بایگانی مطالب نشریه

پارکینگ‌های بافت تاریخی سست شده‌اند

یک هفته پس از سیل خروشانی که یزد و بافت تاریخی‌اش را گرفتار کرد، هشدارها درباره ناامنی نقاط آسیب‌پذیر برای مردم پررنگ‌تر شده است. در حالی که با رسیدن ایام عزاداری محرم، یزد و محله‌های تاریخی‌اش میزبان خیل مردمی است که در مراسمی چون نخل‌برداری و سینه‌زنی شرکت می‌کنند، میراث فرهنگی هشدار داده که تجمع در بعضی پارکینگ‌ها که با تکایا و حسینیه‌ها مشترک هستند، احتمال ریزش زمین را افزایش می‌دهد.سیلی که همزمان با بادهای موسمی در روزهای گذشته در بسیاری نقاط کشور جاری شد، جان 6 نفر را در یزد گرفت و علاوه بر این سبب سست شدن نقاط مختلفی از بافت تاریخی این شهر شد.
عبدالمجید شاکری شمسی، سرپرست معاونت میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یزد از خطر ریزش زمین و احتمال فرونشست در بافت تاریخی خبر داد و گفت: «در برخی پارکینگ‌ها که مشترک با تکایا و حسینیه‌ها هستند تجمعات و برگزاری مراسم‌هایی مانند نخل‌برداری احتمال ریزش زمین را افزایش می‌دهد.»
به گزارش روابط عمومی این اداره کل، او با تاکید بر اینکه به علت جاری شدن سیل در روزهای اخیر احتمال فرونشست در نقاط متعدد بافت‌های تاریخی وجود دارد اضافه کرد: «به‌خصوص پارکینگ‌ها با خطر فرونشست روبه‌رو هستند بنابراین مردم به این مسئله توجه جدی داشته باشند.»
او در ادامه با بیان اینکه مردم سعی کنند در این روزها از ورود خودرو به بافت تاریخی به‌ویژه پارکینگ‌ها جلوگیری کنند از مردم خواست از تجمع خودرو در این روزها و پارک آن در پارکینگ‌ها به طور جدی ممانعت کنند.
سرپرست معاونت میراث فرهنگی اداره کل میراث یزد از سوی دیگر یادآور شد: «خطر دیگری که مردم را تهدید می‌کند استفاده از پشت بام تکایا و حسینیه‌هاست که به علت خیس‌خوردگی در بارش‌های اخیر خطرناک است و نسبت به این مهم نیز باید به طور جدی اقدام کنند.»
«پیام ما» هفته پیش در گزارشی درباره آسیب سیل به بافت تاریخی و خانه‌ها و مغازه‌های شهر یزد نوشته بود: «سیل خروشان، تَرَک‌های عمیقی به جان «خانه رزاقیان» در تفت انداخت و بنای تاریخی مقابل چشم همگان فروریخت. بهت فروریختن این خانه تاریخی که ثبت ملی بود و در مقطعی از آن به عنوان موزه مردم‌شناسی شهرستان تفت نام برده شده بود، هنوز تمام نشده بود که موج سیل به بافت تاریخی یزد رسید و با همه توانش به این میراث جهانی صدمه زد. از دو روز قبل که آب‌های خروشان راهشان به یزد و بافت تاریخی این شهر باز شده، خانه‌ها را تخلیه کرده‌اند اما هنوز آب در این منطقه جولان می‌دهد.» شهردار بافت تاریخی شهر یزد به «پیام ما» گفته بود در کل شهر یزد ۲۵۰ خانه از سیلاب آسیب دیده‌اند که ۲۱۰ خانه از میان آنها در بافت تاریخی قرار دارند. آخرین باری که یزد درگیر چنین سیلی بوده مربوط به قرن هفتم است و از آن زمان که در تابستان یزد درگیر باران‌ سیل‌آسا شد تاکنون، این شهر و بافت و تاریخی‌اش چنین سیلی به خود ندیده بود.

رکورد تقاضای برق

به رغم ناترازی تولید و مصرف برق، مصرف برق همچنان در کشور رو به افزایش است. سخنگوی صنعت برق کشور با بیان اینکه در روزهای اخیر رکورد مصرف برق شکسته شد، گفت: روز جمعه (دیروز) مصرف برق افزایش یافت که دور از انتظار بود. به گزارش ایسنا، مصطفی رجبی مشهدی افزود: افزایش گرمای هوا نیاز مصرف برق کشور را در زمان اوج مصرف به میزان ۶۷ هزار و ۷۷۴ مگاوات رساند که در مقایسه با روز پنجشنبه که روز کاری بود حدود ۲۳۰ مگاوات بیشتر بود. رجبی مشهدی با تاکید بر اینکه علی رغم مشکلات، برق مشترکان مطابق برنامه و بدون خاموشی تامین شد گفت: اوج بار پنجشنبه در مقایسه با روز مشابه سال گذشته که عدد ۶۱ هزار و ۲۶۵ مگاوات ثبت شده بود، حدود ۶۴۷۹ مگاوات افزایش را نشان می‌دهد. به گفته او در تابستان امسال شاهد رشد ۴.۸ درصدی مصرف انرژی نیز بوده ایم که عدد بزرگی به حساب می‌آید.
مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق ایران گفت: براساس برنامه‌ریزی، تا ماه آینده ۱۸۰۰ مگاوات نیروگاه دیگر نیز وارد مدار می‌شود. رجبی مشهدی با بیان اینکه امسال برای اینکه بتوانیم شبکه برق پایداری را داشته باشیم اظهار کرد: برنامه ۶۰۰۰ مگاواتی افزایش ظرفیت تولید برق تعریف شد که تاکنون بیش از ۴۲۰۰ مگاوات از طریق احداث نیروگاه جدید افزایش ظرفیت و ارتقای نیروگاه‌های موجود به ظرفیت تولید کشور اضافه شده است.
به گفته رجبی مشهدی امسال برنامه‌های مختلفی برای گروه‌های مختلف مشترکان تعریف شد به طوری که در بخش عمومی و اداری و به ویژه در بخش ادارات دولتی برنامه‌های سختگیرانه‌ای اجرا شد. بنا به گفته سخنگوی صنعت برق این تصمیمات کاهش ۳۰ درصدی مصرف برق در این بخش را به دنبال داشت.

آیا می‌توان از آب سیلاب استفاده کرد؟

مناطق بسیاری از کشور ما با کمبود آب و بهره برداری بیش از حد از سفره های زیرزمینی مواجه است. علاوه بر این، در همین نواحی سیلاب‌های فصلی به سمت زهکشی بهداشتی ناکافی هدایت می‌شود و اثر منفی شدید محیط زیستی ایجاد می‌کند. بسیاری از شهرهای جهان از چاه‌های تزریق عمیق برای بازیابی سفره‌های زیرزمینی و حذف آب‌های سطحی استفاده کرده‌اند. شرایط ژئوهیدرولوژیکی خاصی برای اجرای این چاه‌های تزریقی عمیق‌تر از 30 متر مانند رواناب سطحی‌، کیفیت آب قابل قبول برای نفوذ، عمق قابل توجه در سطوح آب‌های زیر‌زمینی و نفوذپذیری خوب خاک مورد نیاز است. این فناوری به عنوان یک راهبرد برای بازیابی سفره‌های زیرزمینی و کاهش ریسک سیلاب مطرح است.
در دسترس بودن آب یک مسئله رو به رشد در سراسر جهان است. ارزیابی تحلیل‌ها نشان داد که بین سال‌های 1995 تا امروز ، مناطق دارای تنش شدید آبی افزایش یافته است. دلیل اصلی این امر مدیریت ناکافی منابع آب است. این وضعیت در کشورهای در حال توسعه تشدید می‌شود، جایی که حداقل حجم آب تصفیه و بازیافت می شود. با سناریوهای پیش بینی شده کاهش سریع هم در کمیت و هم در کیفیت آب موجود، موجب بحران‌های بزرگ آب در بیشتر نواحی ایران و کشورهای پیرامون می‌شود. راه حل پیشرو استفاده کارآمدتر از منابع آب است.
بارندگی‌های نامنظم و فصول خشک طولانی در بسیاری از مناطق به این معنی است که کشاورزان اغلب مجبورند با مزارع پر آب یا خشکسالی دست و پنجه نرم کنند که می‌تواند محصولات آنها را از بین ببرد. بسیاری از مناطق بیابان‌زایی با افزایش شدید دما، مردم را بدون آب گذاشته و به دنبال آن بادهای موسمی همه چیز شسته و مناطق زیادی از جنوب، مرکز و شرق ایران از ابتدای مرداد 1401 غرقاب کرده است.
باران‌های نامنظم می‌تواند راه حلی برای فصول خشک باشد. سطح بالای شوری یک لایه سفید یا قهوه‌ای غیر قابل نفوذ ایجاد می‌کند که از نفوذ آب به خاک جلوگیری می کند و سطح را غرقاب می‌کند. آب ساکن به شوری می‌افزاید زیرا بسیاری از مواد معدنی موجود در خاک نیز در آب حل می‌شوند که در فصل خشک یک لایه شور ایجاد می‌کند. سطوح بالای شوری می‌تواند یک لایه غیر قابل نفوذ ایجاد کند که از نفوذ آب به خاک جلوگیری می‌کنند. در مناطق خشک جهان با تمدن های قدیمی مانند ایران و هند، وسایل مختلف برای ذخیره آب اضافی باران ابدا کرده‌اند تا بتوان در فصول خشک از آن آب باران استفاده کرد.

در توفان‌های باران و ذوب برف، میزان آب جاری در سطح زمین افزایش می‌یابد و در توفان‌های شدید ممکن است سیل به وجود بیاید. بسیاری از تالاب‌ها، به‌ویژه تالاب‌های دشت سیلابی، ظرفیت ذخیره موقت زیادی برای آب‌های سیلابی در هنگام وقوع رواناب دارند. تالاب‌های حوض سلطان، در نزدیکی قم و گاوخونی در استان اصفهان از این گروهند. اگرچه تالاب‌ها اغلب به عنوان اسفنج‌های طبیعی که آب را جذب می‌کنند نامیده می‌شوند، اما در واقع بیشتر شبیه وان‌های طبیعی عمل می‌کنند و یا آب‌های سیلابی که از رودخانه‌ها سرریز می‌شوند یا آب‌های سطحی که در فرورفتگی‌ها جمع می‌شوند را ذخیره می‌کنند. با کاهش آب‌های سیلاب، آب به آرامی از خاک های کف تالاب جذب می شود. تالاب‌ها با مهار برخی از آب های سیلاب و کاهش سرعت ورود مجدد آب به کانال رودخانه، می توانند شدت سیل و فرسایش پایین دست را کاهش دهند.
در حوزه‌هایی که تالاب‌ها از بین رفته‌اند، اوج حالت سیلابی افزایش می‌یابد. تالاب‌های داخل و بالادست مناطق شهری به ویژه برای محافظت در برابر سیل ارزشمند هستند. سطح غیرقابل نفوذ، مانند سطوح آسفالت شده و بتون ریزی شده، در مناطق شهری میزان و حجم رواناب را و در نتیجه خطر خسارت سیلاب را به شدت افزایش می‌دهد. این موضوع نشان دهنده ارزش تالاب ها برای ذخیره آب و کنترل سیلاب است. تالاب‌های دشت سیلابی برای کنترل سیل ‌آنقدر مؤثر تلقی شدند که اکنون از باززنده سازی تالاب‌ها برای مهار آب سیلاب، به جای ساختن سازه‌های گران قیمت کنترل سیلاب، استفاده می‌کنند.
تالاب‌های دشت سیلابی با کاهش میزان و حجم رواناب، خطر آسیب سیل به زیرساخت‌ها و زیستگاه‌های پایین دست را کاهش می‌دهند. تالاب‌هایی که ذخیره موقت آب سیلاب یا رواناب طوفان را فراهم می‌کنند، در کاهش ریسک برای ایمنی عمومی، کاهش آسیب به اموال عمومی یا خصوصی، کاهش فرسایش پایین دست یا افزایش پایداری زیستگاه برای آبزیان، بسیار قابل توجه‌اند. پایداری ژئومورفیک زیستگاه های مهم آبزیان را با کاهش جریان های اوج سیل یا روان آب ها، یا کاهش آبشستگی و فرسایش سواحل رودخانه ها، یا هر دو، حفظ می‌کند.
بونگرو
بونگرو در هند یک تکنیک سنتی برای ذخیره آب اضافی باران در زیر زمین است. کشاورزان می توانند از همان آب برای آبیاری در تابستان و زمستان استفاده کنند. خشکسالی یک مسئله جدی در ایالت گجرات در غرب هند ، به ویژه برای کشاورزان زن محروم که امرار معاش آنها به بادهای موسمی بستگی دارد، است. بارندگی محدود در این ایالت، با کاهش آب در فصل اوج زراعی همراه می شود. در بقیه ایام سال، کشاورزان با کمبود شدید آب مواجه می شوند. اما به لطف فناوری تغییر دهنده زندگی، کشاورزان فقیر اکنون بحران ها را به فرصت تبدیل کرده اند. با بونگرو بارندگی اضافی را در زیر زمین تزریق و ذخیره و آن را برای استفاده در دوره های خشک خارج می کنند. استفاده از این فناوری باعث کاهش رسوب نمک در خاک و افزایش ذخیره آب شیرین شده و کشاورزان را از خشکسالی نجات داده است. بونگرو اجازه می‌دهد تا آب اضافی به طور مستقیم به سفره زیرزمینی جریان یابد. پس از بارندگی های موسمی، مزارع ما تا سه ماه پر آب می مانند.
بر اساس گزارش کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با بیابان‌زایی (UNCCD) تا سال 2030، 135 میلیون نفر در هند ممکن است خانه و معیشت خود را به دلیل بیابان زایی از دست بدهند. در هند، پنج میلیون کشاورز تحت اثر مشکلات شوری، سیل و خشکسالی قرار دارند – و در سراسر جهان 650 میلیارد هکتار از زمین‌ها چنین مشکلات دارند. در زمان باران‌های موسمی آب اضافی لوله را تخلیه می‌کنند، فیلتر و سپس به سفره‌های زیرزمینی طبیعی در اعماق خاک سرازیر می‌کنند، تا زمانی که در فصول خشک مورد نیاز میماند. این بدان معنی است که در فصل باران‌های موسمی کشاورزان می توانند محصولات کشاورزی کنند زیرا زمین آنها خیلی مرطوب نیست. در فصول خشک زمستان یا تابستان، آنها می‌توانند از پمپ ها برای برداشت آب ذخیره شده و آبیاری زمین خود استفاده کنند.

 

شهریورِ سرنوشت‌ساز«ماسوله»

نزدیک به یک ماه از ضرب‌الاجل یک‌هفته‌ای استاندار گیلان برای رفع موانع ثبت جهانی شهر ماسوله می‌گذرد؛ مهلتی که به گفته مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان با توجه به تعیین تاریخ حضور کارشناسان یونسکو از 9 شهریور تا 9 مهر تمدید شده است.

 

شهر تاریخی ماسوله به عنوان سکونتگاه 4 هزار ساله گیلانی‌ها با ساختار پلکانی، معماری خاص و ویژگی‌های طبیعی خود سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید و در سال ۸۶ در فهرست موقت ایران برای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت. با گذشت 15 سال از این اتفاق و با وجود تلاش‌های فراوان چون ترند شدن هشتگ #ماسوله_را_ثبت_جهانی_کنید هنوز نام ماسوله جهانی نشده و این شهر تاریخی امسال در رقابت با هگمتانه در تلاش برای کسب این عنوان است؛ اجلاس میراث تاریخی و جهانی یونسکو در سال ۲۰۲۳ پرونده‌های منظر فرهنگی ماسوله و همدان را مورد بررسی قرار می‌دهد.
با توجه به این رقابت و گذشت سال‌ها از باز شدن پرونده ثبت جهانی، استاندار گیلان اواخر تیرماه سال جاری برای رفع نواقص پرونده ثبت جهانی ماسوله به مسئولان مربوطه یک هفته مهلت داد.
اسدالله عباسی با بیان اینکه بیش از ۹۰درصد اقدامات برای رفع نواقص ثبت جهانی از سوی دستگاه‌های متولی انجام شده است، تاکید کرده بود که فرصت یک‌هفته‌ای برای رفع ۱۰درصد نواقص باقی مانده داده شده است تا این فرصت تاریخی از دست نرود.
تمدید مهلت
از مهلت یک‌هفته‌ای استاندار گیلان برای رفع نواقص پرونده ثبت جهانی ماسوله چند هفته‌ای گذشته، اما پیگیری‌های «پیام ما» نشان می‌دهد این مهلت ابتدا تا یک ماه و بعد تا شهریور و تاریخ حدودی حضور ارزیابان یونسکو در منطقه تمدید شده است.
ولی جهانی، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان این خبر را می‌دهد و می‌گوید: «با توجه به مشخص شدن ارزیاب یونسکو، وزارت میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی کشور اولویت‌های زمانی خود را برای حضور ارزیابان از 9 شهریور تا 9 مهر ارسال کرده است و تاریخ قطعی بررسی طی هفته‌های آینده مشخص و اعلام می‌شود.»
بنا به گفته «‌جهانی» بیش از ۹۰ درصد موانع پرونده شامل تخریب سازه اسکلت فلزی، ساماندهی کابل‌های برق و مخابرات، طرح تصفیه‌خانه فاضلاب شهر از سوی دستگاه‌های اجرایی استان و اداره‌های مرتبط با اعتبار تخصیص یافته استانی یا اعتبار داخلی دستگاه‌ها انجام شده است.
با وجود رفع 90درصدی موانع اما گفته‌های اهالی نشان می‌دهد هنوز موانعی از جمله اصلاح جاده و تابلوهای مختلف نصب شده در مسیر و خود شهر و یکسان‌سازی چادرهای سایه‌بان باقی مانده که اغلب آن‌ها مربوط به جزئیات منظر فرهنگی است.
مدیرکل میراث فرهنگی استان گیلان توضیح می‌دهد که برای اصلاح این موانع قرار بود حدود 5میلیارد تومان اعتبار اختصاص یابد که تاکنون سه میلیارد تومان پرداخت شده و بقیه هم در دست اقدام است: «رفع موانع باقی‌مانده نیازمند توجه و حمایت بیشتر است، اما به هر حال با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته روند آمادگی ماسوله برای حضور ارزیاب در حال انجام است و امیدواریم با رفع موانع جزئی باقیمانده پس از انتظار طولانی شاهد درج و ثبت نام منظر فرهنگی شهر تاریخی ماسوله در فهرست میراث جهانی یونسکو باشیم.»
مهلت یکساله بعد از تایید کلی
پرونده ثبت جهانی منظر فرهنگی ماسوله بعد از تلاش‌ها و پیگیری‌های فراوان در بهمن سال گذشته به عنوان تک سهمیه ایران برای ثبت در فهرست آثار جهانی به دفتر میراث جهانی یونسکو ارسال شده که این پرونده برای مطالعه در اختیار ارزیاب مورد تایید دفتر ثبت جهانی یونسکو هم قرار می‌گیرد. ارزیاب پس از مطالعه پرونده باید به دلیل راستی آزمایی اطلاعات و تکمیل گزارش‌های مربوطه از منظر فرهنگی و شهر تاریخی ماسوله بازدید کند.
عضو شورای شهر ماسوله هم تاکید می‌کند که بعد از آمدن کارشناسان یونسکو و تایید منظر کلی قرار است مهلت یک ساله بگیریم برای اقدامات جزئی گرفته شود. تعمیر و بازگشایی سرویس‌های بهداشتی، آسفالت جاده ورودی شهر و برچیده شدن بنایی در ابتدای شهر هم از مواردی است به گفته رضوان عسگرپور به عنوان موانع ثبت جهانی مطرح است و باید رفع شود.
***
شهر تاریخی ماسوله در ۶۲ کیلومتری غرب رشت در استان گیلان ۳۵۰ خانه تاریخی دارد و معماری خانه‌های آن حاصل تعامل هزاران ساله انسان با محیط طبیعی است. در حال حاضر و در کنار رفع موانع منظر جداره‌سازی خانه‌های تاریخی ماسوله هم در دست انجام است تا مسیر جهانی شدن زودتر به پایان برسد.

تکیه‌ها حافظان بافت تاریخی گرگان

قصه محرم در بافت تاریخی گرگان از قرن‌ها قبل شروع و در زمان صفویه شدت یافت و از زمان قاجار وقتی که شهر را دارالمومنان می‌خوانند تقویت شد. بافتی کهن پوشیده از بام‌های سفالی سرخ رنگ و دیوارهایی آجری، کهربایی و اُخرایی. شکل گرفته گرد مرکز محله‌هایی که به گواه حیات امروز و تاریخ مکتوبش، حتی روزی را خالی از سکنه سپری نکرده است. نه این خانه‌ها هیچ وقت از زندگی خالی شد و نه بازار و کوی و برزنش از رونق افتاد. این روزها اما مانند هر سال چهره بافت با پارچه‌های رنگین نذری و طوق‌های عزا، شمایل دیگری پیدا کرده است. حالا در مرکز محله‌ها از هر روزن و دریچه، طوقی آویز است، معرف عزای تکیه‌ای. تکایایی که کارشناسان می‌گویند دلیل حفظ حیات بی‌انقطاع بافت تاریخی گرگان هستند.

 

از شب اول محرم هر شب در یکی از محله‌ها دسته روی به پا می‌شود. دعوتی به آغاز آیین عزاداری محرم در آن محله. فردا صبح طوق از خانه‌ای که دارنده طوق و صاحب تکیه است بیرون آمده، با آب و گلاب شسته و با پارچه‌ها و روسری‌های رنگی مزین شده و از تکیه آویخته می‌شود. نمادی از عزاداری که تا دهه آخر صفر هم برجاست.
سرچشمه، دوشنبه‌ای، چهارشنبه‌ای، دربنو، نعلبندان، سبزِمشهد، میخچه گران، شیرکش، شازده قاسم محله‌هایی هستند که آیین محرم هر سال در آن برگزار می‌شود. مرکز محله‌ای را تصویر کنید که گرد یک فضای باز، تکایا دایرند. سر به آسمان که بلند کنی، طوق‌های عزا را می‌بینی و آمد و شدی که در ایوان‌ها و پله‌ها در جریان است. از صبح زود اما پیرتکیه‌ها شلوغ‌تر از هر جای دیگری است. سبزی و سیر و مرغ و … را می‌آورند و می‌برند. خورشت ساک برای پذیرایی از عزاداران در آشپزخانه تکایا از صبح روی آتش است. اینجا همان مرکز محله هایی است که در روزهای دیگر سال کسبه در آن مشغولند و این تکایا همان دکان‌های معرق، منبت، پرنده فروشی و حلبی سازی.
این بافت نخستین بافت تاریخی ایران است که در سال 1310 در فهرست میراث ملی ایران به ثبت رسیده است. یک کارشناس معماری و مرمت و احیای باقت‌های تاریخی در مورد نقش تکایای گرگان در حفظ حیات بافت تاریخی می‌گوید: رابطه این کالبد با آیین‌های محرم یک رابطه دو سویه است که باعث شده است هر دو یک دیگر را حفظ و تقویت کنند. البته می‌بینیم که در بسیاری نقاط ایران کالبد به کمک حفظ رسوم آمده است. مانند تکیه عظیم امیرچخماق یزد که تنها دارای کاربری تکیه بوده و هست و هنوز هم کاربری‌اش را حفظ کرده است.
دکتر حسین کتولی که پایان نامه کارشناسی ارشد و تز دکتری‌اش را در خصوص نقش ابنیه مذهبی به ویژه گرگان در حفظ حیات و مناسبات اجتماعی و اقتصادی بافت تاریخی گرگان ارائه داده است در این خصوص توضیح می‌دهد: در گرگان اتفاق متفاوتی که در مورد تکایا رخ داده است وجود یک رابطه جز از کل است. تکایا در گرگان خانوادگی هستند. یعنی هر خانواده متولی تکیه‌ای است که مالک آن نیز هست. هریک از این تکایا در کنار در مرکز محله‌ها جمع می‌شوند. مثلا مرکز محله دربنو 30 تکیه دارد و در هر مرکز محله برای هماهنگی میان این تکایا یک پیرتکیه دارد که معمولا قدیمی‌ترین تکیه محل است. این تکایا معمولا ریزدانه مدیریت می‌شوند یعنی سلول‌های کوچکی هستند مثلا به اندازه 30 متر مربع، در دوطبقه یا اگر دارای یک طبقه هستند ارتفاعی به اندازه دو طبقه دارند و خط زمین و آسمانه محله را مشخص می‌کنند. بنابراین یک انتظام کالبدی ویژه در این مرکز محله‌ها حول یک فضای دایره یا مربع شکل گرفته است و حول این مرکز محله ها، مسجد، مدرسه و حنی گورستان محل نیز ایجاد شده است.
او ادامه می‌دهد: در کنار این نظام کالبدی، انتظام اقتصادی هم ایجاد شده است. اتفاقی که مختص گرگان است. تکایا در همه جای ایران فقط برای دهه محرم و روزهای عزاداری صفر باز می‌شوند. اما در گرگان هر تکیه در روزهای غیر‌عزاداری یک دکان است. حتی تساهل و تسامح مذهبی در این تکایا آنقدر زیاد است که در سال‌های اخیر برخی تکیه‌ها گیم نت شده است. بسیاری از این تکایا هم به همان شغل‌ها سنتی مانند درودگری، مسگری، حلبی‌سازی و مانند آن اختصاص دارند. مستاجر هر تکیه موظف است تکیه را شب قبل از محرم خالی تحویل دهد و و دوباره بعد روز دوازدهم کاسبی‌اش را شروع می‌کند. هزینه دریافتی از مستاجرها در درجه اول صرف حفاظت و نگهداری از همان تکیه می‌شود و در درجه دوم صرف مخارج عزاداری. این انتظام اقتصادی حیات تکیه‌ها را تامین کرده است و به همین دلیل است که مرکز محله‌های گرگان بدون دخالت دولت یا هیچ نهاد دیگری تا امروز حفظ شده اند. چون خودشان هزینه مورد نیاز را تامین می‌کنند.
کتولی معتقد است شکل‌گیری نظام اقتصادی و کالبدی در بافت تاریخی گرگان که به واسطه کالبد تکایا ایجاد شده است نظم سومی به نام نظام اجتماعی را در بافت تقویت کرده است. او می‌گوید: در کنار این مرکز محله‌ها فضاهای دیگری مانند قهوه‌خانه‌ها و غیره هم شکل گرفته است. بازار همچنان فعال است و شهروندان به این مکان ترد می‌کنند یعنی بخشی از بازار شهر گرگان هنوز در بافت تاریخی مستقر است. نمونه آن بازار میوه و تره‌بار نعلبندان در مجاورت مسجد جامع است که می‌دانید بازار نخست تره‌بار گرگان است. یعنی روابط اجتماعی در بافت گرگان به حیات خود ادامه داده است. بنابراین چهارضلع کالبد، اجتماع، اقتصاد و مذهب بافت تاریخی گرگان را تا به امروز زنده بدون اتکا به دولت زنده نگه داشته است.
آنچه حسین کتولی آن را زندگی پیوسته بافت تاریخی گرگان به واسطه تکایا می‌داند در حافظه شفاهی گرگانی‌ها نیز مانده است. ایرج فراهانی یکی از جاهلان قدیم بافت تاریخی گرگان است که خودش می‌گوید پاتوقش محله سرچشمه بوده است. عموم مردم او را ایرج صدا می‌کنند. ایرج محرم امروز گرگان را بسیار شبیه گذشته می‌داند: از گذشته هم این‌طور بوده. یعنی آنچه که پدران ما هم می‌گفتند همین بوده است. تکایا تمام سال دکان بودند. شهر که به اندازه امروز نبود. امروز ما محله هامان را با نام بافت تاریخی می‌شناسیم آن زمان فقط به نام خودشان شناخته می‌شدند.
او ادامه می‌دهد: همه چی مثل حالا بود. تکایا یک شب پیش از شروع محرم فرش می‌شدند. هر روز نوبت طوق‌بندان یکی از محله‌ها بود غیر از تاسوعا و عاشورا. از صبح زود صاحبان تکایا یک محله؛ مانند سرچشمه؛ یا میدان عباسعلی طوق‌ها را می‌آورند در میدان. با سلام و صلوات و آب و گلاب می‌شستند. بر برپا می‌کردند. همه مردم می‌رفتند به محله‌ای آن روز طوق بندان داشت. گوسفند پیش پای طوق قربانی می‌شد و این طور تمام محله در عزا می‌نشست. چهره پیرتکیه‌ها بیشتر تغییر کرده است. بسیاری شان وقفی هستند یا هزینه‌هاشان از وقف‌ها تامین می‌شود.
متولیشان آن‌ها را بازسازی کرده. همین پیر تکیه سرچشمه، آن زمان بنایش فرق داشت. اما هنوز هم مثل گذشته زنان محل از صبح تا شام در آشپزخانه پیرتکیه هستند. من هیچ وقت را به خاطر ندارم که در یکی از تکایای گرگان بسته باشد. تمام سال کاسبی و محرم هم عزاداری.

احیای برجام؛ محتمل اما دشوار

|پیام ما| تعطیلات آخر هفته‌ گذشته شاید از پرکارترین روزهایی بود که دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری تاکنون پشت‌سر گذاشته است. دور تازه‌ای از مارتن مذاکرات برجامی در حالی با رسیدن به روزهای پایانی هفته گذشته به اوج رسید که بسیاری از ناظران از عصر چهارشنبه گذشته و با اعلام رسمی ازسرگیری مذاکرات احیای برجام، از آن به‌عنوان آخرین شانس و فرصت طرفین برای زنده نگه داشتن توافق هسته‌ای تعبیر کردند. آن‌هم در شرایطی که به‌باور بسیاری از این ناظران، با توجه به میزان پیشرفت برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی از یک‌سو و تشدید و اعمال تحریم‌های تازه‌تر و سنگین‌تر آمریکا علیه ایران، احیای برجام در چارچوب توافق هسته‌ای سال 2015 عملاً ناممکن است. تحریم‌هایی که از بهار 97 یعنی زمانی که دونالد ترامپ فرمان خروج یک‌جانبه ایالات متحده از برجام را صادر کرد، به اوج رسید و در حالی با ناکامی او در حفظ کرسی ریاست‌جمهوری در اتاق بیضی کاخ سفید، به‌طور نسبی فروکش کرد که به‌خصوص از اواخر سال گذشته و اوایل امسال، پس از آن‌که آخرین دور مذاکرات احیای برجام در وین، در نیمه اسفندماه 1400 بدون حصول توافق پایان یافت، وارد دور تازه‌ای شد. همین هفته گذشته درپی اعلام تحریم‌های شش‌گانه وزارت خزانه‌داری دولت بایدن، شاهد آخرین نمونه از اقدامات تحریمی دولت آمریکا بودیم.

 

پس از حدود یک ماه از مذاکرات دو روزه دوحه – که پس از حدود چهارماه از آخرین دور مذاکرات وین اسفندماه 1400 برگزار شده بود – حالا دیپلمات‌های کشورهای عضو برجام بار دیگر در هتل کوبورگ وین به‌گفت‌وگو نشسته‌اند. گفت‌وگوهایی که پیرو انتشار مقاله مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در فایننشال‌تایمز و ارائه پیش‌نویس توافقی برای احیای برجام از سوی جوزف بورل که ناظران در این حدود دو هفته به دفعات تاکید کرده‌اند که شاکله‌ آن بر پایه همان تفاهم کلی استوار است که محمدجواد ظریف و مذاکره‌کنندگان ارشد دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در سال پایانی دولت حسن روحانی بر سر آن با مذاکره‌کنندگان گروه 4+1 به توافقاتی مقدماتی دست یافته بود. حال در شرایطی که حذف نام سپاه از فهرست گروه‌های تروریسیتی تحت‌تحریم امریکا و ارائه تضامینی به جمهوری اسلامی مبنی‌بر عدم خروج مجدد دولت کنونی و دولت‌های آتی ایالات متحده از برجام به‌عنوان دو شرط اصلی از شروط سه‌گانه ایران مطرح شده که در مقابل از بازگشت ایران به تمامی تعهدات برجامی نیز به‌عنوان خواسته اصلی طرفین مقابل نام برده می‌شود. به این ترتیب در حالی که از سرگیری این مذاکرات با نقش‌آفرینی جوزف بورل و اتحادیه اروپا در قامت میانجی ممکن شده، تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای جمهوری اسلامی دور جدید این مذاکرات را با رایزنی با نماینده روسیه در این مذاکرات آغاز کرد و جالب‌تر آن‌که پس از این دیدار، میخائیل اولیانوف با انریکه مورا، معاون بورل و نماینده اتحادیه اروپا در این مذاکرات دیدار کرد. دیداری که زمینه‌ساز گفت‌وگوی دوجانبه مورا و آنتونی بلینکن شد و پس از آن، اگرچه بالاخره علی باقری‌کنی نیز با انریکه مورا به گفت‌وگو نشست اما در عین حال به‌باور ناظران رایزنی مقدماتی باقری‌کنی با میخائیل اولیانوف پیش از مذاکره مستقیم با انریکه مورا، نشان از آن دارد که مذاکره ایران و آمریکا به‌عنوان دو طرف اصلی این مذاکرات، این بار نیز همچون چند دور اخیر عملاً با دو واسطه و میانجی انجام می‌شود یا به تعبیر دقیق‌تر جمهوری اسلامی علاوه‌بر مذاکره با نماینده اتحادیه اروپا برای اعلام مواضع خود به وزیر امور خارجه ایالات متحده، جایگاهی را برای نماینده روسیه در برجام نیز در نظر گرفته و بخشی از کار نمایندگی از مطالبات ایران به میخائیل اولیانوف روس سپرده شده است. این در حالی بود که وزیر خارجه روسیه دیروز با اعلام مخالفت با آن‌چه تلویحاً «طرح اصلاح‌شده آمریکا» خوانده، بر بازیابی برجام بر همان چارچوب توافق 2015 تاکید کرده‌است. سرگئی لاوروف که همزمان با تشدید اختلافات مسکو-واشنگتن پس از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین، در یک کنفرانس مطبوعاتی در کامبوج در حاضر شده‌بود، گفته «ایران برخلاف طرف امریکایی اصرار دارد همه‌چیز طبق مصوبه سال ۲۰۱۵ باشد.» آن هم در حالی که خبرگزاری فرانسه در یکی از معدود خبرها از آن‌چه در جریان این مذاکرات می‌گذرد، به نقل از یک مقام ارشد اتحادیه اروپا و بدو ذکر نام این مقام ارشد حاضر در محل مذاکرات وین، از «پیشرفت‌هایی» خبر داده که از جمله «شامل تضمین‌هایی است که آمریکا با زیرپا گذاشتن قول‌هایش در آینده، قادر به مختل کردن توافق نباشد.» این مقام اتحادیه اروپا در حالی از «دریافت و برداشت خود» درباره خرسندی جمهوری اسلامی به‌خاطر این تضامین سخن گفته که درعین‌حال به‌گفته او، «درخواست ایران مبنی‌بر خروج نام سپاه از لیست گروهک‌های ترویستی آمریکا رها شده» تا پس از حصول توافق، «در آینده» و احتمالا در مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا تعیین‌تکلیف شود. این منبع در اتحادیه اروپا که تصور تداوم این مذاکرات را تا «چهار هفته آینده» ناممکن خوانده، تاکید کرده «احتمالی واقعی (برای حصول توافق) وجود دارد اما قرار نیست آسان باشد.»
اما در تحلیل تحولات اخیر برجامی، باید به جز وین و هتل کوبورگ، به برخی نقاط دیگر جهان هم نیم‌نگاهی بیندازیم. تحولاتی که در پی بالاگرفتن تنش واشنگتن-پکن پیرو سفر رئیس مجلس نمایندگان ایالات متحده به تایوان و نیز ادامه تنش واشنگتن-مسکو به‌دلیل لشکرکشی روسیه به خاک اوکراین، عملاً برجام را به میدانی برای رویارویی قدرت‌های جهانی تبدیل کرده و متعاقباً بسیاری از تحولات غرب تا شرق جهان را به مسائل ایران گره زده‌ است. این در حالی است که همزمان تشدید تنش‌ها در عراق و برخی از دیگر مسائل و مناسبات خاورمیانه نیز بر مذاکرات برجامی در وین سایه انداخته است. آن‌هم در حالی که برخی ناظران تحولات روزهای گذشته در مرز لبنان و رژیم صهیونیستی و تنش در این منطقه را نیز به نتیجه مذاکرات بی‌ارتباط نمی‌دانند. به‌خصوص آن‌که سخنان سردار سلامی فرمانده‌ کل سپاه درباره توان نظامی جمهوری اسلامی برای مقابله با هر نوع خطرآفرینی اسرائیلی‌ها و آن‌چه حسین طائب در نخستین سخنرانی خود پس از پایان دوران ریاست بر سازمان اطلاعات سپاه، در ارتباط با اهداف کاخ سفید و دولت بایدن از ترغیب ایران به بازگشت به مذاکرات گفته، به‌باور ناظران می‌تواند بر سرنوشت این مذاکرات تاثیر بگذارد. مذاکراتی که نشریه پولیتیکو با اشاره به «ازسرگیری ناگهانی و غیرمنتظره» آن، به نقل از سه منبع مطلع مدعی است، «آخرین تلاش اتحادیه اروپا» است در مسیر «نجات توافق هسته‌ای و احیای برجام».
دیروز یک خبر برجامی دیگر هم در خبرگزاری‌های داخلی منتشر شد. بر اساس این خبر حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه با حضور در کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، به سوالات و ابهامات مطروحه در خصوص نحوه اجرای قانون راهبردی مجلس و مذاکره برای لغو تحریم ها پاسخ داده است.
به گزارش ایسنا، در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین پژمانفر رئیس کمیسیون و آقایان نبویان، خضریان و بیگی‌نژاد از ابهامات خود درباره پیش‌نویس توافق وین سخن گفته‌اند. وزیر امور خارجه هم با ارایه گزارشی از روند مذاکرات وین تاکید کرده است: «برای تیم مذاکره‌کننده انتفاع اقتصادی ایران از توافق، رعایت خطوط قرمز و حفظ توان و دانش و فناوری بومی صلح آمیز هسته‌ای مورد توجه جدی است.» پاسخی دیپلماتیک که می‌تواند نشانه‌ای از اندکی پیشرفت در مذاکرات باشد.

«هنریک» یگانه بود

«هنریک مجنونیان (به ارمنی: Հենրիկ Մաջնունեան) (زاده ۱۳۳۰ در ارومیه – درگذشته ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ تهران) نویسنده، مترجم و فعال محیط زیست ایرانی ارمنی‌تبار بود.» صفحه ویکی پدیا، این پیشکسوت محیط زیست را اینگونه معرفی کرده است. اما هنریک مجنونیان بیش از یک نویسنده، مترجم، فعال و کارشناس محیط ‌‌زیست است. او دوست، استاد،‌ همراه و الها‌م‌بخش بسیاری از افرادی است که در این حوزه کار و فعالیت کرده‌اند. شخصیتی که تمام کسانی که او را می‌شناسند بر تعهد‌، دانش و عشق او به این سرزمین گواهی می‌دهند. از این رو در سالروز درگذشت هنریک مجنونیان از دوستان نزدیک،‌ خانواده و دانشجویانش خواستیم درباره هنریک مجنونیان برایمان از زاویه نگاه خودشان بنویسند، از خاطرات‌شان با او بگویند و اینکه چرا هنریک مجنونیان یگانه بود.

 

| مهدی فتوره‌چی |

| کارشناس مدیریت محیط‌زیست |

به پاس نیم قرن دوستی

بیست و پنج ساله بودم که در زمستان سال ۱۳۵۴ با هنریک آشنا شدم.
پس از گذراندن دوره دوماهه آموزش نظامی ‌در هنگ سپاه ترویج و آبادانی کرج، به عنوان افسر وظیفه سهمیه سازمان حفاظت محیط زیست به آن سازمان مامور شده و با همراه داشتن نامه‌ای خود را به دفتر آموزش سازمان واقع در خیابان شاه عباس معرفی کردم.
هیچ‌کس را نمی‌شناختم. جمشید فاضل مدیرکل آموزش با رویی گشاده وظایفم را که عمدتا سرکشی به درجه‌داران دیپلمه سپاه ترویج و آبادانی مشغول خدمت در استان‌ها و شهرستان‌های مختلف و همچنین همکاری با استادان و مدرسان آموزشگاه عالی محیط زیست در کرج بود را ابلاغ و ضمن معرفی به کارکنان و کارشناسان آن دفتر، یک میز و صندلی را در اتاق کارشناسان به من اختصاص دادند.
در همان نخستین روزهای شروع به کار با هنریک که او هم به تازگی کار خود را در آموزشگاه به عنوان مدرس آغاز کرده بود آشنا شدم. یک سال از من کوچکتر بود و بسیاری از روزها برای انجام کارهای روزمره به دفتر و اتاق کارشناسان رفت و آمد داشت.
رفتار دوستانه او باعث به وجود آمدن دوستی و صمیمیتی بین ما شد که چهل و پنج سال ادامه پیدا کرد.
در سال ۱۳۵۵ که جمشید فاضل به عنوان بورسیه سازمان برای ادامه تحصیل به آمریکا اعزام و شادروان امیر حسین حکیمیان جانشین او شده بود، آموزشگاه محیط زیست بنا بر تصمیم مسئولان وزارت علوم وقت تعطیل شد و قرار بود که دانشجویان آنجا برای ادامه تحصیل خود به دانشگاه بوعلی همدان معرفی و اعزام شوند و مقرر بود این نقل و انتقالات طی قراردادی بین سازمان و آن دانشگاه عملی شود.
از طرف دانشگاه بوعلی، شادروان دکتر تقی فرور که معاون آن دانشگاه بود و از طرف سازمان مرحوم حکیمیان، برای انجام مذاکره و نهایتا انعقاد قرارداد برگزیده شده بودند.
در زمستان آن سال به اتفاق شادروان امیرحسین حکیمیان برای انجام بخشی از این مذاکرات عازم همدان شدیم. هنریک که به تازگی از دوره کارشناسی ارشد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران فارغ التحصیل و شاگرد اول شده بود قرار بود در همان روزها در مراسم رسمی‌ تقدیر از دانشجویان ممتاز دانشگاه‌ها که باحضور شاه انجام می‌شد شرکت کند.
با توجه به روحیه خاصی که داشت می‌گفت به هیچ وجه در این مراسم شرکت نمی‌کنم و باهم بر سر این مسئله بحث و حتی مشاجره داشتیم تا اینکه بالاخره با اصرار من و سایر دوستان با اکراه متقاعد شد در مراسم حاضرشود.
از قضای روزگار روز ماموریت ما به همدان و انجام آن مراسم، همزمان شد و به ناچار قبل از رفتن از هنریک قول شرف گرفتم که حتما در آن مراسم شرکت کند و در بین راه من و حکیمیان از طریق رادیوی اتومبیل که خودم می‌راندم و مراسم را مستقیما پخش می‌کرد گوش می کردیم. بعد از دقایقی بلندگو با صدای بلند هنریک را معرفی کرد و او برای دریافت جایزه خود فراخوانده شد امیرحسین و من با هیجان کف می‌زدیم…
یکی دو ماه بعد به دعوت وزارت علوم در امتحان اعزام دانشجو به خارج از کشور شرکت و با امتیاز عالی قبول شد و به فاصله دو سه ماه، سه پذیرش پی اچ دی از دانشگاه‌های معتبر آمریکا و اروپا دریافت کرد.
خانمی‌ که مدیرکل اعزام دانشجو در وزارت علوم بود به طور مکرر به تلفن اداره و آموزشگاه زنگ می‌زد و او را تشویق به اعزام می‌کرد، ولی متاسفانه هنریک هربار به بهانه‌ای شانه خالی می‌کرد. البته من دلایلش را می‌دانستم.
باریس برادر بزرگتر هنریک (دکتر باریس مجنونیان معاونت محترم بازنشسته دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران) در اتریش مشغول تحصیل در دوره دکتری منابع طبیعی و برادر دیگرش هم در فرانسه به تحصیل اشتغال داشتند. برادر کوچکتر و سوم هنریک بنام ژرژیک که برای او خیلی عزیز بود و تازه از دانشگاه تهران با درجه ممتاز فارغ‌التحصیل شده بود با هنریک زندگی می‌کرد و از همه مهمتر پدرشان گرفتار بیماری شده و دائمی برای درمان از ارومیه به تهران می‌آمد و هنریک اورا در مراجعه به پزشکان و بیمارستان‌ها همراهی می‌کرد.
مجموع شرایط طوری رقم خورد که متاسفانه هنریک نتوانست به خارج از کشور برود. از آن بدتر ژرژیک نازنین به بیماری لاعلاج سرطان مبتلا شد و متاسفانه به سرعت حالش به وخامت گرایید و درگذشت.
این رویداد کمر هنریک را شکست… سالیان سال ژرژیک را یاد می‌کرد، می‌سوخت واشک می‌ریخت. اگر بگویم این غم تا آخرین روزهای زندگی با او همراه بود مبالغه نکرده‌ام.
بعد از خاتمه سربازی من در سازمان‌استخدام و ماندنی شدم… بعد در سال ۵۷ انقلاب شد، همه چیز تغییر کرد. در این گیرودار قرارداد دانشگاه بوعلی لغو و آموزشگاه محیط زیست که چندان هم مورد مهر نبود دوباره دایر شده بود.
هنریک تمام توانش را بر آموزش دانشجویان آموزشگاه که به عشق زندگیش بدل شده بودند قرار داده بود، سر از پا نشناخته شب و روز می‌خواند، مشغول ترجمه بود و می‌نوشت، جزوات درسی تهیه و آنها را تدریس می‌کرد. همین جزوات و صدها صفحه مطالب علمی ‌دیگر که نوشته و ترجمه کرده بود و آنها را در کارتن‌های مقوائی نگهداری می‌کرد، پایه و اساس بیش از هفتاد جلد کتاب آموزشی شد که بعدها به چاپ رسیدند.
خانه‌اش به آشفته بازاری از تعداد زیادی کارتن‌های پراکنده و مملو از نوشته‌ها و ترجمه‌هایش تبدیل شده بود.
به دانشجویانش عشق می‌ورزید و هرچه داشت را بی‌مضایقه در اختیار آنان می‌گذاشت.
این وضع تا آخرین روزهای حیاتش ادامه داشت.
این مطلب کوتاه جای شرح و بسط خدمات علمی‌ هنریک و زحماتی که برای تهیه کتاب‌ها و همچنین آموزش شیوه‌های نوین حفاظتی از طبیعت کرد نیست و مجال بزرگتری را می‌طلبد. همین قدر بگویم که هنریک که مجرد زیست و مجرد از دنیا رفت، با مناطق تحت حفاظت سازمان ازدواج کرده بود و محیط‌بانانی که تربیت کرده بود بچه‌هایش بودند که با غم و شادی آنان همراه بود.
در این سال‌های آخر که بازنشسته و هر دو خانه‌نشین شده بودیم، گاهی به اتفاق جناب مهندس هوشنگ ضیائی به دیدارش می‌رفتیم و هفته‌ای دست کم یکی دو بار با هم تماس تلفنی داشتیم و بیشتر گفتگوی ما درباره درد کمر و دست و پا و غیره و مبادله آدرس و شماره تلفن دکترها بود…
آخرین باری که با او حرف زدم سه روز قبل از مرگش بود، کلی درباره کووید 19 صحبت کردیم، سر به سر همدیگر گذاشتیم و خندیدیم و قرار بود که به دیدنش بروم که متاسفانه سه روز بعد از طریق تماس تلفنی هوشنگ عزیز از خبر وحشتناک مرگ هنریک عزیزم آگاه شدم.
شاید باور نکنید ولی بعد از رفتنش، ماهی یکی دوبار به تلفن خانه‌اش زنگ میزنم و صدای عزیز او را از طریق پیامگیر که می‌گوید: «لطفا پیغام بگذارید- ممنونم» می‌شنوم و به آن دلخوشم.
یادش عزیز و گرامی.

| بیژن فرهنگ‌ دره‌شوری|

| پیشکسوت محیط زیست |

برای هنوی عزیزم

آقای هنریک مجنونیان که همیشه هنوی عزیزم صدایش می‌زدم از بهترین کارشناسان محیط زیست ایران در تمام طول تاریخش است. عاشقانه کار کرد،‌عاشقانه زندگی کرد، به این سرزمین،‌ به طبیعتش، به فرهنگش عاشقانه عشق ورزید،‌ کار کرد و عاشقانه مرد. عزیزترین کارشناس محیط زیست ایران بود، عالی زندگی کرد،‌ عالی کار کرد و عالی مرد. من همیشه دوستش دارم و در قلب من همیشه است. من ارمنی‌ها را دوست داشتم به خاطر هنریک و ارمنی‌ها را بعد از این بیشتر هم دوست دارم. برای اینکه این او سرزمین را، فرهنگش را، طبیعتش را، تاریخش را عاشقانه دوست داشت و درباره آن مطالعه و برایش کار می‌کرد.
با هنریک زیاد طبیعت رفتم،‌ جنگل، کویر، بیابان و کوه. سربالایی رفتنش مثل من خوب نبود،‌ گاهی به من غر می‌زد که تند می‌روی ولی آنقدر دوستش داشتم که غر زدن‌هایش برایم مهم نبود. همیشه دوستش داشتم برای عشقش به سرزمین و فرهنگ و طبیعت ایران، او از عزیزترین ارمنی های ایران بود که طبیعت و فرهنگ ایران را دوست داشت.

| عبدالحسین وهاب‌زاده |

| پیشکسوت محیط ‌زیست |

به افتخارش می‌شد سر بر آسمان سایید

هنریک پرکار، هنریک صادق و متعهد به آرمان‌هایش، هنریک بی‌ادعا، هنریک صمیمی و مهمان‌نواز که درش به روی دوستان باز ولی از ارتباط با همه‌ی آنها که مایلند بین دو صندلی بنشینند گریزان، هنریک غریب مضاعف در وطن خویش دوست دیرین من بود ، دوستی که به افتخارش می‌شد سر بر آسمان سایید.او در دل همه عاشقان محیط زیست و طبیعت ایران جایی ویژه دارد. یادش گرامی که چه مظلوم و نامنتظر ما را تنها گذاشت. داغدارش هستم.

| رمضانعلی قائمی |

| پیشکسوت محیط‌زیست |

تنها زمان خواب در خدمت محیط زیست نبود

بر کسی پوشیده نیست که هنریک مجنونیان تمام عمر خود را بر سر محیط زیست گذاشت. او تنها در ساعت اداری برای محیط زیست کار نمی‌کرد بلکه جز ساعاتی که می‌خوابید بقیه زمانش را در خدمت این حوزه گذاشته بود.
سال 1352 با او آشنا شدم‌، ولی دوستی ما از سال 60 که مسئولیت پارک ملی گلستان را به عهده گرفتم،‌ شکل گرفت. آن زمان او به همراه هوشنگ ضیایی و تعدادی از دوستان در پروژه ایجاد تفرجگاه‌ها و دایر کردن مرکز بازدیدکنندگان میرزابایلو به پارک آمدند. آنها با اعتبارات اندک کارهای نجاری، محوطه‌سازی،‌ نصب تابلوها و … را انجام دادند. از آن زمان تا روز درگذشتش ما دوستان نزدیکی برای هم بودیم و برنامه‌های سفر و دید و بازدید با هم داشتیم. در همان روزهای آخر هم درباره موضوعات مختلف محیط‌ زیستی با هم صحبت می‌کردیم.
او دانشجویانی که می‌خواستند پایان‌نامه‌شان را در مناطق انجام دهند به ما معرفی کرده و ما هم تا جایی که می‌‌توانستیم کمک‌شان می‌‌کردیم. هنریک مجنونیان انسان منحصربه‌فرد و یگانه‌ای در ایران بود و تعداد زیاد آثار به جا مانده از او که همچنان منبعی برای دانشجویان و اساتید محیط زیست است،‌ شاهد این سخن به حساب می‌‌آید. او هیچگاه از نوشتن و تحقیق کردن فاصله نمی‌گرفت و چیز دیگری جز اینها برایش ارجح نبود. در مواردی هم برخی موضوعات را به تاکید و دستور می‌گفت و می‌خواست کارهایی برای بهبود مناطق انجام شود،‌ من هم که علاقه‌ زیادی به او داشتم،‌ تلاش می‌کردم رضایتش را تامین کنم.
چند سال قبل از آنکه بخشی از هیرکانی ثبت جهانی شود،‌ به من پیشنهاد کرد پارک ملی گلستان را جزو میراث جهانی ثبت کنیم. در این اواخر هم روی دانشنامه کودکان و نوجوانان فعالیت زیادی انجام داد. هنریک مجنونیان از هیچ کاری برای ارتقای دانش محیط زیست دریغ نمی‌کرد و در این زمینه فعالیت‌هایش را به شکل مطلوب انجام می‌داد. جای او خالی است و امیدوارم دوستان و دانشجویانش به گونه‌ای حرکت کنند که راه او را ادامه دهند و قدم‌‌های موثری برای بهبود محیط زیست این سرزمین بردارند.

| باریس مجنونیان |

| استاد بازنشسته دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران |

برای دیدن برادرم وقت می‌گرفتم

برای من نوشتن از کسی که دانشجویان و دوستان و نزدیکانش او را به عنوان معلم عشق می‌شناسند، خیلی هم راحت نیست. هنریک یک معلم مادرزاد بود، سرشار از عشق به همنوع، محیط زیست و طبیعت کشورش. کشوری که او نه تنها مردم و طبیعتش، بلکه فرهنگ غنی و رنگارنگش، ادبیاتش، شاعرانش، نویسندگان و هر آنچه که به آن غنا می‌بخشید را صمیمانه دوست داشت و چون تشنه‌ای برای شناخت تقریبا به همه نقاط آن سر کشید و بیشتر مکتوبات قدیم و جدید آن را در نوردید. شاهد این موضوع وسعت و غنای کتابخانه‌اش بود که یک بار در حدود بیست سال قبل خریداران کتاب برای خرید کتاب‌های آن مبلغ بیست میلیون تومان پیشنهاد خرید داده بودند ولی او که تقریبا همه آن کتاب‌ها را خوانده بود و نیاز به تجدید آن با کتاب‌های جدید داشت همه را یک جا برای استفاده دانشجویان و علاقمندان به کتابخانه آموزشکده محیط زیست بخشید ولی کتابخانه خودش خیلی زود دوباره با کتاب‌های متنوع جدید و تالیفات خودش پر شد.
هنریک مجنونیان علاوه بر تخصص خود در زمینه محیط زیست و منابع طبیعی و تنوع زیستی به کسب آخرین دستاوردهای علم و دانش در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و ادبی کشورش به شدت علاقمند بود و نتایج شناخت و مطالعات خود از طبیعت، محیط زیست، پوشش گیاهی، جانوری و همینطور منابع انسانی و …را به صورت مقالات بی شمار، کتاب، دستورالعمل و راهنما تالیف و ترجمه کرده و بدون چشم داشتی در اختیار عموم قرار داده است.
با بیش از شصت جلد کتاب تالیفی و ترجمه که قسمت اعظم آن امروزه در اکثر دانشگاههای کشور به عنوان کتب کلاسیک و پایه تدریس می‌شود، هنریک عملا نقش خود را برای ترویج علم برای نسل‌های حتی بعد از وفاتش هم تعمیم داده است. چه عاقبت به خیری بهتر از این برای یک معلم عاشق. عشق به آموختن و بخشیدن و انتقال آموخته‌ها بدون هیچ چشم داشتی به دانشجویان و نسل جوان فرهیخته آنچنان برای هنریک اهمیت داشت که بعد از بازنشستگی هم در خانه‌اش به روی همه دانشجویان باز بود. دانشجویان جوان، علاقه‌مند و باانگیزه از اقسا نقاط کشور با آگاهی از نوشته‌ها و کتاب‌های بی‌شمارش پرسان پرسان خانه او را یافته و برای سیراب شدن از دانشش با او ارتباط می‌گرفتند. در خانه او عملا برای تمام دانشجویانی که علاقه‌مند و عاشق تحصیل علم بودند باز بود، به طوری که من که برادر او بودم اکثرا برای گرفتن وقتی آزاد برای خودم مشکل داشتم. سازمان حفاظت محیط زیست کشور با داشتن کارشناس و محقق تاثیرگذاری در این سطح که کتاب‌هایش سالیان سال به عنوان کتب کلاسیک و پایه برای دروس متنوع محیط زیست، علوم گیاهی و جانوری و حفاظت محیط و غیره در دانشگاه‌های کشور تدریس خواهد شد باید افتخار کند و برای بزرگداشت او اقدامی‌در خور انجام دهد که تا کنون دیده نشده است. البته نه بخاطر استاد هنریک مجنونیان که او در زمانی که در قید حیات بود هم هیچ وقعی به این چیزها نمی‌گذاشت و از مطرح شدن و در صحنه بودن به شدت منزجر بود، بلکه به خاطر تشویق و ایجاد انگیزه در جوانان کشور تا راه او را تداوم بخشند. انشاالله.

| آیدین پورخامنه |

| روزنامه‌نگار|

کاش بیشتر می‌آموختیم

می‌گفت همیشه بهترین کاری را که از دستت بر می‌آید بکن. به اینکه چقدر حقوق می‌گیری یا سواد و حتی شعور کسی که برایش کار می‌کنی، کاری نداشته باش. حرفش درست و دقیق است؛ همچنین این حرف جامعیت دارد. شرایط روز، نمایشگر کنش جمعی است که بهترین کاری را که از دستشان برمی‌آید، انجام نمی‌دهند. البته که عمل به این حرف بسیار دشوار است، در پی‌اش مسئولیت زیادی بر دوش آدمی نهاده می‌شود.
هنریک مجنونیان نامی است که در بودنش مسئولیت‌پذیری را برای شاگردان و دوستانش به تصویر کشید. در نبودش این سوال شکل می‌گیرد که تا چه اندازه توانستیم به آموخته‌های خود عمل کنیم؟ دو سال است که فقدانش دوستدارنش را آزرده خاطر می‌کند، گاه شاهد رویدادهایی می‌شویم که شاید بهترین کاری نبود که آن‌ها می‌توانستند، انجام دهند. کافی است که یک سوال از خود بپرسیم، از او چه دیدیم و به یاد بیاوریم که چگونه می‌زیست.
هرچه داشت، از علم و آگاهی تا کتاب و نوارهای کاست کمیاب همه را در اختیار شاگردان و دوستانش می‌گذاشت. بارها شاهد بازگردانده نشدن کتاب‌ها، مقاله‌ها و دیگر وسایلی که به امانت می‌داد، بودم. گاهی هم بودند افرادی که بدون اطلاع او کتاب یا سی.دی فیلمی را می‌بردند و مجنونیان زمانی متوجه این فقدان می‌شد که می‌خواست آن کتاب یا فیلم را به دیگری هدیه دهد یا به امانت بسپارد. شاید همین رفتار است که این روزها ادامه دارد و وقتی نزدیکانش از هم‌فکری او بی‌بهره شدند، نمی‌توانند بهترین کاری را که مسئولیتش را برعهده دارند، انجام دهند.
هم‌فکری با فردی که تجربه زیسته فراوان داشت، برای کاهش اشتباه و برداشتن قدم‌های درست در زندگی، کمک بزرگی بود. دانش هنریک مجنونیان محدود به محیط زیست نبود، موسیقی، کتاب‌، فیلم‌ مستند، نقاشی، مجسمه‌سازی و در کل فرهنگ، اجزای زندگی‌اش بودند و در تمام این حوزه‌ها دوستانی داشت که هر کدام بهترین‌های فرهنگی بودند و هستند. مجنونیان پل ارتباطی این حوزه‌ها با یکدیگر بود؛ بی‌دریغ از دوستی خود، دوستی‌های دیگر می‌ساخت.
زندگی خیلی زود او را از دوست‌دارانش گرفت. آموختنی‌های بسیاری بود که باید درک می‌کردیم. محیط زیست و فرهنگ هنوز ناگفته‌های زیادی دارد که برای روشن شدنش نیاز به دیدگاه او داریم. یکی از این موارد احترام به حقوق دیگران است، دشوارتر از آن، احترام به حقوق افرادی است که در میانمان نیستند، باید زمان بیشتری برای استفاده از نظرهایش داشتیم.
بارها شاهد بودم، افرادی را که دوره‌ای زندگی را برایش سخت کرده‌ بودند، به سادگی می‌بخشید و راهی برای اتفاق‌های خوب می‌ساخت. وقتی به گفته‌ها و نصیحت‌های استاد فکر می‌کنم، شاید نوشتن این سطرها نشان‌دهنده این باشد که من هم شاگرد مسئولی در برابر آموزه‌هایش نبودم، زیرا همیشه مخالف نوشتن چنین محتوایی بود.

| کیانوش داودی |

| مسئول تدوین و اجرای طرح مدیریت مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط‌زیست |

توران، باب آشنایی من با استاد
اولین برخورد من به پاییز 1374 برمی‌گردد. برای بررسی و تعیین و نهایی کردن محدوده یک پنجم امن مجموعه توران (پارک ملی،‌ و پناهگاه حیات وحش و منطقه حفاظت شده) فعلی که در آن زمان تنها شامل عناوین و محدوده‌های پناهگاه حیات وحش و حفاظت‌ شده بود،‌ به ملاقا‌ت‌شان رفتم. آن زمان کارشناس اداره کل حفاظت محیط زیست سمنان و در حوزه محیط زیست طبیعی مشغول کار بودم. تعیین محدوده امن توران به جهت کریدور عبوری عشایر و دامداران از پل احمدآباد واقع در میانه منطقه و نیز وجود شترهای سرگردان و همچنین ارزش‌های اکولوژیکی در بخش شمالی حدفاصل جاده ترانزیت عباس‌آباد تا جاده احمدآباد که به صورت کمربندی منطقه توران را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کرد که هر دو بخش از دو شاخ عباس‌آباد تا چشمه عزیز و از ماجراد تا حوالی زمان‌آباد زیستگاه‌های گورخر، یوزپلنگ،‌ زاغ بور،‌ هوبره،‌ پلنگ، قوچ و میش،‌کل و بز از گونه‌های شاخص و بارز منطقه را شامل می‌شد از حساسیت‌های ویژه‌ای برخوردار بود. لذا بنا به ضرورت، جهت مشورت به عنوان نماینده از سوی اداره به سازمان مرکزی حفاظت محیط زیست که آن زمان در خیابان استاد نجات‌الهی (ویلا) قرار داشت رفتم. پس از پرس و جو ایشان را به همراه گروهی کارشناس دیدم که دور یک میز بزرگ مشغول بررسی نقشه یکی از مناطق سازمان بودند. محوریت صحبت‌ها و دفاعیات از معرفی منطقه‌ای جدید تحت یکی از عناوین مناطق چهارگانه حکایت داشت. ضمن معرفی خودم و دلیل حضورم از ایشان درخواست وقت بررسی روی منطقه توران را کردم. ایشان در اوج مشغله کاری با متانت تمام و خوشرویی مرا پذیرا شد. با سئوالات دقیق که نشان آشنایی ایشان با زیستگاه‌ها،‌ کریدورها،‌ عادات و … گونه‌های بارز منطقه و نیز شرایط اکولوژیکی و حساسیت‌های منطقه نظیر چشمه‌ها و منابع آبی منطقه می‌شد توضیحات و توجیهات بنده که در واقع حاوی نظرات کارشناسی اداره کل استان سمنان بود را شنید. در ادامه ضمن بررسی برخی تغییرات در محدوده انتخابی، ادله کارشناسی کاملا تخصصی را ارائه و مطالب بسیار ارزنده‌ای فرمودند که در نهایت منجر به نهایی شدن محدوده امن منطقه توران گردید. در آن سال‌ها هنوز زون‌بدنی مناطق به سیاق فعلی مطرح نبود و تعیین و تثبیت آن بسیار حائز اهمیت و ارزشمند بود.
در مدت زمانی که بیش از دو ساعت طول کشید با آنکه اشراف لازم و کافی به منطقه توران داشتم و به قولی تمام منطقه را پیمایش نموده بودم و با تمام منطقه آشنا بودم تحت تاثیر استاد قرار گرفتم. توضیحات استاد مجنونیان به گونه‌ای بود که نشان از تسلط دقیق ایشان بر منطقه داشت و مطالب‌شان را آموزنده یافتم. همواره وقتی یادی از ایشان در جمعی می‌شود ناخودآگاه اولین جلسه کارشناسی‌ام با ایشان در خصوص محدوده امن توران را به خاطر می‌آورم و درس‌آموخته‌هایم از استاد گرانقدر را.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

| سید محمود قاسمپوری |

| عضو هیات علمی‌دانشگاه تربیت مدرس |

شهروند شایسته زمین

به اتفاق استاد گرامی ‌آقای دکتر کیابی با یک جعبه شیرینی دانمارکی به منزل هنریک عزیز رفتیم. با دکتر دوستی دیرینه و صمیمی ‌داشت و همواره شوخی‌هایی بین‌شان رد و بدل می‌شد. خطاب به دکتر گفت: بهرام! نکنه باز هم شیرینی احمقانه خریدی؟ این لفظی بود که برای شیرینی‌های خشک و بدون خامه به کار می‌بست. از استاد اجازه خواستم عکسی بیندازیم که با خوشرویی پذیرفت و گفت: این دوربین‌های بشور و بپوش عکس‌های خوبی هم می‌گیرند (اشاره به دوربین‌ دیجیتال سونی).
نوشتن در مورد زنده‌یاد هنریک، معلم عشق، هم آسان است و هم سخت. صدها دانشجو با ایشان خاطراتی دارند که همه‌اش شنیدنی است که نوشتن آن آسان و شیرین می‌نُماید. اما در عین حال چنین قلم زدنی سخت، چون هنریک رفت و جایی در ذهن‌ها نشست که دست‌ یافتنی نیست. بدون تعارف، دوستان نزدیک او که میراث معلمی‌ و نهادینه شدن باورهای حفاظت محیط زیست در آنها رهاورد شاگردی کردن در مکتب او و تفکر آزاد اندیش او بوده، به مراتب از هر کسی برای نوشتن سزاوارترند. اما به هرحال منِ کمترین، خطر کردم تا به یاد چند درس شاگردی کردن این سطرهای کوتاه را بنویسم آن هم با نگاهی باریک از زاویه‌ای کوچک به زندگی این بزرگ‌مرد.
نزدیک به سه دهه است که در دانشگاه با دانشجویان تحصیلات تکمیلی سروکار دارم. سال‌هاست این پرسش، عجولانه در ذهن برخی دانشجویان کمال‌گرا وجود دارد و تبدیل به یک سوال پرتکرار شده: روی چه چیزی کار کنیم که هم ساده باشد و هم در پایان از دل آن کار مقالات متعددی بیرون بیاید! به همین خاطر چند سال است که اولین جلسه درس روش تحقیق را به ناچار اینطور شروع می‌کنم: یک تحقیق خوب الزاما نوشتن مقاله و نمایه شدن نام‌تان در شاخص‌های بین‌المللی نیست، پس برای یک کار خوب به شناسایی و ادراک کافی از یک مساله نیازمندیم و همینطور مطالعه بسیار، چون این نمایه‌ها هر چند معتبر بعضا ما را از هدف باز می‌دارد. بیان مساله‌ای که در کتب و مقالات فارسی هنریک وجود دارد بسیار قوی، استخوان‌دار و مبتنی بر ضرورت دیده می‌شود.
خوشبختانه همچنان انتظار می‌رود ورودی‌های جدید دانشگاه نام هنریک را شنیده باشند. می‌شود از آنان خواست نام او را به انگلیسی در سرویس‌های علم‌سنجی جستجو کنند و اعداد اچ-ایندکس و ارجاعات ایشان را استخراج و ارائه کنند. آنها چیزی نخواهند یافت. آیا هنریک از اینها بی‌اطلاع بود؟ خیر، به هیچ وجه. آیا برای آنها وقعی قایل بود؟ باز هم با تحکم بیشتر: به هیچ وجه! هنریک عزیز کپی برابر اصل خودش بود. این ویژگی متمایز ایشان بود که او را به مجموعه‌ای از بهترین صفات تفضیلی منتسب می‌کرد. در دوره و زمانه مال‌اندوزی و غوغاسالاری، زندگی کردن با عشق به طبیعت میهن، رفتن به عرصه‌های گوناگون ایران زمین، قلم‌فرسایی کردن و به جا گذاشتن ترجمه‌ها و آثار پایه‌ای متعدد، هیچکدام کار سهل و آسانی نبود و از آن دشوارتر متعهد ماندن به علم، اخلاق و معلمی‌کردن تا روزهای آخر زندگی، کسی که به معنای واقعی معلمی‌ در خون او بود.
شاید این چند کلمه از استاد وهاب‌زاده بهترین شرح حال از زندگی پرحاصل هنریک فقید باشد: هنریک آگاه، هنریک مهربان و دوست‌داشتنی، هنریک فداکار، هنریک متعهد به کار تا دم مرگ، هنریک غریب مضاعف در خانه خویش، هنریک شهروند شایسته زمین، چه خسارتی.
روحش شاد و یادش تا ابد در دل‌ها گرامی.

| زهرا قلیچی‌پور |

| عضو هیئت علمی گروه محیط زیست دانشگاه حکیم سبزواری |

آموزگار عشق
دامنه تأثیرگذاری بعضی انسان‌ها صرفاً به زمان حضور فیزیکی آنها در این دنیا محدود نمی‌شود. این امر در مورد استاد هنریک مجنونیان به کمال صدق می‌کند. با وجود اینکه دومین سال از فقدان کالبد خاکی‌اش را به پایان می‌رسانیم همچنان اندیشه او در بنیان حفاظت از طبیعت ایران جاری است و این جریان همچون اندوه نبودنش کماکان تداوم خواهد داشت. استاد مجنونیان به حق پایه‌گذار علم حفاظت نوین و مدیریت مناطق حفاظت شده در ایران است. بسیاری از اولین‌ها در زمینه مدیریت مناطق تحت حفاظت با نام هنریک مجنونیان همراه هستند. از جمله اولین دستورالعمل تهیه طرح مدیریت مناطق تحت حفاظت که در کتابچه‌ای تحت عنوان نشریه 257 از سوی سازمان برنامه و بودجه در سال 1381 توسط او و تیم همکارش با نظارت دکتر مجید مخدوم تدوین و مبنایی برای تهیه سایر دستورالعمل‌های مربوط به مدیریت مناطق تحت حفاظت در سازمان محیط زیست شد. محدوده امن که کماکان در تمام مناطق تحت حفاظت فاقد یا دارای طرح مدیریت توسط محیط‌بانان و مردم محلی به عنوان پهنه حفاظت شدید به رسمیت شناخته می‌شود ایده‌ای بود که استاد مجنونیان با توجه به موقعیت تضعیف شده سازمان محیط زیست در دهه 60 ، برای حفظ زیستگاه‌های حساس و بکر مطرح کرد. برای اولین بار مفهوم ذخیره‌گاه زیستکره را در ایران معرفی و برای ذخیره‌گاه‌های انتخاب شده در ایران برنامه مدیریت تدوین کرد و کتاب «ذخیره‌گاه‌های زیستکره» را نوشت تا اصول انتخاب و مدیریت این مناطق را ارائه کند.
نزدیک به 60 عنوان کتاب ارزشمند استاد مجنونیان با محور اصلی حفاظت و موضوعات متفاوت هنوز هم در زمره معتبرترین منابع تخصصی مورد استفاده کارشناسان و دانشجویان و فعالان محیط زیست به شمار می‌آیند. این کتاب‌ها از بنیادی‌ترین مفاهیم تا کاربردی‌ترین دستورالعمل‌ها را در بر می‌گیرند و موضوع هر کدام از آنها با وسواس و دقت و بر مبنای نیاز روز جامعه درگیر با حفاظت انتخاب شده‌اند. آخرین کتابش که شوربختانه با تمام اشتیاق نتوانست شاهد چاپ و انتشارش باشد کتاب سه جلدی پارک‌های ملی و سایر مناطق حفاظت شده ( همراه با دستورالعمل‌های علمی‌– فنی) است که بخش دستورالعمل‌­های آن از مفیدترین و کاربردی‌ترین دستورالعمل‌های گردآوری و تدوین شده در ارتباط با مناطق تحت حفاظت است و برای سال‌ها می‌تواند مورد استفاده متخصصان و دست اندرکاران حفاظت قرار گیرد.
استاد مجنونیان تا آخرین روز زندگی پربار و ارزشمندش بی‌وقفه، مشتاق و خستگی‌ناپذیر کوشید تا اصول و دستاوردهای علم حفاظت در دنیا را به شرایط سرزمین ایران ترجمه و در اختیار دست‌اندرکاران اجرایی و علمی‌کشور قرار دهد. او گنجینه بی‌بدیلی از دانش حفاظت از محیط زیست و دانسته‌ها درباره شعر، ادبیات، موسیقی، نقاشی، تاریخ و فرهنگ بود که سخاوتمندانه دیگران را در آنچه می‌دانست شریک می‌ساخت. آموزگار اخلاق و آداب انسانی و ایرانی بود. اصول اخلاقی خط قرمزش بودند. هر بار هم کلام شدن با او به نشستن در یک کلاس درس می‌مانست. شخصیت علمی ‌بی‌نظیر و انسانیت بی‌همتای استاد هنریک مجنونیان را در یک نوشتار کوتاه به دشواری می‌توان توصیف کرد. او به راستی چنانکه دانشجویانش او را می‌خوانند آموزگار عشق بود. گویی خداوند او را برای بی‌دریغ مهر ورزیدن، برای خوبی و زیبایی خلق کردن و برای معلم بودن آفریده بود. او یک فرد نبود یک مکتب بود. مکتبی که در آن دوگانه عشق و اندیشه هم وزن هم به کار گرفته می‌شوند تا دنیا به جایی زیباتر برای زندگی انسان و دیگر مخلوقات خداوند بدل شود. نامش جاودان، راهش پر رهرو و یادش گرامی‌باد.

| حسین آبسالان |

| مدیرکل سابق حفاظت محیط زیست استان زنجان |

معتقد به حفاظت پایدار با مشارکت مردم بومی

تقریبا تمامی‌ محیط‌بانان و کارشناسان سازمان محیط زیست، سازمان منابع طبیعی، کوهنوردان، دانشجویان رشته‌های مرتبط با منابع طبیعی و محیط زیست یاد و خاطره بزرگ مرد طبیعت ایران «مهندس هنریک مجنونیان» را در ذهن دارند. در یک جمله باید گفت آنچه هم اکنون از تکه‌هایی از طبیعت ایران تحت عنوان مناطق حفاظت شده و پارک‌ها، ذخیره‌گاه‌ها مانده است، نتیجه تلاش‌های هنریک مجنونیان در شناسایی مناطق، نقشه‌برداری و تدوین قوانین مربوط به حفظ و حراست از این مناطق بوده است. همچنان که به جرات می‌توان این گزاره را بیان کرد که آنچه سواد علمی ‌و عملیِ کارشناسان محیط زیست است نتیجه شاگردی هنریک مجنونیان و استفاده از ده‌ها کتاب و مقالات تالیف و ترجمه و تدوین ایشان بوده است.
هنریک مجنونیان هیچ‌گونه چشمداشت مالی از فعالیت‌هایش برای حفظ طبیعت ایران نداشت ضمن اینکه به علت بالا بودن سطح علمی ‌معلومات و داشتن قدرت تجزیه و تحلیل مسائل مرتبط با علوم محیط زیست و منابع طبیعی، به روز ترین مطالب علمی ‌و قوانین مربوط به منابع طبیعی و محیط زیست را دارا بود. همین موضوع باعث می‌شد به روزترین اتفاقات درباره مدیریت منابع طبیعی و خصوصاً مناطق حفاظت شده و پارک‌های ملی را با توجه به عضویت در کنوانسیون‌های بین المللی مرتبط با منابع طبیعی به روش‌های مختلف برای محیط بانان، مدیران، کارشناسان سازمان‌های محیط زیست و منابع طبیعی آموزش دهد. در کنار آن تالیف و ترجمه‌ ده‌ها کتاب و مقاله ایشان به عنوان منبع و مرجع برای دانشجویان تا عالی‌ترین سطح مدیران و کارشناسان سازمان منابع طبیعی و محیط زیست تا سالیان سال قابل استفاده خواهد بود.
چندین بار افتخار استفاده از نظرات ایشان جهت استفاده از مشارکت‌های مردمان بومی ‌و محلی برای حفاظت از زیستگاه‌ها در مناطق بیابانی به ویژه پناهگاه حیات‌وحش میاندشت جاجرم را داشتم که در نهایت منجر به تالیف کتاب مشارکت مردمان بومی‌ پناهگاه حیات‌وحش میاندشت جاجرم برای حفاظت از یوزپلنگ ایرانی و تثبیت شن‌های روان استفاده شد. به خاطر دارم ایشان توضیح می‌داد که از سالیان قبل، بسیاری از کشور‌ها حفاظت از مناطق حفاظت شده را به مردمان بومی ‌و محلی واگذار کرده‌اند از این رو ایشان هم تاکید داشت که بایستی اول از همه منافع مستقیم و غیرمستقیم منابع طبیعی موجود در مناطق حفاظت شده به مردم محلی و بومی‌ این مناطق برسد. هنریک مجنونیان معتقد بودند شاید زمان لازم باشد تا برخی مردمان محلی و بومی ‌متوجه شوند که حفاظت از این مناطق، به نفع خود مردم محلی است اما وقتی متوجه این موضوع شوند، به صورت دائمی ‌مسئولیت حفظ و حراست از این مناطق را بر عهده می‌گیرند زیرا منافع اقتصادی و محیط زیستی بی‌شماری از منابع طبیعی مناطق حفاظت شده به دست می‌آورند. در کنار آن هنریک مجنونیان تاکید داشتند که مدیران منابع طبیعی و محیط زیست مدیران ‌بایستی دانش و تجربه خود را ارتقا دهند.
در پایان باید گفت اعتقاد به وجود مشارکت‌های مردمی ‌برای حفاظت و بهره‌برداری از منابع طبیعی و به‌روزرسانی معلومات علمی ‌و تجربی که در مقالات و تالیفات مهندس هنریک مجنونیان به وفور و واضح توضیح داده شده است، اصلی‌ترین راهکار برای کاهش هزینه‌های دولت برای حفاظت از منابع طبیعی، کاهش تنش‌های بین دولتمردان و مردمان بومی ‌و محلی است.

| روشنا بهباش |

| عضو هیات علمی گروه علوم و مهندسی محیط زیست دانشگاه آزاد اهواز |

استاد محیط زیستی با دید هنرمندانه
نقش و تاثیر مهندس هنریک مجنونیان بر جامعه علمی‌کشور و حفظ محیط زیست سرزمینی که بسیار دوستش می‌داشت، با توجه به سال‌ها تدریس، ترجمه و تالیف و کار اجرایی در سازمان حفاظت محیط زیست بر هیچکس پوشیده نیست. ولی آنچه به گمان من ایشان را در روابط انسانی و برای افرادی که با ایشان در ارتباط بودند، عزیز، ارزشمند و منحصربه‌فرد می‌کرد، ویژگی‌های شخصیتی خاصش بود به طوری که جای خالی نبودنش به هیچ شکلی قابل جبران و فراموشی نیست.
وقتی فردی را به عنوان دوست انتخاب می‌کرد، حد و مرزی برای بخشندگی و احساس مسئولیت نمی‌شناخت و هرچه می‌توانست از صمیم قلب انجام می‌داد. بخشندگی‌اش فقط به هدیه دادن کتاب‌های محیط زیستی یا شعر و رمان محدود نمی‌شد. وقت گذاشتن و شنوا بودن همراه با همدلی و مهربانی بسیار، مشارکت دادن نسل جوان در تدوین کتاب‌ها و ارائه راهنمایی و توصیه‌ها همراه با دلسوزی فراوان و پیگیری مداوم مواردی که در جریان قرار می‌گرفت، نمونه‌هایی از این روحیه بخشنده است.
البته که این بخشندگی و مهربانی فقط در ارتباط با افرادی که می،شناخت نبود، از موسسه‌های فعال در امور خیر و به طور کلی از هر حرکت خیرخواهانه‌ای به شکل جدی حمایت می‌کرد. علاقه همراه با شناختش نسبت به تاتر و سینما، ادبیات، هنرهای تجسمی‌ و موسیقی و با ارزش دانستن هنر، یکی دیگر از ویژگی‌های دوست‌داشتنی ایشان بود.دید هنری و توجه به زیبایی در کتاب‌هایش، طرز آموزش مطالب و نیز تشویق دیگران به داشتن فعالیت هنری نمود پیدا می‌کرد. تجربه سخن گفتن با استاد، حتی صحبت‌های عادی و روزمره، برای من دست کمی ‌از کلاس درس نداشت. چه گفتگوهای فوق‌العاده‌ای!
دامنه گسترده اطلاعات، تنوع موضوع‌های مورد بحث و شوخ طبعی ایشان، باعث می‌شد ترجیح دهید بیشتر شنونده باشید.به گمانم هنر بزرگ استاد مجنونیان این است که با وجود همه سختی‌ها، عاشقانه و سرسختانه و به زیبایی به کشور و مردمش خدمت کرد.
یاد عزیزش گرامی‌باد.

| حمید گشتاسب |

| عضو هیات علمی آموزشکده محیط زیست و مدیرکل سابق دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق |

پارک‌های ملی و مناطق حفاظت شده ایران زندگینامه استاد هنریک مجنونیان

در آستانه فرارسیدن دومین سالگرد درگذشت این استاد گرانسنگ و بنا به درخواست روزنامه«پیام ما» مبنی بر اظهارنظر در خصوص شخصیت و ویژگی‌های آن مرحوم، انتشار متنی که در آخرین اثر علمی مهندس هنریک مجنونیان تحت عنوان «پارک های ملی و مناطق حفاظت شده» به شرح زیر نگاشتم،‌ را مناسب می‌دانم:
این واپسین کتاب مهندس «هنریک مجنونیان» است. کتابی که هنریک خود پیش از چاپ آن شمع وجودش به خاموشی گرایید. سرگذشت او و این آخرین اثری که در این جهان از خود به جای گذاشت‌، انسان را بلافاصله یاد این فراز منثور از نویسنده بزرگ فرانسه،‌ پل والری می‌اندازد: «انسان‌ها نیز همچون کتاب‌ها از سه چیز آسیب می‌بینند؛‌گذر زمان،‌ خطرات محیط و چیزی که درون آنهاست». آری،‌ چیزی استثنایی در درون او بود. چیزی بی‌همتا، ناب و نام‌ناپذیر که شیوه بودنش در این جهان متراکم از اشیاء و امور را یکتا و تکین می‌‌کرد. او نوعی تکرارنشدنی از «بودن در جهان» را تجربه می‌کرد: پرکار،‌ شریف، پاکدست،‌ دانشمند،‌ رفیق،‌ معلم و البته تنها. تمام پارک‌های ملی ایران دوستانش بودند،‌ تمام مناطق حفاظت شده فرزندانش،‌ زیستگاه‌ها با او حرف می‌زدند. او زبان طبیعت را می‌فهمید و تا لحظه آخر حیاتش عاشقشان بود. به طوری که تا چند روز قبل از فوت با دست آسیب‌دیده،‌ رنج مریضی و درکوران کشتار بیماری کرونا،‌ برای نگارش این کتاب ارزشمند بی‌وقفه مطالعه، تحقیق و پژوهش و مشورت می‌کرد. برای استاد فقید هنریک مجنونیان نیازی به نگارش زندگینامه‌ای حجیم و پر طمطراق و پر تعارف و تکلف نیست. چون پارک‌های ملی و مناطق حفاظت شده ایران زندگینامه او هستند و این زندگینامه‌ای بس سترگ و غنی است. و چه نیکو زنده‌یاد ژاله اصفهانی ماندگاری انسان‌های بزرگ همچون استاد فقید را در صحنه زندگی به رخ می‌کشاند
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که بسپارند به یاد
یاد و نام او جاودان باد

«هنریک» آبروی سازمان محیط زیست بود

اوایل سال 50 زمانی که مسئولیت اداره کل محیط‌زیست استان خوزستان را داشتم هر چند وقت مقالاتی با امضای هنریک مجنونیان به دستم می‌رسید که از اولین مقالات علمی‌محیط زیست بودند که براى استان ها فرستاده می‌شدند. من هم آنها را تکثیر کرده و برای مطالعه محیط بانان به تمام ادارات شهرستان‌های استان می‌فرستادم. آن زمان روسای محیط زیست استان ها اغلب از سرهنگ‌های بازنشسته بودند و هنریک به من می‌گفت تو تنها کسی هستی که این مقالات را خوانده و مرا تشویق به ادامه آن می‌کنی. بعدتر ارتباطم با او بیشتر شد و در سفری که به تهران داشتم هنریک را از نزدیک دیدم. به نظر من او بین کارشناسان یک سر و گردن از دیگران بالاتر بود، این امر به ویژه در شعور اجتماعی و مطالعات غیرمحیط‌زیستی خود را نشان می‌داد.

او کتاب‌های زیادی را به من معرفی می‌‌کرد،‌ نمونه آنها «دن آرام» شولوخوف یا «خوشه‌های خشم» اشتاین‌بک و کتا‌ب‌هاى دیگرى مانند: الوداع گل سارى و رویاى ماده‌گرگ بود که در سفر‌هایم به تهران آنها را تهیه مى‌کردم.
هنریک کمى گرایش‌هاى سوسیالیستى داشت و این تمایل از زندگی‌اش ناشی می‌شد. پدر او در یکی از شهرستان‌های کوچک آذربایجان غربی رستوران کوچکی داشت که هنریک برای سال‌ها به گفته خودش در آن گارسون بود و همزمان درس هم می‌خواند. مادرش که او را ازنزدیک مى شناختم و به نظر من بهترین و فداکار‌ترین مادر دنیا بود تمام تلاش خود را کرد تا بچه‌ها را رشد داده و به دانشگاه برساند،‌ با تلاش او بود که هم هنریک و هم برادرش به دانشگاه رفتند. او در دوره فوق‌لیسانس شاگرد اول بود و می‌توانست با بورسیه‌ای که به او تعلق می‌گرفت به آمریکا برود،‌ حتی در آنجا خانه‌ای هم به هنریک می‌دادند. همان وقت‌ها خانمی از اداره‌‌ای که به کار دانشجویان بورسیه‌ای رسیدگی می‌‌کرد مدام با او تماس می‌گرفت و هنریک هر بار بهانه‌ای می‌آورد. آن خانم به او التماس می‌کرد که این موقعیت را از دست ندهید و هنریک در نهایت زیر بار نرفت. دست آخر در ایران ماند و ما فهمیدیم او نمی‌خواست پدر بیمارش را ترک کند،‌ استدلالش هم این بود که پدرم به من احتیاج دارد. هنریک انسانی بسیار عاطفی بود و به همه از جمله محیطبانان و دانشجویانش کمک می‌کرد. او یکی از بهترین اساتید آموزشکده و دانشکده‌هاى محیط‌زیست بود و اگر یک ساعت کلاس داشت‌، کلاسش دو تا سه ساعت طول می‌کشید و همه با رغبت به صحبت‌های او گوش می‌دادند و با هم بحث و گفت‌‌وگو مى‌کردند. البته گاهی هم عصبانی می‌شد و انتقادهای خود را به صراحت می‌گفت.
پس از انقلاب من هم به تهران آمدم و در سازمان حفاظت محیط‌ زیست همکار هنریک شدم. بیشتر ماموریت‌ها را با هم می‌رفتیم و در یک تیم بودیم. همراه با او و بیژن فرهنگ دره‌شوری و بهرام زهزاد و بهرام کیابی بود که مجموعه‌ای از کارهای تحقیقاتی در سیستان و بلوچستان،‌ هرمزگان و… را انجام دادیم. آن روزها،‌ روزهای خوبی بود که در کنار هنریک گذشت. در اغلب ماموریت‌ها کنار هم بودیم و من از مصاحبت و همراهی او لذت می‌بردم. نمونه‌اش ماموریتی که سال 60 به جزیره اشک دریاچه ارومیه رفتم و هنریک هم قرار شد در زنده‌گیری گوزن زرد به من کمک کند. گوزن‌ها را گرفتیم و شب تا صبح را رانندگی کردیم و با رسیدن روز با قایق به جزیره رفتیم تا گوزن‌ها را رها کنیم.
او با اینکه جزو اقلیت‌ها بود حتی پس از انقلاب نیز در جلسات صراحت لهجه خود را فراموش نکرد و حرف خود را خیلی شفاف می‌گفت. با وجود این روسای سازمان چون به او نیاز داشتند به او احترام زیادی می‌گذاشتند از آن رو که هنریک دانش‌ و فهم محیط‌زیستی بالایی داشت. او همچنان به جلسات به نمایندگی از سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌رفت و هر جا مدیران نمی‌توانستند کاری را پیش ببرند هنریک را به نمایندگی از خودشان می‌فرستادند. اگر بخواهم او را در یک جمله توصیف کنم باید بگویم هنریک آبروی سازمان حفاظت محیط زیست بود.

تلاش دوباره برای احیای برجام

پیام ما | هم‌زمان با تحولات جدید برجامی این و آن سوی مرزهای ایران، ابراهیم رئیسی در جریان نشست هفتگی هیات دولت که همزمان با سالروز آغاز به کار دولت برگزار می‌شد، به برجام، مذاکرات هسته‌ای و حتی بحث رفع تحریم‌های اقتصادی ناشی از بن‌بست پرونده هسته‌ای هیچ اشاره‌ای نکرد. این در شرایطی است که سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و نماینده اتحادیه اروپا از سفر مذاکره‌کنندگان ارشد ایران و 4+1 به وین و ازسرگیری مذاکرات خبر داده‌اند.

 

یک سال پیش در چنین روزهایی بود که دولت سیزدهم با برگزاری مراسم تحلیف و تنفیذ ابراهیم رئیسی، رسماً آغاز به‌کار کرد. دولتی برآمده از جریانی که ۸ سال پیش از به دست گرفتن قدرت، از راهبرد و رویکرد دیپلماتیک دولت روحانی در مواجهه با پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی انتقادهای تند و تیزی کرده بود. ابراهیم رئیسی و همراهانش به‌خصوص در ماه‌های منتهی به انتخابات ۱۴۰۰، از هر فرصتی برای نقد رویکردهای دولت قبل استفاده کردند. چنان‌که ابراهیم رئیسی بارها در مبارزات انتخاباتی، افزایش نسبی تورم در ۲، ۳ سال پایانی عمر دولت و به‌خصوص پس از خروج دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای را به همان رویکرد اعتدالی و مبتنی‌بر تعامل و گفت‌وگو با جامعه جهانی این دولت نسبت می‌داد و می‌گفت حسن روحانی و یارانش، اقتصاد مملکت را به رویکرد دیپلماتیک خود گره زده و معیشت ملت بی‌گناه را نیز به گروگان گرفته است؛ رویکردی که رئیسی می‌گفت برای تغییرش به میدان آمده و اگرچه مذاکره را مردود نمی‌داند اما اولاً این گفت‌وگوهای دیپلماتیک را به معیشت ملت گره نخواهد زد و ثانیاً با توسعه روابط دیپلماتیک با همسایگان و کشورهای منطقه یا در یک کلام با راهبرد «نگاه به شرق» در سیاست خارجی، مسیر را برای رونق تجارت و اقتصاد مملکت نیز فراهم خواهد کرد. آن‌هم بی آن‌که نیازی غرب و توافق با آنان بر سر پرونده هسته‌ای داشته باشد و نیز بی آن‌که تحریم‌های ناشی از همین فعالیت‌های هسته‌ای، اندک تاثیری بر کار اقتصادی دولت و وضع معیشتی ملت بگذارد و کوچکترین خللی در مسیر سراسر رشد و رونق و گشایش اقتصاد و معیشت ایجاد کند. تا آن‌جا که در آن نخستین نشست خبری خود پس از انتخابات _ که درعین‌حال آخرین نشست خبری او تاکنون نیز هست_ در یکی از کوتاه‌ترین پاسخ‌هایی که شاید جهان از یک رئیس‌جمهوری به یاد دارد، «احتمال مذاکره مستقیم با رئیس‌جمهوری دموکرات ایالات متحده برای رفع‌تحریم‌ها و احیای برجام» را با بیان تنها یک کلمه رد کرد و گفت: «خیر!»
او دیروز در جریان نشست هفتگی هیات دولت که همزمان با فرارسیدن سالروز آغاز به کار دولتش برگزار می‌شد، از این هم فراتر رفت و درباره «برجام»، «مذاکرات هسته‌ای» و «رفع تحریم‌ها» سخن نگفت. آن هم در روزهایی که شاید اگر تنها قرار به فهرست کردن سرخط اخبار برجامی باشد و صرفاً بخواهیم در حد اشاره به تحولات داخلی و جهانی مرتبط با پرونده هسته‌ای و برجام ظرف ۴۸ ساعت گذشته بپردازیم، احتمالاً ناچاریم باقی موضوعات و اخبار سیاسی داخلی و خارجی این ۴۸ ساعت را کنار بگذاریم و تمامی این یک صفحه روزنامه را به موضوع برجام اختصاص دهیم.

باشگاه خبرنگاران جوان در گزارشی از «جزئیات تازه‌ای» خبر داده که این خبرگزاری وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی از آن به‌عنوان «برجام جدید» یاد کرده است. برجامی که البته ظاهراً «همان متنی است که اسفندماه ۱۴۰۰ نهایی شده» و «امضای ۶ کشور پای آن، منتظر ارائه تضمین‌های آمریکا به ایران و اعلام خبر توافق از سوی اتحادیه اروپا و ایران بود»؛ تفاهمی که محمدجواد ظریف در ماه‌های پایانی دولت حسن روحانی به آن دست یافت

«ادامه اعلام‌موضع سران کشورهای جهان درباره برجام در دهمین کنفرانس بازبینی پیمان منع اشاعه هسته‌ای در سازمان ملل»، «توییت نماینده اتحادیه اروپا در مذاکرات احیای برجام درخصوص ازسرگیری این مذاکرات و سفر مذاکره‌کنندگان ایرانی و غیرایرانی به وین»، «تایید این خبر درمورد سفر علی باقری‌کنی و هیات مذاکره‌کنندگان ایران»، «تاکید رئیس و سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران بر صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای جمهوری اسلامی و پافشاری بر احقاق حقوق هسته‌ای ایران»، «رونمایی از دستاوردهای جدید هسته‌ای جمهوری اسلامی در روزهای پیش‌رو»، «تاکید سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا بر عدم موافقت بایدن با رفع‌تحریم و حذف نام سپاه از فهرست سازمان‌های تروریستی»، «بیانیه جدید وزارت خزانه‌داری ایالات متحده درخصوص نقض تحریم‌های آمریکا ازسوی شرکت هواپیمایی ماهان و تاکید بر مصادره هواپیمای باربری ونزوئلایی که در آرژانتین متوقف شده»، «تاکید سفیر ژاپن در تهران بر کاهش حجم مبادلات اقتصادی این کشور پیرو تحریم‌هایی که وزارت خزانه‌داری امریکا در ۶ بند صادر کرد»، «گفت‌وگوی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و مدیرکل بخش کنترل تسلیحاتی وزارت خارجه چین درباره پرونده هسته‌ای ایران»، «مذاکرات مشابه وزیران خارجه عراق و عربستان سعودی با وزیر خارجه فرانسه» و «تاکید چند نفر از نمایندگان مجلس انقلابی بر عدم نرمش در مذاکرات هسته‌ای» و البته «اظهارات اخیر فرمانده‌کل سپاه درخصوص توان موشکی جمهوری اسلامی و ۱۰۰ هزار موشکی که به‌گفته سردار سلامی هم‌اکنون در لبنان آماده شلیک هستند»، بخشی از تحولات و خبرهایی است که تنها در حدود ۲۴ ساعت اخیر روی خروجی خبرگزاری‌ها و منابع خبری قرار گرفته است. در روزهای گذشته دست‌کم سه مقام ارشد کشور ازجمله روسای شورای راهبردی سیاست خارجی و سازمان انرژی اتمی از توان جمهوری اسلامی برای ساخت سلاح هسته‌ای سخن گفته و البته تاکید کردند که به‌موجب فتوای رهبر انقلاب، ایران به این سو نخواهد رفت. هرچند همین دیروز یکی از نمایندگان مجلس انقلابی در سخنانش در راستای حمایت از راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی در مذاکرات احیای برجام، تا آن‌جا پیش رفت که از احتمال تغییر فتوای رهبری در صورت صلاحدید ایشان نیز سخن گفت.

محمدرضا صباغیان که در ردیف نمایندگان تندروی مجلس یازدهم قرار نمی‌گیرد، دیروز در تذکری در صحن علنی مجلس گفته است: «دشمن بداند اگر گستاخی و تهدید آن ادامه یابد، در زمینه سلاح هسته‌ای که زورگویان دارند، از رهبر معظم انقلاب اسلامی خواهیم خواست که اگر صلاح بدانند استراتژی و فتوای ساخت سلاح هسته‌ای تغییر یابد و این برای جوانان ایرانی بسیار آسان خواهد بود.»

در حالی که رئیس و سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران با تاکید بر صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای جمهوری اسلامی و پافشاری بر احقاق حقوق هسته‌ای ایران، از رونمایی از دستاوردهای جدید هسته‌ای جمهوری اسلامی در روزهای پیش‌رو خبر دادند، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا بر عدم موافقت بایدن با رفع‌تحریم و حذف نام سپاه از فهرست سازمان‌های تروریستی تاکید کرد

این مواضع در حالی مطرح می‌شوند که در آستانه برگزاری دور تازه مذاکرات احیای برجام در وین، باشگاه خبرنگاران جوان در گزارشی از «جزئیات تازه‌ای» خبر داده که این خبرگزاری وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی از آن به‌عنوان «برجام جدید» یاد کرده است. برجامی که البته ظاهراً همان‌طور که ماه‌هاست به‌طور غیررسمی و تلویحی عنوان شده، «همان متنی است که اسفندماه ۱۴۰۰ نهایی شده» و «امضای ۶ کشور پای آن، منتظر ارائه تضمین‌های آمریکا به ایران و اعلام خبر توافق از سوی اتحادیه اروپا و ایران بود»؛ تفاهمی که محمدجواد ظریف در ماه‌های پایانی دولت حسن روحانی به آن دست یافته بود. حالا این‌طور که پیداست این یک سال وقفه در امضای توافقی که بسیاری از ناظران معتقدند اگر ظرف چند روز آینده و در مذاکراتی که به‌زودی در وین برگزار می‌شود، نهایی نشود، احیای دوباره آن در فرصتی دیگر دور از ذهن به نظر می‌رسد.

برخورد قضایی در صورت اثبات ترک‌فعل در مدیریت سیل

نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه محلی بود برای صحبت‌های مسعود ستایشی درباره پرونده‌هایی که در هفته گذشته بیش از سایر مسائل و موضوعات افکار عمومی و اصحاب رسانه را به خود مشغول کرده است. سخنگوی دستگاه قضایی که در این نشست خبری از آخرین وضعیت حمید نوری و اسدالله اسدی سخن گفت و خواستار بازگشت این دو تبعه ایرانی به کشور شد، در پاسخ به پرسشی درباره احتمال بازگشت خاوری به کشور گفت که به دلیل عدم همکاری کانادا، این مهم دست‌کم تاکنون محقق نشده است. مسعود ستایشی همچنین به صدور حکم حبس 5 ساله برای فرزند مصطفی میرسلیم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نماینده تهران در مجلس یازدهم به‌اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خبر داد.

سخنگوی دستگاه قضایی که در این نشست خبری از آخرین وضعیت حمید نوری و اسدالله اسدی سخن گفت و خواستار بازگشت این دو تبعه ایرانی به کشور شد، در پاسخ به پرسشی درباره احتمال بازگشت خاوری به کشور گفت که به دلیل عدم همکاری کانادا، این مهم دست‌کم تاکنون محقق نشده است

مسعود ستایشی که ابتدا به ارائه گزارشی در خصوص سیل اخیر پرداخت، گفت: «بر اساس آخرین گزارش‌ها ۷۸ فوتی و ۱۶ مفقودی و ۳۶ مصدوم حاصل سیل بوده است.» سخنگوی دستگاه قضایی همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به لایحه انتقال محکومان بین ایران و بلژیک و اینکه آیا قوه قضاییه در راستای تبادل زندانی بین ایران و بلژیک تقاضایی برای اسدالله اسدی داشته، گفت: «آقای اسدی از ماموران دیپلماتیک ایران و در وین بودند و براساس مقررات واجد مصونیت سیاسی بودند.» او با اعتراض به صدور حکم حبس 20 ساله علیه اسدی در دادگاه بلژیک، درباره مصوبه اخیر مجلس درمورد تبادل محکومان ایران و بلژیک گفت: «ما آن را به فال نیک می‌گیریم تقاضا داریم چون محکومیت آقای اسدی بدون عرف بین‌المللی و غیرقابل قبول و مخدوش دفاع صورت گرفته، لذا استرداد ایشان را می‌خواهیم و ان‌شاءالله این مطالبه محقق شود. بحث تبادل هم فعلا در دستورکار نیست.» او درباره حمید نوری نیز گفت: «نسبت به آقای نوری تلاش‌ها انجام می‌شود و در عرصه بین‌المللی و دولت و در قوه قضاییه پیگیری می‌شود ولی بدانید اینها تحت کنترل گروه‌های تروریستی هستند و باید به خودشان بیایند و حق را اعمال کنند که ادعای حقوق بشر دارد.»
ستایشی همچنین در پاسخ به سوالی درباره پرونده مهدی میرسلیم و اینکه آیا اتهامش جاسوسی است، گفت: «آقای میرسلیم به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور به 5 سال حبس محکوم شده و تاریخ شروع اجرای مجازاتش مشخص است. براساس مقررات محکومیت ایشان اجرا شده و ما تکلیف به اجرای قانون داریم. مگر می‌شود برای اجرای قانون تبعیض قائل شویم و قطعا تبعیضی در رسیدگی نداریم. در این ایام از مرخصی استفاده کرده و غیبت هم داشته و ایشان به مرخصی آمده و مطابق مقررات بوده و در مورد غیبت هم بر اساس مقررات اتخاذ تصمیم شده است.» او گفت: «ایشان در زندان است و تحمل کیفر می‌کند و در اثنایی که مرخصی بوده و ناراحتی داشته و ابراز بیماری کرده به واحد درمانی معرفی شده و پزشکی قانونی برای ادامه حبس شرایط او را فراهم دانسته است.» او در پاسخ به سوالی در رابطه با ترک فعل مسئولان در سیل اخیر گفت: «نسبت به موضوعاتی که مطرح شده بر اساس گزارشی که توسط ریاست‌کل دادگستری استان فارس در رابطه با سیل استهبان ارائه شد، ریاست حوزه قضائی استان به موضوع ورود کردند و سازمان مدیریت بحران کشور هم بر این موضوع اذعان دارد. هماهنگی و همدلی موجب شده که آلام و گرفتاری‌ها کم شود اما رسیدگی‌ها جای خود را دارد. پرونده‌ای در رابطه با سیل مطرح شده تا قصور یا تقصیر یا ترک فعل‌های احتمالی بررسی شود. شعبه‌ای در مرکز استان پیگیری‌های لازم را انجام می‌دهد. اگر ترک فعل احراز شود بلادرنگ اطلاع‌رسانی انجام می‌شود.» او درباره محتوای اتهامات تبعه سوئدی بازداشت شده در ایران، گفت: «این فرد ارتباط غیرسازنده و غیر قابل قبولی با عناصر جاسوس داشته و ماموریت داشته در خصوص وضعیت یک جاسوس دیگر کسب اطلاع کند که با اقدامات سربازان گمنام امام زمان بازداشت شده است. صحبت ما این است که نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران مثل سایر نظام‌های با ثبات و مقتدر با جاسوسان و مرتبطین آن‌ها برخورد قاطع و پشیمان کننده دارد. به دولت سوئد هم هشدار می‌دهیم دست از این اقدامات خلافکارانه و تعدی به حاکمیت ملی کشورها از طریق اعزام جاسوس و متوسل شدن به موضوع حقوق بشر دست بردارد.» سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی در رابطه با حمله سگ‌های ولگرد در برخی مناطق و خطرات محیط زیستی گفت: «طبق قانون شهرداری‌ها باید نسبت به جمع‌آوری اینگونه حیوانات که در سطح شهر مشکل ایجاد می‌کنند، اقدام کنند و دستگاه‌هایی که تکالیف خود را انجام ندهند در صورت احراز ترک فعل قابل تعقیب هستند.»

گشتی در تکیه‌های تاریخی تهران

سوگواری ماه محرم جایگاه ویژه‌ای در بین ایرانیان دارد و نشانه‌های آن را در تاریخ ایران می‌توان جستجو کرد. مراسمی که در فرهنگ و معماری ایرانیان ریشه دوانده و اثرات آن را امروزه هم می‌توان مشاهده کرد. این مراسم در هر گوشه ایران با شرایط مختلف و آمیخته شدن با فرهنگ‌های بومی به شکلی متفاوت برگزار می‌شود که علاوه بر جایگاه مهم آن در مسائل مذهبی می توان به آنها به عنوان جاذبه گردشگری نگاه کرد. جاذبه‌های فرهنگی که می‌تواند نمایانگر فرهنگ و مذهب مردمان باشد. در این میان تنها شیوه برگزاری مراسم اهمیت خاص ندارند بلکه تاثیر مراسم عزاداری بر معماری هم شایسته توجه و دارای اهمیت خاصی است. از گذشته تاکنون برای انجام مراسم مذهبی مکانی مشخص در نظر گرفته می‌شد. مثلا برای نماز مسجد، برای دراویش خانقاه و برای عزاداری امام حسین(ع) مکانی به نام تکیه طراحی و ساخته شد. اگر به سراغ نقشه‌های دوره قاجار برویم کلمه «تکیه» زیاد به چشم می‌خورد. در این گزارش مراسم عزاداری را از زاویه تکیه‌ها مورد توجه قرار داریم و گشتی در تهران میزنیم تا با تکیه‌ها آن آشنایی بیشتری پیدا کنیم. از تاریخ و کارکرد آنها مطلع شویم.
معنای کلمه تکیه
بهتر است اول با معنای کلمه «تکیه» و تفاوت آن با بناهای مذهبی دیگر آشنا شویم. «سعید روشن» ، مدیر عامل موسسه تهران‌شناسی در مورد معنای کلمه تکیه می‌گوید: کلمه تکیه در اصل به معنای خانقاه و محل دراویش است اما به دلیل تغییری که در معنی پیدا کرد به محل مختص عزاداری امام حسین (ع) نامیده شد. زمانی که ما کلمه تکیه را به کار می‌بریم یعنی جایی که در آن تعزیه یا شبیه‌خوانی برگزار می‌‌شود. این نام در دوره قاجار به این بناها اطلاق می‌شد ولی با گذر زمان به این بناها حسینیه هم گفته شد. ما لازم است تفاوت چند اصلاح را با هم بررسی کنیم. ابتدا واژه تکیه است که به عنوان محل برگزاری تعزیه شناخته می‌شود. کلمه حسینیه نسبت به کلمه تکیه جدیدتر است و لزوما در آن تعزیه برگزار نمی‌شود. روشن در مورد نام‌هایی دیگری که بر اماکن مذهبی اطلاق می‌شود می‌گوید: کلمه دیگری که حائز اهمیت است «مهدیه» است. مهدیه هرچند که کارکردی همانند حسینیه دارد اما تاکید آن بر امام زمان زیاد است و در آن باید دعای ندبه و جشن‌های نیمه شعبان به شکل مفصل‌تری برگزار شود. کلماتی دیگر مانند سجادیه، زینبیه، فاطمیه و حسینیه در دهه‌های اخیر متداول شده است و در گذشته مصادیقی برای آنها یافت نمی‌شود.
قدیمی‌ترین تکیه‌های تهران
شاید وقتی از تکیه‌های تاریخی تهران صحبت به میان می‌آید دانستن اینکه کدام تکیه قدیمی تر از بقیه است برای ما جالب باشد. سعید روشن، پژوهشگر در این مورد می‌گوید: اگر تهران، شمیران و ری را یک کل واحد در نظر بگیریم، قدیمی‌ترین تکیه حال حاضر تهران، تکیه محله «نفرآباد» است که به نام تکیه یا حسینیه حضرت علی‌اکبر مشهور است. این تکیه در سال 1060 هجری قمری ساخته شد. در دهه چهل یک بازسازی بر روی آن صورت پذیرفت. قدیمی‌ترین تکیه تهران هنوز پذیرای مراسم سوگواری ایام محرم است. برگزاری مراسم در تکیه نفرآباد به سبک و سنت پیشین با خیمه و خرگاه همراه است. برای حضور در تکیه نفرآباد می‌توان به ضلع جنوبی حرم حضرت عبدالعظیم در شهرری و محله نفرآباد مراجعه کنند.
روشن در مورد دیگر تکیه‌های قدیمی و فعال تهران می‌گوید: برخی تکیه‌ها توانستند در طول تاریخ خود را به زمان حال برساند و همچنان مراسم خاص را در خود برگزار کنند یکی از این تکیه‌ها، تکیه سادات اخوی، بین چهارراه سرچشمه و چهارراه سیروس در کنار پمپ بنزین قرار دارد. یکی از قدیم‌ترین هیئت‌های تهران است که هنوز به شکل سنتی مراسم و پذیرایی برگزار می‌شود. یکی دیگر از تکیه‌های قدیمی تهران، تکیه صدرالعلما یا تکیه حلبی‌سازها است. حلبی‌سازها افرادی هستند که در گذشته سقف شیروانی می‌ساختند، این صنف از بین رفته اما تکیه آنها همچنان برقرار و فعال است. بین مسجد جامع و مسجد امام در بازار بین الحرمین قرار دارد.
دوران طلایی تکیه‌ها
دانستن دوران اوج ساخت تکیه‌ها در تهران هم خالی از لطف نیست. سعید روشن در مورد این دوران می‌گوید: تکیه‌ها در دوران ناصرالدین شاه قاجار یک دوره طلایی دارند. در این دوران تکیه‌های زیاد و مهمی ساخته می‌شوند که نام آنها در کتاب‌های تاریخی وجود دارد. برخی از تکیه‌ها به نام اشخاص است به طور مثال خواهر ناصرالدین‌شاه، «عزت الدوله» تکیه‌ای به نام خودشان دارند یا تکیه «مستوفی الممالک». برخی از تکیه نام خود را از اصناف می‌گرفتند به طور مثال تکیه بزازها که متعلق به صنف بزازها یا پارچه فروش‌ها بود و هم اکنون هم با بیش از صد سال قدمت همچنان دارد چهارراه گلوبندک دایر است. فقط افراد نامدار متولی تکیه‌ها نبودند ما در دوران قاجار تکیه‌ای داریم با نام «تکیه پیرزن» که متولی آن یک پیرزن بود یا تکیه کورها که متولی آن افراد نابینا بودند که در محدوده محله سنگلج قرار داشت. افرادی هم که دارای مناسب دولتی بودند هم در ایجاد تکیه فعال بودند مانند حاج میرزا آقاسی که تکیه‌ای به نام عباس‌آباد به خاطر نام خود در انتهای بازار عباس‌آبادفعلی که صنف فرش فروشان در آن قرار دارند.
مهم‌ترین تکیه تهران
تکیه دولت، مهم‌ترین تکیه تهران در دوره ناصرالدین‌شاه است که نام آن تا امروز هم باقیمانده است. نقاشی زیبایی از آن توسط استاد کمال‌الملک به یادگار مانده است. سعید روشن در توصیف تکیه دولت می‌گوید: تکیه‌ داری چندین طبقه است که سقف آن با پارچه پوشانده می‌شد. مردم در اطراف آن می‌نشستند و مراسم و تعزیه را تماشا می‌کردند. تکیه دولت با نام‌هایی همانند تکیه همایونی، تکیه قصر و تکیه بزرگ شاهی هم شناخته می‌شود. محل آن در جنوب شرقی کاخ گلستان و در نزدیکی مسجد شاه یا امام ساخته شد و محوطه زیادی را از آن خود داشت. ناصرالدین شاه بعد از فوت تا یکسال به امانت در تکیه دولت دفن بود و بعد از آن به شاه عبدالعظیم منتقل شد. همچنین یک مجلس بسیار مهم در سال 1304 که احمد شاه را خلع و رضاشاه را به سلطنت رساند به نام مجلس موسسان در تکیه دولت تشکیل شد. متاسفانه تکیه دولت به مرور تخریب شده، آخرین میخ بر تابوت این تکیه ارزشمند در سال 1325 کوبیده و به طور کامل تخریب شد و بانک ملی جای آن ساخته شد. یکی از افراد تاثیرگذار در ساخت تکیه دولت، آقای حسین‌علی مهرین است که به عنوان معمار تکیه دولت شناخته می‌شوند. دلایل مختلفی برای تصمیم ناصرالدین شاه برای ساخت تکیه دولت مطرح می‌شود. در زمان ناصرالدین مهم‌ترین تکیه تهران، تکیه عباس‌آباد بود که متعلق به میرزا آقاسی بود. به علت کوچک بودن این تکیه ناصرالدین شاه دستور به ساخت تکیه بزرگ‌تری را می‌دهد. روایت دیگر هم دلیل ساخت تکیه دولت را به سفر ناصرالدین شاه به انگلستان و بازدید از بزرگ‌ترین سالن نمایش سرپوشیده سلطنتی انگلستان به نام رویال آلبرت هال لندن و تاثیر پذیری از آن نسبت می‌دهند. روشن در مورد اهمیت مراسم تعزیه در تکیه دولت می‌گوید: به کسی که در تعزیه وظیفه تنظیم نمایش را دارد، معین البکا یا ناظم البکا گفته می‌شود. در مورد معین البکا یا ناظم البکا تکیه دولت معروف است دو ماه قبل از محرم افرادی از سراسر ایران می‌آمدند و در کنار این فرد تمرین می‌کردند و او بهترین‌ها را انتخاب می‌کرد و برای اجرای تعزیه در تکیه دولت آماده می‌کرد.

در گذشته مراسم که معمولا صبح برگزار می‌شد معمولا به این رویه بود که در آغاز مراسم دعا و زیارت عاشورا خوانده می‌شد و سپس شعرخوانی به شکل مفصل برگزار می‌شد. سپس پیش منبر، منبری و روضه‌خوان مراسم را ادامه می‌دادند و بعد از آن تا پذیرایی انجام می‌شد

تکیه‌های محله شمیران
تعدادی از ‌‎تکیه‌های مهم تهران در منطقه شمیران قرار دارند. از تکیه‌های مهم شمیران می‌توان به تکیه نیاوران اشاره کرد که محل فیلم‌برداری سریال شب دهم در آن بود. سعید روشن پژوهشگر در مورد تکیه نیاوران می‌گوید: این تکیه مربوط به زمان ناصرالدین شاه است و یک موزه کوچک هم در کنار آن قرار دارد. نگهداری آن هم خوب بوده و دقیقا روبروی کاخ نیاوران قرار دارد و تقریبا بزرگترین تکیه شمیران است. روشن در مورد دیگر تکیه‌های منطقه شمیران این چنین می‌گوید: تکیه دیگر این منطقه تکیه حصار بوعلی است که در فاصله کمی از میدان نیاوران قرار دارد. تیکه دزاشیب دیگر تکیه منطقه شمیرانات است که ثبت ملی هم شده است. تکیه دربند در محله دربند است که وقتی از دربند به سربند رهسپار شویم در سمت چپ یک ورودی دارد که تکیه دیدنی است. تکیه تجریش نیز در کنار حرم امامزاده صالح قرار دارد از تکیه‌های مهم تهران است. نکته مهم در مورد تکیه تجریش دو قسمت است تکیه بالا و پایین که در هر دو مراسم برگزار می‌شود اما تکیه بالا مشهورتر است چون در نزدیکی امامزاده صالح قرار دارد.
دیگر کارکرد تکیه‌ها
در گذشته وقتی مراسم عزاداری در برخی تکیه‌ها به پایان می‌رسید و درب تکیه بسته می‌شد مانند تکیه نیاوران اما برخی دیگر از تکیه‌ها داستان دیگری داشتند. مدیرعامل موسسه تهران‌شناسی در این مورد می‌گوید: برخی تکیه‌ها در زمانی که استفاده عزاداری ندارد مورد استفاده تجاری قرار می‌گیرد همانند تکیه تجریش که در سایر ایام سال محلی برای عرضه میوه است. خیلی از مکان‌های دیگر هم این سبک دارد دارد. در تهران قدیم هم این رویه وجود داشت و برخی تکیه‌ها در زمان‌های دیگر سال کارکردی متفاوت داشتند. همانند برخی حسینیه‌های کنونی که در ایام غیر عزاداری کارکردی دیگر دارند.
زمان عزاداری در تهران قدیم
در تهران قدیم بیشتر تکیه‌ها مراسم را از صبح تا ظهر برگزار می‌کردند و دلیل آن عدم وجود برق و دشواری فراوان برای تامین نور برای مراسم در شب بود. روشن در مورد مراسم که در گذشته در شب برگزار می‌شد می‌افزاید: در شب‌های خاصی مانند شب عاشورا، تاسوعا یا شب شام غریبان مراسم بعد از نماز مغرب و عشا اجرا و و پایان می‌یافت. اولین کسی که در بین هیئت‌هایی که به خیابان می‌آمدند برق را به وسیله استفاده از موتور برق تامین کرد، آقای طیب حاج‌رضایی بود که بابت این کار هم شهرت زیادی کسب کرد.
تکیه محلی برای تعزیه و شبیه‌خوانی
یکی از مراسمی که به طور خاص در تکیه‌ها برگزار می‌‍شد مراسم تعزیه و شبیه‌خوانی بود. شبیه‌خوانی یعنی شبیه شدن به افراد دیگر و اجرای نمایش است. تعزیه هم بخشی از این شبیه‌خوانی است که به ماجرای کربلا می‌پردازد. در اجرای تعزیه هیچ وقت زنان حضور نداشتند و نقش زنان توسط افرادی با صدای نازک یا افراد کم سن برگزار می‌شد. محققان معتقد هستند که موسیقی ایرانی به وسیله دو گروه توان ادامه حیات پیدا کرد. یکی یهودیان و دیگری گروه‌های تعزیه. گروه‌های تعزیه به واسطه استفاده آواها و نغمه‌ها در کلام شخصیت‌ها موجب حفظ این میراث ارزشمند را فراهم کردند. در تعزیه بسیاری از موارد دارای اهمیت است از جمله لباس افراد. کسانی که امام‌خوان یا اولیا خوان هستند معمولا لباس سفید بر تن دارند یا اگر سید باشند لباس سبز بر تن دارند. کسانی که شقی‌خوان است یا گروه اشقیا را بازی می‌کنند معمولا لباس تیره رنگ یا سیاه دارند و اگر قاتل باشند مانند شمر لباس قرمز می‌پوشند. در بین لباس‌های تعزیه یک رنگ منحصر به فرد وجود دارد و آن رنگ زرد است. رنگ زرد فقط مختص حر است چون رنگ زرد نشانه شک است و شک کردن حر در میدان کربلا بسیار معروف است.
شیوه برگزاری مراسم
مراسم عزاداری به مرور زمان دچار تغییراتی شدند یکی از آنها تغییر زمان برگزاری مراسم از صبح به شب بوده است اما اینکه شیوه این مراسم دچار چه تغییراتی شده است سوال پایانی است که از سعید روشن می‌پرسیم. روشن در پاسخ این سوال می‌گوید: در مجالس عزاداری کنونی رویه به این شکل است که ابتدا قرآن و زیارت عاشورا خوانده می‌شود، سخنرانی و سپس عزاداری انجام می‌شود. پذیرایی پایان بخش مراسم خواهد بود. اما در گذشته مراسم که معمولا صبح برگزار می‌شد معمولا به این رویه بود که در آغاز مراسم دعا و زیارت عاشورا خوانده می‌شد و سپس شعرخوانی به شکل مفصل برگزار می‌شد. سپس پیش منبر، منبری و روضه‌خوان مراسم را ادامه می‌دادند و بعد از آن تا پذیرایی انجام می‌شد. بعد از این دوبار مراسم با روضه خوانی و منبر تا اذان ظهر ادامه پیدا می‌کرد. مراسم به صورت چرخشی برگزار می‌شد و شما هر زمان که به مجلس می‌رسید می‌توانستید از سخنرانی و روضه استفاده کنید. این چرخش شاید تا 4 یا 5 بار در یک مراسم برگزار می‌شد که هنوز هم در هیئت‌های قدیمی انجام می‌شود.

سناریوی آخر: انقراض دسته‌جمعی

|پیام ما|خطر فروپاشی جامعه جهانی یا انقراض انسان مغفول مانده است؛ دانشمندان اقلیمی در تحلیلی تازه، اینطور هشدار داده و گفته‌اند که دانشمندان به اندازه کافی به انقراض احتمالی انسان بر اثر بحران اقلیمی را جدی نگرفته‌اند. آنها برای این فاجعه یک نام هم انتخاب کرده‌اند: «پایان کار اقلیمی». با گرم شدن کره زمین و ادامه افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای، تیمی از محققان بین‌المللی از دولت‌ها خواسته‌اند که توجه خود را به نتایج «بدترین سناریو» جلب کنند. به گفته آنها اگرچه احتمال وقوع چنین فاجعه‌ای اندک است، نبود قطعیت درباره آینده گازهای گلخانه‌ای و سیستم آب و هوا، سناریوهای فاجعه‌آمیز را ممکن می‌کند.

 

هشدار جدید دانشمندان اقلیمی درباره فروپاشی جوامع انسانی بر اثر بحران اقلیمی یکی از پرسروصداترین هشدارهاست. Fortune در همین ارتباط نوشته است: میان نحوه مفهوم‌سازی جامعه علمی و عموم مردم درباره پیامدهای تغییر اقلیمِ ناشی از فعالیت‌های انسانی، شکاف مهمی وجود دارد، چرا که تحقیقات جدید نشان می‌دهد که ما واقعاً بدترین و فاجعه‌بارترین خطرات را نادیده می‌گیریم. پیامدهای بحران اقلیمی در خط مقدم توجه مردم قرار گرفته‌اند؛ از موج‌های گرمای بی‌سابقه در اروپا تا آتش‌سوزی‌های ویرانگر در ایالات متحده که همچنان شعله‌ور است. اما با اینکه وضع فعلی هم خوب نیست، بعضی دانشمندان هشدار می‌دهند که اگر جهان برای مهار انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از گرم شدن سیاره به‌دست انسان اقدامات لازم را انجام ندهد، ممکن است خطر بزرگتری را نادیده بگیریم یعنی تهدید هستی بشر را.
در این مقاله‌ جدید، محققان دانشگاه کمبریج و همینطور دانشگاه نانجینگ چین استدلال می‌کنند که بدترین سناریوهای تغییر آب و هوا از سوی جامعه علمی مورد بررسی قرار نگرفته است. به گفته نویسندگان، امکان «فروپاشی جوامع انسانی در سراسر جهان یا حتی انقراض نهایی انسان» کاملاً دور از ذهن نیست، چرا که ممکن است دمای زمین از آستانه‌‌ای که در گذشته باعث انقراض‌های جمعی قبلی شده‌ بود، باز هم فراتر رود.

این تحلیل نشان می‌دهد که ابرقدرت‌ها ممکن است روزی بر سر طرح‌های مهندسی زمین برای انعکاس نور خورشید یا حق انتشار کربن مبارزه کنند. حرف آخر نویسندگان تحقیق این است که انجام مطالعاتی جدی درباره پیامدهای بروز بدترین سناریوها ضروری است، حتی اگر این سناریوها مردم را به وحشت بیندازد

محققان در مجله Proceedings of the National Academy of Sciences می‌نویسند که این «پایان کار اقلیمی» لزوماً قرار نیست اتفاق بیفتد اما کمبود تحقیق در مورد فاجعه احتمالی، جمعیت‌ها را به شدت آسیب‌پذیر می‌کند.
آی‌.پی‌.‌سی‌.سی توجه کند
طبق گفته هیئت بین‌دولتی تغییر اقلیم (IPCC) با گرمایش جهانی ناشی از فعالیت‌های انسانی، از زمان انقلاب صنعتی، دما در حال حاضر 1.1 درجه سانتیگراد بالاتر از دمای پایان قرن نوزدهم است و با ادامه این روند، تا دهه آینده می‌تواند 1.5 تا 2 درجه از متوسط دمای سال 1850 (پیش از شروع انقلاب صنعتی) بیشتر شود. دانشمندان عواقب رسیدن به این نقطه دمایی را بررسی کرده و بارها گفته‌اند که ادامه این روند اثراتی چون افزایش سطح دریا، فرسایش سواحل، وقوع امواج گرما و خطراتی برای سلامت و معیشت انسان را در پیش خواهد داشت. آثار بحران اقلیمی ناشی از این افزایش دما از سوی آی.پی.سی.سی که بالاترین مقام بین‌المللی ارزیابی تغییر اقلیم است، مستند شده و آنها با جمع‌آوری و بررسی آخرین اطلاعات، ارزیابی‌های منظمی درباره وضعیت جهان انجام داده‌اند اما جدا از این ارزیابی‌ها، درباره پیامدهای تغییر اقلیم برای بشریت، ناآگاهی حکم‌فرماست و چشم‌اندازی نیست؛ این هشدار نویسندگان مقاله جدید است.
آنها می‌گویند گزارش‌های این نهاد تاکنون فقط باعث ایجاد نگرانی عمومی شده است و عنوان می‌کنند: تحلیل‌ها و تخمین‌های نسبتا کمی از هیات بین‌دولتی تغییر اقلیم در مورد تأثیرات بالقوه تغییر اقلیم در صورت افزایشِ بیشتر از 3 درجه‌ای دما وجود دارد، این در حالی است که در سال‌های اخیر بر پیامدهای افزایش دما حول دو درجه سانتی‌گراد متمرکز بوده‌اند. این رویکرد، نادیده گرفتن این واقعیت است که «افزایش بیشتر دما همچنان بسیار محتمل است»، و این در واقع همان مسیری است که سیاره زمین در آن قرار دارد.
در این مقاله، نویسندگان از IPCC خواستند تا گزارش ویژه‌ای را در مورد احتمال وقوع فاجعه اقلیمی در اولویت قرار دهد- مشابه آنچه که برای ترسیم خطرات مربوط به افزایش 1.5 درجه‌ای دما تهیه کرده بودند – و چارچوبی روشن در مورد تبعات «فاجعه‌بارتر» تغییر اقلیم ارائه شود. این امر عملکرد مدل‌های اقلیمی فعلی را بهبود می‌بخشد و دانشمندان را در مورد فناوری‌ها و اقدامات جدید مورد نیاز آگاه می‌کند. نویسندگان این پژوهش از سوی دیگر ابراز تاسف کرده‌اند که جامعه علمی تاکنون از تمرکز بر اثرات «فاجعه‌بار» تغییر اقلیم اجتناب کرده است و در سال‌های اخیر فقط منابع علمی رایج توانسته‌اند این پیام را دریافت کنند.
مواجهه با فاجعه
نویسندگان این تحقیق با استفاده از سناریویی با احتمال متوسط رو به بالای ادامه انتشار گازهای گلخانه‌ای و رشد جمعیت در چند دهه آینده به این نتیجه رسیدند که حدود 2 میلیارد نفر می‌توانند در بخش‌هایی از جهان زندگی کنند و بر این اساس دما رفته‌رفته از 29 درجه سانتی‌گراد فراتر می‌رود. در واقع در این سناریو، تا سال ۲۰۷۰ دو میلیارد نفر در بعضی از شکننده‌ترین نقاط جهان از نظر سیاسی میانگین دمای سالانه ۲۹ درجه را تجربه خواهند کرد.
نویسندگان این مقاله، با استفاده از مدل‌های جدید اقلیمی در تحقیقات خود می‌گویند دما می‌تواند قبل از پایان قرن تا 3.9 درجه سانتی‌گراد افزایش یابد، که تغییراتی «فاجعه‌بار» در اقلیم جهان و پیامدهایی برای وجود بشریت در پی خواهد داشت.
بیشتر کشورهایی که تحت تأثیر افزایش دما قرار می‌گیرند، نواحی نسبتاً «شکننده»، با نرخ‌های بالاتر فقر و آسیب‌پذیرتر در برابر دمای بالاتر خواهند بود، که می‌تواند به سرعت منجر به ایجاد «بی‌ثباتی» و حتی «گسترش جوامع در سراسر جهان» شود. پژوهشگران می‌گویند که افزایش سریع دما می‌تواند تقویت‌کننده چندین بحران دیگر از جمله درگیری بین‌المللی، قحطی و شیوع بیماری‌های عفونی باشد.

امکان «فروپاشی جوامع انسانی در سراسر جهان یا حتی انقراض نهایی انسان» کاملاً دور از ذهن نیست، چرا که ممکن است دمای زمین از آستانه‌‌ای که در گذشته باعث انقراض‌های جمعی قبلی شده‌ بود، باز هم فراتر رود

نویسندگان چنین استدلال می‌کنند که در گفت‌وگوهای اقلیمی شکافی دائمی وجود دارد و آن این است که برچسب‌هایی مانند «فاجعه اقلیمی» یا «تهدید بشریت» – که البته چندین بار توسط آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد استفاده شده- به اندازه کافی تعریف نشده است.
از نگاه نویسندگان این تحقیق، بی‌توجهی به این سناریوهای بد از سوی تصمیم‌گیرندگان در حالی است که نزدیکترین تلاش برای درک فاجعه بزرگ در زمین به کتاب‌هایی مثل «زمین غیرقابل سکونت» نوشته والاس ولز، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز محدود می‌شود. این کتاب با گفتن از بدترین سناریوی اثرات تغییر اقلیم، تصویری از زمینی ویران‌شده را ترسیم کرده است. در همین حال کتاب «6 درجه» نوشته مارک لیناس، روزنامه‌نگار انگلیسی هم اثرات بالقوه شناخته شده افزایش دما از یک تا 6 درجه سانتی‌گراد را ترسیم کرده است. این کتاب‌ها اما محصول تحقیقات علمی نیست.
آیا جهان به سمت فاجعه اقلیمی پیش می‌رود؟
با افزایش 1.5 درجه‌ای دما، حدود 14 درصد از جمعیت زمین حداقل هر پنج سال یک بار در معرض امواج گرمای شدید قرار خواهند گرفت. دکتر لوک کمپ نویسنده اصلی این گزارش از دانشگاه کمبریج می‌گوید: «دلایل زیادی برای این باور وجود دارد که تغییر اقلیم می‌تواند فاجعه بیافریند. تغییر اقلیم در هر رویداد انقراض جمعی نقش داشته، امپراتوری‌ها را به سقوط کشانده و تاریخ را شکل داده است.» به گفته او مسیرهای رسیدن به فاجعه فقط محدود به تاثیرات مستقیم افزایش دما، مانند رویدادهای شدید آب و هوایی نیست. اثرات ضربه‌ای مانند بحران‌های مالی، جنگ و درگیری و شیوع بیماری‌های جدید می‌تواند فاجعه‌های دیگری را ایجاد کند.
گاردین هم در گزارشی درباره این هشدار نوشته است: این تجزیه و تحلیل توسط ده‌ها دانشمند بررسی شده و استدلال می‌کند که پیامدهای گرمایش جهانی بیش از 3 درجه سانتیگراد کمتر مورد بررسی قرار گرفته است و برآوردهای اثرات اقلیمی هم کلی بوده است. کمپ می‌گوید: «ما درباره سناریوهایی که بیشترین اهمیت را دارند، کمترین اطلاعات را داریم.» این تحلیل همچنین نشان می‌دهد که ابرقدرت‌ها ممکن است روزی بر سر طرح‌های مهندسی زمین برای انعکاس نور خورشید یا حق انتشار کربن مبارزه کنند. حرف آخر نویسندگان این تحقیق این است که انجام مطالعاتی جدی درباره پیامدهای بروز بدترین سناریوها ضروری است، حتی اگر این سناریوها مردم را به وحشت بیندازد.