بایگانی مطالب نشریه
دماوند را به نام کوهی آرام میشناسیم. صبورِ ریشه در خاک و سر به آسمانی که نمادی از ایستادگی در ایران است. اما طی سالهای اخیر وقایعی که در دامنه این دهانه آتشفشانی به عنوان بلندترین مخروط آتشفشانی خاورمیانه رخ میدهد؛ آرام ماندن همیشگیاش را زیر سوال برده است.
سال 97 وقوع سیلی در دره گزنه و شهر گزنک مازندران که حاصل از ذوب یخچالهای دماوند بود یک بار دیگر مسئولان را متوجه لزوم توجه به مخاطراتی کرد که میتواند از جانب دماوند برای کشور پیش آید. اما با گذشت سه سال از آن رخداد و پس از وقوع سیل دوم در همان منطقه هم گویی تعجیلی میان مسئولان برای پایش دماوند ایجاد نکرده است.
این در حالی است که حسینعلی محمدی شیرکلایی، مدیرکل بحران استانداری مازندران در گفتوگویی با «پیام ما» تایید میکند که سیل صبح 17 مرداد 1401 در دره گزنه نیز حاصل ذوب شدن یخچالهای دماوند است. سیلی که خوشبختانه به حوزه شهر ورود نکرد و خسارت مالی و جانی به جای نگذاشت. گرچه سیلاب سال 97، بیش از 3 میلیارد تومان به این شهر کوچک خسارت وارد کرده بود. شهری که در یکی از مهمترین درههای فرسایشی دماوند قرار گرفته است.
ماجرای دماوند و مخاطرات آن اما به همین جا ختم نمیشود. سال 86، کوهنوردانی که به قله دماوند رفتند، متوجه شدند شدت گازهای گوگردی در قله افزایش پیدا کرده است و همان سال زمینلزرهای با قدرت 4.8 ریشتر در کانون قله اتفاق افتاد و موجب نگرانیهای گسترده شد. سالی که مبنای شروع تلاشهای سازمان زمین شناسی برای احداث ایستگاههای پایشی شد هر چند هنوز هم ایجاد نشدهاند.
میتوان از رصد و گزارشهای کوهنوردان با کمترین هزینه به نفع پایش فعالیتهای درونی آتشفشان بهره برد. وقتی کوهنوردان اعلام میکنند در صعودها حس کردهاند انتشار گازهای گوگردی افزایش پیدا کرده، سنجش میزان انتشار گاز به ما نشان میدهد آیا مواد آذری در لایههای زیرین فعال و ماگما در حال تزریق به دهانه است یا خیر. آیا میزان تزریق ماگما به اندازهای است که با افزایش فشار میتوانیم در انتظار حداقل لرزهای باشیم یا نه
از دماوند هیچ نمیدانیم
آنچه در دیدگاه کارشناسان زمینشناسی اهمیت دارد این است که به دلیل نبود ایستگاههای پایش ثابت و عملا نبود هیچ گونه بررسی در مورد فعالیتهای دماوند، این فرزند بسیار جوان البرز، هیچ یک از رخدادها با وجود پیشبینی پذیربودن، از سوی مدیران متولی نه در سطح کشور و نه در استانهای همجوار پیشبینی نشده و نمیشوند.
دکتر همایون خوشروان، زمینشناس معتقد است مخاطرات احتمالی دماوند میتواند حداقل سه استان مازندران، سمنان و تهران را تحت تاثیر قرار دهد. او میگوید موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، پژوهشگاه بینالمللی زلزله و مهندسی زلزله و سازمان بحران و پدافند غیرعامل استان مازندران زیر نظر استانداری مازندران فعالیت میکنند باید نخستین استانهایی باشند که در این حوزه دست بهکار عملی شوند. اگر این سازمانها تفاهمنامه امضا و با هم همکاری کنند، به راحتی میتوانند با تامین اعتبار، ایستگاه ثابتی راهاندازی و دماوند را رصد کنند. به هر حال موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا در وهله اول با امنیت زندگی حاشیهنشینان دماوند در ارتباط است.
خوشروان توضیح میدهد: نخستین موضوعی که باید به آن توجه کنیم این است که گرمایش زمین شرایطی را در دماوند رقم میزند که نتیجه آن، لغزش زمین در درهها و ایجاد موانع و در نهایت بروز سیلاب است. بنابراین باید برنامههای مدیریت بحران را بسیار دقیق در این زمینه تدوین کنیم. سالانه دمای متوسط کشور یک یا دو درجه افزایش پیدا میکند یعنی حدود 50 تا 60 درصد ذخایر یخی کشور در طول هر سال. این اتفاق اگر با همین روند ادامه پیدا کند تا سال 2050 مهمترین یخچالهایمان یعنی علمکوه در منطقه کلاردشت مازندران، دنا در زاگرس و یخچالهای دماوند را از دست خواهیم داد.
دولت منفعل عمل میکند
سال 97 که با واقعه «گزنک» بحث رصد و پایش دماوند به رسانهها رسید حداقل انتظار از استانداران استانهای ساحلی این بود که در بخش ستاد بحران کمیتهای را فعالانه در حوزه مخاطرات دماوند فعال میکردند. در حالی که بیشترین انفعال را در دولت میبینیم. خوشروان با بیان این مطلب ادامه میدهد: عقل سلیم میگوید در کنار یکی از خطرناکترین آتشفشانهای دنیا زندگی میکنیم که غیرفعال نیست و اگر اتفاقی رخ دهد اساسا از مدیریت بحران کاری ساخته نخواهد بود. به ویژه اینکه ما در هر سه دره لار، گزنک و ناندل جادههایی به عنوان مسیر تردد و شهر و روستا داریم، علاوه بر آن در مسیرهایی که درهها تنگ میشوند در صورت وقوع یک سیلاب حاصل از ذوب یخچالها ما خسارت مضاعفی را خواهیم داشت.
این زمینشناس میگوید که حتی میتوان از رصد و گزارشهای کوهنوردان با کمترین هزینه به نفع پایش فعالیتهای درونی آتشفشان بهره برد. وقتی کوهنوردان اعلام میکنند در صعودها حس کردهاند انتشار گازهای گوگردی افزایش پیدا کرده، سنجش میزان انتشار گاز به ما نشان میدهد آیا مواد آذری در لایههای زیرین فعال و ماگما در حال تزریق به دهانه است یا خیر. آیا میزان تزریق ماگما به اندازهای است که با افزایش فشار میتوانیم در انتظار حداقل لرزهای باشیم یا نه! بنابراین در دماوند هم باید ایستگاه پایش باشد و هم ایستگاه لرزهنگار. حداقل کاری که باید انجام شود نمونهبرداریهای فصلی از چشمههای آب گرم این محدوده است تا میزان اسیدی بودن آن سنجیده شود.
عقل سلیم میگوید در کنار یکی از خطرناکترین آتشفشانهای دنیا زندگی میکنیم که غیرفعال نیست و اگر اتفاقی رخ دهد اساسا از مدیریت بحران کاری ساخته نخواهد بود. به ویژه اینکه ما در هر سه دره لار، گزنک و ناندل جادههایی به عنوان مسیر تردد و شهر و روستا داریم، علاوه بر آن در مسیرهایی که درهها تنگ میشوند در صورت وقوع یک سیلاب حاصل از ذوب یخچالها ما خسارت مضاعفی را خواهیم داشت
کاهش قطر یخچالهای دائمی
آخرین فوران دماوند بر اساس دادههای زمینشناسی مربوط به هفت هزار سال قبل است با این حال این متخصص زمین شناسی و رسوب معتقد است باید بتوانیم درشهرهایمان در برابر خطرات احتمالی گدازهها، سیلابها، جاری شدن مواد و نشت و جاری شدن خاکستر پیشبینی لازم را داشته باشیم. او اضافه میکند: آنچه به عنوان یک خطر محتمل در دماوند روبهروی ماست و تکرار واقعه گزنک آن را تایید میکند این است که ما در خطر سیلابهای مکرر در حوزه دماوند هستیم. بررسیها نشان میدهد قطر یخچالهای دائمی دماوند در حال کاهش است و این به معنای وقوع حتمی سیلابهاست که اگر برای آن برنامهریزی داشته باشیم میتوانیم از آن به نفع مدیریت تنشهای آبی کشور استفاده کنیم. گرچه ذوب شدن یخچالها یکی از پیامدهای بسیار تلخ گرمایش زمین است. با این حال حتی نمیدانیم کاهش حجم یخچالها چند درصد مربوط به افزایش دمای مخروط در اثر فعالیتهای خودش است و چند درصد مربوط به گرمایش زمین.
خوشروان تاکید میکند براساس بی اطلاعی ما از وضعیت دماوند وسعت هیچ یک از این رخدادها برایمان معلوم نیست و این موضوع نه فقط درباره دماوند که در مورد تفتان، سهند و سبلان نیز صدق میکند.
چهار استان متاثر از دماوند هستند
سال 97 مدیر کل وقت بحران استانداری مازندران اعلام کرده بود دماوند نیازمند سامانه دقیق مشاهده و رصد و مدیریت منطقه دره گزنه با مازندران است، این در حالی است که 4 استان مازندران، تهران، البرز و سمنان از آن متاثر هستند. از حدود سالهای 90 و 91، نشستهای مشترک 4 استان آغاز و در همان زمان قرار شد اقدامهایی برای تاسیس ایستگاههای پایش دماوند انجام شود.
«علیاصغر احمدی» از برنامهریزی برای سامانه دقیق مشاهده و رصد خبر داده و گفته بود: قرار است این ایستگاهها با مشارکت 4 استان ایجاد شود، اما این اتفاق رخ نداد. امسال با توجه و تاکید استاندار مازندران، ساخت یک ایستگاه اصلی و 10 ایستگاه فرعی با همکاری اداره کل اکتشافات و زمینشناسی استان و همچنین سازمان زمینشناسی کشور برنامهریزی شد. زمین نخستین ایستگاه تحویل اداره اکتشافات شده است و همچنین رایزنی برای تامین زمین سایر ایستگاهها با اداره کل منابع طبیعی مازندران در جریان است. این ایستگاهها به دستگاههای پایش دائمی تجهیز میشوند و اطلاعات تحرکهای دماوند در اختیار همه مسئولان مرتبط کشوری و استانی قرار میگیرد.
بیست سال تلاش برای یک ایستگاه
معاون دفتر بررسی مخاطرات زمینشناسی و زیستمحیطی سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور نیز در گفتوگو با «پیام ما»، بر ضرورت پایش مستمر این مخروط آتشفشانیِ فعلا سربه مهر تاکید میکند. فرهاد انصاری میگوید: 20 سال است سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور تلاش میکند تا ایستگاههای پایش ثابتی در دماوند راه اندازی کنند اما به دلایل متعدد موفق نمیشوند.
او ادامه میدهد: اینکه ما ایستگاههای پایش ثابت نداریم به این معنا نیست هیچ اقدام مطالعاتی در مورد دماوند انجام نشده است بلکه مساله در این است که دانستههای ما از دماوند در برابر نادانستههایمان اندک است. طی این سالها نقشههایی در مقیاسهای گوناگون از محدوده تهیه کردهایم، همچنین چشمهها را پایش می کنیم و تلاش داریم تا تحرکات احتمالی قله را پایش کرده و حتی مسیرهای احتمالی گدازه ها در صورت فوران را شناسایی کنیم. اما این را میدانیم که برای رصد دقیقتر هم نیاز به پایش مستمر داریم، هم نیاز به ابزارهای دقیق و به روز و هم ایستگاههای ثابت. یکی از اصلیترین مسائل و مخاطراتی که سازمان زمینشناسی بر آن تمرکز دارد، یخچالهای دایمی قله است. مشخص است اگر تغییر ناگهانی در دمای قله داشته باشیم سیلابهای عظیمی به واسطه ذوب شدن یک باره این یخچالها جاری خواهد شد. شاهدی بر این موضوع همین سیلابهای گزنه است.
او در پاسخ به این سوال که چرا سازمان زمینشناسی به عنوان یک سازمان تخصصی با علم به مخاطرات پیش رو اقدامی در راستای احداث ایستگاههای ثابت نمیکند توضیح میدهد: موضوع دماوند موضوع پیچیدهای است چون ابعاد گستردهای دارد. یکی از نخستین چالشها که مانع از احداث این ایستگاههاست مسئله بودجه و قیمت زمین در دماوند است. ما نشست برگزار کردیم و جلسات متعددی با دستگاههای مرتبط داشتیم. از سوی دولت اعلام آمادگی شد در مناطق مورد نیاز ما زمین فراهم شود. ما از محل بودجههای عمومی مخاطرات دماوند را مطالعه میکنیم بنابراین اصلا اعتباری برای خرید زمین آن هم در آن مناطق گران قیمت که بیشتر توریستی هستند نداریم. نکته دوم نبود مدیریت یکپارچه در دماوند است که امکان اخذ تصمیم واحد را سلب میکند. مورد سوم که بسیار اهمیت دارد محدودیت تعداد نیروی متخصص در سازمان زمینشناسی کشور است. میدانید که درحال حاضر امکان هیچ گونه استخدام و جذب نیروی متخصص جدید نداریم. مجموعه این عوامل دست به دست هم میدهند تا آنچه یک ضرورت است انجام نشود.
۱۵ کودک در میان ۴۴ شهید فلسطینی
آتشبس میان نیروهای رژیم صهیونیستی و جهاد اسلامی فلسطین پس از ۳ روز درگیری برقرار شده است. آتشبسی که بالاخره از ساعت ۲۳ و ۳۰ دقیقه شامگاه یکشنبه گذشته و پس از ۳ روز درگیری شدید میان طرفین به اجرا گذاشته شد. این در حالی است که برخی منابع خبری از نقش مصر در دستیابی به این آتشبس خبر داده بودند. موضوعی که در حالی ازسوی دفتر نخست وزیر رژیم صهیونیستی تایید شد که ۳ روز نبرد نظامی و آتش گشودن اسراییلیها بر مواضع تحت کنترل جهاد اسلامی در باریکه غزه، دستکم ۴۴ کشته به جای گذاشته است. این در حالی است که بنابر اعلام وزارت بهداشت تشکیلات خودگردان فلسطینی در میان چند ده شهید بهجا مانده از این عملیات نظامی و آتشافروزی اسرائیلیها، ۱۵ کودک نیز به شهادت رسیدند. این منابع فلسطینی همچنین از مجروح شدن دستکم ۳۰۰ نفر در پی آتشافروزی نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی خبر دادهاند.
بنابر اعلام وزارت بهداشت تشکیلات خودگردان فلسطینی در میان ۴۴ شهید بهجا مانده از این عملیات نظامی و آتشافروزی اسرائیلیها، ۱۵ کودک نیز به شهادت رسیدند. این منابع فلسطینی همچنین از مجروح شدن دستکم ۳۰۰ نفر در پی آتشافروزی نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی خبر دادهاند
دفتر نخست وزیر رژیم صهیونیستی اما در حالی آتشبس شامگاه یکشنبه را پذیرفت و آنطور که یائیر لاپید مدعی شد اهداف نظامی موردنظر این رژیم محقق شده و نیازی به ادامه عملیات نیست که ارتش اسرائیل ساعتی پس از اعلام آتشبس بار دیگر اعلام کرد که بعضی از مواضع جهاد اسلامی را هدف داده است.
رژیم صهیونیستی که از روز جمعه عملیاتی نظامی گستردهای را در سرزمینهای اشغالی آغاز کرد، مدعی شده که این عملیات را بهمنظور «پیشگیری از تهدید قریبالوقوع جهاد اسلامی» در دستور کار قرار داده است. در این در حالی است که به اعتراف همین مقامهای رژیم صهیونیستی از آن زمان، بیش از ۹۰۰ موشک به بیتالمقدس، تلآویو و جنوب اسرائیل شلیک شده است. هرچند اسرائیلیها در عین حال ادعا کردند که اکثر راکتهایی را که جهاد اسلامی شلیک کرده، توسط دفاع ضدموشکی گنبد آهنین اسرائیل رهگیری و منهدم کردهاند.
این درگیریها که پس از آن آغاز شد که در غزه هزاران نفر در مراسم تشییع خالد منصور یکی از بانفوذترین اعضای جهاد اسلامی شرکت کردند و رژیم صهیونیستی با این مراسم نیز آتش گشود و بنابر اعلام برخی منابع خبری در حملات هوایی اسرائیل چند نفر از دیگر چهرههای جهاد اسلامی نیز به شهادت رسیدند. این در حالی بود که پیش از آن نیز در پی حملات روز دهم مرداد ارتش رژیم صهیونیستی به کرانه غربی رود اردن، یک نوجوان ۱۷ ساله به شهادت رسیده بود. همچنین کمی پس از این حملات نظامی، اسرائیلیها اعلام کردند که بسام سعدی از اعضای بلندپایه جهاد اسلامی را در جنین دستگیر کردهاند. رژیم صهیونیستی همچنین پس از دستگیری بسام سعدی، تمامی راهها به غزه را بست و تدابیر امنیتی را برای ساکنان در نزدیکی مرز غزه تشدید کرد.
غزه، پرتراکمترین منطقه شهری دنیا محل زندگی بیش از ۲ میلیون نفر است که با کمبود شدید آب، برق و سوخت مواجه هستند و این در حالی بود که در روزهای اخیر، تنها نیروگاه برق غزه بهدلیل نرسیدن سوخت تعطیل شد. واکنش موشکی جهاد اسلامی به حملات رژیم صهیونیستی اما در حالی انجام گرفت که حماس بهعنوان بزرگترین گروه نظامی در این منطقه نیز اگرچه مستقیماً وارد درگیری نشد اما در بیانیهای بهشدت آتشافروزی اسرائیلی را بهشدت محکوم و اعلام کرد: «گروههای مقاومت متحدند.» این درحالی است که فرانچسکا آلبانسه نماینده ویژه سازمان ملل برای سرزمینهای اشغالی فلسطینی در توییتی عملیات نظامی رژیم صهیونیستی را «غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرمسئولانه» خوانده و آن را «محکوم» کرده است. همزمان جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا نیز با انتشار بیانیهای ضمن استقبال از برقراری آتشبس، بار دیگر از آنچه «امنیت اسرائیل» خواند، حمایت کرد و از تلفات غیرنظامیان فلسطینی در اثر حملات اسرائیل ابراز تاسف کرد.
این در حالی بود که دبیرکل جنبش جهاد اسلامی در نشست خبری خود در تهران، از آتشبس استقبال کرد و گفت: «ملت فلسطین و بهویژه سرایا القدس، توانستند دستاورد بزرگی در برابر دشمن صهیونیست کسب کنند.» زیاد النخاله ادامه داد: «۵۸ شهرک صهیونیستنشین بهطور همزمان زیر آتش راکتهای سرایا القدس قرار داشت و اشغالگران نتوانستند هیچ یک شروط خود را بر ما تحمیل کنند.» همزمان وزیر خارجه ایران نیز ضمن رازینی تلفنی با همتایان خود در لبنان و سوریه و محکوم کردن جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، از دفاع جمهوری اسلامی از مقاومت فعالی سخن گفت که مانع از خباثت اشغالگران خواهد شد.
این در حالی بود که صفحه توئیتر عربی دفتر رهبر انقلاب نیز با انتشار متن و تصویری به جنایات اخیر صهیونیستها در غزه واکنش نشان داد و نوشت: «شمر امروز، نخستوزیرِ اسرائیل است. ما شمر را لعنت میکنیم، برای اینکه ریشه شمری عمل کردن را در دنیا بکنیم؛ ما یزید و عبیدالله را لعنت میکنیم، برای اینکه با حاکمیت یزیدی، حاکمیت ظلمِ به مومنان در دنیا مقابله کنیم.»
پیامما: پس از سیل اخیر در کشور که به وسعت بیش از 18 استان اتفاق افتاد وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در مورد خسارت این واقعه به بخشهای میراث فرهنگی و گردشگری استانها اعلام کرد ۷۳۵ مورد تخریب ابنیه، محوطههای تاریخی، تأسیسات گردشگری و صنایع دستی ناشی از وقوع سیل در مناطق مختلف کشور رخ داده که با خسارتی معادل با ۲۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است.
خسارت به ابنیههای تاریخی نه فقط در مورد سیلاب اخیر بلکه در سیلاب سال 98 به ویژه در استانهای گلستان، لرستان و خوزستان نیز اعداد چشمگیری به جای گذاشت. شاید یکی از بزرگترین مواردی که ابنیه تاریخی کشور در اثر بلایای طبیعی از بین رفته باشند را بتوان تخریب ارگ تاریخی بم، اثری ثبت جهانی در زلزله سال 1382 عنوان کرد.
حالا کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند در ایران به عنوان یکی از کشورهای پرمخاطره در حوزه بلایای طبیعی، مدیریت بحران در خصوص محوطهها و ابنیههای تاریخی کشور ضعیف عمل میکند.
به گزارش پیامما و به نقل از ایسنا، عضو هیات مؤسس انجمن صنفی مرمتگران، تشکیل کمیته مدیریت بحران در بافت و بناهای تاریخی را با توجه به افزایش بلایای طبیعی، الزامی دانست و در برابر اشتباهاتی که عامل تخریب بافت تاریخی یزد، برخی بناهای تاریخی تهران و فارس در سیل اخیر شده؛ معماری «تخت جمشید» را نمونهای قابل تأمل و درسگرفتنی دانست.
عضو هیات مؤسس انجمن صنفی مرمتگران آثار فرهنگی و هنری: در کشورهای اروپایی معمولا وقتی کنگره مرمتی برگزار میشود در پایان، یک بیانیه و سند راهبردی ارائه میشود که نقشه راهی برای حل مشکلات بحرانی و بلایای طبیعی و مدیریت آن است، ولی در ایران چنین نیست
فتحالله نیازی، مرمتگر و عضو هیات مؤسس انجمن صنفی مرمتگران آثار فرهنگی و هنری، درباره اشتباهاتی که منجر به تخریب بناها و بافتهای تاریخی در سیل اخیر شد و اقداماتی که برای جلوگیری از تکرار این وقایع باید انجام داد، بیان کرد: بخشی از آسیبهایی که از بلایای طبیعی به بافتهای تاریخی کشور وارد میشود، مانند آنچه این اواخر در استانهای یزد، فارس و تهران شاهد بودیم، ناشی از مرمتهای اشتباه است؛ به عنوان مثال بافتهای تاریخی، یکپارچه مرمت نمیشوند و بناها تک واحدی مرمت میشوند، طرح جامعی برای مرمت بافت تاریخی وجود ندارد، درحالی که باید برای مرمتِ سنگفرش و آجرفرش کوچهها، پشتبامها، فرم و جنس متریال ناودانها، آبراهها و ایجاد کانال استاندارد انتقال آب به سمت فاضلاب باید طرح مرمتی وجود داشته باشد و یکپارچه در قالب آن طرح، مدیریت شود که متاسفانه چنین طرح و مدیریتی برای بافتها و بناهای تاریخی وجود ندارد. او معتقد است: اگر مرمت درست و اصولی انجام شود، بنا در زمان بلایای طبیعی، همچون سیل تخریب نمیشود، درحالیکه امروز هر بنای تاریخی و کهنی که وجود دارد در مرمت، ساز خود را میزند. نیازی افزود: اگر بهانۀ پیمانکاران این است که بودجه میراث فرهنگی کم است و براساس همان بودجۀ کم، بنا را به جای مرمت، زخمی میکنند، مثلا از لوله پُلیکا استفاده میکنند، بام را سبکسازی نمیکنند، شیببندی کوچهها درست و اصولی انجام نمیشود، آبریزگاهی برای تخلیه آب باران تعبیه نمیشود و یا اگر ایجاد شده عمق آن کم بوده، قطعا این انتظار دور از ذهن نباید باشد که آن بافت و بنا در زمان وقوع سیل، زلزله و یا هر اتفاق دیگری، به سادگی تخریب شود.
او بیان کرد: برای مدیریت اصولی بناها و بافتهای تاریخی فقط کافی است به گذشته نگاهی داشته باشیم، به بنایی همچون تخت جمشید و کانالهای آب و آبریزگاههای بسیار عمیق آن که پس از ۲۵۰۰ سال همچنان کار میکند؛ ایده و فکر نابی که در حوزه معماری آن دوره اتفاق افتاد و امروز با وجود بارانهای سیلابی، همچنان کارکرد دارد و نجاتبخش تخت جمشید است.
عضو هیات مؤسس انجمن صنفی مرمتگران آثار فرهنگی و هنری با تاکید بر لزوم تغییر در رویکرد مرمت بناها و بافتهای تاریخی، بیان کرد: در کشورهای اروپایی معمولا وقتی کنگره مرمتی برگزار میشود در پایان، یک بیانیه و سند راهبردی ارائه میشود که نقشه راهی برای حل مشکلات بحرانی و بلایای طبیعی و مدیریت آن است، ولی در ایران چنین نیست. پیشنهاد میشود به جای برگزار کردن کنفرانس و کنگره مرمتی که هیچ خروجی ندارد و به جز ارائه گزارش و مقالههای غیرمرتبط، به نتیجه و دستاورد دیگری ختم نمیشود، وزارت میراث فرهنگی کمیته تخصصی مدیریت بحران تشکیل دهد که البته اذعان میکنند چنین کمیتهای وجود دارد، ولی ما از آن خروجی خاصی را شاهد نیستیم. یزد در دورههای مختلف تاریخی سیل را تجربه کرده و یقینا ما با تکرار آن مواجه میشویم، همانطور که دو سال پیش در شیراز سیل آمد و امسال آن واقعه تکرار شده است. ضرورت دارد همیشه برای بلایای طبیعی آماده باشیم و باید برای تشکیل فوری آن کمیته اقدام کنیم. او همچنین تاکید کرد: تمام بافتهای تاریخی باید پایش یکپارچه شوند، مشکلات و آسیبها گزارش داده شود، در کمیته مدیریت بحران بناها و بافتهای تاریخی، آن گزارشها به بخش نظارت ارجاع داده و بودجهای برای آن تعیین شود. اگر مشکلات جزئی را از همین حالا پایش کنیم دیگر به بودجههای سنگین نیاز نداریم، گاه با تعویض یک ناودانی ساده از تخریب گسترده یک بنا میتوان جلوگیری کرد.
نیازی گفت: همه این اقدامات به سادگی قابل انجام است، فقط باید پایش مستمرِ ماهانه و روزانه انجام داد، جدول برنامهریزی پایش و نگهداری یکپارچه و نه تک بنا در بافت تاریخی داشته باشیم، آموزشهای دورهای و عمومی برای مالکان بناهای تاریخی و ساکنان آنها ارائه دهیم، یاد دهیم چگونه از بنای تاریخی خود نگهداری کنند تا دستکم در زمان حوادث طبیعی آسیب نبینند یا کمتر دچار خسارت و آسیب شوند، بسیاری از بناها و عمارتهای تاریخی مالک خصوصی دارند و این آموزش میتواند راهکاری در راستای مدیریت یکپارچه برای حفاظت و نگهداری از بناهای تاریخی در مقابل سیل و دیگر بلایای طبیعی باشد. ما کارشناس خوبی در حوزه مرمت داریم، اما آنچه حرف اول را در حفاظت و نگهداری بنا و بافتهای تاریخی میزند، «مدیریت یکپارچه» است.
درخواست ایمنسازی جاده عباسآباد توران برای حفاظت از یوزپلنگ
کارزاری با عنوان «درخواست ایمنسازی جاده عباسآباد توران برای حفاظت از یوزپلنگ» در وبسایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به وزیر راه و شهرسازی، فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور و استاندار سمنان آمده: «به استحضار میرساند جاده میامی-عباسآباد در استان سمنان یکی از محورهای اصلی کشور و جاده ترانزیتی و مواصلاتی تهران-مشهد است که از حاشیه مرز شمالی منطقه حفاظتشده توران عبور میکند. در این محدوده سی کیلومتری طی ده سال گذشته متاسفانه بیش از ۸ یوزپلنگ در اثر تصادف جادهای تلف شدهاند و با مصوبه شورای راهبردی تصادفات جادهای، حداکثر سرعت مجاز خودروها به ۸۰ کیلومتر بر ساعت کاهش یافت و دهها تابلوی هشداردهنده توسط سازمان محیط زیست نصب گردیده است. اما متأسفانه این تابلوها آنگونه که پیشبینی میشد بازدارنده نبوده و باز هم شاهد تلفات جادهای یوزپلنگ بودهایم.
در آخرین مورد روز جمعه چهاردهم مردادماه ۱۴۰۱ یک یوزپلنگ در همین محدوده جان خود را از دست داد.
کارشناسان میگویند رانندگان بدون توجه به تابلوهای هشداردهنده سرعت خود را اصلاً کاهش نمیدهند و تنها راه باقیمانده نصب دوربینهای ثبت سرعت است. با نصب این دوربینها و ثبت جریمه و همچنین ایمنسازی این مسیر همچون نصب روشنایی، افزایش تعداد تابلوها، فنسکشی و ساخت زیرگذر و روگذر میتوان احتمال وقوع این حوادث را کاهش داد.
ما امضاکنندگان این کارزار از مسئولین میخواهیم با توجه به وضعیت بحرانی یوزپلنگ ایرانی هرچه سریعتر این محور را به دوربینهای ثبت تخلف مجهز نمایند تا کمکی اساسی به حفظ و حفاظت از این گونه باارزش و در خطر انقراض باشد.»
این کارزار از 15 مرداد آغاز شده و تا 15 مهر 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 32073 امضا شده است.
اهمیت شبکهسازی برای واکنش به بحران سیل
سیلاب از جمله پدیدههای چالشبرانگیزی است که بدون نگاه کلنگر نمیتوان برای تعدیل اثرات آن چارهای اندیشید. قبل از طرح روشهای معمول مدیریت سیلاب، بهتر است در سطوح مدیریتی و در سطح متاثران از سیل، بر سر پیچیده بودن ذاتی مسئله به وحدت نظر برسیم. معضل سیلابهای مخرب نه تنها راه حل نهایی ندارد بلکه تنها یک راه حل نیز ندارد و هر اقدام موثری میتواند درجاتی یا به عبارتی بخشی از یک راه حل جامعهنگر برای حل این بحران باشد. در عین حال به علت کمبود زمان، تصمیمگیری بهینه دشوار میشود. از اینرو فرصتی برای سعی و خطا نیست و همچنین آزمونی مشخص برای ارزیابی پیامدهای هر راه حل نیز قابل دسترس نیست.
گرچه از منظر ریاضی و با توجه به سابقه و مسیر حرکت سیل، تحلیلهای هیدرولیکی با اتکا بر سوابق هیدرولوژیکی مبتنی بر دادهپردازی متقن میتواند از جمله ارکان ورودی برای سیستم پشتیبان تصمیم جهت تعدیل خسارات ناشی از طغیان سیل در نظر گرفته شود -امری که یکی از مهمترین وظایف بخش مهندسی رودخانه در شرکتهای تابعه وزارت نیرو است- باید توجه داشت که تلاش برای حل این مسئله با تفکر خطی، مسائل را از یک عرصه به عرصه دیگر میبرد. بنابراین سیاستگذار با راه حلهای متفاوت و گاه متعارض در منافع مواجه خواهد بود که حل بسیاری از این طیف مسائل بغرنج نقش دولت را به عنوان تسهیلگر شبکهساز بین سازمانها و ایجاد سازمانهای مردمنهاد برای کاهش تبعات تعارض منافع تشکیلاتی و به ثمر رسیدن فرآیند اعتمادسازی (که خود شامل متقاعدسازی، آگاهسازی و جلب مشارکت همگانی است) بیبدیل میسازد. پیشنهاد میشود مدیران در ایجاد یک سیستم پشتیبان قوی در سازمانهای متولی و تصمیمگیر در بحران، با حفظ ارتباط تنگاتنگ افراد تاثیرگذار اعم از متخصصان رسانه، سلبریتیها و متخصصان واکنش سریع در بحران و با استفاده از سیستمهای پیشبینی هواشناسی و جلب مشارکت مردم برای بهرهگیری از اطلاعرسانی کافی به تصمیمگیران اصلی مدیریت سیلاب در بحران سیل همت کنند تا بتواند گامی موثر در جهت تعدیل اثرات مخرب این پدیده طبیعی بردارد.
|پیام ما| 17 پسر و مرد جوان در فیلم 10 ثانیهای دیده میشوند. در ثانیه اول فیلم پسر نوجوان یا کودکی را میبینیم که پشت به دوربین و رو به آبی که از سد «جریکه» وارد ایران میشود ایستاده، دو مرد دیگرچشمشان به آبی است که از زیر پای شش مرد و کودکی که جلو ایستادهاند گذر کرده و ثانیهای بعد به آنها میرسد. آب در تماس با شنهای بستر رود گلآلود است، دوربین به سمت چهار کودک و مرد دیگه در دهانه پل میرود و در دست راست دو مرد در حال قدم زدن هستند.عبارت «آب مایه حیات است» در این 10 ثانیه به تمامی خود را نشان میدهد، در پریدنهای کودکی در آب گلآلود، در مردی که با دوربین این لحظه را ثبت میکند و انتظاری کشنده که چنین لحظهای را بارها مرور کرده است. با این حال سیلاب دائمی نیست و سهم این 17 مرد و کودک و سایر اهالی ساکن در مرز افغانستان باز بیآبی و خشکسالی خواهد بود.
حسن کاظمی قمی نماینده ویژه رئیس جمهور در امور افغانستان شنبه 15 مرداد در صفحه توییتر خود از رهاسازی آب از سمت افغانستان به سمت چاهنیمههای سیستان خبر داد. او نوشت: «با تعامل مستمر دیپلماتیک و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی عمومی و هماهنگی میان دستگاهی در سطح ملی، امروز شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ آب رهاسازی شده از سمت افغانستان وارد چاهنیمههای سیستان شد. رایزنیها جهت تداوم و تثبیت جریان پایدار آب ادامه خواهد داشت.» واکنش مقامات طالبان و سخنگوی آنها به این ادعای مقام ایرانی، چیزی از جنس توافق نبود. آنها با پذیرش این رهاسازی گفتند این آب در داخل افغانستان به گردش درآمده است. سخنگوی حکومت اسلامی در عین حال تاکید کرد که گرچه درخواستی از طرف منطقه وجود دارد اما هنوز هیچ چیزی قطعی نیست.
نماینده ویژه رییس جمهور در امور افغانستان: با تعامل مستمر دیپلماتیک و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی عمومی و هماهنگی میان دستگاهی در سطح ملی، امروز شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ آب رهاسازی شده از سمت افغانستان وارد چاهنیمههای سیستان شد. رایزنیها جهت تداوم و تثبیت جریان پایدار آب ادامه خواهد داشت
حقابه ایران شاخص تعهدات بینالمللی
شنبه اول مرداد رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از ادامه بلاتکلیفی مذاکرات محیط زیستی جمهوری اسلامی و طالبان خبر داده و گفته بود که طرف مقابل زیر بار اعداد و ارقام ما نمیرود. چند روز بعد یعنی در چهارشنبه 5 مرداد رئیس جمهوری ضمن تاکید بر پایبندی دولت بر احقاق حقوق ایرانیان بهخصوص در راستای احقاق حقابه ایران از هیرمند، به وزیران نیرو و امور خارجه ماموریت داد که موضوع را پیگیری کنند. ابراهیم رئیسی با اشاره به بحث رهاسازی حقابه ایران از هیرمند از جانب هیات حاکمه افغانستان، گفته بود: «دولت در پیگیری حقوق ملت به هیچعنوان کوتاه نخواهد آمد.» رئیس دولت سیزدهم بر همین اساس، خطاب به وزیران امور خارجه و نیرو دستور داد که موضوع «رهاسازی حقابه ایران از هیرمند» را پیگیری کرده و سایر راهکارهای موجود برای تامین آب شرب و کشاورزی مردم سیستان و بلوچستان نیز در اولویت کاری وزارتخانههای مربوطه قرار گیرد. وزیر نیرو در سخنانی بلافاصله پس از سخنان ابراهیم رئیسی از سفر خود به افغانستان بهمنظور پیگیری این مسئله خبر داد. محرابیان درباره دستاورد این سفر گفت بود: «طرف افغانی در «حرف» حقابه ایران را پذیرفته اما ما حقابه قانونی را طلب میکنیم.» جمعه هفتم مرداد نیز وزیر امور خارجه در تماس تلفنی با سرپرست وزارت خارجه هیات حاکمه طالبان، «تحویل حقابه ایران» از جانب طرف افغانستانی را «شاخص مهمی برای سنجش تعهدات هیات حاکمه سرپرستی افغانستان در عمل به تعهدات بینالمللی این کشور در قبال ایران» عنوان کرد.
عضو هیئت مدیره انجمن آب و خاک پایدار ایران: معمولا افغانستانیها در موضوع آب بسیار سازشناپذیرند و در دهههای گذشته این مهم بارها به اثبات رسیده است. امیدوارم دولت بتواند با تمهیداتی از جمله تامین برق چند استان افغانستان از طریق انرژی بادی، بحث آب و حقآبه هیرمند را بار دیگر روی میز مذاکرات قرار دهد و بتواند مشکل را حل کند
سیلاب سهم ایران از حقابه
یک هفته پس از گفتههای وزیر خارجه، آب از سد «جریکه» وارد ایران شد. آبی که به گفته حسن کاظمی قمی نماینده ویژه رئیس جمهور در امور افغانستان با تعامل مستمر دیپلماتیک و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی عمومی و هماهنگی میان دستگاهی در سطح ملی به مردم منتظر سیستان و بلوچستان رسیده است، اما حکومت طالبان درباره عدم قطعیت در این باره صحبت کرده و مقامات دیگر این حکومت نیز از گردش آب در افغانستان خبر میدهند. گردشی که به نظر میرسد قرار نیست بخشی از آن از سد بگذرد و وارد کشور همسایه شود. همچنان که مردم ساکن در سیستان و بلوچستان ایران نیز معتقدند آب رهاسازی شده تنها سیلابی است که باید تخلیه میشد و پس از تخلیه، بار دیگر هیرمند خشکسالی خواهد بود و شنزاری که از آن به جا میماند. کاظمی قمی در یک پیام توییتری از هماهنگی بین دستگاهی در سطح ملی خبر داده، اما گذشت زمان صحت این ادعا را مشخص میکند. محسن موسوی خوانساری عضو هیئت مدیره انجمن آب و خاک پایدار ایران چندی پیش در گفتوگو با «پیام ما» تاکید کرده بود که «معمولا افغانستانیها در موضوع آب بسیار سازشناپذیرند و در دهههای گذشته این مهم بارها به اثبات رسیده است. امیدوارم دولت بتواند با تمهیداتی از جمله تامین برق چند استان افغانستان از طریق انرژی بادی، بحث آب و حقآبه هیرمند را بار دیگر روی میز مذاکرات قرار دهد و بتواند مشکل را حل کند.» حال باید منتظر ماند و دید در روزهای آتی با کاهش سیلابها آیا بار دیگر آب از سد جریکه وارد ایران میشود یا با کاهش نقش هماهنگی بین دستگاهی باید بر مذاکرات بین حکومت اسلامی و دولت ایران امید بست تا حقابه ایران از هیرمند تامین شود.
قتلهایی که «رفسنجان» را به صدر اخبار جنایی کشاند
|پیام ما| ۱۰ نفر کشته، ۸ تن مجروح و خودزنی عامل جنایتهای قبل ماجراییست که نام «بهرمان» رفسنجان به صدر اخبار جنایی کشور کشانده است. این در حالی است که هنوز درباره انگیزه اصلی درگیری اولیه و چرایی قربانی شدن دیگران اطلاعاتی در دست نیست. تعداد قربانیان در این حادثه یادآور جنایتی است که در آن نیز ۱۰ نفر در «جهانآباد» شهرستان «فهرج» در استان کرمان به قتل رسیدند. البته آن ماجرا که در ابتدای دی ۱۳۹۵ روی داد ریشه خانوادگی داشت ولی هنوز از ریشه این جنایت جزییات بیشتری نمیدانیم.تحقیق از متهم پروندهای که در آن ۱۰ نفر کشته و ۸ تن دیگر مجروح شدهاند در حالی آغاز شده است که متهم به هنگام دستگیری اقدام به خودزنی کرده است. با وجود جراحتهایی که متهم به خودش وارد کرده فرماندار شهرستان انار در استان کرمان که دستگیری در آن منطقه انجام شده بیان کرد که جراحتها به میزانی نیست که منجر به فوت او شود. این در حالی است که یکی از ساکنان شهرستان رفسنجان به «پیامما» گفت این قتلها در یک محل به وقوع نپیوسته است و در ۵ مکان مختلف ارتکاب یافتهاند. آفتاب شانزدهمین روز مرداد ۱۴۰۱ تازه غروب کرده بود که شنیدهها از آنچه در اطراف رفسنجان روی داده بود زبان به زبان نقل شد. هنوز سر شب بود که خبر رسید یک تبعه افغانستانی ۶ هموطن خودش و ۴ ایرانی به با ضربات چاقو به قتل رسانده و با مجروح کردن عدهای دیگر متواری شده است. «رحمان جلالی» معاون سیاسی و امنیتی استانداری کرمان ضمن تشریح چگونگی این مجموعه قتل متهم را «صمد» معرفی کرد و گفت که او حتی خانواده خودش را هم تهدید به قتل کرده بود و در حالت عادی به سر نمیبرده است.
تا الان اطلاعات دقیقی از انگیزه این قتلها مشخص نیست و بازجوییهای اولیه از متهم در حال انجام است و به محض اینکه پرونده تکمیل شود اطلاعات آن از طریق مراجع رسمی به مردم اعلام میشود
نخستین درگیری منجر به جنایت حدود ساعت ۷ بعدازظهر حوالی یکی از چاههای کشاورزی «احمدآباد شور» در بهرمان روی داده است. اما به طور دقیق هنوز هیچ مقام رسمی در استان کرمان مشخص نکرده افرادی که به قتل رسیده یا مجروح شدهاند کجا و در چه ساعتی قربانی اقدامهای «صمد» شدهاند.
این در حالی است که «رحمان جلالی» معاون سیاسی و امنیتی استانداری کرمان در گفتگویی تأکید کرده است: « تا الان اطلاعات دقیقی از انگیزه این قتلها مشخص نیست و بازجوییهای اولیه از متهم در حال انجام است و به محض اینکه پرونده تکمیل شود اطلاعات آن از طریق مراجع رسمی به مردم اعلام میشود».
درگیری پای چاه آب
با توجه به آنکه تا زمان تنظیم این گزارش مسئولان استان کرمان صرفاً انگیزه «صمد» متهم اصلی این پرونده را «شخصی» عنوان کردهاند نمیتوان فرضیه یا فرضهایی خارج از این مفهوم طرح کرد. اما با توجه به اینکه قتلها در یک مکان روی نداده است میتوان فرض کرد که «صمد» از قبل برای این قتلها ذهنیت یا برنامهای داشته است. شاید به قتل رسیدن افرادی که هموطنش نبودهاند بخش حاشیهای اقدامهای او باشد و به سبب همزمانی حضورشان آنها را نیز هدف حملههای خود قرار داده است. این صرفاً یکی از فرضهایی است که میتوان با اطلاعات اندک حاضر طرح کرد.
به هر حال آنچه اینک رفسنجان را به صدر اخبار جنایی ایران کشانده است ابتدا در جوار یک چاه کشاورزی روی داد. «رحمان جلالی» معاون سیاسی، امنیتی استاندار کرمان در توضیح چگونگی این جنایتها و با تأکید بر اینکه این حوادث ابعاد امنیتی نداشت گفت: در یک نزاع حوالی چاه موتور کشاورزی احمدآباد شور در رفسنجان یک تبعه غیرمجاز افغانستانی به دنبال اختلاف شخصی بین چند نفر دیگر از اتباع ابتدا ۲ نفر از کارگران موتور را با چاقو به قتل میرساند. در این حین تعدادی ایرانی هم که در محدوده زمینهای کشاورزی حضور داشتند با ضربات چاقو به قتل میرسند.
جلالی همچنین توضیح داد: با شروع این ماجرا اتباع افغان دیگری نیز هم در محل حضور مییابند و در مجموع ۶ نفر از اتباع و چهار نفر افراد ایرانی به قتل میرسند.
گرچه به نظر میرسد قتلها با چاقو یا سلاح سرد رخ داده اما پلیس و سایر مسئولان استان کرمان به طور دقیق مشخص نکردهاند که هر یک این قتلها با چه سلاحی روی دادهاند.
بازداشت برادر نخستین گام برای دستگیری متهم
با اعلام این اتفاقات به پلیس ماموران در گام نخست برادر این تبعه افغان را در «احمدآباد شور» دستگیر و بازجویی از او را آغاز کردند. برادر صمد به ماموران گفت او مشکلات روحی روانی و اعتیاد داشته، در افغانستان نیز جزو دسته اراذل و مخلان امنیت بوده است و حتی خانوادهامان و سایر اتباع را به قتل تهدید کرده بوده است.
به گفته معاون سیاسی- امنیتی و اجتماعی استاندار کرمان برخی افراد به قتل رسیده از خویشاوندان قاتل و تبعه افغان هستند.
دستگیری در شهرستان انار
محسن صالحی فرماندار شهرستان انار نیز یکشنبهشب گذشته از چگونگی دستگیری «صمد» گفت. او توضیح داد که بعد از تشکیل جلسه شورای تأمین استان به ما اعلام شد که احتمال ورود متهم متواری به انار وجود دارد که بر همین اساس همه نیروهای پلیس و سپاه بسیج شدند.صالحی توضیح داد که سرانجام متهم در حالی که با یک موتور فاقد چراغ وارد منطقه شده بود را ردزنی کردند. به گفته فرماندار شهرستان انار متهم وقتی خود را در محاصره ماموران دید اقدام به خودزنی کرد. صالحی تأکید کرد که جراحات و خودزنی متهم به میزانی نبود که به وخامت حال او منجر شود و احتمال زنده ماندنش بیشتر از خطر مرگ اوست. در حال حاضر متهم تحت درمان قرار دارد و به نظر میرسد که وضعیت جراحات او کنترل شده است. همچنین دادستان رفسنجان نیز درباره این واقعه اظهارنظر کرده است. ایمان شهسواری گفته است: مرتکب قتلهای رفسنجان تحت مصرف شدید روانگردان شیشه بوده است.
با این حال باید منتظر بود تا تحقیقات مقدماتی پلیس انجام گیرد و اطلاعات بیشتری از این ماجرا منتشر شود تا به واقع دریابیم آیا «صمد» صرفاً تحت تأثیر «شیشه» بوده است یا نقشههایی هم در سر داشته است.
یادآور قتلهای جهانآباد فهرج
۱۰ نفر جان باختهای که ضربههای «صمد» رقم زده است یادآور شامگاه دومین روز زمستان ۱۳۹۵ در روستای جهانآباد فهرج است. آن شب نیز ۱۰ نفر در این روستا به ضرب گلوله به قتل رسیدند. اما در آن ماجرا انگیزه اولیه قاتل انتقامجویی از خانواده همسرش بود. در آن ماجرا جوانی ۲۶ ساله با اسلحه کلاشینکف به سراغ خانواده همسرش رفت. همسرش قصد داشت از او جدا شود و همین موضوع باعث خشمش شده بود. این جوان خانواده همسرش که درواقع خانواده خالهاش بودند را به ضرب گلوله قتلعام کرد و علاوه بر پدر و مادر همسرش و همینطور خواهر و برادران او چند تن از همسایهها را نیز که آن شب در خانه خالهاش بودند به قتل رساند.
|پیام ما| از سه روز قبل که جان یک توله یوزپلنگ ماده که حدودا یک سال داشت در تصادفی در جاده عباسآباد به میامی گرفته شد تاکنون، دو یوز مدام به محل سر میزنند. احتمالات میگویند که یوز مادر و توله دیگرش باشند که هنوز نگران یوز از دست رفتهاند. حالا در این جاده که در سالهای گذشته بارها قتلگاه یوزها بوده، چندین تن از محیطبانان و نیروهای داوطلب حاضر شدهاند و با روشن کردن آتش در شب و گشتزنیهای مداوم در تلاشند تا جان دو یوز دیگر به خطر نیفتد. جاده طولانی است و کار این فعالان، سخت و جانفرسا و برای همین هم اطلاعیهای در گروههای مختلف در فضای مجازی دست به دست میشود که از رانندگان حدفاصل شاهرود به سبزوار میخواهد که «آهسته و با دقت رانندگی کنند». عطیه تکتهرانی، مدیر پژوهش انجمن یوزپلنگ ایرانی که از داوطلبان حاضر در محل است اما به «پیام ما» میگوید: «گشتزنی یوزهای دیگر ممکن است یک هفته تا 10 روز طول بکشد. آنها تا مطمئن نشوند توله از دست رفته باز هم به این منطقه پرخطر میآیند و باید از جان آنها حفاظت کنیم.»
جاده ترانزیتی تهران-مشهد در منطقه عباسآباد-میاندشت در شهرستان میامی بارها شاهد مرگ یوزپلنگان آسیایی بوده. سال 97 هم در همین مکان که سه روز قبل یک یوز در آن از دست رفت، توله دیگری با ماشین تصادف کرد و قطع نخاع شد و بعد هم مرگ امانش نداد. مرگ یوزها در جادههای پرخطر باز هم تکرار شده و گفته میشود تصادف آخر، هشتمین حادثه جادهای بوده که به مرگ یوزپلنگی انجامیده. عطیه تکتهرانی، مدیر پژوهش انجمن یوزپلنگ ایرانی به «پیام ما» میگوید: «در سال 93 هم که یک یوزپلنگ مادر در منطقه کشته شد، و تولههایش مدام به محل سر میزدند. تولهها تا روزها به محل آمد و شد داشتند و زمان بسیار زیادی طی شد تا بپذیرند و دیگر به محل نیایند. اما چون این یوز بالغ و به احتمال قوی مادرِ یوز تلفشده است، برای حفاظت از توله باقیمانده ممکن است مدت زمان کمتری به محل برگردد. بهنظر میرسد یک هفته تا 10 روز این اتفاق تکرار شود.»
آنها از دو روز قبل راهی منطقه شدهاند و شبها با گشتزنی و روشن کردن آتش در تلاشند تا یوز و توله دیگر را از جاده پرخطر دور کنند. این مسیر که کمنور است و دوربین کنترل سرعت هم ندارد، در روزهای پس از تعطیلات از جمله مسیرهای پرتردد است و همه اینها دلهرهها را بیشتر کرده است.
عطیه تکتهرانی: در خراسان شمالی و در پناهگاه حیات وحش میاندشت 15 دوربین کار گذاشتیم اما در سمنان این امکان فراهم نشد. برخی مدیران ریسک بیشتری میکنند و برخی دیگر نه. کار را به اجازههای روسای بالاتر موکول میکنند
حسن اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست دیروز گفت که محیطبانان شبهای شنبه و یکشنبه، مادر و توله بزرگ دیگر همراه او را در زیستگاههای مجاور جاده در حوزه استان سمنان مشاهده کردند و با توجه به مشاهده مادر و توله یوز همراه او، تیم پایش استان به همراه چند تن از تشکلهای مردمنهاد در منطقه مستقر هستند و پایشهای نظارتی ادامه دارد. به گفته او بیشترین نگرانی مربوط به ترددهای روز عاشورا در جاده مشهد به تهران به دلیل بازگشت زائران است. به همین دلیل با مسئولان محیط زیست استان خراسان شمالی هم هماهنگ شده و آنها آمادهباش هستند تا در صورت نیاز برای پایش بیشتر عازم منطقه شوند.
اکبری از پلیس راهور هم تقاضا کرده که با توجه به حجم گسترده خودروهای زوار از مشهد به سمت تهران و ضرورت کنترل و رعایت سرعت مطمئنه در این منطقه برای حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، تیمهای نظارتیشان را در این جاده بهویژه در حد فاصل میامی تا کاهک و عباسآباد مستقر کند. در این مدت اکیپهای محیطبانان هم شبانهروزی مستقرند و اگر یوز مادر و توله همراهش را ببینند، با روشن کردن پروژکتور و آتش و ایجاد هشدار، آنها را از منطقه خطر دور میکنند.
نصب قلاده و افزایش روشنی جاده
منطقه عباسآباد (بین میامی به سبزوار) حوالی پارک ملی توران از جمله حادثهخیزترین نقاط کشور برای یوزپلنگهاست و راههایی چون فنسکشی، افزایش روشنایی جاده برای بهبود دید افقی رانندگان، ایجاد محدودیت سرعت و مواردی از این قبیل میتواند راهگشا باشد اما همچنان نه روشنایی در کار است و نه محدودیت سرعت در نظر گرفته شده است. تکتهرانی میگوید: «فنسکشی به تنهایی راهگشا نیست و مسیر طولانی است. فنسکشی برای این بوده که یوزها به زیرگذر هدایت شوند اما در این زیرگذر هم ماشین تردد میکند. از سویی فنسکشی در این ابعاد هزینه بسیار زیادی دارد که هیچ سازمانی هم آن را تقبل نمیکند.» او معتقد است بهترین راه برای این کار افزایش روشنایی است. «جاده باید نور گسترده داشته باشد تا هم رانندگان و هم حیوانات بتوانند خود را نجات دهند. یوز حیوانی است که بسیار راه میرود و همین هم کار را سخت میکند و هر مقدار که زیستگاه ایمن باشد، باز ممکن است از آن خارج شود. در نتیجه شاید تنها راهی که بتوان جمعیت و رفت و آمد آنها را کنترل کرد، نصب قلاده است که به دلایل امنیتی مجوز آن صادر نمیشود.» به گفته او دهههاست هیچ یوزی در ایران قلاده نداشته و بیش از سه دهه قبل هومن جوکار برای چند یوز چنین کاری کرده بود. «اگر مشکل مجوز حل میشد، بسیاری از انجمنهای فعال خودشان میتوانستند این کار را انجام دهند. در این صورت ممکن بود باز هم تعدادی از دست خارج شوند و قلاده به آنها نصب نشود اما درنهایت میشد آمار رفت و آمد اکثر آنها را داشت در صورت نزدیک شدن به خطر راهی برای آن جویید.»
برخورد سلیقهای با دوربینگذاری
چندین لاستیک را برای آتش زدن خالی کردهاند و حالا میخواهند از چیدمان جدیدی برای آتش زدن استفاده کنند تا حجم گسترده جاده را پوشش دهند. با این حال وسعت جاده زیاد است و نمیتوان از همه جا مطمئن شد. تهرانی میگوید همین وسعت گسترده هم دلیلی است که توقع آسیب ندیدن حیوان را پایین میآورد و در نهایت ایمنسازیاش را هم سخت میکند. «مسئله جاده متفاوت است. ما با یک ارگان روبهرو نیستیم. وزارت راه، وزارت نیرو، پلیس و … همه درگیرند. در عین حال نصب دوربین هم در استان سمنان مورد بیتوجهی قرار گرفته است.» این کارشناس تنوع زیستی میگوید دوربینگذاری در استانهای مختلف بیش از هر چیز به نظر روسای سازمان بستگی دارد و مدیر مناطق میتوانند این روند را تسهیل کنند. «در خراسان شمالی و در پناهگاه حیات وحش میاندشت 15 دوربین کار گذاشتیم اما در سمنان این امکان فراهم نشد. برخی مدیران ریسک بیشتری میکنند و برخی دیگر نه. کار را به اجازههای روسای بالاتر موکول میکنند.»
آنها از دو روز قبل راهی منطقه شدهاند و شبها با گشتزنی و روشن کردن آتش در تلاشند تا یوز و توله دیگر را از جاده پرخطر دور کنند. این مسیر که کمنور است و دوربین کنترل سرعت هم ندارد، در روزهای پس از تعطیلات از جمله مسیرهای پرتردد است و همه اینها دلهرهها را بیشتر کرده است
مدیر پژوهش انجمن یوزپلنگ ایرانی همچنین تاکید میکند که جمعیت توران در سال گذشته کاهشی نبوده و چهار یوز توله به دنیا آوردهاند و 9 یوز جدید شناسایی شده است. منطقه توران در شرق استان سمنان در شهرستان شاهرود یکی از سه منطقه حفاظتشده ایران با مساحت یک میلیون و ۴۷۰ هزار هکتار، خاستگاه زیست یوزپلنگ ایرانی به شمار میرود که بخشی از این منطقه حفاظت حدفاصل میاندشت- میامی در محور مواصلاتی قرار دارد.
بهرامعلی ظاهری، مدیرکل محیط زیست استان سمنان هم در گفتوگو با ایرنا درباره این حادثه گفته که «انتظار میرود مسئولان مرتبط خصوصا اداره راه و شهرسازی و پلیس راه استان سمنان هرچه سریعتر، نسبت به ایمنسازی این محدوده و نصب روشنایی و دوربینهای کنترل سرعت و نصب تابلوهای کاهش سرعت تا حداکثر ۸۰ کیلومتر بر ساعت، اقدامات لازم را انجام دهند.»
تعداد یوزپلنگهایی که حد فاصل سالهای 1389 تا 1397 در محور میاندشت-عباسآباد تلف شدند هفت قلاده بوده و حالا با مرگ یک یوز دیگر آمار به هشت نفر رسیده است، آن هم فقط در یک جاده؛ جادهای ترانزیتی و پرتردد که برخوردهایی از این دست نه تنها جان یک گونه در معرض انقراض را در خطر قرار داده که حتی میتواند باعث تصادف و از دست رفتن جان انسانها هم شود.
سرنوشت بلاتکلیف مذاکرات احیای برجام
در حالی که یک نشریه آمریکایی به نقل از مقامهای غربی از نزدیک شدن به دقایق پایانی مذاکرات و دستیابی به توافق میان طرفین خبر داده، یک مقام وزارت خارجه جمهوری اسلامی این ادعا را رد کرد و گفت که «هنوز در مرحلهای نیستیم که از نهایی شدن متن توافق سخن بگوییم.»
مذاکرات احیای برجام تا عصر روز یکشنبه ادامه یافت و دیروز در حالی یک مقام وزارت امور خارجه در واکنش به ادعای نشریه وال استریت ژورنال تاکید کرده «هنوز در مرحلهای نیستیم که از نهایی شدن متن توافق سخن بگوییم» که ساعاتی پیش از آن، نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین، در سخنانی در جمع خبرنگاران حاضر در محل مذاکرات گفته بود: «پنج ثانیه با خط پایان فاصله داریم.» میخائیل اولیانوف که در چهارمین روز مذاکرات در محوطه خارجی هتل کوبورگ با خبرنگاران صحبت میکرد، البته ضمن تاکید بر نزدیک شدن به مراحل نهایی مذاکرات گفته بود: «۳، ۴ موضوع باقی مانده که باید حل و فصل شود.» او گفته است: «مذاکرات بهویژه برای ایرانیها و آمریکاییها حساس است؛ نمیتوانم ضمانت کنم اما برداشتی که درحال حاضر وجود دارد، این است که گفتوگوها در مسیر درست پیش میرود.» این درحالی است که در یکی از معدود خبرهایی که در ۲۴ ساعت گذشته از محل مذاکرات وین و روند پیشرفت این مذاکرات مخابره شده، یک مقام وزارت امور خارجه، ادعای والاستریت ژورنال مبنی بر و نهایی شدن متن و دستیابی به توافق ظرف تنها چند ساعت آینده را رد کرده و با اشاره به «چند موضوع مهم باقی مانده» گفته است: «هیأت مذاکرهکننده جمهوری اسلامی نظرات سازنده خود را با هدف پیشبرد مذاکرات به طرف مقابل ارائه کرده و نتیجه گفتوگوها به اراده طرف مقابل برای اتخاذ تصمیمات سیاسی لازم بستگی دارد.» هرچند این مقام ارشد وزارت خارجه ایران که نامی از او به میان نیامده، در عین حال گفته است: «در صورتی که تصمیمات مناسب طرف مقابل اتخاذ شود، میتوان به سرعت مذاکرات را جمعبندی کرد.» شرطی که البته بهگفته این مقام وزارت خارجه ایران هنوز محقق نشده و مذاکرات در آن مرحله قرار نگرفته است.
مشاور رسانهای تیم مذاکرهکنندگان هستهای ایران با اشاره به «پیشرفتهایی حاصل شده» تاکید کرد که «همه مسائل دیگر از جمله ارائه تضمین به ایران هنوز روی میز هستند» و معاون امور سیاسی دفتر رئیسجمهوری نیز تاکید کرد: موضع قاطع رئیسجمهور این بود فقط زمانی که ادعاهای پادمانی حل و فصل و بسته شود، توافق نهایی قابل دست یافتن است
اما در شرایطی که اطلاع دقیق و اظهارنظر رسمی در مورد محتوای آن ۳، ۴ موضوع مهم در دست نیست، مشاور تیم مذاکرهکننده هستهای در توییتی نوشت: «اتهامهای سیاسی علیه برنامه هستهای ایران قرار بود بعد از گزارش مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای حل شوند اما آمریکا و سه کشور اروپایی برعکس عمل کردند. این رویکرد باید اصلاح شود.» سید محمد مرندی که ابتدای هفته جاری در این رابطه اظهارنظر کرده بود، همچنین نوشت: «پیشرفتهایی حاصل شده اما همه مسائل دیگر از جمله ارائه تضمین به ایران هنوز روی میز هستند.» آن هم در حالی که حدود ۲۴ ساعت پس از این توییت مشاور رسانهای تیم مذاکرهکننده هستهای ایران، معاون امور سیاسی دفتر رئیسجمهوری نیز بهعنوان یکی دیگر از مقامهای ایرانی نزدیک به تیم مذاکرهکنندگان هستهای در توییتی به این مذاکرات واکنش نشان داده بود. محمد جمشیدی که از شرطی پرده برداشت که ابراهیم رئیسی در تمامی گفتوگوهای تلفنی خود با روسای جمهور فرانسه، روسیه و چین مورد تاکید قرار داده، نوشت: «موضع قاطع رئیسجمهور این بود فقط زمانی که ادعاهای پادمانی حل و فصل و بسته شود، توافق نهایی قابل دست یافتن است.»
اما همزمان با این تحولات، یکی از تحلیلگران و خبرنگاران پیگیر اخبار مذاکرات به نقل از یک دیپلمات ارشد اروپایی، آن چند موضوع باقیمانده در مذاکرات را «موضوعات فنی» توصیف کرد و نوشت: «امکان توافق وجود دارد اما آسان نخواهد بود.» استفانی لیختناشتاین که بهعنوان خبرنگار نشریه پولتیکو به نقل از یک مقام اروپایی از محتوای برخی آن چند موضوع سخن گفته، مدعی شد: «مشکل خروج سپاه از لیست سازمانهای تروریستی حل شده و توافق شده که این موضوع در مذاکره مستقیم آمریکا و ایران در آینده، مورد بحث قرار گیرد. همچنین موضوع اخذ تضمین حل شده و ایران دیگر خواهان تضمین سیاسی نیست. ما به این نگرانی [ضمانتها] در متن به شیوهای کاملاً اساسی رسیدگی میکنیم. ایران از آنچه در متن ضمانتها گنجانده شده خرسند است.» این خبرنگار ارشد مسائل سیاست خارجی و روابط بینالملل درباره مساله بازرسیهای پادمانی آژانس بینالمللی انرژی اتمی که پیشتر بهعنوان یکی از دیگر شروط جمهوری اسلامی مورد تاکید قرار گرفته و ادعا شده بود که ایران خواستار مختومه شدن این پرونده است، نوشت: «از اظهارات این مقام ارشد اتحادیه اروپا مشخص بود که این موضوع حل نشده است.» لیختناشتاین بهنقل از این دیپلمات ارشد اروپایی تاکید کرد که این موضوع، «در چارچوب برجام مورد بحث قرار نمیگیرد.»
اما در حالی که روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال با اشاره به آنچه یک مذاکرهکننده ارشد اتحادیه اروپا عصر یکشنبه گفته، مدعی شده بود که مذاکرات ایران و آمریکا برای احیای توافق هستهای ۲۰۱۵ نزدیک به اتمام است. با این وجود، هنوز مشخص نیست که آیا تهران توافق نهایی را میپذیرد یا خیر. این روزنامه نوشته است: «انریکه مورا، هماهنگکننده اروپایی این مذاکرات گفته که متن توافق ممکن است در ساعات آینده نهایی شود. با این حال، ایران باید تصمیم بگیرد که آیا مطالبهاش مبنی بر احیای برجام تنها در صورت بستن پرونده تحقیقات آژانس را کنار میگذارد یا نه.» این روزنامه با تاکید بر اینکه «ایران اصرار دارد که برای احیای برجام، پرونده تحقیقات آژانس انرژی اتمی در مورد پیدا شدن مواد هستهای اعلام نشده در این کشور باید بسته شود»، از عدم دستیابی به توافق بر سر شروط ایران خبر داده است. این روزنامه به نقل از مقامهای غربی مدعی شده که این مقامها برای خاتمه دادن تحقیقات یا تعیین ضربالاجل مشخص برای کار آژانس مداخله نمیکنند و در متن توافقی که روی آن کار میشود، هیچ اشارهای به درخواستهای ایران برای بستن تحقیقات آژانس وجود نخواهد داشت. این در حالی بود که دیروز بهدلیل فرارسیدن سوگواری عاشورا هیچ مذاکره رسمی صورت نگرفته و در یکی از چند خبری که در این ۲۴ ساعت اخیر از روند مذاکرات مخابره شده، چنانکه پیشتر مورد تاکید قرار گرفت، ایران ادعای این روزنامه امریکایی را رد کرده است.
این در حالی است که عدم اطلاعرسانی دقیق در خصوص آنچه در این مذاکرات میگذرد، حالا انتقاد برخی نمایندگان مجلس انقلابی را نیز برانگیخته و در یکی از آخرین اظهارنظرها، فریدون عباسی نماینده کازرون که در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد، ریاست سازمان انرژی هستهای جمهوری اسلامی را برعهده داشت، گفته است: «هرچه به مذاکرهکنندگان ایرانی میگوییم شما در این مذاکرات درباره چه چیزی صحبت میکنید، پاسخ دقیقی نمیشنویم.» این در حالی است که همزمان یک تحلیلگر و روزنامهنگار اصلاحطلب با اشاره به تاکید برخی جریانهای نزدیک به تیم مذاکرهکنندگان ایران مبنیبر اینکه «متنی که روی میز است، از هر نظر بهتر از برجام و متنهای گذشته است»، از این گفتهها استقبال کرد و نوشت: «بسیار عالی تبریک میگوییم؛ زودتر امضا کنید.» عباس عبدی با تاکید بر بیاطلاعی از متنی که در آستانه توافق قرار گرفته، نوشت: «سر فرصت و پس از امضا، متن را میبینیم و تطبیق میدهیم؛ امیدواریم که چنان باشد که گفتید حتما خوشحال میشویم».
با تلف شدن یک یوز دیگر در تصادف جادهای بحثهای مختلفی بین کارشناسان و علاقهمندان به این گونه در شبکههای مجازی درباره علل این تصادف و راهکارهای پیش رو درگرفت. در این نوشتار تلاش میشود با ذکر 5 گزینه، این بحثها و پرسشها واکاوی شود.
1. گرچه سگهای گله و دامداران مهمترین عامل تهدید یوز هستند، جاده و تصادفات جادهای عاملی است که باعث شده تلفات زیادی آن هم در جنس ماده یوزها داشته باشیم. با وجود اهمیت این عامل در طول سالهای اخیر یعنی از سال 97 به بعد اقدامی برای امن کردن جاده آن هم در نواحی پرتردد یوز صورت نگرفته است.
2. از سال 97 تا 1400 یعنی در دولت قبل به صورت کاملا عمدی سازمان حفاظت محیط زیست و معاونت محیط طبیعی این سازمان وقت زیادی را برای حفاظت از یوز هدر دادند. مدیران در این سازمان بارها عنوان میکردند میخواهیم برنامهای برای حفاظت از یوز تدوین کرده و بر اساس آن پیش برویم. من معتقدم آنها با استدلال و توجیه برنامهریزی برای مدت طولانی علاقهمندان بحث یوز را سرگرم کردند تا کاری انجام ندهند.
3.گفته میشود چنانچه پروژه تکثیر در اسارت نبود، فنسکشی جاده انجام میشد ضمن اینکه این عامل به حفاظت از زیستگاه صدمه میزند. از نظر نگارنده تکثیر در اسارت هیچگونه اثر منفی بر حفاظت از زیستگاه ندارد. اگر تکثیر در اسارت را پیگیری نمیکردیم سه یوز را از دست میدادیم. یوز، یوز است و ما نباید از این پتانسیل غافل میشدیم. آنچه به تصادفات جادهای منجر میشود بیشتر به سوءمدیریت برمی گردد تا اینکه این استدلال را بیاوریم که تکثیر در اسارت یا هر گزینه دیگری باعث شد فنسکشی انجام نشود.
4.یک سال از آغاز به کار معاونت محیط طبیعی دولت جدید میگذرد در حالی که اقدام خاصی برای حفاظت از یوز انجام نشده است. متاسفانه بخش زیادی از وقت و انرژی ما صرف برنامه جدید میشود و مدیران پس از روی کار آمدن برنامههای قبلی که اتفاقا کارشناسان زیادی روی آن وقت گذاشتهاند و ممکن است موثر هم باشند را کنار میگذارند و میخواهند ایدههای دیگری را دنبال کنند.
5. آخرین تصادف یوز 30 آذر سال 1393 بود. بعد از آن اقداماتی که برای ایمنسازی جاده انجام شد. ممکن است از این تاریخ به بعد هم تلفات جادهای را شاهد بوده باشیم اما گزارشی در این زمینه وجود ندارد. همین موضوع نشان میدهد فنسکشی در کاهش تلفات یوز کاملا موثر باشد. دراینباره مقرر شده بود با کامل شدن فنسکشی، دوربین در جاده نصب شده و محدودیت سرعت وضع شود. همچنین بنا بود نور جاده به گونهای شود تا رانندگان دید مناسبی داشته باشند، ضمن اینکه با توجه به بحثهای اقتصادی روگذر، تعریض زیرگذرها در دستور کار قرار گرفت. با این حال و با وجود مطالعات زیادی که از سال 1393 تا 1396 انجام شد اقدام خاصی صورت نگرفت به ویژه در این 4 سال که اجرای پژوهشها کاملا ناکام ماند.
مصرف بالا، دلیل قطعی برق در خوزستان
شدت گرفتن گرما در شهرهای خوزستان موجب شد تا با افزایش مصرف برق هم در برخی از نقاط استان قطع شود. سخنگوی صنعت برق در جنوب غرب کشور گفت: در این روزها شبکه برق خوزستان در حال ثبت رکوردهای تاریخی مصرف برق است به گونهای که در روز پنجشنبه مصرف ۸۷۲۰ مگاوات برق ثبت شده است. به گزارش ایسنا کیومرث زمانی در خصوص قطعی برق برخی شهرستانهای شمال شرق خوزستان بیان کرد: در این روزها شبکه برق خوزستان در حال ثبت رکوردهای تاریخی مصرف برق است به گونه ای که در روز پنجشنبه مصرف ۸۷۲۰ مگاوات برق ثبت شده است. او افزود: این میزان مصرف برق در حالی رخ داد که دمای هوا ۵۳ درجه و در برخی نقاط رطوبت ۹۰ درصدی بود؛ این شرایط موجب افزایش مصرف برق و پرباری برخی تجهیزات شبکه می شود. سخنگوی صنعت برق جنوب غرب کشور گفت: روز جمعه نیز مانند روز قبل از آن مصرف برق در بسیاری از نقاط به ویژه در شهرستانهای ایذه، باغملک و رامهرمز بالا رفت به گونهای که به دلیل افزایش مصرف برق و گرم شدن تجهیزات، پست اصلی باغملک برای مدت کوتاهی از دست رفت که بلافاصله همکاران موفق شدند بخشهای زیادی از بارهای از دست رفته را با انتقال بار به شرایط عادی برگردانند و مردم برقدار شوند. زمانی بیان کرد: مشکلی در ایستگاه فوق توزیع نداشتیم و همه ایستگاه های فوق توزیع در مدار بودند اما مشکل در ایستگاه اصلی انتقال برق باغملک رخ داد. در حال حاضر در شبکه مشکلی وجود ندارد و آخرین فیدرهای پست باغملک فرعی در حال اتصال است و تا دقایقی دیگر شهرستان باغملک به عنوان آخرین شهری که خاموشی را تجربه کرده بود، به صورت کامل به مدار مصرف برمیگردد.
وقوع بدترین خشکسالی در تاریخ فرانسه
|پیام ما| دولت فرانسه برای مقابله با خشکسالی تاریخی این کشور، اتاق بحران تشکیل داده است زیرا بیشتر از 100 شهر با کمبود آب آشامیدنی مواجه شدهاند.
به گزارش یورونیوز، کریستوف بچو، وزیر محیط زیست هنگام بازدید از منطقه جنوب شرقی فرانسه درباره وضعیت این شهرها گفت: «از آنجا که چیزی در لولهها باقی نمانده، کامیونها آب را به این مناطق میرسانند. چنین وضعیتی را تاکنون ندیدهام و خبر بد این است که فکر نمیکنم شرایط بهزودی عادی شود.»
همچنین الیزابت بورن، نخستوزیر فرانسه هشدار داده که فرانسه با «شدیدترین خشکسالی» ثبتشده در این کشور مواجه است. در حال حاضر دست کم ۶۲ منطقه در فرانسه به دلیل خشکسالی محدودیت مصرف آب دارند.
موج گرمایی که از ژوئن این کشور را فراگرفته، باعث خزان زودرس درختان و بوتهها شده است. شرایط خشکسالی دولت فرانسه را بر آن داشته تا با تشکیل اتاق بحران برای انتقال آب به خشکترین نقاط دست به کار شوند. این در حالی است که پس از خنک شدن هوا در برخی مناطق، سرویس ملی هواشناسی فرانسه پیشبینی کرده که افزایش دما همچنان ادامه خواهد داشت.دمای بالای 30 درجه سانتیگراد و افزایش آن تا 37 درجه سانتیگراد در بخشهایی از جنوب این کشور پیشبینی شده است. این در حالی است که سرویس ملی هواشناسی فرانسه میگوید: «حداکثر دمای بین 32 تا 36 درجه سانتیگراد احتمالاً میتواند برای مدتی طولانی در بخش بزرگی از کشور باقی بماند.» بالا ماندن دما در بسیاری از نقاط اروپا نیز پیشبینی شده است.
همچنین در کشور ایتالیا، مقاصد محبوب گردشگری مثل فلورانس و پالرمو با دمای بالای 40 درجه سانتیگراد در میان 16 شهر ایتالیا در فهرست «هشدار قرمز» قرار گرفتهاند. بر اساس این گزارش با ادامه خشکسالی و افزایش دما، تولید برنج در حاشیه رودخانه پو در معرض تهدید شدید قرار گرفته زیرا تحت این شرایط، شالیزارها به کلی خشک شده و در صورت استفاده از سفرههای زیرزمینی شور میشوند. با وجود این مشکلات، دولت ایتالیا بخشی از بسته 17 میلیارد یورویی مقابله با بحرانهای معیشتی را به کاهش اثرات این خشکسالی اختصاص داده که بدترین خشکسالی 70 سال اخیر در این کشور است.
