بایگانی مطالب نشریه

دریاخواری در کُنارک

بلوچ قلابش را محکم نگه می‌دارد. دریا آرم نیست اما گویی خیال ناآرامش مثل دریا، او را به اینجا کشانده. تاریک است و در شبی چنین طوفانی بعید است صیادها به آب بزند. سوسوی چراغ خانه‌های لب ساحل، «کُنَرَک» شب را زیبا کرده است. تا نماز عشا بخوانند ساعت از 9 می‌گذرد،‌ آن وقت است که به اینجا می‌آیند. این کار هر شب صیادها در این فصل صید است هر چند در این طوفان کسی سراغ دریا را نمی‌گیرد. طعمه و قلاب هم بیخود توی دست بلوچ معطل مانده است. با این حال، خیال ناآرام آنچه این روزها در ساحل رخ می‌دهد او را کنار یار دیرینش کشانده ، هرچه باشد صیاد است و قایق و دریایش. به سوسو چراغ‌هایی نگاه می‌کند که 8 فرزندش در روشنایی یکی از آن نشسته‌اند. به خانه‌هایی که شهرداری مدام آن‌ها را فرسوده می‌خواند. به قایق‌ها نگاه می‌کند که بی صدا یک جا کنار هم جمع شد‌ه‌اند: شبیه اجتماع مردان سالمند در یک قهوه‌خانه. بلوچ فکر می‌کند: سه هزار متر دیوار وسط دریا می‌کشند که همه این چیزها از بین برود.

 

از سال 1397 شهرداری کنارک دست به کار احداث دیواری در ساحل این شهر شد. دیواری که نه در خط ساحلی و پس از حفظ حریم 60 متری دریا که درست در پهنه جز و مدی و با تعدی حدود 90 متری به بستر دریا اتفاق افتاد و با خاکریزی پر شد. این اقدام از همان اول با اعتراض مسئولان محیط زیست و منابع طبیعی شهرستان و استان و حمایت سرسختانه فرماندار کنارک روبه‌رو شد. به هر تقدیر طی این مدت گارد ساحلی اداره کل سازمان بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان چندین بار عملیات اجرای دیواری که عملا بخشی از دریای عمان را جدا و آن را به زمین بایری تبدیل می‌کند را متوقف کرد. حالا پس از سه بار توقف بار دیگر شهرداری دست به کار احداث و خاکریزی در این محوطه زده است که به نظر می‌تواند به استحصال 20 هکتار زمین از دریا منجر شود. حالا بلوچ و دوستان دیگر صیادش و گروهی از مردم که مخالف هستند مانده‌اند و دیواری حایل میان آنان و دریا.
«نزدیک به سه سال است که شهرداری تمصیمی‌گرفته است با کشیدن دیوار در بخشی از دریا، زمینی را با نام طرح توسعه سواحل ایجاد کند.» این گفته‌های بلوچ است. یکی از 10 هزار صیاد کنارک. کسی که با به گفته خودش با 55 سال سن ، همیشه چشمش برای روزی به دریابود؛ یا در آن تور پهن می‌کرد و یا قلاب می‌انداخت.
او شبیه یک کارشناس توسعه محلی حرف می‌زند: «این چه توسعه‌ای است که اجتماع را در نظر نمی‌گیرند؟ 1500 متر شهرداری وسط دریا دیوار کشیده است و 1500 هم گویی قرار است شیلات این کار را انجام دهد. یکی می‌گوید برای مبارزه با سونامی ‌و قاچاق است. آن یکی می‌گوید پارکینگ قایق‌هاست. اما هیچ یک از این‌ها به نفع مردم نیست هم محیط زیست را از بین می‌برد و هم معیشت ما.»
معیشت نیمی‌از جمعیت کنارک در خطر است
بلوچ توضیح می‌دهد که صید و صیادی در این منطقه قدمتی تاریخی دارد و شغلی آبا و اجدادی است. «نیاکان ما امن‌ترین نقطه این منطقه را برای صیادی انتخاب کردند. اینجا خلیج است. منطقه‌ای که مامن تخم‌ریزی ماهیان است. ما به آن ساحل طلایی می‌گوییم. بهترین منطقه کنرک برای گشت و گذار است. حالا ببینید چه به روز آن آورده‌اند. شهرداری به وظایف ذاتی‌اش عمل نمی‌کند اما می‌خواهد بدون هیچ مجوزی به دریا دست درازی کند.»
براساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان شیلات کشور که منطبق بر تخمین محلی‌ها نیز هست حدود 10 هزار صیاد در ساحل این منطقه از طریق صید امرار معاش می‌کنند. بلوچ به یاد فرزانش می‌افتد.«من هشت فرزند دارم. می‌دانید که در منطقه ما همه خانواده‌ها فرزندان زیادی دارند. اما اگر میانگین فرزند هر خانواده را 4 نفر هم در نظر بگیرید یعنی معیشت 40 هزار نفر آدم وابسته به همین نقطه‌ای است که دارند از بین می‌برند.»
این تخمین در حالی است که بنا به آخرین سرشماری نفوس و مسکن کشور، کنارک در حدود 76 هزار نفر جمعیت دارد. یعنی معیشت بیش از نیمی‌از اهالی به ساحل وابسته است.
دادستان شکایت را نمی‌پذیرد
با وجود ادعای حامیان ایجاد دیوار 3 هزار متری مبنی بر اینکه مردم محلی حامی‌آن هستند از سال 97 تا کنون 3 طومار در شهریور و بهمن 1400 و تیر 1401به امضای مردم محلی خطاب به مسئولان اجرایی و قضایی کشور از جمله رئیس‌جمهوری امضا شده است. طومارهایی که هر بار به توقف موقت طرح منجر شد اما پس از چند ماه اثرش را از دست داد. حالا چند ماهی است رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس هم پایش به این ماجرا باز شده و طی نامه‌ای از رئیس قوه قضاییه خواسته تا به موضوعی که موضوع دریا خواری ورود کند. سمیه رفیعی در نامه‌ای رو به حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای در تاریخ 25 خرداد 1401 نوشت: «اقدام شهرداری کنارک مغایر با قوانین مربوطه و بدون اخذ مجوزهای قانونی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست صورت گرفته و دادستان بندر کنارک نیز از قبول دادخواست اداره کل حفاظت محیط زیست شهرستان امتناع نموده است.»
داوود میرشکار مدیرکل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان در گفت‌وگو با «پیام ما» ساخت و ساز غیر قانونی و بدون مجوزی که از سوی شهرداری اتفاق افتاده را تایید می‌کند و می‌گوید: «مراتب مخالفت نه تنها به این سازمان اعلام شد بلکه همه مراتب قانونی را طی کردیم با این حال شهرداری همچنان اصرار به انجام آن دارد.»
7 و نیم میلیارد اعتبار دیوار
شهردار کنارک هم معتقد است براساس مصوبه سال 97 دارد به ماموریت خود عمل می‌کند. گرچه شهردار این شهر با «پیام ما» گفت‌وگو نمی‌کند اما اصلی‌ترین حامی‌انجام این طرح، فرماندار کنارک به «پیام ما» می‌گوید: «این طرح مخالفت مردمی ندارد و مخالفان آن چند نفر هستند که ما آن‌ها را می‌شناسیم و می‌دانیم برای منافع خودشان با طرح مخالفت می‌کنند.»
عبدالغفور هوت ادامه می‌دهد: «ما اینجا باید از بروز بحران‌ها جلوگیری کنیم. دیوار به نفع مردم است و برای مقابله با سونامی ‌و طوفان‌های دریایی احداث می‌شود. چندین بار پیش امده که آب داخل خانه‌های مردم شود. به نظر من نباید اسم دیوار را برای این سازه به کار برد،‌ بلکه آنچه احداث می‌شود داکت حافظتی است. از طرفی با این روش قایق‌ها هم ساماندهی می‌شوند، از این رو همه صیادها از این موضوع راضی هستند. این طرح فقط در کنارک اجرا نمی‌شود بلکه در مکان‌های بسیاری به اجرا درآمده است. از 22 میلیارد اعتباری که در سال‌های گذشته از محل سفر مقام معظم رهبری برای ساماندهی سواحل این منطقه در نظر گرفته شده بود به دلیل همین کش و قوس‌هایی که ایجاد کردند فقط 7 و نیم میلیارد به این طرح تخصیص پیدا کرد. در حالی که کسانی که این مخالفت‌ها را می‌کنند جواب عدم توسعه یافتگی این منطقه را نمی‌دهند.»
او اضافه می‌کند: «هر طرحی که اجرا شود علاوه بر فواید حتما مضراتی دارد. کسانی که مخالفت می‌کنند بیاید بگویند اگر فردا اتفاقی برای شهر افتاد مسئولیت آن را قبول می‌کنند آن وقت من هم می‌گویم شهرداری همین امروز این طرح را متوقف کند.»
فرماندار کنارک نیز تایید می‌کند که این دیوار در پهنه جزر و مدی دریا احداث شده و حتی حریم قانونی دریا در آن رعایت نشده است اما می‌گوید در این منطقه اصلا آب وجود ندارد.
مرجع مجوز یک کمیته تخصصی است
یک کارشناس بنادر و دریانوردی توجیه محافظت از شهر در برابر سونامی ‌را شبیه به لطیفه‌ای کودکانه تشبیه می‌کند و می‌گوید: «پس باید تمام نوار ساحلی دریای عمان و خلیج فارس را دیوار بکشیم. با فرض اشتباه اینکه سونامی‌ بیاید آن وقت داکتی با این مشخصات قرار است از شهر حفاظت کند؟ با این وجود حتی برای ساخت این داکت هم باید کمیته صدور مجوز سازه در دریا، مجوز ساخت هر نوع سازه‌ای اعم از اسکله، داکت یا هرچیز دیگری را صادر کند.»
هادی حق شناس ادامه می‌دهد: «در این کمیته همه دستگاه حضور دارند. این کمیته باید توجیه شود که اصلا یک سازه به چه منظور و چه ضرورتی قرار است در دریا احداث شود. معاون فنی در اداره بنادر و دریانوردی چابهار در حال حاضر باید جلوی انجام این عملیات را بگیرد.»
طیبی رئیس گارد ساحلی بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان نیز به «پیام ما» می‌گوید:« مطابق دستور قضایی بارها برای جلوگیری از این طرح اقدام شده است و آنچه در حوزه اختیارات و وظایف ما بوده انجام شده است.» او به دلیل اقتضای شغلی اطلاعات دیگری نمی‌دهد.
یک متخصص اکوبیولوژی دریایی معتقد است که ویژگی‌ها و مختصات ساحل و دریا در کنارک از شدت امواج کم می‌کند و بنابراین نگرانی‌هایی منجر به اقدامات غیر کارشناسی شود چندان قابل درک نیست.
محمدرضا فاطمی ‌با بیان اینکه عمق دریا در ساحل کنارک کم است و برای اینکه به عمق ۱۰متری که مناسب صیادی است، برسید باید یک تا ۲کیلومتر به دل دریا بروید یادآور می‌شود: «دو شهر بندری این منطقه چندین اسکله ماهیگیری دارند که به عنوان عامل بازدارنده از امواج عمل می‌کنند. سیلاب ناشی از باران نیز عمدتا از شمال خلیج، وارد دریا می‌شود. به‌نظر می‌رسد موضوع اینجا استحصال زمین از پهنه جزر و مدی دریاست.»
او معتقد است در صورت تداوم این طرح باید در انتظار تبعات آتی آن باشیم و توضیح می‌دهد: «کرانه‌های کم‌عمق ساحلی تا ۵متر، محل زادآوری و رشد نوزادان و تجمع آبزیان بزرگ در بخشی از ایام سال است. هرگونه دستکاری در این کرانه‌ها اشتباه است و از بین برنده تعادلی است که موجب غنای دریا می‌شود. ساخت اسکله ۳هزار متری در دل دریا، علاوه بر ایجاد کدورت در آب، سیستم هیدرولوژیک و حیات منطقه را از بین می‌برد و بر کاهش جمعیت ماهیان تاثیر می‌گذارد. طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی کشور (ICZM) در سال۱۳۸۹ مورد تصویب شورای‌عالی شهرسازی و معماری قرار گرفت و در سال۱۳۹۱ برای بهره‌برداری و اجرا به استانداران ساحلی ابلاغ شد. براساس ICZM توسعه تلفیقی سواحل جنوب کشور مصوب مجلس است بنابراین تمام ارگان‌ها مجری این طرح مدیریتی و وزارت کشور و به‌دنبال آن سازمان شهرداری‌ها عضو موثر آن هستند. این طرح مدیریتی اجازه دست‌اندازی به هیچ نهادی را نمی‌دهد. خود وزارت کشور هم اکنون باید از شهردار و فرماندار خود بپرسد که در کنارک مشغول چه کاری هستید؟»
قانون چه می‌گوید؟
در برنامه سوم توسعه ماده ۱۰۴ قانون برنامه سوم مصوب سال ۷۹ نیز به‌منظور جلوگیری از آلودگی بیشتر نواحی ساحلی و آزادسازی ساحل‌ها مواردی گنجانده شده اما اجرایی نشدند، مشکل به قوت خود باقی ماند و در برنامه سوم راه به جایی نبرد. در برنامه چهارم توسعه و در ماده ۶۳ قانون برنامه چهارم، این طرح پیگیری و مقرر شد تا سال پایانی برنامه چهارم (یعنی سال ۸۸) حریم ۶۰ متری ساحل آزادسازی شود.
در ماده ۶۳ قانون برنامه چهارم توسعه مصوب سال ۱۳۸۳ آمده که کلیه دستگاه‌های دولتی دارای اراضی ساحلی موظف به آزادسازی ساحل هستند. در این ماده هیچ نامی‌ از نهاد‌های غیردولتی ذکر نشده و همین امر موجب مستثنی دانستن برخی نهاد‌ها از اجرای ماده ۶۳ قانون است که پیشنهاد می‌شود به‌ منظور ساماندهی و یکسان‌سازی، ماده مذکور نهاد‌های مربوط را شامل شود.
سپس آیین‌نامه اجرایی تبصره ماده ۶۴ قانون برنامه چهارم مصوب ۱۳۸۶ مصوب شد که در آن آمده «وزارت نیرو مکلف است برای سامان‌دهی سواحل پیشنهاد لازم را تهیه کند»، «وزارت نیرو مکلف شده، با هدف جلوگیری از تخریب و آلودگی سواحل با همکاری وزارت جهاد کشاورزی و… معیار‌های تعیین حریم دریا را تعیین کند»، «کد تراز منفی ۷/۲۴متر برای خط مبنای تعیین حد بستر و حریم دریای خزر در فاصله ۶۰ متر توسط وزارت نیرو تعریف شد و بر این اساس آزادسازی اراضی ساحلی براساس این کد تراز در دستور کار دولت قرار گرفت.»
در قانون برنامه پنجم توسعه مصوب سال ۸۹ در بند ۱۸۷ به حفظ حریم سواحل اشاره شده و در این بند آورده شده «به دولت اجازه داده شده به منظور حفاظت، احیاء و بهره‌برداری پایدار از محیط زیست، منابع طبیعی و تنوع زیستی اقدام کند»، «تدوین و اجرای برنامه مدیریت یکپارچه زیست بومی‌و برنامه عملیاتی حفاظت و بهره‌برداری پایدار از تنوع زیستی زیست بوم‌های حساس و شکننده کشور»، «قوه قضائیه، نهاد‌های نظامی‌و انتظامی‌و شهرداری‌ها همکاری کامل با دولت برای تحقق مفاد این ماده را خواهند داشت.»، «مناطق ساحلی و دریایی با حساسیت بالای زیست محیطی را نیز شناسایی و اعلام می‌شود.»
سازمان توسعه و عمران دریا و سواحل کشور در سال ۹۱ توسط هیئت وزیران مصوب و ابلاغ شد. این سازمان مقرر بوده وظیفه هماهنگ‌کننده بین دستگاه‌های مختلف و جهت دهنده توسعه و عمران سواحل را برعهده داشته باشد و همچنین در امر دسترسی عموم مردم به سواحل دریا و سرمایه‌گذاری در سواحل و دریا شرایط لازم را فراهم کند. در واقع مقرر بود این سازمان پیگیر آزاد سازی حریم دریا‌ها باشد. مجلس این قانون را با هدف جلوگیری از دریاخواری، مصوب کرد، اما هنوز هم خبری از تشکیل آن نیست.
دستورالعمل جامع ساماندهی سواحل در تیر ماه ۹۴ تدوین شد. بر اساس این دستورالعمل: «استانداران استان‌های ساحلی موظف به همکاری با تمامی‌دستگاه‌های اجرایی برای اجرای ساماندهی سواحل کشور از مجله مباحث عمرانی شدند»، «مشخص شدن وظایف دستگاه‌ها و بررسی میزان اثر بخشی این اقدامات». دولت نهم و دهم، در راس دولت‌هایی بود که وعده‌های بسیاری درباره آزادسازی دریا از دست نهاد‌های دولتی و بخش خصوصی و اختصاص آن به مردم داد، اما از قانون ساماندهی سواحل که در این دولت تدوین شد هیچ خبری نیست.
در آبان ماه ۱۴۰۰ هم معاون اول رئیس جمهور مصوبه مربوط به طرح ساماندهی گردشگری جنگل‌های شمال و شمال غرب کشور و زاگرس، سواحل شمالی و جنوبی با اولویت سواحل مکران را ابلاغ کرد.
در این طرح، اهداف، سیاست‌ها و اقدامات طرح ساماندهی گردشگری جنگل‌های شمال و شمال غرب کشور و زاگرس، سواحل شمالی و جنوبی با اولویت سواحل مکران، تعیین شده است. طرح ساماندهی سواحل برای آزادسازی خط ساحلی کشور، تدوین شده بود، در عمل نتیجه‌ای نداشته و فقط نامی‌از این طرح باقی مانده است. بر این اساس عقب‌نشینی ۶۰ تا ۱۰۰ متری از خط سواحل فقط روی کاغذ به اجرا در‌آمده است.
دریا حالا با یک دیوار دو تکه می‌شود. بلوچ فکر می‌کند انگار تیغ بگذاری و انگشت‌های یک آدم را قطع کنی. حالا سیاهی شب دهشتناک می‌شود. 55 سال از خدا عمر گرفته، چه طوفان‌ها در این دریا که ندیده اما هیچ وقتِ خدا از این همه سیاهی نترسید. کارش است، زندگی‌اش است که شب تا صبح با قلاب توی قایق بنشیند و دهان ماهی‌ای را تصور کند که به طمع طعمه باز می‌شود. فکر می‌کند شبیه طمع زمین به دریا! فکر می‌کند شاید فردا دیگر ماهی‌ها نیایند. جایی ندارند که تخم بریزند! فردا بیاید و قایق‌ها نباشند، قلاب‌ها و تورها نباشد. فصل بعدی صید در کار نباشد، برای که به آب بزنند؟ مگر می‌شود ساحل را گرفت، دریا را کوچک کرد؟ حالا آدم‌هایی که هزاران سال صیادی را به ارث برده‌اند چه بکنند؟ چشم‌هایش را می‌بندد فرقی نمی‌کند. سیاهی دهشتناک جایش را به بوی زهم فاضلاب و لجن‌زاری می‌دهد که آن سوی دیوار در دریای خشک شده، جمع شده است. امشب دریا هم سرسازگاری ندارد. پشت سوسوی چراغ‌های شهر اما بچه‌ها هستند. قلاب تکلان تکان می‌خورد. ماهی را در دریا رها می‌کند: این صلات فجر در دریا نیستم. برو به امان خدا. من هم می‌روم پی بچه‌ها و چراغ‌ها.

قطع آب در رفسنجان ۵ روزه شد

پیام ما | آب بخش‌هایی از شهر رفسنجان پنج روز قبل به دلیل صدمه سیل به ۲ خط انتقال قطع شد و مردم این شهر سیل زده همچنان در انتظار رفع مشکل هستند. وضعیت در شهر سیل زده رفسنجان به وضعیت عادی بازنگشته است و در بسیاری از محله‌های شهر همچنان آب ناشی از طغیان رودخانه‌های فصلی راکد مانده است، زیر زمین خانه‌ها مملو از آب است و در برخی از محله‌ها خانه‌ها دچار آبگرفتگی شده است.
اینجا همه دنبال پمپ آب هستند
مردم در جستجوی پمپ آب و لجن کش هستند تا بتوانند آب را از خانه‌ها خارج کنند، بسیاری از مردم هنوز در مکان‌های ایمن خارج از خانه ساکن هستند و در تلاش هستند تا اسباب و اثاثیه خود را از زیر آب خارج و شستشو کنند، وسایل خانه بخش قابل توجهی از مردم آسیب دیده است و مغازه دارها نیز به جز کالاهایی که در قفسه‌ها داشته‌اند بقیه وسایلشان قابل استفاده نیست.
در خیابان‌های مختلف کامیون‌ها و لودرها در حال کار برای بستن راه سیلاب هستند و سعی دارند آب را به سمت بیرون از شهر هدایت کنند.
در گوشه گوشه شهر صدای کار کردن پمپ‌های آب می‌آید و گروه‌های جهادی، سپاه، بسیج در حال تلاش برای کمک به مردم هستند، در برخی از محله‌ها نفربرهای سپاه در حال انتقال مردم و وسایل خانه‌هایشان به مناطق امن تر هستند.
برخی از خانه‌ها نیز به دلیل آبگرفتگی سست شده و ایمن نیستند در این شرایط که آب شهر را فرا گرفته است اما یک نکته جالب هم وجود دارد آب در بخشهای زیادی از شهر به صورت سیار تأمین می‌شود. اطلاعیه‌هایی در خصوص زمان و مکان توزیع آب شرب صادر می‌شود و مردم در کنار تمام مشکلات آب خوردنشان را هم باید اینگونه تأمین کنند، ۵ روز قبل بود که در مراحل ابتدایی سیل ۲ خط اصلی ۴۰۰ و ۷۰۰ میلیمتر صدمه جدی دید. تیم‌های امدادی شرکت آب و فاضلاب دست به کار شدند و این خط‌های انتقال را تعمیر کردند اما در سیل بعد مجدداً این خطوط انتقال دچار شکستگی و آب شهر قطع شد. این تمام ماجرا نیست ۲۸ حلقه چاهی که آب شهر را تأمین می‌کردند نیز دچار آبگرفتگی و خسارت شده‌اند.
آبی برای شستشوی
لوازم گل‌آلوده خانه‌ها وجود ندارد
در این شرایطی که شهر رفسنجان را گل و لای فرا گرفته است اما آبی برای شستشو وجود ندارد از سوی دیگر تقاضا برای خرید آب معدنی نیز افزایش یافته اما مشکل اینجا ست بسیاری از مغازه نیز دچار آبگرفتگی و خسارت شده‌اند و اصولاً امکان باز گشایی وجود ندارد.
حالا مردم برای خرید آب مجبورند به مناطقی از شهر که از گزند سیل در امان بوده‌اند بروند، احتمال فرونشست زمین، ادامه سیلاب روند زندگی مردم را سخت‌تر از قبل کرده است.
با این وجود ۲۳ تانکر به صورت شبانه روزی در حال تأمین آب شرب مورد نیاز مردم هستند.
محمد اسماعیلی یکی از شهروندان رفسنجانی می‌گوید: در شرایط کنونی دغدغه تأمین آب بسیار مشکل است، خانواده‌ام در خانواده‌ای در رفسنجان که به ما پناه داده است مستقر شده‌اند اما برای تأمین آب باید در صف تانکرها بمانیم چون هزینه آب معدنی زیاد است.
او افزود: آب موجود در خانه را هم با پمپی که اجاره کردم خارج کردیم گروه‌های جهادی هم برای این کار کمک کردند و وسایل خانه را از زیر آب خارج کردیم، کل وسایل برقی سوخته‌اند و بقیه وسایل مملو از گل شده‌اند. وی گفت: در این شرایط آبی برای شستشوی وسایل نداریم و از مسئولان می‌خواهیم تمام توان خود را برای وصل کردن آب در شبکه سراسری انجام دهند.
قربانعلی حجازی دیگر شهروند رفسنجانی گفت: درصد خرابی‌ها در زمینه زیر ساخت‌های شهری و خانه‌ها بسیار بالاست و مردم با مشکلات زیادی رو برو هستند اما از مسئولان می‌خواهیم در درجه اول مشکل آب و برق را رفع کنند تا مردم بتوانند مشکل موجود را رفع کنند.
مشکل به زودی رفع می‌شود
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای رفسنجان نیز بیان کرد: تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ایم و تیم‌های عملیاتی به صورت شبانه روزی در حال تلاش برای تعمیر خطوط انتقال آب هستند.
حسین چرخ انداز افزود: اگر مشکلی پیش نیاید احتمالاً امروز آب بخشهایی از شهر وصل می‌شود.
وی عنوان کرد: سیلاب و آبگرفتی گسترده کار تعمیر را با مشکل مواجه کرده است اما تمام توان گروه‌های امدادی در راستای حل مشکل متمرکز شده است و در کنار تعمیرات کار آبرسانی سیار با استفاده از تانکرهای حمل آب با تلاش شبانه روزی در حال انجام است.
به نظر می‌رسد در کنار رفع مشکل آب که همه امیدوارند به زودی انجام شود خارج کردن آب سیلاب از کوچه و پس کوچه‌های شهر از مهمترین مطالبات مردم است زیرا وجود حجم گسترده آب در گسترده محلات امکان تخلیه آب از خانه‌ها را نیز مختلف کرده است زیرا اگر در این مکان‌ها آب از خانه‌ها تخلیه شود بار دیگر سیلاب از خیابان‌ها وارد ساختمان‌ها خواهد شد.

آنها که تغییر اقلیم را انکار کردند

مجموعه نظرات و باورها و نگرش‌های بخش شایان توجهی از بزرگسالان جامعه درباره مسائل مختلف را افکار عمومی می‌گویند. در علوم سیاسی افکار عمومی با اراده ملی یکسان در نظر گرفته می‌شود. هرچند که جامعه‌شناسان به آن از منظر وسیع‌تری می‌نگرند و افکار عمومی را محصول تعامل اجتماعی و ارتباط می‌دانند. از زمانی که اصطلاح تغییر اقلیم توسط سازمان جهانی هواشناسی در سال ۱۹۶۶ مطرح شد، نوع نگرش‌های متفاوتی پیرامون آن شکل گرفت. گستره پذیرش و عدم‌پذیرش این پدیده پس از بیان نقش انسان در شکل‌گیری و تشدید آن وسعت یافت. برخی آن را به‌عنوان تهدید پذیرفتند. برخی در مقابل آن جبهه گرفتند. موضع برخی دیگر انفعال بود. البته هنوز هم تعداد بسیاری از افراد، اطلاعاتی پیرامون ماهیت و پیامدهای تغییر اقلیم ندارند.

 

عمدتاً مسائلی که به‌عنوان تهدید برای امنیت ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی ارائه می‌شوند، چالشی برای سیاست‌گذاران خواهند بود. افکار عمومی از این ‌رو حائز اهمیت است که می‌تواند به فرایند سیاست‌گذاری و تخصیص بودجه و ایجاد و اجرا و اثربخشی سیاست‌ها جهت داده و آنها را تسریع بخشد. پس از آنکه برخی تحلیلگران سیاست در راستای امنیتی‌کردن ارزش‌های محیط زیستی گام برداشتند و از نقطه ‌نظر محیط زیست به مسائل سیاسی نگریستند، آگاهی‌بخشی به افکار عمومی اولویت یافت.
در مقوله دستور کار علمی امنیت محیط زیستی اگر گروهی از دانشمندان معتبر به سیاستمدار یا شهروندی درباره خطر محیط زیستی هشدار دهند، دلیلی برای تردید درباره این هشدارها وجود ندارد. حتی اگر مدتی بعد پژوهش‌های نوین خلاف این گفته‌ها را نشان دهد، باز فرد مذکور چاره‌ای جز پذیرش نتایج تازه نخواهد داشت (به نقل از کتاب چارچوبی تازه برای تحلیل امنیت، نوشته باری بوزان).
ورای آن که تعداد قابل‌ توجهی از جمعیت بشر درباره تغییر اقلیم و پیامدهای آن آگاهی ندارند، برخی معتقدند گرم‌شدن کره زمین اتفاق نمی‌افتد و این مسئله رنگ و بوی سیاسی دارد. البته در سال‌های اخیر وقایعی مانند آتش‌سوزی جنگل‌ها و امواج گرمایی و… در جلب ‌توجه مردم و افزایش آگاهی‌های عمومی نقش داشته است. هرچند آگاهی از یک بحران یا منشأ آن کفایت نمی‌کند و به معنای درک واقعی تهدید تلقی نمی‌شود. آموزش و امکانات تحصیلی، دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها نقش بسیار مهمی در این فرایند ایفا می‌کنند. رسانه‌ها می‌توانند بر اهمیت یک مؤلفه تأکید کنند و سبب تشویش و تحریک و جهت‌دهی به افکار عمومی شوند. علاوه بر رسانه‌ها در بسیاری کشورها که حکومت در آنها با بحران بی‌اعتمادی مواجه نیست، نظر نخبگان سیاسی بر مردم تأثیرگذار است.
برخی کشورها و برخی احزاب در نقش بازیگر پیشتاز ظاهر می‌شوند و در جهت تحقق اقدامات برای بهبود شرایط تلاش کرده و گاهی در بیان مسائل پیرامونی مبالغه می‌کنند. عمدتاً احزاب سبز و برخی احزاب سیاسی محافظه‌کار از اقدامات حل معضلات مرتبط با تغییر اقلیم حمایت می‌کنند.
برخی معتقدند تغییر اقلیم منشا انسانی ندارد و ارتباط اقدامات انسانی به تغییر اقلیم و معضلات محیط زیستی مانند تخریب لایه ازن نیز سیاسی است. به‌ویژه پس از آنکه مارگارت تاچر، نخست‌وزیر انگلستان ابتدا به کاهش مصرف تخریب‌کننده‌های ازن اعتراض کرد و سپس اعتراض خود را پس گرفت و انگلستان در فرایند رفع این معضل نقش کشور رهبر را عهده‌دار شد. تلاش کشورهای رهبر در بسیاری چالش‌های محیط زیستی در راستای همسوسازی منافع با منافع ملی خودشان است. مارگارت تاچر حامی سیاست‌های حفاظت از آب‌ و هوا بود اما رفتار او در افکار عمومی جهانی این شبهه را ایجاد کرد که احتمالاً تلاش‌های بین‌المللی در جهت تحقق اهداف خاص سیاسی مانند خصوصی‌سازی و کاهش خدمات دولتی و… است.
بعضی از کشورها نیز به هر عاملی که روند رشد اقتصادی آنها را کُندتر کند، به دیده تردید می‌نگرند. عده‌ای از مردم بر این عقیده هستند که حکومتشان به ‌قصد توجیه ضعف مدیریتی خود و ناتوانی در حل مسائل محیط زیستی به تغییر اقلیم متوسل شده است. به‌ هر حال فاصله عمیق میان درک و تصور مردم و دولت در مقوله‌ای مانند تغییر اقلیم می‌تواند سبب تشنج‌های اجتماعی و انفعال در مقابل اجرای قوانین شود.
برخی کشورها تغییر اقلیم و تعهدات بین‌المللی برای مقابله با آن را پذیرفته‌اند اما در راستای اطلاع‌رسانی به مردم خود آن‌چنان تلاشی نمی‌کنند. برای مثال ترکیه در رسانه‌های داخلی‌اش بیشتر بر برخی آثار تغییر اقلیم مانند بحران آب برای توجیه سیاست‌هایش تأکید دارد و در تلاش است تا این چالش را برای خود به فرصتی در راستای کسب قدرت تبدیل کند.
کشورهایی نیز وجود دارند که در آنها پذیرش و مقابله با تغییر اقلیم رویکرد حزبی دارد و واکنش‌های حزبی در آنها به خواسته‌های لابی‌های صنعتی و کشاورزی و اهداف تجاری وابسته است. به طور مشخص توجه و تلاش درباره کاهش آثار تغییر اقلیم و کربن‌زدایی از چرخه تولید انرژی و روی‌آوردن به انرژی‌های پاک در تضاد با منافع افرادی است که سوخت‌های فسیلی برای آنها سود اقتصادی دارد. از قضا بسیاری دانشمندان محاسن کربن را بر معایب آن ارجح می‌شمردند و معتقد بودند که فعالیت مجمع بین‌المللی تغییرات آب‌وهوا پشت پرده‌ای مالی و سیاسی دارد و گرم‌شدن ادواری زمین را نباید به انتشار کربن‌دی‌اکسید نسبت داد. اعضای اوپک نیز تلاش زیادی برای باقی نگه‌داشتن نفت در صحنه انرژی انجام دادند ولی در نهایت با اصول بنیادین مذاکرات جهانی اقلیمی و توسعه پایدار کنار آمد.
در ایالات متحده آمریکا جمهوری خواهان، به نظر پژوهشگران و دانشمندان درباره تغییر اقلیم اعتماد کافی نداشتند. آنها با در اختیار داشتن رسانه‌ها سبب تردید پیروانشان به جامعه علمی و بحث تغییر اقلیم شدند که البته این رویکرد به تفکر بخش‌هایی از جامعه جهانی نیز سرایت کرد و سبب شد تا برخی به تلاشگران تغییر اقلیم با دیده تردید و تحقیر بنگرند.
به ‌هر حال انکار تغییر اقلیم یا انفعال در مقابل آن، اقدامات بین‌المللی در راستای مقابله و افزایش تاب‌آوری را به تعویق می‌اندازد. گروهی دیگر تاکید بر مقابله با تغییر اقلیم و پیامدهای آن از طریق اصلاح الگوی مصرف و سبک زندگی را ناروا دانسته و فعالیت‌های اقلیمی را محدود به دامداری‌ها و لابی‌های صنعتی و کشاورزی سنتی می‌دانند. این افراد مردم را مسئول نابودی محیط زیست قلمداد نمی‌کنند.
ایران در زمره کشورهای تأثیرگذار بر تغییر اقلیم و همچنین آسیب‌پذیر از آن قرار دارد. با این همه اصطلاح تغییر اقلیم هنوز آن‌طور که باید در بین افکار عمومی مطرح نیست. بنا بر پژوهش‌های دانشگاهی، مطبوعات ایران تا سال ۲۰۱۷ عملکرد ضعیفی در پرداختن به تغییر اقلیم داشته‌اند. بروز وقایع اقلیمی به‌علاوه تشدید بحران‌های محیط زیستی دیگر ناشی از عدم اولویت‌بخشی به محیط زیست و مدیریت غیراصولی و توجه بیشتر رسانه‌ها و مطبوعات در سال‌های اخیر تا حدی افکار امور عمومی را به سمت این مسئله سوق داده است. دغدغه‌مندی افکار عمومی و توجه نخبگان سیاسی و بهره‌گیری از پژوهشگران حوزه‌های مختلف در ارتباط با تغییر اقلیم و ارزیابی شرایط و پیش‌بینی‌های دقیق می‌تواند منجر به تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های جامعی به‌قصد افزایش تاب‌آوری و تعدیل آثار سوء تغییر اقلیم شود.

طرح دولتی‌سازی نهادهای مدنی

پیش‌نویس قانون تشکل‌های اجتماعی در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی تهیه، تدوین و در تیر گذشته منتشر شد. گرچه این طرح هنوز در جلسات علنی مجلس بررسی نشده اما انتقادهای زیادی به همراه داشته است. دایره این انتقادها از ناهمخوانی ذات این طرح با روح مشارکت مردمی در حکمرانی دولت آغاز و تا زیر سوال بردن ماهیت تشکل‌های مردمی و افزایش نقش نظارتی دولت بر عملکرد این نهادهای اجتماعی بسط پیدا کرده است. «مدرسه روزنامه‌نگاری کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان» در نشستی آنلاین و با حضور مدیرعامل سابق کانون هموفیلی ایران، یکی از اعضای هیات موسس انجمن کوهنوردی ایران و یک وکیل دادگستری ابعاد گوناگون این پیش‌نویس را بررسی کرده است.

 

| احمد قویدل |

| مدیرعامل سابق کانون هموفیلی ایران |

پیش‌نویس دوباره بررسی شود

در درجه اول یکی از راه‌های اساسی یک حکمرانی خوب یک مشارکت عمومی است که مشارکت مردم در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی یکی از رکن‌هایش است. لذا من اعتراضی به مشارکت مردم در تصمیم‌گیری ندارم این مشارکت، مشارکت در حمکرانی غیرمستقیم است که اساسا در استراتژی‌هایمان هست نه در میزان تفکری که در اساس‌نامه‌ها پیش‌بینی شده است. ما نباید فریب این را بخوریم که قانون بد بهتر از بی‌قانونی است. ما باید دنبال تصویب قانون خوب باشیم. این شعارها باعث بی‌انگیزگی افراد برای تصویب قانون درست و منطقی می‌‌‌شود.
مهمترین نقدی که به پیش‌نویس قانون مورد بحث ما وارد است اینکه‌، با دیدگاه ایجاد مشارکت بیشتر و توسعه اجتماعی کشور نگاشته نشده است بلکه با تفکر ایجاد محدودیت در مشارکت نوشته شده است. من برای اینکه این قانون را با شکل ارائه بدم از شکل قیف وارونه‌ای استفاده کردم زیرا ورود به این حوزه به‌شدت دشوار شده است. این قانون در فصل سوم حقوق و تکالیفی را برای سازمان‌های مردم نهاد پیش‌بینی کرده است که ممکن است همسو با توسعه اجتماعی باشد اما تشکل‌های مردم نهاد امکان اجرای آن را ندارند. در حقیقت کسانی که این قانون را نوشتند تولی‌گری وزارت کشور را نادیده گرفته و آسیب‌شناسی نکرده‌اند. در کلیات این قانون می‌توان گفت ما سال‌هاست در سایه قانون تجارت زندگی می‌کنیم مفاهیمی مثل مدیرعامل، مجمع عمومی تعاریف معینی دارند مرز این قانون با قانون تجارت مشخص نیست. اعتقادم بر این است اگر ایده‌ای مبنی بر ایجاد نوشتن یک قانون جدید برای سازمان‌های مردم نهاد است باید مفاهیم در قانون تجارت تحلیف شود تا مواردی که در آن پیش‌بینی ‌نشده است به قانون تجارت ارجاع دهد.
از دیدگاه من کلیت این قانون باید به به مرکز پژوهش‌ها بازگردانده شده و مجدد مورد بررسی قرار بگیرد چون اساسا نتوانستند مواد این قانون را درهم تنیده کنند. بخش‌های مختلف این قانون از هم گسیخته است. این قانون نیاز به بازنویسی مجدد دارد.

| رضا شفاخواه |

| کنشگر اجتماعیوکیل پایه یک دادگستری |

تشکل‌ها دولتی می‌شوند

آیین‌نامه‌ای داریم تحت عنوان تشکل‌های مردم نهاد که ابتدا سال ۸۴ و بعد سال ۹۵ به تصویب رسیده است. این آیین‌نامه هم مواد مناسب و خوب دارد و هم نقدهایی به آن وارد است اما آیین‌نامه بسیار جامعی است. سوال اساسی این است که چه نیازی به تدوین و تصویب قانون جدید است؟ پاسخ به این سوال نیاز به تفاسیر فرامتنی‌، بررسی اتفاق‌هایی که در حال وقوع است و برخوردهایی با فعالان اجتماعی در حال انجام است دارد. در واقع تهیه پیش‌نویس این قانون چیزی جز برقراری تحقق منویات دستگاه‌های امنیتی و نظارتی نیست‌. کما اینکه در جای جای این قانون نقش گسترده‌ای را برای نهادهای امنیتی اطلاعاتی قائل شدند. بعید به نظر می‌رسد تشکل مردم نهادی باشد که بتواند شرایطی که د‌ر این پیش‌نویس قید شده را احراز کنند. برای نمونه در ماده یک آیین‌نامه تشکل‌های مردم نهاد، زمینه فعالیت یک نهاد غیر‌دولتی در زمینه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی قلمداد شده است در حالی که چیزی را در این پیش‌نویس نمی‌بینیم.
در تبصره چهار ماده دو قید شده تشکل‌ها نمی‌توانند در نقد و اصلاح مشارکت سیاسی اظهار نظر کنند. در حالی که بسیاری از مسائل اجتماعی متصل به تصمیماتی است که سیاستمداران می‌گیرند. اگر قرار باشد تشکل‌های غیردولتی در فرایند سیاسی به عنوان ناقد و مصلح دخیل نباشند چطور می‌تواند آسیب‌های اجتماعی را مرتفع کنند؟
در پیش‌نویس قید شده است که احراز صلاحیت اعضا توسط نیروی انتظامی و نهادهای اطلاعاتی اتفاق بیفتد تا به یک تشکل مجوز فعالیت داد. آیا می‌توان به چنین نهادی عنوان مردم نهاد داد؟ گویی این قانون به‌دنبال این است که سازمان مردم نهاد یک نیروی اجرایی یا چیزی شبیه یک اداره باشد که زیر نظر دولت دارد فعالیت می‌کند و کمک می‌کند فعالیت‌های دولت تسهیل شود.

| عباس محمدی |

| فعال محیط‌ زیست و عضو هیات موسس کوهنوردی ایران |

این پیش‌نویس باطل است

یکی از مشکلاتی که اخیرا مطرح شده است مسئله پیش‌نویس تشکل‌هاست. وجود قوانین دست‌وپاگیر یکی از مشکلات اساسی این پیش‌نویس است. مسئولان نگران این هستند که در سازمان‌های مردم نهاد تخلفی صورت بگیرد، در واقع دخالت سازمان‌های مردم نهاد در حکمرانی نگرانی اصلی مسئولان است درحالی که نهادهای مردمی قرار نیست در حکمرانی کشور مداخله کنند. به عنوان مثال یک سازمان مردم نهاد، اقدامی علیه امنیت ملی انجام داده است، وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها با این اشخاص برخورد‌ می‌کنند.‌ در نتیجه می‌توان گفت ما کمبود نظارت قانونی نداریم. تفکر نادرستی که بین دولتی‌ها و قانون‌گذارها و مردم‌ رایج است این است که یک قانون بد بهتر از بی قانونی است. اتفاقا یک قانون بد بسیار بدتر از نداشتن قانون است. همه ما انسان و از عقل، تفکر و منطق بهره‌مند هستیم. قبل از شکل‌گیری قانون انسان با خرد خود زندگی و تصمیم‌گیری می‌کرده است، یعنی ما به‌طور غریزی اعمال شر را ناپسند می‌دانیم و سعی می‌کنیم از آنها دوری کنیم. برای مثال دست‌درازی به اموال دیگران، تجاوز به خانمان دیگری و کشتن دیگران را بد می‌دانیم. این موضوع نیازی به قانون ندارد بلکه در غریزه انسان نهادینه شده است. در ایران صد سال است قانون‌گذاری به معنای امروزی آن انجام می‌شود. اما هنوز در اجرای قوانین مشکل داریم. یعنی از طریق مجلس شورای ملی و شورای اسلامی انواع قانون‌ها وضع شد که ۹۰ درصد آن اجرا نشده است.
قانون حفاظت از محیط‌زیست تقریبا ۳۰ ماده دارد، آیین‌نامه اجرایی که به تفسیر پرداخته است در این پیش‌نویس حدود ۶۰ ماده دارد که هر کدام بسیار طولانی است. حتی شکل پیش‌نویس با قانون همخوانی ندارد. در این پیش‌نویس برای یک تشکل مردم نهاد که می‌خواهد کار دواطلبانه‌ای انجام دهد که معمولا کارش در محیط جامعه است قید می‌شود که باید در یک دفتر اداری مستقر شود. در بحران اقتصادی فعلی یک سازمان غیر دولتی می‌تواند دفتری بخرد تا هر شش ماه یک بار کسی بیاید از آن بازرسی کنند؟ آنقدر فساد در سازمان‌های دولتی وجود دارد که این نظارت به لانه فساد تبدیل می‌شود.
یکی از راه‌حل‌های مناسب برای حل این مشکلات این است که مردم را ناظر برکارهایشان کنیم و این قوانین دست‌وپا‌گیر را برداریم در یک فضای سالم اجتماعی مردم خودشان روی همدیگر کنترل داشته باشند. در نتیجه به عقیده من این پیش‌نویس باطل است و باید کنار گذاشته شود. او باید یک بار دیگر نوشته شود و پیش‌نویس اگر تبدیل به قانون شود فقط منجر به قانون‌گریزی می‌شود.

 

قانون معادن را اصلاح کنید

در تاریخ قانونگذاری، قانون معادن ۶ بار دچار تغییر و اصلاح شده است و هر ۶بار به ضرر طبیعت، محیط زیست، منابع طبیعی و به ضرر مردم ایران و به نفع معدن داران به تصویب شده است.
آخرین بار در سال ۱۳۹۰ دولت وقت با ارائه لایحه اصلاح قانون معادن به منظور رفع موانع تولید استعلام از سیزده دستگاه استعلام شونده فعالیت‌های معدنی را حذف کرد و اعلام شد فقط از یک دستگاه (منابع طبیعی) استعلام شود.
در پی این اصلاحیه مقرر شد که ضوابط محیط‌زیستی فعالیت‌های معدنکاری جدید ظرف ۶ ماه پس‌از تصویب این قانون توسط وزارت صمت و سازمان حفاظت محیط زیست کشور تهیه و به تصویب هیات دولت برساند و اجرا کند.

اما با گذشت یازده سال از این قانون مجلس، برخلاف پیگیری‌های مکرر سازمان حفاظت محیط زیست، هیچ اقدامی از سوی وزارت صمت برای ارائه برنامه تدوین شده به هیات دولت صورت نگرفته است. البته باید دید چرا هیچ دستگاه نظارتی برای عدم اجرای مصوبات مجلس به بررسی این قانون ورود نکرده است.
وزرای چهار دوره قبل وزارت صنعت،معدن و تجارت کشور به واسطه ترک فعل و عدم اجرای مصوبات ابلاغ شده از سوی مجلس شورای اسلامی، حقوق مردم و محیط زیست ایران را پایمال کرده‌اند. نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی لطفا به دیوان محاسبات کشور د ستور دهید برخورد با مقصرین عدم اجرای این قانون مصوب را در دستور کار قرار دهند.
«کلکمْ راعٍ، وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ.» اینقدر عدم پیگیری وزارت صمت در برهه‌های زمانی مختلف شور بوده که سازمان حفاظت محیط‌زیست در لوایح قانون حفاظت خاک و تلویحا در ضوابط اجرایی قانون هوای پاک تکالیف جدی برای واگذاری معادن تعیین کرده است.

نقش علوم اجتماعی در سیاستگذاری محیط زیستی

ژرف‌‌اندیشی تفکر محیط زیستی در جوامع را می‌­توان در توسعه فرایندهای سیاستگذاری محیط‌زیست جستجو کرد. دولت‌ها در جهان با هشدارهای قوی متکی بر شواهد علمی اندیشمندان و فعالان محیط زیست پیرامون گرم شدن زمین و تغییرات آب و هوایی، اقدام به تدوین سند ملی و گزارش های دولتی از وضعیت محیط زیست کشورشان را در دستور کار قرار دادند. دولت انگلستان از جمله نخستین کشورهایی بود که پس از کنفرانس ریو در صدد بازنگری معیارهای محیط زیستی کشورش برآمد. واقعیت اثبات شده آن است که اصلاح، تغییر قوانین، دستورالعمل‌ها و اجرای برنامه­‌ها توسط دولت‌­ها به نفع جامعه و پایداری محیط زیست در شرایط معمول کمتر رخ داده است چرا که، نفع دولت‌ها در تثبیت وضعیت موجود با بهره‌کشی حداکثری منابع زمین است. در این شرایط، ذینفعان خارج از دولت در تغییر قواعد بازی عرصه سیاستگذاری می‌تواند نقشی کلیدی ایفا کرده و فرصت‌­هایی برای چانه‌زنی با دولت فراهم کنند. از جنبه دیگر اگر به موضوع نگاه کنیم باید گفت، تصمیم‌سازان باید ادراک دقیقی از مخاطرات محیط‌زیستی داشته باشند تا بتوانند تصمیمات صحیح بگیرند. با شناسایی درست مساله، امکان طرح آن در دستور کار سیاستگذار محتمل می‌شود. و در ادامه این فرایند‌، طرح پیشنهادات برای برون رفت از مساله تنظیم و تدوین می‌شود. پشتوانه خرد جمعی این شکل از سیاستگذاری محیط‌زیستی در عمل؛ ساز‌و‌کارها را برای قبول و الزام بر «قانونی کردن سیاستگذاری مسائل محیط‌زیستی»، فراهم می‌کند. اما در این شکل از فرایند سیاستگذاری محیط زیستی چه بایدهایی لازم است؟
در درجه اول نحوه چیدمان ذینفعان کلیدی در تصمیم‌سازی برای محیط زیست مهم است. این که اندیشمندان، تحلیل‌گران، منتقدان کارشناس، فعالان محیط‌زیست، تشکل‌ها و موسسات محیط‌زیستی چه نقشی در این تصمیم‌سازی‌ها دارند، جدی ا­ست. تجربه جهانی نشان داده که کوشش جمعی فعالانه و آگاهانه، توانسته توسعه و بهبود سیاستگذاری پایدار محیط زیست را رقم زند. ارائه توصیه‌های کارشناسانه علمی از سوی گروه‌هایی غیر از دولت به بدنه شورای سیاستگذاری محیط‌زیستی در ساختار دولتی می‌تواند به طرفداران محیط‌زیست قدرتی برای چانه‌زنی ارائه کند. صاحبنظران دانشگاهی در کنار فعالان تشکل‌های محیط زیستی با نشان دادن ساز‌و‌کارهایی در قابل حل بودن مسائل محیط‌زیستی، قادر خواهند بود میان علمی بودن مسئله و سیاستگذاری در حل مسئله پیوند ایجاد کنند. این گام مهمی است که جایگاه صاحبنظران و متخصصان دانشگاهی را در میدان سیاستگذاری قابل مکث و توجه می‌­کند. از جانب دیگر در دنیای امروز، اطلاعات علمی منبع راهبردی با ارزشی است که می‌تواند سیاستگذاران و دولت‌ها را به سمت تصمیمات درست هدایت کند. این عرصه یکی از جاهایی است که مشارکت تشکل‌های محیط‌زیستی با اصحاب دانشگاه را معنادار می‌کند. این همسویی و همکاری ظرفیت‌­های چانه‌زنی جامعه مدنی در سطح کلان را در ساختار سیاستگذاری و تصمیم سازی دولتی تقویت می‌کند. لازم است نخبگان در کنار تشکل‌های محیط زیستی مشارکت معنادار با اینرسی بالا در نشان دادن دقیق مسائل داشته باشند. در غیبت ایشان، عمومی سازی مساله نزد جامعه و نشان دادن پیامدهای مسئله برای جامعه به حاشیه می‌رود و در این شرایط است که دولت‌ها تصمیمات یک جانبه‌شان برای محیط زیست را عملی می‌کنند.

حال این سوال مطرح است که نقش تشکل‌های محیط‌زیستی، دانشگاهیان و متخصصان در فرایند سیاستگذاری محیط زیستی کشورمان چگونه است؟
پاسخ به این سوال پیچیده و از چند وجه قابل تامل است. از منظر ظرفیت‌های ساختاری حداقل‌های پایینی برای مشارکت نهادمند تشکل‌های محیط‌زیستی در عرصه سیاستگذاری به شکل شورای مشورتی وجود دارد. ساختار نظام سیاستگذاری محیط زیست در ایران به شکلی است که ذینفعان خارج از دولت کمترین سهم را در رای دهی دارند. در خوشبینانه‌ترین حالت نقش مشورتی و ناظر جلسات را بر عهده دارند. لیکن این حداقل‌ها نیز به درستی و هوشمندانه در بزنگاه‌های تصمیم‌سازی به‌کار گرفته نمی‌شود. مثلا خود قانون تشکل‌های اجتماعی که می تواند در صورت برخی اصلاحات در مفاهیم و مفاد و بندهای آن، ظرفیت چان‌زنی و فعالیت تشکل‌ها را بالا ببرد؛ کمتر موضوع بررسی و توجه است. این در حالی است که یکی از ظرفیت‌­های زیربنایی برای بالا بردن اینرسی فعالیت و اثربخشی تشکل‌ها، تنیده در همین قانون است. به عبارتی، از یک سو ساختار سیاستگذاری کشور حداقل‌های مشارکت جامعه مدنی دارا است و از جانب دیگر، فعالان، دغدغه‌مندان تشکل‌های مدنی به طور عام و محیط‌زیست و متخصصان دانشگاهی به طور تخصصی در هیات‌های مشورتی با سیاستگذاران وارد چانه‌زنی برای ایجاد فرصت های بیشتر نشده‌اند. اگر نگاهی به بخش­نامه‌­های محیط‌زیستی اتحادیه اروپا داشته باشیم این مهم تایید می‌شود که دستور کار این دولت‌ها در درجه اول واکنشی به کوشش جمعی دغدغه‌مندان و فعالان مدنی محیط‌زیست بوده است. در کنار این چالش، تشکل‌های محیط‌زیستی در ایران به حد کافی حمایت تخصصی و علمی را در کنار خود ندارند. متخصصان علوم و به ویژه علوم اجتماعی یکی از گروه‌های مشاور تخصصی هستند که می‌توانند به تشکل‌‌های محیط زیستی خوراک فکری در میدان سیاستی ارائه دهند. البته مساله آنجا بغرنج‌تر می‌شود که اصحاب علوم اجتماعی‌ در‌ مسئله‌مند‌سازی اجتماعی محیط‌زیست نسبت به جامعه عقب‌اند. به عنوان نمونه یافته‌های حاصل از بررسی 30 فصلنامه علمی و پژوهشی در حوزه علوم اجتماعی نشان داد که کمتر از 2 درصد مقالات همه شماره ها به طرح مسائل اجتماعی محیط زیست اختصاص داده شد. در واقع خلایی تاریخی از این حیث وجود دارد که نیازمند اهتمام دانشگاهیان علوم اجتماعی است. این یافته درباره تعداد پایان‌نامه‌های علوم اجتماعی با موضوع محیط‌زیست هم صدق می‌کند. امیدواری به بهبود وضعیت محیط‌زیست ایران، نیازمند تلاش همه ذینفعان است و در این میان سهم مسئولیت تشکل‌های محیط‌زیستی و متخصصان و صاحبنظران دانشگاهی بالاتر است. اشکال تاثیرگذاری و ایفای نقش برای بهبود وضعیت مسائل محیط‌زیست متنوع است اما با تاکید بر اهمیت فرایند سیاستگذاری و سیاست‌ورزی، لازم است ساز‌وکارهای آگاهانه و علمی برای چانه‌زنی در عرصه سیاستگذاری توسط این دو بازوی مهم جامعه مدنی شناخته و تقویت شود. از این‌رو تغییر و اصلاح قوانین به نفع پایدار سرزمین و ترجیح آینده سرزمین بر منافع کوتاه مدت دولت‌ها ممکن می‌شود.

«هجوم» به طبیعت

در یک طرف تابلوی نقاشی درختان سپیدار ردیف شده‌­اند با نقش‌­های تیره و روشن روی تنه و باقی تابلو با سطوحی از رنگ‌های زرد و نارنجی و قهوه‌­ا‌ی با بافتی زبر پوشانده شده. این رنگ‌های گرم، کویری پیش­رونده­ را نشان می‌­دهد که به حیات درختان هجوم آورده، آنها را دچار خشکسالی می‌­کند. روی دیوارهای دیگر گالری طراحی‌­های زغال نقاش از طبیعت روستایی، درخت‌ها و بیشه‌های سرسبز قرار دارد. در این طراحی‌­ها با حذف جزئیات، طبیعت با بیانی قوی و موجز پرداخته شده. توالی خطوط تیره کنار هم درختانی را نشان می‌­دهد که در انبوه خطوط درهم پیچنده که تصویری از تلماسه‌های کویری هستند فرورفته است.
نمایشگاه «هجوم2» علی فرامرزی در گالری هدایت مجموعه‌ای از نقاشی‌­های اکرولیک، طراحی­‌ها و نقاشی‌­های حجمی اوست که به موضوع محیط زیستی گسترش کویر و تسخیر حیات توسط خشکی می‌­پردازد. مکعب‌­های رنگین آویخته از سقف بخشی جالب از نمایشگاه هستند. نقاش برای نزدیک شدن به نامتناهی طبیعت، از فضای تک بعدی بوم فاصله گرفته و با ریتم‌­های منحنی، به هم پیوستگی نیروهای حیات را روی چند سطح به هم پیوسته نقاشی کرده است. سطح نقاشی­ حجم‌های هنرمند با رنگ‌های متنوع تک فام پوشانده شده، رنگ‌های گرم یا سردی که یادآور گذر زمان و فصل‌ها در طبیعت هستند. در گوشه‌­ای از این قالب‌­های حجمی چهره‌هایی انسانی نقش شده که در کنار شهر و طبیعت سه موضوع پرداخته شده در آثار علی فرامرزی را شکل می‌­دهند.
در سالن اصلی نمایشگاه تابلوهایی روی دیوارها به نمایش گذاشته شده‌اند که در آنها نقاش با بیانی خلاصه و انتزاعی و با استفاده از خطوط به طبیعت کویری پرداخته است. سطوحی از درختان در تکه‌ای از تابلو تصویر شده‌­اند و فرم‌های سیال درهم پیچنده فضای اصلی تابلو را در برگرفته است. نقوش مختلف روی بوم نمادی هستند از حضور دشت و کوه و کویر و درخت. عناصر طبیعت مثل خاک و هوا با ریتم و حرکت به هم پیوند می‌خورند و درختان تنها نقاط ایستای تابلو هستند. مثل باقی آثار این مجموعه تقابل خطوط عمودی و افقی در تابلو نشانی می‌­شوند از تباین نیروهای دوگانه حیات و مرگ. خطی مورب سرتاسر تابلو را به شکلی تهدیدآمیز طی کرده و خطوط سیال منحنی را قطع می‌­کنند. خطوط این تابلوهای بزرگ، بیانی اکسپرسیونیستی دارند از تراژدی محیط ‌زیستی پیش رو و اتفاقات ناشی از تغییر اقلیم، از هجوم کویر به حیات.
علی فرامرزی پس از چند دهه فعالیت هنری، با بیانی هنری به هشدار درباره مشکلات کم‌­آبی و بیابانی شدن جغرافیای بومی خود پرداخته است. او نقاشی را در دوره دبیرستان با شرکت در کلاس‌های پتگر آغاز کرد و در نمایشگاه‌های جمعی و انفرادی مختلفی شرکت کرده است. آموزش نقاشی و طراحی به بیش از ۵هزار هنرجو، تاسیس نخستین گالری هنری بعد انقلاب که به مکانی برای نمایش آثار و گپ و گفت نقاشان مهمی مانند پیروز کلانتری و مهدی سحابی و بهزاد شیشه‌­گران تبدیل شد و تالیفات پرشمار و نوشتن نقدهای هنری در مطبوعات، بخشی از فعالیت‌­های متنوع هنری فرامرزی هستند. او البته در گفت‌‌وگو با «پیام ما» گالری‌داری را برای یک نقاش مناسب نمی‌­داند. نظرش این است کار تولید هنر و فروش آن بهتر است در بخش‌هایی جداگانه و توسط افرادی مختلف انجام شود.
اغلب آثار فرامرزی گزارشی شخصی از زیست بوم پیرامونش هستند. مانند نقاشان امپرسیونیست که با حضور در طبیعت به نقاشی از محیط زیست سرسبز خود می‌­پرداختند، او برای رسیدن به بیان شخصی خود سال‌ها به طراحی از طبیعت پرداخته و کویرهایی که سه چهارم سرزمین هنرمند را پوشانده بودند در آثارش وجهی غالب یافتند. مجموعه کویرها حاصل نگاه عینی هنرمند به هستی و جغرافیای سرزمینش است. سرزمینی که بحران‌های جدی محیط زیستی پیدا کرده و در یک دهه اخیر در میان چهار کشور نخست در معرض بیابانی شدن قرار گرفته است. این نگرانی محیط‌ زیستی معاصر در آثار فرامرزی وارد شده و باعث شده خشکی و برهوت کویر در آثار او شکلی تهدیدآمیز پیدا کند. او ابایی ندارد که با بیانی صریح از کم آبی، مسائل مربوط به تغییر اقلیم و گرمایش زمین به مخاطب خود هشدار دهد. نگاه شخصی فرامرزی به کویر در تباین با باقی نقاشان ایرانی که پیش از او به طبیعت کویری سرزمین خود پرداخته­‌اند، نگاهی معترض و ناپذیرا است. علی فرامرزی در گفت‌وگو با پیام ما درباره خطر فراگیر خشکسالی هشدار می‌­دهد.

 

شما در سال 96 نمایشگاه هجوم یک را در گالری نیاوران برگزار کردید. از آن زمان اتفاقات دیگری رخ داد که حیات انسانی را بیش از گذشته مورد هجوم قرار دادند: یکی وقوع همه­‌گیری کرونا و دیگری جدی‌تر شدن پیامدهای تغییر اقلیم. در این فاصله ۵ ساله تا برگزاری نمایشگاه دوم در گالری هدایت، نگاه شما چه تغییری کرده است؟
شیوه کاری من این است که به طور موازی روی چند پروژه کار می‌­کنم، این روش این امکان را می‌­دهد که یک دوره کاری را در طول زمانی طولانی جلو ببرم. از سال 96 تا امروز هم دوره­‌های کاری متفاوتی را همزمان با دوره هجوم جلو برده‌ام. به همین خاطر من در طی زمان از یک دوره عبور نمی‌­کنم و کارهای مجموعه هجوم محدود به یک مقطع زمانی نمی‌­مانند.

هر کدام از ما نقاشانی که به موضوع کویر پرداختیم به زبان و بیان شخصی خودمان رسیدیم. کویر من در حال پویش است

در سال‌های اخیر متاسفانه بحران‌های محیط زیستی شدت پیدا کرده ­‌است. امروز خیلی بیشتر از گذشته حیات انسانی را مورد تهدید می­بینم و این تهدید محدود به این منطقه نیست، جهانیست. تعجب می­‌کنم اگر هنرمندی نسبت به اتفاقات جهانی در حال وقوع بی‌تفاوت باشد. هنرمندی که بی‌­تفاوت بماند بسیار ذهنی است و کمتر به دنیای عینی و واقعیت‌های موجود رجوع می­‌کند. چون امروز واقعیت محیطی تهدیدکننده حیات ماست و اگر ما و فرزندانمان نتوانیم به حیات خود ادامه دهیم باقی ابعاد حسی و معنایی زندگی وجود نخواهد داشت. در نگاه من، انسان بخشی کوچک از محیط زیست خود است، محیط زیست هر هنرمندی هستی اوست.
من اهل تهران هستم و از جوانی به مناطق اطراف شهر می­رفتم. برای سال‌های طولانی طبیعت را نقاشی کردم. تقریبا طبیعت تمام مناطق اطراف تهران را نقاشی کرده‌­ام. بعدتر طبیعت را به طور ذهنی در کارهای خودم منعکس ­کردم. جنگل‌ها و درخت‌ها دوره‌های کاری سبز من هستند. همه دوره‌های کاری من کویر نیستند. این دوره‌­های کویری هم با این ضرورت خلق شدند که در منطقه زیستی ما کویر و صحرا بخش مهمی از طبیعت را شکل می‌دهد. طبیعتا نقاش مقیم این منطقه کارش رنگ و بوی اقلیم خودش را می­‌گیرد. همانطور که نقاشان رمانتیست و امپرسیونیست طبیعت خودشان را در آثارشان به وجود آوردند، من هم به عنوان یک نقاش مقیم خاورمیانه از محیط و طبیعت خودم می گویم. این محیط مولفه­‌های متفاوتی دارد و من نقاش این دغدغه را دارم که مولفه‌­های خاص طبیعت خود را پیدا کنم، با کویر و با درختان. و این دغدغه را دارم که بتوانم با زبان هنر نقاشی هدف و احساس خود را بیان کنم. خوشحال می‌­شوم اگر توانسته باشم مولفه‌­های خاص بخش خشک سرزمین خودم را خلق کنم و از آنها برای بیان آنچه فکر می‌کردم گفتنی است، استفاده کنم.
شما پیش از این در گالری خود آثاری از هنرمندان مختلفی مثل پرویز کلانتری و مارکو گریگوریان را با موضوع (برهوت) گرد هم آوردید. از کویرهای عارفانه سهراب سپهری تا کویرهای یخ‌­زده ایران درودی موضوع کویر دستمایه آثار هنرمندان مختلفی در این جغرافیا بوده است. اما کویرهای شما برخلاف کویرهای دیگری که به شکلی استیلیزه و در سکون تصویر شده‌اند پر از حس حرکت است.
بله، من تنها نقاش ایرانی نیستم که درباره کویر کار کرده‌ است. پیش از انقلاب آقایان گریگوریان، پرویز کلانتری، شباهنگی و غلامحسین نامی کارهایی درباره کویر داشتند. البته آقای پرویز کلانتری بیشتر به معماری کویری پرداخته است. هر کدام از ما نقاشانی که به موضوع کویر پرداختیم به زبان و بیان شخصی خودمان رسیدیم. کویر من در حال پویش است. من تجربه گیرکردن در توفان کویری در بیابان‌های نزدیک زاهدان را دارم. زمانی طبیعت کویر را در شکل‌های زیبای مینیمالیستی کار می‌­کردم ولی به تدریج متوجه شدم این کویر در دل خود جوش و خروشی دارد. زمانی که به روستاهای کویری می‌­رفتم زندگی را در آنها مورد تهدید یا ترک شده می‌دیدم. این روستاهای بیابانی متروکه شده بودند و تپه‌های شنی آنها را پر کرده بودند. این بخش تهدیدآمیز هجوم کویر و بیابانی شدن حیات است. از آن زمان تا امروز، بیابان تنها در مناطق دوردست غیرشهری باقی نمانده است، ریزگردها دارند ساکنین شهرها را هم تهدید می‌کنند و ممکن است زمانی راه تنفس ما را ببندند. خشکسالی و بی‌آبی بخشی دیگر از این کویر است. برای پرداختن به این تهدید باید از زبان هنری و بیان نقاشی استفاده می کردم. من تلاش کردم زبان خودم را پیدا کنم و بسازم.
در آثار شما تقابل و تباینی میان نیروهای حیات و نیروهای مرگ به نمایندگی کویر اتفاق می‌افتد. چه از نظر فرمی و چه تماتیک این دوگانگی و تضاد به حس حرکت و پویایی در آثار شما کمک می‌کند.

بیابان تنها در مناطق دوردست غیرشهری باقی نمانده است، ریزگردها دارند ساکنین شهرها را هم تهدید می‌کنند و ممکن است زمانی راه تنفس ما را ببندند. خشکسالی و بی‌آبی بخشی دیگر از این کویر است. برای پرداختن به این تهدید باید از زبان هنری و بیان نقاشی استفاده می‌کردم. من تلاش کردم زبان خودم را پیدا کنم و بسازم

دقیقا همین­طور است. کاراکتر خودم هم همین طور است. کاراکتر یک انسان از مجموعه‌ای از تضادها تشکیل شده است. مجموعه‌ای از خرده شخصیت‌ها که در بسیاری مواقع ضد همدیگر هستند. ما این ویژگی‌­های متضاد را توامان داریم. در بخشی از شخصیتم سکوت و آرامش هست و در بخشی دیگر غوغا و پویایی و حرکت. طبیعتا کاراکتر هنرمند در کار او هم دخالت می‌کند. بخش مهمی از پویایی آثار از ویژگی‌های شخصیتی من می‌­آید. دلیل دیگر حضور مرگ در آثار کویری، علاقه‌ای است که به روستا دارم. سفرهای زیادی که به روستاها کردم در طراحی‌هایم آمدند. من با افسوس به تغییرات روستاها نگاه می‌کنم. اینکه بافت آنها و سنت‌ها و فرهنگشان در معرض از بین رفتن است ناراحتم می‌کند.
این نگاه دوگانه اسطوره‌ای در پس ذهن انسان‌های مقیم این منطقه جغرافیایی وجود دارد. شما در مجموعه باغ عدن به انسان‌هایی پرداختید که در بهشتی سبز و آرمانی ساکن هستند و در مجموعه‌های متاخر کویر این سبزی و حیات را مورد تهدید می‌بینید. جنگ حیات و باغ عدن با مرگ و برهوت.
درخت‌های من نمادی هستند از نیروهای زندگی،‌ حیات و رشد. رو به بالا در حال حرکت هستند، قطع نمی‌شوند تا آنجا که کادر آنها را قطع می کند. مجموعه باغ‌های عدن من بیانی امروزی از مینیاتورهای قدیمی هستند، آن بهشت اسطوره‌ای که در طول تاریخ پشت ذهن هنرمندان این منطقه بوده است. سعادت، زندگی مادی و عاطفی ما مورد هجوم قرار گرفته است. درخت‌های من نماینده کل نیروهای حیات هستند در مقابل کویر و نیروهای مرگ که موجب خشکی و قطع درختان و قتل حیوانات و تهدید زندگی و بی‌آیندگی انسان می‌شوند. هجومی به ابعاد مختلف حیات اتفاق می‌افتد.
طبیعت همواره تغییرات زیادی را به خود دیده است، دوران‌های مختلفی از بی‌آبی و خشکسالی و مهاجرت‌هایی که در پی آن اتفاق افتاده­‌اند. اما در نگاه شما این تهدید، طبیعی و قابل پذیرش نیست.
من معتقدم بخش مهمی از بحران‌ها نتیجه عملکرد ماست و می‌توانسته این اتفاقات نیفتد. بشر می‌توانسته از طبیعت مراقبت بیشتری کند و این‌چنین آن را تخریب نکند. این تخریبی که اتفاق افتاده بیش از همه ناشی از زیاده خواهی بشر است. از طمع بشر است که اینطور به جان طبیعت افتاده. به عقیده من این زیاده‌خواهی و طمع از جامعه سرمایه محور می‌آید. ما الان دریاهایی از رودخانه و پلاستیک داریم. تصویر اقیانوس پلاستیکی سورئال است. چند دهه است که از طبیعت نقاشی کرده‌ام و امروز به نگرانی برای خطر تهدید و تخریب طبیعت رسیده‌ام. طمع و ولع اقلیتی صاحب قدرت در جهان موجب تهدید زندگی کل انسان‌ها شده است. تنها تهدید هم نه، زندگی‌هایی به واقع در حال از بین رفتن هستند. انبوه کودکان گرسنه، انسان‌های مهاجری که در مرزها آواره هستند، مهاجرت‌هایی که به سبب خشکسالی و نبود کار و غذا اتفاق می افتند، نبود امید و آینده همه به بحران‌های محیط زیست وابسته است. زندگی عینی همه ما مورد تهدید قرار گرفته است.
مثلا همین حالا سیل آمده و اینقدر تخریب کرده است. این سیل تا فردا و روزهای دیگر هم ممکن است ادامه داشته باشد. کل جهان در معرض خطر است. جنگل‌های بسیاری در حال سوختن در آتش هستند. دیدن تصاویر این آتش سوزی‌­ها برای من که سالها از درختها طراحی کرده‌­ام دردناک است. دیدن مرگ طبیعت و درختان از توانم خارج است، تلویزیون را زمان نشان دادن این اخبار خاموش می‌کنم. ابعاد این تخریب بسیار وسیع است و ریشه‌های انسانی دارد. به دست طمع انسانی دارد انجام می‌شود.

«مونسون» منشا توفان سرخ اهواز بود

پیام ما | گویی در آسمان اهواز آژیری قرمز روشن کرده بودند؛ توفانی سرخ همه جا را پوشاند و وحشت تمام شهر را فراگرفت. روز شنبه در حالی که بسیاری از نقاط کشور همچنان درگیر خسارت‌های سیل بود و برای هشدارهای قرمز و نارنجی بعدی هواشناسی آماده می‌شد، مردم اهواز غباری سرخ را تجربه می‌کردند که با سرعتی عجیب شهر را در بر گرفته بود. تصاویری که از این توفان منتشر شده، نشان از ترس گسترده مردم در اثر این توفان و تغییر رنگ هواست. آلودگی ناشی از گرد و غبار در این حادثه طبیعی به حدی زیاد بود که دستگاه‌های سنجش از محاسبه دقیق آن بازماندند و فقط اعلام شد که با احتساب ۱۰ هزار میکروگرم بر متر آلودگی هوا در اهواز، آلودگی هوا از ۶۶ برابر حد مجاز هم فراتر رفته است. با اینکه غبارهای پیشین خوزستان به کشورهای همسایه نسبت داده می‌شد، حالا دبیر ستاد ملی‌ سیاستگذاری و هماهنگی ‌مدیریت ‌مقابله با‌ پدیده گرد و غبار به «پیام ما» می‌گوید توفان سرخ منشا داخلی داشته و به دلیل سامانه «مونسون» رخ داده. به گفته او سرعت باد بسیار بالاتر از حد معمول و برای این نقطه از کشور بی‌سابقه بوده است. سامانه مونسون یا بادهای موسمی و تاثیرگذاری‌اش در کشور حالا باعث شده علاوه بر بادهای 120 روزه سیستان و بلوچستان و توفان در خوزستان، استان‌های ایلام، لرستان و بوشهر و چند استان دیگر هم درگیر غبارهای شدید باشند.

 

فیلم‌های منتشرشده از توفان سرخ اهواز نشان از آن دارد که خودروهای بسیاری به دلیل مشکل ناشی از دید به کنار جاده پناه برده‌اند و امکان تردد ممکن نیست. همچنین، دقایقی بعد از شروع گرد و غبار و قرمز شدن آسمان، مردم از سطح شهر پراکنده می‌شوند و بعد از آن هم قرمزی رفته‌رفته بیشتر می‌شود. سامانه مونسون که حالا بیشتر از هر چیز دیگری نامش را در کشور می‌شنویم و ورودش به ایران با شروع سیلاب‌های گسترده همراه بوده، به گفته محمد سبزه‌زاری، مدیرکل هواشناسی خوزستان، در این استان با غباری این چنین همراه شده است. او درباره این سامانه به ایسنا گفته است: «بعد از ظهر شنبه پدیده همرفتی در مناطق شرقی، جنوب شرقی و شمال شرقی خوزستان رخ داد و موجب فعالیت‌های پدیده همرفتی شدید منجر به بارش شدید در مناطق شرقی شد. در مدت یک ساعت در قلعه‌تل ۸۵ میلیمتر و در صیدون باغملک ۵۰ میلی‌متر بارندگی داشته‌ایم. احتمالا در مناطق دیگر بیش از این نیز بارندگی رخ داده است.»

محمدعلی طهماسبی: رنگ هوا هم به دلیل خاک این منطقه به قرمزی گراییده و چون خاک خوزستان از جنس رس است، در نتیجه آسمان هم به این شکل درآمده است. برای مثال ما در شرق اصفهان غبار سفید یا نخودی رنگ را داریم چرا که خاک آنجا گچی و آهکی است ولی در شرق خوزستان، شرق اهواز، هندیجان و … رسوبات رسی و حاوی اکسید آهن هستند

سبزه‌زاری با بیان اینکه سامانه‌های رگباری گذرا هستند و حداکثر یک تا یک و نیم ساعت فعالیت دارند، گفت: «سپس سامانه به سمت غرب خوزستان می‌رود.»
اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان نیز اعلام کرد در پی تندباد شدید و خیزش گرد و غبار میزان غلظت گرد و غبار در هوای اهواز نزدیک به ۱۰ هزار میکروگرم بر متر مکعب رسید که این میزان گرد و غبار، حد مجازی است که دستگاه‌های سنجش آلودگی هوا قابلیت اندازه‌گیری آن را دارند.
5 ایستگاه سنجش، وضعیت را خطرناک نشان می‌دهند
بررسی شاخص روزانه کیفیت هوا (که از محاسبه شاخص کیفی هوا از ساعت 11 صبح دیروز تا 11 صبح امروز به دست می‌آید) نشان می‌دهد تا ساعت 11 صبح دیروز (یکشنبه) در پنج ایستگاه سنجش وضعیت قهوه‌ای یا خطرناک بوده است. وضعیت خطرناک به معنی این است که همه افراد باید از فعالیت در خارج از منازل خودداری کنند. زابل در سیستان و بلوچستان با شاخص 500، دره‌شهر در ایلام با شاخص 500، پل‌دختر در لرستان با شاخص 370، شوشتر در خوزستان با شاخص 500 و ماهشهر در خوزستان با شاخص 408. این سامانه آلاینده شاخص زابل، دره‌شهر و پل‌دختر را pm10 (ذرات کوچکتر از 10 میکرون) و آلاینده شاخص دره‌شهر و شوشتر را pm2.5 (ذرات معلق کوچک‌تر از 2.5 میکرون) تشخیص داده است. اینطور که نقشه در سامانه پایش کیفی هوای کشور نشان می‌دهد، در این ساعت همچنین وضعیت دزفول با شاخص 203 و آلاینده pm10، بنفش (بسیار ناسالم) گزارش شده است.
همچنین بر اساس شاخص آنلاین (که طبق توضیح سامانه، از محاسبه شاخص کیفی هوا در 24 ساعت گذشته منتهی به ساعت حاضر به دست می‌آید)، در ساعت 17 دیروز شاخص در پل‌دختر 468 و ماهشهر 475 با آلاینده PM10 بوده که نشان از افزایش میزان غبار متاثر از سامانه مونسون دارد. در همین ساعت همچنین ایستگاه‌های دره‌شهر، شوشتر، و زابل شاخص 500 را نشان می‌دهند؛ بالاترین رقم ممکن. در ساعت 17، از سوی دیگر ایستگاه ارک در زنجان با شاخص 489 به نقاط خطرناک اضافه شده است.
همچنین شاخص هم‌اکنون (که با استفاده از میانگین وزنی غلظت آلاینده‌ها در 12 ساعت گذشته -با تاکید بر سه ساعت اخیر- محاسبه می‌شود)، ایستگاه شوشتر و زابل را در وضعیت قهوه‌ای نشان می‌دهد و ایستگاه پل‌دختر با شاخص 300 وضعیت را بسیار ناسالم گزارش داده است.
منشا غبار داخلی است
قرمز شدن رنگ هوا و سرعت باد برای خوزستانی‌ها غیرقابل باور بود. علی‌محمد طهماسبی، دبیر ستاد ملی ‌سیاستگذاری و هماهنگی ‌مدیریت ‌مقابله با‌ پدیده گرد و غبار در سازمان حفاظت محیط زیست به «پیام ما» می‌گوید سرعت باد در این منطقه 20 متر بر ثانیه بوده که می‌شود نزدیک به 70 کیلومتر در ساعت. «سال‌ها بود که این تنش بالا را در خوزستان نداشتیم چرا که عمده بادهای خو‌زستان 40 تا 50 کیلومتر در ساعت سرعت دارند.»
به گفته او رنگ هوا هم به دلیل خاک این منطقه به قرمزی گراییده و چون خاک خوزستان از جنس رس است، در نتیجه آسمان هم به این شکل درآمده است. «برای مثال ما در شرق اصفهان غبار سفید یا نخودی رنگ را داریم چرا که خاک آنجا گچی و آهکی است ولی در شرق خوزستان، شرق اهواز، هندیجان و … رسوبات رسی و حاوی اکسید آهن هستند.»

در ساعت 17 دیروز شاخص در پل‌دختر 468 و ماهشهر 475 با آلاینده PM10 بوده که نشان از افزایش میزان غبار متاثر از سامانه مونسون دارد. در همین ساعت همچنین ایستگاه‌های دره‌شهر، شوشتر، و زابل شاخص 500 را نشان می‌دهند؛ بالاترین رقم ممکن. در این ساعت از سوی دیگر ایستگاه ارک در زنجان با شاخص 489 به نقاط خطرناک اضافه شده است

دبیر ستاد ملی ‌سیاستگذاری و هماهنگی ‌مدیریت ‌مقابله با‌ پدیده گرد و غبار همچنین می‌گوید این سرعت باد برای منطقه شرق کشور طبیعی است و آنها هر ساله با پدیده مونسون (بادهای موسمی) درگیرند اما این پدیده چند دهه یکبار سرعت و قدرت بیشتری می‌گیرد و کل کشور را درگیر می‌کند و امسال هم چنین اتفاقی رخ داده است. او با این توضیح می‌گوید: «منبع گرد و غبار منطقه هم داخلی بوده چرا که این سامانه در داخل کشور است و هرچند از سمت شرق و اقیانوس هند به ایران می‌آید اما در منطقه جنوب و جنوب شرق غبار به وجود آمده منشا داخلی داشته و به دلیل آنکه بعد از توفان، باران با فاصله بارید این گرد و غبار در سطح منطقه گسترده شد.»
سامانه مونسون، یا بادهای موسمی و فصلی، همچنان در استان‌های مختلف جولان می‌دهد و عامل توفان و بارش‌های گسترده و در نهایت وقوع سیل برای روزهای آینده هم خواهد بود. سازمان هواشناسی بار دیگر از وزش باد شدید، رگبار و رعد و برق، خیزش گرد و خاک در ۲۲ استان و در نقاط مستعد ریزش تگرگ برای روزهای آینده خبر داده است، وضعیتی که تا روز آینده هم ادامه خواهد داشت.

بازگشت به آبخیزداری

| پیام ما | در حالی که شش ماه است مجلس با امضای 52 نماینده موافق، مشغول بررسی طرحی برای تصویب قانون آبخیزداری کشور است؛ وقوع سیلاب فراگیر روزهای نخست مرداد، دولت را هم برآن داشت تا برای تصویب قانونی با همین محور لایحه بنویسد.

 

بنا به این رویکرد جدید دولت، که طی بیش از 30 سال از ایجاد معاونت آبخیزداری در سازمان منابع‌طبیعی کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، به دستور معاون اول رئیس‌جمهوری وزارت جهاد کشاورزی مکلف شد لایحه قانون آبخیزداری را با قید دو فوریت تدوین و برای سیر مراحل قانونی و ارسال به مجلس شورای اسلامی به هیات دولت ارائه کند.
معاون آبخیزداری سازمان منابع‌طبیعی کشور در خصوص این لایحه می‌گوید: چه این طرح زودتر به انجام برسد و چه لایحه دولت به سرانجام برسد یکی از ضروری‌ترین نیازهای کشور را نشانه گرفته است. اما مهم‌ترین موضوعی که باید در طرح و در لایحه به آن پرداخته شود این است که مواردی به تصویب برسد که عوامل تخریب سرزمین را کاهش دهیم. بنابراین این قانون تنها بر آنچه تصور ما از آبخیزداری است تمرکز نمی‌کند بلکه باید بر جاده‌سازی‌ها، معدن‌کاوی‌ها، استفاده از سرزمین، کشاورزی و مواردی مانند آن تمرکز کند. روش‌های اجرا و محدودیت‌های این فعالیت‌ها را مشخص کند تا تخریب سرزمین صورت نگیرد. نه اینکه صرفا مثلا دولت را مکلف به انجام یک سری اقدامات سازه‌ای کند.

معاون آبخیزداری سازمان منابع‌طبیعی کشور: مهم‌ترین موضوعی که باید به آن پرداخته شود این است که مواردی به تصویب برسد که عوامل تخریب سرزمین را کاهش دهیم بنابراین این قانون تنها بر آنچه تصور ما از آبخیزداری است تمرکز نمی‌کند بلکه باید بر جاده‌سازی‌ها، معدن‌کاوی‌ها، استفاده از سرزمین، کشاورزی و مواردی مانند آن تمرکز کند

پرویز گرشاسبی روح این قانون را مدیریت جامع حوزه آبخیز عنوان کرده و توضیح می‌دهد: باز هم تاکید می‌کنم که در این قانون باید به موضوعاتی که موجب تخریب سرزمین می‌شود پرداخته شود. یعنی باید‌ها و نبایدهایی است که در یک حوزه آبخیز صورت بگیرد. کاهش چرای دام، کشاورزی حفاظتی، معدن‌کاوی و جاده‌‌سازی اصولی نمونه‌هایی از این بایدها هستند.
او در مورد متن پیش‌نویس مجلس هم توضیح می‌دهد که یکی از نکات خوبی که در پیش‌نویس مجلس وجود دارد این است که به جای آمایش سرزمین بر آمایش حوزه آبخیز متمرکز است. ترم جهانی در سرزمین‌های گرم و خشک مانند شمال آفریقا و خاورمیانه بر این اصل استوار است. کارکرد و فرمول یکی است اما محدوده متفاوتی دارد. به عنوان مثال آمایش حوزه آبخیز سفیدرود با وسعت 5 میلیون و 600 هزار هکتار که 9 استان را در بر می‌گیرد.
او نه طرح مجلس را ارجح بر لایحه دولت می‌داند و نه لایحه را برتر از طرح بلکه هریک از این‌ها را ضروری و نشانه‌ای از اتفاق نظر شکل گرفته میان دولت و مجلس می‌شناسد. گرشاسبی می‌گوید: هر یک از این‌ها مزایا و معایبی دارد. نکته مهم این است که طرح مجلس می‌تواند به سرعت و بدون هماهنگی با دولت تصویب شود. ممکن است از زمان زمانی مثبت ارزیابی شود اما طبیعتا می‌تواند فاقد نگاه کارشناسی دستگاه‌های تخصصی در دولت باشد. از طرفی هرچه تصویب شود دولت مکلف به اجرای آن است. خلاف این موضوع، تدوین لایحه در دولت تا تقدیم به مجلس بسیار زمان بر است اما کارگروه‌های زیربنایی دولت و دستگاه‌های تخصصی در تدوین آن حضور دارند و پس از طی فرآیند تصویب در هیات وزیران، در نهایت هم پس از ارسال به مجلس، صاحب نظران این دستگاه هم اعمال رای می‌کنند. بنابراین مسیر معقول‌تری است. اتفاق مثبتی که رخ داده این است که مجلس نظر دولت را در دستگاه‌های تخصصی در مورد پیش‌نویس طرح جویا شد. خوشبختانه این موضوع که هم دولت و هم مجلس بر ضرورت تصویب قانون آبخیزداری اتفاق نظر دارند می‌تواند نقطه عطفی در کشور باشد. بنابراین منطق حکم می‌کند که با هم متنی را آماده و بر آن اتفاق نظر و تصویب کنند.
دستور تدوین لایحه آبخیزداری برای کشور در حالی 9 مرداد 1401 از سوی معاون اول دولت سیزدهم صادر شده است که بنا به آمار رسمی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از سال 1370 تا امروز فقط در 32 میلیون هکتار از مجموع وسعت 167 میلیون هکتاری کشور، طرح‌های آبخیز‌داری اجرا شده است و هنوز 125 میلیون هکتار نیازمند عملیات آبخیزداری هستند. همچنین یکی از چالش‌های عمده در اجرای این طرح‌ها نبود اعتبارات عنوان شده است. همچنین طی سال‌های 97، 98 و 99 به مدت سه سال از محل اعتبارات صندوق توسعه ملی، ردیف اعتباری برای اجرای طرح‌های آبخیزداری در نظر گرفته شده بود که از سال 1400 این اعتبار نیز قطع شد. حالا گرشاسبی می‌گوید در طرح مجلس یکی از نکات دیده شده که بی‌گمان در لایحه دولت نیز به آن پرداخته خواهد شد اعتبارات است: بی‌شک تصویب این طرح یا لایحه در اعتبارات آبخیزداری تاثیر مثبت دارد. در پیشنهاد مجلس به شکل مشخص منابع درآمدی مختلف برای توسعه فعالیت‌های آبخیزداری در نظر گرفته شده است.
طرح مجلس در حالی 6 ماهی است که بررسی می‌شود و لایحه دولت هم در آستانه آغاز بررسی‌ها برای تدوین قرار دارد که بنا بر اعلام سازمان منابع کشور عملیات آبخیزداری انجام شده در کشور نسبت به میزان تکلیف شده در قانون برنامه ششم توسعه کشور به عنوان سند بالادستی و قانون لازم الاجرا در برنامه‌های سازمان‌های گوناگون، ۴۰ درصد عقب‌ماندگی را نشان می‌دهد. عددی که می‌تواند یکی از دلایل کنترل نشدن سیلاب‌های اخیر را بیان کند.

آثار مخرب بحران آب و هوایی بر سلامت روان

تغییرات آب و هوایی به طرق مختلف بر سلامت روان تأثیر می‌گذارد. خشکسالی، سیل، بالا آمدن سطح دریا، افزایش دمای محیط و سایر پیامدهای تغییرات آب و هوایی می‌تواند باعث ایجاد ناراحتی روانی فزاینده شود، مناظر طبیعی را تغییر دهد، منابع غذایی و آب را مختل کند، شرایط کشاورزی را تغییر دهد، کاربری زمین و سکونت را تغییر دهد، زیرساخت‌ها را تضعیف کند و استرس مالی و روابط را افزایش دهد. تغییرات آب و هوایی علاوه بر تاثیر روی سلامت جسمانی، بلکه بر سلامت روان نیز تأثیر می‌گذارد. افزایش دمای محیط احتمالاً نرخ پرخاشگری و خودکشی‌های خشونت‌آمیز را افزایش می‌دهد.

افزایش فراوانی بلایا با تغییرات آب و هوایی می‌تواند منجر به اختلال استرس پس از سانحه، اختلال سازگاری و افسردگی شود. از آنجایی که تأثیر تغییرات آب و هوایی در طول دوره زمانی در حال افزایش است، این احتمال وجود دارد که بخش بیشتری از جمعیت تحت تأثیر پیامدهای سلامت روان ناشی از بلایای مربوط به تغییر آب و هوا قرار گیرند.
بین افزایش دما و رفتار پرخاشگرانه رابطه وجود دارد. افزایش نرخ جنایت و پرخاشگری در طول ماه‌های گرم تابستان، نشان‌دهنده ارتباط بین رفتارهای پرخاشگرانه و درجه حرارت است. مطالعه‌ای در استرالیا نشان می‌دهد که امواج گرما با افزایش میزان اختلالات روانی همراه با سایر اختلالات مانند بیماری‌های قلبی عروقی و کلیوی همراه است. همچنین قرار گرفتن در معرض گرمای شدید می‌تواند منجر به خستگی جسمی و همچنین روانی شود. مطالعه‌ای در تایلند نشان می‌دهد که استرس گرمایی شغلی با ناراحتی روانی بیشتر در بین کارگران مرتبط است. در یک تحلیل از خشکسالی و پریشانی در استرالیا در طی یک دوره هفت ساله، محققان دریافتند که ساکنان روستایی به دلیل خشکسالی نسبت به همتایان شهری خود پریشانی بیشتری را تجربه می‌کنند. در یک بررسی سیستماتیک نشان می‌دهد که خشکسالی و سلامت روان به هم مرتبط هستند. این اثرات در میان کشاورزانی که معیشت اقتصادی آنها به شرایط محیطی بستگی دارد، بارزتر است. مطالعه‌ای در نیوساوت‌ولز استرالیا نشان می‌دهد که تقریباً سه‌چهارم کشاورزان استرس مربوط به خشکسالی مداوم را گزارش می‌دهند. همچنین ناامنی درآمدی مرتبط با خشکسالی خطر خودکشی را در بین کشاورزان افزایش می‌دهد. چنین روندی نه تنها در کشورهای توسعه‌یافته مانند استرالیا، بلکه در کشورهای در حال توسعه مانند هند نیز مشاهده شده است. ارتباط بین شکست محصول به دلیل خشکسالی‌های غیرمنتظره و اقدام به خودکشی در کشاورزان مشاهده شده است. عدم موفقیت محصول می‌تواند منجر به مشکلات اقتصادی شود. زمانی که کشاورز به شرایط کم‌بارش وابسته باشد، ممکن است نتواند مخارج خانواده را تامین کند، قربانی بدهی برای تامین مخارج شود و ممکن است منجر به افزایش هزینه‌های غذا و سایر کالاها در منطقه شود. یافته‌ها حاکی از آن است که مهاجرت افراد به دلیل تغییرات آب و هوایی ممکن است به‌شدت متفاوت باشد، و تخمین زده می‌شود که بین 25 میلیون تا یک میلیارد تا سال 2050، به عنوان بیشترین برآورد ذکر شده است. افزایش تعداد مهاجران آب و هوا به عنوان یک خطر مهم توسط تعداد فزاینده‌ای از کارشناسان دفاعی و امنیتی شناسایی شده است. در مطالعه‌ای بر روی 30 مکان در انگلستان و ولز، مصاحبه‌ای با ساکنان آسیب‌دیده از سیل انجام شده است. محققان دریافتند که تأثیرات روانی بیشتر از تأثیرات فیزیکی در بین افراد گزارش شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که تأثیرات روانی اجتماعی پس از طوفان کاترینا 20 تا 35 درصد از بازماندگان به دنبال این فاجعه دچار نوعی مشکل سلامت روانی شده‌اند.
افزایش دمای جهانی سلامت سیاره و انسان را تهدید می‌کند. در حالی که تغییرات آب و هوایی غیرقابل انکار است، برای جلوگیری از این جزر و مد دیر نیست. این امر مستلزم دگرگونی‌های اساسی در تمام جنبه‌های جامعه است. نحوه رشد مواد غذایی ما، استفاده از زمین، حمل و نقل کالاها و قدرت بخشیدن به اقتصادمان تاثیر بسزایی در سیاره ما می‌تواند ایجاد کند. فناوری‌های جدید و راه‌حل‌های مبتنی بر طبیعت همه ما را قادر می‌سازد تا به دنیای پاک‌تر و انعطاف‌پذیرتر جهش کنیم. اگر دولت‌ها، کسب‌وکارها، جامعه مدنی، جوانان و دانشگاه‌ها با یکدیگر همکاری کنند، می‌توانیم آینده‌ای سبز ایجاد کنیم که در آن رنج کاهش یابد، عدالت برقرار شود و هماهنگی بین مردم و کره زمین برقرار شود.

بی‌میلی جامعه به گفتمان اجتماعی مطلوب دولت

پیام ما | در حالی که رئیس جمهور بر عزم جزم دولت برای اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر سخن گفته و به مدیران و مسئولان هشدار داده که مبادا نسبت‌ به «جوسازی و فضاسازی باطل دشمنان» دچار انفعال شوند، رئیس مجلس در نطق پیش از دستور خود از نیاز کشور به «فناوری اجتماعی» سخن گفته که «ایمان مردم» را به «عمل صالحی جمعی» تبدیل کند. در همین حال یک روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی معتقد است ابراهیم رئیسی روزها دنده معکوس کشیده و به‌سمت طیف‌ها و اقشار تندروتر چرخش کرده است.

 

«نیازمند فناوری اجتماعی برای تبدیل ایمان مردم به عمل صالح جمعی هستیم»؛ این جمله شاید مهمترین گزاره‌ای است که رئیس مجلس انقلابی در نطق پیش از دستورش در نشست علنی دیروز مجلس پیش کشید. محمدباقر قالیباف مطلع و دال مرکزی نطق پیش از دستور صبح دیروزش را به تاکید بر استفاده از «فرصت بی‌نظیر گسترش معارف دین در محرم و صفر» اختصاص داد و در همان نخستین دقایقِ نخستین نشست علنی این هفته مجلس انقلابی، از صاحب‌نظران دعوت کرد که به آن‌چه او «جهاد تولید فکر و ایده» می‌خواند، بپیوندند. کمتر از 24 ساعت پیش از آن، رئیس دولت نیز در سخنانی در جریان دیدار اعضای ستاد امر به معروف و نهی از منکر، با بیان این‌که «برای داشتن جامعه تراز انقلاب اسلامی، نباید امر به معروف و نهی از منکر در جامعه سست شود»، تاکید کرد: «همه دولتمردان و دستگاه‌های اجرایی نسبت‌به اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر مسئولیت دارند و موظفند این تکالیف را با دقت و جدیت انجام دهند.» روسای دولت و مجلس انقلابی در حالی به‌فاصله کمتر از 24 ساعت این‌چنین درباره «امر به معروف و نهی از منکر شهروندان» اعلام‌ موضع کرده‌اند که اکنون کشور با سیل خسارت‌بار روبه‌رو است. آن هم در حالی که به‌گفته یکی از نمایندگان مجلس، هنوز اطلاع دقیق و تصویر روشنی از شدت خسارات مالی به شهروندانی که چند روزی است بدون سرپناه و حداقل امکانات روزگار می‌گذرانند، در دست نیست و حتی آمار نهایی جان‌باختگان نیز تجمیع و اعلام نشده‌ است.

شامگاه نخستین روز هفته، ساعاتی پیش از نطق صبح دیروز قالیباف و ساعتی پس از سخنرانی رئیسی در دیدار اعضای ستاد امر به معروف و نهی از منکر، یکی از بخش‌های خبری صداوسیما در گزارشی آن دو دختر را رو در روی یکدیگر نشاند و در گزارشی به‌روشنی جانبدارانه، به روایت درگیری هفته پیش در اتوبوس بی‌آرتی پرداخت؛ گزارشی که مطابق انتظار و همچون نمونه‌های مشابه در گذشته، به یکی از موضوعات داغ شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد

این اما همه آن‌چه این روزها به‌عنوان مهمترین محورها و موضوعات رسانه‌های سیاسی و اجتماعی، فکر و ذهن جامعه را به خود مشغول کرده، نیست. کافی است در آرشیو خبرگزاری‌ها و وبسایت‌های خبری، چند روزی عقب‌گرد کنیم و به آن‌چه درست یک هفته پیش، به‌عنوان سوژه داغ رسانه‌ها و هشتگ داغ‌تر شبکه‌های اجتماعی، موضوع بحث افکار عمومی و محور گفت‌وگوهای مردمی بود، بازگردیم. زمانی که با افزایش دمای هوا و نزدیک شدن به روزهای داغ نیمه تابستان، بار دیگر کاروان‌های گشت ارشاد در کوچه و خیابان به راه افتاد و رنگارنگی و گوناگونی نوع پوشش و حجاب شهروندان از یک‌سو و تذکر و هشدارهای کلامی و گاه غیرکلامی ماموران نیروی انتظامی از دیگرسو، حوادث و اتفاقاتی را رقم می‌زد که در مواردی چنان از حدود خود خارج می‌شد که حتی مسئولان ارشد ناجا و دستگاه‌های امنیتی و انتظامی را نیز شرمنده می‌کرد. تصاویری از تفاوت دیدگاه و رویارویی ملت و حاکمیت درباره آن‌چه به‌عنوان «سبک زندگی» می‌شناسیم که هر از گاه، توسط دوربین‌های فیلمبرداری گوشی‌های تلفن همراه شهروندان ثبت و ضبط می‌شد و در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌گشت و بعضاً همین ویدئوهای سردستی، نه‌تنها به عکس یک مطبوعات تبدیل می‌شد، بلکه در مواردی حتی به‌عنوان اسناد و مدارک پرونده‌های قضایی مورد استناد قرار می‌گرفت. پرونده‌هایی که شاید مهمترین و معروف‌ترینشان، ویدئویی بود از درگیری دو دختر جوان با دو سبک زندگی و پوشش متفاوت که در حالی به بازداشت فوری و ضربتی یکی از این دو دختر ایرانی انجامید که در ادامه، دامنه این دعوا و اختلاف‌نظر در این پرونده قضایی، به یکی از برنامه‌های خبری صداوسیما کشید. شامگاه نخستین روز هفته، ساعاتی پیش از نطق صبح دیروز قالیباف و ساعتی پس از سخنرانی رئیسی در دیدار اعضای ستاد امر به معروف و نهی از منکر، یکی از بخش‌های خبری صداوسیما در گزارشی آن دو دختر را رو در روی یکدیگر نشاند و در گزارشی به‌روشنی جانبدارانه، به روایت درگیری هفته پیش در اتوبوس بی‌آرتی پرداخت. گزارشی که مطابق انتظار و همچون نمونه‌های مشابه در گذشته، به یکی از موضوعات داغ شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد. همچون تجارب پیشین، آن‌چه از سوی عموم کاربران در واکنش به این گزارش در شبکه‌های اجتماعی منتشر و مطرح شد، یکسر در مخالفت با پیامی بود که آن گزارش سعی در القایش داشت. گزارشی که برخلاف آن‌چه «حلالیت‌طلبیدن‌ها» و «در آغوش کشیدن‌ها» در ظاهر تصویر می‌کردند، عملاً هیچ کمکی به نزدیکی نسبی این دو دیدگاه درباره مسئله «پوشش» و «سبک زندگی» نکرد و بی‌راه نیست اگر بگوییم شکاف میان این دو نگرش را عمیق‌تر نیز کرد.
اما فارغ از بحث و اختلاف‌نظر شدیدی که در بحث «حجاب» بار دیگر شهروندان ایرانی را در روی یکدیگر قرار داد و با توجه به جانبداری علنی حاکمیت از یکی از این دو دیدگاه، متعاقباً شکاف ملت و حاکمیت را نیز عمیق‌تر کرد، چند رویداد و بحث دیگر نیز در این روزها و هفته‌ها، منجر به نگرانی افکار عمومی و تشدید این اختلافات شده است. موضوعاتی همچون لغو چند کنسرت موسیقی در تهران و چند شهر دیگر همچون اهواز و نیز تصویب موادی از یک طرح پارلمانی که نمایندگان مجلس با اصرار بر تصویب آن، بر نگرانی کنشگران مدنی و شهروندان نسبت‌به «چگونگی فعالیت‌های اجتماعی» و «تشکیل تشکل‌های صنفی» دامن زده‌اند. طرحی که با عنوان «نحوه تشکیل و فعالیت تشکل‌های صنفی و تخصصی» در حالی با برگزاری هر جلسه علنی مجلس در طول هفته، چند گام دیگر به تصویب نهایی و تبدیل شدن به قانون پیش می‌رود که بسیاری از کنشگران و فعالان مدنی صراحتاً از نگرانی خود در این رابطه سخن گفته و چند حزب و تشکل سیاسی نیز صراحتاً از مخالفت خود با تصویب آن پرده برداشته‌اند. مخالفت‌هایی که البته به در بسته خورده و نمایندگان مجلس بی‌توجه به آن، هر روز گامی در مسیر تصویبش بر زمین محکم می‌کنند. اما جامعه در حالی نظاره‌گر این بی‌توجهی مجلس به نظر و دیدگاه احزاب و افکار عمومی و اصرار دولت بر پیشبرد سیاست‌های فرهنگی‌اش است که این روزها علاوه‌بر بحث «حجاب»، در موضوع «مدیریت فضای مجازی و اینترنت» نیز نمود داشته که قانون اساسی، مجلس و دولت را به‌عنوان مهمترین نهادهای انتخابی در ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی، نماینده ملت می‌شناسد و انتظار شهروندان نیز بر همین مبنا این است که نمایندگانشان در قوای مجریه و مقننه به‌واقع از نظرات و خواست آنان نمایندگی کنند.
این در حالی است که مجموعه این پرسش‌ها و مسائل دیروز یک روزنامه‌نگار و تحلیلگر را به این نتیجه رسانده که برخلاف آن‌چه درست یک سال پیش در چنین روزهایی از او می‌خواندیم و می‌شندیم، موضع‌گیری کند. احمد زیدآبادی که به‌رغم تفاوت دیدگاه با جریان حاکم بر دولت و مجلس، چند اقدام نمادین ابراهیم رئیسی و غلامحسین محسنی‌اژه‌ای در روزهای نخست ریاستشان بر قوای مجریه و قضاییه را به فال نیک گرفته و با اشاره به تماس‌هایی که سال گذشته در چنین روزهایی از دفاتر این دو مقام ارشد حاکمیتی با برخی کنشگران، تحلیلگران و ناظران منتقد گرفته شده و از آنان برای همکاری با دولت و قوه قضاییه طلب همکاری شده بود، اعلام کرده بود که می‌خواهد نیمه پر لیوان را ببیند، حالا انگار چاره‌ای جز بدبینی پیش‌روی خود نمی‌بیند. زیدآبادی دیروز با بیان این‌که «ابراهیم رئیسی این روزها ظاهراً دنده معکوس کشیده»، به همین همکاری‌جویی‌های پارسال او به‌منظور «جلب رضایت اقشار میانه‌روتر» اشاره و در ادامه تاکید کرد که رئیسی اکنون به طرزی آشکار تمام تلاشش را صرف جلب رضایت نیروهای تندروتر حامی حکومت کرده‌است.» این تحلیلگر سیاسی که سخنان رئیسی در دیدار اعضای ستاد امر به معروف و نهی از منکر را «گواهی تازه از چرخش رئیسی» خوانده، معتقد است: «رئیسی برخلاف دیگر مقام‌های بلندمرتبه جمهوری اسلامی که به‌منظور کاهش التهاب اجتماعی بر سر موضوع پوشش زنان، اغلب لحنی به‌نسبت ملایم در پیش گرفتند، موضعی تهاجمی و انعطاف‌ناپذیر از خود نشان داده‌است.» زیدآبادی همچنین با اشاره به هشدار رئیسی به مدیران مبنی بر عدم‌تاثیرپذیری در قبال «جوسازی‌ها»، این پرسش را مطرح کرد که «صحنه‌های برخورد فیزیکی و تبادل اظهارات خشن بین ماموران امر به معروف و یا گشت ارشاد با زنان و دختران اصطلاحاً بدحجاب در خیابان‌های شهرهای کشور مورد علاقه کیست؟ جز آنان که با نمایش دادن این صحنه‌ها علاوه بر برانگیختن عواطف عمومی، اصولاٌ دیانت را امری اجباری و زورگویانه معرفی می‌کنند؟!» او معتقد است «رئیسی با دید و نگرش خاص خود، ناخواسته در زمین «جوسازان» بازی می‌کند». زیدآبادی با بیان این‌که «ظاهراً به گمان رئیسی هر چه «صورت قانون» به خود گرفته، باید به هر شیوه و بهایی اجرایی شود»، نوشت: «چرخش این روزهای آقای رئیسی، به‌نظرم دلیلی بیش از نگرش او به «صورت‌های قانونی» داشته باشد؛ ظاهراً در پشت صحنه سیاست و دور از چشم ما اتفاقاتی در جریان است».

دریاچه ارومیه قابل احیا است

سخنگوی صنعت آب کشور گفت: خوشبختانه به‌رغم وحشتناک بودن سیلاب‌ها، هیچ سدی در هیچ نقطه‌ای از کشور دچار شکستگی یا آسیب نشده است.
به گزارش مهر، فیروز قاسم‌زاده، سخنگوی صنعت آب کشور با بیان اینکه سیلاب اخیر ۲۵۰ تا ۲۶۰ میلیون متر مکعب ورودی آب به سدهای کشور را افزایش داد، بیان کرد: سامانه مونسون جنوب و جنوب شرق کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد اما امسال بارش‌ها تا البرز هم رسید، این سامانه ناپایدار و بارش رگباری منجر به سیلاب شد.
او افزود: علیرغم اینکه عدد بارش‌ها در مرداد ماه خوب بود اما برخی خارج از حوضه آبریز سدها بوده است در هر حال اعدادی که وارد سفره‌های آب زیرزمینی شده چند ماه بعد قابل استحصال است.
سخنگوی صنعت آب با بیان اینکه بارش‌ها روی منابع آب زیرزمینی در فلات مرکزی تاثیر مثبت داشته، گفت: ورودی آب به سدهای تهران حدود ۱۰ میلیون متر مکعب و زاینده رود ۹ میلیون متر مکعب بوده که این اعداد کمک کننده است.
او با بیان اینکه فعلاً این بارش‌ها ادامه دارد، یادآور شد: این سامانه وقفه چند روزه دارد و از هفته بعد مجدد بارش‌هایی در کشور خواهد داشت.
قاسم‌زاده در رابطه با سیل امامزاده داوود گفت: سیل آن منطقه به علت اینکه لایه‌های سست را با خودش آورد باعث شد دهانه سیل همراه با گل و لای بسیار باشد که حتی در مهندسی از تعریف سیل خارج می‌شود. همچنین یک خودرو پراید هم در دهانه سیل گیر کرده بوده که باعث انحراف این سیل و آسیب به مناطق مسکونی بشود.
قاسم زاده درباره آسیب به تاسیسات آب و برق گفت: خوشبختانه علی رغم وحشتناک بودن سیل، کمترین آسیب به تجهیزات آب و برق کشور وارد شد. هیچ سدی تخریب نشد و آن چیزی که در رسانه‌ها منتشر شد، یک بند خاکی متعلق به وزارت جهاد کشاورزی بود که آن ظرفیت ۳۵۰ هزار مترمکعب بود و خسارت قابل توجهی هم وارد نکرد.
سخنگوی صنعت آب درباره تعرفه آب سکونتگاه‌های غیر‌دائم گفت: تمام برنامه وزارت نیرو مدیریت مصرف است و در سکونتگاههای غیر دائم در شرایط پیک مصرف کنترل بیشتری اعمال می‌شود بنابراین قیمت‌ها برای کسانی که بالاتر از ظرفیت قرارداد مصرف داشته باشند بالاتر می‌رود.
او درباره لایروبی رودخانه‌های بیان داشت: در سیل سال ۹۸ اعتبار بخش لایروبی در مشارکت بخش دولتی و خصوصی افزایش یافت بنابراین حجم عملیات لایروبی از ۳۵۰ کیلومتر در سال ۹۸ سه برابر شده و به ۱۰۰۰ کیلومتر در سال رسیده است.
قاسم‌زاده درباره احیاپذیر بودن دریاچه ارومیه گفت: تراز دریاچه در سال‌های تر ۹۷-۹۸ و ۹۸-۹۹ مثبت بود، همانگونه که در سال‌های تر تراز مثبت می‌شود سال‌های خشک هم روی دریاچه تأثیر دارد. اگر طرح‌هایی را که در دستور کار قرار گرفته بود اجرا شود تراز اکولوژیک دریاچه احیا می‌شود. قطعاً دریاچه ارومیه قابل احیا است چرا که در سال‌های ترسالی تراز دریاچه ارومیه رشد پیدا کرد و مثبت شد.
او درباره سفر اردوغان به ایران گفت: ما با کشور ترکیه رود مشترک نداریم و حوضه آبریز مشترک داریم و اگر اقداماتی روی سدها داشته باشند روی ایران هم تأثیر منفی دارد، مثلاً عملیات روی دجله و فرات منجر به ریزگرد در عراق و تحت تأثیر قرار دادن ایران می‌شود.
قاسم‌زاده با بیان اینکه ساخت ساز ترکیه در حوزه ارس نیز ورودی به ایران را کاهش داده و کشور ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، ادامه داد: در سفر اخیر اردوغان به ایران این چارچوب‌ها بررسی شد اکنون فضای همکاری بین دو کشور وجود دارد، قول دادند که کمیته فنی فعال شود و تفاهماتی داشته باشیم در کل فضا مثبت ارزیابی می‌شود.
او درباره حقابه هیرمند گفت: قرار شد که در سفر وزیر نیرو به افغانستان این موضوع بررسی شود، طبق قرارداد در زمان ترسالی باید ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب وارد ایران شود و در زمان خشکسالی نیز این رقم کاهش خواهد یافت. با این وجود امسال در کل ۴ میلیون متر مکعب آب از سوی افغانستان رهاسازی و وارد چاه نیمه‌ها شده است.
سخنگوی صنعت آب با بیان این‌که سیلاب‌های اخیر تاثیری در میزان حقابه در هیرمند نداشته است، ادامه داد: در مرز جنوبی افغانستان بارش‌ها صورت گرفت به همین دلیل در میزان حقابه نقشی نداشته است.