بایگانی مطالب نشریه

دستور رهبر انقلاب به رئیس‌جمهور برای پیگیری نامه وزیر بهداشت

در پی نامه وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص موج سهمگین و پنجم کرونا و پیشنهاد تعطیلی دو هفته‌ای برای کاهش چرخش ویروس و بار بیمارستانها، رهبر معظم انقلاب اسلامی از رئیس‌جمهور خواستند این موضوع در ستاد ملی کرونا بررسی شود و هر اقدامی که لازم است انجام گیرد. در مرقومه رهبر انقلاب اسلامی خطاب به آقای روحانی رئیس‌جمهور آمده است: «پیرو هشدار وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و پیشنهاد تعطیلی بخاطر بیماری همه‌گیر، مقتضی است این موضوع در ستاد ملّی کرونا مطرح و بررسی شود و هر اقدامی که لازم است انجام گیرد.»
وزیر بهداشت در نامه روز گذشته خود به رهبر انقلاب پس از برشمردن علل و زمینه‌های گسترش بیماری و فشار سنگین بر کادر درمان، به صحنه آوردن کلیه امکانات کشور برای مقابله جدی با این پدیده را ضروری دانست و نوشت: «شاید دو هفته تعطیلی جدی و ایستادگی و بکارگیری نیروهای نظامی و انتظامی و برخورد با شکستن پروتکل‌ها بتواند تا حد قابل توجهی از چرخش ویروس و بار بیمارستان‌ها و فشار نفس‌گیر بر همکاران ما بکاهد.»
رونوشت دستور رهبر انقلاب اسلامی برای رئیس‌جمهور منتخب نیز ارسال شده است.

ریشه‌های قاچاق کودکان خشک نشد

قاچاق انسان، یک جنایت سازمان یافته فراملی است که در آن قربانی مورد استثمار و کنترل موثر قرار می‌گیرد. این بهره‌کشی می‌تواند کار اجباری مانند شرکت در خرید و فروش مواد مخدر، بهره‌کشی جنسی و فروش اعضای بدن باشد. قاچاق انسان می‌تواند شامل فرستادن، انتقال، پناه دادن یا دریافت افراد، به وسیله تهدید یا استفاده از زور مانند آدم‌ربایی، کلاهبرداری، فریب، سو‌استفاده از قدرت یا موقعیت آسیب‌پذیری یا دادن و گرفتن پول نیز باشد. بهره‌کشی می‌تواند شامل فحشا یا دیگر اشکال سواستفاده جنسی یا خدمات تحمیلی، برده‌داری یا اشکال مشابه برده‌داری، بندگی یا برداشتن اعضای بدن است. نهم مرداد یا ۳۰ ژوئیه مصادف با روز جهانی مبارزه با قاچاق انسان است.

بنابر آماری که شورای اروپا منتشر کرده است، امروزه پدیده قاچاق رتبه سوم فعالیت‌های اقتصادی غیرقانونی را به خود اختصاص داده است. پس از تجارت مواد مخدر، پرسودترین تجارت غیرقانونی در جهان قاچاق انسان است. هرساله تریلیون‌ها دلار، معادل بیش از ۵درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی، به عنوان رشوه پرداخت می‌شود و این امر حاکمیت قانون را تضعیف می‌کند. در این میان به نظر می‌رسد قانون و قانون‌مداران در برابر پدیده قاچاق ناتوانند یا شاید هم چشم خود را بر روی آن بسته‌اند.
آمارها می‌گوید 9 درصد از قربانیان قاچاق در افغانستان زیر ۹ سال هستند. ۸۳ درصد آن‌ها بین ۹ تا ۱۷ سالند و این بدین معنی است که بیش از ۹۳ درصد قربانیان قاچاق در افغانستان کودک محسوب می‌شوند. ریشه‌کن کردن قاچاق کودک از اهداف سند توسعه پایدار است پر واضح است در هر آسیب اجتماعی پیشگیری اهمیت به‌سزایی دارد. در پدیده قاچاق بخش عمده‌ای از تلاش‌های بین‌المللی در مقابله با این معضل بر تعقیب و محاکمه عاملان متمرکز شده است. متاسفانه عاملان خرد در این رابطه زودتر دستگیر شده و شکنجه و مجازات می‌شوند.
در حالی‌که اولویت پرداختن به علل اصلی، اجرای برنامه‌های موثر برای جلوگیری از قاچاق انسان است. هماهنگی بین ذی‌نفعان بر اساس رویکرد کودک محور برای جلوگیری از قاچاق کودکان ضرورت دارد. بررسی و دیده‌بانی وضعیت کودکان در معرض خطر و همچنین کودکانی که قربانی فروش و قاچاق شده‌اند نیاز به یک نهاد کودکی را مشخص می‌کند. سازمان‌های مردم نهاد سال‌هاست به ضرورت چنین نهادی اصرار می‌ورزند.
متاسفانه قاچاق و فروش کودکان به شیوه‌های مختلف در کشورها انجام می‌شود. عواملی که کودک را در معرض قاچاق و فروش قرار می‌دهند، چند موردند، فقر و آوارگی شاید اصلی‌ترین عامل قاچاق کودکان محسوب می‌شود. اگر کودکی، چه همراه یکی از بستگان یا فرد قاچاقچی وارد کشور دیگری می‌شود در رویای زندگی بهتر، ترک وطن می‌کند. قاچاقچی لزوما غریبه نیست وکودک به ناچاری برای حفظ بقای خود و خانواده تطمیع و ترغیب می‌شود. کم نیستند کودکانی که در کشور ما یک‌راست از افغانستان به گودهای زباله منتقل می‌شوند.
درگیری‌های مسلحانه دیگر موردی است که سبب افزایش قاچاق کودکان می‌شود،‌ اغلب با افزایش ناامیدی اقتصادی، تضعیف حاکمیت قانون و کاهش دسترسی به خدمات و رفاه اجتماعی و کاهش حمایت از خانواده باعث افزایش کودک سرباز می‌شود. کودکان برای شرکت در مخاصمات مسلحانه، از خانواده ربوده شده یا برای نجات از فقر و گرسنگی در درگیری‌های مسلحانه شرکت می‌کنند. یعنی برای بقا به کام گرگ ویرانگر می‌روند. شستشوی مغزی و تطمیع و ترغیب کودکان در این مورد متاسفانه به حدی است که ما شاهد حرکات انتحاری از طرف کودکان هستیم. شرکت نوجوانان طرفدار داعش در این زمینه مثال روشنی است. بی‌سوادی و فقدان مدارک هویت مزیت بزرگی برای قاچاقچیان انسان است. چون با استفاده از بی‌سوادی راحت می‌توانند از آنها برای سواستفاده‌شان امضا بگیرند و افراد بدون هویت نمی‌توانند شکایتی از مراجع قانونی داشته باشند.
خرید و فروش کودکان به معنی هرگونه اقدام یا معامله است که فردی یا گروهی از افراد، کودکی را در ازای مبلغی یا سایر مسائل به دیگری منتقل می‌کند. ازدواج کودکان در مقابل مبلغی برای ادای دین والدین به خانواده داماد، فروش کودک محسوب می‌شود چون دراین ازدواج‌ها نه رضایت کودک مهم است نه توانایی جسمی و روانی او برای امر خطیر ازدواج. پدر در پای منقلش کودک را می‌فروشد.
در این میان نمی‌توان تاثیر بیماری کووید 19 را در قاچاق کودکان نادیده گرفت. همه‌گیری این بیماری فقر و نابرابری را در جهان تشدید کرده است. دارندگان شغل‌های فصلی و پاره‌وقت، بدون بیمه و بازنشستگی، در تعطیلات کرونایی آسیب‌های جبران‌ناپذیری متحمل شدند.
بر اساس اظهارات «گزارشگر ویژه قاچاق انسان» بهره‌کشی گسترده از کارگران آسیب‌پذیر از جمله بسیاری از زنان و کودکان در طول همه‌گیری کووید 19 در جهان افزایش یافته و نیازمند اقدامات فوری در سطح بین‌المللی و ملی برای برطرف کردن است. دبیر کل سازمان ملل معتقد است: اگر دنیا بخواهد کرامت انسان و حقوق بشر را در مرکز پاسخ به بهبودی به کووید 19 قرار دهد، باید اقدامات بیشتری برای محافظت از قربانیان قاچاق انجام شود و از استثمار افراد آسیب پذیر به وسیله مجرمان جلوگیری شود. واضح است که رفاه وخدمات اجتماعی برای همه اقشار آسیب‌پذیر باید در دستور کار دولت‌ها قرار گیرد و به طور جدی دنبال شود. سازمان بین‌المللی کار اعلام کرده است که تاکنون 16 میلیون نفر در جهان مورد استثمار و بهره‌کشی قرار گرفته‌اند که 5 میلیون نفر زنان و دختران هستند که مورد بهره‌کشی جنسی قرار می‌گیرند. اسناد بین المللی در این مورد کم نیستند. شاید همکاری و اراده بین‌المللی را می‌طلبد تا زمینه‌های قاچاق انسان از بین بروند. به عنوان یک فعال حقوق کودک رد مرز کردن کودکان را فقط کمکی به قاچاقچیان انسان می‌دانم. چرا که آنها به دلایل زیادی برمی‌گردند و دوباره دستمزد سالیان خود را در جیب قاچاقچیان سرازیر می‌کنند. اگر که در این تردد با قاچاقچیان بدتری مواجه نشوند.
ماده 35 کنوانسیون حقوق کودک می‌گوید: «کشورهای طرف کنوانسیون تمام اقدامات ضروری، ملی، دو یا چند جانبه را برای جلوگیری از ربوده شدن، فروش یا قاچاق کودکان به هر شکل و به هر منظور به عمل خواهند آورد.» شاید وقت آن رسیده است، برای منافع عالیه کودک و حفظ بقای کودک به جای هرگونه دستگیری او در خیابان و گاهی رد مرز کردن او به حمایت همه‌جانبه او وخانواده‌اش بیندیشیم. پیشگیری و شناسایی و کنترل عوامل قاچاق و ریشه‌های قاچاق و از بین‌بردن آنها نشانه حاکمیت قانون است.

فروچاله‌ها آب‌های سطحی را می‌بلعند

مرگ آبخوان سال‌هاست که سهم دشت‌های کشور شده است. آبخوان‌هایی که در هر فرونشست از دست می‌دهیم به گفته صاحب‌نظران، هزاران سال زمان می‌طلبد تا دوباره احیا شوند. فرونشست‌ها که به گسل‌ها برسند، پدیده‌ای به نام فروچاله پدید می‌آید و عمق فاجعه بحران مدیریت منابع آب اینجا بیشتر از همیشه رخ می‌دهد. پدیده‌ای که تنها در تصاویر وحشتناک نیست، بلکه وقتی می‌شنویم موجب از بین رفتن آب‌های سطحی و مرگ تدریجی دریاچه‌ها می‌شود و به عبارتی آب‌های سطحی را می‌بلعد، شاید بهتر بتوانیم اثرات برداشت‌های بی‌رویه از منابع زیرزمینی را درک کنیم. زنجیره‌ای از بی‌تدبیری‌ها از سویی و پاسخ طبیعت به سو رفتارها در قبال منابع آب از سوی دیگر وضعیت دشت‌های کشور را بحرانی‌تر کرده است. اما کارشناسان می‌گویند این پدیده هم قابل پیش‌بینی است و هم قابل مدیریت و پیشگیری، اما اگر تدبیری باشد.

سال‌هاست وضعیت دشت فارس بحرانی است. سال‌ها از به وجود آمدن فروچاله استهبان به عمق 80 متر می‌گذرد و دشت فارس همچنان رکورددار فرونشست زمین در دنیاست. اما پدیده دیگری در این منطقه موجب ابراز نگرانی بعضی کارشناسان شده است. دیروز طهمورث یوسفی مدیر مرکز زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی جنوب کشور به خبرگزاری مهر گفته است: «معمولاً فرونشست‌ها به دلیل برداشت بی‌رویه از سفره آب‌های زیرزمینی اتفاق می‌افتند. دشت مرودشت فارس نمونه بارز آن است اما بر اساس مطالعات زمین‌شناسی وضعیت در دریاچه «ارژن» متفاوت است. فروچاله‌های دریاچه ارژن یک نمونه نادر است که در هیچ کجای دنیا دیده نشده است. این فروچاله‌ها ربطی به افت سطح آب‌های زیرزمینی ندارد و ناشی از وجود گسل در این منطقه است. این فروچاله‌ها منجر به بلعیدن آب دریاچه شده و در دراز مدت می‌تواند تاثیرات زیادی داشته باشد.» عزت‌الله رئیسی استاد هیدروژئولوژی دانشگاه شیراز هم با اشاره به اینکه مطالعات انجام شده نشان می‌دهد اغلب این فرونشست‌ها ناشی از استفاده بی‌رویه از سفره آب‌های زیرزمینی است، گفته است: «فروچاله‌های دشت ارژن مربوط به سال‌های اخیر نیست بلکه سالیان زیادی از ایجاد آنها می‌گذرد و زمانی که دریاچه خشک می‌شود این فروچاله‌ها نمایان می‌شود و در زمان ترسالی و پرآب شدن از بین می‌روند البته باید به این نکته توجه داشت که برخی دلیل فرار آب در دریاچه را همین فروچاله ها می‌دانند»
با توجه به بحرانی شدن وضعیت منابع آب زیرزمینی در سراسر کشور و همچنین وجود گسل‌های اصلی و فرعی در سطح کشور، به نظر می‌رسد باید نسبت به ایجاد فروچاله در بخش‌های دیگر هم نگران بود. مسعود مرسلی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در خصوص تلاقی دو پدیده گسل و فرونشست زمین به «پیام‌ما» می‌گوید: «گسل‌ها به دو شکل در بحث نشست زمین تاثیر دارند. یکی اینکه مرز فرونشست‌ها را تعیین می‌کنند. یعنی در مواردی فرونشست آنقدر ادامه پیدا می‌کند تا می‌رسد به مرز یک گسل و در همین نقطه پایان پیدا می‌کند. این اتفاق بیشتر در دشت‌های آبرفتی می‌افتد. گسل به عنوان مرز محصور کننده فرونشست عمل می‌کند. دومین شکل تاثیر گسل این است می‌تواند به عنوان مرز شروع کننده عمل کند. یعنی از مرز گسل به بعد فرونشست زمین عملا شروع می‌شود. در گسل پیشوا و شمال ورامین به وضوح این امر را شاهد بودیم. در منطقه فارس هم همینطور است» اما گسل‌ها در بروز فروچاله‌ها چه نقشی دارند؟ مرسلی می‌گوید: «فروچاله‌ها بیشتر در فارس و همدان بیشتر دیده می‌شود. دولین‌ها (فروچاله‌ها یا حفره‌های فروکش) بیشتر در سنگ‌های آهکی و در سنگ کف آبخوان‌ها دیده می‌شود. معمولا دولین‌ها در مناطقی ایجاد می‌شوند که محل تلاقی گسل‌ها است. محلی که دو گسل یکدیگر را قطع می‌کنند، مستعدترین منطقه برای ایجاد یک فروچاله است. فروچاله‌هایی که به شکلی ناگهانی ریزش می‌کنند. نمونه این فروچاله‌ها را در فارس زیاد داریم. بسیار وحشتناک هستند و خسارات زیادی هم به بار می‌آورند»
مرسلی در خصوص افزایش احتمال بروز فروچاله‌ها می‌گوید: «هرچه این گسل‌ها بیشتر باشند، احتمال اینکه فروچاله و فرونشست اتفاق بیفتد بیشتر است. موضوعی که تمام این موارد را تشدید می‌کنند افت آب زیرزمینی است. اگر افت آب زیرزمینی اتفاق بیفتد فروچاله‌ها سریعتر ریزش می‌کنند و پایین می‌روند.» عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان می‌گوید بروز این پدیده با مطالعات علمی قابل پیش‌بینی است: «شناسایی گسل‌ها و مطالعه آنها می‌تواند کمک کند که ما مناطقی که مستعد که فرونشست و فروچاله‌ هستند، شناسایی کنیم. در برخی از این مناطق هیچ عوارض سطحی نداریم، اما استعداد ایجاد فروچاله در آنها وجود دارد. با بررسی گسل‌ها می‌توانیم مناطق مستعد فروچاله را شناسایی کنیم. این امر از ابعاد مختلف حائز اهمیت است» اما بعد از بروز فروچاله اتفاق دیگری که می‌افتد تهدید منابع آب‌های سطحی است، مرسلی در خصوص این موضوع می‌گوید: «بعد از ایجاد فروچاله تمام آب‌های سطحی اطراف به سمت آن می‌آیند و یک حوزه بسته ایجاد می‌کنند. این آب‌ها با وجود یک فروچاله در منطقه دیگر مسیر طبیعی خود را طی نمی‌کنند و به سمت این فروچاله کشیده می‌شوند. مفهوم فروچاله یا دولین هم همین است: «آب خورنده» به این ترتیب آب‌های سطحی هم از منطقه خارج می‌شوند و تجدید پذیری همیشگی و تغذیه همیشگی را دیگر در سطح زمین نداریم. به عبارتی این پدیده هم یک عامل تشدید‌کننده مسئله آب در کشور است. اگر فروچاله‌ها نباشند آب‌های سطحی با سرعت کمتری حرکت می‌کنند و به مرور منابع آب زیرزمینی را تغذیه می‌کنند، اما این پدیده فرصت تغذیه را از آب‌های سطحی می‌گیرد»
اما مطالعات برای بررسی مناطقی که مستعد ایجاد فروچاله هستند، چه مزیتی دارد؟ بعضی از کارشناسان دلیل انجام نگرفتن این مطالعات و بررسی‌ها بالا بودن هزینه آنها می‌دانند، اما این امر تا چه میزان می‌تواند در پیشگیری از تبعات بروز این پدیده موثر باشد؟ مسعود مرسلی معتقد است: «یک عامل بروز این پدیده افت آب‌های زیرزمینی است و یک عامل شرایط زمین‌شناسی و نوع سنگ و خاک و گسل‌ها است. اگر ما تشخیص دهیم که چه مناطقی مستعد بروز پدیده فروچاله و فرونشست هستند، می‌توانیم به شکل دقیق‌تری در مسیر گسل‌ها با کنترل برداشت از منابع زیرزمینی از فرونشست جلوگیری کنیم. این مسئله مهمی است. چرا که همیشه به طور کلی صحبت می‌کنیم که یک منطقه باید برداشت کمتری داشته باشد تا فرونشست رخ ندهد. اما با مطالعه گسل‌ها می‌توانیم فقط به شکل دقیق و علمی برداشت آب را در برخی مناطق محدود کنیم نه به شکل کلی. اگر در راستای گسل‌ها این اقدامات و محدودیت‌ها را انجام دهیم فرونشست کمتری خواهیم داشت» فرونشست زمین مدت‌هاست نقاط گسترده‌ای از کشور را تحت تاثیر قرار داده است. مرگ آبخوان‌ها در اثر فرونشست زمین، یعنی تمام شدن امکان کشاورزی بر زمینی که دیگر قابل کشت نیست. یعنی منابع آبی که تا سال‌ها قابل تجدید و احیا نیستند. حالا هر روز نام شهر جدیدی به فهرست شهرهایی که شاهد پدیده فرونشست بوده‌اند اضافه می‌شود. خشکسالی به تمام مشکلاتی که در طول سال‌ها منابع زیرزمینی کشور را بی ضابطه صرف امور مختلف از جمله صنعت کرده‌اند، دامن زده است. با تداوم این شرایط باید برای وضعیت کشاورزی و در نگاهی دورتر تامین مواد غذایی در کشور هم نگران بود.

هلی‌کوپترهای ایرانی، بر فراز جنگل‌های سرخ ترکیه

دود آتش‌سوزی گسترده جنگل‌های آنتالیا و مرسین، از مرز ترکیه گذشته و به قبرس رسیده است. این دود آتشی است که 5 روز پیش به جنگل‌های همسایه غربی رخنه کرد و یک «فاجعه ملی» را رقم زد. این آتش‌‌سوزی تا کنون دست کم جان 6 تن را گرفته است. مردم جنوب و غرب ترکیه که نقطه گردشگر‌پذیر این کشور است، به ناچار خانه‌هایشان را ترک کرده‌اند و گردشگران خارجی هم از اقامتگاه‌ها تخلیه شده‌اند. برای مهار این آتش‌سوزی عظیم در حاشیه دریای اژه و مدیترانه، کشورهای مختلف به کمک آمده‌اند؛ روسیه، اوکراین، جمهوری آذربایجان و البته ایران، که از دیروز تصویری از بالگرد آب‌پاشی که به کشور همسایه فرستاده، میان محیط زیستی‌ها دست‌به‌دست می‌شود. بسیاری می‌پرسند چرا تا امروز از این هلی‌کوپتر در آتش‌سوزی‌های بزرگ کشور استفاده نشده است؟ علاوه بر ترکیه، نقاطی در ایران، و بخش بزرگی از جنگل‌های کالیفرنیا، از روزهای پیش غرق آتش‌ است.

از روز چهارشنبه هفته پیش، بیشتر از صد مورد آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع و خانه‌ها را در ترکیه سوزانده و به دنبال این رخداد، هزاران نفر از ساکنان مناطق آسیب‌دیده به مناطق امن منقل شده‌اند. یورونیوز گزارش داده که از میان جان‌باختگان، دو نفر آتش‌نشان هستند. بیشتر از چهار هزار آتش‌نشان به کمک هواپیماها و هلی‌کوپترها برای مهار آتش‌ تلاش می‌کنند. آنها در چهار روز گذشته توانستند بیشتر از 50 حریق را که با گرمای شدید و وزش باد در نقاط مختلف شعله کشیده بود، خاموش کنند. رسانه‌ها دیروز نوشتند که «بخش قابل توجهی» از حریق کنترل شده است، اما خاموشی هنوز ممکن نشده. آتش وسعت بزرگی از جنگل‌های سوزنی‌برگ را سوزانده و بسیاری از مناطق بکر ساحلی جنوب غربی که از مراکز جذب گردشگران است را تهدید می‌کند.از سوی دیگر با نزدیک شدن آتش‌ به اقامتگاه‌های گردشگری این نقطه از ترکیه، دولت منطقه را تخلیه کرده است. بر اساس گزارش رسانه‌های محلی حریق در حال نزدیک شدن به هتل‌ها و خانه‌هاست. در شهر بدروم هم ۳ هتل پنج ستاره تخلیه شده.
دو نفر از فعالانی که در اطفای حریق استراحتگاه‌ها و روستاهای ساحلی حضور داشتند، جان خود را از دست داده‌اند. تحقیقات برای یافتن دلیل این آتش‌سوزی‌ها آغاز شده و گزارش‌ها حاکی از بازداشت یک مظنون است.
تصاویر هولناک فرار، جملات امیدبخش خاموشی
تصاویر منتشر شده از ترکیه هولناک است؛ جنگل‌ها جهنم شده‌اند، جاده‌ها سرخ‌اند و آسمان از دود سیاه شده و مردم از آتش می‌گریزند. با این همه رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه که برای بازدید از مناطق آسیب‌دیده به شهر ماناوگات در استان آنتالیا سفر کرده، از «عملیات موفقیت‌آمیز اطفا» در این مناطق سخن گفته است. تصاویر منتشر شده از شهر بدروم اما نشان می‌دهد که تا صبح دیروز، شعله‌های آتش همچنان در حال گسترش بوده‌اند.
اینطور که خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشته اردوغان گفته است که ترکیه توانسته با اعزام هواپیماهای آتش‌نشان از سوی ایران، جمهوری آذربایجان، روسیه و اوکراین تعداد هواپیماهای آب‌پاش برای اطفای حریق در مناطق جنگلی استان‌های جنوبی این کشور را از شش فروند به ۱۳ هواپیما افزایش دهد. رئیس جمهور ترکیه، به انتقادات درباره کمبود تجهیزات مهار آتش هم چنین جوابی داده: «دلیل اصلی این است که انجمن هوانوردی ترکیه نتوانسته ناوگان و فناوری خود را به‌روز کند.»
هواپیمای آب‌پاش ایرانی در جنگل‌های سرخ ترکیه
تصاویر هواپیمایی که ایران به ترکیه فرستاده در حساب کاربری وزارت دفاع ملی ترکیه منتشر شده است. در این تصاویر هواپیمای ایلیوشین۷۶ ایران که ظرفیت حمل ۳۰ تن آب دارد، در پایگاه آکساز در جنوب غربی ترکیه دیده می‌شود.بر اساس توییت محمد فرازمند، سفیر ایران در ترکیه، «هلیکوپترهای اطفای حریق وزارت دفاع ایران» صبح دیروز (یکشنبه) به ترکیه اعزام شده‌اند. دیروز وزارت دفاع از نخستین عملیات هواپیمای اعزامی در استان موغلا در جنوب غربی ترکیه خبر داد. اعزام این هلی‌کوپتر از سوی ایران، واکنش‌های بسیاری در پی داشته است. بسیاری با وجود تشویق به کمک کردن به همسایه و اشاره به بی‌مرز‌ بودن محیط زیست، نسبت به بی‌توجهی به آتش‌سوزی‌های داخلی، انتقاد کرده‌اند. بعضی می‌پرسند آیا چنین هلی‌کوپتری در آتش‌سوزی‌های داخلی هم می‌تواند سودمند باشد؟ امید سجادیان، فعال محیط زیست که تجربه حضور در بسیاری از آتش‌سوزی‌های زاگرس را داشته به «پیام ما» توضیح می‌دهد: «هلی‌کوپتر اعزامی ایران احتمالا همان هلی‌کوپتری است که چند سال پیش رونمایی شد. این هلی‌کوپتر در آتش‌سوزی جنگل‌های شمال کشور هم ۱۰۰ درصد کاربردی است. علاوه بر این در بسیاری از مناطق زاگرس که درختان انبوه و آتش‌سوزی به صورت تاجی است و همچنین تالاب‌ها و هورها کاربرد دارد.» او اما معتقد است که ابزارهای مختلف مهار آتش‌سوزی، در کنار هم می‌توانند مفید باشند. «ترکیه از اطلاعات به‌روز ماهواره‌ای، پهپادها و کنترل حریق هوشمند در چنین حوادث استفاده می‌کند و در کنار این‌ها پشتیبانی هوایی هم دارد. آتش‌سوزی در بسیاری مناطق صعب‌العبور فقط با بالگرد یا هواپیما خاموش می‌شود. در مناطق مختلف زاگرس هم با توجه به توپوگرافی باید از بالگرد یا هواپیما استفاده شود اما لازمه آن اطلاعات دقیق مکانی با توجه به جی‌پی‌اس و اطلاعات ماهواره‌ای، بسترهای حرفه‌ای، خلبان حرفه‌ای و تمرین دیده و بالگرد‌های مناسب است.»سجادیان با این توضیحات می‌پرسد: «اما نگرانی من دقیقا از این است که اگر در جنگل‌های شمال آتش‌سوزی شبیه امروز ترکیه رخ بدهد، تکلیف چیست؟ آتش‌سوزی‌های ترکیه به دلیل پوشش گیاهی سوزنی برگ، به شکل تاجی گسترش پیدا کرده و مهار آن سخت است. ترکیه یکی از کشورهای پیشرو در منطقه است و با این وجود غافلگیر شد. با توجه به شرایط پیچیده و تجهیزات کم ما، در صورت آتش‌سوزی در جنگل‌های شمال، واقعا تکلیف چیست؟»
آماری از هلی‌کوپترهای آب‌پاش نداریم
حرکت هلی‌کوپتر آب‌پاش ایرانی به کمک جنگل‌های سوخته ترکیه، همچنان که باعث خوشحالی بسیاری از فعالان این عرصه بود، قلبشان را هم به درد آورده است. نمونه‌اش بهمن ایزدی، رئیس هیات مدیره کانون سبز فارس و فعال محیط زیست است که به «پیام‌ما» می‌گوید سوختن هر درخت و ویرانی جنگل‌ها در هر کشوری که باشد قلبش را به درد می‌آورد و دلش می‌خواهد با همین دست‌های خالی به کمک برود اما گله دارد. «می‌دانید ما دو سال است جنگل‌هایمان در حال سوختن است، مدت‌هاست که می‌بینیم زاگرس می‌سوزد اما هیچ خبری از بالگرد برای مهار نیست.» او در حالی این گلایه‌ها را بیان می‌کند که تعدادی از فعالان محیط زیست برای خاموش کردن آتش در مناطق سیاخ دارنگون و تنگ خانی به آنجا رفته‌اند. «مهر ماه سال 97 ما شاهد رونمایی از یک هلی‌کوپتر آب‌پاش در کشور بودیم. پروازی نمایشی هم داشت و بعد از آن هم در هیچ کدام از آتش‌سوزی‌ها و با وجود درخواست‌های مکرر خبری از آب‌پاش نشد. صرفا هلی‌کوپترهای نفربر می‌آوردند تا افراد را به دل آتش ببرند. ما می‌گوییم دلمان برای همه جنگل‌ها و درخت‌ها می‌سوزد اما چرا مسئولان دلشان برای زاگرس و جنگل‌های شمال و … نمی‌سوزد تا به وقت آتش‌سوزی هلی‌کوپتر آب‌پاش را به موقع برسانند؟» ایزدی می‌گوید در ماه‌های اخیر بارها به خاطر گستردگی آتش به مدیریت بحران فارس رفته و درخواست هلی‌کوپتر کرده است اما گفته‌اند که باید به فرمانداری درخواست داده شود و همین بوروکراسی اداری که در بسیاری از موارد حتی باعث ارسال بالگرد هم نشده، باعث خاکستر شدن بخش بزرگی از جنگل‌ها شده است. او می‌پرسد: «چرا هیچ آماری از هلی‌کوپترهای آب‌پاش در کشور وجود ندارد و چرا به وقت بحران در ایران مسئولان، مسئولانه عمل نمی‌کنند اما حاضر می‌شوند برای خارج از کشور تجهیزات ارسال کنند. اگر جنگل نباید بسوزد، در ایران هم نباید بسوزد. زاگرس هم نباید بسوزد.» ایزدی معتقد است در حق جنگل‌ها و مراتع سوخته و مهم‌تر از آن شهیدانی که جانشان را در راه خاموش کردن آتش در کشور داده‌اند اجحاف شده و البته نمک بر زخمشان پاشیده شده است. او می‌گوید: «ما برای آتش‌سوزی مرز قائل نیستیم اما فقط می‌خواهیم به این پرسش‌ها پاسخ داده شود. ما دو سال است از این درد ضجه می‌زنیم اما صدایمان به هیچ کجا نمی‌رسد.»

افزایش تقاضا برای «سفر قسطی»

افزایش نرخ بلیت وسایل نقلیه عمومی، هزینه بنزین، هتل و دیگر خدمات سفر، متقاضیان سفرهای قسطی را افزایش داده است.به گزارش ایسنا، تعداد وب‌سایت‌ها و آژانس‌هایی که خدمات قسطی سفر را عرضه می‌کنند درحال افزایش است. این شیوه سفر در گذشته نیز رواج داشته، اما به گفته آژانس‌داران در سال‌های اخیر به دنبال تورم و افزایش قیمت‌ها، متقاضی بیشتری داشته است.کیوان بیانی، یکی از آژانس‌دارانی که تورهای اقساطی به خارج از کشور اجرا می‌کند، می‌گوید: «متقاضی سفرهای قسطی به‌ویژه به خارج از کشور بیشتر شده و گرانی و کم‌توانی مردم، عامل اصلی ترویج این شیوه از سفر بوده است.»سفرهای قسطی به خارج از کشور از زمانی که ارمنستان مجوز واکسیناسیون اتباع و گردشگران خارجی را صادر کرد، نمایان‌تر شده؛ این مطلب را بیانی می‌گوید و می‌افزاید: «روزهایی که سفر به ارمنستان اوج گرفت، خیلی‌ها برای سفر قسطی با آژانس‌ها تماس می‌گرفتند، ما چک می‌گرفتیم و خدمات سفر را عرضه می‌کردیم.»در آژانس‌های دیگر نیز سفر قسطی یک بسته ویژه دارد. اقساط از چهار ماه تا ۱۲ ماه تعیین می‌شود. بعضی از آژانس‌ها حتی وام سفر هم می‌دهند.
سفرهای قسطی نسخه‌ای بود که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با گرانی هزینه خدمات سفر و کاهش مسافران در همان سال ۹۷ پیچید. ابتدا قرار بود طرحی برای ارزان‌سازی سفر اجرا شود، مدتی بعد نام طرح را به «آسان‌سازی سفر» تغییر دادند، کمی بعدتر هم اعلام کردند منظورشان از این طرح‌ها، سفرهای قسطی بوده است. این وزارتخانه حتی تعدادی از آژانس‌های دولتی و وابسته را مامور اجرای طرح سفرهای قسطی کرد. برخی از آن‌ها می‌گفتند در مسیرهای مثل مشهد و کیش این مدل خوب جواب داده است. اما طرحِ دولتی سفرهای قسطی با شیوع کرونا متوقف شد.علاوه بر این، از طرف کانون جهانگردی و اتومبیلرانی که یکی از شرکت‌های زیرمجموعه وزارت میراث فرهنگی است، در مهرماه ۹۹ درست در اوج کرونا، از توافق با یکی از بانک‌ها برای پرداخت ۲۰ میلیون وام سفر خبر داده شد که این طرح در روزهای کرونایی با واکنش‌های منفی مواجه شد و به نتیجه نرسید و متوقف شد. وزارت میراث فرهنگی نیز به عنوان متولی سفر، تاکنون مدل و یا روشی موفق برای مدیریت سفر و هزینه‌های آن نداشته و در سطح کلان، رایزنی‌های آن برای سامان‌دهی هزینه‌های سفر، بی‌اثر بوده و بی‌نتیجه مانده است.

بخشی از واقعیت را به مردم نگفتیم

روحانی گفت: آنچه واقعیت بود به مردم گفتیم البته بخشی از واقعیت را به مردم نگفتیم و از نظر من نمی‌شد آنها را بگوییم.
به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام‌و المسلمین حسن روحانی رئیس‌جمهوری صبح یکشنبه در آخرین جلسه هیات دولت دوازدهم اظهار کرد: هر آنچه از سال های گذشته تا امروز با مردم صحبت کردیم و اعلام کردیم چیزی برخلاف واقعیت نبود.
آنچه واقعیت بود به مردم گفتیم البته بخشی از واقعیت را به مردم نگفتیم و از نظر من نمی‌شد آنها را بگوییم، به دلیل اینکه آنها را مفید نمی‌دانستم و می ترسیدم یک هدف بسیار بلندی که همه باید دنبال کنیم و آن وحدت ملی است، صدمه ببیند.
روحانی با تاکید بر اینکه ۴ سال نخست دولت تدبیر و امید از لحاظ داخلی، بین‌المللی، سرمایه اجتماعی و امید مردم به آینده با ۴ سال دوم کمی متفاوت بود، گفت: در ۴ سال اول در دوران تعامل با جهان بودیم و ما به خودمان کاملاً اطمینان داشتیم که حریف قدرت‌های بزرگ در مذاکره هستیم؛ من هیچ تردید نداشتم که در مذاکره با جهان شکست نمی‌خوریم و باز هم اگر مذاکره ای بود شکست نمی‌خوریم؛ آنقدر دیپلمات‌ها و حقوقدان‌های توانمند داریم در خط مقدم که دیدیم در مقاطع حساس به پیروزی رسیدیم.
او اظهار کرد: اینکه مردم عزیز ما از لحاظ معیشت ناراحتند و حق آنها هم هست، باید ببینیم در شرایط جنگ چه کار می‌توانستیم انجام دهیم؛ وقتی روابط بانکی ندارید و از طریق صرافی معامله می‌کنید، حداقل درآمد شما ۲۰ درصد کاهش می‌یابد و اگر چیزی وارد می‌کنید، قیمت ۲۰ درصد افزایش می‌یابد. ما به خاطر شرایط تحریم، واردات ۲۵۰۰ قلم کالا از جمله خودرو را ممنوع کردیم؛ وقتی واردات کالایی ممنوع می‌شود، آثار آن مشخص است و آن اجناس در داخل گران می‌شود، اما چاره‌ دیگری نداشتیم که اجناسی که ضرورت ندارد را ممنوع کنیم و به اجناسی که جزو مواد اولیه کارخانجات و موادی که از کالاهای اساسی و برای زندگی مردم است را با ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی وارد کنیم و در اولویت قرار دهیم.

شاید در این مرحله وابمانیم

|پیام ما| پس از تعطیلی 2 هفته‌ای در تهران به دلیل گسترش موج پنجم کرونا، همچنان تعداد مبتلایان و بیماران فوت شده بسیار زیاد است. مراجعه زیاد بیماران به مراکز درمانی سبب شده برخی به صورت سرپایی مداوا شوند و حالا وزیر بهداشت با نوشتن نامه‌ای به رهبر انقلاب خواستار تعطیلی دوباره شده است. او گفته ممکن است طرح درمان سرپایی پاسخ ندهد و ما در این مرحله وا بمانیم. به همین خاطر درخواست کرده تا در صورت تعطیلی دوباره، نیروهای نظامی و انتظامی در این زمینه به میدان بیایند.

روز گذشته سعید نمکی، وزیر بهداشت در نامه‌ای به رهبر انقلاب در مورد مشکلات موج پنجم کرونا نکاتی را مطرح کرد و از ایشان کمک خواسته است. او در بخشی از این نامه آورده است:« گفتیم اگر سخت نگیریم، در رعایت پروتکل‌ها اهمال کنیم، مرزها، ایجاد قرنطینه‌ها، ورود اتباع خارجی، به خصوص از کشورهای شرقی مبتلا به ویروس جدی گرفته نشود این نظام سلامت خسته و گرفتار فرو می‌پاشد.»
او ادامه داده است:«تهران را بنا به درخواست ما تعطیل اعلام کردند ولی هیچ اتفاقی نیفتاد، همه رستوران‌ها و محل‌های کسب و کار باز بود. تعداد قابل توجهی به سفر، به خصوص استان‌های شمالی رفتند. گفتیم و نوشتیم که وقتی سیستان و بلوچستان گرفتار است روزانه حداقل 12 اتوبوس از زابل به گلستان می‌رود.»
وزیر بهداشت در قسمتی دیگر از این نامه به حضور زائران پاکستانی و افغانستانی در ایران اشاره کرده است:« شهرهای مذهبی همه روزه بدون اطلاع ما میزبان زائران افغانستانی و پاکستانی است که ما اصلا خبر نداریم و نمی‌دانیم از کجا و چگونه آمده‌اند؟ و آلودگی در چه حدی‌است؟»
او همچنین در نامه‌اش در مورد ورود غیرقانونی از مرزهای شرقی و جنوب شرقی، مراسم متعدد در انتخابات، میهمانی‌ها و … ضمن ابراز ناراحتی اشاره کرده است:«پیشنهاد دادیم که موج جدید می‌تواند چالش بزرگ امنیتی ایجاد کند.»
او هشدار داده است:« ما تاکنون علی‌رغم تنگناهای فراوان نگذاشته‌ایم بیماری بدون تخت بماند شاید در این مرحله وا بمانیم و ضروریست در سطح شورایعالی امنیت ملی مطرح شود و راهکاری ملی برای ایستادگی فراهم شود.»
نمکی در این نامه گفته است که از بی‌تفاوتی و ساده‌انگاری احساس خطر عمیق می‌کند. او توضیح داده است:«با این موج خیزی سهل‌انگارانه بیماری اگر تخت هم داشته باشیم نفر نداریم.»
او ادامه داده است:«در این ایام گذار مداخله جدی حضرتعالی و به صحنه آوردن کلیه امکانات کشور برای مقابله جدی با این پدیده ویرانگر ضروریست.»
وزیر بهداشت درخواست تعطیلی 2 هفته‌ای جدی را در این نامه مطرح کرده و گفته است:« شاید ایستادگی و بکارگیری نیروهای نظامی و انتظامی و برخورد محکم با شکستن پروتکل‌ها بتواند تا حد قابل توجهی از چرخش ویروس و بار بیمارستان‌ها و فشار نفس‌گیر بر همکاران ما بکاهد.»
او در پایان اشاره کرده است: « اگر روزانه هزاران نفر در کلینیک‌های تخصصی و سرپایی درمان نمی‌شدند و این بار هم قرار بود تخت‌های بیمارستانی تحمیل شود از مدت‌ها پیش تخت کم می‌آوردیم ولی متاسفانه فشار به گونه‌ای است که نگرانم این طرح هم پاسخ ندهد.»
۳۶۶ بیمار جان‌باختند
بنابر اعلام روابط عمومی وزارت بهداشت در ۲۴ ساعت منتهی به بعد از ظهر یکشنبه 10 مرداد ماه، ۳۲هزار و ۵۱۱ بیمار جدید مبتلا به ویروس کووید-1۹ در کشور شناسایی شدند و۳۶۶ بیمار هم جان خود را به دلیل این بیماری از دست دادند.
همچنین تا روز یکشنبه 5 هزار و ۵۳۹ نفر از بیماران مبتلا به کووید-۱۹ در بخش های مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌ها تحت مراقبت قرار دارند.
از ابتدای شیوع کرونا در ایران (اسفند ۹۸) تا کنون ۹۰ هزار و ۶۳۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند.
قدرت بالای سرایت دلتا
در میان تمام جهش‌های ویروس کرونا به وجود آمدن 4 سویه آلفا، بتا، گاما و دلتا نگرانی های بیشتری به بار آوردند. در حال حاضر بسیاری از کشورهای دنیا درگیر سویه دلتا هستند.
بر اساس گفته سخنگوی ستاد مبارزه با کرونا در حال حاضر بیش از ۱۶۴ کشور در دنیا گرفتار موج دلتا شدند.
علیرضا رئیسی در این‌باره گفت:«ویروس جهش یافته دلتا با قدرت سرایت بسیار بالا حتی در کشورهایی که میزان بالایی از واکسیناسیون را انجام داده اند، باعث ایجاد موج جدید و افزایش آمار ابتلاها شده است. این موضوع نشان دهنده دو نکته مهم است، یکی اینکه بر اساس الگوهای موجود در سطح دنیا، در افرادی که واکسن زده‌اند از جمله سنین بالا و مشاغل پرخطر، نشان داده شده که میزان بستری و مرگ و میر ناشی از بیماری، پایین‌تر است. بنابراین خواهش ما این است که گروه‌های اعلام شده حتما برای واکسیناسیون ثبت‌نام کنند.»
رفت‌و‌آمد بیمار کرونایی
برای دارو در سطح شهر
‌در چنین شرایطی که پزشکان و مسئولان نسبت به قدرت سرایت بالای این ویروس هشدار می‌دهد، سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اعلام کرد که رعایت پروتکل‌های بهداشتی به پایین‌ترین حد رسیده است.
سیما سادات لاری گفت: «میزان رعایت پروتکل‌های بهداشتی در کشور به ۳۹.۲۲ درصد رسیده که این میزان کمترین حد رعایت از اوایل تیر ماه ۱۳۹۹ تاکنون است.»
همچنین شروین شکوهی، رئیس بخش عفونی بیمارستان لقمان با اشاره به تاخت و تاز شدید کرونا در کشور به ایسنا گفت: «به هیچ وجه آینده روشنی از یک ماه آینده ویروس نداریم، تمام امید ما مثل پیک‌های قبلی این است که خود ویروس فروکش کند و این در حالی است که سیستم درمانی کشور شرایط بسیار سختی دارد.»
او افزود: «دستگاه‌ها و تجهیزات بیمارستانی به طور مداوم کار می‌کنند و مستهلک می‌شوند و مشکلات اکسیژن در اکثر بیمارستان‌ها وجود دارد. »
با گسترش سویه دلتا کرونا و پر شدن تخت‌های بیمارستانی برخی از بیماران به صورت روزانه برای دریافت دارو رمدسیور به بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند. شکوهی درباره مراجعه روزانه مبتلایان به بیمارستان بیان کرد: «برای این موضوع متاسف هستم. یک فرد کرونایی را باید روزانه از خانه بیرون بیاوریم تا با اتوبوس، تاکسی، مترو و… به بیمارستان بیاید و چندین نفر را در راه یا در بیمارستان آلوده کند که دارو دریافت کند؛ در حالی که فرد کرونایی باید در قرنطینه باشد. مگر همه این افراد با ماشین شخصی به بیمارستان می‌آیند که رمدسیویر دریافت کنند تا احتمال انتقال بیماری کاهش یابد؟»
آخرین وضعیت واکسیناسیون
بر اساس اعلام وزارت بهداشت تا روز یکشنبه ۹ میلیون و ۹۲۵ هزار و ۶۰۳ نفر دُز اول واکسن کرونا و دو میلیون و ۷۴۱ هزار و ۹۷۹ نفرهم دُز دوم را تزریق کرده‌اند و در مجموع واکسن های تزریق شده در کشور به ۱۲ میلیون و ۶۶۷ هزار و ۵۸۲ دُز رسید.
شیوه دریافت نوبت واکسن به این شکل است که گروه‌های سنی اعلام شده باید حتما در سامانه salamat.gov.ir ثبت‌نام کنند.
هم‌اکنون متولدین ۱۳۴۵ و قبل از آن امکان ثبت‌ نام دارند.
علاوه بر آن، متولدین ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۵ که ساکن استان‌های بوشهر، خراسان جنوبی، خوزستان، سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان هستند و پرونده بهداشت دارند، امکان ثبت‌نام دارند.
برخلاف گذشته سامانه ازین پس تک نوبتی است و مردم همان موقع که وارد سامانه شده و ثبت نام می‌کنند، پاسخ و اطلاعات محل و تاریخ واکسیناسیون شان را دریافت می کنند و نیازی نیست منتظر پیامک بعدی باشند.
رئیسی سخنگوی ستاد مبارزه با کرونا همچنین در مورد نحوه فراخوان واکسیناسیون افراد دیابتی اظهار کرد: بانک اطلاعاتی دیابتی‌ها و کسانی که انسولین تزریق می‌‌کنند، موجود است و از طرف مراکز بهداشتی درمانی فراخوان می‌شوند.
بنابراین فعلا امکان ثبت‌نامشان نیست، عجله نکنند و از طرف ما فراخوان می ‌شوند.
گفتنی است، از تاریخ 7 مردادماه واکسیناسیون مشاغل پرخطر بر اساس فاز سوم واکسیناسیون آغاز شده که شامل معلمین، اساتید حوزه و دانشگاه، زندانیان، رانندگان سیستم حمل‌و‌نقل عمومی و بانک‌ها شده است.
سخنگو ستاد مبارزه با کرونا پیش‌بینی کرده که تا پایان شهریور فاز سوم واکسیناسیون به اتمام خواهد رسید.
هیچ شهری در وضعیت آبی نیست
بر اساس نقشه رنگ‌بندی جدید کرونا در کشور در حال حاضر ۲۸۵ شهر در وضعیت قرمز، ۱۱۰ شهر در وضعیت نارنجی، ۵۳ شهر در وضعیت زرد قرار دارند و هیچ شهری دارای وضعیت آبی نیست.
رئیسی در این‌باره گفت: در حال حاضر ۲۹ استان درگیر کرونای دلتا شده و میزان بستری و ورود به بیمارستان‌ها رو به افزایش است. بسیاری از تخت های بیمارستان‌ها اشغال شده و این هشدار بسیار جدی است که اگر پروتکل‌ها به همین منوال رعایت شوند، تا یک هفته آینده ممکن است درگیر موج بسیار سهمگین تری شویم.
در این میان خبرهای ناگوارتری از برخی استان‌های کشور به گوش می‌رسد.
مدیر امور دارو و مواد تحت کنترل دانشگاه علوم پزشکی مشهد به ایرنا گفت: افزایش ناگهانی جمعیت بیماران مبتلا به سویه دلتای ویروس کرونا سبب بحران داروی این حوزه در مناطق زیر پوشش دانشگاه در سطح استان خراسان رضوی شده است.
علی روح‌بخش بیماران کووید ۱۹ را در خراسان رضوی در پنجمین دوره طغیان ویروس کرونا «بیش از حد انتظار» توصیف و بیان کرد: «به همین خاطر وضعیت تامین داروی «فاوی‌پیراویر» ظرف سه روز آتی در شرایط بحرانی قرار خواهد گرفت.
او همچنین از مواجهه دانشگاه علوم پزشکی با کمبود سرم خبر داده است.
شمار آمار مبتلایان به ویروس کرونا در مشهد و استان خراسان رضوی در پنجمین موج طغیان ویروس همه‌گیر بطور نگران‌کننده‌ای در حال افزایش است زیرا شمار بیماران بستری در مراکز درمانی به حدود ۵۰۰ نفر در روز رسیده است.

مشکل آرامستان جدید کرمان برطرف می‌شود

استاندار و شهردار کرمان از حل مشکل آرامستان کرمان و افتتاح رسمی آن خبر دادند.
به گزارش ایسنا،‌ «علی زینی‌وند»، استاندار کرمان جزئیاتی از آخرین وضعیت مناقشه‌ی ارتش با شهرداری بر سر آرامستان کرمان اعلام کرد و گفت: اختلافات حقوقی بوده است. قاعدتا همه ما به واسطه مسئولیت‌ها باید پاسخگوی تصمیمات خود در آینده باشیم. بنابراین با قدری پیچیدگی در نحوه واگذاری‌ها مواجه بودیم که با پیگیری‌های صورت گرفته در آستانه حل شدن است بنابراین کوتاهی از شهرداری و ممانعتی از طرف ارتش نبوده است.
استاندار کرمان در خصوص آرامستان جدید کرمان و حواشی رسانه‌ای آن که عده‌ای مجبور شدند جان باختگان خود را پای کوه دفن کنند، گفت: روند غیرطبیعی اتفاق نیفتاده است، یکسری کارهای اداری باید انجام می‌شد.
او ادامه داد: آرامستان تدبیر خوبی بوده، ظرفیت آرامستان کنونی تکمیل است و دیگر جایی برای دفن اموات ندارد.
استاندار کرمان از همکاری ارتش در موضوع آرامستان جدید کرمان قدردانی کرد و گفت: سند زمین آرامستان به اسم ارتش بوده و بدون اینکه روند اداری طی شود و به دلیل ضرورت شهر، اجازه دادند کار شود.
زینی‌وند افزود: الان هم اختلافات حقوقی بود. قاعدتا همه ما به واسطه مسئولیت‌ها باید پاسخگوی تصمیمات خود در آینده باشیم. بنابراین با قدری پیچیدگی در نحوه واگذاری‌ها مواجه بودیم که با پیگیری‌های صورت گرفته در آستانه حل شدن است و کوتاهی از شهرداری و ممانعتی از طرف ارتش نبوده است.
او تاکید کرد: یکسری اسناد باید جابجا و صورت جلسات باید تنظیم می‌شد که هم آرامستان بتواند به بهره‌برداری برسد و هم ارتش به حق و حقوق خود برسد.
«مهران عالم زاده» شهردار کرمان نیز در دیدار با استاندار گفت: طی هفته جاری آرامستان کرمان با ۴۰ میلیارد تومان هزینه، محور شهید سلیمانی به طول یک و نیم کیلومتر با عرض ۴۵ متر، مرکز خیریه توانمندسازی اسرا و مجموعه کارآفرینی دست‌آفرین تحویل داده می‌شوند.
روز شنبه، 9 مرداد نیز روزنامه «پیام ما»، در گزارشی با عنوان «مردگان آواره» به اختلافات میان ارتش و شهرداری در واگذاری زمین چند هکتاری که در آن حدود 5هزار قبر آماده‌سازی شده است، اشاره کرد. در این گزارش معاون استاندار از اختلاف نظرها بر سر مفاهیم در صورت‌جلسه‌ تنظیم شده برای ارتش گفت در این گزارش، مسئول روابط عمومی شهرداری کرمان نیز اعلام کرد مشکلات به کاربری زمینی که قرار است به ارتش واگذار شود، مربوط است.

با انتشار کربن هر سه آمریکایی یک نفر در جهان می‌میرد

سیلِ ناشی از بارندگی‌های بی‌سابقه در بخش‌هایی از اروپا، چین، شرق افغانستان و برخی دیگر از نقاط جهان، تلفات جانی و آسیب‌های اقتصادی شدیدی را به جوامع وارد کرده است. بزرگ‌ترین آتش‌سوزی کالیفرنیا در آمریکا هم، خانه‌ها را به تلی از خاکستر تبدیل می‌کند و راه خود را می‌رود. در میان خبرهای طغیان آب و آتش‌سوزی که از سراسر جهان به گوش می‌رسد، در روزهای گذشته انتشار نتایج یک مطالعه، آبی بر آتشِ انکارکنندگان تغییرات آب‌وهوایی ریخت: هر سه آمریکایی به طور متوسط به اندازه‌ دی‌اکسیدکربن تولید می‌کنند که منجر به مرگ یک نفر در سراسر جهان می‌شود.

در مطالعه‌ای که به تازگی منتشر شده، مشخص شده است که سبک زندگی متوسط سه آمریکایی به‌اندازه‌ای باعث انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود که در نتیجه آن، یک نفر جانش را از دست می‌دهد. همچنین در این مطالعه آمده است که برآوردها و تجزیه‌ و تحلیل‌های اولیه در هزینه‌های جانیِ انتشار کربن نشان می‌دهد که انتشار گازهای ناشی از فقط یک نیروگاهِ زغال‌سنگ، احتمالا منجر به مرگ بیش از 900 نفر می‌شود.
به گزارش گاردین، پژوهش اخیر بر اساس چیزی ایجاد شده که از آن به «هزینه اجتماعی کربن» یاد می‌شود؛ هزینه اجتماعی کربن در واقع رقم پولی است شامل خسارت ناشی از انتشار هر تُن دی‌اکسید‌کربن و همچنین تعیین تعداد مرگ و میر ناشی از انتشار این گازها که خود منجر به بحران آب‌وهوایی می‌شود. این تجزیه و تحلیل با استفاده از چندین مورد مطالعات سلامت عمومی، نتیجه گرفته است که به ازای هر 4434 تُن دی‌اکسیدکربنی که فراتر از نرخ انتشار در سال 2020 به اتمسفر پمپاژ می‌شود، یک نفر در دنیا به علت افزایش دما، دچار مرگ زودرس می‌شود. این دی‌اکسیدکربنِ اضافی معادل انتشار کربنی است که هر 3.5 آمریکایی در طول زندگی خود به طور میانگین تولید می‌کنند.
این پژوهش دریافته است که با اضافه کردن 4 میلیون تُن کربن فراتر از سطح سال گذشته که به طور متوسط توسط هر نیروگاه زغال‌سنگیِ آمریکا تولید شده، تا پایان این قرن، 904 جان دیگر در سراسر جهان از بین خواهد رفت. یعنی هر نیروگاه زغال‌سنگ آمریکا تا پایان قرن، باعث مرگِ حدود هزار نفر می‌شود. در مقیاس بزرگ‌تر، حذفِ انتشار گازهای گرم‌کننده زمین تا سال 2050 می‌تواند جان 74 میلیون نفر را در جهان، تا پایان این قرن نجات دهد.
به گفته دنیل برسلر از موسسه زمین دانشگاه کلمبیا که این مقاله را نوشته، آمار و ارقامِ مربوط به مرگ و میرِ ناشی از انتشار گازهای گلخانه‌ای، قطعی نیستند و چه‌بسا «بسیار دست‌کم گرفته شده باشند»، چرا که ما فقط با مرگ‌ومیر ناشی از گرما طرف نیستیم؛ مرگ‌ومیر ناشی از سیل، توفان، نابودی محصولات کشاورزی و سایر آسیب‌هاییِ ناشی از بحران آب‌وهوایی هم باید در نظر گرفته شوند.
آلودگی هوای ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی هم عامل دیگری است که به طور مستقیم منجر به مرگ انسان‌ها می‌شود. در مطالعه بسیار مهم دانشگاه هاروارد که در ماه فوریه منتشر شد، مشخص شد که هر ساله بیش از 8 میلیون نفر در سراسر جهان به علت اثرات ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند.
برسلر می‌گوید: «جان تعداد چشمگیری از انسان‌ها می‌تواند نجات پیدا کند، اگر سیاست‌های آب‌وهواییِ سفت‌ و سختی را دنبال کنید که متفاوت از همان سیاست‌های معمولِ پیشین باشد.» او می‌افزاید: «با دیدن اینکه چه تعداد مرگ در انتظار مردم دنیاست، شوکه شدم. با این حال هنوز شک و شبهه‌هایی در مورد این اعداد وجود دارد و تعداد مرگ‌ومیر می‌تواند کمتر یا بسیار بیشتر از برآوردها باشد.»
این پژوهش که در ژورنال «نیچر کامیونیکیشن» منتشر شده، اختلافات وسیعی را در میزان انتشار گازهای تولید شده ناشی از مصرف مردم در کشورهای مختلف در سراسر جهان نشان می‌دهد. در حالی که تولید گازهای کربنی 3.5 آمریکایی به اندازه‌ای است که می‌تواند منجر به مرگ یک نفر در جهان شود، در سایر کشورها، این عدد متفاوت است. این مطالعه نشان داده که گاز کربن تولید شده توسط 25 برزیلی یا 146 نیجریه‌ای باعث مرگ یک نفر در جهان می‌شود.
هزینه اجتماعی یا اقتصادی کربن که توسط ویلیام نوردهاوس، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، ایجاد شد، به عنوان معیار پرکاربردی در دهه 1990 تبدیل شده است. این اندازه‌گیری، خسارت ناشی از انتشار یک تُن گاز گلخانه‌ای را در فاکتور توانایی انطباق با تغییر شرایط آب‌وهوایی محاسبه می‌کند.
در مدل DICE (مدل یکپارچه پویا از آب‌وهوا و اقتصاد) ویلیام نوردهاوس، هزینه اجتماعی کربن در سال 2020، به اندازه 37 دلار در هر تُن محاسبه شده اما با در نظر گرفتن افزایش هزینه مرگ و میر برسلر، این عدد به 258 دلار در هر تُن می‌رسد.
این تغییر در مدل بر این دلالت دارد که یک سیاست اقتصادی بهینه این است که تا سال 2050 باید با کاهش شدید انتشار گازهای گلخانه‌ای، این انتشار را به صفر برسانیم؛ سناریویی که مورد حمایت دانشمندان آب‌وهوایی به عنوان طرحی است که می‌تواند مانعِ یکی از بدترین آسیب‌های گرمایش جهانی شود.
برسلر می‌گوید: «ویلیام نوردهاوس مدل خارق‌العاده‌ای را ارائه داد اما این مدل، آخرین موارد مربوط به آسیب‌های ناشی از تغییرات آب‌وهوایی را در مورد مرگ‌ومیر که در سال‌های اخیر، انفجاری در مطالعات در مورد این موضوع صورت گرفته، در نظر نمی‌گیرد.» گرنوت واگنر، اقتصاددان اقلیمی در دانشگاه نیویورک که البته در این مطالعه نقشی نداشته، به گاردین می‌گوید که هزینه اجتماعی کربن یک «ابزار مهم سیاست‌گذاری» است اما در عین حال «خیلی انتزاعی» است. واگنر می‌گوید: «این امر تلاش می‌کند تا تاثیرات آب‌وهوایی ما را به چیزهای قابل تطبیق بیشتری تبدیل کند.» او اضافه کرده که پژوهش‌های جدید در مورد هزینه‌های جانی نشان می‌دهد که «نتایج، بسیار چشمگیر است».
امواج گرمایی در یک ماه گذشته، مناطق زیادی در جهان را فرا گرفته است؛ از جمله گرمای شدیدی که منجر به آتش‌سوزی گسترده در شمال غربی ایالات متحده آمریکا شد؛ جایی که رکورد دمای هوا در سیاتل و پورتلند شکسته و باعث شد که صدها نفر بر اثر گرمازدگی و سایر شرایط مرتبط با آن، جانشان را از دست بدهند.
دانشمندان می‌گویند که بحران آب‌وهواییِ ناشی از انتشار گازهای کربنی، امواج گرمایی را در جهان، بیشتر و شدیدتر کرده است.
برسلر می‌گوید در حالی که مقاله او نگاهی به گازهای انتشاریافته توسط فعالیت‌های فردی دارد، در عوض تمرکز باید روی دولت‌ها و سیاست‌های تاثیرگذار بر مشاغل باشد که بر آلودگی کربنی در سطح اجتماعی تاثیر می‌گذارند. نویسنده این مقاله اضافه می‌کند: «دیدگاه من این است که مردم نباید میزان مرگ و میر ناشی از انتشارهای شخصی‌شان را موضوعی بسیار شخصی در نظر بگیرند. انتشارهای ما تا حد زیادی تابعی از فناوری و فرهنگ مکانی است که در آن زندگی می‌کنیم.»
چند روز گذشته مقاله‌ای در نشریه علمی «پایداری» (Sustainability) منتشر شد که نسبت به «فروپاشی اجتماعی» در سطح جهان به دنبال رویدادهایی غیرمنتظره مانند بحران مالی و اقتصادی، تبعات تغییرات آب و هوایی، تخریب محیط زیست، یک همه‌گیری ناگوارتر از شیوع ویروس کرونا یا ترکیبی از این عوامل، هشدار داده است. به گزارش یورونیوز، در این مقاله آمده است که تمدن بشری به دلیل ارتباط زیاد بین جوامع، مصرف زیاد انرژی و تبعات زیست محیطی آن در «وضعیتی مخاطره‌آمیز» قرار دارد.
در حالی که کشورهای ثروتمند جهان متعهد شده‌اند که مانع از افزایش دمای 2 درجه‌ای دمای هوا تا پایان قرن شوند، کارشناسان می‌گویند اگر به میزان قابل توجهی از تولید گازهای گلخانه‌ای کاسته نشود، متوسط دمای زمین تا سال ۲۱۰۰ تا پنج درجه دیگر افزایش می‌یابد. هفته پیش نیز آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داده بود که انتشار دی‌اکسید کربن به‌زودی رکورد می‌شکند.
طبق پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی، اگر همه پروژه‌هایی که برای جان بخشیدن به اقتصاد کشورها در مقابل همه‌گیری کرونا در نظر گرفته شده به اجرا در بیایند، در سال ۲۰۲۳ انتشار گاز دی‌اکسید کربن به رکورد جدیدی می‌رسد. بنا بر ارزیابی آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۲۳ انتشار گازهای گلخانه‌ای که عامل اصلی گرمایش زمین محسوب می‌شوند ۳ و نیم میلیارد تن بیش از حدی می‌شود که جامعه بین‌المللی در پیمان اقلیمی پاریس بر سر آن توافق کرده است.

مردگان آواره

مردگان در مسیر پیچ و خم داری که یک طرفش به ارتفاع می‌رسد، پشت سر هم دفن می‌شوند. روی یک خط، مثل وقتی که پشت سر هم در یک صف ایستاده‌ باشند، حالا باید روی یک خط، پای کوه‌های صاحب‌الزمان، 75 سانتی‌متر درون زمین فرو بروند و پشت به پشت هم در صفی که معلوم نیست ابتدا و انتهایش کجاست، بخوابند. گورکن با لباس سرتاسر سفیدی که یادگار دوران ویروس است،‌ دستانش را به تپه‌های خاک گره زده، مرگ را با کفنش بلند می‌کند و درون چاله‌ای که دورنمایش کوه است، می‌گذارد. زن و مرد سیاهپوش پشت به پشت قبرهایی که حریمی ندارند، ایستاده‌اند و جای خالی دو متری بعدی را با گلایل پر می‌کنند. ایستاده‌اند و به سرنوشتی می‌اندیشند که پای مردگان را به کوه باز کرده است.

بیشتر از ده خانواده کرمانی در دو روز اخیر مجبور شدند که مردگانشان را در خندق‌هایی که شهرداری در پای کوه‌های صاحب‌الزمان پای درخت‌های کاج و جنگل دست کاشت، حفر کرده، دفن کنند. روزهایی که قبرستان اصلی شهر پر شده، بروکراسی‌ها اجازه نداده تا جنازه‌ها در قبرستان جدید شهر آرام گیرند. خانواده‌ها از مرگ عزیزانشان بلاتکلیفند، بلاتکلیفی که از سال 92 آغاز شده بود. زمانی که اعلام شد، ظرفیت قبرستان قائم که از سال 58 در آن مرده دفن می‌شد، روبه اتمام است و باید به فکر احداث قبرستان جدید بود.
بهشت کریمان، قبرستان تازه کرمان، فاصله چندانی با بهشت قائم ندارد. در بهشت کریمان بیش از 200 هکتار زمین، برای جان‌باختگان آماده‌سازی شده، یعنی بیش از 5 هزار،‌ خانه ابدی یک متر در هفتاد سانتی‌متری. قبرها اما هیچ‌وقت رنگ مردگان را ندیدند. سربازها جاده قبرستان تازه را بستند، توافق‌ها بهم خورده. زمین که متعلق به ارتش بود و برای ساخت قبرستان به شهرداری واگذار شده بود، حالا میان دعوایی افتاده بود که یک سرش به این نهاد نظامی وصل بود و سر دیگرش به مردمانی که فضایی برای دفن امواتشان می‌خواستند. در سال‌هایی که اعلام شد قبرستان صاحب الزمان، محلی برای دفن ندارد، توافقی چند جانبه که زیرنظر معاون استانداری هم بود، شکل گرفت و براساس آن ارتش موظف شد که بخشی از زمین‌های خود که در همین محدوده کوه‌های صاحب الزمان بودند را برای دفن مردگان به شهرداری واگذار کند. محدوده‌ای که در ضلع شمالی و چند کیلومتری پادگان 05 بود. بر اساس این توافق اداره کل راه و شهرسازی استان باید، زمینی را به ارتش واگذاری می‌کرده است. آنطور که سلمان متحدین، مدیر روابط عمومی شهرداری کرمان به «پیام‌ما» می‌گوید، چندین قطعه زمین هم به ارتش پیشنهاد شده بود که با هیچ‌کدام موافقت نشد. در نهایت این نهاد نظامی با یک زمین موافقت می‌کند اما روند اداری و طولانی واگذاری به ارتش محل بحث بوده است: «امیدواریم دو سه روزه این مشکل برطرف شود.» روند طولانی که متحدین از آن یاد می‌کند، سال 99 هم محل بحث در رسانه‌ها بود. مهران عالم‌زاده، شهردار کرمان در گفت‌وگو با یکی از رسانه‌های محلی روایت دیگری از مناقشه با ارتش ارائه داده بود: «ارتش در ابتدا اعلام می‌کند که این زمین پشت میدان تیر است و باید بین این دو قسمت از هم جدا شود. در صورتجلسه‌ای، شهرداری می‌پذیرد که هر زمان قرار شد تدفین در این محل انجام شود، حصاری یا دیواری برای جداسازی محدوده‌ی میدان تیر و آرامستان جدید ایجاد شود. ما سال گذشته قصد کردیم آب و برق از سایت ارتش برای آرامستان بگیریم تا هزینه‌ی کمتری داشته باشد و ارتش پذیرفت که همکاری کند. اما در همان موقع ناگهان ارتش اعلام کرد که کل این محدوده‌ی آرامستان متعلق به ماست حتی آن محدوده‌ای که شهرداری کار کرده است و سند تک‌برگ هم برای آن ارائه کرد. پس از این، وقتی همکاران خواستند در این محل فعالیت کنند ارتش مانع کار شد.» با این حال متحدین می‌گوید پارسال و ضمن شروع پروژه عمرانی، ارتش ناظر بوده و حتی همکاری لازم را هم داشته است: «زمین‌های معوضی که باید واگذار می‌شد، به بروکراسی اداری خورده است، بخشی از مشکلات قانونی است و بخشی اداری. در واقع راه و شهرسازی می‌گوید طبق قانون اگر قرار باشد، زمینی را به نهادی واگذار کنیم، باید از طرحی که قرار است آنجا اجرا شود، آگاهی پیدا کنیم.» به عبارت دیگر راه و شهرسازی می‌خواهد از کاربری زمینی که قرار است به ارتش واگذار شود، مطلع شود: «ارتش اوایل می‌گفت از ما زمین گرفتید و باید زمین تحویل دهید، توضیحی نداد، از آن سو چون نهاد نظامی است، نمی‌توانست هر اطلاعاتی را اعلام کند.» متحدین می‌گوید زمینی که شهرداری در آن قبرستان ساخته برای ارتش کاربری نداشته است. «می‌خواستند آن را مسکونی کنند؟» مسئول روابط عمومی پاسخش منفی است، می‌گوید آن محدوده خارج از شهر است و امکان ساخت و ساز ندارد.
تناقض در روایت‌های شهرداری و استانداری
در یک ماه اخیر، روند مذاکرات و توافق برای واگذاری زمین قبرستان هنوز ادامه دارد. مناقشه بر سر کاربری زمین اما روایتی است که از سوی مصطفی آیت‌اللهی‌موسوی، معاون هماهنگی امور استانداری کرمان پذیرفته نمی‌شود. او به «پیام‌ما» می‌گوید، ارتش با باقی نهادها اختلاف نظر دارد: «اینکه اختلاف بر سر چیست را باید در جلسه‌ای که قرار است،‌ 9 مرداد برگزار شود، اعلام کنند، مشکل بر سر کاربری زمین نیست، نوع صورت جلسه‌ای که تنظیم شده، مورد تایید ارتش نیست» او ادعا می‌کند که درباره این موارد اختلاف نظر اطلاعات چندانی ندارد: «اینکه اکنون مردم بر سر دفن مردگان مشکل دارند، وظیفه‌ی شهرداریست و باید در اینباره جوابگو باشد اما اینکه با ارتش چه مشکلی دارند، روی نوع صورتجلسه تنظیم شده و مفاهیمی است که ارتش آن را قبول ندارد و به نظر می‌رسد یکی دو روز آینده مشکل حل شود.» آنطور که معاون استاندار کرمان می‌گوید، زمین آرامستان 260 هکتار بوده اما ارتش برای طرح پادگان جدید از مسکن و شهرسازی 670 هکتار زمین می‌خواسته است. «یعنی ارتش می‌خواهد در زمینی که دریافت می‌کند، پادگان ایجاد کند؟» پاسخ معاون استاندار مثبت است: «پادگان هم قرار است احداث شود.» احداثی که اگر در حریم شهر باشد با قانون خروج پادگان‌ها از حریم شهر مغایر است.
آن‌هایی که در این چند روز عزیزی را باید در خاک دفن کنند، بلاتکلیف‌ترین گروهند در میان وعده‌های مسئولان و امروز و فرداها، مشخص نیست، مردگان از چه زمانی در خاک بهشت کریمان آرام می‌گیرند، قبرستانی که شبیه گل طراحی شده و قرار نیست مردگان را پشت هم به خط و صف کند.

لغو واگذاری مالکیت تالاب‌ها

|پیام ما| تایید انتقال سند مالکیت تالاب انزلی به وزارت نیرو، در آخرین روز بهمن سال 99 جنجال به پا کرده بود. پیگیری‌های بیشتر معلوم کرده بود که این سند را به نام آب منطقه‌ای گیلان زده‌اند و راه برای واگذاری باقی تالاب‌ها باز شد؛ امیرکلایه، تالاب بین‌المللی دلتای رود شور، هورالعظیم، شادگان و 38 تالاب دیگر. با به پا شدن این جنجال، سازمان محیط زیست در همان روزها از طرح شکایت حقوقی در این باره به دفتر ریاست‌جمهوری خبر داد و معاون محیط ‌زیست دریایی و تالاب‌ها به «پیام ما» گفت که قرار است نه تنها تالاب‌ها بلکه مناطق حفاظت‌شده و پناهگاه‌های حیات وحش دست وزارتخانه‌ای بیفتد که به این منابع رویکردی بهره‌بردارانه دارد. حالا 6 ماه پس از این بگیر و ببندها و در روزهای پایانی دولت دوازدهم، خبر خوبی از معاونت حقوقی ریاست جمهوری رسیده است: واگذاری‌های قبلی لغو می‌شود و سند تالاب‌ها به نام سازمان‌های محیط ‌زیست و جنگل‌ها صادر می‌شود.
احمدرضا لاهیجان‌زاده که پیش از این هم گفته بود، تغییر مالکیت به زیان انفال و عرصه‌های طبیعی است، از اعلام نظر معاون حقوقی رئیس جمهوری درباره تعیین سازمان جنگل‌ها و سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان دستگاه اجرایی مسئول حفاظت و نماینده دولت در اعمال حقوق مالکیت تالاب‌ها خبر داد و گفت: «سند تالاب‌ها به نام این دو سازمان زده می‌شود.»
به نقل از سازمان حفاظت محیط زیست، به گفته لاهیجان‌زاده از ابتدای دهه ۵۰ شمسی و بر اساس قانون حفاظت و بازسازی، مسئولیت حفاظت از تالاب‌ها به سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان قائم مقام سازمان جنگل‌ها داده شده است و براساس این قانون محکم، به ندرت مسائلی چون زمین‌خواری و سایر معارضات در این مناطق رخ داده است.
او حفاظت از تالاب‌ها را با تامین حقابه یا خشک شدن بخشی از تالاب‌ها متفاوت دانسته و گفت: «مشکلات به مسائل کلان حوضه آبریز و مدیریت آب طی چند دهه گذشته برمی‌گردد. ایران عضوی از کنوانسیون رامسر است و بر اساس این قانون که مربوط به سال ۱۳۴۹ است، سازمان حفاظت محیط زیست مسئولیت مستقیم درباره مالکیت تالاب‌ها را دارد، از سویی در قانون حفاظت از تالاب‌ها مصوب سال ۱۳۹۶ و آیین‌نامه اجرایی آن مصوب سال ۱۳۹۷ به صراحت مسئولیت مستقیم و تام درباره تالاب‌ها به سازمان حفاظت محیط زیست واگذار شده است.»
طبق توضیح معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌ها، وزارت نیرو بر اساس برنامه ششم توسعه تعیین حریم و بستر تالاب‌های کشور را آغاز کرد و با تصویب قانون حدنگار یا کاداستر، علاوه بر تعیین محدوه‌های حریم و بستر، برای این محدوده‌ها سند دریافت می‌کرد. این در حالی است در قانون کاداستر به صراحت آمده که سند باید به نام دستگاه یا سازمانی به نمایندگی از دولت صادر شود که مسئولیت مستقیم مدیریت آن عرصه را بر عهده داشته باشد.
لاهیجان‌زاده با تاکید بر اینکه هم قوانین بر مسئولیت سازمان تاکید دارند و هم از حدود نیم قرن پیش سازمان محیط زیست به عنوان نماینده و قائم مقام سازمان جنگل ها این اقدام را انجام می دهد، ادامه داد: «اختلاف میان وزارت نیرو از یک سو و سازمان جنگل‌ها و سازمان حفاظت محیط زیست از سوی دیگر، به ستاد ملی مدیریت تالاب‌ها منتقل شد و در جلسه ماقبل آخر ستاد موضوع مطرح و معاون اول رئیس جمهوری دستور ارجاع و تعیین تکلیف موضوع توسط معاونت حقوقی ریاست جمهوری را صادر کرد.»
او از تشکیل دو جلسه در معاونت حقوقی با حضور مسئولان هر سه دستگاه و مطرح شدن تمام نکات و نظرات خبر داد و گفت: «پس از بررسی اولیه که بسیار مفصل بود، در جلسه بعد که با حضور خانم جنیدی، معاون حقوقی رئیس جمهوری برگزار و تمام این جمع‌بندی‌ها مرور شد که در نهایت منجر به صدور حکمی برای رفع اختلاف و تعیین دستگاه اجرایی مسئول حفاظت از تالاب ها و نماینده دولت در اعمال حقوق مالکیت شد و در ۴ مرداد ۱۴۰۰ به دستگاه‌ها ابلاغ شد.»
لاهیجان‌زاده در ادامه به بند ۱۰ ابلاغیه‌ای که ۴ مرداد امسال توسط معاون حقوقی رئیس جمهوری به دستگاه‌ها ارسال شده اشاره کرد که در آن «صدور سند به نام وزارت نیرو به نمایندگی از دولت جمهوری اسلامی ایران کاملا منتفی شده و مانند نیم قرن گذشته کماکان این اسناد به نام سازمان جنگل‌ها صادر می‌شود تا پس از فراهم شدن شرایط و طی کردن فرایندهای قانونی صورت مستقیما سند تالاب‌ها به نام سازمان حفاظت محیط زیست صادر شود».
لاهیجان‌زاده مسئولیت سازمان حفاظت محیط زیست در تالاب‌ها را حفاظت از عرصه اکولوژیک، حقابه، تنوع زیستی، پرندگان مهاجر، آبزیان و ده‌ها مسئله مرتبط عنوان کرد و افزود: «وزارت نیرو در بحث حریم و بستر چه در رودخانه‌ها چه در تالاب‌ها باید به وظایف خود عمل کند و این ابلاغیه نافی وظایف قانونی این وزارتخانه نیست.»
معاون محیط زیست دریایی در پایان گفت: «زمانی که وزارت نیرو تصمیم گرفت مالکیت کل عرصه تالاب‌ها را در دست بگیرد، این اختلاف بروز کرد که خوشبختانه معاونت حقوقی ریاست جمهوری به درستی آن را حل کردند و بر مبنای آن هیچ سندی نباید به نام وزارت نیرو صادر شود. این ابلاغیه ملاک عمل سازمان اسناد و املاک کشور هم خواهد بود.»

تعداد جنگل‌بان‌ها برای حفاظت کافی نیست

پارک خطی بلو‌ریج به عنوان طولانی‌ترین پارک خطی آمریکا 755 کیلومتر وسعت دارد و پارک ملی شناندوا (Shenandoah National Park) در ویرجینیا را به پارک ملی (Great Smoky Mountains) در کارولینای شمالی وصل می‌کند. پارک بلو ریج همانند بسیاری از پارک‌های ملی آمریکا برای 34 جنگل‌بان موقعیت شغلی فراهم کرده است. با اینکه در سال 2018، 14 میلیون و هفتصد هزار نفر گردشگر به این پارک آمده‌اند اما تعداد نیروهای جنگل‌بان این پارک 12 درصد کاهش داشته است.

نیل لوبری، جنگل‌بان و حراست ارشد پارک بلو ریج در گفت‌وگو با روزنامه یو‌اس‌ای تودی می‌گوید که پارک‌های ملی آمریکا به جنگل‌بان‌های بیشتری نیاز دارد.
جنگل‌بان‌ها سالانه هزاران تماس تلفنی و درخواست برای خدمات، از دزدی و سرعت بالای خودروها گرفته تا تجاوز و قتل دریافت می‌کنند. سال 2018 در پارک بلو ریج 20 مورد مرگ و میر اتفاق افتاده که دلیل بیشتر آنها به حوادث ناشی از برخورد وسایل موتوری و خودکشی است.
جنگل‌بان‌های دیگر به این روزنامه می‌گویند از هر منبعی که می‌توانند استفاده می‌کنند.
برخی از جنگل‌بان‌ها می‌گویند سعی می‌کنند از تمام منابعی که در دسترس دارند استفاده کنند. برخی از پارک‌ها از داوطلبان بیشتری کمک می‌گیرند در حالی که پارک‌های دیگر از دوربین‌های نظارتی یا متصدیان قطار در عملیات امداد و نجات کمک می‌گیرد.
این در حالی است که تعداد جنگل‌بان‌های مشتاق به کار در پارک در طول 20 سال از 37 نفر به 32 نفر رسیده است.
کلیتون جردن، مسئول استخدام جنگل‌بان‌ها در پارک Great Smoky می‌گوید که ما افرادی را استخدام می‌کنیم که با علاقه این کار سخت را انجام دهند.
فکر می‌کنند جنگل‌بان‌ها، پلیس «واقعی» نیستند
سازمان پارک‌های ملی آمریکا جنگل‌بان‌ها را به چند دسته تقسیم می‌کند؛ داده‌ها نشان می‌دهند سازمان پارک‌های ملی آمریکا 1700 جنگل‌بان مسلح را در استخدام خود دارد که مسئولیت آنها از جریمه کردن بازدیدکنندگان گرفته تا انجام تحقیقات مربوط به قتل و مرگ و میر در داخل مرزهای پارک‌ها را برعهده دارند. آنها با جنگل‌بانان غیرمسلح که همان کلاه رنجرها، شلوار خاکی‌رنگ و یونیفرم‌های سبز دارند متفاوتند. رنجر‌های حراست هم با پوشیدن زره حفاظتی بر تن، اسلحه، شوکر، اسپری فلفل، باتوم و دستبند حمل می‌کنند.
پال برکوویتز، جنگل‌بان بازنشسته که در زمینه اعمال قانون در پارک‌ها تخصص دارد می‌گوید که با اینکه تجهیزات این جنگل‌بان‌ها با یکدیگر متفاوت است اما مردم عموما تفاوت جنگل‌بان‌ها را تشخیص نمی‌دهند.
به گفته برکوویتز، جنگل‌بان‌ها نسبت به دیگر افرادی که مسئول اجرای قانون هستند با چالش‌های بیشتری روبه‌رو می‌شوند. او می‌گوید: «مردم تصور می‌کنند که جنگل‌بان‌ها پلیس “واقعی” نیستند و به همین علت مردم فکر می‌کنند مجبور نیستند به حرف آنها گوش دهند».
تا سال 1976، جنگل‌بان‌های پارک‌های ملی آمریکا همان پلیس محسوب می‌شدند که می‌توانستند اسلحه حمل کنند و از تهدید و فشار استفاده کنند. قبل از آن دوران، قوانین خاصی برای اعمال زور وجود نداشت. اما پرونده‌های دهه 20 و 30 میلادی شامل گزارش‌هایی است که در آنها جنگل‌بان‌ها به قاچاقچیان شلیک کرده‌اند و شکارچیان غیرمجاز را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند. برکوویتز می‌گوید برخی از ماموران قانون برجسته‌ای که به جنگل‌بانی علاقه داشتند از استیصال شغل خود را ترک کرده‌اند. او توضیح می‌دهد: «استعداد و توانایی‌های آنها مورد توجه قرار نگرفت؛ چه در مسائل مالی و تشویقی و چه در مسائل غیر مالی که برای انجام وظایف خود نیاز به حمایت داشتند».
جنگل‌بان‌ها، راهنما شدند
بعد از جنگ جهانی دوم تصویر جنگل‌بان‌ها شروع به تغییر کرد. همانطور که پارک‌های ملی به ویژه میان گردشگران سفیدپوست طبقه متوسط و متوسط رو به بالا محبوب‌تر شدند، سازمان پارک‌های ملی آمریکا به این نتیجه رسیدند که این گردشگران تصور می‌کنند جنگل‌بان‌ها، ماموران قانونی به شدت مسلح هستند. ناظران پارک‌ها برای مقابله با این موضوع جنگل‌بان‌ها را تشویق کرد تا به عنوان راهنما به گردشگران نزدیک شوند تا نقش اعمال قانون آنها کمرنگ‌تر شود. علاوه بر آنها ساخت برنامه‌های سرگرمی مثل کارتن یوگی و دوستان در پارک جلی‌استون در دهه 50 و 60 میلادی که جنگل‌بان‌ها را کمی بدشانس نشان می‌دهند. (در کارتن یوگی و دوستان جنگل‌بان اسمیت، تمام مدت به دنبال گرفتن یوگی است که سبدهای پیک‌نیک را می‌دزد). با این همه بعد از وقوع شورش‌های پارک یوسمیتی،‌ هر چه برای نشان دادن چهره بی‌خشونت جنگل‌بان‌ها تلاش شده بود رو به نابودی رفت. در تابستان 1970، صدها زن و مرد جوان برای برگزاری جشن استقلال آمریکا در چمن‌های جنگل یوسمیتی دور هم جمع شدند. جنگل‌بان‌ها که برای بیرون راندن آنها با مقاومت روبه‌رو شدند، با باتوم و دسته تبر مردم را کتک زدند و این جمعیت بی‌سلاح را خون‌آلود و کبود رها کردند.
برای سازمانی که برای بدست آوردن شهرت دوستانه خود سال‌ها زحمت کشیده بود، این اتفاق بسیار شرم‌آور بود. در نهایت کنگره آمریکا قانون 1976 را تصویب کرد که در آن جنگل‌بان‌های مسلح از غیرمسلح جدا و به بخش ویژه‌ای از سازمان پارک‌های ملی آمریکا تبدیل شوند. ایده اصلی آن بود که جنگل‌بان‌های مسلح آموزش‌های بهتری برای اجرای قانون و استفاده از زور و فشار ببیند اما نتیجه آن ایجاد شکاف میان سازمان پارک‌های ملی شد.
کشمکش کاهش بودجه پارک‌های ملی
تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد که رفتار مردم زمانی که به‌وسیله مامور قانون بازداشت شده‌اند تاثیر بزرگی روی واکنش ماموران خواهد گذاشت. در دهه گذشته موارد بسیاری از جنگل‌بان‌هایی دیده شده که در برابر تخطی‌های ناچیز از زور و فشار شدید استفاده کرده‌اند.
پیش از همه‌گیری کرونا، با وجود آنکه میزان استفاده از پارک‌ها از سوی گردشگران افزایش پیدا کرده بود،‌ اما تعداد جنگل‌بان‌های مسلح پارک‌های ملی با کاهش همراه بود. فیل فرانسیس، سرپرست بازنشسته پارک‌های ملی می‌گوید که دوران سختی را سپری می‌کنیم. به گفته فرنسیس سرپرست‌های جدید باید تصمیمات سختی بگیرند چون پول کافی برای انجام هر اقدامی را ندارند. فرنسیس با این حرف‌ها، می‌پرسد: «آیا باید به پارک‌ها رسیدگی کرد؟ یا باید بودجه ماموران قانونی را بیشتر کرد یا مراکز گردشگری را اداره کرد؟» بررسی‌ها نشان می‌دهد که کاهش بودجه پارک‌های ملی آمریکا به همراه کشمکش‌های طولانی بر سر نقش مناسب ماموران مسلح در پارک‌های ملی آمریکا از دلایل اصلی کاهش نیروهای جنگل‌بانی شده است.
این در حالی است که نقش جنگل‌بان‌ها در خاموش کردن آتش‌سوزی‌های گسترده جنگلی در آمریکا را نباید نادیده گرفت. آنها برای خاموشی آتش‌سوزی‌های جنگلی و جلوگیری از گستردگی شعله‌ها در صف اول می‌ایستند. روزی 12 تا 13 ساعت کار می‌کنند تا با شلنگ‌های آتش‌نشانی آب‌پاشی کنند، با بیل و تبر کپه‌های کوچک‌تر را خاموش کنند و برای جلوگیری از فراگیرتر شدن آن چاه می‌‌کنند.