بایگانی مطالب نشریه

«هامون» همچنان خشک است

در پی وقوع سیلاب در نقاط مختلف کشور طی روزهای اخیر‌، مدیر‌کل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست از آبگیری۲۰ تا ۳۰ درصدی تالاب جازموریان خبر داد و در عین حال گفت: تالاب هامون کاملا خشک است و هورالعظیم و گاوخونی وضعیت خوبی ندارند.
آرزو اشرفی‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا به تالاب‌های آبگیری شده از سیل اخیر اشاره کرد و گفت: براساس تصاویر ماهواره‌ای تالاب جازموریان حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد آبگیری داشته است و همچنان سیلاب‌ها در حال ورود به تالاب‌های ساحلی استان هرمزگان، هستند و این تالاب‌ها نسبت به بقیه تالاب‌ها بیشتر متاثر از این بارندگی‌ها بوده‌اند.
او به وضعیت تالاب هامون اشاره کرد و گفت: علی رغم ورود آب به بالادست حوضه هیرمند و پشت سد کمال خان، تالاب هامون هیچ آبگیری از رودخانه هیرمند در افغانستان نداشته و در حال حاضر ۱۰۰ درصد خشک است. سال گذشته نیز به دلیل ایجاد انحراف در مسیر رودخانه هیرمند، تالاب هامون از این رودخانه آبگیری نکرد.

مدیر‌کل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست از آبگیری۲۰ تا ۳۰ درصدی تالاب جازموریان خبر داد و در عین حال گفت: تالاب هامون کاملا خشک است و هورالعظیم و گاوخونی وضعیت خوبی ندارند

اشرفی‌زاده اضافه کرد: سازمان حفاظت محیط زیست علاوه بر معاهدات جاری بین دو کشور در بحث آب شرب و کشاورزی، پیگیری برای جریان یافتن آب از مسیر طبیعی هیرمند به جهت حفظ حیات تالاب هامون را خواستار شده است چراکه حیات تالاب هامون به سیلاب‌ها وابسته است.
او به پیگیری های وزارت امور خارجه و وزارت نیرو در زمینه خشکی تالاب هامون اشاره کرد و افزود: مراجع ذی‌ربط در حال پیگیری برای طی کردن آب از مسیر طبیعی خود هستند تا بتوانیم آب مناسبی از این اکوسیستم مشترک بین دو کشور داشته باشیم. در غیر این صورت ایران و افغانستان ناگزیر از تحمل تبعات ریزگرد ناشی از خشکی تالاب هامون هستند. امیدواریم با همکاری دولت افغانستان این تالاب زنده بماند و به حیات و کارکرد خود ادامه دهد.
مدیر کل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌ها در سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه درباره وضعیت تالاب هورالعظیم در پی وقوع سیلاب‌های اخیر گفت: تالاب هورالعظیم نیز وضعیت خوبی ندارد. حدود ۵۰ درصد از حق‌آبه هورالعظیم از سمت ایران داده شد اما از سمت عراق به علت خشکی گسترده این اتفاق نیفتاد. اخیرا شاهد آتش‌سوزی ناشی از این خشکسالی در بخش عراقی هورالعظیم نیز بوده‌ایم. به دنبال همکاری برای اطفای حریق هورالعظیم در بخش عراقی هستیم.
او افزود: در صورت تداوم شرایط فعلی در هورالعظیم، اواخر تابستان و در فصل پاییز وضعیت بدتری را شاهد خواهیم بود و امکان دارد بخش ایرانی هورالعظیم به کانون ریزگرد تبدیل شود چرا که امسال حوضه کرخه هم وضعیت مناسب آبی ندارد.
اشرفی‌زاده به آبگیری تالاب بین‌المللی گاوخونی از ۶ تا ۷ مرداد ماه بر اثر بارندگی‌های اخیر اشاره کرد و توضیح داد: سهم آبگیری این تالاب بسیار ناچیز بوده است چرا که هیچ سیلاب و روان‌آبی از شاخه زاینده‌رود و در محل ایستگاه هیدرومتری شاخ کنار وارد تالاب گاوخونی نشده است همچنین بر اساس پایش‌های میدانی، مقدار کمی روان‌آب از سمت گردنه ملا احمد نایین و از طریق آبراهه مجاور کوه سیاه وارد شمال تالاب شده که موقت و حجم آن بسیار کم بوده است.
او افزود: به دلیل نبود امکانات، سنجش و تعیین میزان دقیق آب ورودی به گاوخونی میسر نیست اما شاید حدود ۱۰ هزار متر مکعب بوده است.
اشرفی‌زاده در ادامه بیان کرد: در این مدت دو سیلاب کوتاه‌مدت چند ساعته از سمت شرق و ارتفاعات قلعه خرگوشی در استان یزد وارد شرق تالاب شده است که به دلیل نبود تجهیزات اندازه گیری، حجم دقیق آن نیز مشخص نیست. او با توجه به اینکه از سمت جنوب و از طریق رودخانه «واز» آبی از سمت شهرستان ایزدخواست به‌علت وجود سد به پایین دست سرازیر نشده است، توضیح داد: مگر اینکه روانابی از آبراهه‌های پایین دست به سمت تالاب جریان یافته باشد که به‌علت شرایط بسیار صعب العبور دسترسی به جنوب تالاب، ورود احتمالی سیلاب و حجم آن مشخص نشده است. اشرفی‌زاده تاکید کرد: در سطح تالاب گاوخونی هیچ‌گونه بارندگی ثبت و گزارش نشده است.
او به بررسی‌های بیشتر و تکمیلی میدانی برای برآورد احجام وارد شده به تالاب اشاره کرد و گفت: بررسی این موارد در حال انجام است. ضمن آنکه تصاویر ماهواره‌ای که تا چند روز آینده قابل دسترس خواهد بود، اطلاعات بیشتر و درک بهتری از نمایه‌ها و شاخص‌ها از میزان سیلاب وارد شده به تالاب از شاخه‌های غیر زاینده‌رود و زیرحوضه مشروط به اینکه هوا ابری نباشد، محقق می‌کند و نتایج آن نیز در هفته آینده مشخص می‌شود.

خلع سلاح طبیعت در مواجهه با مونسون

در حالی که خشکسالی عرصه را بر همگان تنگ کرده بود، هجوم جریاناتی آب و هوایی به نام مونسون که این روزها بسیار شنیده می‌شود یکبار دیگر همه را غافلگیر کرد‌. هر چند جنس این غافلگیری به‌واسطه هشدارهای مداوم هواشناسی کشور در خصوص احتمال وقوع سیل و یا وزش شدید باد و گرد و خاک و همچنین صاعقه و رعد و برق متفاوت از همیشه بود‌. اگر فکر می‌کنید تلفات جانی هموطنان و یا خسارت‌های مالی بخش غیره منتظره ماجراست‌، سخت در اشتباهید‌. چرا که ما به شنیدن اخبار و حوادث تلخ در هر اتفاق بزرگ و کوچک عادت داریم‌. حداقل نگارنده کمتر به خاطر دارد حادثه‌ای فارغ از پیامدهای این چنین رخداده باشد‌. آنچه که ما را در بهت فرو می‌برد‌، بی‌پناهی طبیعت کشور در برابر هر تغییر آب و هوایی است‌.

شاید شاه بیت حزن‌انگیز این رویداد دقیقا همین نکته باشد‌. بی‌توجهی وافر به امر محیط زیست‌، خالی کردن عرصه طبیعت و اراضی از گیاهان‌، سست شدن خاک‌ها، دخالت طولانی و بی‌ضابطه در کنار ساخت‌و‌سازهای کثیر‌، کشیدن جاده‌ها و چند‌پاره‌کردن واحدهای اکولوژیکی‌، قطع ارتباط زیستی و مراودات جانوری در مناطق، آلوده‌سازی هوا و آب‌ها‌، سدسازی‌های بی‌رویه‌، عدم پذیرش اشتباهات‌، خشک کردن تالاب‌ها و سطوح آبگیر‌، تهی کردن آبخوان‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی‌، فشار بیش از حد توان بر منابع طبیعی و بارگذاری‌های فرا تصور بر رودخانه‌ها‌، قطع درختان و نابودی جنگل‌ها و مراتع، تجاوز به حریم رودخانه‌ها و بستر و تعدادی دیگر از سیاهه لیست و کارنامه نامناسب عملکردی ما همگی موجب گشته بی‌دفاع در برابر هر نوسان و تغییرات آب و هوایی شاهد خسارات و اتفاقات دردناک باشیم.
گسترش بیابان‌ها‌، وقوع توفان خاک و احتمالا در آینده‌ای بسیار نزدیک ریزگردهای نمکی دریاچه ارومیه در تبانی با ریزگردهای جنوب غرب کشور‌، سیلاب‌های کوچک و بزرگ در شرایط ناهمگون اقلیمی‌، بارش‌های ناموزون و بی‌هنگام و نهایتا تغییر الگو‌های آب و هواشناسی، پاسخ کوبنده و یا از سر استیصال محیط زیست و طبیعت به ما باشد‌. ایران در معرض فاجعه‌ای بزرگ قرار دارد که ماهیت وجودیش را تهدید می‌کند‌. دیگر ادامه این سبک و سیاق رفتارها و سیاست‌ها ممکن نبوده و هر گام به اشتباه‌، مرگ سرزمینی ما را نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند‌. تمام آنچه که نوشته شد نه براساس غلبه و غلیان احساسات یا سیاه‌نمایی و یا حتی ایجاد ترس با هدف هوشیاری است‌. بلکه بر اساس شواهد محرز و واقعی و برگرفته از داده‌ها و اطلاعات و تحقیقات و مطالعات در کنار تجربه کاری است.
کشور نیازمند مدیران جان برکف و تصمیمات شجاعانه است. تدبیر و ترویج فرهنگی هم دیگر کمتر به‌کار می‌آید. بلکه شجاعت نیاز است که مسیر را برگرداند. کار از اعلام خطر گذشته است. ما هم اکنون در کانون حادثه‌ایم‌. این حوادث اخیر را شاید بتوان در حد یک جریان آب و هوایی تقلیل داده و مونسون نام گذاشت اما واقعیت آن است که ما ایران و طبیعتش را خلع سلاح کرده‌ایم. انتهای هر حادثه‌ای ما مدام شکست می‌خوریم‌. آیا این کشته‌ها و مرگ هموطنان به همراه خسارات سنگین دلیل مکفی برای شکست نیست‌؟ اگر نیست شما نام آن را چه می‌گذارید‌؟

سند همکاری ایران و چین وارد فاز عملیاتی شد

سخنگوی دولت از آغاز برنامه‌ریزی‌ها برای حضور و سخنرانی رئیس جمهوری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد خبر داد. به گزارش ایرنا، علی بهادری جهرمی در نشست خبری خود در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا ر‌ئیس جمهوری در نشست عمومی سازمان ملل متحد حضور خواهد یافت، بیان کرد: برنامه‌ریزی‌های مقدماتی برای این امر صورت گرفته است. او در پاسخ به این پرسش که اقدامات دولت برای پیگیری حقابه ایران از افغانستان به کجا رسیده، گفت: طرف افغان در مذاکرات انجام شده حق ایران را مبتنی بر موافقتنامه پذیرش و به آن اذعان دارد و اختلاف در مورد میزان آب ورودی است و نیز برخی مشکلات فنی، که جمهوری اسلامی با جدیت این امر را پیگیری می‌کند. سخنگوی دولت تاکید کرد: در جلسه دولت هم گزارشی در این زمینه ارائه شد و وزیر نیرو نیز به زودی سفری به افغانستان خواهد داشت که یکی از مهمترین بخش‌های آن پیگیری حقابه ایران و تحقق آن است. بهادری جهرمی با اشاره به تامین حقابه ایران از رودخانه ارس یادآور شد: در موضوع حقابه رود ارس هم مشابه همین گزارش در جلسه هیات دولت ارائه شد و در گفت‌وگوی روسای دو کشور ایران و ترکیه نیز این امر مطرح شد و طرف ترکیه‌ای موافقت خود در زمینه برگزاری جلسه در سطح وزرا در این امر را پذیرفته است و دولت هم بر پیگیری همین مسیر تاکید دارد. او با اشاره به آخرین اخبار مربوط به سند ۲۵ ساله همکاری‌های ایران و چین، گفت: سند همکاری ایران و چین وارد فاز عملیاتی شده و یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوی رئیس جمهور با همتای چینی نیز ابراز خرسندی از مسیر پیشرفت اجرای این سند بود. سخنگوی دولت افزود: در همین ۴ ماهه نخست سال، ارزش صادرات به چین رشد ۲۷ درصدی نسبت به مدت مشابه در سال قبل داشته و در بحث تجارت خارجی با این کشور هم شاهد رشد ۴۳ درصدی هستیم. در سال ۱۴۰۰ صادرات ما به چین ۵۸ درصد رشد و در بخش کشاورزی هم جهش ۴۵ درصدی داشته است.

ستاد احیا قدرت کشاورزان را نادیده گرفت

چرا طرح احیای دریاچه ارومیه به نتیجه نرسید؟ این سوالی است که این روزها در رسانه‌های مختلف مورد بحث است. نمایندگان مجلس و وزارت نیرو تقصیر را یکسره بر گردن ستاد احیا انداخته‌اند، مسئولان ستاد احیا انگشت اشاره را به سوی وزارت نیرو گرفته‌اند و می‌گویند به وظایفش عمل نکرده. اما در این میان جای تحلیل‌هایی که مسئله را به سطح عملکرد یک دستگاه و نهاد تقلیل ندهند، خالی است. در گفت‌وگو با «سروش طالبی» پژوهشگر حوزه سیاست‌گذاری آب، پیچیدگی‌های احیای دریاچه ارومیه،‌ نقش ذینفعان مختلف و راه‌های عبور از این بحران را بررسی کرده‌ایم.

 

برای احیای دریاچه ارومیه باید مجموعه‌ای از هماهنگی‌ها بین دستگاه‌ها و نهادهای مختلف دولتی و مردم شکل می‌گرفت. به نظر می‌رسید برای نخستین بار چنین اجماعی در کشور شکل گرفته بود و دستگاه‌های دولتی هم پذیرفته بودند با هم همکاری «بین‌دستگاهی» داشته باشند. چه شد این اجماع اولیه ادامه نیافت. آیا تعارض منافع میان دستگاه‌ها باعث شد روند احیای دریاچه خوب پیش نرود؟
من چندان موافق این نیستم مساله به هماهنگی آن طور که امروز مطرح است تقلیل داده شود. منظورم از ادعا این است که «سازمان‌ها یا مدیران انتخاب سهل الوصولی داشته‌اند که کارهایشان را مرتبط با هم پیش ببرند اما صرفا از سر سهل‌انگاری، فساد یا هر چیز دیگر این اصل را انجام نداده‌اند». این تصور می‌گوید اگر دولتی‌ها کارهایشان را هماهنگ با هم پیش برده و اقدامات را طبق برنامه‌ریزی اجرا کنند، مساله دریاچه ارومیه حل می‌شود. به نظر من ستاد احیا هوشمندانه و سیاستمدارانه برای اینکه بگوید ما هر کاری لازم بود را تدارک دیدیم از محوریت دادن به چالش عدم هماهنگی استفاده می‌کند تا القا کند اگر ستاد در مواردی برای احیا موفق شده به این برمی‌گشته که نهادها برنامه‌ها را اجرا کرده‌اند و اگر در بخش‌هایی شکست خورده به واسطه عدم هماهنگی و همکاری دستگاه‌های مختلف بوده است. احیا نشدن دریاچه به عملکرد غلط افراد و یا نهایتا سازمان‌های دولتی که انگار غرضی برای احیا نشدن دریاچه داشته‌اند محدود می‌شود. ولی سوال من این است که اولا آیا واقعا سازمان‌های دولتی در مورد دریاچه ارومیه با هم هماهنگ نبوده‌اند؟ ثانیا آیا تحقق برنامه احیای دریاچه ارومیه با هماهنگی دولتی‌ها دست‌یافتنی بوده؟ ثالثا در مفهومی کلی‌تر از هماهنگی همان‌طور که شما هم در سوال‌تان گفتید و شامل کنشگران غیر دولتی هم می‌شود، بدین نحو که مورد نظر ما بوده امکان‌پذیر و مطلوب است؟

یک نماینده به راحتی درباره رهاسازی آب یا ساخته نشدن یک سد در حوضه آبریز منطقه‌اش مخالفت می‌کند و در عین حال منتقد وضعیت دریاچه هم هست. با این تفاوت که مطالبه دریاچه بسیار گنگ و مبهم ولی تقاضا برای مصرف بیشتر آب کاملا صریح و معطوف به هدف است

رئیس جمهور سابق وعده پررنگی تحت عنوان احیای دریاچه را مطرح کرد، به گونه‌ای که دستاورد دولت به آن گره خورد و همین باعث شد دستگاه‌ها این موضوع را جدی بگیرند. من نمی‌خواهم بگویم جدی بودن رئیس‌جمهور و معاون اول کافی است تا همه مدیران برنامه‌هایشان را در تعامل و هماهنگی هم پیش ببرند. ولی به طور کلی هر فرد دولتی تا حد زیادی تحت تاثیر خواسته مافوقش است. در دولت وقتی مافوق خواسته‌ای را از شما می‌خواهد، با وجود داشتن منافع سازمانی، مثلا تولید بیشتر کشاورزی در وزارت جهاد کشاورزی و یا درآمدزایی از فروش آب در وزارت نیرو، کارمند اعم از وزیر تا کارشناسان ادارات سیاست‌ها و ماموریت‌های سازمانی خود را در حاشیه خواست مدیرانش قرار می‌دهد. در سطح مدیران شهرستانی و استانی هم این موضوع مورد پذیرش بود که باید به هر طریقی سیاست دولت را پیاده کنند.
بنابراین در مورد دریاچه ارومیه، از وضعیتی که به طور معمول در سایر نقاط کشور از تعارض سیاست‌ها می‌بینیم خبری نبود. ولی باید توجه کنیم وقتی مثلا نتیجه کار متولی جهاد کشاورزی یا وزارت نیرو در ارتباط با پیاده‌سازی برنامه احیای دریاچه ارومیه تحقق پیدا نمی‌کند، لزوما به این معنی سهل‌انگاری آن سازمان نیست. در اینجا یک مقوله نادیده گرفته می‌شود و آن نقش و جایگاه مردم است. با وجود نقش پررنگ مردم، هیچگاه در معادلات دیده نمی‌شوند. کشاورزان در حوضه دریاچه ارومیه به ویژه در جنوب آن دسترسی راحتی به آب در مقایسه با سایر حوضه‌های آبریز کشور دارند. آنها در این قسمت می‌توانند از کانال آب بگیرند، از رودخانه آب را پمپاژ کنند، چاه سطحی بزنند و یا از زهکش آب برداشت کنند. در چنین شرایطی کشاورزان به راحتی سیاست‌های کاهش مصرف را با کمترین مشکل هوا می‌کنند. در هیچ جا ندیده‌ایم اگر قرار است کاهش مصرفی اتفاق بیفتد و احیای دریاچه در گرو آن است چطور می‌خواهیم با کشاورزی که دسترسی آسان به آب دارد مواجه شویم. مشکل من با این است که مساله‌ای مثل دریاچه ارومیه صرفا موضوعی اداری و در ارتباط میان عده‌ای مدیر دولتی و کارشناسان و متخصصان مربوطه در نظر گرفته می‌شود. نتیجه‌اش هم این است که مردم می‌توانند همه رشته‌های ما را پنبه کنند و می‌کنند و ما نمی‌فهمیم از کجا خورده‌ایم!
مورد سوم این است که ما چه انتظاری داریم که در جمع نخبگان خودمان متشکل از دولتی‌ها و متخصصان و اساتید دانشگاه برنامه‌ریزی کنیم و منتظر بمانیم تا مردم بیایند با ما هماهنگ شوند. اصلا چطور ممکن است در چنین مساله‌ای همه خواسته و هدف مشترکی داشته باشند؟ چطور ممکن است کشاورزان از حقوق خود کوتاه بیایند تا دریاچه برای عموم جامعه حفظ شود؟ این مسائل بسیار پیچیده هستند و ما برای آنها جوابی نداریم. هزینه بسیار زیاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای آن نیاز است و ما هیچ وقت این مسائل را به رسمیت نشناختیم تا در مرحله بعد ببینیم برای حلش چه کار می‌خواهیم کنیم. همیشه گفته شده مصرف آب کشاورزی 40 درصد کم می‌شود بدون اینکه سطح زیرکشت کم شود یا میزان تولید کم شود. چطور چنین چیزی ممکن است؟ در این شرایطی من فکر می‌کنم پیش کشیدن مداوم بحث ناهماهنگی آدرس غلط دادن است.

نخبگان فکر می‌کردند نیروی خودشان برای احیای دریاچه کافی است و از پس این هدف برمی‌آیند. ولی تجربه 6-7 ساله نشان داد آنها در مقابل کسانی که معیشت کشاورزی دارند ضعیف و ناتوان هستند

در سال‌های اخیر ستاد احیای دریاچه ارومیه با نمایندگان شهرهای حوضه آبریز بر سر میزان آب رهاسازی شده از سدها اختلاف نظر داشتند. برای مثال اواخر فروردین ماه امسال سد مهاباد سرریز کرد،‌ بسیاری از کارشناسان آن زمان عنوان کردند باید رهاسازی آب صورت می‌گرفت اما نماینده مهاباد جزو مخالفان رهاسازی آب بود. این در حالی است که همین نماینده جزو طراحان تحقیق و تفحص از ستاد احیای دریاچه ارومیه است. به نظر شما چقدر بخشی‌گرایی و علایق منطقه‌ای باعث وضعیت کنونی دریاچه ارومیه شده است؟
ما درباره احیا و پیچیدگی‌های آن واضح صحبت نمی‌کنیم. اینکه وارد شدن این حجم از آب به دریاچه برای اینکه به شرایط 10 یا 15 سال پیش برگردد چه چالش‌هایی دارد. در این بازه زمانی مجموعه منافعی از مصرف این آب شکل گرفته که یا محقق شده و یا تقاضا و درخواست برای آنها وجود دارد. در مورد دوم به عنوان مثال می‌توان به سدهای جدید اشاره کرد که ما انتظار داریم برای احیای دریاچه از این انتظارات چشم‌پوشی شود. ما وقتی درباره کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی صحبت می‌کنیم معنی‌اش این است که در واقع 100 هزار هکتار یا بیشتر از سطح زیرکشت تحت تاثیر قرار بگیرد و این یعنی معیشت چند ده هزار نفر. کشاورزان ادعا می‌کنند این آب حق آنهاست، بنابراین مقاومت و اعتراض می‌کنند. یکی از اشکال مقاومت این است که به نماینده مجلس متوسل می‌شوند تا در مجلس رایزنی و صحبت کند چرا از سد شهرستان آنها باید رهاسازی انجام شود و یا سدی که ساخت آن وعده داده شده چرا نباید ساخته شود. صحبت‌های نمایندگان در چنین وضعیتی درباره احیای دریاچه، آگاهانه یا از سر ناآگاهی بسیار مبهم است،. آنها از یک طرف معترض عدم احیای دریاچه هستند و از این صحبت می‌کنند که دولت اهتمام جدی برای این کار نداشته؛ ولی به این موضوع نمی‌پردازند که احیا مستلزم گذشتن از منافع قبلی از آب است. در این شرایط شاهدیم یک نماینده به راحتی درباره رهاسازی آب یا ساخته نشدن یک سد در حوضه آبریز منطقه‌اش مخالفت می‌کند و در عین حال منتقد وضعیت دریاچه هم هست. با این تفاوت که مطالبه دریاچه بسیار گنگ و مبهم ولی تقاضا برای مصرف بیشتر آب کاملا صریح و معطوف به هدف است. معمولا این مدل رفتار نمایندگان به دنبال کردن منافع شخصی تقلیل داده می‌شود. از اینکه نماینده دنبال تامین آب گاوداری خودش است یا دنبال رای برای دور بعد است. من منکر این موضوعات و فسادها نیستم. اما معتقدم محول کردن هر چیز به فساد و ناکارآمدی رویکردی تقلیل‌گرایانه است. نماینده دائما در فشار از سوی مردم حوزه انتخابیه‌اش است و بسیاری از رفتارهایش هم تحت‌تاثیر همین موضوع است. مساله این است که از همان روز اول برنامه‌ریزی برای احیا، چالش‌های این چنینی بسیار دست کم گرفته شد. الان هم متاسفانه یا نمی‌توانیم باور کنیم و یا تلاش می‌کنیم برای اینکه خودمان زیر سوال نرویم درباره این مشکلات صحبت نکنیم و موارد دیگر را پیش بکشیم.
در ماجرای اختلاف همیشگی بر سر حقابه یک طرف ماجرا هم وزارت نیرو است. این وزارتخانه در دولت قبل و دولت کنونی چقدر به تعهدات خود در زمینه دریاچه عمل کرده و مسئول وضعیت کنونی است؟
وزارت نیرو از طرف ستاد احیا همواره جزو متهم‌هاست و بارها گفته شده این وزارتخانه آب فروش است. طی دو دهه‌ای که دریاچه ارومیه در حال افت بود، وزارت نیرو در بستری که همه دنبال توسعه مصارف از منابع آب بودند خودش هم همراه این توسعه شد و در حفظ دریاچه موفق نبود. با این حال تمام تقصیر متوجه این وزارتخانه نیست. ما بارها شاهد بوده‌ایم که نماینده مجلس با ادبیاتی که تقصیر را متوجه دیگران کند و نقشی برای خود قائل نشود از این صحبت می‌کند که باید تحقیق و تفحص صورت گیرد تا مشخص شود چرا دریاچه احیا نشده است،‌ ستاد احیا هم با این ادبیات که ما مسیر راه را مشخص کرده‌ایم و وزارت نیرو وظایف خود را انجام نمی‌دهد صحبت می‌کند. این در حالی است که باز هم مرز تحلیلمان نباید افراد یا سازمان وزارت نیرو باشد که مثلا اگر افرادش عوض شدند یا ساختار و مقرراتش عوض شد، مساله تغییر بنیادی می‌کند. باید ببینیم وزارت نیرو با چه چالش‌هایی در تحقق برنامه‌ها مواجه است. اگر امسال را مستثنی کنیم در دولت قبل تا حد زیادی رهاسازی از سدها انجام شد. باید در نظر داشت که این سد و آبی که در پشت آن ذخیره شده است متقاضیان پرقدرتی دارد که از آن کوتاه نمی‌آیند. بنابراین این طور نیست که وزارت نیرو به راحتی می‌تواند رهاسازی را انجام دهد اما من فکر نمی‌کنم عدم تمایل وزارت نیرو به رهاسازی بیشتر آب به سمت دریاچه ناشی از انگیزه‌های مالی‌اش باشد. یک نکته مهم این است که شرکت آب منطقه‌ای و ادارات شهرستانی‌اش یا شرکت بهره‌برداری از سد علاقه ندارند خود را با کشاورزان درگیر کنند. اگر یک سال آب کمی ‌به کشاورز دهند آن سال دعوا و تجمع جلوی اداره آب اتفاق می‌افتد و آنها باید درصدد رفع تنش باشند. بارها شاهد بوده‌ام وقتی مسئولان وزارت نیرو حرف از تعارض اجتماعی می‌زنند مسئولان ستاد احیا این مساله را به رسمیت نمی‌شناسند و آن را بهانه‌جویی می‌دانند. در حالی که باید این تعارض را به رسمیت شناخت. اگر در حوضه جنوب دریاچه آب کم به کشاورز داده شود درد کمی‌ تحمل می‌کند ولی همینجا هم تنش شکل می‌گیرد که کار را می‌تواند برای سازمان مرتبط سخت کند. همین رو است که در مقابل خواسته‌های کشاورزان کوتاه می‌آیند.
البته یک مشکل عدم تفاهم درباره حقابه به نبود داده‌های روشن بر می‌گردد. به نظر می‌آید حبس اطلاعات ذخایر سدهای کشور از سوی وزارت نیرو، موجب شده طرح‌هایی مانند احیای دریاچه ارومیه عملا مطابق برنامه و سیاست‌های کلان که اولویت را به بخش شرب و محیط زیست می‌دهد؛ پیش نروند. چقدر با این گزاره موافقید؟
اگر اطلاعات در دسترس رسانه‌ها و سمن‌ها باشد امکان اینکه مطالبه‌گری شکل بگیرد و جلوی خطاها و تخلف‌های گرفته شود، بیشتر می‌شود. معمولا دستیابی به اطلاعات برای رسانه‌ها یا کنشگران مربوط به احیای دریاچه، اگر چه با پیچ و خم و مشکل، ولی نشدنی نیست. اما بخش‌های دولتی از جمله ستاد احیا به این اطلاعات دسترسی داشتند و ستاد احیا نمی‌تواند چنین ایرادی را مطرح کند. من نقش این مورد را پررنگ نمی‌بینم.
از طرف دیگر یکی از اهداف ستاد احیای دریاچه ارومیه کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی در حوضه آبریز این دریاچه بود. اما به گفته شما در این زمینه موفقیتی نداشته است. دلایل این عدم موفقیت از نظر شما شامل چه مواردی است؟
اطلاعات ما نشان می‌دهد سطح زیرکشت نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش قابل توجهی داشته است. به ویژه در جنوب و غرب به واسطه دسترسی بیشتر به آب در سطح گسترده‌تری این افزایش سطح کشت را شاهدیم. در تمام فصل قابل کشاورزی هم در این زمین‌ها محصول کاشته می‌شود. 7-8 سال پیش این بحث مطرح شد که چغندر نباید کاشته شود چون قاتل دریاچه است. گرچه این سخنان در آن زمان تاثیر اندکی در کشت این محصول داشت اما مهم‌تر از آن در دو سه سال اخیر به دلیل مقرون به صرفه نبودن کشت چغندر کاهش پیدا کرد. ولی این امر بدان معنا نبود که محصول پر آب در این منطقه کشت نشود. کشاورزی که حق خود می‌داند از زمین و آب بهره‌برداری کند به راحتی از حق خود کوتاه نمی‌آید. در ابتدای به کار ستاد احیا تصور دولتی‌ها،‌ دانشگاهیان و شرکت‌های مشاور این بود که موضوعی را مصوب می‌‌کنند و از فردای آن روز مصوبات اجرا می‌شوند اما در عمل دیدیم چنین اتفاقی نیفتاد. قدرتی که کشاورزان در این منطقه دارند عمدتا ناشی از دسترسی به آب است و در طول این مدت هم ستاد نتوانسته است این دسترسی را کنترل کند. کاش تجربه سال‌های گذشته می‌توانست ما را به این سمت هدایت کند که برای حل این چالش پیچیده چه کار می‌توانیم کنیم و چطور می‌شود با کشاورز تعامل کرد و توافقش را جلب کرد. اما این اتفاق متاسفانه نیفتاده است. در شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کنونی ایران که شغل به زحمت به دست می‌آید بیکار کردن یک فرد یا جبران خسارت هم کار سختی است و همین موضوع باعث شده نتوانیم دستاورد قابل قبولی داشته باشیم.
شما روی موضوع نظام بازتخصیص آب هم پژوهش کرده‌اید آیا می‌توان نظام تخصیص آب را در حوضه دریاچه ارومیه بازطراحی کرد؟ چگونه؟
کل کاری که ستاد احیا به دنبال آن بود بازتخصیص است. اینکه آبی که به دجله می‌رفته را به دریاچه بیاوریم یا مصارف داخل حوضه را به نفع دریاچه کم کنیم. به نظر من بازتخصیص روی کاغذ و مصوبه به یک شکل است اما زمانی که وارد عرصه عمل می‌شود کاملا متفاوت و چالش‌ها و پیچیدگی‌هایش نمایان می‌شود. در این زمینه می‌توان گفت بازتخصیص درون حوضه به نفع دریاچه را چه به شکل اجبار چه به شکل توافقی نتوانستیم محقق کنیم.
ستاد احیا یا کارگروه ملی یا هر تشکیلاتی که بخواهد دریاچه را احیا کند از این پس چه خطاهایی را نباید مرتکب شود و چه راهبردهایی را باید همچنان از نظام برنامه‌ریزی قبلی دنبال کند؟ بیم آن می‌رود که با تغییر دبیر کارگروه ملی برخی از تصمیمات درست گذشته (مانند توقف تکمیل برخی سدها و…) هم به فراموشی سپرده شود.
آن چه می‌تواند وضع دریاچه را تغییر دهد صرفا در اختیار نخبگان سیاسی و علمی‌ و تخصصی نیست. اینکه چند سیاستمدار، مدیر دولتی،‌ اساتید دانشگاهی و متخصصان در جلسات برنامه‌ریزی کنند و تصورشان این باشد با اجرای آن مشکلی حل می‌شود تاکنون نشان داده به موفقیت نمی‌رسد. ما باید جایگاه دو گروه را در کنار گروه نخبگان لحاظ کنیم. یکی کشاورزان که قدرت زیادی دارند و در جاهای مختلف شکل اعمال قدرت‌شان متفاوت است. به عنوان مثال مردم در اصفهان به شکل اعتراض خواسته‌شان را مطرح می‌کنند و در حاشیه دریاچه با توجه به دسترسی به آب قدرت کسب می‌کنند. بنابراین ما باید این قدرت را دیده و آن را به رسمیت بشناسیم و بدانیم چطور با آن مواجه شویم. این گروه ذاتا مقابل احیای دریاچه هستند و با پذیرش قدرت آنها، مساله ما این خواهد بود چطور می‌توانیم همراهی‌شان را جلب کنیم. ستاد احیا تاکنون نخواسته است با این گروه ارتباط بگیرد و از آن مهمتر به دنبال ایده‌ای برای نحوه تعامل با آنها باشد. در عوض ستاد احیا از سازمان‌های قبلی می‌خواست خودشان مشکلشان را با این موضوع حل کنند. در حالی که اگر به این سادگی بود و سازمان‌ها توانایی‌اش را داشتند که اصلا کار به اینجا نمی‌رسید. اتفاقا اگر ستاد احیا قرار بود برای یک چیز ابتکار عمل فراهم کند، آن یک چیز همین ابتکار عمل برای نحوه مواجهه با کشاورزان بود.
گروه دوم شهروندانی هستند که مدافع دریاچه‌اند. کسانی که در سال 90 مساله دریاچه ارومیه را تبدیل به مساله‌ای کردند که روحانی هم روی آن مانور داد در هفته‌های اخیر باز به خیابان آمدند و گفتند این دریاچه چه شد. نخبگان فکر می‌کردند نیروی خودشان برای احیای دریاچه کافی است و از پس این هدف برمی‌آیند. ولی تجربه 6-7 ساله نشان داد آنها در مقابل کسانی که معیشت کشاورزی دارند ضعیف و ناتوان هستند. شهروندان مدافع دریاچه می‌توانستند قدرت نخبگان و سیاست‌گذاران را بیشتر کنند. الان گفته می‌شود نماینده ارومیه برای اینکه چند کیلو سیب بیشتر تولید شود دنبال این است سد نازلو ساخته شود. چرا این نماینده،‌ وزیر نیرو،‌ مسئول آب منطقه‌ای یا مسئولان جهاد کشاورزی به جای آنکه تحت تاثیر کشاورزان قرار بگیرند، مورد مطالبه و فشار مستمر شهروندان مدافع دریاچه قرار نگرفتند؟ دولت طوری مساله را طرح کرد که انگار قرار است همه منتظر و نظاره‌گر بنشینند تا دولت خودش دریاچه را به مردم برگرداند. اگر پشتوانه مردم برای احیای دریاچه وجود داشت و ستاد احیا توانسته بود به این گروه بیشتر پر و بال دهد امروز شرایط متفاوت‌تری داشتیم، نه اینکه این شهروندان در سال 90 به خیابان بیایند، بعد 11 سال در حاشیه باشند و نظاره کنند تا اینکه الان دوباره با اعتراض خیابانی به عرصه مباحث دریاچه ارومیه برگردند.

هشدار سیل برای هفت استان کشور

پیام ما | بحران بارش‌های سیل آسا هنوز تمام نشده. سامانه بارش‌های موسمی هنوز هم می‌تواند برای کشور خطر‌آفرین باشد. از همین رو سازمان هواشناسی کشور هشدار داده که مردم در هفت استان کشور باید توصیه‌های کارشناسان برای دور ماندن از مناطق پرخطر مانند حاشیه رودخانه‌ها را جدی بگیرند.

 

در حالی که با ورود پدیده جوی مونسون به کشور از 31 تیر 1401، شروع بارش‌های رگباری و سیل استهبان فارس، سیلاب‌های فراگیر مرداد ماه در ایران به 18 استان بسط پیدا کرد و خسارت‌های سنگینی در حوزه‌های گوناگون مانند کشاورزی، زیرساخت‌های شهری و روستایی، شیلات و جاده‌ها علاوه بر جان‌های از دست رفته به جای گذاشت، سازمان هواشناسی کشور هنوز هشدارهای سیل را برای برخی استان‌ها منتشر می‌کند. برآوردهای کارشناسی آب‌وهوا می‌گوید که مونسون تا پایان این هفته نیز مهمان نه چندان مطلوب ایران است.

رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوای کشور به «پیام ما» می‌گوید هشدارهای بارش و سیلاب و عموم رعایت‌ها برای کاهش خسارات مالی و جانی تا پایان این هفته برقرار است

رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوای کشور به «پیام ما» می‌گوید هشدارهای بارش و سیلاب و عموم رعایت‌ها برای کاهش خسارات مالی و جانی تا پایان این هفته برقرار است.
صادق ضیائیان با تاکید بر این‌که مونسون تا پایان هفته در ایران اثرگذار است، می‌گوید: گستره بارش کمتر شده است اما هنوز خطر بارش‌های نقطه‌ای برای برخی استان‌های کشور وجود دارد. این خطر در مناطق جنوب سیستان و بلوچستان، جنوب فارس، شمال بوشهر، استان کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، جنوب لرستان، شمال شرق استان خوزستان و ارتفاعات استان تهران، کماکان در دو روز آینده، وجود دارد اما بارش‌ها به صورت نقطه‌ای و محلی هستند و با وسعت سیلاب‌های دهه اول مرداد مواجه نخواهیم بود.
او تاکید می‌کند که خطر سیلاب به صورت نقطه‌ای وجود دارد: «تمام رعایت‌ها و نکاتی که پیشتر از شهروندان خواسته شده است تا به آن عمل کنند باید مد نظر باشد. از ترددهای غیرضروری به ویژه در محورهای مواصلاتی مناطقی که نام بردم، اسکان و تفرج در کنار رودخانه‌ها و سواحل و مانند آن جلوگیری کنند. به ویژه در استان‌های نام برده مردم تلاش کنند تا براساس هشدارهای هواشناسی استان‌ها، در مسیل‌ها قرار نگیرند.»
به گفته ضیائیان این وضعیت تا روز پنجشنبه هفته جاری در کشور حاکم حاکم است: «از روز جمعه مونسون به سمت بی‌اثر شدن پیش می‌رود اما از شنبه سامانه جدیدی از سمت شمال غرب به ایران وارد می‌شود. این سامانه بارشی مونسون نیست بلکه یکی از سامانه‌های عادی است که کشور معمولا با آن مواجه است. در خصوص جزئیات این سامانه که از روز شنبه شمال غرب کشور را فرامی‌گیرد در روزهای آینده مشخصات دقیق‌تری اعلام می‌کنیم.»
با توجه به اینکه هشدارهای تکرار سیلاب در نیمه مرداد برای پایتخت هم صادر شده است آمادگی برای مقابله با آسیب‌ها و خسارات احتمالی پیش‌رو در تهران هم آغاز شده است.
رئیس مرکز عملیات اضطراری سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران با توجه به هشدار سطح نارنجی سازمان هواشناسی نسبت به احتمال بارش شدید باران و جاری شدن سیل و آبگرفتگی در مناطقی از پایتخت به تهران نشینان نسبت به رعایت نکات ایمنی تاکید کرده است.
پدرام قودجانی در گفت‌وگویی با اقتصاد نیوز گفت: با اشاره به صدور هشدار سطح نارنجی از سوی سازمان هواشناسی تهران و براساس آخرین اطلاعاتی که از سوی اداره کل هواشناسی استان تهران اعلام شده است، از روز چهارشنبه ۱۲ مرداد ماه، تا روز پنجشنبه ۱۳ مرداد ماه شاهد وقوع رگبار و رعد و برق، وزش باد شدید و در نواحی مستعد احتمال بارش تگرگ پیش‌بینی شده است که این وضعیت در مناطق شمالی به ویژه ارتفاعات استان تهران محتمل‌تر خواهد بود و احتمالا شاهد جاری شدن روان آب، آبگرفتگی بعضی معابر، سیلابی شدن رودخانه‌های فصلی و مسیل‌ها خواهیم بود.

شهرداری‌ها شهرها را برای دوچرخه‌سواران مهیا کنند

تحقیقات در انگلستان نشان می‌دهد که نیم ساعت دوچرخه‌سواری در روز باعث سوزاندن حدود پنج کیلوگرم چربی در طول یک سال می‌شود. تحقیقات گسترده در فنلاند نشان داده افرادی که بیش از ۳۰ دقیقه در روز دوچرخه‌سواری می‌کنند، ۴۰ درصد کمتر در معرض خطر ابتلا به دیابت هستند. به همین دلیل این وسیله ورزشی سرگرم‌کننده، ارزان، کم شتاب، بدون کربن و سازگار با محیط‌ زیست یکی از کارآمدترین راه‌ها برای ترکیب ورزش منظم با برنامه‌های روزمره است.

 

مطالعه‌ای در کشور دانمارک طی 14 سال با سی هزار نفر بین ۲۰ تا ۹۳ سال انجام شد که نشان داد دوچرخه‌سواری منظم از افراد در برابر بیماری قلبی محافظت می‌کند. این تنها نتیجه یکی از مطالعاتی است که نشان‌دهنده نقش دوچرخه‌سواری در سلامت است. همچنین حوزه سلامت یکی از پر اهمیت‌ترین حوزه‌های سیاست‌گذاری عمومی است.
سلامت جسمی و روانی انسان پیش نیاز فعالیت‌های ثمربخش او در زندگی اجتماعی است. خط مشی‌گذاری سلامت چه در بخش جسمانی و چه در بخش روانی همیشه به دنبال حفظ یا بازگرداندن سلامت انسان است و از این رو قاعدتا با بخش‌های گوناگون و متنوع دیگری در تعامل است. دو واژه غذا و دارو معمولا به عنوان واژه‌های نمادین و کلیدی این حوزه به کار می‌روند.
بحث پیشگیری و ارتقای سلامت همیشه معطوف به این دو واژه نبوده و در عصر جدید ورزش و فعالیت بدنی آمیخته به دو واژه دیگر بوده و نیاز به پیشگیری قبل از درمان از نقاط مهم فعالیت تصمیم‌گیران این حوزه بوده است.
کشورهای مختلف در این حوزه همواره درگیر چالش‌های فراوان بوده و هزینه‌های بالای سیاستگذاری و وجود رانت، ضعف و کم کاری بازیگران عرصه اجرا چه در بخش دولتی و چه در سازمان‌های مردم نهاد خصوصا تفاوت نگاه در بحث پیشگیری در این حوزه معمولا باعث عدم اجرای کامل و مناسب تصمیم‌ها می‌شود. از طرفی در بحث بازیگران موثر در اجرای سیاست‌های سلامت در مرحله سیاست‌های پیشگیرانه با توجه به قدرت سازمان‌های متولی بهداشت و درمان نقش سازمان‌های مردم نهاد و فدراسیون‌ها و هیئت‌های ورزشی خصوصا در بخش غیر قهرمانی و همگانی که معمولا می‌توانند نقش مهم و اثرگذاری در این حوزه‌ها داشته باشند نادیده انگاشته می‌شود. یکی از رشته‌های ورزشی که در این حوزه می‌تواند اثرگذاری بالایی داشته باشد، دوچرخه‌سواری است که علاوه برکارکرد ورزشی، دارای اثرات اجتماعی و محیط زیستی فراوانی است. ترویج توسعه دوچرخه‌سواری شهری در دوره‌های قبل مدیریت شهر تهران به عنوان شهری پیشرو در اولویت برنامه مدیریت شهری قرار داشت که متأسفانه با تغییراتی که در مدیریت شهری رخ داد این مهم از اولویت خارج شده و شاهد از بین رفتن برخی از زیرساخت‌های ایجاد شده برای دوچرخه از جمله مسیرهای دوچرخه در تهران هستیم. در این گزارش به بررسی ابعاد و اثرات توسعه و آموزش دوچرخه‌سواری در شکل همگانی می‌پردازیم تا اهمیت استفاده از دوچرخه برای شهروندان و مدیران شهری آشکار شود و توجه ویژه‌ای به این وسیله حمل و نقل پاک صورت پذیرد.
نقش‌آفرینی مهم دوچرخه
وقتی صحبت از دوچرخه‌سواری می‌شود اکثریت جامعه به عنوان سرگرمی به آن می‌نگرند. وسیله‌ای که خاطرات نوستالژیک دوران کودکی با آن گره خورده است. اما در دنیای امروز دوچرخه پا فراتر گذاشته است. کوروش قاسمیان، مربی و داور فدراسیون دوچرخه‌سواری در این زمینه می‌گوید: دوچرخه امروزه به عنوان یک روش حمل و نقل در کنار سایر روش‌ها در دنیا شناخته می‌شود. دوچرخه‌سواری به عنوان یک روش حمل و نقل پاک که اثرات موثری دارد در بسیاری از شهرها در حال توسعه است. دوچرخه به عنوان یک وسیله نقلیه علاوه بر نقش‌آفرینی در حوزه حمل و نقل نقش موثری در کاهش ترافیک و در نتیجه آن، کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی و کاهش آلودگی هوا دارد. این وسیله همچنین مشکل بی‌تحرکی که در زندگی شهرنشینی امروز بسیار رایج است را برطرف می‌کند. دیگر زمان آن رسیده نگاهی جدی‌تر به دوچرخه داشته باشیم. دوچرخه‌سواری امروزه در دنیا، علاوه بر یک رشته ورزشی یک راه‌حل بزرگ برای بسیاری از مشکلات است.
آموزش و توسعه دوچرخه‌سواری
شاید وقتی صحبت از آموزش دوچرخه‌سواری می‌شود تمرکز به سمت حفظ تعادل و رکاب زدن برود و دیگر موضوع آموزش را فراتر از این فعالیت معنادار ندانیم. اما توسعه و‌ ترویج استفاده از دوچرخه در سطح شهر نیازمند آموزش و فراهم ساختن زیرساخت‌های مناسب است تا دوچرخه‌سواری جایگاه خود را به عنوان یک روش حمل و نقل ایمن در شهر پیدا کند.
«کوروش قاسمیان» در این زمینه می‌گوید: «توسعه دوچرخه‌سواری در شهر نیازمند همکاری بخش‌های مختلف است. ما برای تشویق شهروندان به استفاده از دوچرخه در سطح شهر نیازمند آموزش مناسب و استاندارد و ایجاد زیرساخت‌های اصولی و کاربردی هستیم تا دوچرخه‌سواران در شهر با ایمنی و خاطری آسوده تردد کنند. در ایران نیز بخش همگانی فدراسیون‌ دوچرخه‌سواری و هیئت‌های دوچرخه‌سواری می‌توانند نقش آموزش و ترویج علمی استفاده از دوچرخه را به برعهده بگیرند و در این حوزه ایفای نقش کنند. استفاده درست از دوچرخه در سلامت جسمی دوچرخه‌سوار بسیار مهم است. در بخش زیرساخت‌های شهری، آماده‌سازی بستر استفاده از دوچرخه در شهر برعهده شهرداری‌ها است. شهرداری‌ها باید با ایجاد مسیرهای دوچرخه، ایجاد پارکینگ‌های ایمن و ایجاد بستر حضور دوچرخه‌های اشتراکی در شهر و ارایه مشوق‌هایی شرایط استفاده از این وسیله نقلیه را تسهیل کنند.»
دوچرخه و نقش آن در حوزه سیاست‌گذاری سلامت
مطمئنا آحاد یک جامعه برای تناسب اندام و سلامت باید از نظر بدنی فعال باشند فعالیت بدنی منظم اگر به صورت اصولی و علمی اجرا شود می‌تواند عموم‌ جامعه را در برابر بیماری‌های جدی مانند چاقی، بیماری‌های قلبی، سرطان، بیماری‌های روانی، دیابت و موارد دیگر محافظت کند و از دارو و درمان و تجهیزات درمانی تا حدودی بی‌نیاز کند. توسعه دوچرخه‌سواری می‌تواند یک راهکار مناسب پیشگیری از بیماری و افزایش سلامت شهروندان جامعه باشد.
قاسمیان، مسئول کمیته سایکل توریست فدراسیون دوچرخه‌سواری در زمینه آثار مثبت دوچرخه‌سواری بر سلامتی و پیشگیری از بیماری‌ها هم می‌گوید: دوچرخه‌سواری یک ورزش سالم است که می‌تواند برای افراد در هر سنی، از کودکان خردسال تا بزرگسالان و افراد مسن انجام شود. دوچرخه‌سواری عمدتاً یک فعالیت هوازی است، به این معنی که قلب، رگ‌های خونی و ریه‌های شما همگی ورزش می‌کنند. شما عمیق‌تر نفس می‌کشید، عرق می‌کنید و دمای بدن را افزایش می‌دهید که سطح تناسب اندام شما را بهبود می‌بخشد.
از مزایای سلامتی دوچرخه‌سواری منظم می‌توان به افزایش آمادگی قلبی عروقی، افزایش قدرت و انعطاف عضلانی، بهبود تحرک مفصل، کاهش سطح استرس وضعیت و هماهنگی بهتر، استخوان‌های تقویت شده، کاهش سطح چربی بدن، پیشگیری یا مدیریت بیماری و کاهش اضطراب و افسردگی اشاره کرد. دوچرخه‌سواری می‌تواند سلامت جسمی و روانی را بهبود بخشد. ضمنا راه خوبی برای کنترل یا کاهش وزن است، زیرا سرعت متابولیسم فرد را افزایش می‌دهد، عضله می‌سازد و چربی بدن را می‌سوزاند. تحقیقات در انگلستان نشان می‌دهد که نیم ساعت دوچرخه‌سواری در روز باعث سوزاندن حدود پنج کیلوگرم چربی در طول یک سال می‌شود. دوچرخه‌سواری منظم قلب، ریه‌ها و گردش خون فرد را تحریک و بهبود می‌بخشد و خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی را کاهش می‌دهد.
دوچرخه‌سواری ماهیچه‌های قلب را تقویت می‌کند و تعداد نبض را در حالت استراحت کاهش می‌دهد. مطالعه‌ای در کشور دانمارک که طی 14 سال با سی هزار نفر بین ۲۰ تا ۹۳ سال انجام شد، نشان داد که دوچرخه‌سواری منظم از افراد در برابر بیماری قلبی محافظت می‌کند.
بسیاری از محققان رابطه بین ورزش و سرطان، به ویژه سرطان روده بزرگ و سینه را بررسی کرده‌اند. تحقیقات نشان داده است که اگر دوچرخه‌سواری کنید، احتمال سرطان روده کاهش می‌یابد. برخی شواهد نشان می‌دهد که دوچرخه‌سواری منظم خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش می‌دهد.
قاسمیان در ادامه نقش دوچرخه‌سواری بر سلامت می‌افزاید: میزان دیابت نوع ۲ در حال افزایش است و یک نگرانی جدی برای سلامت عمومی است. تصور می‌شود عدم فعالیت بدنی یکی از دلایل اصلی ایجاد این بیماری در افراد است. تحقیقات گسترده در فنلاند نشان داد افرادی که بیش از ۳۰ دقیقه در روز دوچرخه‌سواری می‌کنند، ۴۰ درصد کمتر در معرض خطر ابتلا به دیابت هستند.دوچرخه‌سواری قدرت، تعادل و هماهنگی را بهبود می‌بخشد. همچنین دوچرخه‌سواری با توجه به فشار کمی که بر مفاصل وارد می‌کند و در صورت رکاب زدن صحیح و استاندارد یک ورزش ایده آل در صورت ابتلا به آرتروز است. شرایط سلامت روانی مانند افسردگی، استرس و اضطراب را می‌توان با دوچرخه‌سواری منظم کاهش داد. این به دلیل تاثیرات خود ورزش و به دلیل لذتی است که دوچرخه‌سواری می‌تواند به همراه داشته باشد.
دوچرخه‌سواری و‌ هوای پاک
دوچرخه‌سوار شدن شهروندان و عدم استفاده از وسایل نقلیه آلوده‌کننده هوا، می‌تواند نقش موثری در کاهش آلودگی شهرهایی مانند تهران داشته باشد. اما همیشه آلوده بودن هوای شهرها به عنوان یک مانع برای استفاده از دوچرخه بیان می‌شود. کوروش قاسمیان دراین‌باره می‌گوید: تحقیقات در کشورهای غربی همچنین نشان می‌دهد افرادی که با دوچرخه به محل کار خود می‌روند، دو تا سه برابر کمتر از مسافران خودرو در معرض آلودگی قرار می‌گیرند، بنابراین عملکرد ریه‌های آنها بهبود می‌یابد. اگر ترویج دوچرخه‌سواری، استفاده کمتر از خودروی شخصی را به همراه داشته باشد، کاهش آلودگی محیط زیستی را هم به همراه دارد و این امر در کشور ما خصوصا تهران ثمربخش خواهد بود.
دوچرخه‌سواری برای افراد دارای معلولیت
استفاده از دوچرخه توسط معلولان ممکن است در نگاه اول دور از ذهن باشد. اما با توجه به کارکرد‌های مهم دوچرخه و وجود افراد معلول در جامعه که سلامت آنها دارای اهمیت است. دوچرخه‌های مناسب‌سازی شده برای این عزیزان طراحی شده است.
کوروش قاسمیان در مورد استفاده افراد دارای معلولیت از دوچرخه می‌گوید: دوچرخه‌سواری‌دستی شبیه به سه چرخه‌های خوابیده هستند، اما به جای پدال‌های پا، با دست کار می‌کنند. این سبک از سه‌چرخه به افراد قطع عضو، افرادی که آسیب‌های نخاعی دارند و افرادی که از شرایط خاصی مانند سکته مغزی بهبود می‌یابند اجازه می‌دهد تا به عنوان نوعی ورزش و تفریح دوچرخه‌سواری کنند. دوچرخه‌سواران دستی از مزایای قلبی عروقی و هوازی مشابه با دوچرخه‌سواران دیگر بهره‌مند می‌شوند. همچنین این وسیله ورزشی سرگرم کننده، ارزان و کم شتاب و بدون کربن و سازگار با محیط زیست یکی از کارآمدترین راه‌ها برای ترکیب ورزش منظم با برنامه‌های روزمره به عنوان وسیله نقلیه از منزل به محل کار یا مغازه و یا مدرسه و خرید روزانه است.
حمایت از آموزش و توسعه دوچرخه‌سواری
تشویق شهروندان به استفاده اصولی از دوچرخه صرفا با توصیه و حرف جامه عمل به خود نمی‌پوشاند بلکه نیازمند حمایت مالی و ‌معنوی دولت و نهادهای اجرایی است. قاسمیان در این مورد می‌گوید: با توجه به مطالب گفته شده، اهمیت ترویج، آموزش و اختصاص منابع مالی و امکانات و حمایت از سازمان‌های تاثیرگذار در توسعه و ترویج دوچرخه‌سواری همگانی باید مدنظر تصمیم‌گیران و خط‌ مشی‌گذاران عمومی خصوصا درحوزه سلامت و حتی محیط زیست قرار بگیرد. این امر در سراسر دنیا درحال اجراست و نتایج آن بر اساس آمارهای ثبت شده بسیار مثبت و اثرگذار است.

* منابع در روزنامه موجود است

گام دیگر مجلس علیه سازمان‌های مردم‌نهاد

پیام ما | نشست بررسی متن پیشنهادی مرکز پژوهش‌های مجلس و پیش‌نویس قانون تشکل‌های اجتماعی در کمیته تشکل‌های مردم‌نهاد کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس و با حضور تعدادی از کارشناسان و نمایندگان دستگاه‌های دولتی برگزار شد و در حالی که در روزهای گذشته انتقادهایی گسترده نسبت‌ به احتمال تصویب این طرح مطرح شده، نگاهی به مصوبات این نشست نشان از شنیده شدن انتقادها ندارد.

 

«مجلس انقلابی» نیمه عمر چهار‌ساله‌اش را پشت‌ سر گذاشته و چند ماه دیگر اجلاسیه پایانی‌اش را آغاز می‌کند. اما آن‌طور که بعضی از نمایندگان همین مجلس یکدست انقلابی می‌گویند، حتی انتظارات خودشان را هم برآورده نکرده و تلخ‌تر آن‌که این نمایندگان منتقدِ مجلس، همزمان به جمع منتقدان دولت انقلابی نیز پیوسته و از ناتوانی دولت در اجرای اهداف و برنامه‌هایی گلایه می‌کنند که دولتمردان نه فقط در آغاز راه، بلکه در ادامه مسیر و تا به امروز همچنان درباره‌شان شعار و وعده داده و می‌دهند. وعده‌هایی که حالا چند صباحی است حتی نمایندگان همسو با دولت نیز در تحققشان تردید دارند و می‌پرسند سرانجام چه وقت زمان عمل فرامی‌رسد؟ اما این نمایندگان چنان‌که اشاره شد، تنها به عملکرد دولت همسو و مطلوبشان انتقاد نمی‌کنند. آن‌ها حالا دیگر صبر و حوصله‌شان از عملکرد خودشان هم سرآمده و آن‌طور که در سراسر نطق میان‌دستور هر ۵ ناطق نشست علنی دیروز مجلس نیز شاهدیم، می‌گویند اقدام و عملی از دولت نمی‌بینند و این توهم «حرکت» هم چیزی نیست مگر «دویدن روی تردمیل»؛ تعبیری که نه یکی از آن معدود میانه‌روترهای مجلس، بلکه یکی از تند و تیزترین اصولگرایان مجلس که از قضا از جمله چهره‌های سرشناس و شناخته‌شده‌تر مجلس نیز است. مجتبی ذوالنوری، نماینده قم که مجلس یازدهم را درقامت رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در اجلاسیه نخست، آغاز کرد و دیروز نطق میان‌دستورش را با اشاره به روزها و هفته‌ها و ماه‌هایی آغاز کرد که به‌گفته او، به چشم برهم زدنی از پی هم می‌گذرند و «اگر پای صحبت تک‌تک نمایندگان بنشینید، شاید جز اندکی از حضورشان در مجلس رضایت ندارند و در حالی نقش مجلس را در حل مشکلات عمیق جامعه نمی‌بینند که هر روز در حوزه انتخابیه با انتقاد و پرخاش مردم روبه‌رو هستند.» این نماینده نزدیک به جبهه پایداری قم در مجلس که گفته «کیست که نداند فسادسیستمی بانکی و قاچاق کمر اقتصاد را شکسته»، مشخصاً عملکرد خود و همکارانش در مجلس انقلابی را از حیث انجام وظایف نظارتی پارلمان مورد انتقاد قرار داده که نه‌تنها توان رویارویی و مقابله با نهادهای پرقدرت پشت این «فساد سیستماتیک» را در خود نمی‌بیند، بلکه به قول معروف زورش به دولت هم نمی‌رسد. این در حالی است که آن‌چه در اجرای نیمه دیگر وظایف قوه مقننه در این بیش از ۲ سال دیده‌ایم نیز در جز اعتراض و انتقاد افکار عمومی در مواردی که به مصوبات قانونی منتج شده و نگرانی و سرخوردگی جامعه مدنی در مواردی که صرفاً وقت مجلس را تلف کرده و بی‌نتیجه رها شده، در پی نداشته است. آن هم در حالی که این تلاش تقنینی دو سال و چند ماهه مجلس انقلابی، حتی گره‌ای از هزار و یک گرفتاری مملکت در مباحثی چون مسکن و اشتغال و جمعیت و ازدواج که از سوی همین مجلس و همفکرانش هدف‌گذاری شده و دغدغه همین نمایندگان و دولتمردان بوده نیز نگشوده است.

در دومین نشست بررسی مفاد پیش‌نویس پیشنهادی مرکز پژوهش‌های مجلس که ظاهراً عصر یکشنبه در صحن کمیسیون شوراها برگزار شده، نمایندگانی از مرکز پژوهش‌ها، معاون مشارکت‌های اجتماعی سازمان امور اجتماعی کشور و همچنین نمایندگانی از سازمان بهزیستی، کمیته امداد، وزارت ورزش و جوانان، دستگاه‌های نظارتی و یک نفر به‌عنوان نماینده تشکل‌های مردم‌نهاد حضور داشتند

حال در این وانفسایی که نمایندگان در وصف عملکرد «مجلس انقلابی» به آن ارجاع داده و از آن می‌گویند، بار دیگر پارلمان در آستانه تصویب طرحی است که کنشگران مدنی و دیگر ناظران بیرونی، از آن به‌عنوان «طرح صیانت از تشکل‌های مدنی» یاد کرده و کنار «سلسله اقداماتی صیانتی» پیشین مجلس یازدهم که از فعالیت کاربران شبکه‌های اجتماعی تا حیات و ممات حیوانات خانگی را در بر می‌گیرد، به آن انتقاد دارند. طرحی که البته هنوز مرحله تدوین آن تکمیل نشده اما مرکز پژوهش‌های مجلس چندی پیش، متن پیش‌نویسی را به‌عنوان «قانون تشکل‌های اجتماعی مدنی» منتشر کرده و از چندی پیش از آن نیز در جلساتی که به میزبانی «کمیته تشکل‌های مردم‌نهاد کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس» برگزار می‌شوند، سرگرم تدوین و تکمیلش است. جلساتی که در حالی یکشنبه همین هفته برای دومین نوبت برگزار شد که «پیام ما» در گزارشی که به‌عنوان تیتر اصلی شماره دیروز منتشر شد، برخی از انتقادات به این متن پیشنهادی را پوشش داد. حال آن‌که با نگاهی به مصوبات اخیر جلسه دوم بررسی متن پیش‌نویس قانون تشکل‌های اجتماعی، می‌بینیم جز در موارد استثنایی، حاضران در این جلسات توجهی به انبوه انتقادات کارشناسان و افکار عمومی ندارند. به‌ویژه آن‌که معمولاً اطلاع‌رسانی روشنی در خصوص محتوای مباحث این دست جلسات، انجام نمی‌شود.
اما در شرایطی که اطلاعات دقیقی از آن‌چه در نخستین جلسه کمیته تشکل‌های مردم‌نهاد کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس انقلابی با حضور کارشناسان مرکز پژوهش‌ها و چند سازمان و نهاد دولتی دیگر در دست نیست، خبرنگار «پیام ما» به جزئیاتی از آن‌چه در نشست اخیر این کمیته گذشت، دست پیدا کرده است. نشستی که ظاهراً عصر یکشنبه در صحن کمیسیون شوراها به‌منظور «بررسی مفاد پیش‌نویس پیشنهادی مرکز پژوهش‌های مجلس» برگزار شده و در آن آقایان صباغیان، شیخی، عزت‌آبادی و مکارم به‌عنوان نمایندگان مرکز پژوهش‌ها، رادان، معاون مشارکت‌های اجتماعی سازمان امور اجتماعی کشور و همچنین نمایندگانی از سازمان بهزیستی، کمیته امداد، وزارت ورزش و جوانان، دستگاه‌های نظارتی و نیز الموتی به‌عنوان نماینده تشکل‌های مردم‌نهاد و همچنین بهمن مشکینی حضور داشتند. این در حالی است که خروجی نهایی این نشست که به‌عنوان «مصوبات جلسه» در ۱۰ بند آمده، از این حکایت دارد که پس از ارائه پیشنهادها درباره بحث «رتبه‌بندی»، لغو این موضوع پیشنهاد شده که با رای منفی حضار از تصویب باز ماند و رد شد. حال آن‌که در ادامه «پیشنهاد شفافیت شاخص‌ها و مراجع رتبه‌بندی در پیش‌نویس» به تصویب رسید و مقرر شد مرکز پژوهش‌های مجلس، الگوی پیشنهادی رتبه‌بندی و متولیان سنجش آن را ارائه دهد.
همچنین بنابر مصوبه دوم این نشست، «برداشته شدن شرط حداقل ۵ نفر برای تاسیس و امکان حضور اشخاص حقوقی در ارکان تشکل» مطرح و البته رد شده است. همچنین پس از موافقت حضار با پیشنهاد «امکان فعالیت‌ تشکل‌های هیأت امنایی در سطح ملی»، پیشنهاد «امکان جذب ۳۰ درصد منابع مالی سالیانه تشکل‌های هیأت امنایی از محل کمک‌های مردمی و پروژه‌های دولتی» مطرح و با مخالفت حضار مواجه شد. در این نشست همچنین با پیشنهاد «متولی شدن نیروی انتظامی به‌جای وزارت کشور در قانون» مخالفت شد و پیشنهاد «عضویت یک عضو هیأت علمی دانشکده‌های علوم اجتماعی در شورای توسعه به پیشنهاد شورای‌عالی انقلاب فرهنگی» نیز با رای منفی حضار رد شده است. حال آن‌که در این نشست مقرر شد مرکز پژوهش‌ها امکان جایگزینی نام مدیرعامل، هیأت مدیره و بازرس با دبیر، شورای مرکزی یا هماهنگی و ناظر را بررسی کند. موضوعی که از قضا در گزارش روز گذشته «پیام ما» به نقل از یکی از کارشناسان و فعالان مدنی مطرح شده بود.
همچنین در حالی که بنابر مصوبه هشتم این نشست، «شرط عدم سوء شهرت و تدین به ادیان پذیرفته‌شده در قانون اساسی به‌جای وثاقت و امانت» پیشنهاد شده و به تصویب حضار رسیده، در ادامه پیشنهادی دیگر مبنی بر «اعطاء حق امضاء به وزیر کشور برای مجوز تشکل‌ها» طرح شد که تصویب نشده است.

بتن‌ریزی تا سه متری آثار عصر آهن

میان آثار باستانی کشف‌شده از عصر آهن و دوران اشکانیان تا بتن‌ریزی‌های کارخانه آهن و فولاد الماس آرتاویل فقط سه متر فاصله است. این را فعالان محلی می‌گویند. آنها که خبر پیدا شدن تمدن سه هزار ساله در «محوطه قره حسنلو اردبیل» برایشان خوشحال‌کننده بود، حالا با تلی از بتن و فعالیت عمرانی در نزدیکی اثر باستانی روبه‌رویند. این محوطه، آنطور که مدیرکل میراث فرهنگی اردبیل گفته، در سال 98 و در بررسی پیمایشی دشت اردبیل شناسایی شده است اما سال 1400 بود که خبر آمد در اثر فعالیت‌ عمرانی این شرکت فولادی، چند اثر تاریخی در این منطقه به دست آمده و بعد از آن بود که عملیات کاوش نجات‌بخشی شروع شد. اما ساخت این کارخانه نه تنها در محوطه‌ای با قدمت تاریخی تعجب و نگرانی فعالان حوزه میراث فرهنگی را به دنبال داشته، بلکه فعالان محیط زیست هم از این کار متعجبند. آنها می‌گویند این دشت بی‌آب است و می‌پرسند چطور در چنین منطقه‌ای در نزدیکی جنگل‌های ثبت ملی شده فندقلو قرار است کارخانه فولاد ساخته شود؟ با این حال مدیرکل محیط زیست اردبیل به «پیام ما» می‌گوید: «وزارت نیرو نباید مجوز می‌داد، کاری از دست ما ساخته نیست. به ما گفته‌اند از پساب استفاده خواهند کرد».

 

تصاویر بیرون‌آمده از کاوش‌ها در محوطه «قره‌حسنلو» در شهرستان نمین اردبیل، حکایت از کشف دفن طاق‌باز و گور‌های چاله‌ای داشت. کاوش‌های باستان‌شناسی بعد از آن گفتند که ساختار‌های معماری با دیوار‌های خشتی و سنگی در کنار تدفین انسانی متعلق به عصر آهن است و بعد از آن هم صحبت‌هایی از یافته‌هایی مربوط به دوران اشکانیان به میان آمد. این یافته‌های مهم برای باستان‌شناسی کشور اما به عکس معدود نشانه‌های تاریخی که در پایتخت کشف می‌شود، خیلی زود فراموش شد.

فریبرز طهماسبی، سرپرست هیات کاوش نجات‌بخشی محوطه تاریخی قره حسنلو: ما در حال حاضر فقط می‌توانیم در مورد این 3300 متر-عرصه و حریم اثر باستانی- صحبت کنیم و اجازه این را نداریم که بگوییم در باقی این منطقه کار عمرانی انجام نشود

نادر فلاحی، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اردبیل که بعد از پیگیری‌های مستمر، حاضر به گفت‌و‌گو با «پیام ما» نشد، بهمن‌ماه پارسال، از شناسایی این منطقه در سال 98 و در بررسی پیمایشی دشت اردبیل خبر داده بود. او درباره این منطقه گفته بود: «براساس کاوش‌های باستان‌شناسی صورت‌گرفته در این محوطه تا به امروز چندین ترانشه در مرکز و دیگر جبهه‌های این تپه زده شده که آثار تاریخی فرهنگی و لایه‌های باستان شناختی متعددی را در جای جای آن نمایان ساخته است. ساختار‌های معماری با دیوار‌های خشتی و سنگی در کنار تدفین انسانی متعلق به عصر آهن هم کاوش شده و این آثار تاریخی به‌دست آمده تعلق این آثار را به ادوار عصر آهن اثبات می‌کند که امید است با ادامه مطالعات و کاوش‌های باستان‌شناختی بتوان توالی فرهنگی در این تپه و همچنین ارتباطات فرهنگی آن با سایر محوطه‌های دیگر را مطالعه و شناسایی کرد.»
در حالی صحبت از کشف این منطقه در سال 98 مطرح شده بود که حالا مسئولان میراث فرهنگی استان مدعی هستند این منطقه در سال 1400 و بعد از آنکه کارخانه فولاد در کند و کاوهایش به آثار باستانی رسید و از میراث فرهنگی استعلام کرد، کشف شده است. این میان اما پرسش فعالان میراثی این است که چرا از سال 98 تاکنون برای ثبت این منطقه قدمی برداشته نشده و از سویی چرا با وجود کشف این آثار، برای جابه‌جایی کارخانه برنامه‌ریزی انجام نمی‌گیرد. همین هم دلیلی بود تا کارزاری برای حفظ این اثر باستانی و جلوگیری از ساخته شدن کارخانه فولاد به راه انداخته‌اند. عدالت عزت‌پور، از اهالی شهرستان نمین، نویسنده این کارزار، آن را خطاب به وزیر میراث فرهنگی، وزیر صنعت، معدن و تجارت و همچنین ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نوشته و در بخشی از آن آورده: «محوطه باستانی قره حسنلوی منطقه ویلکیج، از توابع شهرستان نمین، گنجینه‌ای از دوران سلسله اشکانیان برای تاریخ و تمدن ایران و استان اردبیل است. متاسفانه زمین این محوطه باستانی به کاربری صنعتی تغییر داده شده و در اختیار شرکت سرمایه‌گذار قرار داده شده است. سوالی که برای فعالان مدنی و متخصصان مطرح شده، این است که آیا نمی‌توان این صنعت را در محلی دیگر احداث نمود و حتماً باید در نزدیکترین فاصله به این محوطه باستانی احداث گردد؟ محوطه‌ای که به اعتقاد کارشناسان باستان شناس، قابلیت ثبت جهانی دارد، اما با توجه به شرایط ثبت اثر، فعالیت‌های عمرانی اخیر در مجاورت این محوطه این احتمال را از بین خواهد بُرد. هدف ما لغو مجوز کارخانه یا مقابله با توسعه اقتصادی استان و یا ثروت‌آفرینی برای کشور عزیزمان نیست و ما مخالف کارآفرینی برای منطقه نیستیم، بلکه مخالف از بین رفتن این میراث عظیم و بی‌نظیر و محوطه آیینی دوره اشکانی به بهانه توسعه اقتصادی هستیم.»
عزت‌پور حالا به «پیام ما» می‌گوید: «97 هکتار زمین به این کارخانه واگذار شده و حالا در کاوش‌ها 3300 متر محوطه باستانی مشخص شده است که 900 متر آن بنای کاوش شده است. در واقع بتن ریزی کارخانه در 3 متری محوطه باستانی به این ارزش رخ داده و سوال ما این است که چطور از سال 98 تاکنون، میراث فرهنگی برای ثبت این اثر باارزش تلاشی نکرده است؟» او می‌گوید بر اساس شنیده‌ها، کارخانه فولاد گفته در بخشی از این 3300 متر می‌خواهد بخشی از ادوات فعالیتش را بگذارد و این هم در نوع خود کار بسیار عجیبی است. «آثار باقی‌مانده از دوران اشکانیان در منطقه آذربایجان، آثار اندکی هستند و بسیاری از آنها هم حالا خارج از مرزهای ایران قرار دارند، اما مسئله اینجاست که حالا ما با آثاری به جا مانده از دوران آهن و اشکانیان روبرو شده‌ایم و با این وجود هیچکس برای حفظ آنها قدمی برنمی‌دارد »

حسن قاسم‌پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اردبیل: کارخانه فولاد تعهد داده‌ از آب چاه استفاده نخواهند کرد و از فاضلاب تصفیه شده استفاده خواهند کرد اما در نهایت وزارت نیرو و آبفا باید پاسخگو باشند که چرا مجوزهایی از دست
صادر می‌شود

فقط از 3300 متر می‌توانیم حفاظت کنیم
در مدتی که ساخت این کارخانه چالش میراث فرهنگی استان بود، قرار شد مصیب امیری، رئیس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری و کورش روستایی، پژوهشکده باستان‌شناسی به منطقه بروند. اما امیری، توپ را در زمین پژوهشکده باستان‌شناسی انداخت و در پاسخ به پرسش‌های «پیام ما» گفت: «آقای روستایی باید پاسخگو باشند» و البته روستایی هم پاسخی به «پیام ما» نداد. در این میان اما فریبرز طهماسبی، سرپرست هیات کاوش نجات‌بخشی محوطه تاریخی قره حسنلو در نشستی مجازی که در روزهای اخیر دراین‌باره برگزار شد، ماجرای کشف این منطقه را مربوط به تیر ماه سال 1400 دانست و گفت: «در سال 1400، مجتمع آهن و فولاد الماس استعلامی برای ساخت کارخانه در این محدوده گرفت و ما در تیرماه همان سال به همراه تعدادی از همکاران برای بررسی از سوی میراث فرهنگی به منطقه رفتیم و 97 هکتار از اراضی در اختیار این کارخانه را بررسی کردیم. محوطه‌ای را که حدود 70 سانت از دشت ارتفاع دارد را برای اولین بار در همان زمان شناسایی کردیم و در جواب استعلام به مدیریت جهاد کشاورزی نمین نامه زدیم که از این 97 هکتار مقداری از آن به علت قرارگیری تپه تاریخی ممنوع است. محوطه‌ای که درباره‌اش بحث میکنیم در 9 کیلومتری شهرستان اردبیل است.»
او در ادامه می‌گوید که 3300 متر به عنوان تپه باستانی شناسایی شد و از بهمن 1400 تا اردیبهشت 1401 با مجوز پژوهشکده باستان‌شناسی، کاوش روی آن شروع شد. «ما در حال حاضر فقط می‌توانیم در مورد این 3300 متر-عرصه و حریم اثر باستانی- صحبت کنیم و اجازه این را نداریم که بگوییم در باقی این منطقه کار عمرانی انجام نشود.»
طهماسبی گفته کاوش نجات‌بخش در این منطقه انجام گرفته و هرگونه تصمیم گیری برای حفاظت بر عهده شورای فنی وزارتخانه میراث فرهنگی است و در حیطه و اختیار اداره کل میراث فرهنگی استان قرار ندارد «شورای فنی وزارتخانه هم قطعا مخالف آزادسازی و تخریب این اثر است. از سوی دیگر پرونده ثبتی هم به وزارتخانه ارسال شده و به زودی ثبت خواهد شد.»
ساخت صنعتی آب‌بر در دشتی ممنوعه
ماجرای ساخت کارخانه فولاد در نزدیکی آثار باستانی، اما وجه دیگری هم دارد. این کارخانه در دشتی ممنوعه قرار است ساخته شود و فولاد هم صنعتی آب‌بَر است. با این حال هم وزارت نیرو و هم آبفا مجوز ساخت آن را صادر کرده‌اند و حالا حسن قاسم‌پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اردبیل به «پیام ما» می‌گوید پیوست محیط زیستی این کارخانه در مراحل نهایی شدن است: «برای ساخت این کارخانه وزارت نیرو و آبفا با وجود آنکه در دشت ممنوعه بوده مجوز صادر کردند. ما نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. صرفا به آنها گفتیم باید محل تامین آب مشخص شود و آنها قراردادهایشان با شرکت آب و فاضلاب را نشان دادند که قرار است بر اساس این قراردادها آب این کارخانه از پساب تهیه شود.»
او می‌گوید سازمان محیط زیست هم پرسشش این است که چرا در این منطقه مجوز ساخت چنین کارخانه‌ای صادر شده «اما ما نمی‌توانیم از این منظر به کار وارد شویم. ما فقط می‌توانستیم چنین ایرادی از آنها بگیریم و آنها هم تعهد داده‌اند از آب چاه استفاده نخواهند کرد و از فاضلاب تصفیه شده استفاده خواهند کرد اما در نهایت وزارت نیرو و آبفا باید پاسخگو باشند که چرا مجوزهایی از دست صادر می‌شود.»
استفاده از پساب برای کارخانه‌های فولاد در سال‌های گذشته و در بسیاری از شهرها مطرح شده اما درنهایت بسیاری از آنها برخلاف آنچه گفته بودند عمل کردند و بسیاری از آنها با حفر چاه از آب‌های زیرزمینی استفاده کردند. صادقی پناهی، نماینده تشکل‌های محیط زیستی اردبیل هم با تاکید بر همین مورد به «پیام ما» می‌گوید «منطقه نمین مدت‌هاست مشکل آب شرب دارد. بسیاری از اهالی این منطقه بارها برای نداشت آب شرب از مسئولان شاکی بودند و حالا در این منطقه یک صنعت آب‌بَر قرار است ساخته شود. اما مشکل اصلی ما نبود شفافیت در فعالیت‌ این کارخانه است. گفته شده کارخانه پیوست محیط زیستی دارد. چرا این پیوست را منتشر نمی‌کنند؟ اصلا مشخص نیست قرار است چه میزان تولید داشته باشد و حتی فعالان عرصه آهن منطقه هم این موارد را نمی‌دانند.» او می‌گوید این نبود شفافیت ریشه به تیشه بسیاری از فعالیت‌های دقیق در منطقه زده است و از سویی این نگاه که هر استان باید برای خودش کارخانه‌هایی از این دست داشته باشد، نگاه اشتباهی است «منطقه نمین در مجاورت جنگل‌های فندقلو قرار دارد. مطنقه‌ای ثبت شده و بی‌نهایت زیبا و باارزش. اما هرگز از موهبت گردشگری مسئولانه در منطقه استفاده نمی‌کنند و صرفا می‌خواهند با ساخت و سازهایی از این دست که تنها برای عده‌ای سودآور است، هم آثار باستانی و هم محیط زیست را به ویرانی بکشانند.»
پناهی تاکید می‌کند که اصرار مسئولانی استانی برای قرار گرفتن این کارخانه در نزدیکی آثار باستانی غیرقابل توجیه است و هیچکس هم مردم و دلسوزان را توجیه نمی‌کند. «در منطقه نمین و در مجاورت جنگل‌های ثبت شده فندقلو، هم پتروشیمی ساخته شده و هم کارخانه سیمان. در واقع این منطقه منطقه ویژه اقتصادی است و شهرک صنعتی. این در حالی است که از فرصت‌های دیگر منطقه اصلا استفاده نمی‌شود و این درد بزرگی برای دلسوزان است.»
برای آنها که کارزار به راه انداخته‌اند و از همه می‌خواهند همراهشان شوند پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری باقی است. آنها همچنان می‌پرسند راه‌اندازی این کارخانه در مجاورت آثار باستانی و جنگل‌های ثبت شده فندقلو چه توجیهی دارد و از سویی می‌خواهند بدانند چرا با وجود آنکه هنوز کار چندانی برای ساخت انجام نگرفته تغییری در محل ساخت کارخانه انجام نمی‌گیرد؟ پرسش‌هایی بی‌پاسخ که حالا نه تنها فعالان میراث فرهنگی و محیط زیست اردبیل، بلکه فعالان کل کشور از مسئولان می‌پرسند.

بازگشت ایران به میز مذاکره به‌شرط اثبات حسن‌نیت آمریکا

یک هفته پس از انتشار مقاله مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که در آن از ارائه «پیش‌نویس جدیدی در خصوص برنامه هسته‌ای ایران» به طرفین مذاکرات احیای برجام خبر داده بود، حالا سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ضمن استقبال از بازگشت به میز مذاکرات و تاکید بر پایبندی همیشگی ایران به توافق هسته‌ای و تعهدات برجام، از بررسی و پاسخ ایران به آن‌چه در پیش‌نویس جوزف بورل مطرح شده بود، خبر داده و در عین حال گفته که این طرف آمریکایی است که به‌عنوان تنها طرف توافق هسته‌ای که از این توافق خارج شده، باید حسن‌نیت خود را اثبات کند و به برجام بازگردد.

 

سه‌شنبه هفته گذشته بود که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مقاله‌ای در فایننشال‌تایمز از ارائه «پیش‌نویس جدیدی در خصوص برنامه هسته‌ای ایران» به طرف‌های مذاکرات احیای برجام خبر داد. خبری که در آن مقطع، یعنی حدود یک ماه پس از پایان مذاکرات دو روزه دوحه بار دیگر امید به احیای برجام را در نخستین هفته مرداد ماه زنده کرد. آن هم وقتی همان مذاکرات دو روزه دوحه در روزهای نخست تیرماه، در حالی برگزار و در نهایت ناکام مانده و نتوانسته بود به اختلافات طرفین مذاکرات هسته‌ای پایان دهد که این دو روز مذاکره به میزبانی قطری‌ها، پیش از آغاز به‌عنوان ابتکاری مطرح شده بود که امید می‌رفت پس از ۴ ماه وقفه در مذاکرات وین، بتواند شرایط را برای نجات و احیای برجام مهیا کند. امیدی که البته در آن مقطع همچون هر آن‌چه طی ماه‌های قبل در مسیر احیای برجام رقم خورده بود، در نهایت رو به ناامیدی گذاشت و طرفین بار دیگر بر سر مواضع پیشین‌شان بازگشتند. مواضعی که نه‌فقط در این حدود یک ماهی که از ناکامی مذاکرات دوحه می‌گذرد و نه حتی تنها در آن بازه زمانی حدوداً ۴ ماهه، از زمان برگزاری آخرین دور مذاکرات وین تا برگزاری نخستین روز از مذاکرات دو روزه دوحه، بلکه تقریباً از همان نخستین روزهای آغاز به کار دولت رئیسی تا به امروز تکرار شده است. دو طرف با تاکید بر خطوط قرمزشان در برجام، از پافشاری بر خواسته‌ها و مطالباتشان از طرف مقابل تاکید می‌کنند.
در این شرایط مقاله روز سه‌شنبه جوزف بورل تا حدودی امید به احیای برجام را زنده کرده است. امیدواری تازه‌ای که دست‌کم در همان حد و حدودی که زمزمه‌های برگزاری مذاکرات دوحه در روزهای پایانی بهار امسال، احتمال خروج از بن‌بست مذاکرات احیای برجام را زنده کرد، موثر بوده و حالا در شرایطی که دو طرف با اعلام موافقت با از سرگیری مذاکرات در آینده نزدیک و بدون آن‌که زمان دقیقی برای این مهم اعلام کنند، بار دیگر از گفت‌وگو و بازگشت به میز مذاکره به‌عنوان تنها راهکار منطقی رفع‌اختلافات برجامی سخن می‌گویند. اما در شرایطی که به‌تازگی روزنامه العربی الجدید به نقل از منابع نزدیک به روند این مذاکرات و همچنین منابعی در برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از بعضی جزئیات پیشنهاد مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا به تهران و واشنگتن خبر داده و روشن شده که خواست جوزف بورل در قامت میانجی و واسطه مذاکرات احیای برجام از جمهوری اسلامی و ایالات متحده این است که پیش‌نویس جدید او را درخصوص برنامه هسته‌ای ایران بپذیرند؛ آن‌هم صرفاً به این منظور که به‌نوشته او، از بروز «بحران خطرناک» جلوگیری کنند و نه بیش از این. بورل که بنابر گزارش روزنامه العربی الجدید، اذعان کرده پیش‌نویس پیشنهادی‌اش، «ایده‌آل نیست»، اما در عین حال این پیش‌نویس را «بهترین توافق ممکن» خوانده و البته تاکید کرده که پیشنهادش به تمام امور اساسی می‌پردازد و راه‌حل‌هایی را شامل می‌شود که مورد توافق همه طرف‌های مذاکرات است. پیشنهادی که در حالی جمهوری اسلامی را به بازگشت به تعهدات برجامی و برقرار کردن شرایط مساعد برای نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران در چارچوب توافق برجام دعوت کرده که این پیش‌نویس پیشنهادی مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا درعین‌حال «رفع تحریم‌های بخشی از موسسات و شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران _و البته نه همه این تحریم‌هاـ را شامل می‌شود» و علاوه‌بر آن، در صورت توافق نهایی، «جو بایدن، رئیس‌جمهوری و دولت آمریکا را نیز به پایبندی و احترام به توافق متعهد می‌کند.» اما در شرایطی که جمهوری اسلامی تا پیش از این، بجز آن‌چه از سوی وزیر امور خارجه در گفت‌وگوی تلفنی، به‌طور غیرعلنی و غیررسانه‌ای به اطلاع مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا رسانده، هیپ واکنشی رسمی و علنی مشخصی به پیش‌نویس بورل نداشته، دیروز و در جریان برگزاری نشست خبری سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران، در این رابطه اعلام‌موضع کرد. موضعی که البته در شرایطی از سوی ناصر کنعانی اعلام شد که این دیپلمات مسئول در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در توییتی که سه‌شنبه هفته گذشته یعنی بلافاصله پس از انتشار مقاله جوزف بورل در فایننشال‌تایمز نیز به‌طور سربسته و بدون اشاره مستقیم در این رابطه اظهارنظر کرده بود. آن‌جا که کنعانی در حساب کاربری‌اش در توییتر بار دیگر به حضور جمهوری اسلامی ایران در توافق هسته‌ای و پایبندی به برجام اشاره کرد و با تاکید بر لزوم اثبات حسن‌نیت و التزام دولت امریکا به این توافق به‌عنوان تنها طرف خارج شده از برجام، خواستار بازگشت امریکا به برجام شد و نوشت: «ما همچنان به دستیابی به توافقی خوب، قوی و پایدار _که منافع پیش‌بینی شده ایران را در برجام تضمین کند_ متعهدیم؛ رسیدن به چنین توافقی به تصمیم و اراده آمریکا بستگی دارد.» این در حالی بود که آن‌طور که روزنامه العربی الجدید در گزارش اخیر خود مدعی شده، ظاهراً حسین امیرعبداللهیان نیز در تماس تلفنی با جوزف بورل بر این مواضع جمهوری اسلامی تاکید کرده و با استقبال از پیشنهاد جدید مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفته بود: «این پیشنهاد ۳ مطالبه اصلی تهران را به‌میزان کفایت برآورده نمی‌کند.» مواضعی که از قضا دیروز نیز در جای‌جای صحبت‌های ناصر کنعانی در جریان برگزاری نشست خبری سخنگوی دستگاه دیپلماسی موردتاکید قرار گرفت.
کنعانی که در این نشست خبری از مذاکراتی که «بنابر روندی منطقی و معقول برای رسیدن به توافقی جامع، پایدار» پیش برود و «ضامن منافع ایران در چارچوب برجام باشد»، استقبال کرده، از رد و بدل شدن پیام‌های مختلف در روزهای گذشته خبر داد و گفت که ایران پس از دریافت و بررسی پیش‌نویس پیشنهادی بورل، نقطه‌نظرات خود را ارائه کرده است. او با اشاره به تماس تلفنی چند روز پیش ابراهیم رئیسی با امانوئل ماکرون و شی‌جین پینگ و تلاش طرف‌های فرانسوی و چینی برای نزدیک کردن دیدگاه‌های تهران و واشنگتن و همچنین اقدامات مشابه برخی وزیران خارجه کشورهای منطقه همچون قطر و عمان، بر استقبال جمهوری اسلامی از تمامی این دست ابتکارها تاکید کرد و در عین حال گفت: «ما همواره در مسیر مذاکرات مبدع و منعطف بوده و در میز مذاکره حضور داشته‌ایم.» سخنگوی دستگاه دیپلماسی که دستیابی به توافق را در وابسته به «اراده طرف مقابل مشخصا آمریکایی‌ها» خوانده، ایران را کشوری مسئولیت‌پذیر در قبال تعهدات برجامی توصیف کرد و گفت: «تعبیری که ما از تلاش‌ها و نقش آقای بورل داریم، مثبت است و ارزیابی ما این است که آقای بورل با جدیت تلاش می‌کند که نقش خود را برای نزدیک کردن دیدگاه‌های طرفین و زمینه‌سازی برای آغاز دور جدید مذاکرات انجام دهد. ما از «مقاله بورل» تعبیر تهدید یا ابلاغ ضرب‌الاجل نمی‌کنیم. برداشت ما از نقش ایشان، نقش مثبتی است و تعدد و استمرار ارتباطات هم به همین معناست که تمایل دو طرفه و سازنده بوده‌ است.» او با ابزار خرسندی و خوشبینی نسبت‌به نقش یاری‌گر و مثبت بورل، در ادامه گفت: «ما اساسا معتقدیم مذاکره در سایه تهدید امکان‌پذیر نبوده و معقول نیست که یک طرف هم تهدید کند و هم دعوت به مذاکره!» کنعانی با تاکید بر «اعتراف مقام‌های امریکایی به شکست سیاست فشار حداکثری» احتمال ناکامی در مذاکرات احتمالی پیش‌رو نیز منتفی نداست و با اشاره به سناریوهای جایگزین ایران در این صورت، گفت: «دولت آقای رئیسی روند مناسبات خارجی، تنظیم روابط خارجی متوازن، تامین اقتصاد و معیشت مردم را در چارچوب و مکانیزم خاص خود دنبال می‌کند.» این در حالی است که یک عضو کمیسیون انرژی مجلس که در عین حال ریاست کمیته سیاسی فراکسیون امید پارلمان را نیز در آن مقطع برعهده داشت، با اشاره به ازسرگیری مذاکرات احیای برجام در آینده نزدیک در گفت‌وگو با «پیام ما»، خواستار تمرکز دولت بر مذاکرات برای خاتمه دادن به روند فرسایشی مذاکرات و دستیابی به توافقی شد که به‌گفته او، از ماه‌ها پیش و حتی از مدتی پیش از روی کار آمدن ابراهیم رئیسی در دسترس بود. جلال میرزایی که معتقد است «اگر یک سال پیش توافق هسته‌ای حاصل می‌شد، مردم کمتر در تنگنا قرار می‌گرفتند»، نسبت‌به دستیابی به توافق و احیای برجام با توجه به اراده و تفاهم طرفین ابراز امیدواری کرد و گفته است: «احیای برجام قطعاً بر توسعه روابط تجاری و اقتصادی دولت و متعاقباً بهبود نسبی اوضاع معیشت ملت موثر خواهد بود و به همین دلیل باید دولت باید با تلاشی مضاعف در این مسیر فعالیت کند.»

قطعنامه سیاسی بود

پنجشنبه همین هفته‌ای که گذشت، قطع‌نامه‌ای بسیار مهم و البته غیرالزام‌آور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید که به‌موجب آن، «برخورداری از محیط زیست سالم و پایدار» به‌عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر به رسمیت شناخته شد. قطعنامه‌ای که با توجه به رای قاطع 169 عضو صاحب حق‌رای مجمع عمومی سازمان ملل به آن، به‌ویژه با توجه به آن‌که هیچ‌یک از اعضا به آن رای منفی نداد، با استقبال گسترده کنشگران مدنی و محیط زیستی در سراسر این کره خاکی روبرو شد. آن‌چه اما در ایران مانع از این میزان خرسندی کنشگران مدنی و محیط‌ زیستی بود، رایی بود که ازسوی نماینده ایران در این اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد به قطعنامه اخیر سازمان ملل متحد داده شد. رایی که اگرچه رای منفی نبود و ایران را به تنها کشور مخالف تصویب این قطعنامه مهم تبدیل نکرد اما از آن‌جا که رای مثبت هم نبود، با واکنش‌های منفی ناظران روبرو شد. چه آن‌که جمهوری اسلامی در آن نشست مجمع عمومی سازمان ملل کنار 7 کشور روسیه، چین، بلاروس، سوریه، کامبوج، اتیوپی و قرقیزستان به این قطعنامه رای ممتنع داد.
حالا و در شرایطی که در روزهای گذشته به‌رغم انتقادها، واکنشی از سوی مسئولان به علت این نوع اعلام رای جمهوری اسلامی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد صورت نگرفت، دیروز بالاخره سخنگوی وزارت امور خارجه در این رابطه توضیح داد و با اشاره به «مشارکت فعال جمهوری اسلامی در فرایند مذاکرات این قطعنامه» گفت: «متاسفانه بانیان قطعنامه از پذیرش اصلاحات ایران و تعداد زیادی از کشورها خودداری کردند.» ناصر کنعانی که «یکی از دلایل مهم اجماعی نبودن این قطعنامه و رای ممتنع تعدادی از کشورها به آن» را «نواقص متعدد، نادیده انگاشتن تکالیف و وظایف قدرت‌های بزرگ استعماری به‌ویژه دولت‌های غربی تخریب‌کننده محیط‌زیست و ایجادکننده بحران و ناامنی در جهان در این قطعنامه» خوانده، همچنین گفت: «جمهوری اسلامی حفاظت و صیانت از محیط‌زیست را وظیفه خود می‌داند و متعهد به پیگیری این موضوع مهم در چارچوب مجامع تخصصی و بین‌المللی ذی‌ربط است، اما با استفاده ابزاری و سیاسی از محیط زیست و نادیده انگاشتن مبانی کلیدی محیط‌زیست در یک قطعنامه یکسویه، گزینشی و تفرقه‌افکن مخالف است.»
این دیپلمات ارشد با بیان این‌که «کشورمان در منطقه‌ای از جهان قرار گرفته که از یک‌سو دارای مزیت نسبی سوخت‌های فسیلی است و از سوی دیگر این منطقه دارای تنش آبی، کم‌آبی، خشکسالی، پدیده گرد و غبار و سد سازی در کشورهای همسایه است»، تاکید کرد که «حل این مشکلات علاوه بر تلاش‌های داخلی، نیازمند همکاری بین المللی لازم و موثر است» و اضافه کرد: «اما تحت فشار سیاسی غرب، نه‌تنها از همکاری بین‌المللی موثری در این زمینه جلوگیری به عمل آمده، بلکه با اعمال تحریم‌های سیاسی یکجانبه و حتی ایجاد ناامنی، ظرفیت‌ها و بسترهای مناسب تحقق این حق در منطقه و به‌ویژه در کشورمان، توسط آمریکا و قدرت‌های سیاسی تخریب و تباه شده است؛ لذا در چنین شرایطی، ایجاد یک «حق جدید» در یک نهاد سیاسی، در واقع استفاده ابزاری و ناروا از محیط زیست در حد شعار و در حد یک اهرم سیاسی است.» کنعانی که قطعنامه اخیر را «سیاسی» خواند، رای ممتنع جمهوری اسلامی به آن را مصداق «تاکید بر هدایت صحیح این موضوع در مجاری ذی‌ربط تخصصی و غیرسیاسی آن» خواند و گفت: «به عبارت روشن‌تر رای ممتنع جمهوری اسلامی ایران به شیوه پیشبرد این حق است، نه مخالفت با حق بهره‌برداری از حق محیط زیست سالم و پایدار.»
سخنگوی وزارت امور خارجه در پایان تاکید کرد: «از نگاه کشورهای غربی هدف این قطعنامه رسیدگی به سه موضوع مهم «تغییر اقلیم، تخریب تنوع زیستی و آلودگی» است و این در حالیست که از سوی دیگر، تعداد قابل توجهی از کشورها اعتقاد دارند رسیدگی تخصصی به مسائل محیط زیستی می بایست در مجامع بین المللی مربوط به محیط زیست پیگیری شود، اما هدف بانیان غربی از طرح این قطعنامه تخصصی مهم در « شورای حقوق بشر» که به طور عمده یک نهاد سیاسی است، سوء استفاده از محیط زیست در حد یک ابزار سیاسی است.»

ترمز مصرف بی‌رویه را بکشید

جنا کنائوس ۳۵ ساله‌، مادر دو دختر ۹ ساله دوقلو و روان درمانگر اهل لنوکس ایالت ماساچوست است‌. او می‌گوید: «احساس می‌کردم زمانی که با کودکانم درباره‌ نگرانی‌هایم پیرامون آینده محیط زیست‌مان صحبت می‌کنم روراست نبودم و ریاکارانه صحبت می‌کردم یعنی کارها و تغییرات قابل مشاهده و اندازه‌گیری را به تعویق می‌انداختم‌.» کنائوس فهمید که الان زمان عمل فرا رسیده است‌. حالا او و خانواده‌اش به صورت ویژه روی مقدار غذایی که آنها هدر می‌دهند و حیف و میل می‌کنند متمرکز شده‌اند‌. به طور میانگین هر خانواده آمریکایی روزانه ۱۸ پوند معادل کمی بیش از ۸ کیلوگرم زباله تولید می‌کند که بیشتر آن قابل بازیافت است اما این‌کار انجام نمی‌گیرد‌. سالانه هر خانواده حدود شش هزار و ۵۷۰ پوند نزدیک به سه هزار کیلوگرم زباله خانگی روانه محل دپو و دفن زباله‌ها می‌کند که ۲۴ درصد آن را مواد غذایی حیف و میل شده تشکیل می‌دهد.

 

شما به تنهایی قادر به نجات کره زمین نیستید‌. اما تلاش آگاهانه برای کاهش مصرف نه تنها به کره زمین کمک می‌کند بلکه به کودکان می‌آموزد آنچه مصرف می‌کنیم چقدر اهمیت دارد. در حالی‌که بحران آب و هوایی به شرایط بدون بازگشتی رسیده است کاهش هدر دادن مواد غذایی در خانه و به صورت خانوادگی می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد‌.
کریستوفر وارتون استادیار کالج هلث سولوشن دانشگاه ایالتی آریزونا می‌گوید شکی وجود ندارد که بر طرف کردن هدر رفت مواد غذایی مهم‌ترین مبحث برای بهبود موضوع زباله است. در واقع در ایالات متحده ما یک سوم مواد غذایی تولید شده‌مان را دور می‌ریزیم‌. این را کاترین هایهو دانشمند ارشد سازمان حفاظت از طبیعت می‌گوید و ادامه می‌دهد مواد غذایی هنگام پوسیدن گازهای داغ به دام افتاده زیادی تولید می‌کنند که خودش به تنهایی چهارمین تولید‌کننده بزرگ این نوع گاز به حساب می‌آید‌. او پیشنهاد ساده‌ای برای حل این مشکل دارد‌. دکتر هایهو پیشنهاد می‌کند بازار‌گردی را گاهی کاهش دهید و با برنامه و کمتر خرید کنید و اگر برایتان امکان دارد، کمتر مواد را هدر دهید.
در سال ۲۰۲۱ شهر فونیکس با دکتر وارتون برای انجام مطالعه‌ای همکاری کرد‌. هدف از انجام این مطالعه آن است تا این شهر در سال ۲۰۵۰ به شهری برسد که هدر رفت مواد غذایی در آن به صفر برسد. وارتون با انجام این مطالعه متوجه شد که هیچ رویکرد یکسانی برای اینکه زباله را به حداقل رساند وجود ندارد‌. او مردم را تشویق کرد هر کاری که برای آنها جواب می‌دهد را خودشان انجام دهند. او در این زمینه می‌گوید‌: «مردم به تغییرات رفتاری به روش‌های مختلف و دلایل مختلف اهمیت می‌دهند.»
وارتون و همکارانش با گفتن این جمله به شرکت‌کنندگان در مطالعه کار خود را شروع کردند که در ایالات متحده خانواده‌ها سالانه ۴۵ میلیون تن ضایعات غذایی از خود بجا می‌گذارند‌. برای انجام مطالعه بیش از ۶۰ خانواده ترازو غذایی و سطل‌های پلاستیکی شفاف برای توزین مواد غذایی دریافت کردند‌. خانواده‌ها میزان هدر رفت مواد غذایی خود را هفتگی به اطلاع محققان می‌رساندند‌. گروه تحقیقاتی نیز بعد از دریافت اطلاعات از هر خانواده نکاتی را در مورد کاهش ضایعات به صورت هفتگی به آنها پیشنهاد می‌داد.
نتایج بدست آمده از مطالعه نشان داد که هر خانواده توانایی دارد تا ۲۵ درصد از ضایعات غذایی تولید شده توسط خود را کاهش دهد. دکتر وارتون نیز نتایج بدست آمده از مطالعه‌اش را بر روی تارنمای موسسه جهانی پایداری و نوآوری به اشتراک گذاشت. در پیش گرفتن سبک زندگی بدون زباله یکی از روش‌هایی است که به کمک آن می‌شود ردپای کربن را در زندگی مان کاهش دهیم. البته این بدان معنا نیست که اصلا زباله تولید نکنیم چون اینکار در عمل غیر ممکن است. اما بد نیست درباره راه های کاهش مصرف زباله و محل‌های دفن آن فکر کنیم.
هوشمندانه‌تر بخرید
آنیتا وندیک نویسنده دو کتاب «زندگی با ضایعات صفر» و «خانواده با ضایعات صفر» می‌گوید چه بسا داشتن ضایعات صفر غیر‌ممکن به نظر برسد ولی اینگونه نیست‌. تشکیل خانواده‌ای با ضایعات صفر یعنی انجام دادن کاری که هر زمان می‌توانیم آن کار را انجام دهیم.
«واضح است که کاهش ضایعات یک شبه اتفاق نمی‌افتد‌. اما تو می‌توانی با انجام دادن تغییرات کوچک ردپای کربن را کاهش بدهی‌.» وندیک با علم به این موضوع که پدر و مادرها در مورد احتیاجات و کار و پول بچه‌هایشان دست به هر کاری می‌زنند کتاب خانواده با ضایعات صفر را نوشت نه برای اینکه احساس گناه و شرمندگی را دامن بزند بلکه برای اینکه درس‌هایی که از دوران مادری آموخته بود را با بقیه در میان بگذارد. برای مثال وقتی صحبت از غذاها و بسته‌بندی‌های آنها می‌شود او از خانواده‌ها می‌خواهد که هنگام خرید مواد غذایی راهروهای بیرونی سوپر‌مارکت‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای را جست‌وجو کنند‌. چرا که به این ترتیب می‌توانند مواد غذایی بدون بسته‌بندی را بخرند و هوشمندانه‌تر خرید کنند‌. در سطح جهانی ظروف و بسته‌بندی‌های پلاستیکی‌ای که صرف بسته‌بندی مواد غذایی می‌شود حجم بزرگی از زباله‌های دفن شده را تشکیل می‌دهد. گفته می‌شود که ۲۳ درصد زباله‌های دفن شده را در ایالات متحده ظروف و پلاستیک‌های به کار رفته در بسته‌بندی‌ها تشکیل می‌دهد.
خانواده کنائوس متوجه شده که الگوبرداری از رفتارهای دوستدار محیط زیست فرزندانشان را قادر می‌سازد تا تاثیر کارهای خودشان را درک کنند‌. جنا می‌گوید: بیشتر اوقات ما فکر می‌کنیم باید عیب‌ها و احساسات را از فرزندان‌مان پنهان کنیم. من برعکس این موارد را با آنها به اشتراک گذاشتم‌. البته کامل مطمئن نیستم که چگونه به چنین مشکل بزرگی نزدیک شوم و همین برایم طاقت‌فرساست. مثلا از آنها دعوت کردم که مشکل را خانوادگی حل کنیم‌. آنها حالا چالشی برای کاهش ضایعات در نظر گرفته‌اند و تصمیم گرفته‌اند ضایعات مواد‌ ‌غذایی‌ را وزن‌کشی و ثبت کنیم. حالا گفت‌و‌گو‌های ما پیرامون چیزهایی است که به آن نیاز داریم. ما حالا نقاط عطف به‌دست آمده از تجربیات‌مان را جشن می‌گیرم بیش از آنکه به‌خاطر دارایی‌هایمان خوشحال باشیم‌.

درخواست بررسی خبر تجاوز به ۱۸ کودک در خراسان جنوبی و مجازات متجاوز در صورت صحت ماجرا

کارزاری با عنوان «درخواست بررسی خبر تجاوز به ۱۸ کودک در خراسان جنوبی و مجازات متجاوز در صورت صحت ماجرا» در وب‌سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور آمده: «اخیراً در رسانه‌ها مطرح شده که شخصی ۵۵ساله به ۱۸ دختر بچه تقریباً ۱۰ ساله در شهرستان فردوس خراسان جنوبی تجاوز کرده است. ما امضاکنندگان درخواست داریم در صورت صحت اخبار، با این فرد برخورد شده و مجازات جدی برای او در نظر گرفته شود.»
این کارزار از 2 مرداد 1401 آغاز شده و تا 2 شهریور 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 6513 نفر امضا شده است.