بایگانی مطالب نشریه

چالش‌های پروژه شهر سبز نزدیک رودخانه گنگ هند

شهر سبز (green city) یکی از بارزترین نمودهای توسعه پایدار در دنیای مدرن است. ایده ایجاد شهرهایی که آلودگی محیط زیستی کمی دارند و کمتر از سایر شهرها و مناطق صنعتی، آلاینده تولید و منتشر می‌کنند و در عین حال، هوشمند، مجهز و تکنولوژیک هستند، چند دهه است که در میان مدیران شهری و سیاستمداران طرفدار پیدا کرده است. در این مدت، چند شهر هم توانسته‌اند در این زمینه پیش قدم شده و این مفهوم را در مناطقی متحقق کنند.

مفهوم شهر سبز به خصوص در ادبیات مدیریت شهری هند بسیار پرطرفدار شده است. هند به علت ویژگی‌های خاص آب‌و‌هوایی‌اش (مانند وجود جنگل‌های استوایی، وجود رودهای پرآب، رطوبت بالا، بارش بسیار زیاد باران و …) برای ایجاد شهر سبز بسیار مناسب است.
با وجود جمعیت زیاد و فقر در برخی از مناطق این کشور پهناور، اما دولت هند عزم جدی دارد که طرح ایجاد شهرهای سبز را پیگیری کند. دولت بر این باور است که ایجاد شهر سبز به جز اینکه مانع آلودگی محیط زیست و هوا (که هند به شدت با آنها درگیر است) می‌شود، می‌تواند از هدررفت انرژی هم جلوگیری کرده و برای دولت نفع اقتصادی داشته باشد.
پروژه اونائو و چالش‌های ریز و درشتش
یکی از مناطق هند که طرح شهر سبز در آن اجرا می‌شود، منطقه اونائو (Unnao) در استان اوتار پرادش (Uttar Pradesh) است. پروژه شهر سبز اونائو دو سال قبل آغاز به کار کرد و تکمیل آن تا امروز ادامه دارد. این طرح به خصوص با اجرای پروژه بستر رودخانه گنگ (موسوم به Trans-Ganga project) بسیار مشهور و جنجالی شده است.
پروژه بستر رودخانه گنگ در تلاش است که شرایط توسعه پایدار را در اوتار پرادش و مناطق مرزی رود گنگ که به شدت آلوده هستند، محقق کند و به همین دلیل، ساخت مجموعه‌ای از خانه‌های متناسب با شرایط محیط زیست را آغاز کرده است. این ساختمان‌ها مجهز به پشت بام سبز، خنک کننده زمین (earth cooling)، پنل‌های خورشیدی، تغذیه آب‌های زیرزمینی (Groundwater recharge) و مدیریت پسماند است.
اما این، همه‌ دانسته‌های ما درباره این پروژه نیست. وب‌سایت Down to earth هند در گزارشی به موضوع شهر سبز اونائو پرداخته و ابعادی متفاوت از آن را مورد بررسی قرار داده است. طبق گفته نویسنده این پایگاه، حدود 400 هکتار از زمین‌های اونائو به طرح شهر سبز اختصاص یافته است. این زمین‌ها در منطقه‌ای مهم و حساس قرار گرفته و تا نزدیکی گنگ کشیده می‌شوند.
طبق اعلام مقامات محلی، حدود 10 هزار روپیه پول صرف این طرح شده و حدود 100 هزار هندی برای پیشبرد پروژه مشغول کار هستند.
آنچه اکنون طرح شهر سبز اونائو را دچار چالش کرده، مدیریت فاضلاب شهری و جلوگیری از هدررفت آب این منطقه است. بر اساس گزارش‌ها، روزانه مقادیر زیادی از آب‌ گنگ پمپاژ می‌شود و حدود 80 درصد از این آب به فاضلاب شهری می‌ریزد. این اتفاق، منطقه اونائو را تبدیل به یکی از پرمصرف‌ترین مناطق اوتار پرادش کرده است.
همچنین، طرح شهر سبز اونائو در تلاش است از ورود فاضلاب به رودخانه و آلودگی آن جلوگیری کند. این احتمال چیزی است که بسیاری از فعالان محیط زیست در هند را نگران کرده است. آنها می‌گویند اگر قرار است پروژه شهر سبز به اکولوژی گنگ آسیب بزند بهتر است هرچه سریع‌تر این طرح لغو شود. آنچه فعالان محیط زیست بر آن تاکید دارند این است که رودخانه گنگ به خصوص در منطقه کنپور (Kanpur) دیگر تحمل پذیرش آلاینده‌های جدید را ندارد. از این جهت، شهرهای مرزی گنگ باید تحت کنترل قرار بگیرند. منطقه اونائو دو آبراهه دارد که به گنگ ختم می‌شوند و از این جهت نقش بسیار پررنگی در آلودگی رودخانه بزرگ هند دارند. طبق اعلام سازمان‌های محیط زیستی هندوستان، دو آبراهه اونائو در این مدت به هیچ وجه کنترل نشده‌اند و آلودگی حاصل از فاضلاب شهری این دو مسیر آبی، مستقیما به رودخانه می‌ریزند.
اکنون بسیاری معتقدند طرح شهر سبز با توجه به شرایط رودخانه و منطقه اونائو به احتمال زیاد با شکست مواجه می‌شود و حتی ممکن است وضعیت رودخانه را قرمز کند.
طغیان گنگ، نگرانی جدی فعالان محیط زیست هند
ترس دیگر مسئولان شهری منطقه اونائو این است که اقداماتشان (به خصوص پروژه مربوط به رودخانه گنگ) باعث آسیب رسیدن به مناطق کنار رود و طغیان گنگ شود. خطر مربوط به طغیان گنگ البته مساله‌ای قدیمی است. دشت سیلابی گنگ در نزدیکی اونائو به علت ساخت‌و‌سازهای مختلف، ساخت ورزشگاه، مترو، معبد آکشاردام (Akshardham) و … به شدت آسیب دیده و افزودن باری جدید بر این منطقه می‌تواند سیلاب‌های وحشتناکی را به وجود بیاورد.
با این حال، برخی از موافقان پروژه شهر سبز و اصلاح ساختار فاضلاب شهری اونائو معتقدند که این پروژه هیچ آسیبی به دشت سیلابی گنگ نمی‌زند و در جاهایی اجرا می‌شود که از مناطق خطرناکی که احتمال سیل را زیاد می‌کند، دور هستند.
با وجود این شرایط حساس، برخی از مقامات هندی دست به کار شده‌اند تا بتوانند مساله را حل کنند.
مقامات محلی و دولت مرکزی هند جلساتی برگزار کردند تا بتوانند مساله تمیز شدن گنگ، تخریب بستر آن و به خصوص ادامه پروژه ساختمانی گنگ را حل کنند.
مسئول منابع آبی هندوستان در اظهاراتی ابراز امیدواری کرد که پروژه شهر سبز بتواند ادامه پیدا کند و به گنگ هم آسیبی نرسد.
اوما بهارتی در این باره گفت: «این پروژه برای اولین بار در کشور اجرا می‌شود؛ طرحی که صنایع سبز و غیر آلاینده را در خود جای خواهد داد. این پروژه بدون شک الهام‌بخش بسیاری از برنامه‌ریزان شهری خواهد بود، اما مقامات باید اطمینان حاصل کنند که این پروژه به گنگ آسیب وارد نمی‌کند.»

نخل‌های تشنه بوشهر ، ثمره سیاست‌های اشتباه

فصل خرماپزان است، حال نخلستان اما خوش نیست. نخلستان‌های بوشهر که سالانه بالغ بر ۱۶۵هزارتن خرما تولید می‌کنند، چند سالی است دیگر رونق قبل را ندارند. سیاست‌های اشتباه در مدیریت منابع آب از سویی و استمرار شیوه‌های سنتی کشاورزی از سوی دیگر، زمین‌ها و نخل‌ها را بیش از گذشته خشکانده است. حال منابع آب زیرزمینی هم در استان خوش نیست. نشست زمین در گوشه و کنار بوشهر خبر از خشک شدن سفره‌های زیرزمینی و مرگ آبخوان‌ها دارد. هر چند این تمام ماجرا نیست و شور شدن آب‌های زیرزمینی هم معضل بزرگی است که در بلند مدت زمین‌های منطقه را غیرقابل کشت می‌کند. به تمام این ثمرات بی‌تدبیری‌ و سو‌مدیریت‌ باید خشکسالی و کم بارشی را هم اضافه کرد که دردی است بر تمام دردهای مردمی که نخل‌هاشان دیگر رونق قبل را ندارد.

سطح آب در منابع زیرزمینی افت چشمگیری دارد، آب چاه‌ها شور شده است، هجوم آب دریا به منابع زیرزمینی پای دستگاه‌های آب شیرین کن را به زمین‌های کشاورزی باز کرده است. دستگاه‌هایی که به مرور خاک را آلوده و غیر‌قابل کشت می‌کنند. این گوشه‌ای از تصویر کشاورزی در استان بوشهر است. استانی که با محصول خرما و نخل‌های قد افراشته‌اش شناخته می‌شود اما حالا زمین‌هایش محل کشت هندوانه و صیفی‌جاتی است که با خاک این منطقه غریبه‌اند و چشم به منابع محدود آب آن دوخته‌اند.
امید آزادی‌جو مدیر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقه‌ای بوشهر درباره وضعیت منابع زیرزمینی بوشهر، به ایرنا گفته است: «بهره‌برداری‌های بیش از حد از منابع زیرزمینی منجر به افت شدید سطح آب‌ این منابع، هجوم آب شور به سفره‌های ساحلی، فرونشست و آلودگی‌های میکروبی و شیمیایی شده است. هرچند ۷۰ درصد چاه‌های غیرمجاز حفر شده در این استان متروکه و غیرقابل بهره‌برداری و تنها ۳۰ درصد فعال هستند اما همین تعداد، ۴۰ درصد از آب‌های زیرزمینی استان را برداشت می‌کنند. میزان بهره‌برداری بیش از حد از آبخوان‌ها در استان بوشهر باعث شده سالانه ۳۰ میلیون مترمکعب کسری مخزن در آبخوان‌ها ایجاد و بیلان این منابع منفی باشد.»
جابر مظفری‌زاده مدیر محیط زیست و کیفیت منابع آب شرکت آب منطقه‌ای بوشهر معتقد است: « اگر با همین روش پیش رویم، شاید در ۱۰ سال آینده همه آب‌های زیرزمینی استان بوشهر به دلیل کاهش کیفیت، قابلیت مصرف آشامیدنی و کشاورزی نخواهند داشت.» او می‌گوید: «یکی از دلایل افزایش بی‌رویه در مصرف آب، توسعه کشت‌های زراعی و باغ‌ها است که در سال آبی جاری با وجود اینکه منابع آبی استان تحت فشار بوده‌اند، شاهد کاشت نخل و توسعه کشت هستیم که در افت پیوسته منابع آب زیرزمینی بسیار موثر است» افزایش سطح زیرکشت موضوعی است که بذرافکن هم به آن به عنوان یکی از چالش‌های موجود در کشاورزی بوشهر اشاره می‌کند. مهتا بذرافکن پژوهشگر حوزه آب و خشکسالی در خصوص شرایط نخلستان‌های بوشهر به «پیام‌ما» می‌گوید: «کشاورزی ما اقیانوسی است به عمق یک سانتی‌متر، وسعت کشاورزی را بالا برده‌ایم در حالی که هیچ ارزش افزوده‌ای ندارد. کشاورزی تبدیل به یک صنعت آبخور شده که بازده مطلوبی ندارد و شغل پایداری ایجاد نکرده است. شاهد هستیم که با کوچکترین تلاطم اقلیمی صدها نفر دچار ضرر و زیان شده و بیکار می‌شوند. گویی کشاورزی تبدیل به چاله‌ای شده که ما همه مشکلات را در آن دفن می‌کنیم. ما با یک کشاورزی ناپایدار روبه‌رو هستیم که سود آنرا دلالانی می‌برند که هم در بخش آب فعال هستند و هم در بخش کشاورزی»
بذرافکن که سال‌ها در حوزه آب و خشکسالی در شهرستان‌های مختلف استان بوشهر فعالیت پژوهشی انجام داده، معتقد است: «مهم‌ترین چالشی که در نخلستان‌های بوشهر وجود دارد نه خشکسالی، بلکه آبیاری بد است. هنوز نخلستان‌های بوشهر با روش غرقابی آبیاری می‌شوند و درصد بالایی از آبی که به حوضچه‌ پای نخل‌ها می‌رود، تبخیر می‌شود» اما این تنها مسئله نیست، ساخت سد رئیسعلی دلواری و صدور مجوز بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی به کشاورزان، به تمام مسایل این منطقه دامن‌زده است.
با نگاه اقتصادی هم اگر به مسائل نخلداران بوشهری بپردازیم، باز هم مسایل ریشه‌ای و نبود سیاست‌های درست در میان مشکلات مردم خودنمایی می‌کند، بذرافکن می‌گوید: «خرمایی که در این منطقه تولید می‌شود ضایعات بسیار بالا و قیمت بسیار پایینی دارد. آب بسیار بالایی برای این محصول مصرف می‌شود، اما نتیجه محصولی است که در صادرات شانس چندانی ندارد. چون رقبایی مثل عربستان و عراق که از رقم‌هایی مثل پیارم استفاده می‌کنند بازار بین‌المللی را راضی می‌کنند. از طرفی بسته بندی بسیار سنتی و پیش پا افتاده است» بذرافکن به نکته‌ای اشاره می‌کند که در کشاورزی این منطقه مورد غفلت واقع شده است و آن صنایع تبدیلی و تکمیلی است. او معتقد است: «کشاورزی فقط داشت و کاشت نیست. مسئله اصلی و چالش مهم ما در برداشت است.
به جای اینکه تقاضا را مدیریت کنیم، مدام برای عرضه سیاست‌ها و راهکارهای جدید تعریف می‌کنیم؟ در حالی که باید ارزش افزوده محصولات کشاورزی را آنقدر بالا ببریم که تقاضای آب کم شود و توجه به سمت صنایع تبدیلی و تکمیلی و ایجاد ارزش افزوده جلب شود نه تامین آب»
مهتا بذرافکن با دیدگاه‌های اجتماعی مسائل حوزه آب و خشکسالی را تحلیل می‌کند معتقد است: «مقصر این وضعیت تنها خشکسالی نیست، مقصر سیاست‌های سوداگرانه آب است. در سیاست‌گذاری‌های به جای اینکه آب یک مسئله اجتماعی و محیط زیستی باشد، بیشتر یک مسئله سیاسی است. سیاستمداران به جای متخصصان و کارشناسان تصمیم می‌گیرند که با آب چه کار کنند. ما چقدر می‌خواهیم در حوزه آب سیاست‌ها را بر عرضه متمرکز کنیم، وقتی تقاضا را رها کردیم، صنایع تبدیلی و تکمیلی را رها کردیم، الگوی کشت مناسب را رها کردیم، با سیاست‌هایی که در حوزه عرضه داریم فقط آب را هدر می‌دهیم. مسئله ما مقدار آب نیست بلکه سیاست‌گذاری در حوزه کشاورزی و آب است»
بذرافکن همچنین به تاکید وزیر نیرو و برخی تصمیم‌گیران در خصوص توسعه آب‌شیرین‌کن‌ها اشاره کرده و می‌گوید: «وزارت نیرو بر شیرین کردن آب دریا تاکید دارد. شیرین کردن هر لیتر آب شور 18 هزار تومان هزینه دارد، هر کیلو خرما 8 هزار تومان است، ما می‌خواهیم آب 18 هزار تومانی را صرف خرمای کیلویی 8 هزار تومان کنیم؟ دنیا به ما نمی‌خندد؟»
او معتقد است این سیاست‌ها تنها به نفع کسانی است که حتی در صورت بروز مشکل در هر زمینه‌ای در این منطقه ماندنی نیستند و مهاجرت می‌کنند، اما امروز برخی به دنبال کشت هندوانه در این منطقه هستند و برخی شعار شیرین‌سازی آب می‌دهند: «ما کمبود آب داریم اما از طرفی به تقاضا هم دامن می‌زنیم. با سیاست گذاری‌هایی که صورت می‌گیرد، انگار عامدانه تقاضا را بالا می‌برند. سوداگران آب از طرفی برای انتقال آب نقشه می‌کشند، عده‌ای برای آب شیرین کن در تلاشند و عده‌ای برای سد.
همین افراد اگر روزی این کشور غیر قابل زیست شود با این پول‌هایی که از این راه به دست آوردند، از این کشور می‌روند، چه کسی ماندگار است؟ مردمی که همه‌چیز خود را باخته‌اند. به خاطر سیاستگذاری‌های فاجعه‌باری که در این چهار دهه داشته‌ایم. متاسفانه وزیر جدید هم به نظر قرار است همان راه را ادامه ‌دهد»
بذرافکن به ظرفیت مغفول و مهمی در حوزه منابع آب در بوشهر اشاره کرده و می‌گوید معتقد است: «آب‌های نامتعارف در استان ظرفیت بسیار مهمی هستند که رها شده‌اند. میلیاردها مترمکعب لیتر آب از همین طریق هدر می‌رود. چقدر سرمایه‌گذاری نیاز است برای بازچرخانی این آب؟ به اندازه یک آب شیرین‌کن» بر اساس بررسی‌های صورت گرفته استان بوشهر با داشتن ۲۰ درصد آب‌های نامتعارف کشور (آب‌هایی که در حالت عادی قابلیت استفاده ندارد) بالاترین سرانه این آب‌ها را در کشور در اختیار دارد. آب‌هایی که با تکنولوژی بازچرخانی می‌توانند در بخش صنعت و کشاورزی مورد استفاده قرار گیرند و هزینه این بازچرخانی به مراتب کمتر از انتقال یا شیرین‌سازی آب است.
اما طرح رسیدگی به آب‌های نامتعارف در بوشهر سال‌هاست در میان طرح‌های مختلف در حوزه آب، به فراموشی سپرده شده است. بذرافکن در این رابطه می‌گوید: «آب که یک بار مصرف نیست. این حجم از آب رها شده را می‌توان با بازچرخانی دوباره وارد مدار کرد، اما این کار انجام نمی‌شود. سال‌هاست این طرح در بوشهر معطل مانده است.
در حالی که بهترین راه برای شهرها و محیط زیست و مردم همین است که از آب‌های نامتعارف مثل فاضلاب استفاده مجدد کنند. در همین شرایط استان بوشهر 6-7 سد در حال ساخت دارد» کسی نمی‌داند چرا همواره برای اجرای طرح‌های اصولی بودجه و برنامه نیست، اما برای طرح‌های مخرب که در تضاد با مسائل محیط زیستی و پایداری توسعه است، همواره یک بهانه‌ای برای کنار گذاردن این طرح‌ها وجود دارد.

آب و خشکسالی مسئله مدیران بعدی باشد

|پیام ما| رئیس پژوهشکده محیط زیست و توسعه پایدار منتقد بخشی از فعالیت‌های سازمان حفاظت محیط زیست است. او معتقد است مجموعه تحت نظرش به دلیل ظرفیت بالای علمی و تجربی می‌تواند در بسیاری از مسائل سازمان نقش توصیه و نظارت داشته باشد، اما برخی از مدیران سازمان به نقش پژوهشکده اهمیت نمی‌دهند.
جلیل بادام‌فیروز که سوابقی چون سرپرستی دانشکده محیط زیست کرج، مشاور امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست و مدیرکلی محیط زیست استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد را در کارنامه خود دارد، می‌گوید پژوهشکده محیط زیست و توسعه پایدار، مرکز تحقیقات و سیاست‌گذاری پژوهشی سازمان حفاظت محیط ‌زیست است؛ چیزی شبیه مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی. او در گفت‌وگویی که به تازگی در کتاب «کابینه سبز» (تجربه مدیریت مدیران سازمان حفاظت محیط زیست در دولت دوازدهم) منتشر شده، در روزهای پایانی دولت روحانی، از اهمیت پژوهش در آینده محیط زیست کشور و البته بی‌توجهی بعضی مدیران به ظرفیت علمی این پژوهشکده گفته است. آنچه در پیش رو آمده، بخشی از گفت‌وگوی منتشر‌شده است.

سازمان در این مدت نیازها و موضوعات خود را به پژوهشکده انتقال داده؟ چقدر از اقدامات پژوهشی سازمان در پژوهشکده انجام می‌شود؟
به عنوان یک پژوهشکده تازه‌تاسیس هنوز در ابتدای راه هستیم، اما معتقدم تا همین‌جا هم از برنامه و اهداف جلوتر بوده‌ایم. سیاست درست سازمان و هیئت ‌امنا این بوده که به پژوهش‌های کاربردی بپردازیم، نه کارهای بنیادی-توسعه‌ای. ما باید برای حجم عظیم مشکلات و معضلات زیست ‌محیطی اقدامات کاربردی، دستورالعمل‌ها، طرح‌ها و پژوهش‌های کاربردی تعریف کنیم. اعتقاد دارم تمام اقدامات پژوهشکده کاربردی و در خدمت اهداف و نیازهای سازمان بوده است.
با این همه معتقدم نگاهی که مجلس به مرکز پژوهش‌ها دارد، یا رابطه وزارت جهاد با مرکز تحقیقات و وزارت نیرو به پژوهشگاه، هنوز در مدیران ارشد سازمان حفاظت محیط زیست وجود ندارد.
در بخشی از حوزه‌ها رابطه با پژوهشکده خیلی ضعیف بود. معاونت محیط زیست انسانی کمترین همکاری را با پژوهشکده داشت، اما در حوزه محیط ‌زیست دریایی و معاونت آموزش همکاری‌های بسیار تنگاتنگی داشتیم و به نظرم موفق هم بودیم.
از نظر شما مشکل کنونی این است که جایگاه حقیقی یک مرکز تحقیقاتی و پژوهشی که می‌تواند راهکار ارائه بدهد و مسائل کاربردی را مطرح کند، مشخص نشده است.
دقیقا. مثلا در بحث عوارض آلایندگی برای صندوق ملی محیط زیست که مجلس تصویب کرد، پژوهشکده کارهای زیادی درباره این قانون انجام داد. صندوق ملی محیط ‌زیست چند میلیارد پول برای پژوهش اختصاص داد، اما حتی از پژوهشکده با 17 عضویت علمی برای مشورت یا مشارکت در بررسی کارها دعوت نکرد.
موارد زیادی از اقدامات پژوهشی از سوی دانشگاه‌ها انجام شده است. آیا پژوهشکده در این‌ موارد نقشی نداشته است؟
اتفاقا انتظار داشتیم این اتفاق بیفتد. موافقم که پژوهش باید به سمت دانشگا‌ه‌ها و مراکز علمی برود، اما حلقه وصل سازمان و دانشگاه کجا باید باشد؟ چه کسی نظارت می‌کند و کیفیت کار را می‌سنجد؟ دستگاه‌های نظارتی هم توصیه کرده‌اند که وظیفه پژوهشکده همین است، باید در امور مرتبط نظارت و دخالت داشته باشد. این وظیفه در بخش‌هایی از سازمان نادیده گرفته می‌شود.
علت چیست؟ آیا دلیل آیین‌نامه‌ای و قانونی دارد؟
خیر. قانون و آیین‌نامه به‌صراحت گفته‌اند باید انجام شود، اما سلیقه‌ای است. با معاونت آموزشی و معاونت دریایی سازمان از لحاظ علمی همکاری‌های بسیار عمیق و تنگاتنگی داریم. حتی در یکی از دفاتر تخصصی سازمان مانند دفتر پسماند بر 15 یا 16 طرحی که برون‌سپاری شده، نظارت می‌کنیم. خوش‌بینم که در پنج سال آینده این پژوهشکده بیش از 90 درصد مسائل پژوهشی و علمی سازمان را پوشش بدهد، زیرا از زمان تاسیس، حرکت ما در بحث نظارت، انجام، برون‌سپاری و دخالت‌های علمی‌ صعودی بوده و به‌سرعت در حال اوج گرفتن است. این به نفع سازمان محیط زیست و مدیران است، زیرا موسسه‌ای وجود دارد که می‌تواند شفاف، دقیق و پاسخ‌گو باشد و تصمیم‌سازی کند.
از سوی دیگر، در راستای سیاست‌های دولت فعالیت دانشکده متوقف شد، اما ظرفیت آموزش محیط‌بانی باقی است. یعنی الان ما 17 هیئت علمی، تعدادی پژوهش‌گر خوب، مرکز آموزش محیط‌بانی و امکانات و تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در اختیار داریم.
این امکان وجود دارد که برای محیط‌بانان و کارشناسان و حتی برای جوامع مرتبط مانند صنعت‌گران کارگاه‌های آموزشی، دوره‌های آموزشی، دوره‌های بدو خدمت، دوره‌های مهارتی و دوره‌های بازآموزی ایجاد کنیم.
در کنار جایگاه حقوقی که مهم‌ترین چالش پژوهشکده است، همیشه درباره کیفیت و کمیت کار چالش داریم؛ چه در کشورهای توسعه‌یافته، چه در کشور ما که در حال توسعه هستیم، تمام دستگاه‌ها، شرکت‌ها، موسسات و ادارات با چالش‌های پرسنلی، تجهیزاتی، سخت‌افزاری و… مواجه‌اند. هرچند این موضوعات سد راه ما نیست و تنها چالش و مشکل ما این است که سازمان باور داشته باشد یک مرکز تحقیقات دارد که می‌تواند با کیفیت خوب اقدامات علمی و پژوهشی‌ انجام دهد. ما به وظایف حاکمیتی، نظارتی، یا کارشناسی سازمان کاری نداریم. تنها پژوهش‌ها و نظارت بر کارهای علمی را مدنظر داریم. سازمان بپذیرد در کنار خود مرکزی دارد که متعلق به خودش است و می‌تواند این کار را با کیفیت خوب و بهتر از جاهای دیگر انجام دهد. باقی چالش‌ها موضوعات روزمره یا عادی سیستم‌های اداری است.
اگر یک ارزیابی از عملکرد خودتان در دانشکده محیط زیست و همینطور پژوهشکده داشته باشید، فکر می‌کنید کدام اقدامات انجام‌شده در سال‌های اخیر مهم بوده است؟
مسئولیت دانشکده کمتر از یک سال است به من واگذار شده و دیگران هم زحمات زیادی در دوره‌های آموزش و تربیت محیط‌بان و در پذیرش دانشجو کشیده‌اند. فکر می‌کنم بهترین کار دوره‌های آموزشی تربیت محیط‌بان بود که در سنوات گذشته انجام شده و استمرار خواهد داشت، اما در پژوهشکده به بحث‌های مختلفی وارد شدیم، مثلا موضوع مالچ؛ زمانی همه ادعا داشتند برای کنترل ریزگردها مالچ باکیفیت تولید می‌کنند و برای مالچ‌پاشی پول می‌خواستند. داوطلبانه اعلام کردیم در بررسی این موضوع به دفتر گردوغبار کمک می‌کنیم. کارگروهی زیر نظر دفتر تخصصی گردوغبار تشکیل شد و از افرادی که مدعی تولید بودند، دعوت کردیم. با همکاری بهترین آزمایشگاه‌های معتمد کشور مانند آزمایشگاه‌های دانشگاه تهران، مرکز پژوهش‌های علمی ـ صنعتی و سازمان زمین‌شناسی کار علمی، فنی و دقیقی انجام دادیم و نتایج بسیار مثبت و ارزشمندی گرفتیم.
از بودجه سال 1400 اطلاع ندارم، اما می‌دانم در بودجه سنواتی کشور رقم چندصدمیلیارد تومانی برای مالچ‌پاشی تخصیص می‌دهند که در حقیقت قیرپاشی در نواحی تولیدکننده ریزگرد است. بررسی‌های فنی نشان داد مالچ‌پاشی اوضاع را بدتر می‌کند. مکتوب اعلام کردیم و در کارگروه هم صورت‌جلسه شد که این اقدام انجام نشود. کار بزرگی بود و دست‌کم حالا کسی نمی‌تواند برای مالچ‌پاشی درخواست پول کند. اگر بودجه‌ای اختصاص یافت، به نظر من به بودجه و محیط زیست کشور خیانت شده است.
از اقدامات دیگر، می‌توانم بررسی آسیب‌های خطوط لوله نفت بر مرجان‌ها در خارک را مثال بزنم. این کار با مشارکت چند تیم تخصصی از دانشگاه‌های کشور با هماهنگی اداره‌کل بوشهر و همکاری شرکت نفت فلات قاره انجام می‌شود.
پژوهشکده می‌خواهد اقدامات حوزه‌های مختلف معاونت‌ها را از نظر علمی بررسی کند، یا توصیه‌ای و بازدارنده عمل کند؟
این ظرفیت در این پژوهشکده وجود دارد. هیچ دفتر تخصصی را نمی‌بینید که این تعداد متخصص داشته باشد.
آیا این کار به صورت سازمان‌یافته انجام می‌شود؟
خیر. زیرا هم باید به ما اجازه ورود بدهند و هم از ما بخواهند. ما می‌توانیم بخش اعظمی از کارهای سازمان را برون‌سپاری کنیم. این مقاومت نه علمی است و نه اجرایی، بلکه ناشی از نبود شناخت و تعصبات هزینه‌زاست. این رویه را می‌توان اصلاح کرد، اما سازمان از پژوهشکده باید بخواهد و اجازه ورود پژوهشکده به اصلاح رویه‌ها را صادر کند.
امروز با همکاری معاونت دریایی امکانی فراهم شده که با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای کارشناس سازمان می‌تواند تمام مسائل تالاب هورالعظیم را چک کند. پس می‌توان محیط زیست را چابک‌تر و توانمندتر کرد. می‌توان هزینه‌ها را کاهش داد و دایره نظارت‌ها را گسترده کرد.
آیا پژوهشکده در سامانه جامع محیط زیست نقشی داشته است؟
بله، ما مجری بودیم و بخشی از برون‌سپاری را انجام دادیم.
در حوزه انتشارات قرار است پژوهشکده چه نقشی بر عهده بگیرد؟ پژوهشکده مرجع است، عموما این‌گونه مکان‌ها هم انتشارات تخصصی و هم کتابخانه‌های تخصصی در این حوزه دارند و تبدیل به مرجع دانشگاهی می‌شوند. در این حوزه چه کار کردید؟
این‌که یک فضای فیزیکی درست کنیم و ماشین چاپ نشر بگذاریم، یا کتابخانه فیزیکی داشته باشیم خیر، اما تولیدات علمی جزو وظایفمان است. در پنج سال اخیر ده‌ها جلد کتاب، صدها مقاله علمی و طرح پژوهشی در پژوهشکده تولید شده است. خروجی کار ما این مقالات و طرح‌ها، هم‌چنین کارگاه‌ها و همایش‌هایی است که برگزار کرده‌ایم.
کتاب‌ها، مقالات و طرح‌های پژوهشی ما به صورت آن‌لاین قابل دسترسی است. بنابراین برای این کار فضای فیزیکی در نظر نداریم. از طرفی، ترجیح این است به جای صرف هزینه کارشناس و چاپ، کار به یک ناشر متخصص سپرده شود. در مباحث عمومی باید کار را برون‌سپاری کنیم؛ از این طریق توسعه بخش خصوصی هم اتفاق می‌افتد.
ارتباط این مرکز با باقی پژوهشکده‌ها و مراکز علمی مانند فرهنگستان که در حوزه محیط زیست به صورت تخصصی کار می‌کند، چطور است؟
باید این واقعیت را بپذیریم که ارتباط بین مراکز علمی ایران عمیق نیست و ما هم مستثنا از این روند نیستیم. با سابقه فعالیت و وظایفی که داریم، ارتباطمان با مراکز علمی بیرون از پژوهشکده عالی نیست، اما خوب است. می‌توانم بگویم در این زمینه جزو بهترین‌های کشور هستیم، اما این ارتباط باید عمیق‌تر و گسترده‌تر شود تا بتوانیم با تمامی مراکز علمی ـ تحقیقاتی ایران و خارج ارتباط گسترده و عمیقی داشته باشیم.
از نظر شما اولویت‌های اصلی برای دوره‌ بعدی این پژوهشکده‌ در دولت جدید چیست و چه کارهایی باید در مرکز توجه و اولویت قرار بگیرد؟
من تجربه تغییر پنج، شش دولت را داشته‌ام و در این دوره‌ها مدیر میانی بوده‌ام. دولت‌ها می‌آیند و می‌روند. ممکن است معضلات عمیق‌تر شوند، یا حل نشوند، اما واقعا نگران آینده این سرزمینم، چون از وضعیت آب کشور می‌ترسم.
در دوره آینده باید به چند مسئله اساسی پرداخت و راه‌حل پیدا کرد. مهم‌ترین مسئله آب و خشک‌سالی است، زیرا هر سال میانگین بارش‌ها در کشور ما کاهش پیدا می‌کند.
تغییر اقلیم هم از ریزگردها گرفته تا آلودگی هوا جزو معضلات اساسی است، زیرا جمعیت در حال تغییر مکان است، حتی زمانی سواحل شمالی ما هم پاسخ‌گوی این جمعیت نخواهند بود و شاید مجبور شویم به فراتر از این سرزمین فکر کنیم. بحث پسماندها هم چالش بزرگی خواهد بود. هرچند در این دوره هم به این مسائل پرداخته شد. معتقدم این مسیر باید با عمق، شدت و حساسیت بیشتری ادامه پیدا کند.
این مشکلات وجود دارد و تقریبا همه می‌دانند که ما مشکل آب و پسماند داریم، اما وضعیت تغییری نمی‌کند. به نظر شما اصلی‌ترین مشکل سازمانِ محیط زیست هم در بعد ساختاری و هم موضوعی چیست؟
موضوع این است که ما قصد داریم چرخ را دوباره اختراع کنیم. همیشه با تغییر مدیریت این داستان تکرار شده، که به نظرم معضل اصلی سازمان است.
یعنی دوباره همه‌ چیز از ابتدا شروع می‌شود؟
بله، تیم بعدی که می‌آیند، قصد دارند همه ‌چیز را از اول شروع کنند و علت آن نداشتن شناخت درباره ساختار است. همه کارهایی را که تیم قبلی انجام داده، زیر پا می‌گذارند تا کار جدیدی را آغاز کنند و بعد از دو، سه سال به همان چیزی می‌رسند که قبلی‌ها بوده‌اند. پس فقط فرصت‌ها و انرژی‌ها هدر می‌رود.
مشخصا یکی از مشکلات اصلی سازمان بحث اقتصاد و منابع مالی است. به نظر شما چه راهکاری برای برون‌رفت از معضلات مالی و اقتصادی سازمان وجود دارد؟
اعتقاد دارم تیم مالی سازمان در این دو دهه همیشه ضعیف بوده‌اند. محیط‌ زیست دستگاهی است که موضوعات رفاهی و مزایای آن بسیار پایین است، پس نیروی انسانی یا نمی‌ماند، یا گاهی با کمترین بازدهی ادامه می‌دهد. بودجه را هم باید با چانه‌زنی از دولت گرفت. ما نتوانستیم، چون یکی از ضعیف‌ترین دستگاه‌ها در این زمینه هستیم، پس امکانات و تجهیزات بسیار کمی در اختیار نیروی انسانی ما قرار می‌گیرد.

در کنترل آلودگی هوا موفق نبودیم

|پیام ما| روزهای گرم نیمه اول سال 1400 با آلودگی ازن گذشت و تعداد روزهایی که شهروندان در هوای آلوده تنفس کردند، کم نبود. با وجود همه وعده‌ها مشکل آلودگی هوای کلان‌شهرها در فصول سرد و گرم کم نشده است.همین دیروز هوای 10 شهر آلوده بود؛ مشهد، بجنورد، قم و زاهدان در شرایط ناسالم برای تمام گروه‌ها و ۶ شهر در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس. حالا حتی معاون سازمان بازرسی کل کشور هم اعتراف کرده در حالی که برای مقابله با این آلودگی‌ها مواد قانونی کم نیست، در عمل توفیقی در کنترل وضعیت هوای کلان‌شهرها رخ نداده است.

ادامه روند آلودگی هوای کلان‌شهرها در ماه‌های گذشته، زنگ خطری جدی برای فصل سرد پیش روست. چیزی به پاییز نمانده و کلان‌شهرهای کشور بار دیگر منتظر پاییز و زمستانی آلوده‌اند. فصل سردی که در تمام سال‌های گذشته با آلودگی بالای اغلب کلان‌شهرهای کشور همراه بوده و امسال هم شرایط بهتر از گذشته پیش‌بینی نمی‌شود. بر همین اساس هم روز گذشته نشستی برای بررسی علل آلودگی هوای کلان‌شهرها در سازمان بازرسی کل کشور برگزار شد. نشستی که در آن علاوه بر نماینده سازمان بازرسی کل کشور، معاون سازمان محیط‌زیست و برخی نخبگان و کارشناسان حوزه آلودگی هوا هم حضور داشتند.
غلامعباس ترکی، معاون نظارت و بازرسی امور تولیدی سازمان بازرسی کل کشور در این جلسه با تاکید بر اینکه در حوزه آلودگی هوا در کشور قوانین متعددی داریم که هر کدام وظایفی را برای دستگاه‌ها تعیین کرده‌ گفت: «به عبارتی در این حوزه ما با انباشتی از قوانین مواجه هستیم ولی در عمل توفیقی برای کنترل به ویژه هوای پایتخت و بسیاری از کلان شهرها نداشته‌ایم و حالا می‌خواهیم بدانیم در موضوع آلودگی هوای پایتخت کجاها تکالیف اجرا نشده است و کجاها سیاست‌های نادرست اتخاذ شده است و بعد با واکاوی عمیق نهایتا توصیه‌های اجرایی برای دستگاه‌ها داشته باشیم و اگر خلل و ضعفی وجود داشته باشد با استفاده نظر کارشناسان و بازرسی امور جهاد کشاورزی و محیط‌ زیست سازمان به یک نتیجه خوب برسیم.»به گفته او سازمان بازرسی کل کشور به دنبال بررسی‌های چندلایه و جامع نسبت به موضوعات مختلف است و در این بررسی فقط کنش مدیران دیده نمی‌شود چرا که «ممکن است کنش مدیران نتیجه ساختارهای غلط، سیاست‌ها و قوانین نادرست و حتی نگاه‌ها و رویکردهای سیاست‌گذاران باشد» و به همین دلیل «در نشست‌های علمی باید به همه این لایحه‌ها توجه شود». ترکی از سوی دیگر گفت: «ما نیازمند رویکرد توامان علمی و عملی در سازمان بازرسی کل کشور هستیم؛ از یک سو باید نگاه علمی را تقویت کنیم و از سوی دیگر به تجربیات نیز توجه داشته باشیم. یعنی این جا فقط موضوع دانش مطرح نیست؛ بنابراین سعی داریم از صاحب‌نظرانی استفاده کنیم که دستی در اجرا هم داشته‌اند و یا ترکیبی از این دو باشند.»
سرما که می‌رود، فراموش می‌کنند
نامه‌های هشداری سازمان بازرسی درباره آلودگی هوای کلان‌شهرها به دستگاه‌های مختلف و بی‌توجهی به آن، موضوع دیگری بود که در ادامه این نشست به آن پرداخته شد. محمدرضا اشرف، بازرس‌کل امور جهاد کشاورزی و محیط ‌زیست سازمان بازرسی کل کشور گفت: «در سال‌های اخیر سازمان بازرسی کل کشور به صورت جدی به موضوع آلودگی هوای کلان‌شهرها پرداخت و گزارش‌ها و نامه‌های هشداری متعددی به دستگاه‌های مسئول ارسال کرده است.» با این همه به گفته او، به رغم همه تلاش‌ها، دستگاه‌ها به وظایف و تکالیفی که قانون برای آن‌ها مشخص کرده عمل نمی‌کنند و این موضوع باعث شده هر ساله شاهد تکرار آلودگی هوای کلان‌شهرها باشیم. «متاسفانه هر سال که به انتهای فصل پاییز می‌رسیم تحرک دستگاه‌ها در خصوص آلودگی هوا بیشتر می‌شود و بعد که فصل سرما را پشت سر گذاشته‌ایم، این موضوع به فراموشی سپرده می‌شود.» بر اساس توضیح اشرف، سازمان بازرسی کل کشور هر سال درباره آلودگی هوا، پرونده بازرسی داشته و امسال نیز موضوع آلودگی هوا در دستور کار بازرسی امور جهادکشاورزی و محیط‌زیست سازمان است. او در سخنانش وعده داد که جلسات علمی و تخصصی در این ارتباط برگزار می‌شود و دیدگاه‌های کارشناسان و خبرگان این حوزه در نظر گرفته می‌شود.
مسعود تجریشی، معاون سازمان حفاظت محیط‌ زیست، هم در نشست دیروز حضور داشت و گزارشی از عملکرد این سازمان درباره اجرای قانون هوای پاک و همچنین جلوگیری از آلودگی هوای کلان‌شهرها ارائه کرد. او پیش‌تر بارها اعلام کرده که عملکرد دستگاه‌های متولی اجرای قانون هوای پاک قابل قبول نیست. تجریشی در یکی از اظهارنظرها به ایرنا گفته بود: «در قانون هوای پاک وظایف دستگاه‌های اجرایی مرتبط مشخص و به آنها ابلاغ شده که به نظر می‌رسد به این وظایف به خوبی عمل نکرده‌اند چون اگر غیر از این بود امروز شرایط هوا باید در وضعیت بهتری قرار می‌گرفت.»
آلودگی هوا بعد از همه‌گیری
بیشتر شد
در یک سال و نیم گذشته، شیوع کرونا و تعطیلی‌های مرتبط آلودگی هوای بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا را کم کرد اما در ایران اینطور نبود. پاییز و زمستان پارسال آلوده‌تر از همیشه بود. اینطور که محمدصادق حسنوند، رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوای دانشگاه علوم پزشکی تهران در فروردین امسال اعلام کرد، «نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد در ایران برخلاف اغلب کشورهای دنیا، با شیوع کرونا آلودگی هوا نیز افزایش پیدا کرده است.» به گفته او نتایج این مطالعه نشان می‌دهد در بیش از ۹۰ درصد کشورهای دنیا، در زمان پاندمی کرونا غلظت آلاینده‌های هوا همچون PM2.5 که مهم‌ترین آلاینده هواست و دی‌اکسید نیتروژن کاهش چشمگیری پیدا کرده است اما در کشور ما، در دوران همه‌گیری، غلظت آلاینده‌ها روندی افزایشی داشته است. علت این امر این بوده است که قرنطینه کاملی در کشور اعمال نشده، بلکه برای دوره‌های زمانی جزئی بوده است. در نتیجه اعمال قرنطینه جزئی، شهروندان کمتر از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده کردند و تردد با خودروهای شخصی افزایش یافت و در نهایت میزان انتشار آلاینده‌های هوا ناشی از منابع متحرک افزایش یافت. علاوه بر این، نتایج این مطالعه نشان داد غلظت آلاینده ازن هوا در دنیا افزایش پیدا کرده است که علت اصلی آن کاهش میزان انتشار اکسیدهای نیتروژن و دیگر آلاینده‌های پیش‌ساز ازن بوده است.
شرایط حاد بارشی برای 13 استان
در پاییز
یک سال پیش از این جلسه سازمان بازرسی درباره بررسی دلایل آلودگی هوا، حسن درویشیان، رئیس این سازمان با بیان اینکه قانون هوای پاک مصوب سال ۹۶، وظایف وزارتخانه‌ها و دستگاه‌ها را در این زمینه مشخص کرده گفته بود: «ما ۱۵ علت موثر در این زمینه را بررسی و ترک فعل مسئولان مربوطه در انجام قانون را احصا و به مجلس اعلام کردیم.» هرچند او نه از علل موثر نام برد و نه از مسئولانی که در این حوزه ترک فعل کرده‌اند و در نتیجه پرونده‌های مشخصی در این خصوص اعلام وصول نشد و حالا بار دیگر سازمان بازرسی برای ورود به این موضوع در حال پیگیری است.
در شرایطی که هنوز زمانی برای پایان همه‌گیری نمی‌توان متصور بود و پیش‌بینی‌ها نشان از پاییزی خشک و گرم‌تر از نرمال دارد، آلودگی هوا هم سلامت شهروندان را نشانه رفته است. دی ماه پارسال عباس شاهسونی، رییس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت با بیان اینکه آلودگی هوا تا ۱۵ درصد منجر به افزایش ابتلا و مرگ ناشی از کووید-۱۹ می‌شود گفت: «آلودگی هوا چهارمین علت مرگ در دنیا محسوب می‌شود و بعد از فشار خون بالا، مصرف دخانیات و سوتغذیه، آلودگی هوا چهارمین علت مرگ و میر است و دومین علت مرگ ناشی از بیماری‌های غیر واگیر بعد از مصرف دخانیات قرار دارد. این نشان می‌دهد که آلودگی هوا اثر زیادی بر افزایش مرگ‌های زودرس در دنیا دارد.» در همین حال در روزهای گذشته، گاردین از نتایج یک بررسی در کشورهای مختلف گزارشی منتشر و اعلام کرد آلودگی هوا عمر میلیاردها انسان را کوتاه کرده است. تیم کارشناسی دانشگاه شیکاگو، در بررسی خود به این نتیجه رسیده‌اند که آلودگی هوا زندگی میلیاردها نفر را به مدت شش سال کوتاه می‌کند و میزان کشندگی آن بسیار بیشتر از استعمال سیگار، تصادفات جاده‌ای یا بیماری ایدز است. پاییز آلوده 1400 در حالی پیش روست که اوایل همین ماه، سحر تاج‌بخش، رئیس سازمان هواشناسی از بارش کمتر از نرمال در اکثر مناطق کشور طی پاییز ۱۴۰۰ خبر داد و گفت: «شرایط ۱۳ استان در بارش‌ها حادتر خواهد بود.» به گفته او بارش در فصل پاییز در بیشتر مناطق کشور به جز سواحل دریای خزر کمتر از نرمال (میانگین بلندمدت آماری) پیش‌بینی می‌شود و سهم ماه‌های مهر و آبان در این کم‌بارشی بیشتر است. از نیمه دوم آذرماه 1400، شرایط بارشی در کشور مقداری متعادل شده و انتظار می‌رود بارش در اکثر مناطق کشور به نرمال گرایش پیدا کند.
بر اساس این پیش‌بینی‌ها، کمبود بارش‌ها به عامل ثانویه پایداری هوای آلوده در کلان‌شهرها بدل می‌شود و نگرانی‌ها برای فصل سرد امسال را نسبت به گذشته بیشتر می‌کند؛ فصل سردی که هنور ویروس کرونا در آن جولان می‌دهد و استفاده از ماشین شخصی در کنار مازوت‌سوزی کارخانه‌های اطراف شهرها هم برقرار است و امیدها برای آسمانی صاف در کلان‌شهرها همچنان کمرنگ.

توجه به پیوست محیط زیستی پروژه‌ها مغفول مانده است

دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان گفت: مجموعه قضایی، مطبوعات را از دو جهت مطالبه‌گری و نیز پیشگیری از وقوع بزه همکار خود می‌داند. دادخدا سالاری در راستای توسعه تعاملات بین رسانه‌ها و دستگاه قضایی در بازدید از روزنامه‌ «پیام‌ما» گفت: بخشی از وظایف دادستان و دادسرا، مطالبه‌گری است و این نهاد به نمایندگی از مردم درخواست‌های مردمی را پیگیری می‌کند و مطبوعات نیز در این راستا اقدام می‌کنند و از این رو دادسرا و مطبوعات به نوعی همکار به شمار می‌روند.او با تاکید بر این مطلب که مطبوعات در حوزه پیشگیری می‌توانند نقش بسیار پر رنگی را ایفا کنند، تاکید کرد: بخشی از اقدامات رسانه‌ای درباره برخوردهای انجام شده با افراد هنجارشکن و متخلف بازدارنده است و از ارتکاب جرم توسط سایر افراد جامعه جلوگیری می‌کند. دادستان کرمان از توجه ویژه روزنامه پیام ما به محیط زیست تقدیر کرد و گفت: یکی از مسائل مهم در کشور، توجه به پیوست زیست محیطی پروژه‌ها است که این امر تاکنون به میزان قابل توجهی مغفول مانده است و ورود تخصصی روزنامه پیام ما به مسائل حوزه محیط زیست جای تقدیر دارد.سالاری عنوان کرد: در حوزه محیط زیست کسی نیست که از رسانه‌ها حمایت کند اما ورود تخصصی برخی نشریات به این حوزه بسیار قابل تقدیر است و می طلبد با توجه به عدم تجدید پذیر بودن محیط زیست، به این حوزه ها بیشتر پرداخته شود. او تاکید کرد: متاسفانه بدترین جفا را تحت عنوان صنعتی شدن در برابر محیط زیست انجام می‌دهیم و رسانه‌ها باید روشنگری لازم را در این زمینه داشته باشند.دادستان عمومی و انقلاب کرمان با اشاره به اینکه مسیر فعالیت مطبوعاتی کار بسیار دشواری است، تاکید کرد: بخشی از وظیفه اصلی و فلسفه رسانه‌ها پوشش اخبار و اطلاع رسانی و بخشی نیز مطالبه‌گری است که متاسفانه به بخش دوم کمتر پرداخته شده است. زیرا برخی مدیران متخلف و کم کار، خود را پشت شکایت‌های قضایی از رسانه‌ها پنهان می کنند اما از مطبوعات انتظار می‌رود به رسالت اصلی خود باز گشته و در مسیر مبارزه با کژی‌ها، فسادها و ناهنجاری‌های موجود در سطح جامعه اقدام کرده و شفافیت و گردش آزاد اطلاعات را محقق کنند زیرا با توسعه شفافیت در جامعه از بروز بسیاری از فسادها از جمله جرایم گسترده مالی جلوگیری می‌شود.

نشت نفت در خلیج مکزیک

پس از بروز توفان آیدا در آمریکا حالا در یکی از مناطق آسیب دیده در ایالت لوئیزیانا اثرات نشت نفت از منبع ناشناخته‌ای در خلیج مکزیک دیده‌ می‌شود. غواصان نتوانسته‌اند تا کنون منبع نشت را پیدا کنند و از گسترش آلودگی به خلیج جلوگیری کنند. آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا هم برای بررسی این وضعیت هواپیماهای نظارتی را به این منطقه اعزام کرده است.
توفان آیدا که یکی از بزرگترین توفان‌های رخ داده در ایالات متحده آمریکا بود خسارت‌های زیادی را در این کشور به بار آورد و این خسارت‌ها همچنان ادامه دارد. پس از اینکه اعلام شد این توفان موجب مرگ ده‌ها تن و آسیب به خانه‌ها، فروشگاه‌ها و مترو در شهرهای مختلف شده است حالا پیامدهای محیط زیستی این توفان هم آشکار شده است. به نظر می‌آید یکی از خسارات محیط زیستی این توفان آلودگی‌های دریایی و نشت مواد شیمیایی و نفت از پالایشگاه‌ها به خلیج مکزیک است. توفان آیدا به عنوان یکی از نتایج تغییرات اقلیمی به حساب می‌آید.
به گزارش پیام ما به نقل از رویترز، پس از بروز توفان آیدا، نشت نفت از منبع ناشناخته‌ای در منطقه «کارچند بی» در خلیج مکزیک گزارش شد و اکنون یک تیم غواصی سعی می‌کند این منبع را پیدا و از نشت بیشتر آلودگی در خلیج جلوگیری کنند.
تصاویر ماهواره‌ای اداره ملی اقیانوس‌شناسی ایالات متحده که روز شنبه منتشر شده‌اند، نشان می‌دهد که یک لکه قهوه‌ای مایل به سیاه در حدود دو مایلی یک مرکز نفت و گاز در در آب‌های ساحلی پخش شده است.
آسوشیتدپرس می‌گوید تصاویر ماهواره‌ای نشانگر این است که این لکه روغنی بیش از 19 کیلومتر به سمت شرق در امتداد ساحل خلیج حرکت کرده است.
آیدا یکی از قوی ترین توفان‌هایی است که تا کنون درسواحل خلیج آمریکا رخ داده است. این توفان باعث جاری شدن سیل شدید و تلفات جانی شد.
سخنگوی گارد ساحلی گفت که شرکت تاولوس انرژی موسسه کلین گلف را استخدام کرده که پاسخی برای نشت احتمالی نفت پیدا کنند و با کمک غواصان منبع آلودگی آب را پیدا کنند. این شرکت البته گفته که او مسئول نشت این نفت در آب نیست.
سخنگوی واحد ایمنی گارد ساحلی گفته است که پس از مشخص شدن منبع نشت، گارد ساحلی و آژانس‌های همکار روی برنامه بهبود وضعیت و کنترل منبع نشت کار می‌کنند.
او گفته است که موسسه کلین گلف برای کاهش هرگونه آسیب زیست محیطی تجهیزات و تمهیدات لازم را در منطقه ایجاد کرده است.
نشت خلیج «مارچند» یکی از چندین خطرات زیست محیطی گزارش شده در پی توفان آیدا در لوئیزیانا و خلیج است که واکنش‌های مختلفی را در پی داشته است.
آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده روز پنجشنبه اعلام کرد که یک هواپیمای نظارتی را به منطقه‌ای در لوئیزیانا اعزام کرده است چرا که این منطقه به شدت تحت تاثیر توفان آیدا قرار گرفته و آسیب دیده است. این منطقه، همان منطقه پالایشگاهی است که در نزدیکی آن نشت نفت گزارش شده است.
هواپیمای اعزامی از تگزاس قصد دارد اطلاعات مربوط به پالایشگاه‌ها و دیگر سایت‌های دارای اولویت را جمع آوری کند.

حملات به پنجشیر به اشد وجه محکوم است

سخنگوی وزارت خارجه با بیان اینکه اخباری که از منطقه پنجشیر در افغانستان می‌رسد اخبار نگران کننده است و حملات یکشنبه شب به اشد وجه محکوم است، گفت: پنجشیر تنها راه حل سیاسی دارد و محاصره پنجشیر به هیچ وجه از نظر حقوق بین‌الملل و حقوق بشردوستانه قابل قبول نیست.
به گزارش ایسنا، سعید خطیب‌زاده در نشست خبری در مورد آخرین تحولات در منطقه پنجشیر و اخبار منتشر شده مبنی بر اینکه برخی از رهبران مقاومت این منطقه توسط پهپادهای پاکستانی کشته شده‌اند و اینکه پاکستان شب گذشته به صورت مستقیم و غیرمستقیم در حملات طالبان علیه مردم پنجشیر دخالت داشته است، گفت: اخباری که از پنجشیر می‌رسد اخبار نگران کننده‌ای است. حملات دیشب به اشد وجه محکوم است. شهادت رهبران افغانستان مایه تاسف است و دخالت خارجی که شما اشاره کردید باید بررسی شود و ما این موضوع را در دست بررسی داریم.این دیپلمات ارشد کشورمان با بیان اینکه تاریخ افغانستان نشان داده است که دخالت مستقیم و غیرمستقیم نیروهای خارجی در امور افغانستان جز شکست برای نیروهای متجاوز نتیجه دیگری نداشته است، تصریح کرد: مردم افغانستان مردم استقلال طلب و غیور هستند و هر گونه مداخله خارجی در امور افغانستان از نظر ما محکوم است.سخنگوی وزارت خارجه با تاکید بر اینکه موضوع پنجشیر باید از طرف گفت وگو و با وساطت و حضور بزرگان افغانستان حل و فصل شود، ادامه داد: هیچ طرفی نباید اجازه دهد که این مسیر به برادرکشی ختم شود. طالبان باید به تعهدات خود در چارچوب حقوق بین‌الملل پایبند باشد. گرسنگی دادن به مردم پنجشیر، قطعی آب و برق آن ها و محاصره مردم پنجشیر مایه نگرانی و تاسف است. باید حقوق بشردوستانه ذیل حقوق بین الملل در این منطقه رعایت شود. ایران تمام مساعی خود را به کار می‌برد که به پایان آلام مردم افغانستان کمک کند.خطیب‌زاده با تاکید بر اینکه باید دولتی فراگیر که بازتاب دهنده ترکیب جمعیتی و قومیتی مردم افغانستان است در این کشور حاکم شود، گفت: باید خواست و اراده مردم افغانستان در این کشور حاکم شود و نه دخالت خارجی و نه هیچ طرح و توطئه دیگری.سخنگوی وزارت خارجه با تاکید بر اهمیت برگزاری گفت‌وگوهای اصیل بین الافغانی گفت: تذکر جدی می دهیم. باید تمامی خطوط قرمز در افغانستان رعایت شود. باید تعهدات ذیل حقوق بین الملل رعایت شود و ایران از نزدیک تحولات افغانستان را پیگیری می‌کند.او در ادامه پاسخ به سوال ایسنا گفت: من لازم می دانم که این نکته را عرض کنم که نهادهای بین المللی در کنار کشورهای منطقه وظیفه جدی دارند که صلح و آرامش در افغانستان را تضمین کنند و ما نیز انشاءالله تلاش خواهیم کرد که با کمک تمام گروه های افغانستانی روند تحول صلح و امنیت در این کشور را تسهیل کنیم.او ادامه داد: رفتار دولت آتی و گروهی که قدرت را در افغانستان دست می گیرد، نوع رفتار جمهوری اسلامی ایران و کشورهای بین الملل را مشخص می کند و هرچقدر این دولت مسئولانه تر رفتار کند پاسخ مناسب تری دریافت می کند.

تخلیه نخاله‌ ساختمانی بر سر تاغ‌ها

دست کم دو دهه پیش اگر از خروجی جنوبی شهر کرمان وارد جاده جوپار می‌شدید، طنازی جنگل‌های «تاغ» و «گز» در دو طرف جاده حس زیبایی از درختان مناطق کویری را به هر رهگذری می‌داد. قدیمی‌های کرمان وقتی از توفان شن و تندباد یاد می‌کنند، روزگاری را به یاد می‌آورند که یک توفان عادی هم می‌توانست در زمانی کوتاه شهر را به شن‌زار تبدیل کند. آنها به خوبی می‌دانند که عامل زندگی و رفاه مردم کرمان چیزی نیست جز این شاهرگ حیاتی تنفس کرمان یعنی درختان تاغ و گز. ولی این روزها این ریه‌های تنفسی کرمان، درگیر کرونای تخریب انسانی شده‌اند. حدود ۵۵ سال پیش به دستور سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری و پیگیری استانداری وقت، نهال‌های درخت تاغ -که در اصل بومی بیابان‌های ویکتوریا در استرالیا هستند- به کرمان وارد شد و دانش‌آموزان مقاطع مختلف تحصیلی آنها را در منطقه وسیعی در حومه شهر کرمان کاشند و بزرگترین جنگل دست‌کاشت تاریخ ایران در کرمان پا گرفت.

این درختان خود زادآوری کردند و هر روز قسمت جدیدی از شن‌زارها را به قلمرو خود اضافه کردند و با حضور و رشد آنها، شن‌های روان تثبیت و رام شدند. اما با گذشت سال‌ها، امروز حال این درختان سخاومتند اصلا خوب نیست؛ تخریب بی‌رویه، کم‌بارشی، تعرض به حریم این جنگل دست‌کاشت و قطع درختان رمقی برای پیشروی جنگل نگذاشته است. این روزها تعرض به حریم و قطع درختان تاغ برای تولید زغال، بزرگترین تهدید نابودی جنگل‌هایی است که خود کانون حیات بوده‌اند.اگر از شهر کرمان به سمت شهر جوپار حرکت کنید خواهید دید که تخلیه نخاله‌های ساختمانی در دو طرف جاده به طول زیادی باعث مدفون شدن درختان تنومند در زیر خروارها خاک و نخاله شده است. این در حالی است که در گذشته خودروهای لاین برگشت از بین درختان تاغ میان دو جاده قابل مشاهد بود ولی اکنون دیواری از نخاله حتی امکان دیدن ردیف درختان را در جاده کفی به مسافران نمی‌دهد. از سوی دیگر پل‌سازی‌های بی‌محابا در شهر کرمان و خاک‌برداری‌ها و نبود نظارت بر تخلیه نخاله‌های این پل‌ها، سبب شد ماشین های سنگین با تخلیه نخاله ساختمانی و گاهی زباله، باعث پیشروی شانه‌های جاده به سمت تاغ‌زارها و از بین بردن چند هزار درخت شدهاند.خطر آسیب‌های جدی ریوی با تخلیه نخاله‌های سیمانی و ساختمانی و برخواستن غبار ناشی از این آلودگی، در این محور و از بین رفتن درختان تاغ که خود نقش مهمی در جلوگیری تشکیل کانون‌های ریزگرد منطقه را دارد، در آینده نزدیک کرمان را به یک مرکز تومورهای ریوی و تنفسی تبدیل می‌کند. از سوی دیگر تولید زغال در سطح کشور و صادرات آن به کشورهای همسایه دامن تاغ‌زارهای کرمان را نیز گرفته و افراد سودجو به جان این طبیعت خسته افتاده‌اند. متخلفان در قلب جنگل‌های تاغ با ساختن کوره و بریدن شبانه درختان چند ده ساله، کمر به نابودی هکتارها جنگل بسته‌اند.با همه اینها، حتی پیگیری‌های مکرر جمعی از کنشگران محیط زیست در اداره راه و شهرسازی استان و حتی وزرات راه، هیچ نتیجه‌ای نداده و هر روز شاهد تخلیه بیشتر نخاله در این محور هستیم.

مخالفانم اطلاعاتشان ناقص است

«کسانی که کارزار را امضا کردند، اطلاعاتشان ناقص بود »، «من شهردار قانونی تهرانم»، «برخی در این مدت جوسازی سیاسی کردند». این‌ جملات مهم‌ترین صحبت‌های علیرضا زاکانی، شهردار تهران در جمع خبرنگاران و در حاشیه صحن شورای شهر تهران بود. حرف‌هایی که با صحبت‌ قبلی‌اش در جمع خبرنگاران شهری تفاوت‌های عمده داشت. او که حدود 4 هفته پیش و بعد از انتخابش از سوی شورای شهر تهران بیش از 20 دقیقه به سوالات خبرنگاران درباره برنامه‌هایش توضیح داد، اینبار درحد 10 دقیقه صحبت کرد و تلاش داشت تا بتواند افکار عمومی را توجیه کند که امضای حکمش از سوی وزیر کشور قانونی بوده است. تغییر لحن و نگاه زاکانی حتی در صحبت‌هایی که میان اعضای شورای شهر تهران داشت، نیز مشهود بود. او که با همراهی معاونان حناچی در صحن حضور پیدا کرده بود، چندباری به برگزاری جلسه با آن‌ها اشاره کرد و به نظر می‌رسید که در برخی موارد مانند نقش شهرداری در کنترل آسیب‌های اجتماعی، به نتیجه‌ای رسیده که معاونان حناچی پیشتر به آن رسیده و در صحن شورا مطرح کرده بودند، چنانچه اعلام کرد: «باید دیگران را به میدان بیاوریم در بحث معتادان متجاهر و کودکان کار با بهره‌مندی از کمک همه مسئولان باید گام برداشت.»

زاکانی در جلسه دیروز شورای شهر تهران که به ریاست مهدی چمران برگزار می‌شد، صحبت‌هایش را با تقدیر از عملکرد علیرضا جاوید، سرپرست شهرداری تهران آغاز کرد. بعد از آن حدیثی از ائمه نقل کرد و تاکید کرد که باید دقت ویژه‌ای در آبادانی و پیشرفت مادی و معنوی تهران هم در سطح کالبدی و هم جسم شهر داشت: «باید به صورت توامان، شهر را به سمت و سویی ببریم که کلان‌شهر تهران الگویی نمونه برای جهان اسلام باشد.» او در ادامه به جلساتش با معاونان شهردار و شهرداران مناطق و نواحی اشاره کرد، جلساتی که به گفته خودش در چند نوبت استمرار پیدا کردند و نتایجی هم از آن‌ها استنباط شده است. شهردار تهران معتقد است که شهروندان تهرانی از به رسمیت شناخته نشدن در شهر ناراحتند: «ما با شهروندانی مواجهیم که از ما دلگیرند زیرا در مسیر مواجهه با فقر و فساد و تبعیض ایستادگی و جدیت لازم را نداریم.» او در ادامه ناراحتی گروه دیگری از مردم را به سبب ارائه سطح خدماتی دانست که درخور و شایسته آن‌ها نبوده است. او معتقد بود که شهروندان در مسیر دیگری گام برداشتند و شهرداری مسیر دیگری را انتخاب کرده و به همین سبب هم شهرداری نیازمند اتخاذ راهی نو است. زاکانی، تهران را شهری می‌داند که در آن توجهی به کالبد صورت نگرفته و حتی اگر به کالبد هم توجه جدی شده، در مسیر رشد متوازن حرکت نکرده است: «وقتی از پنجره اتاق شهردار به هر سمت شهر می‌نگریم، بی‌هویتی را در شهر می‌بینیم. هویت دینی و ایرانی ما در آن نمایان نیست. فاصله شمال و جنوب در شهر معنادار است و بی‌دقتی در توسعه امکان استفاده یکسان از شرایط و امکانات را برای شهروندان فراهم نکرده است.» شهردار تهران تاکید کرد که شهرداری باید از سازمانی خدماتی به سمت نهادی اجتماعی حرکت کند. او گفت که تلاش می‌کند تا شهروندان پایتخت را به مثابه یک پیکر واحد ببیند.
گذشته را چماق نکنیم
زاکانی در ادامه صحبت‌هایش همچون سخنرانی قبلی‌اش در شورای شهر، اعلام کرد که تهران باید به مثابه مدرسه و کارخانه باشد: «همه اجزای آن باید برای ما درس آموز باشند و چون کارخانه باید در جهت مولد بودن حرکت کنیم.» زاکانی معتقد است که باید از عیوب و نواقص گذشته عبرت گرفت و نگاه به آینده باشد: «من معتقدم که همیشه باید نگاه ما به آینده باشد و در گذشته نمانیم و گذشته را ابزار و چماق نکنیم.» او به بدهی‌های شهرداری تهران و کرونا اشاره کرد و معتقد بود که با وجود این دو معضل شهر دچار انسداد نشده است: «شهرداری ۶۶ هزار میلیارد بدهی تا پایان سال ۹۹ دارد که بابت آن باید 12.5 میلیارد سود بانکی بدهد. اما باید انصاف داشته باشیم و مطالبات شهرداری و ظرفیت‌های شهر را نیز در نظر بگیریم. هر چند کرونا به شهر آسیب زده اما شهر دچار انسداد نیست و باید ناظر به آینده دست به دست هم حرکت کنیم.» زاکانی در ادامه به محورهای اساسی که شهرداری سعی دارد آن‌ها را دنبال کند، اشاره کرد: «در ۲۶ روز گذشته مبتنی بر برنامه‌ای که پیش از انتخاب بنده تدوین شد، چارچوب‌های منطقی در راستای چهار محور اساسی استخراج شد.» او گام اول برنامه‌هایش را تنظیم یک افق مطلوب و داشتن سند مطمئن و قابل اتکا: «برای ترسیم یک قله پرافتخار برای شهر تهران» دانست. محور دوم تلاش‌هایش را همبستگی حاکمیتی تلقی دانست. به نحوی که چندباری در صحبت‌هایش تاکید کرد: «همه مسئولان باید تعهدات خود را نسبت به شهر و شهروندان ادا کنند.» زاکانی محور سوم برنامه‌هایش را تلاش برای به میدان آوردن مردم دانست و چندباری گفت که تمام فعالیت‌های شهرداری حول مردم محوری خواهد بود. به زعم او انجام هرکاری بدون توجه به مردم چیزی جز لکه‌گیری نیست. مقصود او از به میدان آوردن مردم تقویت سرمایه اجتماعی است. او توضیحی برای چگونگی این تقویت ارائه نکرد و تنها اعلام کرد که مردم اگر «خاک خدمت صادقانه» ببینند، اعتماد می‌کنند و امید در جامعه زنده می‌شود. براساس صحبت‌های شهردار تهران، محور چهارم گام‌های شهرداری تهران، هوشمندسازی خواهد بود. او همانند شورا و مدیریت شهری قبلی شعار شفافیت داد و اعلام کرد: «باید افکار عمومی را در جریان اخبار و اطلاعات درست قرار دهیم و خودمان را شفاف‌سازی و شیشه‌ای کنیم.»
توسعه از نگاه شهردار تهران
او به عملکرد مدیران گذشته اشاره کرد و از شخص قالیباف نام برد و گفت در آن دوران کارهای جدی برای کالبد شهر صورت گرفته است. زاکانی نیاز اصلی شهر در این دوره را توسعه دانست و برایش چند مصداق هم آورد: «از هفت خط مترو که فعال است حدود ۱۵۰ کیلومتر دیگر مترو باقی‌مانده که نیازمند تامین ۱۸۰ هزار میلیارد تومان است. نوسازی اتوبوسرانی نیز ۵۰ هزار میلیارد تومان امکان مالی نیاز دارد. با این وجود طلب‌های جدی شهرداری از جمله ۶۳۰ واگن مترو وجود دارد که باید همگی پیگیری شوند.»
قرارگاه‌های زاکانی در شهرداری تهران
زاکانی در بخش‌ آخر صحبت‌هایش بازهم از سیاست‌ ایجاد قرارگاه در شهرداری تهران نام برد. قرارگاه اجتماعی، مساله‌ای بود که او در سخنرانی‌ پیشین خود در شورای شهر تهران به آن اشاره کرده بود و در جمع خبرنگاران اعلام کرد که قرار است، مجموعه‌ای متشکل از چندین متخصص ایجاد و باکمک آن‌ها درباره آسیب‌های اجتماعی چون معتادان متجاهر و کودکان کار تصمیم‌گیری شود.
او به روزنامه پیام ما گفته بود، یکی از خروجی‌های مجموعه همکاری برای جمع‌آوری معتادان و «زدودن لکه ننگ از شهر است.» زاکانی در جلسه دیروز برنامه‌هایش را در بازه‌های یک ساله و یک و نیم ساله، دو ساله، دو و نیم ساله و چهار ساله تقسیم بندی کرد و تاکید داشت که ایجاد 5 قرارگاه جزو برنامه‌های فوری است.
او اعلام کرد که باید با یک کار جهادی چهره شهر تغییر کند، روی موضوعات اجتماعی و نگاه اجتماعی به مسائل تاکید داشت، با این وجود به نظر می‌رسید که نگاه او نسبت به قبل تغییر کرده و به طور مثال در حوزه آسیب‌های اجتماعی تنها شهرداری را مسئول نمی‌داند. زاکانی گفت: باید موضوع اجتماعی را بپذیریم و دیگران را به میدان بیاوریم و چهره شهر را از نظر معضلات اجتماعی با بهره‌مندی از همه ظرفیت‌های موجود سامان دهیم. عرصه سوم فرهنگ و تبلیغ است، باید در شهر آرامش را حاکم کنیم تا در و دیوار شهر به ما آرامش دهد. قرارگاه چهارم ناظر به تفریح و نشاط است، در این موضوع باید از مسائل و تبعات اجتماعی کرونا پیشگیری کنیم و نگذاریم شهر به سمت سقوط پیش برود. قرارگاهی پیرامون کرونا راه‌اندازی می‌کنیم تا بزرگترین معضل مردم و آلام آنها را کاهش دهیم.»
بعد از آن، چند عضو شورای شهر در قالب پیشنهاد، چند توصیه به زاکانی داشتند.

حرکت به سمت عدالت، بهسازی فضای بی‌دفاع شهری، تدوین برنامه جامع مقابله با آسیب پذیری شهر تهران، برنامه ریزی عملیاتی برای کاهش مسائل اجتماعی شهری نیز همچون کودکان کار، معتادین متجاهر و … نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی با توجه ویژه به تاکسیرانی، منع زباله گردی در شهر تهران، ایجاد شفافیت نه از جنس شفافیت شورای پنجم از جمله مواردی بود که اقراریان توجه به آن‌ها را به شهردار تهران توصیه کرد. مهدی اقراریان
عباسی به پرداختی‌های برج میلاد اشاره کرد و گفت: حقوق ۳۰۰ نفر از پرسنل برج میلاد تهران بیش از سه ماه است که پرداخت نشده و باید نسبت به این مساله اقدام عاجل انجام شود. مهدی عباسی
صادقی گفت: یکی از کارگر‌های رفت و روب با رادیو تماس گرفت و گفت ۱۳ روز از ماه گذشته و حقوق‌شان پرداخت نشده، متوجه صحت آن شدیم. از آقای زاکانی می‌خواهم نسبت به اصلاح این وضعیت و پرداخت حقوق کارگران اقدامات لازم را داشته باشند، چرا که حقوق یک کارگر رفت و روب که از نصف شب تا صبح زحمت می‌کشند، خیلی بد است که به موقع پرداخت نشود. احمد صادقی

می‌توانستم پشت تریبون خیلی چیزها بگویم
در ادامه زاکانی در جمع خبرنگاران درباره برنامه‌هایش توضیح بیشتری داد. مهم‌ترین پرسش خبرنگاران درباره ایرادات حقوقی صدور حکم او و «کارزار نه به زاکانی» بود که در روزهای اخیر بیش از 30 هزار نفر آن را امضا کردند.
او در پاسخ به پرسش پیام ما درباره کارزار گفت: «آن‌هایی که آن را امضا کردند، اطلاعاتشان ناقص بود.» زاکانی همچنین خودش را شهردار قانونی معرفی کرد و در توجیه امضای حکمش گفت: «نباید با موضوعات مردم سیاسی برخورد شود، من می‌توانستم اکنون پشت تریبون مواردی را بگویم که خیلی‌ها، سرشان می‌رود در گریبان و خجالت بکشند، اما این بنا نیست که ما با سرنوشت جامعه برخورد سیاسی‌کارانه داشته باشیم، بنده شهردار تهران هستم، کاملا قانونی، کاملا برداشت حقوقی است؛ در واقع مسئولان مربوطه پیرو درخواست وزارت کشور پاسخ دادند و گفتند کاملا قانونی است؛ با این حال به این موضوع بسنده نشد، از هیئت وزیران نیز سوال شد و هیئت وزیران آن را کاملا قانونی و مسوولیتش را با وزیر کشور دانست.» زاکانی همچنین گفت: «در این مدت جوسازی و سیاسی‌کاری کردند و قصد داشتند آرامش شهر را به هم بزنند ولی من سکوت کردم.»

انرژی‌های پاک تورم را کاهش می‌دهند

یکی از راهکارهایی که همواره برای رفع معضل کمبود انرژی -به ویژه برق- مطرح می‌شود، توجه به ظرفیت‌های بالای کشور در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر و نو است. هر چند در میان وعده‌ها و برنامه‌های مسئولان توجه و تاکید بر انرژی‌های پاک به وفور دیده می‌شود اما در عمل آمار و ارقام این بخش آنقدر قابل توجه نیست که بتوان انتظار تغییری عمده در بخش انرژی کشور را با بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر داشت. نفت‌خیز بودن ایران یکی از دلایلی است که نیاز به توجه به انرژی باد و خورشید را به حاشیه می‌برد و تمایل به بهره‌گیری از سوخت‌های فسیلی را در سیاست گذاری‌های متولیان امر انرژی افزایش می‌دهد. در شماره آخر دو فصلنامه «انرژی‌های تجدیدپذیر و نو» دو مقاله با رویکرد اقتصادی به بررسی موضوع انرژی‌های تجدیدپذیر در کشور پرداخته و به بررسی ظرفیت‌های موجود کشور در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر پرداخته‌اند. در این گزارش مروری بر این دو مقاله داریم.

ایران سال‌هاست که اقتصاد خود را مبتنی بر نفت تعریف کرده است. ذخایر فراوان نفت در ایران باعث شده سیاست‌گذاران همواره نسبت به ظرفیت‌های دیگر بی‌توجه باشند. در حوزه انرژی شاید این امر به شکلی ملموس‌تر اتفاق افتاده باشد. به رغم اینکه اقلیم خاص ایران باعث ایجاد ظرفیت‌هایی در کشور شده است که این فرصت را به سیاستگذاران می‌دهد که بدون اتکا به نفت بخشی از اقتصاد انرژی کشور را تامین کنند، همچنان نگاه‌ها به چاه‌های جوشان نفت و سوخت‌های فسیلی است. در حالی که دنیا نه تنها به واسطه گرانی نفت و ارزان قیمت بودن انرژی خورشید و باد یا در دسترس قرار داشتن انرژی‌های تجدیدپذیر، بلکه با نگاهی محیط زیستی توجه ویژه به انرژی‌های پاک دارد، ایران همچنان بر احداث نیروگاه‌های حرارتی و برق‌آبی و استفاده از سوخت‌های فسیلی برای تامین نیاز کشور در بخش انرژی معتقد است.
مقاله‌ای به قلم ابراهیم قائد با همکاری علی دهقانی و محمد طاهر احمدی شادمهری از دانشگاه فردوسی مشهد در آخرین شماره دوفصل‌نامه‌ علمی «انرژی‌های تجدیدپذیر و نو» منتشر شده است که به بررسی تأثیر انواع منابع انرژی‌های تجدیدپذیر در تولید برق در ایران پرداخته است. نویسندگان این مقاله در پژوهش خود به این نتیجه رسیده‌اند که: «از بین انواع منابع انرژی‌های تجدیدپذیر، اثر انرژی خورشیدی بر تولید برق، در مقایسه با سایر انرژی‌ها بیشتر است و باید سرمایه‌گذاری در انرژی خورشیدی را در اولویت قرار داد» این پژوهش بر ظرفیت‌های موجود در مناطق بادخیز کشور هم اشاره کرده و مزایایی مثل امکان استفاده در تمام فصول سال و هزینه نسبتا کمتر را هم بر شمرده، اما به این نکته هم اشاره کرده است که انرژی باد تنها در بخش‌های از کشور قابل بهره‌برداری است و نگاه این پژوهش به ظرفیت‌های موجود انرژی‌های تجدیدپذیر در سراسر کشور است. پژوهشگرانی که این مطالعه را انجام داده‌اند معتقدند: «فناوری نه چندان پیچیده، کاهش آلودگی هوا و محیط زیست و از همه مهمتر کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی برای آینده یا امکان صادرات و تبدیل آنها به مواد پتروشیمی، از دلایل لزوم استفاده از انرژی‌های پاک و تجدید پذیر و به ویژه انرژی خورشیدی در کشورمان است. ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی جزو بهترین کشورهای دنیا در زمینه انرژی خورشیدی در جهان به شمار می‌رود»
توصیه سیاستی آنها به دولت و تصمیم‌گیران بخش انرژی این است که: «برای افزایش تولید برق در بلندمدت از بین انواع منابع انرژی‌های تجدید پذیر -خورشید، آب، باد و زمین گرمایی- در ایران سرمایه‌گذاری در انرژی خورشیدی در اولویت قرار داده شود، تولید این نوع انرژی مورد حمایت دولت قرار گیرد. به این صورت که برای سرمایه‌گذاران انرژی خورشیدی، تسهیلات با نرخ بهره کمتر، معافیت‌های مالیاتی بیشتر و اگر نیاز به کالاها یا دستگاه‌هایی دارند که وارداتی است، در تعرفه‌های گمرکی آنها تخفیفاتی صورت گیرد. همچنین وزارت نیرو می‌تواند، برقی را که با انرژی خورشیدی تولید می‌شود با قیمت بالاتری برای تشویق سرمایه‌گذاران انرژی خورشیدی خریداری کند و دولت هم می‌تواند در بحث انرژی برای بخش خصوصی، انرژی خورشیدی را مطرح کند و برای الگوسازی در جامعه، برق فسیلی را به برق خورشیدی در ساختمان‌ها و مراکز دولتی تبدیل کند.
علاوه براین از آنجا که امروزه همه دولت‌ها درگیر مسائل زیست محیطی هستند، انرژی خورشیدی می‌تواند یکی از گزینه‌ها برای کم کردن این نوع آلودگی باشد و برای کسانی که مصرف انرژی خورشیدی بیشتری دارند، امتیازات مختلف قائل شوند. اگر کشور به سمت تولید و سرمایه‌گذاری در بخش انرژی‌های تجدیدپذیر و نو حرکت کند، استفاده از این نوع انرژی‌ها به دلیل فراوانی آن‌ها روزبه‌روز راحت‌تر و کارآمدتر می‌شود و نه تنها تاثیر مخربی بر نرخ تورم نخواهد گذاشت بلکه در همه‌ مناطق جغرافیایی موجب افزایش سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی و نیروی کار می‌شود و نهایتا رشد اقتصادی را در آینده به ارمغان خواهد آورد» در بسیاری از سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها ردپای این پیشنهادات دیده می‌شود و حتی وعده انجام آنها هم مطرح است، اما در عمل کمتر شاهد تحقق این وعده‌ها و برنامه‌ها هستیم. شاید به دلیل کوتاه‌تر بودن مسیری که سالهاست برای تامین انرژی در کشور طی می‌شود، توجه به راهکارهای نو برای متولیان این حوزه چندان سهل و آسان نیست.
ابراهیم قائد و همکارانش در این پژوهش تاکید کرده‌اند که: «نیاز است که بدانیم تولید این نوع انرژی‌ها در کشور چه اثراتی بر سایر بخش‌های اقتصادی می‌تواند داشته باشد و از آن جا که نرخ تورم در کشوری چون ایران مسئله بسیار مهمی است، با شناسایی تاثیر این نوع انرژی‌ها می‌تواند راه‌حل اساسی برای حل معضل افزایش قیمت‌ها در کشور به چشم دیده شود. طبق برآورد انجام شده، رابطه‌ بین نرخ تورم، سرانه‌ تولید ناخالص داخلی، نیروی کار، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در انرژی‌های تجدیدپذیر و انواع منابع انرژی‌های تجدیدپذیر و نو چه در کوتاه‌مدت و چه بلندمدت، کاهشی است. همچنین نتایج حاکی از آن است که متغیرهای نیروی کار، تولید ناخالص داخلی، سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی و انواع منابع انرژی‌های تجدیدپذیر و نو موجب کاهش نرخ تورم در بلندمدت می‌شود. انرژی‌های تجدیدپذیر نه تنها تاثیر مخربی بر نرخ تورم ندارند بلکه موجب رشد اقتصادی در بلندمدت می‌شوند» سوده افشاریان با همکاری لیلا سهرابی عادل، از دانشگاه خواجه نصیر هم در پژوهشی دیگر که در همین شماره از دوفصل‌نامه‌ «انرژی‌های تجدیدپذیر و نو» منتشر شده است، به موضوع انرژی باد پرداخته‌اند. آنها مزارع نیروگاه‌های بادی و خورشیدی را با در نظر گرفتن شاخص‌های مالی و اقتصادی در ایران مورد بررسی قرار داده‌اند: «از آنجا که ایران دستخوش آلودگی‌های زیست‌محیطی فراوان است و تخریب زیستگاه‌ها و از بین رفتن کشاورزی در برخی مناطق، مهاجرت و حاشیه‌نشینی را به همراه داشته، ناگزیر باید مسیر توسعه را به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر از جمله انرژی باد معطوف کرد» افشاریان و همکارش با بررسی‌هایی که انجام داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که: «حدود 44 درصد از منطقه سیستان (معادل 7130 کیلومتر مربع) مناسب احداث مزارع بادی و بالاتر از این مساحت مناسب جهت احداث مزرعه خورشیدی است. این منطقه بالاترین رتبه در شهرهای دارای مناطق مساعد کشور را دارد. در این پژوهش معیارهای فرهنگی و اقتصادی که باعث رشد و شکوفایی این استان محروم می‌شود، بیش از دیگر عوامل مورد توجه قرار گرفته است.»
از منظر اقتصادی پژوهشگران این مطالعه معتقدند: «زمان بازگشت سرمایه در بخش انرژی‌های پا خصوصا در زمینه انرژی بادی -در صورت استفاده از توربین‌های بادی با راندمان بالاتر- کوتاه تر خواهد بود و با معرفی بهتر این بخش صنعتی، می‌توان سرمایه‌گذاران خرد و کلان را برای مشارکت در این بخش دعوت کرد» آنها معتقدند: «ورود و احداث سایت بادی و معرفی اجرای فناوری بومی باعث جذب سرمایه‌های سرگردان می‌شود. سرمایه‌هایی که حتی در زمان تحریم تهدیدی برای اقتصاد کشور بوده و تبدیل آن به فرصت، گزینه جدیدی را برای سرمایه‌گذاری داخلی در بورس و فرابورس و همچنین سرمایه‌گذاری خارجی رقم خواهد زد. با توجه به اینکه این فناوری و علاقمندی به اجرای آن در کشورهای عضو اتحادیه اروپا بسیار پر اهمیت است» محدود بودن انرژی‌های تجدیدناپذیر و آلودگی‌های ناشی از بهره‌برداری از آنها، امروز تبدیل به یکی از مهمترین چالش‌های دنیا شده است. چالشی که با راهکارهایی مثل بهره‌گیری از انرژی‌های پاک در بسیاری از کشورها، مرتفع شده است.
در ایران اما به رغم وجود قوانین و الزامات مختلف به دستگاه‌های مربوطه، همچنان این امر با وجود ظرفیت بسیار در کشور، مورد بی‌توجهی قرار گرفته است و بر اساس آمارهای موجود سهم انرژی‌های نو و تجدیدپذیر در بخش انرژی کشور، کمی بیش از یک درصد است. در حالی‌که این امر هم در برنامه ششم توسعه مورد تاکید قرار گرفته و هم هیات وزیران در سال ۹۵ مقرر کرده است که وزارتخانه‌ها، موسسه‌ها و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی غیردولتی، بانک‌ها، شهرداری‌ها، براساس فهرستی که وزارت نیرو تعیین و منتشر کرده، موظفند در دو سال دست کم ۲۰ درصد از برق مصرفی ساختمان‌های خود را از انرژی‌های تجدیدپذیر تعیین کنند. اما عوامل بسیاری از قبیل یارانه انرژی، مانع از تحقق این امر در طول سال‌ها شده است.

حیات وحش در آستانه انقراض ششم

خطر انقراض در کمین 28 درصد از 138 هزار گونه مطالعه‌شده است. بررسی تازه IUCN (اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت) اینطور نشان می‌دهد. این اتحادیه به طور دقیق ۱۳۸ هزار و 374 گونه را در جهان بررسی کرده و می‌گوید شمار زیادی از گونه‌ها با عمیق‌تر شدن فعالیت‌های مخرب انسان، با خطر ناپدیدشدگی همیشگی روبه‌رو هستند. بر اساس این گزارش ۳۷ درصد از کوسه‌ها و پرتوماهی‌ها، 33 درصد دوزیستان، 26 درصد پستانداران و 12 درصد پرندگان در معرض انقراض‌اند. مدیر واحد فهرست قرمز IUCN هشدارهای پیشین را این بار محکم‌تر در کنفرانس جهانی شهر مارسی اعلام کرده است: انقراض ششم در راه است.

اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت گزارش تازه‌اش را روز شنبه منتشر و اعلام کرده کنفرانس جهانی (که اکنون در حال برگزاری است) بنا دارد از گونه‌های جانوری رو به کاهش حفاظت کند. بر اساس آنچه در کنگره مطرح شده، تخریب زیستگاه، بهره‌برداری بیش از حد و تجارت غیرقانونی در طول چند دهه جمعیت جهانی حیات وحش را تحت تاثیر قرار داده و تغییرات آب‌و‌هوایی نیز به عنوان یک تهدید مستقیم شدت گرفته است.
آنطور که ایندیا تایمز نوشته، در تازه‌ترین به‌روزرسانی فهرست قرمز گونه‌های در معرض خطر، «اژدهای کومودو» در خطر انقراض قرار گرفته و دلیل آن افزایش آب سطح دریا و افزایش دما در زیستگاه این جانور در اندونزی عنوان شده است. علاوه بر این دو گونه گیاهی آبنوس و درخت «رُزوود» هم به دلیل قطع درختان در معرض تهدید قرار گرفته و نامشان برای اولین بار به فهرست قرمز راه یافته و علاوه بر این درباره وضعیت دو گونه از کوسه‌ها و پرتو‌ماهی‌ها هشدار داده شده است.
خطر برای کوسه‌ها، بهبود وضعیت ماهی تن
با وجود تمام خبرهای بعد، آخرین به روزرسانی فهرست سرخ برای گونه‌های در معرض خطر، نشان می‌دهد که جمعیت چهار گونه از ماهی‌های تن، بعد از یک دهه تلاش برای جلوگیری از انقراض، به سمت بهبود پیش رفته است. در گزارشی که الجزیره منتشر کرده آمده که شگفت‌انگیزترین مورد احیا در جمعیت ماهی تن باله‌آبی شمالی دیده شده، به طوری که این گونه از «در معرض خطر» سه رده جهش کرده و به جایگاه امن «کمترین نگرانی» رسیده است؛ این گروه شامل تاکسون‌هایی است شرایط لازم را برای قرار گرفتن در دو زیرطبقه «وابسته به حفاظت» و «در شرف تهدید» ندارند. وضعیت این گونه از ماهی تن که پایه اصلی پخت سوشی در ژاپن است، آخرین بار در سال 2011 ارزیابی شده بود.
بر اساس ارزیابی تازه وضعیت ماهی تن بلوفین جنوبی هم بهبود یافته و از طبقه حفاظتی «به‌شدت در خطر انقراض یا بحرانی» به «در خطر انقراض» منتقل شده است. همچنین ماهی تن باله‌دراز و باله‌زرد نیز در طبقه «دارای کمترین نگرانی» دسته‌بندی شده‌اند.کریگ هیلتون-تیلور ، سرپرست واحد فهرست قرمز IUCN ، این موضوع را «خبری عالی» خوانده و به الجزیره گفته که «بهبود چشمگیر» وضعیت این ماهی‌ها به دلیل تلاش‌های مستمر برای اعمال سهمیه‌های ماهیگیری در دو دهه گذشته بوده است. هیلتون گفته است: «این نشان می‌دهد که حفاظت کار می‌کند و می‌تواند وضعیت گونه‌ها را بهبود ببخشد.» او این را در کنگره اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت که در شهر مارسی فرانسه در حال برگزاری است، مطرح کرده است.
در همین حال، جامع‌ترین بررسی درباره کوسه‌ها و پرتوماهی‌ها آشکار کرد که 37 درصد از 1200 گونه ارزیابی‌شده، در حال حاضر به صورت مستقیم در معرض انقراض طبقه‌بندی می‌شوند و در یکی از سه گروه «آسیب‌پذیر» ، «در معرض خطر» یا «بشدت در خطر انقراض یا بحرانی» قرار گرفته‌اند.
نیکلاس دالوی، استاد دانشگاه سیمون فریزر به AFP (خبرگزاری فرانسه) می‌گوید:‌‌‌ «وضعیت حفاظتی به طور کلی رو به وخامت است و خطر انقراض کلی با سرعت هشداردهنده‌ای افزایش می‌یابد.» پنج گونه اره‌ماهی و کوسه شورتفین ماکو از جمله گونه‌هایی هستند که بیشتر مورد تهدید قرار گرفته‌اند.سازمان غذا و کشاورزی گزارش می‌دهد که سالانه حدود 800 هزار تن کوسه (به طور عمدی یا اتفاقی) صید می‌شوند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که رقم واقعی دو تا چهار برابر بیشتر است.
هیلتون تیلور به الجزیره می‌گوید: «برای توقف و محدود کردن صید کوسه در سراسر جهان، تلاش بیشتری لازم است. علاوه بر این باید به بازارها و مصرف‌کنندگان کوسه توجه کنیم تا بدانیم چگونه می‌توانیم نگرش‌ اجتماعی را درباره مصرف کوسه تغییر دهیم.»
سایه تاریک بحران اقلیمی
پیام کلیدی این رویداد این است که تهدید ناپدید شدن گونه‌ها و نابودی اکوسیستم‌ها کمتر از گرم شدن کره زمین نیست. در عین حال، تغییرات آب‌و‌هوایی به خودی خود، نسبت به گذشته، سایه تاریک‌تری بر آینده بسیاری از گونه‌ها، به ویژه حیوانات و گیاهان بومی که به طور منحصر به فرد در جزایر کوچک یا نقاط خاص تنوع زیستی زندگی می‌کنند، انداخته است.در حال حاضر اژدهای کومودو فقط در پارک ملی کومودو (ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی) و زیستگاه‌های اطراف آن یافت می‌شود. IUCN اعلام کرده این گونه، به طور فزاینده‌ای تحت تاثیر تغییرات آب‌و‌هوایی قرار می‌گیرد، آن هم در حالی که انتظار می‌رود تا 45 سال آینده، زیستگاه کوچک اژدهای کومودو با بالا آمدن سطح دریا، دست کم 30 درصد کوچک‌تر شود.اندرو تری، مدیر حفاظت انجمن جانورشناسی لندن می‌گوید: «اینکه این حیوانات ماقبل تاریخ به دلیل تغییرات اقلیمی یک قدم به انقراض نزدیک شده‌اند وحشتناک است.» به گفته او که در مذاکرات فشرده سازمان ملل در زمینه آب‌و‌هوا در گلاسکو سخن گفته، تهدید جمعیت این گونه‌ها، «درخواستی روشن برای در نظر گرفتن محیط زیست در تمام تصمیم‌گیری‌ها» است.همچنین بر اساس دویچه‌وله، یافته‌های تازه اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت با هشدار سال 2019 کارشناسان تنوع زیستی سازمان ملل متحد مبنی بر اینکه یک میلیون گونه در آستانه انقراض قرار دارند، همراه است.IUCN همچنین اعلام کرد نظارت بر گونه‌های دریایی مانند مرجان و حلزون‌های دریایی را تشدید می‌کند تا ببیند چگونه از بحران اقلیمی و تهدیداتی چون معدن‌کاوی در دریا تاثیر می‌پذیرند.
پانگولین‌ها در عمق دریا می‌میرند
در بررسی تازه اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت، نام نوعی حلزون هم به فهرست قرمز راه یافته است. اینطور که مجله SMITHSONIAN نوشته، نوعی حلزون به نام پانگولین دریایی که فقط در چند نقطه از اقیانوس هند زندگی می‌کند، به دلیل فعالیت معدنی اعماق دریا، تهدید می‌شود.
بر اساس این گزارش سالانه تعداد زیادی از گونه‌ها به فهرست قرمز اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت، اضافه می شود. اما این اولین باری است که یک حلزون کوچک عجیب و غریب پوسته پوسته در اعماق دریا به نام پانگولین دریایی (Chrysomallon squamiferum) به دلیل تهدید استخراج از معادن دریایی در رده در خطر انقراض قرار گرفته است، آن هم در حالی که معادن دریایی هنوز به طور کامل توسعه نیافته‌اند.
میت سیمون می‌نویسد این گونه بسیار نادر است. جولیا سیگوارت، زیست‌شناس دریایی که در دانشگاه کوئینز بلفاست روی حلزون‌ها را مطالعه می‌کند، یکی از محققانی است که تقاضا کرد پانگولین دریایی در فهرست قرمز IUCN قرار گیرد. به گفته او زیستگاه این موجود، کلنی‌های کشف نشده را شامل می‌شود که در نهایت 0.1 مایل مربع وسعت دارد. این در حالی است که به نظر می‌رسد حفاظت از چنین تکه کوچکی از کف اقیانوس آسان باشد، اما نیست.جاناتان لمبرت در مجله نیچر گزارش می‌دهد که دقیقا دو نقطه‌ای که این حلزون‌ها در آن زندگی می‌کنند، دارای مجوزهای اکتشاف معدن فعال است. اما حتی یک بار حفاری اکتشافی می‌تواند بر جمعیت این گونه و دیگر موجودات کمیاب و حساس که در مجاورت این دریچه‌ها زندگی می‌کنند تاثیر می‌گذارد. به همین دلیل است که سیگوارت و سایر متخصصان برای حفاظت از گونه‌ها مبارزه کردند.
بر اساس فهرست قرمز تصمیم بگیرید
هیلتون-تیلور ، سرپرست واحد فهرست قرمز IUCN ، به AFP می‌گوید:‌ «اگر از سال 1500 هر 100 سال یکبار به انقراض‌ها نگاه کنیم، انحراف قابل توجهی در دهه 1900 شروع می‌شود. این روند نشان می‌دهد نرخ انقراض نسبت به وضعیت نرمال، 100 تا هزار برابر بیشتر شده است. به طور قطع وضعیت فهرست قرمز نشان می‌دهد که ما ششمین رویداد انقراض (در 500 میلیون سال گذشته) هستیم.» به گفته او اگر روندها با این سرعت ادامه یابد، به زودی با بحران بزرگی روبه‌رو خواهیم شد. هیلتون تیلور می‌گوید فهرست اولیه واقعا بر اساس شاخص‌های علمی نبود و به همین دلیل یک قدم بزرگ به عقب برداشتیم و پرسیدیم: «در حال تلاش برای اندازه گیری چه چیزی هستیم؟» پاسخ بسیار ساده بود: «خطر انقراض».بر اساس توضیح او فهرست قرمز تجویزکننده سیاست‌ها نیست، بلکه در واقع فقط بیان یک واقعیت است و می‌گوید وضعیت گونه‌ها به این شکل است. تصمیم‌گیرندگان باید آن را تفسیر کرده و تصمیم بگیرند که چه سیاست هایی باید وضع شود.

فرونشست زمین بمب ساعتی اصفهان

|پیام ما| حدود سه سال پیش بنا بر آمارهای موجود اصفهان در رتبه دهم فرونشست کشور قرار داشت، اما پایش‌های جدید طی این مدت کوتاه، حکایت از وضعیت وخیم فرونشست زمین در این استان دارد تا جایی که امروز اصفهان در رتبه نخست فرونشست کشور قرار گرفته است. بنابر اعلام آمارهای رسمی در حال حاضر نرخ فرونشست زمین در برخی کلانشهرها از جمله اصفهان سه برابر شده و اکنون این بمب ساعتی به چالش بزرگ نصف جهان تبدیل شده است.
به گزارش روابط عمومی سازمان زمین شناسی، حسین حجتی مدیر دفتر منطقه‌ای مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی اصفهان در این‌باره توضیح می‌دهد: در چند سال اخیر همواره تمام دشت‌های استان اصفهان را پایش کرده‌ایم. امروزه از مجموع ۳۵ دشت استان ۲۷ دشت ممنوعه و یا ممنوعه بحرانی هستند، اما با توجه به اینکه مسئولان کشوری شناخت درستی از اصفهان نداشتند بنابر آمارهای موجود اعلام می‌کردند که تنها ۲ درصد مساحت استان اصفهان درگیر فرونشست است، اما در سال ۹۸ در جلسه بحران وزارت راه و شهرسازی زمانی که تصاویر پایش های جدید از استان را منتشر کردیم، رفته‌رفته به وضعیت بحرانی فرونشست زمین در استان واقف شدند.
رضا اسلامی مدیرکل سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌معدنی اصفهان نیز با توضیح کاملتری، ادامه می‌دهد: سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌معدنی کشور حدود یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر از مساحت کشور را از لحاظ فرونشست پایش می‌کند. در سال ۹۵ در اطلس ملی مدون فرونشست کل کشور، ۲۹۵۰ کیلومتر استان اصفهان درگیر فرونشست زمین شده بود و اصفهان در رتبه دهم فرونشست کشور قرار داشت، اما در سال ۹۷ در جلسه بحران راه و شهرسازی شرایط وخیم اصفهان تشریح شد و در ادامه آبان سال ۹۸ آقای رضا شهبازی- مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین‌شناسی و زیست‌محیطی سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌معدنی کشور را به اصفهان دعوت کردیم که بعد از بازدید از کاشان، قرار شد تا بر اطلس فرونشست دشت‌های استان کار و مطالعه شود و براساس آن برخی کارشناسان در دشت های کاشان، برخوار، دولت آباد و برخی در دشت مهیار برای مطالعه به صورت ویژه مستقر شدند و در نهایت با مدون شدن سه اطلس فرونشست از اصفهان در اسفند سال ۹۸، عمق فاجعه فرونشست زمین در استان اصفهان مشخص شد تا جایی که اکنون تمام استان اصفهان دچار بحران فرونشست زمین شده‌اند.
مدیرکل سازمان زمین‌شناسی واکتشافات‌معدنی اصفهان با اشاره به اینکه هنوز نرخ بررسی‌ها به طور دقیق مشخص نشده و تمام اعدادی که امروز بررسی می‌شود مربوط به تصاویر ماهواره‌ای سازمان نقشه‌برداری و یا سازمان زمین‌شناسی کشور است، می‌گوید: مطابق اعلام سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌معدنی کشور طی بازه زمانی ۱۸ ماهه از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ و براساس تصاویر رادار نرخ فرونشست زمین در منطقه رهنان اصفهان ۱۸.۵ سانتی‌متر، حبیب آباد ۱۶ سانتی‌متر، ورزشگاه نقش جهان ۱۲ سانتی‌متر، خوراسگان ۱۷ سانتی‌مترو… است.اسلامی تصریح می‌کند: امروز در دنیا با نرخ ۷ میلیمتر فرونشست زمین، شرایط بحرانی اعلام می‌شود، در حالیکه در ایران و اصفهان حرف از سانتی‌متر می‌زنیم و ما در اصفهان حدود ۳۰ برابر بحران جهانی فرونشست زمین داریم.او تاکید می کند: امروز حتی اگر بارش داشته باشیم آب دیگر به راحتی به زمین نفوذ پیدا نمی‌کند. ما آب‌های سفره‌های زیرزمینی را پیش خور و تمام کرده‌ایم و در حالیکه آب بسیاری از سفره‌های زیرزمینی مربوط به هزاران سال قبل است را با برنامه‌ریزی و تصمیمات اشتباه این منابع را در مدت ۴۰ سال گذشته تمام کرده‌ایم.مدیرکل سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌معدنی اصفهان نیز با اعتقاد بر اینکه هنوز زاینده‌رود می‌تواند زایش کند و تا زمانی که این توان است می‌توان اندکی بر آثار فرونشست زمین مقابله کرد، تاکید می‌کند: فرونشست زمین مخاطره‌ای بدون برگشت‌پذیر است و زمانی که فضای بین ذرات خاک از بین رفت، دیگر نمی‌توان با مکش‌و… این فضا را برگرداند، اما با جریان زاینده‌رود تنها می‌توان سرعت فرونشست را کمتر کرد.او ادامه می‌دهد: تا زمانی که زاینده‌رود حالت زایندگی دارد کمک به آبخوان دشت اصفهان می‌کند، اما خدا نکند زمانی زاینده‌رود جاری شود و زمین آن با آسفالت خیابان هیچ تفاوتی نداشته باشد و آب دیگر در زمین نفوذ نکند.او البته تاکید می‌کند: باز و بسته شدن جریان زاینده‌رود همانند یک شوک و تنش به زمین است و خود تبعاتی برای آبخوان و زمین به دنبال دارد، با این وجود معتقدم که زاینده‌رود باید جاری باشد، اما نه برای کشاورزی و یا برای شادی مردم، بلکه برای تغذیه آبخوان و تالاب گاوخونی و همچنین کُند شدن روند فرونشست زمین در اصفهان.