 292 هزار ماموریت برای جلوگیری و رفع سد معبر بساطگستران، دستفروشان و سد معبر سیار در سال 1397 صورت گرفته است که تمامی این موارد نسبت به سال 1394 رشدی چند ده برابری داشته است (آمارنامه شهرداری تهران 1397، 1398). متعاقب آن در حد فاصل سالهای 1393 تا 1396 گزارشهای متعددی از منازعات میان ماموران شهرداری و دستفروشان مخابره شد که برخی از آنها به خودسوزی دستفروشان در شهرهای مختلف ایران نظیر خرمشهر، تهران، تبریز و مریوان منتهی شد. حضور تهیدستان در فضاهای شهری نشانهای از شکست سیاستها و ناکارآمدی برنامههای اقتصادی و شهری است. از این رو هزینهکرد فراوانی برای اجرای طرحهای ضربتی یا دورهای با هدف حذف تهیدستان از فضای شهری صورت میگیرد. در طول دهه اخیر مبالغ کمک سالانه شورای شهر به شرکت شهربان افزایش یافته است به طوری که این رقم از 41.8 میلیارد تومان در سال 1393 به بیش از 115 میلیارد تومان در سال 1397 رسیده است. علاوه بر بودجههای تخصیص یافته به شرکت شهربان، هر ساله مبالغ دیگری نیز برای اجرای طرحهای انضباط شهری در نقاط کانونی دستفروشی با همراهی نیروی انتظامی در نظر گرفته میشود. مطابق با اسناد موجود در سایت شفافیت تنها در سال 1399 بیش از 40 میلیارد تومان هزینه برای پشتیبانی انتظامی از طرحهای انضباط شهری در برخی مناطق شهرداری تهران صرف شده است.
سیاستهای حذف دستفروشان از فضای شهری بر پایه گفتمانهای گوناگونی از سوی حکومتهای محلی در نقاط مختلف جهان توجیه و اجرا میشود. همانگونه که برخی پژوهشگران اشاره میکنند شهرها عموماً بهعنوان محرک مدرنیته درک میشوند و دستفروشی بهعنوان مظهر توسعهنیافتگی و فقر تلقی میشود، به همین دلیل است که غیاب آن به مثابه نوعی پیشرفت تلقی میشود[4]. همچنین بنیانهای مدرنیسم در ارتباط با کارکردهای شهر بیش از هر چیز بر «حرکت و روان بودن» توجه میکند. نتیجه چنین نگاهی، استفاده تک کارکردی از فضاهای عمومی شهر است[5]. در تفکر شهر مدرن، فضاهای عمومی بیشتر محل گذر و جابجایی است تا فضایی برای مکث و وقفه. از این منظر بساطگستران مانعی برای جریان حرکت عمومی در معابر شهری قلمداد میشوند و با ایجاد اختلال و تراکم در معابر، از سیالیت حرکت عابران ممانعت میکنند. این امر از منظر گفتمان زیباییشناسی شهری نیز به تصویر کشیده میشود. حضور دستفروشان در معابر و نحوه چینش بساط آنان عاملی برای برهم زدن چهره شهر و نازیبایی آن قلمداد میشود. همچنین حضور دستفروشان در معابر به مثابه بینظمی فضاهای شهری صورتبندی میشود که امکان نظارت سراسربین را سلب میکند. بیسبب نیست که طرحهای مقابله با دستفروشان در ایران با نام «طرح انضباط شهری» خوانده میشوند. علاوه بر این حفظ چرخه انباشت و تولید ارزش افزوده در شهرها نیازمند سیاستها و گفتمانهایی در جهت تقویت تصویر آرمانی از شهر است، امری که اقتصاد غیررسمی دستفروشی میتواند به تضعیف آن یاری رساند. به این ترتیب ایماژ شهری کارآفرین و توسعهیافته که فرصتهای شغلی مناسبی برای ساکنان آن فراهم میکند به واسطه حضور دستفروشان مخدوش میشود.
این گفتمانها اگرچه تلاش میکنند تا ضدیت دستفروشی با شهر آرمانی مدنظر مسئولان را به تصویر کشند و حذف دستفروشان را بر پایه برخی عقلانیتها توجیه کنند، اما نکته حائز اهمیت در این میان آن است که ایماژ شهر مدرن و دلخواه مسئولان شهری تا زمانی که مناسبات ساختاری ناکارآمد اقتصادی و شکافهای عمیق اجتماعی و فقر شهری در جریان است نمیتواند تحقق یابد. از این رو بهتر است به جای هزینهکردن برای سیاستهای شکستخورده حذف دستفروشان که در اکثر موارد صرفاً به پراکندگی و تغییر جغرافیای دستفروشی منتهی میشود، بر سیاستهای حمایتی از دستفروشان و به رسمیتشناسی آنان در فضاهای شهری تمرکز شود.
———–
[1] . اعلان وزارت نظمیه، به نقل از بیات، 1393: 243.
[2] . سازمان اسناد ملی ایران، 1326.
[3] . بیات، 1393: 267-266.
[4] . Bromley, 2000
[5] . Anjaria, 2006
تداوم فشارها، افتراها و تهدیدها برای نامزد نشدن من تاثیر معکوس خواهد داشت
وزیر امور خارجه با تاکید بر اینکه سیاست خارجی نباید موضوع دعوای جناحی و انتخاباتی باشد، گفت: هر دستاورد سیاست خارجی، دستاورد مردم، کشور و رهبری است و هیچ فرد، گروه و یا جناحی حق مصادره آن را ندارد. رفع تحریمها به نفع مردم و هر دولتی است که ۴ ماه دیگر زمام امور کشور را به دست میگیرد. به گزارش ایرنا محمدجواد ظریف در صفحه اینستاگرامی خود درباره جلسه روز دوشنبه خود با اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس نوشت: سلام، دیروز جلسهای طولانی، صریح و صمیمی—همراه با توهین و تهدید و اتهام از سوی یکی دو نفر—با نمایندگان محترم کمیسیون امنیت ملی داشتم. از یکی از نمایندگان نقل شده است که «برآوردم از جلسه امروز کمیسیون این است که ظریف نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ میشود.»
او اضافه کرد: پس از چندین بار تاکید بر عدم تمایل برای نامزدی، نمیخواستم دوباره وارد این موضوع شوم. اما این اظهار نظر ناگزیرم کرد که اصل ماجرا را عرض کنم: در جلسه چند نفر اظهار نگرانی کردند که گفتوگوهای وین برای رفع تحریمها با اهداف انتخاباتی دنبال میشود و بنده برای جلب آرای مردم به دنبال ایجاد دوقطبی در جامعه هستم. عرض کردم دو قطبی را کسانی میسازند که با اتلاف میلیاردها برای تولید سریال، اعتماد عمومی به دیپلماسی کشور را هدف گرفته و معیشت مردم و عزت کشور را بازیچه اغراض سیاسی و انتخاباتی میکنند.
وزیر امور خارجه با بیان اینکه ما به لطف خدا و بزرگواری مردم نیازی به ایجاد دوقطبی در جامعه نداریم، گفت: هشت سال است علیه دستگاه دیپلماسی با هزینههای سنگین تبلیغ شده است؛ ۸ سال است بهترین دستاوردهای دیپلماسی را تخطئه کردهاند؛ ۸ سال است به دلیل سکوت ما یک تنه به قاضی رفتهاند؛ و ۸ سال است برای کوبیدن دستگاه دیپلماسی، عزت و اعتماد مردم را نشانه گرفتهاند؛ اما به لطف خدا هنوز از نعمت محبت مردم دلاورمان برخورداریم.
ظریف ادامه داد: یادآوری کردم که علت تصمیم بنده برای نامزد نشدن نگرانی از سبد رای نیست که برای بهبود آن از سیاست خارجی و یا انسجام ملی هزینه کنم. نگرانی من از رأی آوردن است نه رای نیاوردن. بر عزم خود برای نامزد نشدن استوارم؛ ولی تداوم فشارها، آزارها، افتراها و تهدیدها در اقبال عمومی و در این عزم تاثیر معکوس دارد.
رئیس دستگاه دیپلماسی با تاکید بر اینکه سیاست خارجی نباید موضوع دعوای جناحی و انتخاباتی باشد، گفت: هر دستاورد سیاست خارجی، دستاورد مردم، کشور و رهبری است و هیچ فرد، گروه و یا جناحی حق مصادره آن را ندارد. رفع تحریمها به نفع مردم و هر دولتی است که ۴ ماه دیگر زمام امور کشور را به دست میگیرد.
ظریف گفت: تقاضا میکنم اجازه دهید در این فضا که صهیونیستها برای جلوگیری از رفع تحریمها به خبیثانهترین و مذبوحانهترین روشها متوسل شدهاند، عباس عراقچی عزیز و دیگر همکاران فداکار و شجاعم بتوانند تمام تمرکز خود را بر رفع تحریمها متمرکز کنند و نگران سنگاندازیها، اتهامات و فضاسازیهای مسموم انتخاباتی نباشند. ظریف افزود: بیاییم در آستانه ماه مبارک رمضان دل را از کینهها و بدانگاریها پاک کنیم و همدل و همنوا برای موفقیت تمامی ایثارگران به ویژه در عرصههای سلامت، هستهای و سیاست خارجی دعا کنیم.
پروندههای بلاتکلیف شهدای محیطبان تعیین تکلیف میشود
تمامی پروندههای بلاتکلیف مرتبط با شهدای محیطبان، تا پایان ماه مبارک رمضان رسیدگی و تعیین تکلیف میشوند. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سازمان حفاظت محیط زیست، جمشید محبتخانی، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور صبح دیروز در دیدار با سعید اوحدی، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران با قدردانی از پیگیری برای انجام فوریت در احراز شهادت دو محیطبان زنجانی و نیز احراز شهادت شهید خواجویی، هماهنگی بیشتر در خصوص رسیدگی به سایر پروندههای سالهای گذشته شهدای محیطبان از جمله شهید تاج محمد باشقره را خواستار شد. در این دیدار، اوحدی با برشمردن روند رسیدگی اداری به پروندهها، با ابلاغ دستور به معاونتها و مدیریتهای مرتبط، نهایی شدن تمامی پروندههای راکد یگان حفاظت محیطزیست کشور را تا پایان ماه رمضان اعلام کرد. در این جلسه که با حضور معاونان و مدیران ستادی بنیاد شهید برگزار شد، طرفین بر ایجاد تعامل دائمی یگان حفاظت محیط زیست و بنیاد شهید و امور ایثارگران تاکید کردند. همچنین دیروز رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در پیامی از تلاشها و حمایتهای بیدریغ رئیس قوه قضائیه برای پیگیری کیفر قاتلان محیطبانان زنجانی قدردانی کرد. عیسی کلانتری در پیام خود به ابراهیم رییسی بر لزوم حمایتهای قضایی و حقوقی مناسب از محیطبانان تاکید کرد و افزود: «حل مسائل محیط زیست کشور و حمایتهای قضایی و اقتصادی محیط بانان را مستلزم ارائه اقدامها و سیاستهای ویژهای است که دولت و مجلس به منظور اصلاح قوانین موجود باید به آن توجه داشته باشند.» معاون رئیسجمهوری با تاکید بر پیگیری موضوع شهادت محیطبانان زنجانی عنوان کرد: «از همه ابزارهای قانونی در مسیر اجرای عدالت در مورد محیطبانان بهره خواهیم برد و تا رسیدگی کامل و احقاق حقوق حقه این محیطبانان شهید کار را دنبال میکنیم.»
اعتراض به آلوده کردن اقیانوس آرام
ژاپن اعلام کرده که بیش از یک میلیون تُن از آبهای آلوده از نیروگاه هستهای خراب شده فوکوشیما را به دریا میریزد؛ تصمیمی که کشورهای همسایه، از جمله چین و ماهیگیران محلی را خشمگین کرده است. تایید رسمی این اقدام که بیش از یک دهه بعد از فاجعه اتمی صورت میگیرد، ضربه دیگری به صنعت ماهیگیری در فوکوشیما وارد میکند. مردم این منطقه سالهاست با این اقدام مخالفت میکنند.یوشیهیده سوگا، نخست وزیر ژاپن، روز سهشنبه در نشست وزرا گفت که دولت تصمیم گرفته آب را به داخل اقیانوس آرام رها کند و این «واقعبینانهترین» گزینه است و «برای احیای فوکوشیما، اجتناب ناپذیر است.»
به گزارش گاردین، مجری نیروگاه، توکیو الکتریک پاور (تپکو) و مقامات دولتی میگویند تریتیوم، یک ماده رادیواکتیو که در مقادیر کم مضر نیست، نمیتواند از آب جدا شود، اما سایر رادیونوکلئیدها را میتوان تا حد مجاز، آزاد کرد.
سوگا، نخست وزیر ژاپن به خبرنگاران گفته است: «دولت ژاپن سیاستهای اساسی را برای رهاسازی آب فراوری شده به اقیانوس پس از اطمینان از سطح ایمنی آب، تدوین کرده است… و از طرف دیگر، دولت تدابیری برای جلوگیری از آسیب رساندن به اعتماد مردم به غذاهای دریایی اندیشیده است.» دولت اعلام کرده، فرایند آزادسازی آب آلوده رقیق شده حدود دو سال دیگر آغاز میشود؛ و انتظار میرود که کل این فرایند دههها زمان ببرد. در بیانیهای که دولت منتشر کرده، آمده است: «با فرض انطباق دقیق با استانداردهای نظارتی که تعیین شده است، ما رهاسازی در اقیانوس را انتخاب کردهایم.» چین، این طرح را «بسیار غیرمسئولانه» خوانده و آن را محکوم کرده است. چین همچنین ژاپن را به اتخاذ تصمیم «بدون توجه به تردیدها و مخالفتهای داخلی و خارجی» متهم کرده است. در بیانیه وزارت امور خارجه چین که بر روی وبسایت آن قرار گرفته، آمده است: «این رویکرد بسیار غیرمسئولانه است و به سلامت و ایمنی عمومی بینالمللی و منافع حیاتی مردم کشورهای همسایه آسیب جدی وارد میکند.»
شبکه وای.تی.ان گزارش داده که کره جنوبی، کویچی آیبوشی، سفیر ژاپن را احضار کرده است و یکی از مقامات بلندپایه دولتی میز گفته، سئول «قاطعانه مخالف» این اقدام است؛ شورای انرژی اتمی تایوان نیز موضع مشابهی را اتخاذ کرده است. ایالات متحده آمریکا اما از روند «شفاف» تصمیمگیری ژاپن حمایت کرده است. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا در پیامی توییتری نوشته است: «ما از ژاپن به خاطر تلاشهای شفاش در تصمیمگیری برای دفع آبهای تصفیهشده از سایت فوکوشیما دایچی، سپاسگزاریم.» با این حال، اعلامی دولت ژاپن با محکومیت سریع از سوی گروههای زیست محیطی روبهرو شد. گروه «گرینپیس ژاپن» اعلام کرده که رهاسازی آب را «به شدت محکوم میکند»، چون «حقوق بشر، و منافع مردم در فوکوشیما، ژاپن و منطقه آسیا و اقیانوسیه را کاملا نادیده میگیرد.» کازو سوزوکی، یکی از اعضای بخش آبوهوا و انرژی این گروه نیز گفته است: «دولت ژاپن بار دیگر مردم فوکوشیما را ناکام گذاشت.» او افزود: «دولت تصمیمی کاملا ناموجه برای آلوده کردن عمدی اقیانوس آرام به زبالههای رادیواکتیو اتخاذ کرده است. آنها خطرات ناشی از تشعشع را دستکم درنظر گرفتهاند و شواهد آشکار مبنی بر وجود ظرفیت ذخیرهسازی کافی در سایت هستهای و همچنین مناطق اطراف را نادیه گرفتهاند.» کازو سوزوکی گفته است: «تصمیم کابینه نتوانست از محیط زیست محافظت کند و مخالفتها و نگرانیهای گسترده ساکنان محلی فوکوشیما و همچنین شهروندان کشورهای همسایه را در اطراف ژاپن نادیده گرفت.»
پس از سونامی سال 2011، نیروگاه هستهای فوکوشیما آسیب دید و از آن زمان حدود 1.25 میلیون تُن آب در محل نیروگاه هستهای جمع شده است. این همان آبی است که برای سرد شدن نیروگاه از آن استفاده میشد و همچنین آب باران و آبهای زیرزمینی است که هر روز به آنجا تراوش میکند.
دولت اعلام کرده است که این آب پیش از رهاسازی باید دوباره فیلتر شود تا ایزوتوپهای مضر آن از بین برود و به سطح استانداردهای جهانی برسد.
آبهای رادیواکتیو که روزانه 140 تُن بر حجم آنها افزوده میشود، اکنون در بیش از هزار مخزن ذخیره شدهاند و انتظار میرود که تا پاییز سال آینده، فضایی برای ذخیره آنها باقی نماند. توکیو الکتریک پاور (تپکو)، مجری نیروگاه، استدلال میکند که اگر مجبور به ساخت مخازن ذخیرهسازی بیشتری در این محل شود، باید نیروگاه را از رده خارج کند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تصمیم دولت ژاپن حمایت کرده و میگوید عناصر رادیواکتیو، به جز تریتیوم، قبل از رهاسازی، از آب خارج میشوند و آلودگی به سطح ایمنی میرسد. آژانس بینالمللی همچنین به این نکته اشاره کرده که نیروگاههای هستهای در سراسر دنیا از فرایند مشابهی برای دفع آبهای زائد استفاده میکنند. متخصصان میگویند، تریتیوم فقط در دوزهای زیاد برای انسان مضر است و با رقیق شدن آب تصفیه شده، به لحاظ علمی هیچ خطری ندارد.
میشیاکی کای، متخصص ارزیابی ریسک تشعشعات در دانشگاه علوم پرستاری و بهداشتی اویتای ژاپن، قبل از اعلام این تصمیم از سوی دولت، به خبرگزاری فرانسه گفته بود: «بین دانشمندان اتفاق نظر وجود دارد که تاثیر آن بر سلامتی کم است.» اما جوامع محلی ماهیگیران میگویند که رهاسازی آب، سالها کار سخت برای جلب اعتماد مشتریان را به غذاهای دریایی از بین خواهد برد.
کانجی تاشیا، رئیس یک تعاونی محلی شیلات در فوکوشیما، به محض انتشار اعلامیه از سوی دولت، به شبکه ان.اچ.کی گفت: «آنها به ما گفتند که بدون حمایت ماهیگیران، آب را در دریا رها نمیکنند. ما نمیتوانیم از این اقدام دولت در شکستن قولی که به ما داده بود، حمایت کنیم.»
این تصمیم حدود سه ماه قبل از بازیهای به تعویق افتاده المپیک توکیو گرفته شده است؛ ظاهرا قرار است برنامههایی در 60 کیلومتری نیروگاه برای المپیک صورت بگیرد.
مقامات ژاپنی با توصیف رسانهها از این آب به عنوان «آلوده» یا «رادیواکتیو» مخالفت میکنند و اصرار دارند که باید این آب را «تصفیه شده» نامید.
شوآن برنی، متخصص ارشد هستهای در گروه گرینپیس شرق آسیا میگوید که این ادعا «به وضوح نادرست است.»
او میگوید: «اگر این آب آلوده یا رادیواکتیو نباشد، آنها برای آزادسازی آن، نیازی به گرفتن تاییدیه از سوی تنظیمکننده هستهای ژاپن ندارند. آب مخازن در حال تصفیه شدن است، اما به رادیواکتیو هم آلوده است و مقامات ژاپنی عامدانه در مورد این موضوع، در داخل و خارج کشور، فریبکاری میکنند.
«فکر میکنیم که دست آنها پناه غزالان دربهدر دشتهای تنهایی ماست، پناه یوزهای دشتهای سرگردانی است، پناه آن کَلی که در صخرهها به حیاتش استمرار میدهد. اما فقط این نیست.» بهمن ایزدی این حرفها را درباره محیطبان زد و گفت که محیطبان فقط همینها نیست. هوشنگ ضیایی هم پرسید و خودش جواب داد که «چه کسی از این منابع طبیعی استفاده میکند؟ ما. چه کسی از آن حفاظت میکند؟ محیطبانها.» اسماعیل کهرم با لباس محیطبانی بر تن، بلبلی را نشان داد که در عزای دو محیطبان شهید زنجانی ناله سر داد بود. در ششصدوچهارمین شب از شبهای بخارا که به حافظان طبیعت و محیط زیست اختصاص داشت، حاضران که به دلیل شیوع ویروس کرونا، هر کدام با انتشار ویدیو حرفهایشان را میگفتند، پی دلیل تکرار مرگ محیطبانان و رسیدن به عدد 145 شهید گشتند و راهکار دادند.دوشنبه، بعد از مهدی مجلل و میکائیل هاشمی، دو محیطبان زنجانی که هفته پیش که در منطقه حفاظتشده فیله خاصه به دست شکارچیان غیرمجاز کشته شدند، نوبت برگزاری آنلاین یکی از شبهای بخارا (مجله فرهنگی و هنری)، بود که این بار به پیشنهاد مجله صنوبر، به محیطبانان پرداخت.
مردم با طبیعت بیگانهاند
هوشنگ ضیایی نخستین سخنران بود. او از چهرههای مشهور در حوزه مدیریت و پژوهش حیات وحش کشور است که بسیاری از کارشناسان نسل جدید در حوزه حیات وحش از شاگردان او هستند. ضیایی گفت که سرزمینی عاشقانه دوستش داریم مجموعهای است از آب و خاک و مرتع و چشماندازهای طبیعی و اگر از بین برود، دیگر به دشمن احتیاجی نیست و محیطبان را اینطور تعریف کرد: «آنها افراد عاشقی هستند که شبانهروز از این آب و خاک حفاظت میکنند، همانطور که سربازان از مرزها.» او بعد حیات وحش را تعریف کرد که در گذشته فقط حیوانات وحشی را در برمیگرفت اما بر اساس تعریف کنونی IUCN عبارت است از مجموعه حیوانات و گیاهانی که در طبیعت به صورت آزاد زندگی و تولید مثل میکنند. و با بیان این موارد گفت: «این گستردگی وظیفه محیطبان را خیلی سنگینتر میکند. دو نفری که به تازگی شهید شدند میتوانستند در این شرایط شیوع کرونا در خانه بمانند اما آنها پای محیط زیست ایستادند.» ضیایی سپس با اشاره به اینکه محیطبانها میتوانستند مثل شکارچیان تیر بزنند گفت: «اما تیر هوایی زدند. حالا اگر محیطبان شکارچی را میکشت میدانید چه سرنوشتی داشت؟ باید سالها به زندان میرفت. مثل بهترین محیطبانانی که زندان کشیدند و بعضی تازگی با پادرمیانی و جمعآوری پول مرخص شدند.» به گفته او با این همه حمایت چندانی از آنها نمی شود اگرچه در سالهای اخیر تسهیلاتی برایشان فراهم شده است. این استاد حیات وحش سپس از دلایل بروز این دست درگیریها گفت: «خیلی از مردم با طبیعت و حیات وحش بیگانهاند. سازمان محیط زیست در زمینه آموزش خیلی کمکاری کرده است. اول انقلاب میگفتند بیایید سر تفنگ هر محیطبان –شکاربان آن زمان- یک گل بگذارید. این کار انجام شد اما دیدیم که جمعیت حیات وحشی که در پارک گلستان بود، کم شد. از حدود 15 هزار رسید به زیر صد. در مناطق بختگان که 12 هزار راس بود به حدود 50 رسید. در بعضی مناطق مثل بیستون حیوانات به طور کلی از بین رفت و هنوز هم احیا نشده.» ضیایی که مسئول پروژه یوزپلنگ آسیایی بوده، از تجربه خود مثالی آورد و درباره اهمیت حفاظت مشارکتی گفت: «دانشجوها را جمع کردیم و در روستاهای توران متمرکز شدند. آنها با مادرها صحبت کردند و تاثیر زیادی داشت. محیطبانها را آموزش داده بودیم که در مدارس با بچهها صحبت کنند. ارتباط خوبی بین بچهها و محیطبان ایجاد شده بود به طوری که شکارچیان میگفتند که پروانه شکار داریم و تفنگمان مجوز دارد اما بچهمان مانع شکار میشود. مردمی که تا قبل از آن یوز را از بین میبردند، وقتی یک شکارچی میخواست یوزپلنگی را به عربها بفروشد، دو میلیون تومان پول جمع کردند و آن را خریدند. بعد به من زنگ زدند و آقای هومن جوکار را فرستادیم و یوز را گرفت و آورد.» ضیایی حرفهایش را اینطور ادامه داد: «اگر مشارکت مردمی نباشد نمیتوانیم موفق شویم. ما تعداد محدودی محیطبان داریم و مشارکت مردمی باعث میشود بتوانیم با قدرت بیشتری سرزمین را حفظ کنیم؛ کاری که بسیاری از کشورها انجام میشود.»
به گفته او از سه سال پیش که کار مشارکت مردمی در پارک گلستان اجرا میشود، پیشرفت خوبی رخ داده است. «آنجا ذخیرهگاه زیستکره است و قوانین آن این است که باید با مشارکت مردم حفظ شود. آمار سه سال پیش نشان میداد جمعیت قوچ و میش 2500 راس بوده اما الان 5 هزار را هم رد کرده است. محیطبان علاقهمندی مسئولیت را پذیرفته و بسیاری از شکارچیان به کمک آمدهاند. دیگر مثل سابق آتشسوزی نداریم. شکارچی متخلف هم به آن صورت نداریم. خیلی از شکارچیها شدهاند راهنمای گردشگر. حتی اتاقی از خانه خودشان را مرتب کردهاند برای طبیعتگردها.»
اسلحهها را زمین بگذاریم
اسماعیل کهرم با لباس محیطبانی برتن، ایستاده زیر یک درخت سبز صحبتش را آغاز کرد. کلاهش را از سر درآورد و گفت: «سلام هموطن، بنده اسماعیل کهرم هستم، شکاربان شما. شکاربان ایرانی.» این بومشناس سپس با غصه از محیطبانان شهید حرف زد: «میشنوید؟ یک بلبل خرما در حیاط خانه من در مرثیه و مصیبت آن دو محیطبان آواز عزا میخواند. آنها با این لباس مقدس به خاک و خون کشیده شدند.» کهرم که پیشتر هم درباره حذف اسلحهها گفته بود، بار دیگر همین موضوع را پیش کشید: «اسلحه تحریککننده است. پلیس انگلستان در نتیجه تحقیقات به این نتیجه رسید که اسلحه باعث مرگ است و آن را حذف کرد. امروز دیگر یک میکروفن که به یقه محیطبان یا پلیس وصل شود، کار همان اسلحه را میکند.»
این فعال محیط زیست در ادامه به این اشاره کرد که در صورت حذف اسلحه و گزارش به نیروی انتظامی دیگر جان کسی در خطر نخواهد بود و باز تاکید کرد که «اسلحه تا به حال باعث حفظ هیچ محیطبانی نشده. نگاهی به آمار حیات وحش هم نشان میدهد که به درد حفظ حیات وحش هم نمیخورد. ما داروهای پنجاه سال پیش را نمیخوریم. چرا مقررات 50 سال پیش را اجرا کنیم؟ تا امروز 145 محیطبان عزیز ما شهید شدهاند. این کشتار دو طرفه را متوقف کنید».
کار محیطبان فقط اسلحه برداشتن نیست
رجبعلی کارگر سخنران دیگر بود. او پشت میز کارش نشسته بود و میگفت: «از آنجا که شغل محیطبان طاقتفرساست و عشق میطلبد، لازمهاش این است که قبل از ورود به عرصه انجام وظیفه، آموزش تخصصی را ببیند.»
کارگر که معاون پیشین پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی بوده، پرسید چه کسانی آموزش میدهند؟ و خودش جواب داد: «کسانی که میدانند که یک محیطبان باید «رِنجر» طبیعت باشد. ما نه ژاندارمیم، نه امنیه، نه کارشناس و حقوقدان. باید در جای لازم است کار امنیتی و ژاندارمی در ارتباط با طبیعت کنیم، باید کارشناس باشیم و مسائل مرتبط با زیستگاه و اکوسیستم را بشناسیم و برای ارائه گزارش به مراجع قضایی به مسائل حقوقی هم آشنایی داشته باشیم. به همین دلیل محیطبانها ضابطان خاص دادگستری هم هستند چون دورههای آموزشی در این خصوص زیر نظر دادستان میبینند. بنابراین کار بسیار دشواری است.»
کارگر ادامه داد: «آنها در آموزشگاه از نظر جسمی، روحی، دانش و معرفت آموزش میبینند که 6 ماه تا حداکثر دو سال آمادگی حضور در عرصه را بپیدا کنند. آنها در آبادی و شهر ساکن نیستند. در پاسگاه و سرمحیطبانیاند، دور از خانواده و اجتماع. باید برای مقابله با سرما، گرمازدگی، بلایای طبیعی، حمله حیات وحش و گیر افتادن در بیابان آماده باشند. باید بدانند در مقابله با متخلف چه کنند.»
کارگر گفت: «هدف اصلی ما پیشگیری است. کار محیطبان صرفا اسلحه برداشتن نیست. او باید بداند که چطور با جوامع محلی تعامل داشته باشد و وارد مذاکره شود و از همدلی آنها کمک بگیرد. به این روش چالش کمتر میشود. اما متاسفانه این آموزش کمتر شده است. انتظار داریم سازمان در این زمینه فعالیت را بیشتر کند.»
سازمان باید درنگ کند
بهمن ایزدی، مدیر کانون سبز فارس هم در شب محیطبان حاضر بود. او از شهادت غریبانه دو محیطبان زنجانی گفت و ادامه داد: «شیوه کشتن آنها من را یاد دوران جنگ انداخت که سربازان عراقی به اسرای مجروح ما تیر خلاص میزدند. این حادثه تلخ نشاندهنده قساوت قلب کسانی بود که هیچ بویی از انسانیت نبردهاند.»
او گفت باید امسال از این واقعه درس بگیریم و از مرگ محیطبان ارمک یاد کرد: «حادثه شهید شدن محیطبان حسننژاد در ارمک بندر لنگه که سال پیش اتفاق افتاد. او توسط خواهرزاده خودش هدف گلوله قرار گرفت. فردای آن روز وقتی متوجه شد دایی خودش را کشته، به خودش شلیک کرد و به حیات خودش خاتمه داد. تمام این بچهها که از جانشان مایه میگذارند تا از آن یازده درصد خاک که با ارزشترین اکوکسیستمها را در خود جای داده حفاظت کنند و حقشان نیست که به این شیوه ظالمانه جانشان گرفته شود.» ایزدی سپس گفت: «وقتش رسیده که سازمان محیط زیست درنگ کند و به گذشته و روند مدیریت 50 ساله را ارزیابی کند. در غیر این صورت نمیتوانیم برای کاهش و حذف این حوادث موفق باشیم و باز در آینده باید سوگوار عزیزانی باشیم که از هستی ما و شاخصهای سلامتی هممیهنان حمایت کنند.»
وزارت نیرو نمیتواند معجزه کند
حقآبه دریاچه ارومیه در سال آبی جاری تامین نشده است. دیروز مسعود تجریشی مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد که حقآبه دریاچه ارومیه طی سال آبی ۱۴۰۰-۱۳۹۹، ۶۴۰ میلیون مترمکعب برآورد شده بود که از این میزان تنها حدود ۱۶۰ میلیون مترمکعب به دریاچه ارومیه پرداخت شده است و از اینکه حقآبه دریاچه ارومیه تامین نشده از وزارت نیرو انتقاد کرد. او همچنین گفت از این پس آزادسازی آب از سدها صرف کشاورزی میشود. مسعود باقرزادهکریمی رئیس حوضه آبریز دریاچه ارومیه اما معتقد است که مساله این حوضه آبریز و تامین حقآبه آن پیچیدهتر از آن چیزی است که عنوان میشود. او به «پیامما» گفت که وزارت نیرو نمیتواند معجزه کند که باران ببارد بلکه همه بخشهای ذینفع در این حوضه از جمله بخش کشاورزی باید مسئولیت خود را به درستی انجام دهند.آقای باقرزاده بر اساس گفته مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه وزارت نیرو در سال آبی ۱۴۰۰- ۱۳۹۹ دریچه سدها را به روی ارومیه بسته و اجازه نداده است آبی به دریاچه برسد.
من هم نامهای که در اینباره ستاد احیا نوشته است را دیدم و با مدیران استانی در حال مکاتبه هستیم تا ببینیم رهاسازی به چه میزان بوده و ورودی و خروجی سدها چقدر بوده است. چرا که ورودی و خروجی در سدها بسیار مهم است تا سد بتواند سال را بگذراند، برای من هنوز واضح نیست که چه میزان رهاسازی آب میتوانسته از سد انجام شود، آیا واقعا مقداری که امکانپذیر بوده رهاسازی نشده است؟ و آیا محدودیت بارش باعث شده این مساله شده یا چه عاملی در این زمینه وجود داشته است؟
از نظر کارشناسی نظر شما در مورد اهمیت اختصاص حقآبه تالاب چیست؟ با توجه به اینکه دریاچه در روند احیاست آیا ضرورت ندارد که حقآبه آن به طور مرتب داده شود؟ این مشکلات پیش آمده به روند احیا آسیب نمیزند؟
یک قاعده کلی وجود دارد که آب سرمایه برای طبیعت، برای انسانها و برای توسعه سرمایه است. آب جزو منابع پایه است و باید منابع پایه را حفظ کنیم و افزایش دهیم.
سرمایه آب در 3 جا انباشته میشود: منابع آب زیرزمینی، رودخانه و تالاب و دریاچه. سیاست ما اگر این باشد که این سرمایه را زیاد کنیم یعنی آب را در این سه منبع زیاد کنیم میتوانیم بگوییم منابعی را زیاد کردیم که طبیعت و انسان از آن بهره میبرند و به آب کشور خدمت کردهایم. سیاست ما بر این اساس است.
این مناقشه تازه نیست و تنها بر سر حقآبه دریاچه ارومیه هم نیست، سالهاست میشنویم که وزارت نیرو یا بخشی از حقآبه تالابها را نداده است و یا به طور کل آب را رهاسازی نکرده است و شاهدیم که میان سازمان حفاظت محیط زیست که متولی تالابهاست و متولی آب کشور یعنی وزارت نیرو اختلاف وجود دارد. چطور به این تعارض میشود پایان داد؟
این نکته دقیقی است که اشاره کردید، در آخرین جلسه ستاد ملی تالابها که در 16 فروردین برگزار شد هم بحث اینکه چرا حق آبه تالابها داده نمیشود مطرح شد و در جلسه وزیر نیرو، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و معاون اول رئیسجمهور هم حضور داشتند.
من موافق این نیستم که بگوییم تالاب برای محیط زیست است و رودخانه برای وزارت نیرو است. این اشتباه است که هر دستگاه را مسئول یک بخش بدانیم، مساله آب موضوعی میانبخشی است و هرکس باید نقش خودش را درست ایفا کند.
حتی در آن جلسه یکی از حضار گفت به تالاب ما آب نمیرسد و وزیر نیرو گفت نباید بگوییم تالاب ما، تالاب برای یک دستگاه نیست.
نمیشود که بگوییم از آنجا که قانون گفته، محیط زیست میزان آب را تعیین کند و وزارت نیرو آن مقدار را تامین کند. من در حوضه آبریز زاینده رود دیدم که در عمل چنین امکانی برای وزارت نیرو وجود ندارد. به همین دلیل هم وزارت نیرو میخواهد مدیریت حوضهای آب را تقویت کند تا ذینفعان مختلف مسئولیتشان را درست انجام دهند.
همیشه وقتی بحث بر سر این موضوع است کسی از کشاورزی حرف نمیزند در حالی که 70 درصد آب در بخش کشاورزی مصرف می شود، باید ببینیم در آنجا چه خبر است، در بخش صنعت چه خبر است در شرب و شهر چه اتفاقی دارد میافتد آنها باید بیایند و وظایفشان را به درستی انجام دهند .
اگر من هم در بخش کشاورزی باشم و مترمکعبی 100 تومان آب بگیرم و بروم چرا باید خودم را وارد گود دعوا کنم؟ میگویم قانون گفته وزارت نیرو آب بدهد.
وزارت نیرو که نمیتواند معجزه کند که از آسمان باران ببارد. نباید اشتباه کنیم که یک مقصری را پیدا کردیم و بعد با خیال راحت برویم سرمان را روی بالش بگذاریم که وزارت نیرو برود آب بیاورد یا سازمان محیط زیست برود تالابش را احیا کند.
اصلا این گونه نیست. بازیگران دیگری در این کار هستند که پنهاناند و دیده نمیشوند مانند استانداران، نمایندگان مجلس و … . نمایندهای که هم از این سو دستور میدهد و هم از آن سو دستور میدهد پس چه وظیفهای دارد؟ برخی نمایندگان از یک طرف میگویند دریاچه ارومیه را احیا کن و از آن طرف میگویند سد را کامل کن.
من به دنبال این هستم که کمیسیون حوضه را تشکیل دهیم و ببینیم که نظر افراد و دستگاههای مختلف در مورد مسائل حوضه دریاچه ارومیه چیست. زمانی که ما بر اساس قاعده کلی حفاظت از تالابها و رودخانهها نقش دستگاهها را مشخص کردیم آن وقت مشخص میشود که کدام دستگاه میتواند به نقشش عمل کند.
اما متولی دریچه سد و رهاسازی آب در نهایت وزارت نیرو است.
درست است، من این مساله را میپذیرم. من نمیخواهم کسی را محکوم یا رد اتهام کنم. اما مساله پیچیدهتر از این است. باید توجه داشته باشیم که اردیبهشت ماه زمان رهاسازی آب برای کشاورزی است. ما از حالا در تکاپوی این هستیم که با استانداران و مدیران کشاورزی صحبت کنیم که در جریان باشند چرا که شاید بخواهیم بخشی از کشت را تعطیل کنیم. ما باید پیشبینیهای هواشناسی را به دقت بررسی کنیم و بر اساس آن عمل کنیم.
نمیشود که آب برای کشاورزی رهاسازی شود و فردا آب برای شرب نباشد. گندم را میشود وارد کرد اما نمیتوان آب شرب برای مردم وارد کرد. ما با این معاملات روبهرو هستیم. ما در حال فعالیت هستیم تا وضعیت اردیبهشت را به لحاظ بارش بسنجیم اگر بارشها همینگونه کماکان کاهش داشته باشد باید اولتیماتوم بدهیم که حتی ممکن است آب بخشی از کشاورزی هم تامین نشود . هیچکس نمیخواهد آب را به کشاورزی بدهد اما به دریاچه ارومیه ندهد اصلا چنین تفکری وجود ندارد.
الزام برای تعویض خطوط نفت فرسوده در خلیج فارس
پس از آلودگیهای فراوان ناشی از نشت نفت به خلیج فارس که آخرین آن در 23 اسفند در نزدیکی جزیره خارک رخ داد، مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست از الزام شرکتهای بهرهبردار تاسیسات نفتی به نوسازی و تعویض خطوط فرسوده در جلسهای در سازمان بنادر خبر داد اما این مقام مسئول اطلاعاتی در مورد اقدامات مشخص، برنامهریزی و برنامه زمانبندی برای شناسایی و تعویض خطوط نداد.نشت مواد نفتی برخی از سکوها و خطوط انتقال نفت در خلیجفارس و بروز آلودگیهای دورهای و مکرر در این اکوسیستم سبب شد که جلسه فوقالعادهای میان دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست سازمانها و شرکتهای مرتبط در سازمان بنادر و دریانوردی کشور برگزار شود.
محمود رضایی، مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست خبر داد که در این جلسه شرکتهای بهرهبردار از این تاسیسات ملزم به نوسازی و تعویض خطوط فرسوده شدهاند.
بر اساس گفتههای او «شرکتهای بهرهبردار باید در اسرع وقت نسبت به ارائه برنامه زمانبندی اجرای پروژه اقدام کنند اما تا اجرای کامل پروژه بهسازی و تعویض خطوط فرسوده که متولی آن در منطقه خلیج فارس شرکت نفت فلات قاره است، این شرکت ملزم به ارائه گزارش بهموقع هرگونه نشت نفت به سازمانهای مرتبط و نظارتی از جمله سازمان حفاظت محیط زیست و اقدام سریع برای پاکسازی و امحای آن با کمک و همکاری سازمان بنادر و دریانوردی کشور شده است.»
رضایی با اشاره به آثار مخرب و جبرانناپذیر آلودگیهای نفتی بر زیستگاهها و سواحل خلیج فارس گفت: «این پدیده در سالهای گذشته بارها رخ داده است که منجر به آسیب جدی و در مواردی غیرقابل برگشت به زیستگاههای حساس آبزیان و چشمانداز سواحل شده است.همکاری دستگاههای اجرایی و اطلاعرسانی بهموقع باعث جلوگیری از پیشروی لکههای نفتی به سمت سواحل به عنوان زیستگاههای حساس و مناطق مسکونی شده است که کمک شایانی به جمعآوری و امحای نفت تخلیه شده در مبدا میکند.»
حادثه تکرار شونده شکست لولههای نفت
در اسفند سال گذشته بود که تلف شدن هزاران ماهی در ساحل عسلویه خبرساز شد و ادارهکل شیلات بوشهر علت آن را نشت مواد نفتی در دریا اعلام کرد. چند ماه پیش از آن هم شکستگی لوله نفت در سرخون سبب جاری شدن نفت در روستاها، چشمهها و روانآبهای آن منطقه شد و محیط زندگی مردم را آلوده کرد. در آخر اسفند 99 و همچنین سال پیش از آن هم 2 نشتی بزرگ نفت در خارک سبب نگرانی شد.
خبرهایی از این دست که تعداد آن کم نیست نشان میدهد که فرسودگی لولههای نفت تا چه حد سبب آلودگی و به خطر افتادن جان جانداران شدهاند.
اسفندماه پارسال مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر گفته بود: «حوادث آلودگی نفتی دریا ناشی از نشت نفت از خطوط انتقال از مهمترین علت آلودگیهای نفتی در خلیج فارس در سالهای اخیر بوده که نیاز است شرکتهای نفتی اقدامات پیشگیرانه را در جهت جلوگیری از اینگونه آلودگیها انجام دهند. متاسفانه اقدامات فعلی کافی نیست و سازمان محیط زیست بر اساس قوانین و مقررات در اینگونه موارد پیگیری و خسارتهای وارده به اکوسیستم دریایی در راستای اعمال قانون و همچنین احیای زیستگاه را محاسبه و مطالبه کند و مسئولان شرکتهای نفتی باید بر اساس قوانین و مقررات اقدامات لازم را انجام دهند.
ویژگیهای تشدید کننده آلودگی در خلیج فارس
خلیج فارس، حوضه آبی کم عمقی، با عمق متوسط 40 تـا 35 متـر و مسـاحتی در حدود 240 کیلومترمربع است با این وجود خلیجفارس یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان را در خود جای داده است و 30 درصد حملونقل نفتی جهان در آن انجام میشود.
از سوی دیگر خلیجفارس از طریق تنگه هرمز به دریای عمان و آبهای آزاد متصل میشود و در واقع نیمه بسته است. زمان تعویض آب در این حوضه حدود 3 تا 5 سال است که نشان میدهد آلایندهها زمان زیادی در آن باقی میمانند و همچنین بخشهای شمالی خلیجفارس به دلیل عمق کم، چرخش محدود، شـوری و دمـای بـالا بـه میـزان بیشتری تحت تاثیر آلایندهها هسـتند.
همچنین بر اساس تحقیقات انجام شده توسط سمیرا پایان و محمد امین پورمیر در دانشگاه سیستانوبلوچستان، جنگلهای مانگرو که در حدفاصل خشکی و دریا قرار گرفتهاند میتوانند بسیاری از آلایندههای فلزی را در خود جای دهند و همه این موارد باعث شده تا خطر آلودگیهای نفتی در خلیج فارس چند برابر باشد.
خلیج فارس دارای تنوع زیستی ارزشمندی است، تقریبا 750 گونه آبزی در خلیج فارس شناسایی شده است و آلودگی خلیج فارس علاوه بر آبزیان، مردم ساکن در آن منطقه و همچنین دیگر انسانها را به خطر میاندازد. چرا که آلودگی آبزیان به عنوان یکی از اجزا زنجیره غذایی میتواند سبب انتقال آلایندهها به بدن انسانها شود .
بر اساس نظر کارشناسان مهمترین آلودگیهای خلیجفارس به دلیل آلودگیهای نفتی است و اگرچه آلودگیهای ناشی از صنعت نفت به شکلهای مختلف به خلیج فارس آسیب میزنند اما نشت نفت به درون خلیج فارس مهمترین عامل آلودگی است و مهمترین راه مقابله با آن جلوگیری از نشت نفت است. این در حالی است که برخی از لولههای انتقال نفت در زیر دریا و همچنین در دیگر نقاط فرسوده هستند و عمر آنها به بیش از 50 سال میرسد. به نظر میرسد علاوه بر تعویض لولههای فرسوده برای حل این مساله اقدامات دیگری هم باید انجام شود. میثم جاویدفر، دکتری مهندسی شیمی به پایگاه خبری خلیج فارس در اینباره گفتهاست:« تاسیسات بهرهبرداری پتروشیمیها و پایانههای نفتی خلیج فارس باید بهصورت دقیق نظارت و پایش شوند و هر بخشی که سهلانگاری کرده است و ایجاد آلودگی میکند با جرایم شدید روبهرو شود تا شرکتهای نفتی و شرکتهای نفتکش به فکر استانداردسازی تاسیسات و لوازم و کنترل شناورهای خود باشند.»
به گفته او نصب آنالایزر آنلاین در محل تخلیه پسابها به دریا، نظارت مستمر بر لولههای انتقال نفت زیر دریا و نظارت و حفاظت و ضخامتسنجی مستمر و همچنین عمل به قانون استفاده از دستگاه تصفیه در کشتیهایی که دارای آب توازن هستند هم از اهمیت ویژهای برخوردار است.
اگرچه ملزم شدن شرکتهای بهرهبردار از تاسیسات نفتی به نوسازی و تعویض خطوط فرسوده اتفاق خوبی است اما باید دید این مساله در برابر اهمیت اکوسیستم خلیج فارس و تاثیر ان بر سلامت انسانها و دیگر جانداران و همچنین حجم الودگیهای این منطقه چه میزان میتواند تاثیرگذار باشد.
فعالان و کارشناسان محیط زیست که سالهاست در این باره هشدار میدهند توقع دارند که نتیجه اینگونه جلسات به جای الزامات کلی و با ضمانت اجرای نا مشخص دستِ کم به برنامهریزیها و زمانبندیهای مشخص در مورد شناسایی و تعویض لولههای فرسوده انتقال نفت منجر شود.
«کل محموله واکسنی که به ایران وارد شد، زیر ۸۰۰ هزار دوز بود که باید بین ۴۰۰ هزار نفر تقسیم میشد، اولویت با کادر درمان بود، در این میان مقداری به اقشار دیگر داده شد که ما به موقع واکنش نشان دادیم و جلوی آن را گرفتیم.» اینها بخشی از صحبتهای محمدرضا ظفرقندی، رئیس سازمان نظام پزشکی در نشستی آنلاین در کلابهاوس بود. مقصود او از اقشار دیگر گروههایی بودند که احتمالا آنچنان در معرض کووید نبودند، او از پاکبانانی نام برد که در هفتههای گذشته مشمول دریافت واکسن کرونا شدند، او گفت که واکنش به موقع باعث شده تا قبل از واکسیناسیون همگانی کادر درمان، اقشار دیگر واکسینه نشوند. با این حال مسئولان وزارت بهداشت و اعضای شورای شهرها میگویند که نیروهای خدماتی شهر هم به دلیل میزان بالای ابتلا در اولویت دریافت واکسن کرونا هستند. ظفرقندی میگوید که اولویت دریافت واکسیناسیون را وزارت بهداشت تعیین کرده و از روز پنجشنبه هفته گذشته واکسیناسیون کادر درمان بخش خصوصی به نظام پزشکی واگذار شده است. او در جریان گفتوگوی سه ساعته با اصحاب رسانه و مردم در فضای رسانهای کلابهاوس چندباری از واکسیناسیون پاکبانها نام برد و آن را از جمله اقداماتی دانست که باید جلوی آن گرفته میشد زیرا هنوز واکسیناسیون به تمام کادر درمان نرسیده است.
یکی از حاضران در انتهای جلسه نیز از ظفرقندی خواست تا درباره اولویتهای وزارت بهداشت مذاکره کند: «زیرا پاکبانان در فضای باز مشغول به فعالیتند.» با این حال واکسیناسیون کرونا در کشور براساس سند ملی و طبق مصوبه ستاد ملی مبارزه با کرونا از سوی دانشگاههای علوم پزشکی انجام میشود. طبق این سند، کادر درمان، جانبازان، سالمندان ساکن در خانههای سالمندان و پاکبانان در اولویت قرار دارند.
اوایل امسال که واکسیناسیون پاکبانان در شهرهای مختلف آغاز شد، بسیاری در فضای مجازی به آن واکنش نشان دادند: «پاکبانان در فضای باز رفت و روب میکنند»، «کادر درمان واجبتر است.»، عدهای اما به واکسن کادر خدماتی شهرداری شک و شبهه وارد کردند و در فضای مجازی خود هشتگهایی مانند، «آنها موش آزمایشگاهی شدند.» را راهاندازی کردند. ادعایی که از سوی مسئولان رد شد و به طور مثال مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز که یکی از شهرهایی بود که رفتگرانش مشمول دریافت واکسن شدند، اعلام کرد که واکسن تزریقی به آنها سینوفارم چینی بوده است. روحالله حسینی به ایرنا گفته بود که جز این واکسن، واکسن دیگری به این افراد تزریق نشده است.
چرا پاکبانان مشمول دریافت واکسن کرونا شدند؟
تاکنون ۲۰۰ پاکبان آبادانی، ۱۲۳۰ پاکبان گیلانی، ۵۰ درصد پاکبانان کرجی، ۵۱ پاکبان اندیمشکی، ۱۰۰ پاکبان چالوسی، ۵۰ پاکبان خرمشهری، ۶۶۳ پاکبان قمی، ۲هزار پاکبان استان فارس، ۱۱۹ پاکبان گرگانی، ۴۰۰ پاکبان همدانی و تعدادی از پاکبان شهرهای دیگر به اضافه پاکبانان تهرانی در مناطق ۲ و ۹ و ۵ واکسن کرونا دریافت کردند. علیرضا رئیسی سخنگوی ملی ستاد ملی مقابله به کرونا چندی پیش درباره اولویتهای واکسیناسیون و چرایی واکسینه شدن پاکبانان توضیح داده بود. او به فارس گفته بود: «این موضوع را فراموش نکنید که صدای این قشر از جامعه به گوش نمیرسد در حالی که آنها روزانه با پسماندهای پزشکی و زبالههای عفونی ارتباط دارند و آنها را جمعآوری میکنند و آنها مصداق افرادی هستند که به صورت مستقیم با کرونا در ارتباط هستند. خدمتکاران بیمارستانها نیز در اولویت تزریق واکسن هستند و برای آنها نیز واکسن تزریق شده است.» او همچنین گفته بود که خودش شخصا پیگیر دریافت واکسن این گروه بوده: «یکی از افرادی که به طور جدی پیگیر این مطالبه بوده است بنده بودهام به دلیل اینکه این قشر از جامعه تریبونی برای مطالبه ندارند و بنده برای واکسیناسیون غسالها و پاکبانان اصرار داشتم هرچند این افراد جزو گروههای پزشکی نیستند اما به اندازه افرادی که در آیسییو مشغول به کار هستند در معرض خطر قرار دارند. بر اساس سند ملی مقابله با کرونا پاکبانان و کادر درمان بر مسئولان ارجحیت دارند و واکسیناسیون این افراد با اولویت انجام میشود.»
طبق گفته رئیسی حدود ۳۰ هزار دوز واکسن برای پاکبانان در نظر گرفته شده است. البته طبق گفتههای صدرالدین علیپور، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند، حدود ۱۴ هزار دوز واکسن قرار است بین پاکبانان و کارگران پسماند تهرانی توزیع شود.
صحبتهای رئیسی را زهرا صدراعظم نوری، رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران نیز تکمیل میکند، او به روزنامه «پیامما» توضیح میدهد که کارگران خدمات شهری نیز در معرض ویروس کرونا هستند: «تعداد واکسن محدود است و اصلا قابل قیاس با جمعیت نیست، طبیعتا کادر درمان بیشترین فشار را تحمل میکنند و بعد از آنها افرادی که شغل حساسی دارند و میزان ابتلایشان بالا میرود و گروههای حساسی که دارای بیماری زمینهای هستند، اولویتهایی هستند که بر سایر آحاد جامعه ارجحیت دارند و تاکنون این اولویت مبنای وزارت بهداشت بوده و بر این اساس نیز عمل شده است.»
او میگوید منظور از میان نیروهای خدماتی شهرداری، نیروهای بهشت زهرا، به خصوص کسانی که کار دفن متوفی را به صورت مستقیم انجام میدهند، دوز اول واکسن را دریافت کردند: «بعد از آنها واکسیناسیون نیروهای حوزه پسماند در دست اقدام است.» به گفته نوری، نیروهای خدماتی حوزه پسماند، شامل کارگران بخش پسماند عفونی، بخش دفن و دفع، پردازش و آنهایی که زبالهها را تحویل میگیرند، همگی در معرض خطر قرار دارند زیرا پسماند هم آلودگیهای خاص خودش را دارد.
نوری ادامه میدهد: «پاکبانان هم بخشی از این گروهند که البته تا جایی که من اطلاع دارم در تهران هنوز واکسیناسیون همه آنها به دلیل محدودیتها کامل نشده است.»
او میگوید گروههایی که کارهایی خدماتی غیر از رفت و روب، نظافت شهری و جمع آوری زباله انجام میدهند، در اولویت دریافت واکسن نیستند، گروههای خدماتی در شهرداری، نظیر کارگران سد معبر، کارگرانی که با ساختوساز غیرمجاز مقابله میکنند.
افغانستانیها واکسن کووید دریافت میکنند؟
در بخش پسماند اما دو روز پیش تنها به ۲۰۰ کارگر که در قسمت عفونی فعالیت میکردند، واکسن کرونا تزریق شد، امیرحسین جعفریورامینی، معاون سازمان پسماند همان روز به پیام ما گفته بود که هنوز پروتکلی برای واکسینه کردن کارگران افغانستانی به آنها داده نشده است، زیرا واکسیناسیون تنها با کارت ملی انجام میشود. نوری هم دراینباره میگوید: «به هرحال انسان، انسان است، ارتباطی به ملیتش ندارد، این افراد مشاغل پرریسکی دارند که احتمال ابتلایشان به کرونا بالا میرود، ایرانی و افغانستانی هم ندارد، همه یکسانند.»
او همچنین تاکید میگند که احتمالا برای نظارت بیشتر و اینکه افراد غیر اولویتدار وارد چرخه دریافت واکسن نشوند، طبیعی است که باید شاخصها و ملاکهایی داشته باشند از جمله کارت ملی و مدرک شناسایی مورد تایید: «از این منظر است که احتمالا برای واکسیناسیون اتباع اقدامی نشده اما در کل موضوع فرقی بین اتباع و غیراتباع نیست.»
سخنگوی وزارت بهداشت از شناسایی ۲۳هزار و ۳۱۱ مبتلای جدید کووید۱۹ و 274 فوتی در کشور خبر داده است. آماری که به سرعت در حال افزایش است و به گفته وزیر بهداشت، رنگ شهرهای ایران را از قرمز به سمت سیاه میبرد.
سعید نمکی، وزیر بهداشت گفته است: در این مملکت اتفاقی افتاد که اگر دقت میشد و اگر نگاه کارشناسی خریدار داشت، ما در طوفانی به نام موج چهارم کرونای موتاسیون یافته نمیافتادیم. به گزارش ایسنا، نمکی در شصتوچهارمین کمیته امنیتی، اجتماعی و انتظامی ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا، گفت: حرف دو صدایی و یک صدایی را باید لفظ دو صدا و یک صدا را ارزیابی کنیم. در زمینه حرف غیرکارشناسی از محل مورد اعتماد کارشناسی مردم، اگر انتظار تکصدایی داریم، اشتباه است. ما حافظ جان مردم هستیم. من وزیر بهداشت مردم ایرانم، اعم از شیعه، سنی، مسیحی، زرتشتی، لامذهب و حتی زندانی محکوم به اعدام. من نمیتوانم با سلامت مردم مصالحه کنم.
او در ادامه گفت: ارزی که در سال ۱۳۹۹ دریافت کردم، یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون یورو کمتر از سال آرام ۱۳۹۷ بود، اما آیا شما یک مورد صف مرغ را در حوزه دارو دیدید؟
سعید نمکی گفت: در این مملکت اتفاقی افتاد که اگر دقت میشد و اگر نگاه کارشناسی خریدار داشت، ما در طوفانی به نام موج چهارم کرونای موتاسیون یافته نمیافتادیم. مکتوبات زیادی را دارم که جزو اسناد طبقهبندی شده است و بنا ندارم منتشر کنم. او در ادامه گفت: من ۳۲ سال است که این موضوعات را در دانشگاه درس میدهم. ۳۰ سال قبل در این مملکت اپیدمی جمع میکردم… اصلا در اپیدمی زرد و قرمز و نارنجی و آبی نداریم، ممکن است از نظر تعداد کیس طبقهبندی کنیم، اما مگر میتوان به ویروس موتاسیون یافته گفت حق ندارد از یک نقطه ویروس را به نقطه دیگری ببرد… نمکی افزود: وقتی در ۱۱ اسفند ماه ۱۳۹۹ مینویسم که پروازهای خوزستان باید لغو شود، برای این است که میدانم بمب ویروس دارد به اقصی نقاط کشور میرود. در عین حال حتی اگر بهترین تستهای دنیا را هم داشته باشم، ۲۵ درصد از کیسها به عنوان منفی کاذب از دستم در میرود… من مکتوب نوشتم دو راه دارید؛ یا یک برزیل بر گردن من بگذارید یا به من مهلت دهید. شما از محتوای این مکاتبات خبر ندارید که اگر خبر داشتید با یقه پاره کرده از من حمایت میکردید. او در ادامه میگوید: «نوشتم اگر من گفتار ویروس برزیلی و آفریقای جنوبی و موتاسیونیافته هندی شوم، دیگر نمیتوانیم کار را جمع کنیم. تمام این مکتوبات هست. اگر انتظار تکصدایی از وزیر کارشناس این مملکت را در جهت حرف غیرکارشناسی داریم، بدانید که این اتفاق نخواهد افتاد.»
بیش از ۳هزار مکاتبه
برای واکسن کرونا
نمکی در ادامه صحبتهایش درباره وضعیت واکسن نیز، گفت: برای واکسن بیش از ۳۰۰۰ مکاتبه داریم. از اردیبهشت ماه گذشته من با وزیر بهداشت روسیه صحبت کردم، با چین مذاکره کردیم، با کوبا لابی کردیم و… من میدانستم که با توجه به ظرفیت تولید دنیا و با توجه به اینکه سرمایهداران اصلی و استعمارگران اصلی روی این جریان به عنوان یک جریان سیاسی افتادهاند، به راحتی نمیگذارند که واکسن به سایر کشورها برسد.
تاخیر در تحویل واکسنهای خریداری شده ایران
او ادامه داد: پیش از عید قرار بود ما ۴.۵ میلیون دوز واکسن دریافت کنیم. دو میلیون از روسیه و ۲.۵ میلیون از سایرین. روسها به جای دو میلیون گفتند یک میلیون و بعد یک میلیون را هم کردند ۴۰۰ هزار دوز. خیلی هم تلاش کردیم. در عین حال هندیها هم گفتند دو میلیون دوز به ما واکسن میدهند که بعد شد ۵۰۰ هزارتا و پولش را پرداختیم، ۱۲۵ هزار دوزش را حمل کردند و ۳۷۵ هزار دوز در فرودگاه توسط دستور دادستان هند، بلوکه شد و گفتند حتی یک واکسن هم نباید از هند خارج شود. وزیر بهداشت افزود: قرار بود از کوواکس که پولش را داده بودیم برای ما سه میلیون و ۲۰۰ هزار دوز واکسن بیاید که این تعداد شد ۱ میلیون و ۲۰۰، اما آنقدر تعلل که نهایتا توانستیم چند روز قبل ۷۰۰ هزار دوز دریافت کنیم. از چینیها به جای دو میلیون هم ۲۰۰ هزار دوز دریافت کردیم. وزیر بهداشت ادامه داد: طبق مصوبه ۵۲ ستاد ملی مسئولیت تهیه واکسن خارجی با قرارگاه است. من این را نمیگویم که مسئولیت را از دوش خودم بردارم اما بدانید که مصوبه ۵۲ ستاد ملی اعلام میکند که مسئولیت تهیه واکسن خارجی با قرارگاه است.
