بایگانی مطالب نشریه

ضرورت تاسیس مرکز مطالعات کوهستان

در این نوشته به اختصار توضیح داده می‌‌شود که تاسیس مرکزی پژوهشی برای مطالعات علمی و توسعه فناوری‌های کوهستان در البرز مرکزی ایران ضروری است. در چنین مرکزی هدف توسعه و بهره‌برداری بهینه از منابع، بهره‌گیری از منابع جدید انرژی، حفاظت از محیط زیست و کاهش ریسک مخاطرات در البرز و کوهستان‌های دیگر ایران است. مرکز تحقیقات کوهستان یک مرکز بین رشته‌ای است که فرصت‌های تحقیقاتی و آموزشی را برای دانشمندان، دانشجویان و پژوهشگران بخش‌های دولتی و خصوصی فراهم می‌‌کند. تعامل گسترده با مدیران محلی و سیاست‌گذاران در مورد تعریف برنامه‌های پژوهشی هدفمند برای رفع مشکلات مردم و منطقه و توسعه فناوری‌های مورد نیاز در منطقه کوهستانی الزامی است .
این مرکز موسسه‌ای مطالعاتی برای تحقیقات و آموزش کوهستان باید باشد. هدف توسعه علمی است که مردم منطقه و کشور بتوانند از آن برای بهره‌گیری متناسب محیط کوهستان استفاده کنند. بدین ترتیب شهروندان بتوانند به کاربرد معنی‌دار دانش بپردازند که برای بهبود کیفیت محیط در حال حاضر و در آینده بسیار ضروری است. مناطق کوهستانی مرتفع البرز از نظر اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی محدوده ای است که حدود 25 درصد از جمعیت ایران در پیرامون آن زندگی می‌‌کنند. تغییر در این کوه‌ها بر زندگی میلیون‌ها نفر اثر می‌گذارد. این مناطق با محیط زیست متنوع، ذخیره مهم زیستی شمال ایران هستند.
منابع عظیم انرژی پاک و تجدیدپذیر مانند انرژی زمین گرمایی و انرژی باد و انرژی امواج دریا در این منطقه قابل توسعه و بهره‌برداری است. شهربلده نور مرکز این پهنه کوهستانی در رقوم ارتفاعی بین 2000 تا 2100 متر در مرکز البرز مرکزی ایران، یکی از مرتفع‌ترین شهرهای ایران و معمولا سردترین شهر استان مازندران است. سامانه آتشفشانی دماوند مهمترین سامانه آتشفشانی ایران در البرز مرکزی واقع است. بررسی‌ها نشان می‌‌دهد که از این سامانه می‌‌توان برای توسعه انرژی زمین گرمایی برای منطقه بهره گرفت. از انرژی زمین گرمایی به عنوان منبع انرژی برای مصارف خانگی و صنعتی استفاده می‌‌کنند. نیروگاه‌های زمین گرمایی انرژی را از این منبع طبیعی و تجدیدپذیر به روش پایدار تولید می‌‌کنند و به کاهش گرم شدن کره زمین کمک می‌‌کنند. با این حال، کارایی نیروگاه‌ها به مناسب بودن یک منطقه برای تولید انرژی زمین گرمایی بستگی دارد که ترکیبی پیچیده از بسیاری از عوامل محیطی است. امروزه، ارزیابی مناسب بودن زمین‌گرمایی نیاز به بازرسی فنی و در اختیار بودن بودجه دارد. بنابراین داشتنِ یک نقشه مناسب از سایت‌های زمین‌گرمایی به عنوان مرجع و همینطور استفاده از فرآیندهای جمع‌آوری و آماده‌سازی داده‌ها، از کارهای مبنایی است که در باید در این مرکز تحقیقات کوهستان انجام شود. نتایج این برررسی‌ها و فعالیتهای اولیه می‌‌تواند به دانشمندان، سرمایه‌گذاران صنعتی و سیاست‌گذاران در ارزیابی سایت‌های زمین گرمایی کمک کند.
برنامه‌ریزی برای تاسیس «نیروگاه انرژی زمین‌گرمایی نزدیک به سطح» در البرز و به اشتراک گذاشتن دانش برای تشویق به ادغام در راستای توسعه این فناوری در برنامه‌های انرژی آینده ایران از فعالیت‌های پیش‌بینی شده این مرکز است. هدف این است که با توسعه فناوری‌های این نوع انرژی تجدیدپذیر، به تامین انرژی منطقه از طریق این منبع کمک کنیم.
منطقه با مخاطرات طبیعی مختلفی نیز روبرو است و مواردی مانند زلزله، سیل، بهمن و زمین‌لغزش‌های بزرگ در بازه‌های زمانی گوناگون بر محیط کوهستان و مردمان ساکن در آن و اطراف آن اثر گذاشته است. آسیب‌پذیری انسان‌ها عمدتا به شرایط اقتصادی اجتماعی و زیستگاهی بستگی دارد که معمولاً مستقل از میزان لرزه‌خیزی و سطح خطر توسعه می‌‌یابند. علاوه بر این، این مواد تشکیل‌دهنده ریسک بیشترین ارتباط را با مردم کوهستان و مناطق کوهستانی دارد: اینکه چه تعداد افراد در معرض خطر هستند، چقدر آسیب‌پذیرند و سطح آمادگی آنها چقدر است. تغییرات سریع در شرایط اجتماعی و زیستگاهی، باعث افزایش اندازه و تغییر اشکال خسارت می‌‌شود. خرابی و لغزش مخرب شیب‌های تند یکی از شاخص‌های مهم مخاطرات کوهستانی است. در مناطق کوهپایه‌ای و حاشیه کوهستان بیشترین میزان و شدت آسیب‌ها در زمین‌لغزش رایج‌ترین نوع سانحه است که در البرز نیز به فراوانی رخ می‌‌دهد.
البته تلفات ناشی از زمین‌لغزش‌ها در سال‌های اخیر نادر بوده ولی آسیب‌های وارده به جاده‌های کوهستانی به عنوان پرخسارت‌ترین مخاطره ناشی از زمین‌لغزش‌ها در زمین‌لرزه‌ها و بارندگی‌های شدید در دهه‌های اخیر علاوه بر جریان سیلاب به این مناطق کوهستانی آسیب رسانده است. جاری شدن سیلاب در رودخانه‌های کوهستانی می‌‌تواند کرانه‌های رودخانه‌ها را با شستن زیر کرانه فرسایش دهد، و منجر به زمین‌لغزش شود که به نوبه خود جاده‌ها را ویران می‌کند و سدهای طبیعی ایجاد می‌کند. تخریب این سد‌های طبیعی باعث جاری شدن سیل می‌‌شود. زمین‌لرزه‌ها علاوه بر آسیب مستقیم باعث زمین‌لغزش نیز می‌‌شوند. هیچ مکانی از آلودگی زباله و پلاستیک در امان نیست. حتی منزوی‌ترین مناطق در البرز، پارک‌های ملی و کوهپایه‌ها و حاشیه جاده‌ها و داخل رودخانه‌ها. از این رو، پژوهش در مورد پاکسازی کوهستان از انواع زباله‌ها از محورهای مهم فعالیتهای این مرکز باید باشد.

خوشی صیادان، دلهره ماهی‌ها

از آذر ماه ۱۳۹۹ که با مصوبه‌ مجلس قرار شد صید ترال در دریای جنوب به مدت دو سال ممنوع شود، صاحبان کشتی‌های ترال دست از شکایت و فشار برنداشته‌اند. آنها می‌خواهند باز هم با کشتی‌ها و دام‌های بزرگشان به دریا برگردند اما شیلات می‌گوید مقابل این فشارها و شکایت‌ها ایستاده و هیچ مجوزی برای ترال صادر نشده است. این میان در شلوغی شایعه‌های بازگشت ترال به خلیج فارس، خبر صدور 1598 مجوز صید قایق و 175 مجوز صید لنج صیادی در چابهار هم واکنش‌های بسیاری به دنبال داشته و عده‌ای صدور این تعداد مجوز را اشتباه دانسته‌اند.از دیروز صحبت‌ها درباره بازگشت کشتی‌های ترال شدت گرفته و نگرانی‌ها افزایش یافته است. تسنیم در گزارشی نوشته که موسسه تحقیقات علوم شیلاتی ایران به عنوان مرجع علمی مورد تایید سازمان شیلات، با صدور این مجوزها به صورت مکتوب و به صراحت مخالفت کرده است و مهم‌ترین دلیل مخالفت با صدور این مجوزها، فشار صیادی سال‌های گذشته، صید بی‌رویه و کاهش شدید ذخایر و در خطر انقراض بودن بسیاری از گونه‌های اقتصادی و ارزشمند و عدم وجود ظرفیت برای افزایش تعداد قایق‌ها و لنج‌های صیادی در منطقه چابهار است. پس از آن هم محمد درویش، فعال محیط‌ زیست در صفحه اینستاگرامش نوشت: «اگر این نامش دور زدن قانون نیست، پس دور زدن قانون چیست آقای شیلات؟ مگر قرار نبود دو سال تنفس داده شود و به پایش ذخایر دریایی بپردازید. پس این مجوزهای جدید صید آن هم در چنین تعداد باورنکردنی یعنی چه؟ آیا فراکسیون محیط‌زیست مجلس سکوت می‌کند؟»
با وجود انتقاداتی از این دست اما روابط عمومی شیلات به «پیام‌ما» توضیح می‌دهد: «شیلات در این مدت تلاش کرده‌ تا مقابل این فشارها و شکایت‌ها بایستد و هیچ مجوز صید ترالی صادر نشود و اگر هم صیدی به این شکل انجام می‌گیرد غیرقانونی است و شیلات و دریابانی با آن برخورد قانونی می‌کنند.» او انتقادات فعلی را نادرست می‌داند و می‌گوید:‌ «آنچه ممنوع اعلام شده صید ترال بوده و نه صید صیادان ساحلی و صیادان محلی و این صیدها در آب‌های مجاز انجام می‌شود.»
نکته مهم‌تر اما آن است که محمد شهلی‌بر، مدیرکل جدید شیلات سیستان‌و‌بلوچستان به «پیام‌ما» می‌گوید هنوز هیچ آمار رسمی برای ارائه مجوز به این استان اعلام نشده و آمار و ارقامی که از آن صحبت شده هنوز قطعیت ندارد. او می‌گوید: «راضی کردن همه کار سختی است. آنها که مجوز دارند نگران مجوزهای جدیدند و می‌گویند سفره‌شان کوچک‌تر می‌شود. آنها که سال‌ها مجوز نداشته‌اند هم می‌خواهند مجوز بگیرند. در نهایت اما موسسه تحقیقات شیلات ارزیابی می‌کند و بر اساس مطالعات این موسسه صدور مجوز جدید صید صادر می‌شود.» به گفته شهلی‌بر تاکنون هیچ ابلاغیه‌ای برای صدور مجوز جدید صادر نشده و در صورت ابلاغ چنین چیزی با در نظر گرفتن موارد گوناگون این مجوزها صادر می‌شود.
صید با مجوز یا بی‌مجوزدر حال انجام است
تلاش برای مجوز گرفتن برخی از لنج‌ها و قایق‌های صیادان محلی در چابهار تقریبا سابقه‌ای بیست ساله دارد. با وجود اجازه حضور ترال در این سال‌ها، ندادن مجوز به صیادان محلی سبب شد بیش از سه هزار قایق صیادی در سیستان‌و‌بلوچستان بدون مجوز به فعالیت خود ادامه دهند. یکی از دلایل صادر نشدن مجوز جدید از ۱۷ سال قبل برای قایق‌های صیادی هم این بوده که قایق‌ها در آب‌های ساحلی عمدتاً تا حداکثر ۱۲ مایل صید می‌کنند و ذخایر دریایی در این محدوده ساحلی اندک و در برخی موارد رو به انقراض‌اند. همین محدودیت منابع و تهدید آبزیان توسط سازمان شیلات سبب شده تا صدور مجوز جدید لغو شود. بخشی از انتقادات فعالان به صدور مجوزهای جدید هم در همین راستاست.
با این حال خلیل‌الله درخشان، نماینده خانه کشاورز سیستان‌و‌بلوچستان و از صیادان منطقه به «پیام‌ما» می‌گوید: «چه این مجوزها صادر شود و چه نه، صید قاچاق و بی‌مجوز در منطقه درحال انجام است و چه بهتر است که این مجوزها صادر شود تا صیادان از امکانات استفاده کنند و لنج‌ها بتوانند به اقیانوس هند بروند و ماهی‌های بزرگ شکار کنند. این قایق‌ها و لنج‌ها صید چندانی نمی‌توانند داشته باشند و تنها حرف در این است که با این مجوز کار قانونی اداره می‌شود. در حال حاضر صید ترال هم قانونی نیست اما شاهدیم به صورت غیرقانونی هنوز کشتی‌هایی هستند که این صید را انجام می‌دهند.» به گفته او این نوع صید در سال‌های گذشته آن‌قدر برای صیادان محلی مخرب بوده که زندگی بسیاری از آنها تحت تاثیر این وضعیت قرار گرفته است و حالا ماجرا دیگر فقط صید ماهی نیست، بلکه محیط ‌زیست دریایی است که نابود شده و دریا دیگر هیچ ماهی‌ای را نمی‌تواند در خود نگهدارد. «من در سال ۶۷-۶۸ در کارخانه فرآوری ماهی بودم و آن زمان ماهی در همین ساحل می‌گرفتیم که صد کیلو وزن داشت الان ماهی‌های ساحلی ده کیلو وزن دارند. این یعنی چیزی از دریا نگذاشته‌ایم و معیشت محلی‌ها را نابود کرده‌ایم.»
به گفته او در تایوان کل کشتی‌های صید ترال اوراق شده‌اند. یعنی حتی کشتی را نگه داشته نشده که زمانی بخواهند آن را اجاره بدهند. اوراق شده تا دیگر قابل استفاده نباشد. «هر کشتی ترال معادل بیش از چهل شناور صید می‌کند. در نتیجه نباید از مجوز دادن به قایق‌ها و لنج‌ها ابراز نگرانی کرد.»
پیش از این هدایت‌الله میرمرادزهی، مدیرکل پیشین شیلات سیستان‌و‌بلوچستان هم با اعلام اینکه ناوگان فراساحلی شیلاتی سیستان‌و‌بلوچستان حدود ۹۳۰ فروند لنج دارد گفته بود: «سیستان‌و‌بلوچستان رتبه اول میزان صید و صیادی ایران را دارد و حدود ۷۵ درصد میزان صید صنعتی ایران از این استان توسط همین لنج‌های فراساحل تامین می‌شود، اما این میزان برداشت ما از محدوده کمیسیون تن ماهیان اقیانوس هند کمتر از بسیاری از دیگر کشور‌ها نظیر چین و ژاپن که به‎ روش‌های نوین و با شناور‌های نوین به صید می‌پردارند و اعزام کشتی‌های پشتیبان به همراه لنج‌ها و اعزام کشتی بزرگ صید صنعتی را به آب‌های فراساحلی در دستور کار قرار دارد.»
روش غیرمتعارف صید اشتباه است
نگرانی از صید قایق‌ها در حداکثر ۱۲ مایلی ساحلی، نگرانی گسترده‌ای است که با وجود صید ترال در سال‌های اخیر و از بین رفتن بخشی از ذخایر و اکولوژیک دریا قوت بیشتری هم گرفته است. با این حال احمدرضا لاهیجان‌زاده، معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست به «پیام‌ما» می‌گوید عمده نگرانی این سازمان درباره روش‌های غیرمتعارف صید از جمله صید ترال بوده است، نه صیادان محلی. «صدور مجوزهای صید برای صیادان محلی به قوت خود باقی است و صید ممنوع همچنان صید ترال است. اما نکته‌ای که درباره صید صیادان عنوان می‌شود این است که چند گونه خاص در نزدیک ساحل هستند و تخم‌ریزی‌ها هم عمدتا در نزدیک ساحل انجام می‌گیرد.
با این همه در نهایت این روش‌های غیرمعمول است که خسارت‌های گسترده‌ای به این اکوسیستم وارد کرده.» به گفته لاهیجان‌زاده دستورالعمل‌هایی برای صید در مرکز تحقیقات شیلات صادر شده که باید به کار گرفته شود و گشت‌های مختلف محیط‌زیست، شیلات و گشت‌های نظامی باید با کسانی که این موارد را رعایت نمی‌کنند و قوانین را زیر پا می‌گذارند برخورد کنند.

واکنش سازمان محیط زیست به انتشار اخباری درباره محکومیت «عیسی کلانتری»

به‌ دنبال انتشار اخباری درباره صدور حکم محکومیت عیسی کلانتری، رییس سازمان حفاظت محیط زیست، مدیرکل روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: «هیچگونه حکم جدیدی درباره پرونده آقای کلانتری به سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ نشده است.» محمداسماعیل حق‌پرست در گفت‌و‌گو با ایسنا درباره آخرین وضعیت پرونده قضایی عیسی کلانتری عنوان کرد: «هیچگونه حکم جدیدی در خصوص پرونده آقای کلانتری به سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ نشده است و حکمی که پیش از این نیز صادر شده بود، بدوی است.» آذر ماه امسال مصاحبه‌ای تقطیع شده از عیسی کلانتری – رییس سازمان حفاظت محیط زیست- در فضای مجازی منتشر شد که برخی محتوای آن را اهانت به امام خمینی(ره) تعبیر کردند. پس از آن طی روز ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ خبر محکومیت عیسی کلانتری به حبس، پرداخت جزای نقدی و محرومیت از فعالیت حزبی به‌دلیل آن مصاحبه، توسط برخی رسانه‌ها منتشر شد اما اصغر دانشیان، معاون حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست، به ایسنا گفته بود که تاکنون هیچ حکمی برای دکتر کلانتری از طریق مراجع ذی‌صلاح یعنی دادگاه‌های انقلاب یا دادگاه کارکنان دولت قطعیت نیافته است. به گفته دانشیان احکامی که در دادگاه‌های بدوی رسیدگی می‌شود، ناپخته است و زمانی می‌تواند قطعیت پیدا کند که به دادگاه تجدید نظر برود و این دادگاه نظر بازپرسی و نظر دادگاه بدوی را تایید کند. تا قبل از طی شدن این مراحل ما حق نداریم با آبروی افراد بازی کنیم و این موضوعات را در رسانه‌ها مطرح کنیم.
او همچنین تصریح کرده بود که بحث‌هایی در دادگاه کارکنان دولت و یکی از شعب دادگاه انقلاب مطرح شد و کلانتری درباره آن‌ها توضیحاتی ارائه داده است. اکنون نیز حکمی که در رسانه‌ها مطرح شده در بررسی‌های بدوی است و باید به دادگاه تجدید نظر ارسال شود. پس از آن می‌توان درباره قطعی بودنشان صحبت کرد.

ساعت کوک شمس‌العماره

بار دیگر پس از چند سال خاموشی صدای ناقوس ساعت شمس‌العماره، در تهران پیچید. این ساعت 150 ساله که هدیه ملکه انگلیس به ناصرالدین شاه قاجار بوده، قبل از این باز هم در سال‌های89، 91 و 97 تعمیر شده بود اما هر بار از کار می‌افتاد. حالا در آخرین سال قرن چهارده، بار دیگر دستی به سر و رویش کشیدند تا کسانی که از در شرقی کاخ وارد حیات و عمارت می‌شوند، چشمشان به ساعت بیفتد و دلشان کوک شود. باب عالی که همان در شرقی است به تازگی باز شده و اگر ویروس سرکش کرونا رام شود، گردشگران بیشتری را به کاخ جهانی خواهد کشاند. چنان که عقربه‌ها برای ۹۰ سال، ساعت ۶ و ۱۰ دقیقه یکی از روزهای سال ۱۳۰۴ را نشان می‌داد.تعمیرکار می‌گوید این ساعت قدمتش بیشتر از 150 سال است. وقتی ملکه ویکتوریا این «تحفه فرنگی» را به شاه قاجار هدیه کرد، آن را روی برج شمس‌العماره بردند و نصب کردند که خودش بلند بالاترین عمارت تهرانِ آن روزها بود. وقتی درباری‌ها و اهالی محدوده ارگ سلطنتی آرام آرام دیدند که تاب شنیدن صدای دنگ دنگ ناقوس ساعت را ندارند، دست به کار شدند تا صدای ساعت را کم کنند. اما آن را برای یک قرن از کار انداختند.
یک قرن سکوت
اوایل دهه ۹۰ سازمان میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، محمد ساعتچی، ساعتکار قدیمی شهر ـ را خبر کرد تا به یک قرن سکوت ساعت پیشکشی پایان دهد. سرانجام ظهر روز ۲۲ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۱ عقربه‌های ساعت شمس‌العماره به حرکت درآمد. گفته می‌شد هزینه تعمیر و نگهداری این ساعت ماهانه ۵۰۰ هزار تومان بود که هزینه بالای آن، کوک ساعت را پس از ۱۰ ماه، دوباره از کار انداخت. هرچند مسئولان کاخ آن زمان گفتند کوک ساعت چون از حالت دستی خارج و مکانیکی شده دوام نیاورده است. ایسنا نوشته که سال ۹۷ دوباره تعمیرکار ساعت را خبر کردند و با او تفاهم‌نامه‌ای بستند تا هم کل ساعت‌های کاخ گلستان را کار بیندازد، هم هر ۱۵ روز یک بار ساعت شمس‌العماره را کنترل کند تا بار دیگر متوقف نشود. از مدیر وقت کاخ نقل شده که هزینه نگهداری و کوک این ساعت ماهانه تقریبا ۱۵ میلیون تومان می‌شد. از به کار افتادن دوباره ساعت در آن روزها خبری نشد تا این‌که صبح امروز، دوشنبه ۲۳ فروردین‌ماه سال ۱۴۰۰، ناقوس ساعت شمس‌العماره به صدا درآمد. تعمیرکاران این ساعت می‌گویند ۱۸ ماه برای به کار انداختن عقربه‌ها و ناقوس آن ‌زمان گذاشته‌اند. دیروز، در صبح بهاری 23 فروردین، ناقوس این ساعت تاریخی پس از سال‌ها خاموشی، به صدا درآمد، گفته شده که این‌بار هزینه تعمیر و کوک آن را شهرداری این منطقه پرداخت کرده است اما اگر زیر قولشان بزنند، ساعت بار دیگر خاموش می‌شود.
به خاطر باب عالی
علی‌محمد سعادتی، شهردار منطقه ۱۲ ‌علت به حرکت درآوردن دوباره این ساعت را بازگشایی دوباره «باب عالی» ـ درِ شرقی کاخ گلستان ـ دانسته و به ایسنا گفته است: «بازگشایی این درِ کاخ گلستان دغدغه درازمدت ما بود، بنابراین با مدیریت این مجموعه تاریخی و فرهنگی صحبت کردیم و مجوزهای لازم را برای مرمت و بازگشایی آن گرفتیم. راه‌اندازی ساعت ملکه ویکتوریا هم بخشی از پروژه باب عالی است. این ساعت از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۸۹ از کار افتاده بود که پس از این دوره تعمیر شد، ولی دوباره از مدار خارج شد تا امسال که دوباره صدای آن شنیده می‌شود و خاطره تهران قدیم را تداعی می‌کند. قرار است کارشناسانی به این منظور آموزش داده شوند تا دیگر شاهد خاموشی ساعت شمس‌العماره نباشیم.»
آفرین امامی، مدیر مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان هم در مراسم به صدا درآوردن ناقوس ساعت شمس‌العماره به ایسنا گفت: «به کار انداختن ساعت شمس‌العماره پیش‌نیاز بازگشایی «باب عالی» بود که موضوع با شهرداری منطقه ۱۲ مطرح و با استقبال و حمایت آن‌ها نیز مواجه شد. هدف مجموعه جهانی کاخ گلستان این است که ساعت به صورت متوالی کار کند و صدای ناقوس آن در منطقه شنیده شود. اجازه نمی‌دهیم بار دیگر ساعت ساکت شود.»
او در جریان بازدید شهردار منطقه ۱۲ با اشاره به پیشنهاد راه‌اندازی موزه ساعت در شمس‌العماره و موافقت اداره‌کل موزه‌ها، افزود: «با وجود حدود ۴۰۰ ساعت تاریخی در کاخ گلستان که بیشتر آن‌ها پیشکش‌شده به ناصرالدین‌شاه است، می‌توان این عمارت را به موزه ساعت یا زمان تبدیل کرد. قرار است طرح محتوایی آن آماده شود تا مصوبه را دریافت کند.»
ساعت هر روز کوک می‌شد
نخستین ساعت عمومی تهران چطور مرمت شده است؟ درباره روش این کار جبار آوج، معاون فنی مجموعه جهانی کاخ گلستان چنین توضیحی داده است: «ساعت به دو شیوه می‌توانست مرمت شود؛ یکی این‌که سیستم داخلی آن به الکترونیکی تبدیل شود، یعنی با برق کار کند و یا از باتری استفاده شود. روش دیگر این بود به سیستم قبلی بماند و دستی کوک شود. با مشورت‌هایی که گرفتیم قرار شد آن را به روش مکانیکی مرمت کنیم.» از قرار معلوم اینطور که آوج گفته، این ساعت در زمان خودش هر روز کوک می‌شده اما با تغییری که داده شد هر چهار روز به کوک نیاز داشت. «بنابراین باید یک نفر به طور مداوم حضور می‌داشت و آن را کوک می‌کرد و چون سیستم ساعت مکانیکی بود باید هر ۱۵ روز روغن‌کاری و سر هر ماه گریس‌کاری می‌شد. برای همین باید قرارداد نگهداری می‌بستیم.» به گفته او این اتفاقات در اوایل دهه ۹۰ برای ثبت جهانی کاخ گلستان انجام شده است. «آن زمان منابع مالی برای حضور ثابت و مداوم فردی که ساعت را کوک و نگهداری کند، پیش‌بینی نشد و ردیف بودجه‌ای نداشت و الان هم به همت شهرداری ساعت تعمیر شده است. سالیانه حداقل ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان برای نگهداری این ساعت نیاز است.»
در حالی که از سوی شهرداری وعده‌هایی برای تامین مالی ساعت شمس‌العماره داده شده، معاون فنی مجموعه جهانی کاخ گلستان هشدار داده است که اگر چنین نباشد، دوباره ساعت از کار می‌افتد. «راه‌اندازی و نگهداری این ساعت توسط آقا جمشید غیب‌زاده،‌ شاگرد محمد ساعتچی طی قراردادی که با شهرداری دارد، انجام می‌شود. اگر شهرداری منابع مالی این ساعت را تامین نکند، ممکن است دوباره این ساعت تاریخی از کار بیفتد.» به گفته او تهران قدیم نشانه‌های خاص خود را دارد که در بسیاری از اذهان و خاطرات مردم این عناصر وجود دارد،‌ اگر این خصوصیات از شهر تهران گرفته شود، تهران هویت گذشته خود را از دست می‌دهد. مثلا شمس‌العماره در شعر و ادبیات و ضرب‌المثل‌های ما و در تهران قدیم وجود دارد. همین شمس‌العماره از جزئیاتی تشکیل شده که اگر این عناصر را از آن بگیریم، شیر بی‌یار و دم می‌شود. «ساعت شمس‌العماره اولین ساعت عمومی شهر تهران بود. پس نمی‌توانیم به‌راحتی از آن بگذریم. اگر شرایط طوری است که این ساعت عملکرد دقیق خود را انجام نمی‌دهد اشتباه است. اگر کاشی بیافتد یا گچ‌بری بریزد نباید آن را مرمت کرد؟ ساعت هم یکی از آن عناصر است که نباید به سادگی از کنار آن بگذریم.»
برفتم بر در شمس‌العماره
بنای شمس‌العماره و ساعت معروف آن از بناهای تاریخی و هویتی تهران به شمار می‌رود و یکی از جذابیت‌های گردشگری پایتخت است. شمس‌العماره در ضلع شرقی مجموعه کاخ گلستان قرار دارد و در حد فاصل سال‌های 1244 و 1246 ساخته شده است. این بنا در آن روزگاران با 5 طبقه و 35 متر ارتفاع بلندترین ساختمان تهران بود و از قضا آن را ساختند چون شاه قاجار تمایل داشت که پایتخت بنایی مرتفع داشته باشد، که بشود از بلندای آن، مناظر اطراف را تماشا کرد. این بود که معیرالممالک طرح و نقشه شمس‌العماره را ریخت و استاد علی محمد کاشی، معمار این برج بلند شد.
ساعت هم چشم روشنی ساخت کاخ بود به پادشاه قاجار و بنا شد که آن را در بلندای شمس‌العماره نصب کنند. برای همین اتاقکی در کلاه‌فرنگی سقف جاساز کردند و ساعت تاریخی همان‌جا جا خوش کرد و داستان صدای بلند دنگ دنگ و گله درباری‌ها از شاه پیش آمد و دست‌کاری ساعت. حالا باید برای رسیدن به ساعت قاجاری، 120 پله شمس‌العماره را بالا رفت. زمانی شایعاتی درباره این ساعت دهان به دهان می‌چرخید. مثلا بعضی می‌گفتند یک جفت جغد در این ساعت خانه کرده و معتقد بودند که اگر این دو پرنده دیده شوند، سلطنت عوض می‌شود. بر اساس همین شایعات می‌گفتند که به وقت کشته شدن شاه، جغدها سه روز از لانه بیرون آمده‌اند و درست در روز سوم شاه تیر خورده و تخت و تاج به مظفرالدین شاه رسید. به هر روی این ساعت بر بلندای شمس‌العماره که امروز از خیلی ساختمان‌ها و برج‌های این شهر کوچ‌تر است، شاهد وقایع بسیاری در کاخ بوده و بعد از این همه مدت، همچنان در شمس‌العماره خوش نشسته است.

رییسی: کیفر عبرت‌آموز مجرمان به سرعت انجام شود

رئیس قوه قضائیه با ابراز تاثر از شهادت محیط بانان زنجانی، دستور داد تا رسیدگی سریع و دقیق و کیفر عبرت آموز مجرمان به سرعت انجام شود.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان حفاظت محیط زیست، ابراهیم رئیسی در جلسه دیروز شورای عالی قضایی با تاکید بر رسیدگی سریع و دقیق بر موضوع و روشن کردن وضعیت مجرمان و کیفر آن‌ها که علاوه بر عبرت دیگر متخلفان از حوادث آتی بازدارندگی داشته باشد، گفت: «از ابتدای کار مسئولان ناجا و دادگستری پیگیری‌هایی انجام دادند که باید تشکر کرد.»
او ادامه داد: «باید محیط‌بانان ما و مامورانی که وظیفه حفاظت از محیط زیست دارند، حمایت قانونی شوند و پشتیبانی و حمایت قانونی از این عزیزان امری ضروری است.»
رئیس قوه قضائیه تاکید کرد: «همکاران ما هم در بخش‌های مختلف خودشان را موظف بدانند که با همکاری و پشتیبانی جدی همه نیروها و مرزبانان که در میدان حفظ و حراست از ثروت های ملی و مرزهای کشور هستند باید پشتیبانی حقوقی، قانونی و قضایی شوند و این قضیه یک امر بسیار ضروری است.»
دیدار کلانتری با خانواده شهدای محیطبان
صبح دیروز همچنین رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و هیئت همراه با خانواده شهیدان میکائیل هاشمی و مهدی مجلل دیدار کرد.
معاون رئیس‌جمهوری با تاکید به اینکه پیگیر حقوق محیط‌بانان شهید با همکاری بنیاد شهید است، گفت: «به تازگی قول‌های همکاری بسیار خوبی داده‌اند. امیدواریم که مشکلات قبلی به زودی حل شود.»
عیسی کلانتری همچنین از تخصیص اعتبار ساخت دو پاسگاه به نام شهدای محیط‌بان «میکائیل هاشمی» و «مهدی مجلل» از محل اعتبارات طرح‌های عمرانی معاونت محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی در استان زنجان خبر داد و با حضور در محل مزار دو شهید از مقام شامخ شهدای محیط‌بان تجلیل کرد.
«میکائیل هاشمی» و «مهدی مجلل»، دوشنبه شب (۱۶ فروردین) حین عملیات تعقیب و گریز با شکارچیان خاطی و غیرمجاز در منطقه حفاظت‌شده فیله خاصه به شهادت رسیدند.

در دام فریب‌کارانه رژیم صهیونیستی نمی‌افتیم

با گذشت یک روز از خرابکاری در سایت نطنز، شواهد و قرائن نشان می‌دهد که اسرائیل در پسِ خرابکاری در این سایت قرار دارد. سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در نشست خبری به خبرنگاران گفت، رژیم صهیونیستی از قبل درباره این مسائل صحبت می‌کرد و این روزها نیز از منابع متعدد شنیده می‌شود که تایید می‌کنند این رژیم پشت این داستان بوده است. خطیب‌زاده با بیان اینکه هیچ آسیب انسانی یا محیط زیستی به‌وجود نیامده گفت: قطعا می‌توانست به فاجعه‌ای بیانجامد که جنایت علیه بشریت است و انجام چنین اقداماتی از ذات گردن‌کش رژیم صهیونیستی به دور نیست.»سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفته که اگر هدف این بوده که توان هسته‌ای ایران محدود شود، برعکس باید بگویم تمام سانتریفیوژها که روز گذشته از مدار خارج شدند از نوع IR1 بودند و سانتریفیوژهای پیشرفته جایگزین آنها می‌شوند. او گفته: هر آنچه که در نطنز بود سانتریفیوژهای نسل اولی بود که نسبت به آنچه که اکنون جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد بسیار ابتدایی بودند. خطیب‌زاده ادامه داد: اگر هدف آنها این بوده که در مسیر تلاش‌ها برای رفع تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه ایران خللی ایجاد کنند، باید گفت آنها به هدفشان نمی‌رسند و ما در دام فریب‌کارانه آن‌ها قرار نمی‌گیریم. رژیم صهیونیستی با این گونه اقدامات خود تلاش دارد از مردم ایران انتقام صبر و رفتار پرحکمت خود را در برابر ایستادگی در برابر تحریم‌ها و تلاش برای رفع آن‌ها را بگیرد. خطیب‌زاده گفت: «پاسخ ایران انتقام از این رژیم خواهد بود در زمان و جای خودش.» سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین در پاسخ به سوالی در مورد میزان خسارت وارد شده به سایت نطنز گفت: هنوز زود است که در مورد میزان خسارت وارد شده در پی این حادثه اظهار نظری صورت بگیرد و تیم‌هایی در این ارتباط مشغول کار و فعالیت هستند.
ظریف: تروریسم هسته‌ای رخ داده است
دیروز همچنین سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت، طبق توضیحات وزیر خارجه در نطنز، «تروریسم هسته‌ای» رخ داده و ایران در واکنش به این اتفاق، به دنبال جایگزینی سانتریفیوژهای جدیدتر با توان بالاتر به جای سانتریفیوژهای نسل اول است. به گزارش خبرگزاری ایسنا، عمویی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی از قول ظریف گزارش داده، ارزیابی‌های اولیه از حادثه نطنز، حاکی از آن است که «اقدام جنایتکارانه و تروریسم هسته‌ای» رخ داده که می‌توانست آسیب‌زننده باشد. گرچه او گفته که هیچ نشت موادی رخ نداده است. این تنها واکنش به حادثه خرابکارانه در سایت نطنز نبود. بسیاری از خبرگزاری‌های خارجی به این موضوع پرداخته و آن را به سرویس جاسوسی اسرائیل نسبت داده‌اند. روزنامه نیویورک‌تایمز، به نقل از مقامات اطلاعاتی گفته که اسرائیل در این حادثه نقش داشته است. به نوشته این روزنامه، دو مقام اطلاعاتی گفته‌اند: «این سانحه با انفجاری بزرگ رخ داده که کاملا سیستم برق مستقل و شدیدا تحت حفاظت داخلی را که تامین کننده برق سانتریفیوژهای زیرزمینی است تخریب کرده.» خبرگزاری سی.ان.ان هم از گزارش‌های رسانه‌های اسرائیلی به این نتیجه رسیده که احتمالا، اسرائیل در این حادثه نقش داشته است. خبرگزاری گاردین نیز به نقل از منابع اطلاعاتی آگاه نوشته، برنامه اتمی ایران 9 ماه به عقب رانده شده است. از سوی دیگر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل هم در سخنرانی‌اش به مناسبت سالگرد تاسیس اسرائیل گفته است: «مبارزه با ایران، با هسته‌ای شدن آن، با نیروهای نیابتی آن و مسلح شدن آن، ماموریت بسیار بزرگی است. هیچ اطمینانی نیست که وضعیت فردا مانند امروز باشد.» اظهاراتی که بسیاری از رسانه‌ها آن را پذیرش تلویحی دست داشتن در خرابکاری سایت نطنز توصیف کرده‌اند.
شناسایی هویت عامل اختلال
اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری اما شاید متفاوت‌ترین واکنش را در موضوع خرابکاری در نطنز داشت. او با اشاره به حادثه نطنز گفته است: باید دستگاهی که مسئول بوده جلوی اقدامات دشمن را بگیرد و در این زمینه توفیقی بدست نیاورده است بازخواست شود و مردم باید بدانند که منابع، اعتبار و حیثیت کشور خرج چه اقداماتی می‌شود. از سوی دیگر، یک مقام مطلع در وزارت اطلاعات به نورنیوز خبر داده، هویت فردی که با ایجاد اختلال در سیستم برق مجتمع غنی‌سازی شهید احمدی‌روشن نطنز باعث قطع برق‌رسانی به یکی از سالن‌های این مجتمع شده بود، شناسایی شده است. به گفته این مقام مطلع، اقدامات لازم برای دستگیری عامل اصلی اختلال در سامانه برق، در دست انجام است. او همچنین گفته که مجموعه اقدامات لازم برای بازگرداندن سالن آسیب‌دیده به مدار فعالیت مجدد آغاز شده است. حادثه خرابکارانه نطنز و اظهارات نتانیاهو و سایر مقامات اسرائیلی در حالی صورت می‌گیرد که ایران و کشورهای طرف برجام در وین، پایتخت اتریش در حال مذاکره و رایزنی در مورد چگونگی بازگشت آمریکا به برجام و بازگشت طرفین به تعهداتشان ذیل توافق اتمی 2015 هستند. به گفته طرف‌های این نشست، مذاکرات، سازنده و به خوبی در حال پیشرفت است. چند روز پیش هم عباس عراقچی، رئیس هیات ایرانی در وین گفته بود که به نتایج این نشست، خوشبین است و فکر می‌کند که می‌توان پیش از پایان ریاست جمهوری حسن روحانی، آن را به نتیجه رساند. از سوی دیگر اما نتانیاهو بارها اعلام کرده که مخالف شدید بازگشت آمریکا به برجام است و گفته بود، اسرائیل خود را ملزم به توافقی که راه را برای دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای هموار می‌کند، نمی‌داند. همین موضوع و صحبت‌ها باعث شده تا بسیاری انگشت اتهام را به سوی اسرائیل نشانه بروند که سعی می‌کند با این اقدامات، در مذاکرات هسته‌ای، خلل ایجاد کند. در حالی که یکی از مقامات ارشد دولت بایدن به واشینگتن پست گفته آمریکا هیچ دخالتی در خادثه نطنز نداشته، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه هم گفته امیدوار است، حادثه نطنز، به هدیه ای برای دشمنان برجام تبدیل نشود.
صالحی: هر چیزی جای خودش، مذاکرات جای خود
علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی درباره این حادثه گفته است: اقدامی که علیه مرکز غنی‌سازی طنز انجام شد، نشان‎‌دهنده شکست مخالفان پیشرفت‌های صنعتی و سیاسی کشور برای جلوگیری از توسعه چشمگیر صنعت هسته‌ای از یک سو و مذاکرات موفق برای رفع تحریم‌های ظالمانه است. صالحی افزوده: جمهوری اسلامی ایران ضمن محکوم کردن این حرکت مذبوحانه و تاکید بر ضرورت برخورد جامعه بین‌المللی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با تروریسم هسته‌ای، حق خود را برای اقدام علیه عاملان و آمران و مباشران این اقدام را محفوظ می‌دارد. صالحی همچنین در پاسخ به کسانی که گزارش می‌دهند، 9 ماه فعالیت‌های هسته‌ای را در نطنز عقب انداخته‌ایم، گفت: «من به شما می‌گویم، ظرف چند روز آینده شاهد خواهید بود بخش قابل توجهی از خرابکاری‌هایی که دشمن انجام داده بود، جبران می‌شود.» رئیس سازمان انرژی اتمی گفت: راه مقابله ما راه شرافتمندانه و کوشش و تلاش است، ولی راه آنها خبیثانه است. جبران اتفاقات روی داده، بازگرداندن گذشته نیست بلکه جبران گذشته به علاوه اقدامات دیگر است که بعدا اطلاع رسانی می‌شود. او گفته، سانتریفیوژهایی که صدمه دیدند را با هم‌نوع خودش جایگزین می‌کنیم اما با اصلاحاتی که کیفیت و کارآمدی سانتریفیوژها را «حداقل 59 درصد بالا می‌برد.» هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان نیز در کنفرانسی مطبوعاتی گفته، حادثه نطنز، برای مذاکرات هسته‌ای سازنده نیست. برخی از تحلیل‌گران معتقدند که خرابکاری در نطنز می‌تواند به تهدیدی برای پایان دادن به مذاکرات هسته‌ای و تشدید تنش‌های منطقه‌ای تبدیل شود؛ اما ایران اعلام کرده که در دام فریبکارانه اسرائیل نمی‌افتد و در زمان و مکان مناسب، به این اقدام پاسخ می‌دهد. صالحی اما در این باره گفت: «هر چیزی جای خودش. مذاکرات جای خود. اقدامات ایذایی دشمن نشان از توفیقات فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای کشور است که به عنوان یک پشتوانه قوی برای مذاکره‌کنندگان کشور بود. اینها فکر می‌کردند با این کار می‌توانند این پشتوانه را تضعیف کنند که قطعا اشتباه کردند. پشتوانه ما قوی‌تر شد و مذاکرات همه سر جای خودش است.»

برج خاموشان در محاصره گودال‌های آب

پشت «استودان» ری، گودالی بزرگ درست شده است. این گودال که حالا مامن آب باران شده، به برج بی‌دفاع «خاموشان» نزدیک است، آن‌قدر نزدیک که نگرانی برای نم‌برداشتن پایه‌های برج هزار و هفتصد ساله، بیراه نیست. آب باران باقی‌مانده در گودال که پیش از این برای آبیاری زمین‌های کشاورزی ری و ورامین استفاده می‌شد، بی‌استفاده مانده و گودال عمق گرفته است. حالا چاله بزرگ آب به انفجارهای گاه ‌و بی‌گاه در کوه بی‌بی‌شهربانو اضافه شده و تهدید تاریخ پیش از اسلام ری را ‍ شدت بخشیده است.گودال‌ها از زمانی ایجاد شدند که برای برداشت از معدن سیمان در کوه‌های بی‌بی‌شهربانو انفجارهای مختلف ایجاد کردند و همین انفجارها در نهایت شکل و فرم کوه و پایین‌دست را عوض کرد. چاله‌های عمیق ایجاد شد و آب باران که تا پیش از این و در حالت طبیعی خود راهش را از بالادست کوه به زمین‌های کشاورزی پیش می‌گرفت، در گودال‌ها محصور شد.
احمد ابوحمزه، ری‌شناس که بعد از بارش‌های چند روز گذشته به منطقه سر زده به «پیام‌ما» می‌گوید وضعیت استودان گبرها اصلا خوب نیست و فاصله این گودال‌ها تا برج کمتر از ۵۰۰ متر است. «در این منطقه اصلا نباید مجوز معدن داده می‌شد.
اما کوه‌های جنوبی تهران بی‌دفاع هستند و به راحتی مجوز معدن‌کاری و کوه‌خواری در آن‌ها صادر شد. اگر به عکس‌های سال‌های گذشته کوه بی‌بی‌شهربانو نگاه کنیم متوجه تغییرات و کوه‌خواری در این منطقه می‌شوید.» به گفته او کوه بی‌بی‌شهربانو از جمله کوه‌های مهم و تاریخی جنوب تهران است و از اسناد و عکس‌های به جا مانده از تربیت معلم در سال‌های ۱۳۱۳ این نکته را می‌توان دید که بازدیدهای علمی و تاریخی و زمین‌شناسی زیادی توسط ایرانیان و خارجی‌ها از این منطقه صورت گرفته و این منطقه همواره شاهد حضور حیوانات مختلف از جمله عقاب و قرقی و …. بوده و آثار تاریخی‌اش هم قدمت فراوانی دارد.
«علاوه بر برج خاموشان، برج نقاره‌خانه و چندین قلعه دیگر هم تحت تاثیر وضعیت فعلی قرار دارند. قدمت این آثار بسیار زیاد است و همین هم دلیلی است که نیازمند توجه باشد اما نه تنها توجهی به این منطقه نشده بلکه تخریب گسترده هم ممکن است رخ دهد.»
ابوحمزه می‌گوید سال‌ها پیش در این منطقه کارخانه سیمان ری وجود داشت که به دلیل همین تخریب‌ها و مشکلات مختلفی که برای منطقه داشت در سال ۱۳۶۰ تعطیل شد اما حال منطقه فرقی نکرد. حالا مواد این معادن به کارخانه سیمان تهران منتقل می‌شوند و کوه‌خواری آن‌قدر گسترده است که مدت زمان زیادی طول نخواهد کشید که کوه بی‌بی‌شهربانو تمام شود.
این در حالی است که وضعیت فعلی پیش آمده نه تنها کوه‌های منطقه را از بین خواهد برد، آثار باستانی را با نابودی مواجه می‌کند و از سوی پایان کشاورزی را در این منطقه رقم می‌زند.
درباره برج خاموشان و فراموشی تاریخ ری
برج خاموشان، استودان گبرها یا استخوان‌دان گبرها، در دامنه شمالی کوه‌های شهر ری واقع شده است. استودان گبرها مکانی برای قرار دادن اجساد مردگان پیروان دین زرتشتیان بوده. آنها اعتقاد داشتند که اجساد مردگان ناپاک و آلوده است، بنابراین نباید در خاک یا آب قرار داده شود. همچنین سوزاندن اجساد مردگان در آتش نیز حرام است. زرتشتیان اعتقاد دارند که عناصر چهارگانه (آب، باد، آتش و خاک) مقدس است و آلوده کردن آن‌ها روا نیست. آنها اجساد خود را تا پای کوه می‌آوردند و مراسم خود را در شهر یا در نزدیکی استودان‌ها اجرا می‌کردند. سپس جسد را به موبدی که در کنار استودان‌ها قرار داشت، تحویل می‌دادند. موبد جسد را به بالای کوه انتقال می‌داد و داخل استودان قرار می‌داد و جسد مردگان بعد از چند ساعت توسط پرندگان و حیوانات وحشی خورده می‌شد. بعد از چند روز استخوان‌ها توسط موبد جمع‌آوری و به بخش مربوط منتقل می‌شد. در میانه استودان‌ها، حفره‌های استوانه‌ای شکل قرار داشته که استخوان‌های اجساد بعد از جدا شدن گوشت و خشکیدن، به این قسمت منتقل می‌شد. واژه استودان دقیقا به این استوانه‌ها گفته می‌شد که در واقع استخوان‌دان بوده‌اند.
استودان گبرها در شهر ری هم در ارتفاعی حدودا شش متر و به صورت استوانه‌های مدور ساخته شده است. مصالح این بنا از لاشه سنگ و ساروج است و به لحاظ قدمت به هزاره اول قبل از میلاد (دوران ساسانیان) برمی‌گردد. این روش دفن مردگان توسط زرتشتیان تا دوران پهلوی ادامه داشت و بعدها مردود شمرده شد. برج بازمانده که قدمتی ۱۷۰۰ ساله دارد، در سال ۱۳۸۷ مرمت شد و سال گذشته هم به ثبت ملی رسید اما با وجود اتفاقات فعلی در معرض آسیب و تخریب قرار گرفته است.
پیش از این هم آثار باستانی ری وضعیت چندان مناسبی نداشتند. امیر‌مصیب رحیم‌زاده، رئیس پیشین اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری ری مهر ۹۸ از در معرض خطر بودن ۴۰ اثر تاریخی منطقه خبر داده و به ایرنا گفته بود: «این شهرستان ۱۹۸ اثر ملی ثبت شده دارد که استحکام ۴۰ اثر در خطر است و مرمت این آثار نیاز به ۳۰ میلیارد ریال اعتبار دارد. کاروانسرای دوقلو، خانه اربابی، دژ رشکان، ارگ سلجوقی، برج نقاره‌خانه، بقعه جوانمرد قصاب و نقش برجسته چشمه علی از آثار اولویت‌دار برای مرمت هستند.»
همان زمان هم احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران از تخریب بسیاری از خانه‌های تاریخی با قدمت بالای 400 سال در محله نفرآباد همجوار با حرم عبدالعظیم (ع) در نتیجه بی‌اطلاعی مسئولان خبر داده و به ایسنا گفته بود: «توسعه خط 6 مترو تهران در اثر بی‌توجهی مسئولان و شرکت‌های عمرانی موجب خشک شدن چشمه علی، نماد و شناسنامه ری شده است.»
میراث فرهنگی: گودال‌هاباید پر شود
حالا نوروز تقی‌پور، رئیس جدید اداره میراث‌فرهنگی و گردشگری شهرری می‌گوید چنانچه منابع مادی خوبی تخصیص داده شود می‌توانند کارهایی برای این آثار انجام دهند.
او همچنین به نقدهای موجود درباره بی‌عملی میراث در مواجهه با فعالیت‌های معدنی در اطراف آثار باستانی ری به «پیام‌ما» می‌گوید: «در این سال‌ها فعالیت معدن در منطقه ری بدون ضابطه بوده و هیچ تعیین و تکلیفی برای فعالیت‌های این معدن انجام نگرفته است. چندین بار درباره بی‌ضابطه بودن عملکرد این معدن جلسه گذاشته شده و سازمان‌های مختلف که متولی این امر هستند هم موافق این موضوع بودند اما وقتی کار به عمل رسیده هیچ اتفاقی نیفتاده است. اتفاقی که برای برج خاموشان و سایر آثار تاریخی نزدیک به معدن رخ داده جدید نیست و با وجود آنکه ما به صورت مستمر به این بناها سرکشی می‌کنیم و یگان حفاظت هم حضور دارد اما همچنان تخلف‌های گسترده‌ای در این منطقه رخ می‌دهد.»
تقی‌پور می‌گوید یکی از مشکلات اصلی منطقه این است که حریم آثار تاریخی مشخص نشده و همین دلیلی است که در حریم منطقه باستانی به راحتی فعالیت‌های معدنی رخ دهد و تعیین حریم برای آثار تاریخی از جمله مواردی است که در دستور کار میراث‌فرهنگی ری است. او در پاسخ به پرسشی درباره چاله‌های ایجاد شده در نزدیکی برج خاموشان و اثرات مخربی که می‌تواند برای برج ایجاد کند هم می‌گوید: «باید در جلساتی با سازمان محیط ‌زیست و منابع طبیعی برای پر کردن این چاله‌ها تدبیری انجامید اما این مشکل با انجام کارهای موقتی حل نمی‌شود. باید برای تعیین حریم این آثار تعیین تکلیف شود و در غیر این صورت با کارهای لحظه‌ای و موقتی نمی‌توان به نتیجه‌ای مطلوب رسید.»

هفته آینده نقشه کشور به سمت سیاهی خواهد رفت

سخنگوی وزارت بهداشت ضمن اعلام شناسایی بیش از ۲۱هزار بیمار جدید کووید‌۱۹ در کشور خبر داد. سیماسادات‌لاری، همچنین اعلام کرد که از 21 تا 22 فروردین، 258 نفر از بیماران کرونایی جان خود را از دست داده‌اند و مجموع جان‌باختگان به 64 هزار و 490 نفر رسیده است. دیروز همچنین سعید نمکی، وزیر بهداشت گفت که با زبان‌ها مختلف اعلام کرده بودیم که «اگر توجه نشود و دقت نکنیم فروردین و بهار بسیار سختی را خواهیم داشتیم.» به گزارش ایسنا، آقای نمکی افزود: «ما پیش‌بینی این ایام را می‌کردیم. برآوردمان این بود که اگر بتوانیم با اجرای طرح تشدید بیماریابی در قالب طرح شهید سلیمانی از ۲۵ اسفند ماه تا ۱۸ فروردین عمل کنیم و خانه به خانه دنبال موارد مبتلا بگردیم، شعله‌های کوچک را خاموش کنیم، از پیوستن آن‌ها به هم جلوگیری کنیم و کشور را در آتش شدیدی از بیماری نبینیم، می‌توانیم مطمئن شویم که بهار آرام‌تری خواهیم داشت. در حالی که اگر این کار را نکنیم و جمعیت ساکن نداشته باشیم، بلکه جمعیت سیال و جابجا شونده داشته که قابل دسترسی نباشند و بتوانند بیماری را از نقاط گرفتار به نقاط غیرگرفتار یا کمتر گرفتار، آن هم با مولفه تاثیرگذاری مانند ویروس موتاسیون یافته منتقل کنند، بهاری بسیار سخت و شاید تابستانی متعاقب آن سخت‌تر را داشته باشیم.» نمکی اما گفته که بنا به دلایل مختلف، سخنانش مورد توجه قرار نگرفت و کالبدشکافی این بی‌توجهی، مشکلی را از کشور حل نمی‌کند. وزیر بهداشت گفت، آنچه امروز در زمینه بیماران بستری می‌بینیم ناشی از صف‌های طولانی مردم برای خرید مرغ و… در شب عید است و بعد از آن دورهمی‌ها و شروع آثار سفرها و جایجایی است و هنوز هفته آینده منتظر یک خیز سنگین‌تر از موارد بستری در کشور هستیم. او همچنین پیش‌بینی کرده که روزهای سخت‌تری در پیش است: تقریبا همه استان‌های ما متاسفانه در یک خیز شتابنده بی‌وقفه دارند جلو می‌روند و برای همکاران من که ۱۴ ماه است که شبانه‌روز تلاش کردند و خیزهای مختلفی را مهار کرند، بسیار روزهای سختی است… برآورد ما این است که هفته آتی و جاری این نقشه قرمزتر شده و حتی به سمت سیاهی می‌رود. نمکی با اشاره به ثبت ۲۵۸ مرگ طی شبانه‌روزی گذشته در کشور، گفت: متاسفانه رعایت پروتکل‌ها به ۵۸ درصد رسیده که این موضوع ارتباط مستقیم با تعداد ابتلا، بستری و مرگ‌و‌میر دارد. هرچقدر که اجرای پروتکل‌ها و اعمال آن‌ها کمتر می‌شود، میزان ابتلا، بستری و مرگ‌ومیر بالا می‌رود.
نمکی اظهار کرد: امروز دچار گرفتاری جدیدی هستیم. وارد موج سهمگینی شدیم که به مراتب از موج‌های قبلی ما را گرفتارتر می‌کند و به همین دلیل باید با رویکرد جدید مسائل را حل کنیم. قرار ما بر این نیست که به دلیل عدم همراهی عده‌ای، مردم را در این شرایط سخت تنها بگذاریم. بنده خودم را مکلف می‌دانم که مشکلات مردم عزیز را در این شرایط سخت حل کرده و این آرامش را به هموطنانم بدهم که در اوج گرفتاری ما و همکاران خسته و نفس بریده‌مان باز هم با تمام توان و قدرت و امکانات موجود در خدمت شما هستیم.
وزیر بهداشت همچنین از دست‌اندرکار نظارت بر اعمال پروتکل‌ها خواست با هر پروتکل‌شکنی مقابله کنند. او از مردم نیز خواست تا پروتکل‌ها را رعایت کنند و به علائم بیماری، بی‌توجهی نکنند. نمکی گفت: مراکز سرپایی ۱۶ ساعته و ۲۴ ساعته را در کشور فعال کردیم. مردم به این مراکز مراجعه کنند. اگر علائمی دارند، بی‌توجهی نکنند. امروز باید قبول کنیم که هر عطسه و سرماخوردگی کروناست، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. اگر علائم داشتند به این مراکز مراجعه کنند.
او گفت: به همکارانم در دانشگاه‌ها ابلاغ کردم که تخت‌های بیشتری را آماده کنند. مردم عزیز هم نگران نباشند، همانطور که در سه پیک قبلی با اینکه ارتفاع پیک و میزان گرفتاری به مراتب کمتر بود، اما بازهم نخواهیم گذاشت که کسی در هیچ گوشه‌ای از این مملکت بدون تخت رها شود. خوشبختانه رئیس‌جمهور و سازمان برنامه و بودجه و… پیگیر هستند که به ما کمک کنند تا بتوانیم در روزهای آتی تعداد قابل توجهی تخت که آماده کرده بودیم و منتظر تزریق منابع بودیم، آماده کنیم تا مردم از این امکانات جدیدمان هم استفاده کنند.
وزیر بهداشت در انتهای سخنانش گفت: از نیروهای مسلح، بخش خصوصی و همه دستگاه‌هایی که امکان کمک دارند تقاضا داریم که ما را تنها نگذارند و بتوانیم این مرحله را به خوبی سپری کنیم.

هر کیسه بلوط سوخته، ۳۰۰ هزار تومان

بلوط‌های روستای مختار را قطع کردند، بدون آن‌که کسی متوجه شود. صحنه جرم به نحوی بازسازی شده بود که اگر کسی به درختان دست نزند، اصلا متوجه بی‌ریشه بودن آن‌ها نمی‌شود. این شاید رندانه‌ترین شیوه زمین‌خواری است. هنوز معلوم نیست چند درخت بلوط 600 ساله یاسوج به این روش قربانی زمین‌خواری و قاچاق چوب شده‌اند. بهمن ماه بلوط‌های منطقه «سروک» را تیغ زدند و یک ماه قبل‌تر بلوط‌های «لوداب» را. فعالان محیط زیست می‌گویند علاوه بر این روش، خیلی از آتش‌سوزی‌ها هم به طمع زمین‌خواری اتفاق می‌افتد.شبی سه میلیون تومان به ازای هر شب قاچاق چوب؛ عدد وسوسه‌کننده‌ای است. در بیکاری رایج در کهگیلویه‌و‌بویراحمد، بعضی افراد به سمت این شغل کاذب کشیده شده‌اند. کار از ساعت نه شب به بعد شروع می‌شود. یک ساعت بعد، وقتی تاریکی عمق گرفت، اره‌برقی روشن می‌شود تا سه صبح. در طول ‍شش ساعت بلوط‌های زنده را قطعه قطعه می‌کنند و در بشکه‌های 200 لیتری می‌اندازند. تا 5 صبح دیگر کار تمام است و فقط می‌ماند حمل ثروتی که در تاریکی به تاراج رفته. مقصد استان‌های همجوار است، از بوشهر گرفته تا بهبهان.
امید سجادیان، مدیر‌عامل نهضت سبز زاگرس به «پیام‌ما» می‌گوید:«در این استان‌ها حساسیت کمتری نسبت کوره‌ها است» تشکیلات کاملا سازمان یافته است. درختان بریده شده به شوتی‌ها تحویل داده می‌شود تا در سریع‌ترین زمان ممکن آماده سوختن شوند.
نزدیک کوره‌ها اما دنیای دیگری است. سجادیان تجربه‌اش را اینگونه شرح می‌دهد: «نزدیک شدن به این کوره‌ها به همین راحتی نیست، قوانین خودشان را دارند و به شیوه خودشان هم با غریبه‌ها برخورد می‌کنند. ممکن است زد و خوردی در بگیرد.» به گفته این فعال محیط زیست کار در کوره‌ها به قدری مرسوم شده که بدون هیچ ترسی حتی در حاشیه شهرها نیز کوره‌ها را مستقر کرده‌اند و تجارت می‌کنند.
همه چیز در هم گره خورده است. افزایش تورم، بیکاری، افزایش قیمت زمین و نبود قوانین بازدارنده و نظارت کافی دست به دست هم داده و روند زمین‌خواری و قاچاق چوب را شدت بخشیده است. به اعتقاد سجادیان عوامل این شکل از زمین‌خواری کلاف سردرگمی است که از هر طرف به جایی گره می‌خورد. او به تجربه مشابه در شهر یاسوج اشاره می‌کند و می‌گوید: «چند ماه قبل 180 درخت بلوط را در نزدیکی یک قبرستان قطع کردند. پرونده تشکیل شد و فرد متخلف محکوم به پرداخت جریمه شد اما هفته بعد همان درختانی که ریشه‌هایشان پیدا بود به کل پاک تراشی شدند.» از نگاه او افزایش قیمت زمین سبب این اتفاق شده و زمین‌های خالی از درخت نزدیک قبرستان هم تا چند وقت دیگر تبدیل به اراضی مسکونی و زراعی می‌شود.
دست‌اندازی به جنگل برای گذران زندگی
این سناریوی پرتکراری است که این روزها به واسطه افزایش قیمت زمین در جای جای یاسوج و بویراحمد دیده می‌شود. یاسر فاطمی، فعال محیط زیست در این باره به «پیام‌ما» می‌گوید: «مردم با توجه به مشکلات معیشتی به قطع درختان روی آورده‌اند. هر کیسه زغال را تا 300 هزار تومان هم می‌خرند و سمند و پژو و ماشین‌های سواری ‍با چوب‌های بلوط پر می‌شود تا برای سوزاندن و تبدیل آنها به زغال به استان‌های همجوار فرستاده شوند.»
به گفته این فعال محیط زیست بیشتر این زمین‌خورای‌ها در نزدیکی جنگل‌های روستای مختار و بویراحمد اتفاق می‌افتد. او درباره ویدیوی پخش شده از قطع درختان بلوط و جایگذاری شاخه‌های بی‌ریشه در زمین می‌گوید: «مشخص است که با یک برنامه‌ریزی دقیق پیش رفته‌اند و حتی انشعاب آب هم برای این زمین‌های خالی از درخت آورده‌اند؛ یعنی ابتدا آب را برای زمین کشاورزی تامین کرده‌اند و بعد با قطع درختان زمینه تغییر کاربری اراضی جنگلی را فراهم آورده‌اند.»
شیوه آن‌ها به این شکل است: ابتدا زمین خشک شده از عرصه‌های طبیعی خط می‌خورد و بعد هم به سازمان جهاد‌کشاورزی یا سایر ارگان‌ها واگذار می‌شود. رویه‌ای که به گفته فاطمی با توجه مهاجرت‌پذیر بودن یاسوج و توسعه افقی شهر به شدت مرسوم شده و رفته رفته از عرصه‌های جنگلی این استان کاسته است.
سطح تاج پوشش به 30 درصد رسیده
این که چند هکتار زمین از زاگرس دچار این سرنوشت شده مشخص نیست. سازمان جنگل‌ها ماه گذشته اعلام کرد که در 50 سال گذشته 300 هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس از بین رفته است. با این همه این عدد از دید فعالان محیط زیست بسیار خوش‌بینانه بیان شده. جواد رحیمیان، رئیس اداره جنگلداری و جنگلکاری اداره‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه‌و‌بویراحمد به «پیام‌ما» می‌گوید: «افرادی که از جنگل‌های زاگرس بازدید داشته باشند متوجه می‌شوند که سازمان یک صفر {از این ۳۰۰ هزار هکتار} را کم گذاشته است. به علاوه، جنگلی هم که مانده کیفیت چندانی ندارد و سطح تاج پوشش به 30 درصد رسیده.» او معتقد است که با رویه پیش رو تا 20 سال دیگر چیزی از زاگرس باقی نخواهد ماند.
رحیمیان که چندی پیش در یک عملیات 20 درصد از بینایی‌اش را از دست داده، علت افزایش قاچاق سوخت و زمین‌خواری را نبود نیرو و قوانین بازدارنده می‌داند. به گفته او برای 260هزار هکتار از اراضی جنگلی بویراحمد فقط 15 نیروی قرق‌بان وجود دارد. او در این باره می‌گوید: «نه تنها امکاناتی نداریم بلکه نیروهای قرقبانی هم به شدت کم‌اند، به طوری که 15سال است که حتی یک قرق‌بان هم به این مجموعه اضافه نشده.» به گفته او این 15 نفر هم در عمل به کار قرق‌بانی مشغول نیستند: «7 یا 8 نفر از این افراد نگهبان یا راننده هستند یا به کارهای دفتری مشغول‌اند.» فقط کمبود نیرو نیست که این اداره را دچار مشکل کرده. رحیمیان می‌گوید: «واقعیت این است که بیشتر این نیروها هم تحصیلاتشان در حد دیپلم است یا نهایتا در رشته‌های کشاورزی درس خوانده‌اند نه رشته تخصصی جنگلداری.»
برای 15قرق‌بان فقط سه موتوسیکلت داریم
از نگاه رئیس اداره جنگلداری و جنگلکاری اداره‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه‌و‌بویراحمد مشکلات مختلف نیروهای قرق‌بانی، حفاظت از جنگل و عرق داشتن به این ثروت ملی را تحت شعاع قرار داده است. در عین حال این اداره به شدت از کمبود امکانات رنج می‌برد: «شهرستان بویراحمد فقط یک خودرو دارد و حدود 3 موتوسیکلت که تحویل قرق‌بانان داده شده و بیشتر قرق‌بان‌ها مجبورند برای نظارت با خودروی شخصی به محل بروند.» از نگاه او همین مسائل در کنار حقوق پایین و نداشتن مزایا نیروها را بی‌انگیزه کرده است. از سوی دیگر این نیروها از امنیت چندانی هم برخوردار نیستند. همین دیروز خبر رسید که قاچاقچیان چوب یک جنگل‌بان را در استان چهارمحال‌وبختیاری با ماشین زیرگرفته‌اند و جنگل‌بان از ناحیه دست و ‍پا مصدوم شده است. رحیمیان می‌گوید: «بارها پیش می‌آید که نیروها برای انجام وظیفه خود از افراد کتک می‌خورند. حتی من هم پنج بار در انجام ماموریت کتک خوردم. آخرین بار هم که برای رفع تصرف 20 هکتار زمین رفته بودم به قدری مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفتم که 20 درصد از بینایی‌ام را از دست دادم.»
عین‌الله گرجی‌پور، مدیر انجمن سبزپوشان کوه باوی معتقد است که خطوط قرمز در اجرای قوانین کمرنگ است. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «یکی از مسائلی که در گذشته جلوی وقوع جرم را می‌گرفت غیربومی بودن نیروها بود. به عبارت دیگر در منطقه‌ای که خصلت‌های عشیره‌‌ای و طایفه‌ای وجود دارد اگر نیروها هم بومی و طایفه‌ای باشند امکان نظارت فراهم نیست و خود موجب وقوع جرم می‌شود.»
آرش نیکخواه، دیگر فعال محیط زیست از روابطی می‌گوید که بر مبنای آن مواجهه با تخلفات رنگ می‌بازد: «دو مسئله در بروز این تخلفات که بیشتر هم در دنا و بویراحمد بروز کرده‌اند تاثیر داشته؛ یکی افزایش قیمت زمین و دیگری تعارضات محلی.» او توضیح می‌دهد: «در قسمت‌هایی از این مناطق مردم سنتی و عشایری زندگی می‌کردند و به واسطه عبور از این محل‌ها احساس می‌کنند که این زمین‌ها متعلق به آن‌ها است. این موضوع در کنار روابط این افراد با بعضی مسئولان منابع طبیعی منجر شده، از تخلف آن‌ها چشم‌‍پوشی شود.»

مهلت ۲۴ ساعته وزارت ارتباطات به سه اپراتور مختل‌کننده کلاب هاوس

سازمان تنظیم مقررات وزارت ارتباطات با ارسال هشداری به سه اپراتور اصلی کشور به آنها ۲۴ ساعت فرصت داد تا اختلال مشهود در شبکه اجتماعی کلاب هاوس را برطرف کنند.
این هشدار دیروز با نامه «حسین فلاح جوشقانی»، رئیس سازمان تنظیم مقررات خطاب به مدیرعامل سه اپراتور همراه اول، ایرانسل و مخابرات ایران ابلاغ شده است.
بر اساس این گزارش، در این هشدار ماده ۷۳۷ قانون مجازات اسلامی که ایجاد اختلال در ارتباطات را جرم‌انگاری کرده مورد استناد قرار گرفته است. البته بند ف ماده ۳ قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز این وزارت خانه را طبق قانون مامور حراست و حفاظت از تبادل اطلاعات در شبکه‌های اطلاع رسانی می‌کند.
متن نامه همچنین متذکر می‌شود، در صورت استمرار این اختلال و با توجه به جمع‌آوری ادله فنی، گزارش رخداد جرم برای پیگیری قضایی به دادسرا ارائه و درخواست پیگرد قضایی آمران و عاملان این اختلال ثبت و پیگیری خواهد شد.

نابودی پوشش گیاهی مراتع با کوچ زودهنگام عشایر

هرسال با آغاز فصل گرما کوچ زودهنگام عشایر از قشلاق به مراتع ییلاقی نگرانی بزرگی را برای محیط زیست به وجود می‌آورد زیرا چرای دام در مراتعی که پوشش گیاهان آن نورس است باعث ضعیف شدن پوشش گیاهی و فرسایش خاک می‌شود. امسال به دلیل ضعف بیشتر پوشش گیاهی مراتع به دلیل کاهش باران این نگرانی بیشتر شده و از طرف دیگر همین کاهش باران سبب کمبود آب و علوفه در قشلاق و تمایل کوچ زودهنگام بیشتر در عشایر شده‌است.امسال زما‌‌ن‌بندی کوچ عشایر از 30 فروردین‌ماه تا 20 اردیبهشت‌ماه تعیین شده است اما این نگرانی وجود دارد که عشایر با تخطی از این زمان‌بندی و کوچ‌زودهنگام به مراتع کشور که وضعیت خوبی ندارند، آسیب بزنند.
بنابر اعلام سازمان جنگل‌ها مراتع و آبخیزداری کشور در شرایط کنونی اکثر اراضی مرتعی کشور از گیاهان نامرغوب پوشیده شده‌اند.
از ۸۴.۸ میلیون هکتار مراتع کشور حدود ۷.۲ میلیون هکتار مراتع خوب، ۲۱.۴ میلیون هکتار مراتع متوسط و ۵۶.۲ میلیون هکتار مراتع فقیر به لحاظ پوشش گیاهی به حساب می‌آیند.
در این شرایط کوچ زودهنگام عشایر و چرای زود هنگام دام عشایر می‌تواند تهدید مضاعفی برای پوشش مرتعی در کشور باشد.
مصطفی بیگدلی معاون دفتر امور مراتع سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در گفت‌وگو با خبرنگار «پیام‌ما» با اشاره به اینکه امسال به دلیل کاهش بارندگی در بیشتر استان‌های کشور وضعیت پوشش گیاهی مراتع ضعیف‌تر از سال گذشته است، در مورد آسیب‌های چرای زودهنگام دام در مراتع کشور گفت: «چرای دام در زمانی که مراتع آمادگی لازم را ندارند بسیار آسیب‌زا است.»
به گفته او چرای دام زمانی که رویش گیاه هنوز کامل نشده پوشش گیاهی را از بین می‌برد:« از طرف دیگر ورود نابهنگام دام پوشش گیاهی و خاک را لگدکوب می‌کند، باعث نفوذ ناپذیری خاک می‌شود و با هر بار بارش باران به جای نفوذ آن در خاک سبب جاری شدن آب می‌شود و این مساله سبب فرسایش خاک می‌شود.»
دلایل کوچ زودهنگام عشایر
گرم شدن بیش از اندازه هوا در مناطق قشلاقی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که عشایر را وادار می‌کند زودتر از آنچه باید به سمت ییلاقات کوچ کنند.
از سوی دیگر کمبود آب که در بسیاری از نقاط کشور به یک مشکل تبدیل شده سبب می‌شود که عشایر و دام‌هایشان آب کافی برای شرب در قشلاق‌ها نداشته باشند. کمبود علوفه هم یکی دیگر از این مشکلات است. از طرف دیگر همین کمبود پوشش گیاهی مناسب در مراتع سبب می‌شود که در زود رسیدن و بهره‌برداری از مناطق ییلاقی میان عشایر رقابت ایجاد شود و این مساله در کنار مسائل دیگر فقیر بودن پوشش گیاهی را دو چندان کند. نداشتن پروانه بهره‌برداری در مراتع مرغوب در قشلاق هم یکی دیگر از دلایل شتاب عشایر برای کوچ زودهنگام است.
تحقیقات پژوهشگران طی سال‌های گذشته نشان می‌دهد که ورود زودهنگام عشایر به مراتع ییلاقی عمومیت دارد، برای نمونه در پژوهشی که توسط احمد عابدی سروستانی در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان انجام شده است نشان می‌دهد که میانگین کوچ زودرس در بین سه ایل قشقایی، خمسه و ممسنی به ترتیب برابر 17.5، 2.1 و 41.4 روز و در مجموع، میزان متوسط آن 12.8 روز است. نتایج این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که عشایر در هنگام کوچ احساس امنیت کافی ندارند و از نظر آنان، گیاه بهمن و همچنین خشکسالی می تواند به ترتیب 18 و 26 روز کوچ را به جلو بیاندازد. در مجموع، از دید عشایر، مهم‌ترین عامل در کوچ زودرس، به ترتیب کمبود آب و کمبود علوفه برای دام است.
کوچ ماشینی نتیجه
از بین رفتن ایل‌راه‌ها
یکی از دلایلی که سبب می‌شود عشایر زود به ییلاق برسند کوچ ماشینی است.
در این نوع از کوچ که به گفته بهزاد ترحم مدیرکل دفتر امور مراتع سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور 15 سال است که افزایش پیدا کرده عشایر دام خود را با کامیون حمل می‌کنند و 1 روزه از محل قشلاق به ییلاق می‌روند این در حالی است که در کوچ پیاده بیش از 1 ماه به طول می‌انجامید و همین مساله از چرای زودهنگام دام در مناطق ییلاق جلوگیری می‌کرد.
اما چرا کوچ پیاده کاهش پیدا کرده است؟
واقعیت این است که بسیاری از ایل‌راه‌ها و مراتع میان بند به بزرگراه‌ها، شهرک‌های صنعتی، ویلاها و اراضی کشاورزی تبدیل شده‌اند به همین دلیل امکان اطراق و توقف عشایر در مسیر ایل‌راه‌ها دیگر وجود ندارد. از سوی دیگر به گفته یحیی حسین‌پور مدیرکل امور عشایر چهارمحال و بختیاری برخی ایل‌راه‌ها هم به دلیل بروز سیلاب مسدود شده‌اند. به همین دلیل عشایر ترجیح می‌دهند که با ماشین کوچ کنند تا زودتر به ییلاق برسند.
آب و علوفه مورد نیاز
عشایر تامین شود
با توجه به اینکه کارشناسان معتقدند کمبود آب و علوفه از جمله مهم‌ترین عامل کوچ زود هنگام است مدیرکل دفتر امور مراتع سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور در گفت‌وگو با پایگاه خبری وزارت جهاد ‌کشاورزی تاکید کرده است که تامین علوفه جو و آب شرب توسط سازمان امور عشایر ایران و معاونت امور دام وزارت جهاد‌کشاورزی می‌تواند جلو بخشی از کوچ زودهنگام عشایر را بگیرد.
او همچنین عنوان کرده است که به منظور جلوگیری از کوچ زودرس اکیپ‌های ثابت و سیار در گلوگاه‌های مبادی ورودی به مناطق ییلاقی مستقر شده‌اند.
بهزاد از تدوین دستورالعمل اجرای مدت چرا، کنترل پروانه ساماندهی کوچ برای نخستین بار در کشور خبر داده و گفته است:«این دستورالعمل به استانداری‌ها، سازمان امور عشایر و ادارات کل منابع طبیعی کشور ابلاغ شده است.»
همچنین کارشناس معتقدند صیانت از ایل‌راه‌های عشایری، گماشتن قرقبان برای مراتع ییلاقی، افزایش تامین امنیت کوچ، ایجاد اتراقگاه‌های موقت در مسیر کوچ به منظور تامین خدمات حمایتی دام، هم می‌تواند بر جلوگیری از کوچ زودرس موثر باشد.
در حال حاضر زمان حرکت عشایر از مناطق قشلاقی در استان‌هایی مانند خوزستان، بوشهر، ایلام، بخشی از جنوب فارس و بخشی از جنوب کرمانشاه به مناطق ییلاقی در استان‌های همدان، لرستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه‌و‌بویراحمد و بخشی از استان فارس است.
روز گذشته سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور اعلام کرد که عشایر باید تقریبا از ۳۰ فروردین از عرصه‌های مرتعی مناطق قشلاقی خارج و در تاریخ ۲۰ اردیبهشت تا یکم خرداد وارد عرصه‌های مناطق ییلاقی شوند و اگر زمان کوچ و چرای دام عشایر در عرصه‌های مرتعی رعایت نشود و یا دام خارج از ظرفیت وارد مراتع شود، طبق تبصره (۲) ماده ۴۷ و ۴۴ قانون حفاظت از بهره‌برداری جنگل‌ها و مراتع با افراد خاطی برخورد می‌شود.

سازمان مدیریت پسماند یکپارچه می‌شود

تکلیف لایحه طرح جامع مدیریت پسماند، بعد از ماه‌ها انتظار سرانجام دیروز در شورای شهر تهران روشن شد. بررسی که برخلاف عنوان لایحه جامع نبود و در طول بررسی آن اعضای شورا پیش از آن‌که مخالف کلیاتش باشند، درباره جزئیاتش سوال داشتند و هدف اصلی آن یعنی کاهش زباله را درک نمی‌کردند، یک عضو درباره نحوه اجرای این طرح که دورنمای بیست ساله داشت می‌پرسید و دیگری درباره درآمدهای پسماند، یک عضو از آرادکوه و مصائبی که برای شهروندان منطقه ۲۰ به بار آورده می‌پرسید و دیگری درباره رویکرد لایحه در مبارزه با زباله گردی. با این حالی کلیات این لایحه که شناسایی پسماند مسکونی از غیر‌مسکونی، بی‌خطرسازی زباله‌های پزشکی و بهسازی سایت آرادکوه از جمله مهم‌ترین ماموریت‌هایش بود، در شورای شهر تصویب شد. به گزارش «پیام‌ما»، بررسی لایحه روز گذشته با ارائه گزارش رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری آغاز شد، زهرا صدراعظم‌نوری آماری از وضعیت تولید زباله در تهران ارائه کرد و کلیات لایحه را تشریح کرد. او گفت: «در سال ۹۸ روزانه در حدود شش هزار تن پسماند خانگی و غیرخانگی در تهران تولید می‌شد و ۳۰ هزار تُن در روز پسماند ناشی از ساخت و ساز و تخریب ایجاد شده است که این حجم زباله چالش‌های جدی برای شهروندان تهرانی ایجاد کرده است اما شناسایی پسماند مسکونی و غیرمسکونی، تفکیک از مبدا، ذخیره‌سازی و جمع‌آوری، بهسازی سایت آرادکوه، بهینه‌سازی ایستگاه انتقال، مدیریت پسماند هنگام ساخت، بهسازی سایت آبعلی، مدیریت پسماندهای پزشکی بی‌خطر شده، مدیریت پسماند حجیم، پسماندهای ویژه، مدیریت پسماند فضاهای باز و کاهش از مبدا از جمله اهداف و موضوعات اصلی این لایحه هستند.»
بهای خدمات مدیریت پسماند موضوع دیگری بود که نوری در ادامه به آن ورود کرد و این نظام را در تهران ناعادلانه توصیف کرد: «براساس گزارش‌ها شهرداری حدود هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان طلب انباشته از فیش‌های صادره وجود دارد و هنوز قادر نیست آن‌ها را وصول کند. همچنین ۲۲ منطقه شهرداری در قالب ۱۲۳ ناحیه مورد بررسی قرار گرفتند و حدود ۳ هزار و ۴۳۷ خانوار بررسی و پسماندهای آن‌ها اخذ و آنالیز شده است و ۱۱ رده کاری غیر مسکونی نیز مورد بررسی قرار داده شده و کل شهر تهران در قالب یک تئوری بررسی شده است.»
اهداف اصلی لایحه
این عضو شورای شهر تهران همچنین تاکید کرد، براساس این مطالعات تولید پسماند شهر تهران بالاتر از استانداردهای جهانی نیست. حدود ۷۶۴ گرم در روز پسماند تولید شده برای هر فرد است که از استاندارد جهانی که ۹۰۰ گرم است پایین‌تر است. نوری همچنین در ادامه اعلام کرد که باید نرخ تفکیک پسماند از ۱۰ درصد به ۴۰ درصد افزایش پیدا کند: «در آرادکوه کار بهداشتی انجام نمی‌شود و این جزو یکی از اهداف اصلی طرح است. نسبت پسماند حمل شده به پسماند ساخت و ساز و تخریب حدود ۶۴ درصد است و حدود ۵ درصد از پسماند عمرانی دفن نمی‌شود و این نرخ بسیار پایین است که باید تغییر کند. نرخ وصول بهای خدمات مدیریت پسماند ۵۰ درصد است و تمام تلاش شهرداری این است که نرخ بهای خدمات را تا ۵۰ درصد کسب کند اما رقم بالایی زیان انباشته داریم و سازمان مدیریت پسماند استقلال مالی ندارد. متأسفانه در شهر تهران میان کسی که زباله کم‌تر با کسی که زباله بیشتری تولید می‌کند، تفاوتی وجود ندارد لذا افراد انگیزه‌ای برای کاهش تولید پسماند ندارند. غیر‌یکپارچه بودن ساختار سازمان مدیریت پسماند یکی از مشکلات اصلی است که باید اصلاح شود.» او همچنین اعلام کرد که در سیستم جمع‌آوری پسماند عادی شهرداری به دنبال سیستم ترکیبی است و جمع‌آوری از در خانه‌هاست تا زباله‌گردی از این طریق کاهش پیدا کند.
تردیدهایی درباره اجرای طرح
در ادامه مجید فراهانی و حجت نظری سوالاتی مطرح کردند، فراهانی گفت: تا زمانی که برنامه عملیاتی برای اجرای این لایحه نداشته باشیم این پروژه بزرگ اجرا نمی‌شود، پرسش من این است که آیا زمان‌بندی و جزئیات بودجه و کیفیت هربخش در این میان در نظر گرفته شده است یا خیر؟ پس از او نظری به ارتباط نداشتن مناطق با سازمان مدیریت پسماند اشاره کرد و گفت هر کدام از مناطق در حال حاضر در جمع‌آوری زباله به شیوه خود عمل می‌کنند: «آیا راهی عملی و اجرایی برای رفع این نقیصه پیش‎بینی شده است و اینکه راهکار عملی طرح مدیریت بماند برای حل مسئله زباله‌گردی چیست؟ همچنین اینکه راهکار عملی طرح مدیریت پسماند برای تغییر ذائقه دوازده ساله مردم مبنی بر عادت مردم به مخزن و شرایط فعلی در این خصوص چیست؟» حسن رسولی در پاسخ به این پرسش مقابله با زباله‌گردی را از راهکارهای شهرداری تهران ندانست و گفت: « اگر بخواهیم به این سمت حرکت کنیم و در کنار مدیریت پسماند و به موازات آن به سایر مصائب و آسیب‌های اجتماعی ورود پیدا کنیم در انجام صحیح ماموریت اصلی و ذاتی شهرداری اختلال ایجاد کردیم. حتماً طرف ما در خرید این خدمت باید شرکت حقوقی باشد و شورای فنی شهرداری شرایط احراز موافقتنامه و رتبه پیمانکاری را تعیین کند و این فرد حقوقی که طرف شهرداری است همه مسئولیت‌ها جانبی مربوطه را یک جا پذیرا باشد.» پس از طرح سوال نوبت به موافقان و مخالفان کلیات لایحه رسید. حسن خلیل‌آبادی که به عنوان مخالف ثبت نام کرده بود به آرادکوه اشاره کرد و گفت حدود ۶۰ سال است که در آرادکوه دفن زباله انجام می‌شود درحالی‌که این سایت به مرز اشباع رسیده است‌: « آراد‌کوه در حال حاضر اشباع شده است و کاری برای آن انجام نشده است. تهران به عنوان مقصد گردشگری است این در حالی است که گردشگران و مهمانان خارجی را بلافاصله پس خروج از فرودگاه امام(ره)، با بوی مشمئز کننده این منطقه روبه‌رو می‌شوند. ما باید برای شیرابه‌های این منطقه و رفع بوی بد آن تلاش کنیم.» موافق این لایحه که آرش حسینی‌میلانی بود در ادامه پاسخی به صحبت‌های خلیل‌آبادی هم داد: «آرادکوه از دهه ۴۰ در این منطقه جانمایی شده و قطعاً در اولویت شهرداری است. جریان پسماند مانند آب است و امکان قطع آن وجود ندارد. هزار و ششصد میلیارد تومان پیش بینی سرمایه‌گذاری در آراد کوه است تا فرآیند ساماندهی سرپوشیده شود. در افق طرح نیز تنها ۱۵ درصد دفن می‌شود و باقی پسماند بازیافت می‌شود.»
پس از او محمد سالاری نیز با بیان اینکه با کلیات طرح موافق است خواست تا درباره جزئیات آن اطلاع رسانی دقیق‌تری صورت گیرد و خواست تا میزان درآمد حاصل شده از این طرح ۲۰ ساله مشخص شود.
صدرالدین علیپور که در نشست دیروز شورای شهر نماینده شهرداری بود، هدف این لایحه را کاهش پسماند دانست، او گفت: «ما تفکیک حداکثری، گرفتن شیرابه را انجام می‌دهیم تا پسماند کاهش پیدا کند، در خصوص پسماندهای حجیم در حال حاضر سایت مخصوص داریم که اردیبهشت ماه تاسیس شده در خصوص زباله‌گردی تغییر فرم ذخیره‌سازی را انجام داده‌ایم تا امکان دسترسی به آنها وجود نداشته باشد.» در ادامه اعضای شورای شهر با کلیات این لایحه موافقت کردند و پیشنهاداتی هم درباره بخش‌هایی از آن داشتند که در ادامه می‌آید.