بایگانی مطالب نشریه
کارزاری با نام «تغییر قانون ارث» در وبسایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس شورای اسلامی و هیئت وزیران آمده: «در قوانین جاری کشور در حوزه ارث، قانونی وجود دارد که اگر فردی (زن یا مرد) زودتر از والدین خود از دنیا برود، در صورتیکه همسر و فرزندانی داشته باشد، آنها در آینده از میراث پدربزرگ یا مادربزرگ خود به طور کامل محروم میگردند.
این قانون سالها پیش از حقوق فرانسه وارد قوانین کشور شده، که البته خود کشور فرانسه نیز سالهاست آن را تغییر داده است.
موضوع روشن است: اگر کسی که فوت میکند وارثانی داشته باشد و آنها تا زمان فوت پدربزرگ یا مادربزرگ خود زنده باشند، بایستی از ارث پدر یا مادرشان که از دنیا رفته بهرهمند گردند.
قانون فعلی ظلم بسیاری به افراد زیادی کرده و در صورتیکه بتوان آن را نسبت به ارثهای تقسیمنشده هم عطف به ماسبق کرد، بسیار عادلانهتر خواهد شد. جوانمرگی در کشور ما در سالهای اخیر و در جریان همهگیری کرونا بسیار زیاد شده و در نتیجه خانوادههای بسیاری از این قانون رنج میبرند.
ما امضاکنندگان این کارزار، درخواست داریم در اسرع وقت اقدامات لازم را در خصوص تغییر و اصلاح این قانون صورت دهید.»
این کارزار از از 3 خرداد آغاز شده و تا یک مهر 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 5653 نفر امضا شده است.
تالابهای شمال و جنوب در جدال با آتش
دو تالاب کشور طعمه حریق شدهاند؛ آتش هم به جان تالاب انزلی و امیرکلایه در شمال افتاده و هم به جان تالاب هورالعظیم در جنوب. هرچند آتش تالاب انزلی به دست افرادی شروع شد که طمع زمینخواری داشتند اما در هورالعظیم، که در هفتههای گذشته بارها گرفتار آتش شده، حریق دیگری از جمعهشب به جان تالاب تشنه افتاده که به دلیل خشکسالی و تغییر اقلیم است. البته این تالاب در بخش عراقی میسوزد اما دود آن شهرستانهای هویزه، دشت آزادگان، حمیدیه و اهواز را سیاه کرده است. حالا اما فارغ از آنکه تالابها توسط انسانها به آتش کشیده شدهاند یا گرمی هوا جرقه آتش را زده، این جان بیرمق تالابهای شمال و جنوب کشور است که مدام از آن کم میشود.
آتش از دوشنبه قبل به تالابهای گیلان رسید و نخستین تالابی که طعمه حریق شد «تالاب امیرکلایه» بود؛ تالابی در نزدیکی لاهیجان که حریق در قسمت جنوبی آن حد فاصل پایین محله «ناصرکیاده» تا روستای «تیتی پریزاد» شروع شد و بالا گرفت. چند روزی محیطبانان درگیر خاموش کردنش بودند که خبر آمد پارک ملی «بوجاق» در نزدیکی کیاشهر درگیر آتش شده و بعد هم که خبر از آتشسوزی در «تالاب انزلی» به گوش همه رسید. هرچند در میان خبرها کمتر نامی از آتش در امیرکلایه و بوجاق را شنیدهایم و نام تالاب انزلی بیشتر شنیده میشود اما یکی از محیطبانانی که در روزهای اخیر در هر سه محل حاضر بوده و نمیخواهد نامش در این گزارش بیاید به «پیام ما» میگوید: «آتش در امیرکلایه هم جدی بود. آنجا هم گفته میشد عامل انسانی در آن نقش داشته است.» فرماندار لاهیجان هم با اشاره به حضور دو بالگرد آبپاش برای تثبیت خاموشی حریق در تالاب امیرکلایه گفته: «عصر جمعه نیز یک بالگرد دیگر به منطقه اعزام شد.» ماجرای آتش در تالاب انزلی اما به این سادگیها نیست. محیطبانی که در محل بوده میگوید در ساعات گذشته آتش بار دیگر جان گرفته است: «آتش آنچنان زبانه کشید و مجبور به بستن جاده کنارگذر انزلی شدند. دود اجازه رفت و آمد به ماشینها را نمیداد. همه در تلاش برای مهار آتش هستند. نیروهای مختلف از ارگانهای مختلف حاضرند و بالگرد هم آمده اما گرمای هوا باعث شد که از ساعت یازده صبح بار دیگر آتش زبانه بکشد. تنها امید ما به باران است.» سازمان هواشناسی اعلام کرده از سهشنبه این هفته آسمان گیلان ابری خواهد شد اما تا آن زمان چند روزی باقی است.
هژیر کیانی: به غیر از هورالعظیم، تالابهای دیگری در استان داریم که درگیر زمینخواری شدهاند. نمونهاش تالاب میانگران در شمال خوزستان است که بالای 2500 هکتار وسعت دارد و یکی از بزرگترین نقش برجستههای ایلامی در اطراف آن قرار دارد و در واقع مجموعهای از میراث طبیعی و باستانی را تشکیل میدهد. اما از شر زمینخوران در امان نیست. از شهریور تا اواسط پاییز هر ساله شاهد سوختنش هستیم اما هیچکس هیچ کاری نمیکند. اینجا حتی یک پاسگاه محیطبانی هم ندارد
اما ماجرای حریق فعلی تالاب انزلی از عصر پنجشنبه، دهم شهریور شروع شد. آتش از محدوده چراغپشتان شروع و منطقه را دربرگرفت. نیزارها به سرعت آتش را در آغوش گرفتند و چنان زبانه کشیدند که نیروهای امدادی هم نتوانستند تا 15 ساعت راهی برای رسیدن به قلب آتش و مهار آن بیابند. دامنه آتشسوزی تا جمعه شب به 40 هکتار رسید و چند هلیکوپتر هم برای مهار آتش راهی منطقه شدند. دیروز خبر آمد که آتشسوزی عمدی بوده و مدیرکل مدیریت بحران استان گیلان از دستگیری عامل آتشسوزی خبر داد. به گفته امیر مرادی، این آتشسوزی ابتدا به صورت لکهای در نقاط دور از دسترس ضلع غربی تالاب انزلی در روستای کوچک محله به وقوع پیوست که با وزش باد شعلهورتر شد. او با اشاره به اینکه این آتشسوزی عمدی بود، افزود: «فردی که تالاب را به آتش کشیده بود دستگیر شد.»
آتشسوزی فعلی در تالاب در حالی رخ داده و ادامهدار است که در سالهای گذشته بارها و بارها شاهد آتشسوزیهایی عمدی در تالاب انزلی بودهایم. شهریور پارسال هم آتشسوزیهای عمدی در تالاب انزلی درست از منطقه چراغپشتان شروع شد. این حریق از هشتم شهریور پارسال تا سه روز بعد ادامه داشت و در نهایت اعلام شد که پنج نفر بازداشت شدهاند. اسفند پارسال هم یک پهنه ۸۰ هکتاری از عرصههای تالاب انزلی درگیر آتشسوزی شد و ۲۵ هکتار از اراضی حاشیه تالاب درگیر حریق شد و خسارت دید. با وجود خسارتهای زیاد و البته دستگیری عدهای، اما همچنان این روند ادامه دارد و این ماجرا نشان از ناتوانی قانون و کم بودن مجازاتها دارد.
آتشسوزی فعلی در تالاب انزلی در حالی رخ داده و ادامهدار است که در سالهای گذشته بارها و بارها شاهد آتشسوزیهایی عمدی در تالاب انزلی بودهایم. شهریور پارسال هم آتشسوزیهای عمدی در تالاب انزلی درست از منطقه چراغپشتان شروع شد. این حریق از هشتم شهریور پارسال تا سه روز بعد ادامه داشت و در نهایت اعلام شد که پنج نفر بازداشت شدهاند
دود آتش هور در چشم اهوازیها
تصاویر ماهوارهای، روز جمعه از آغاز آتشسوزی در بخش عراقی هورالعظیم خبر دادند. این تالاب، بزرگترین تالاب مرزی ایران و آخرین بازمانده تالابهای بینالنهرین، در جنوب غربی کشور در خوزستان و در انتهای حوضه آبی کرخه قرار دارد. همچنین یک سوم آن در ایران و دو سومش در عراق قرار گرفته و آتشسوزی فعلی آنطور که محمود اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان گفته در نیزارهای بخش عراقی تالاب هورالعظیم بوده اما دود آن به شهرستانهای هویزه، دشت آزادگان، حمیدیه و اهواز رسیده است.
به گفته اشرفی، با توجه به خشکسالی گسترده امسال، بیش از ۹۰ درصد مساحت بخش عراقی تالاب هورالعظیم دچار خشکی کامل شده است و به همین دلیل بخش عراقی این تالاب گاه و بیگاه دچار حریق میشود.
خشکسالی یکی از دلایل آتشسوزیهای مدام در هورالعظیم است و آنطور که سید عادل مولا، معاون محیط طبیعی ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان به ایسنا گفته «عمده این آتشسوزیها به دلایل انسانی و طبیعی رخ میدهد؛ از بین بردن علوفههای خشک و قدیمی برای استفاده دام یا باز کردن عرصهها به منظور دید و تردد بهتر، از مواردی هستند که در عراق قابل کنترل نیستند. با توجه به خشکی، تالاب مستعد حریق است و دمای بالا و دیگر عوامل طبیعی نیز در وقوع این حریقها تأثیر دارند.» به گفته او رطوبت فعلی هوا مانع مشتعل شدن حریق در تالاب است و در صورت کاهش رطوبت و وزش باد به سمت شرقی تالاب، ممکن است در روزهای آینده دود ناشی از حریق بخش عراقی هورالعظیم مجددا شهرهای دشت آزادگان، هویزه و اهواز را درگیر کند. طبق اعلام محیط زیست خوزستان، امسال حدود ۳۵۰ هکتار از عرصه بخش ایرانی تالاب هورالعظیم دچار حریق شده اما در همین مدت در بخش عراقی تالاب حدود ۲۲ هزار هکتار در آتش سوخته است.
آتشسوزیهای هورالعظیم در حالی رخ داده است که در ماههای گذشته هور بارها و بارها طعمه حریق شده است؛ اوایل شهریور شعلهها به دامن این تالاب در بخش عراقی افتاد و پیش از آن نیز در ماههای مرداد و تیر و خرداد هم بارها هوای شهرهای استان خوزستان به خاطر سوختن تالاب در بخش عراقی سیاه شد.
«تالاب میانگران» بدون پاسگاه محیطبانی
هورالعظیم با وجود همه اهمیتی که در میان زیستگاههای جنوبی کشور دارد، سالهاست مورد بیمهری است. برداشت بیرویه نفت از آن و راهاندازی میدانهای جدید نفت سبب شد حیات این اکوسیستم تهدید شود و علاوه بر این آتشسوزیهای مدام گریبان منطقه مرزی را بگیرد. جدیدترین طرح توسعه نفتی در هورالعظیم هم به «طرح میدان نفتی سهراب» برمیگردد که هرچند محیط زیست میگوید بدون مجوز ارزیابی است اما گویا قرار است بدون مجوز و با قدرت وزارت نفت کارش را آغاز کند. حالا هژیر کیانی، فعال محیط زیست خوزستان و دبیر انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست ایذه به «پیام ما» میگوید: «عزمی برای ساماندهی این تالاب نه در طرف ایرانی وجود دارد و نه در طرف عراقی. بلکه هر دو کشور بدون توجه به اهمیت تالاب و آثار مخرب نابودی آن مشغول بهرهبرداری هستند. به این ترتیب دیپلماسی محیط زیست شعارگونه به نظر میرسد چون در عمل اتفاقی رخ نمیدهد.»
او معتقد است که باید آژانس مشترکی برای حفاظت از این تالاب تشکیل شود و از کمک فعالان دو کشور برای حفاظت استفاده شود. «مشکل هورالعظیم پیچیده و سخت نیست. فقط باید بخواهند حل شود. تشکیل یک آژانس حفاظتی شاید کمک شایانی به این اتفاق باشد. این در حالی است که هیچ آمار و پژوهش مستقل و دقیقی درباره ویرانیهای این تالاب انجام نگرفته و اطلاعات موجود بهروز نیست. این آتشسوزیها فقط تالاب را ویران نمیکند، بلکه جامعه محلی و شهری را هم به خطر میاندازد. مردم از ایجاد تغییر و بهبود اوضاع ناامیدند و در نتیجه در این بررسیها نباید فقط آثار اکولوژیکی را مورد بررسی قرار داد. بلکه باید گفت تخریبها بسیار گستردهتر از این موارد است.»
کیانی معتقد است تغییر اقلیم و خشکسالی تنها یک بعد آتشسوزیهای اخیر است و نباید نقش عوامل انسانی را در این موارد نادیده گرفت. «به غیر از تالاب هور، تالابهای دیگری در استان داریم که درگیر زمینخواری شدهاند. نمونهاش «تالاب میانگران» در شمال خوزستان است که بالای 2500 هکتار وسعت دارد و اطراف این تالاب یکی از بزرگترین نقش برجستههای ایلامی قرار دارد و در واقع مجموعهای از میراث طبیعی و باستانی داریم. اما از شر زمینخوران در امان نیست. از شهریور تا اواسط پاییز هر ساله شاهد آتش گرفتنش هستیم اما هیچکس هیچ کاری نمیکند. این منطقه حتی یک پاسگاه محیطبانی هم ندارد.»
او به تالاب دیگری هم در استان اشاره میکند که در سالهای اخیر در امان نبوده؛ تالاب «شیمبار» در اندیکا که پوشش گیاهیاش انگور وحشی است و زیباییاش وصف نشدنی اما «در این تالاب هم بهقصد زمینخواری آتشسوزی به راه میاندازند و کسی جلودارشان نیست.»
«بنزین گران نمیشود.» این گزاره البته عین جملات سید محمد حسینی نیست و میتوان گفت که خوشبینانه نقل به مضمون گفتههای معاون پارلمانی رئیس دولت انقلابی است که البته ایسنا در انتشار این مصاحبه، همان نقل به مضمون را ملاک انتخاب تیتر قرار داده و در تیتر اصلی این گفتوگو نیز به موضوعی پرداخته که معاون پارلمانی ابراهیم رئیسی، اساساً در پاسخ به پرسشی در ارتباط با آن، به این بحث حساس «حذف یارانه سوخت» اشاره کرده است؛ بحث «افزایش حقوق» که اگرچه صحبت از آن، برای جامعه خوشایند و شیرین است اما برای دولتمردان، بیشتر یادآور این است که با چه «بودجه» و متکی بر کدام «منابع مالی»، حقوق کارکنان را افزایش دهد. ایسنا که احتمالا بهدلیل همان سویه خوشایند بحث «افزایش حقوق» برای شهروندان، در انتخاب تیتر به این موضوع پرداخته، به نقل از سید محمد حسینی تیتر زده «منابع افزایش حقوقها تامین میشود» تا مگر با این خبر خوش، توجه مخاطبان بیشتری را به این مصاحبه جلب کند. آنچه او در رابطه با «آخرین تصمیمگیریهای دولت در خصوص افزایش حقوق کارکنان» گفته نیز از این قرار است: «اصل موضوع پذیرفته شده ولی هنوز جزئیاتش نهایی نشدهاست؛ در بودجه ۱۴۰۱ کلکشور، ۱۰ درصد افزایش حقوق در نظر گرفته شد اما دولت تلاش میکند تا حدی که مقدور است، حقوقها را افزایش دهد. منابع این اقدامات هم از افزایش فروش نفت و بازگشت پول آن، بازگشت بخشی از اموال بلوکهشده کشور و افزایش صادرات تامین میشود.»
در روزی که معاون پارلمانی رئیس دولت گفت: «قرار نیست یارانه بنزین، دارو و نان حذف شود»، یک عضو کمیسیون انرژی مجلس از لزوم واقعی شدن تدریجی قیمت حاملهای انرژی سخن گفت
او اگرچه به ۳ حوزه بهظاهر متفاوت بهعنوان محل تامین اعتبارات مورد نیاز دولت برای افزایش حقوق کارکنان اشاره کرده اما واقعیت آن است که این ۳ در نهایت به یک حوزه ختم میشود و آن، درآمدهای نفتی است و علاوهبر مورد نخست که همان «افزایش فروش نفت و بازگشت پول آن» باشد، مورد دوم یعنی «بازگشت بخشی از اموال بلوکهشده» نیز در نهایت به همین درآمدهای نفتی مملکت ارجاع میدهد. چه آنکه اموالی که خارج کشور بلوکه شده و حالا دولت بیش از پیش نسبتبه بازگشتشان به کشور امید بسته، همان داراییهای دلاری ایران است که کره جنوبی باید در ازای نفتی که از ایران خریداری کرده و تحویل گرفته بود، میپرداخت و با خروج آمریکا از برجام و به بهانه تحریم، بلوکه کرد. همان حدود ۷ میلیارد دلاری که حالا این کشور وعده داده پس از امضای توافق احتمالی و احیای برجام، با آزادسازی و بازگشتش به ایران موافقت کند و دولت رئیسی نیز اگرچه از ابرازش پرهیز دارد اما منتظر است تا پس از دستیابی به توافق احتمالی از آن برای تامین بخشی از منابع موردنیاز برای افزایش حقوق کارکنان بهرهبرداری کند. آن هم در حالی که حوزه درآمدی سوم که حسینی با تعبیر «افزایش صادرات» از آن صحبت کرده نیز باز به همین منابع حاصل از فروش و صادرات نفت بازمیگردد و به این اعتبار، در واقع همان منابعی است که معاون پارلمانی رئیسی بهعنوان نخستین حوزه تامین منابع افزایش حقوق به آن اشاره کرده بود. بدین ترتیب آنچه این مقام دولتی بهعنوان ۳ حوزه متفاوت تامین منابع افزایش حقوق از آن سخن گفته و تاکید دارد که دولت برای افزایش حقوق کارکنان صرفاً به همین منابع تکیه دارد، در اصل یک منبع درآمدی واحد است و جالبتر اینکه در حالی یکایک اعضای دولت اصرار دارند به هیچ عنوان منتظر احیای برجام و رفع تحریمها نیستند که تحقق همین یک منبع درآمدی که همان درآمدهای نفتی باشد، اتفاقاً بهشدت از احیا یا عدم احیای برجام تاثیر میپذیرد.
البته دولت برای تامین منابع افزایش حقوق کارکنان بجز افزایش درآمدهای نفتی _ که در سایه رفعتحریمها محقق خواهد شد _ یک راه دیگر دارد. راهی که انتهایش همان گرانی بیشتر حاملهای انرژی و به تعبیر دقیقتر حذف یارانه و ارز ترجیحی است. یارانههایی که دولت در راستای تامین کالاهای اساسی میپردازد تا دستکم بخشی از فشار آن را از دوش ملت بردارد. حال آنکه در روندی که دولت پیشین و بهخصوص همین دولت در راستای «هدفمندی یارانهها» طی کرده، در حال حاضر جز همان دو، سه مورد کالای اساسی یارانهای یعنی «بنزین، دارو و نان» که سیدمحمد حسینی تاکید کرده تحت «حمایت کامل» دولت خواهند بود، ارز ترجیحی واردات کالاهای اساسی و بخش عمده یارانهها حذف شدهاند.
این در حالی است که دیروز، همزمان با انتشار این مصاحبه معاون پارلمانی رئیس دولت انقلابی، ایسنا مصاحبه دیگری را نیز روی خروجی فرستاد و این بار در گفتوگو با یک نماینده مجلس انقلابی به موضوع «افزایش قیمت بنزین» پرداخت؛ گفتوگویی این خبرگزاری دولتی با فریدون عباسی ترتیب داد تا درست در روزی که به نقل از معاون پارلمانی رئیس دولت نوشته بود «قرار نیست یارانه بنزین، دارو و نان حذف شود»، به نقل یک عضو کمیسیون انرژی مجلس نیز بنویسد «قیمت حاملهای انرژی باید بهتدریج واقعی شود.» فریدون عباسی که در بخش عمده این گفتوگو از این نوشته که چطور زمین و زمان دست به دست هم داده تا مصرف بنزین در کشور افزایش یابد، از گرمای هوا در تابستان و افزایش مسافرتها تا افزایش خودروهای سواری و اوضاع نامساعد وسایل حمل و نقل عمومی را مورد تاکید قرار داده و حتی به تاخیر در پروازها و مشکلات ریز و درشت خدماترسانی ناوگان اتوبوسی و ریلی نیز اشاره کرده تا به این نکته برسد که «مصرف بنزین افزایش یافته» و «تولید داخل پاسخگوی نیاز بنزین کشور نیست.» هشداری که این نماینده مجلس مطرح کرده تا از «ضرورت افزایش قیمت بنزین» سخن بگوید و آنگاه به تاکید اضافه کند: «دولتها باید همیشه در زمان لازم تصمیم بگیرند و نباید کارها را عقب بیندازند.» عباسی البته در عین حال بر ضرورت اقناع افکار عمومی پیش از اجرای چنین تصمیمی نیز تاکید کرده و با اشاره به تصمیم مشابهی در آبانماه ۹۸ رقم خورد و فجایعی را درپی داشت، با کنایه به رئیسجمهوری و دولت پیشین، گفته «دولت رئیسی برای واقعی کردن قیمت حاملهای انرژی باید پیوستهای فرهنگی و اجتماعی را درنظر بگیرد» و «مردم را اقناع کند.» هرچند از مجموعه آنچه در سخنان این دو عضو دولت و مجلس انقلابی در دو گفتوگوی جداگانه با یک خبرگزاری دولتی خواندیم، نمیتوانیم نتیجهگیری کنیم که در آینده نزدیک شاهد افزایش قیمت بنزین خواهیم بود اما در عین حال میتوان این گمانه را مطرح کرد که آنچه عنوان شده و میشود، بهخصوص مواردی که نماینده عضو کمیسیون انرژی مجلس در این رابطه مطرح کرده، بخشی از همان روندی است که معتقد است پیش از اجرای تصمیم افزایش قیمت بنزین باید به اجرا درآیند. پیوستهایی برای اقناع افکار عمومی پیش از اجرای تصمیمات بزرگ.
بیشتر قربانیان سیل اخیر پاکستان کودک بودند
بنابر گزارش رسانههای محلی پاکستان، سیل و گل و لای بیشتری از کوههای منطقه «دادو» در ایالت «سند» به سمت مناطق مسکونی سرازیر شده و دست کم ۲۵۰ هزار نفر را در این منطقه در معرض خطر قرار داده است.
به گزارش ایسنا، مقامات محلی میگویند: ۸۰ درصد این منطقه در حال حاضر زیر آب است و شمار بیشتری که اکثریت آنها را کودکان تشکیل میدهند طی شبانه روز منتهی به دیروز غرق شدهاند.
ارتش پاکستان در تلاش است تا ساکنان روستاهای کمارتفاع در سند را به مناطق مرتفع تر منتقل کند.
گزارشها حاکی است که در سراسر پاکستان تاکنون بیش از ۱۲۰۰ نفر در بدترین سیل تاریخ این کشور، جان خود را از دست دادهاند.
به گزارش شبکه خبری بیبیسی، همچنین نزدیک به ۳۳ میلیون نفر نیز تحت تاثیر این فاجعه قرار گرفته و تقریبا نیمی از محصولات پاکستان از بین رفته است.
جمهوری اسلامی اژدهای هفتسر استکبار را عقب راند
رهبر انقلاب در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس مجمع جهانی اهل بیت(ع)، رمز استواری جمهوری اسلامی را الهامگیری از اهلبیت و پرچم جمهوری اسلامی را پرچم عدالت و معنویت انبیاء و ائمه خواندند و گفتند: جمهوری اسلامی با الهام از اهلبیت، اژدهای هفتسر استکبار را عقب راند و پیشرفت کرد.
رهبر انقلاب اسلامی در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس مجمع جهانی اهل بیت(ع) تاکید کردند که جمهوری اسلامی با الهام از اهلبیت اژدهای هفتسر استکبار را عقب راند و پیشرفت کرد. به گزارش دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی صبح دیروز در دیدار اعضای مجمع جهانی اهلبیت(ع) و میهمانان شرکتکننده در هفتمین کنگره این مجمع، عظمت و محبوبیت اهلبیت را در دنیای اسلام بینظیر خواندند و تأکید کردند: جمهوری اسلامی بهعنوان پرچم برافراشته اهلبیت مقابل نظام سلطه، معتقد است در دنیای اسلام هیچ خط فاصل مذهبی، قومی، فرقهای و نژادی، حقیقی نیست و تنها خط فاصل برجسته و حقیقی، مرزبندی میان دنیای اسلام با جبهه کفر و استکبار جهانی است. حضرت آیتالله خامنهای با توصیه موکد به مجمع جهانی اهلبیت برای بهرهگیری از عظمت و محبوبیت اهلبیت در دنیای اسلام افزودند: مجمع باید پایگاه و محل الهامگیری همه مسلمانان و جانهای مشتاق از معارف اهلبیت باشد و به گونهای عمل کند که زینت اهلبیت شود.
رهبر انقلاب با تاکید بر اینکه پیروان اهلبیت باید پرچمدار همبستگی و همافزایی باشند، گفتند: آینده دنیای اسلام، آینده روشنی است و مجموعه شیعه میتواند نقشآفرینی بزرگی در آن انجام دهد
رهبر انقلاب، معارف اهلبیت را مجموعهای کامل از همه نیازهای مختلف آحاد بشر و جوامع بشری خواندند و گفتند: جوامع اسلامی امروز به همه ابعاد معارف اهلبیت نیاز جدی دارند و مجمع جهانی باید با برنامهریزی دقیق و صحیح و استفاده از شیوههای معقول و ابزارهای تأثیرگذار، این وظیفه سنگین را انجام دهد. ایشان با اشاره به پرچم برافراشته نظام جمهوری اسلامی، مقابل نظام استکبار افزودند: پیروان اهلبیت و شیعیان جهان مفتخرند که نظام اسلامی در مقابل اژدهای هفتسر نظام سلطه، سینه سپر کرده و به اعتراف خود مستکبران، بسیاری از نقشههای آنان را به شکست کشانده است.
رهبر انقلاب، رمز استواری جمهوری اسلامی را الهامگیری از اهلبیت دانستند و افزودند: آن ستارگان درخشان با معارف نظری و سیره عملی خود به ما آموختهاند که چگونه با تدبر و عمل به قرآن، راه اسلام عزیز را بپیماییم. حضرت آیتالله خامنهای پرچم جمهوری اسلامی را پرچم عدالت و معنویت خواندند و گفتند: بدیهی و طبیعی است که دنیای سلطه که همه باورها و اعمالش بر مادیات و پول و زور متکی است، در مقابل این پرچم به معارضه و دشمنی برخیزد. ایشان، آمریکا را در رأس جبهه استکبار خواندند و افزودند: امام بزرگوار با الهام از قرآن به همه یاد داد که خطوط فاصل غیرحقیقی میان جوامع اسلامی را کنار بگذارند و فقط یک خط فاصل یعنی مرزبندی دنیای اسلام با کفر و استکبار را قبول داشته باشند. حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند: براساس همین باور عمیق بود که حمایت از فلسطین از همان روزهای اول در دستور کار انقلاب اسلامی قرار گرفت و امام با همه وجود پای مسئله فلسطین ایستاد و جمهوری اسلامی امروز هم به همین هندسه سیاسی ترسیمشده امام راحل عظیمالشأن عمل میکند و در آینده نیز به آن وفادار خواهد ماند. ایشان، همدلی بینظیر موجود میان ملتها در سراسر دنیای اسلام با ملت ایران را به علت پایبندی مردم ایران به راهبرد امام یعنی نفی خطوط مذهبی، فرقهای، نژادی در جهان اسلام دانستند و افزودند: بر همین اساس ما همیشه همه کشورهای اسلامی را به بیاعتنایی به مسائلی همچون «شیعه و سنی»، «عرب و عجم» و دیگر خطوط فاصل، و عمل به مبانی و اصول دعوت کردهایم.
رهبر انقلاب، تشویق ملتهای دیگر به ایستادگی در مقابل زورگوییها را از علل عصبانیت نظام سلطه و دشمنی آنها دانستند و گفتند: خنثی کردن نقشههای جنایتکارانه آمریکا در کشورهای مختلف که یک نمونه آن داعش بود، باعث تبلیغات متراکم ایرانهراسی و شیعههراسی، و متهم کردن ایران به دخالت در کشورهای دیگر شده است. ایشان با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی دخالتی در کشورهای دیگر ندارد، اتهامزنیهای سلطهگران را ناشی از عجز و ناتوانی آنها در جلوگیری از پیشرفتهای چشمگیر نظام اسلامی خواندند و افزودند: البته همه باید در مقابل سیاستهای استکباری هوشیار باشند و با آنها همراهی نکنند. حضرت آیتالله خامنهای، سیاست کنونی استکبار را پر رنگ کردن تفاوتها و خطوط فاصل غیرواقعی در دنیای اسلام برشمردند و گفتند: تحریک و نقشهکشی برای جنگ شیعه و سنّی، عرب و عجم، شیعه با شیعه، و سنّی با سنّی که اکنون در برخی از کشورها مشاهده میشود، سیاست شیطان بزرگ یعنی آمریکا است که باید در مقابل آن هوشیار بود. ایشان با اشاره به اینکه پیروان اهلبیت باید پرچمدار همبستگی و همافزایی باشند، افزودند: همچنانکه از روز اول گفتیم، تشکیل مجمع جهانی اهلبیت به معنای مقابله و دشمنی با غیرشیعه نیست و از ابتدا نیز با برادران غیرشیعه که در راه درست حرکت کرده، همراهی کردهایم.
رهبر انقلاب در پاسخ به این سوال که «آیا توانایی مقابله با معارضههای دشمنان جهان اسلام وجود دارد»، گفتند: قطعاً توانایی متوقف کردن و عقب راندن استکبار با توجه به ظرفیتهای نرمافزاری و سختافزاری دنیای اسلام وجود دارد. ایشان «حقایق و معارف اسلامی، توکل به خدا، نگاه امیدوارانه به تاریخ و مسئله مهدویت» را از جمله ظرفیتهای نرمافزاری جهان اسلام خواندند و با اشاره به بنبستهای فکری غرب و نظام لیبرال دموکراسی افزودند: البته در زمینه سختافزاری، مستکبران با استعمارگری و استفاده از منابع دنیای اسلام و بهکار بردن انواع حیلهها، خود را قوی کردهاند اما ظرفیتهای طبیعی دنیای اسلام برای پیشرفت بسیار زیاد است که اهمیت یک نمونه آن یعنی نفت و گاز امروز برای همه آشکارتر شده است. حضرت آیتالله خامنهای، شکوفا شدن ظرفیتها را در گرو عزم راسخ، شناخت دشمن، هدایتی همچون هدایت امام بزرگوار و کنار گذاشتن کمکاریها دانستند و گفتند: امروز جمهوری اسلامی بهعنوان یک الگو و واقعیت زنده، توانسته در مقابل انواع دشمنیها و حملات تابآوری نشان دهد و آن نهال تازه روییده را به درختی کهن تبدیل کند؛ البته مقصود از الگو بودن، الگوگیری از ساختار سیاسی نیست، بلکه تمسک به اصول و مبانی امام بزرگوار است. ایشان در پایان خاطرنشان کردند: آینده دنیای اسلام، آینده روشنی است و مجموعه شیعه میتواند نقشآفرینی بزرگی در آن انجام دهد.
در ابتدای این دیدار، حجتالاسلام رمضانی دبیرکل مجمع جهانی اهلبیت(ع) از هفتمین اجلاس مجمع عمومی این مجمع که با حضور شخصیتهایی از ۱۱۷ کشور و با شعار «اهلبیت(ع) محور عقلانیت، عدالت و کرامت» برگزار شد، گزارشی بیان کرد.
آینده روستا در گرو گردشگری کشاورزی است
پیام ما: راهکار رونق و توسعه روستایی آنهم زمانی که منابع آبی رو به کاستی و زوال رفته و باعث شده برخی مناطق در ایران خالی از سکنه شود چیست؟ برخی مسئولان معتقدند گردشگری همان شاهکلیدی است که میتواند رونق دوباره به مناطق روستای بخشد و از مهاجرت جلوگیری کند. سید جواد ساداتینژاد وزیر جهاد کشاورزی از جمله این افراد است که در تازهترین اظهار نظر خود از «گردشگری کشاورزی» به عنوان راهکاری برای توسعه روستایی نام برده است.
وزیر جهاد کشاورزی در گفتوگو با »ایرنا» بیان کرد: بخشی از اقتصاد آینده حوزه کشاورزی و روستا، به سوی «گردشگری کشاورزی» خواهد رفت، به زودی در این زمینه نشستهای تخصصی برگزار میکنیم.
سیدجواد ساداتینژاد گفت: وقتی با تغییرات اقلیم، خشکسالی در برخی مناطق بروز میکند و صنعت کشاورزی، اقتصاد خود را از دست میدهد که یکی از عوامل مهم مهاجرت از روستا به شهر است، بسیاری از روستاهای ایران هم به همین دلیل از سکنه خالی شدهاند.
وزیر جهاد کشاورزی عنوان کرد: تغییر اقلیم و خشکسالی در روستا منجر به کاهش دبی قنات شده و چندین رشته قنات در روستا کاملا خشک میشود، به تبع روستایی از نظر اقتصادی و درآمدی نمیتواند آنجا زندگی کند، در این حالت بهترین راه که میتوان روستایی را در محل زندگی خود نگه داشت تا منطقه از سکنه خالی نشود، توسعه گردشگری روستایی به عنوان مکمل کشاورزی است که می تواند خلا ایجاد شده در اقتصاد کشاورزی را جبران کند.
ساداتینژاد به تجارب توسعه گردشگری کشاورزی در جهان اشاره کرد و افزود: در این نوع گردشگری جذابیت زندگی روستایی، کشاورزی و روستایی در کنار تولید باعث میشود سکونت در روستا استمرار پیدا کند، بنابراین گردشگری روستایی نقش بسزایی در حفظ روستا و تداوم تولید دارد.
مژگان ثابتتیموری عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی: تمام نقاط ایران علاوه بر اینکه میتوانند یک فضای خوب و جذاب برای گردشگری مبتنی بر طبیعت باشند، همچنین میتوانند بسته به نوع محصول تولیدی آن منطقه به عنوان مقصد گردشگری کشاورزی توسط علاقهمندان به این حوزه انتخاب شوند
او اضافه: در یک سال گذشته با وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی (سیدعزتالله ضرغامی) در زمینه توسعه گردشگری روستایی یکی دوبار نشست و گفتوگو داشتیم تا کارهای مشترکی را در حوزه کشاورزی و گردشگری کشاورزی شروع کنیم، ایشان هم با علاقهمندی این موضوع را پیگیری کردند و ساز و کاری را هم طراحی شد، اکنون مجوز گردشگری کشاورزی هم صادر میشود، یک سری مجوز هم اعطا شده است.
ساداتینژاد عنوان کرد: در وزارت جهاد کشاورزی، ادارهکل توسعه پایدار و محیطزیست متولی حوزه گردشگری کشاورزی است که به زودی نشستهای تخصصی در این زمینه هم برگزار خواهد شد. این حوزه ظرفیت بسیار مناسبی در حوزه اقتصادی است جذابیتهای بسیار زیادی برای نسل آینده دارد، فرزندان ما وقتی وارد محیطهای گردشگری کشاورزی میشوند با سبک زندگی روستایی، توجه به محیطزیست، سبک تولید و مصرف محصولات را میآموزند.
وزیر جهاد کشاورزی گفت: اگر گیاهان دارویی در کنار گردشگری کشاورزی قرار گیرند، جذابیت این حوزه ویژهای خواهد شد، بخشی از اقتصاد آینده حوزه کشاورزی، به سمت گردشگری کشاورزی خواهد رفت.
گفتههای وزیر جهاد کشاورزی البته با برخی پژوهشهای انجام شده در این حوزه نیز تایید میشود. نمونه اخیر آن به مقالهای پژوهشی با عنوان «نقش گردشگری کشاورزی بر توسعه فعالیت های کشاورزی در استان گلستان از دید کشاورزان» برمیگردد که توسط حسن دلیری استادیار اقتصاد، گروه مدیریت و اقتصاد، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان نوشته شده و در دی ماه 1400 در مجله «اقتصاد کشاورزی» منتشر شده است. بر اساس خلاصه این پژوهش «توسعه گردشگری کشاورزی میتواند بر تولید و عملکرد بخش کشاورزی و رفاه کشاورزان مؤثر باشد. نمونهگیری میدانی با 377 پرسشنامه در سه روستای یلمه خندان، نوچمن و الازمن در استان گلستان در بهار سال 1400 انجام و نتایج نمونهگیری نشان داد که در بسیاری از بخشها، نگرش روستاییان در سه روستا تفاوت معناداری با یکدیگر دارد اما بااینحال نتایج نشان میدهد که که کشاورزان و روستاییان باور دارند توسعه گردشگری کشاورزی میتواند سبب بهبود درآمد کشاورزان در همه زیر بخشهای کشاورزی شود افزون براین توسعه گردشگری کشاورزی اثر مثبتی بر رفاه کشاورزان به واسطه افزایش در فرصتهای شغلی زنان و مردان خواهد داشت. اما مهمترین آسیبی که توسعه گردشگری کشاورزی میتواند داشته باشد، افزایش قیمت زمین و تشدید تخریب محصولات کشاورزی و زمینهای کشاورزان به واسطه ورود گردشگران است. از سوی دیگر بررسی عاملهای مؤثر بر ارتباط همافزا بین گردشگری کشاورزی و بخش کشاورزی با توجه به مدل مفهومی پژوهش و بهرهگیری از روش تحلیل مسیر به انجام رسید، نتایج نشان از آن دارند که افزایش گرایش کشاورزان، تجربه بالاتر و ظرفیت بالاتر کشاورزی در منطقه، سبب خواهد شد تا ارتباط همافزا بین توسعه گردشگری کشاورزی و بخش کشاورزی تقویت شود. نتایج تحلیل مسیر نشان میدهد که، دانش و آگاهی و ظرفیتهای گردشگری کشاورزی در روستاها تاثیر مثبت بر گرایش و پذیرش روستاییان برای توسعه گردشگری کشاورزی دارد، و از این طریق قادر است با افزایش گرایش کشاورزان، سبب بهبود عملکرد کشاورزی شود. از سوی دیگر نگرش کشاورزان در زمینه وضعیت کنونی قوانین و حمایتهای دولتی از گردشگری کشاورزی سبب شده است تا گرایش آنان کاهش یافته و از این طریق اثر منفی بر عملکرد ارتباط بین این دو بخش داشته باشد.»
وزیر جهاد کشاورزی: تغییر اقلیم و خشکسالی در روستا منجر به کاهش دبی قنات شده و چندین رشته قنات در روستا کاملا خشک میشود، به تبع روستایی از نظر اقتصادی و درآمدی نمیتواند آنجا زندگی کند، در این حالت بهترین راه که میتوان روستایی را در محل زندگی خود نگه داشت تا منطقه از سکنه خالی نشود، توسعه گردشگری روستایی به عنوان مکمل کشاورزی است که می تواند خلا ایجاد شده در اقتصاد کشاورزی را جبران کند
البته پیش از این گفتهها و پژوهش، مژگان ثابتتیموری عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی نیز در گفتوگویی با ایسنا به این موضوع اشاره کرده بود که تمام استانهای کشور به نوعی اقلیم خاص خود را دارند. بنابراین تمام نقاط ایران علاوه بر اینکه میتوانند یک فضای خوب و جذاب برای گردشگری مبتنی بر طبیعت باشند، همچنین میتوانند بسته به نوع محصول تولیدی آن منطقه به عنوان مقصد گردشگری کشاورزی توسط علاقهمندان به این حوزه انتخاب شوند. به گفته او حوضههای آبریز کشور، ویژگیهای منحصر بهفردی برای هر یک از مناطق ایران در حوزه کشاورزی و دامداری رقم زده که میتوانند جاذبههای بسیار عالی برای بازدیدکنندگان به وجود آورند.
این گفتهها در کنار حجم انبوه مطالبی که درباره گردشگری کشاورزی در ایران و جهان انجام شده است نشان میدهد توریسم کشاورزی میتواند درآمد مکملی برای روستانشینانی داشته باشد که معیشت آنها وابسته به زمین و دام است. با این حال همچنان که درباره سایر اقسام توریسم نیاز به زیرساختهایی داریم ورود شتابزده به این حوزه نیز تبعاتی خواهد داشت که در نهایت تخریب روستا نتیجه آن خواهد بود.
تبدیل زمینهای جنگلی به کاربریهای زراعی، عمرانی، ساخت و ساز و دیگر کاربریها با هدف سودآوری و منفعتطلبی یک عده، در حکم غارت ثروت ملی و نقض آشکار اصول اخلاقی و عملکرد هر گونه توسعهای است. متاسفانه در خیلی از مناطق میتوان شاهد این تجاوزات و در واقع غارتگری منابع طبیعی در اشکال مختلف آن بود.
در روزهای اخیر شاهد این رفتار عدهای سودجو در بخش دیگری از کشورمان – در محدوده شهرستان پارسآباد مغان- هستیم. این شهرستان با مساحتی بالغ بر یک هزار و ۳۸۳ کیلومتر مربع در 235 کیلومتری شمال شرقی اردبیل و 70 کیلومتری دریای خزر در ارتفاع 40 متری از سطح دریا واقع شده است. دارای اقلیمی نیمه خشک و معتدل با هوای گرم و مرطوب در تابستان و اقلیم معتدل و مرطوب در زمستان میباشد.
نظر به اهمیت اکولوژیکی و بیولوژیکی این محدوده که وجود رود ارس و حاشیه جنگلی آن از مهمترین مزیتهای نسبی زیستگاهی آن محسوب میشود، لزوم اعمال سیاستهای حفاظتی ویژه را ضروری میسازد
این منطقه نزدیک به 1380 هکتار جنگل طبیعی و دست کاشت در طول مرز با جمهوری آذربایجان و حواشی رود ارس دارد که عمدتا به صورت درختان و درختچههای گز، بید، سنجد، تمشک وحشی و صنوبر هستند. این شرایط زیستگاه مناسبی را برای حیات وحش منطقه بهویژه پرندگان مهاجر و آبزی فراهم ساخته که از جمله آنها میتوان پرندگان شاخص و بومی حمایت شده دراج و قرقاول و پرندگان مهاجر حواصیل و درنا را نام برد. نظر به اهمیت اکولوژیکی و بیولوژیکی این محدوده که وجود رود ارس و حاشیه جنگلی آن از مهمترین مزیتهای نسبی زیستگاهی آن محسوب میشود، لزوم اعمال سیاستهای حفاظتی ویژه را ضروری میسازد.
آنچه که در ماههای اخیر شاهد تعدی و تجاوز عدهای سودجو به حریم زیستگاهی این پرندگان بودیم، به شکل قطع درختان جنگلی و در واقع جنگلزدایی در مجاورت شهر «اولتان» خود را نشان میدهد. این روستای سابق که در 6 کیلومتری پارسآباد و در حاشیه رود ارس واقع شده و یکی از سکونتگاههای دارای پوشش گیاهی جنگلی است که از سالها پیش زیستبوم پرندگانی همچون درناها و حواصیل است. با قطع درختان این محدوده به قصد فروش و کسب سود عدهای که اقدام آنها را در حکم «قاچاق چوب» میتوان ارزیابی کرد خطرات جدی زیستگاه این پرندگان مهاجر را تهدید است.
متاسفانه برخلاف هشدارهایی که در روزهای اخیر به اشکال مختلف از جمله انتشار عکس و فیلم این غارت از سوی دوستداران محیط زیست به ادارات ذیربط و مسئولین امر داده شده، نه تنها اقدامی صورت نگرفته، بلکه اداره تحقیقات و کشاورزی شهر اولتان درختان قطع شده را جزو «درختان خشک شده» که طی قراردادی با عنوان «برش و فروش» در اختیار عدهای سودجو قرار گرفته، ارزیابی کرده است. متاسفانه این همان شیوهای است که در بیشتر نقاط کشور عدهای غیرمسئولانه برای توجیه عمل زشت خود در تجاوز به عرصههای زیست محیطی مطرح میکنند. «درختان خشک شده» و قانونی جلوه دادن قطع درختان. چه بسا که برای ایجاد توجیه قانونی برای اعمال خود، به اشکال مختلف اقدام به خشک کردن عامدانه درختان جنگلی نیز میکنند. عکسها و ویدئوهای پیوست این یادداشت نشانگر حجم بالایی از قطع درختان جنگلی اولتان است که مهمترین زیستگاه درناها در زمان مهاجرت خود به این منطقه هستند. آیا گوش شنوایی هست که این هشدار را جدی بگیرد؟
* توضیح: اعداد و ارقام این یادداشت از سایت محیط زیست استان اردبیل به نشانی https://ardebil.doe.ir/ گرفته شده است.
اهواز؛ شهری که در دوران تاریخی، دستکم تا دوره عیلام پیشینه دارد، در زمان ساسانیان شهری آباد بوده و در زمان اشکانیان یکبار به پایتختی ایران برگزیده میشود و از دفتر تاریخ ایران معاصر، به دلیل مرکزیت استان خوزستان، سهمی بسیار اما ناشناخته دارد. با این همه، در میان عام و خاص، غالبا شهری فاقد هویت و نو قلمداد میشود و تصور از آن با ترکیبی از وقایع پس از انقلاب و جنگ هشت ساله و بحرانهای اجتماعی و محیط زیستی سالهای اخیر چون خشکسالی و توفانهای ریزگرد گره خورده است.
وضعیت کنونی اهواز علل گوناگون دارد؛ از مهاجرتهای گسترده پس از انقلاب و جنگ و تخریبهای ویرانگر حمله عراق گرفته تا دوری از مرکز و بهقول معروف سری بیکلاه مانده در این سیستم تمرکزگرا. اما یکی از مهمترین علتهای آن، نگاه مدیران شهری در مسئولیتهای مختلف است و قربانگاهی که برای ویران کردن، میراث تاریخی و معاصر واجد ارزش آماده کردهاند. مدیرانی که سهم آنها در تخریب این شهر و کلید زدن اتفاقات اشتباه، اگر اغراق نباشد، کم از آسیبهای وارده در جنگ هشتساله نبوده است. شمارش آنها، در مجال این نوشته نمیگنجد؛ از بیتوجهی و ویرانی بافت تاریخی شهر گرفته که هر روز در آن بنایی با چراغسبز یا انفعال نهادهای ذیربط تخریب و ساختمانی بدقواره و گاه بدتر و با نمایی شتر، گاو پلنگ از معماری کلاسیک اروپایی، سر بر میآورد تا محوطههای تاریخی که گویی عامدانه به آنها بیاعتنایی و تاریخ اهواز پاکسازی میشود؛ نظیر گورستان و گورخمرههای اشکانی که در همین هفتههای اخیر درحفاریهای نفتی در حاشیه رودخانه کارون پیدا شد اما با وجود اعلام دغدغه فعالان و روزنامهنگاران اهوازی و خوزستانی درباره وضعیت نگهداری آن، به حال خود رها شد تا شبانه شاهد تخریب گورخمرهها و تاریخ این شهر باشیم.
این پروژه و وضعیت کنونی آن خود نهتنها چالشی را پاسخ نداده، بلکه دامنزننده به معضلاتی اساسی در اهواز شده است، نخست اینکه با بهوجود آوردن یک مرکز پرترافیک در شهر، سبب ایجاد یک جزیره گرمایی و آلودگی هوا شده است
در این میان، کپیکردنهای الگوهای توسعه و تجارب شهرسازی موجود در مرکز کشور چون اصفهان و تهران سهمی عمده در این نگاه مسموم دارد؛ بدون آنکه به تفاوتهای بستر قرارگیری پروژه و موفق یا ناموفقبودن آن توجه شود. اگر در اصفهان، «شهرک سلامت» افتتاح میشود، چندی بعد در اهواز در خبرها با شوق، قراردادی برای احداث «شهرک سلامت» امضا میشود و اگر در تهران، «پاساژ و مرکزی تفریحی» ساخته میشود، ایامی بعد همان تجربه در اهواز بدون توجه به اینکه آیا این لباس به تن این شهر واقعشده در جنوب غرب ایران اندازه است یا نه، تکرار میشود. پروژههایی که تنها برخاسته از شیفتگی و محسورشدن کورکورانه مدیران شهری است، عمدتا ناتمام میماند و تنها فرصتی میشود تا سواستفادهگران رانتهایی نو برای خود بیافرینند.
پروژه «میدان دانشگاه» اهواز نمایندهای از همین نگاه مسموم و ویرانگر شهری است. میدان «دانشگاه» اهواز، در بخشهای جنوبی شهر و در جوار شهر دانشگاهی شهید چمران اهواز و محله معروف «لشکرآباد» واقع شده است. وجه تسمیه این میدان، به دانشگاه «جندیشاپور» قدیم یعنی دانشگاههای «شهید چمران اهواز» و «علومپزشکی جندیشاپور اهواز» کنونی و موسسات و ساختمانهای وابسته، بر میگردد. در آبانماه 1346 ه.ش، همزمان با جشن تاجگذاری رسمی محمدرضاشاه پهلوی و ملکه، این میدان به عنوان بخشی از ویژهبرنامههای این رویداد در اهواز افتتاح میشود. دانشگاه «جندیشاپور» اگرچه در سال 1334 ه.ش تاسیس میگردد اما در میانههای دهه 1340 ه.ش، دانشکدهها و مراکز تحت امر آن تجمیع و استقرار متمرکزش در قالب یک پردیس مرکزی در اراضی منطقه «گلستان» آغاز میشود. بههمین دلیل این میدان، میدان «دانشگاه» نامگذاری میشود و در مرکز آن، مجسمهای سنگی از محمدرضاشاه با پوششی از لباس و ردای رسمی دانشگاه «جندیشاپور»، بر روی تخته سنگی تزئینی نصب و پیرامون آن محوطهسازی میشود(مجاب، 1346: 126). احتمالاً سردر ورودی دانشگاه نیز که با برخی روایات شفاهی، افراد قدیمی دانشگاه معتقدند توسط معمار کامران طباطبایی دیبا طراحی و ساخته و در هنگام تغییرات در میدان و احداث پل «پنجم» تخریب شده است، در پیرامون همین میدان قرار داشته است. در زمانی نامعلوم پس از انقلاب اسلامی مجسمه میدان تخریب و سیمای آن عوض میشود. در دهه 1370 ه.ش، پل «پنجم» چون یک لودر از اراضی دانشگاه «جندیشاپور» که در آن زمان به دو دانشگاه «شهید چمران اهواز» و «علومپزشکی جندیشاپور اهواز» تقسیم شده بوده، عبور و دانشگاه شهید چمران اهواز را به دو بخش تقسیم میکند و در کنار بیتوجهیهای مسئولان پس از انقلاب آن، تحقق طرح جامع دانشگاه «جندیشاپور» را که از نخستین طرحهای جامع دانشگاهی در ایران بوده است، ناممکن میکند. انتهای مسیر این پل اما میدان «دانشگاه» بوده و سبب تغییرات کالبدی در آن میشود؛ میدانی که پیشتر چنان دروازه ورودی به شهر دانشگاهی بوده و اکنون چون مفصلی میان اراضی تکه پاره آن است. این میدان در سالهای اخیر، بهویژه پس از ایجاد بازارچه محلّی فلافلفروشها و اغذیهفروشها در خیابان «انوشه» محله لشکرآباد معروف به «فلافلفروشیهای لشکر» در میان مردم جای خود را باز میکند و هویتمند میشود. اما بار دیگر، با یک الگوگیری غلط از پروژههای شهری تهران و اصفهان بهویژه احتمالا پروژه تقاطعهای غیرهمسطح ورودی شمالی شهر اصفهان در میدان «استقلال»، با همان پیمانکار پروژه اصفهان، این میدان دوباره تخریب و اجرای تقاطعهایی غیرهمسطح کلید میخورد.
آنچه در این میان اما اهمیت دارد، سه موضوع است:
نخست آنکه پروژه تقاطعهای غیرهمسطح میدان «استقلال» اصفهان در موقعیتی اجرا شده که منتهی به آزادراه تهران- اصفهان است و مقیاس مکانی آن، چنین ظرفیتی را داراست اما تقاطعهای غیرهمسطح میدان «دانشگاه» اهواز، درست در کنار بافت متراکم مسکونی محلههای «لشکرآباد» و منطقه «گلستان» و «سیلو»، که بخشی از آن بافت تاریخی و واجد ارزش معاصر اهواز در غرب رودخانه کارون بهشمار میآید، و در مجاورت شهر دانشگاهی شهید چمران اهواز اجرا میشود و هدفش تنها اتصال چهار محور اصلی پل «پنجم» به خیابان «انوشه» و بزرگراه «گلستان» به خیابان «ساعت» است. عملکردی که میتوانست در قالب یک میدان شهری با منظرسازی و برنامهریزی مناسب و بر اساس الگوهای اوّلیه آن اجرا و چنین بارگذاریای با این ارتفاع و مقیاس، در این قسمت از شهر نشود. بماند که این میدان یکی از میدانهای قدیمی و واجد ارزش معاصر شهر اهواز است و درست آن بود که با طرحی درخور و درست احیا و هویت از دسترفته آن بدان بازگردد.
دوّم آنکه هدف از اجرای این پروژه کاهش ترافیک در این بخش از شهر است. از سویی تا پیش از کلید خوردن این پروژه، عمده بار ترافیکی این محدوده مربوط به ورودی پل «پنجم» آن هم در برخی ساعات روز و ایام هفته و بیشتر خیابان «انوشه» و در هنگام شب، بهدلیل حضور مردم در فلافل و اغذیهفروشیهای لشکرآباد بود. بدیهی است که برای کاهش ترافیک راهکار، نه تخریب کل این محدوده، بلکه استفاده از اراضی متروکه در بخش شمالی دانشگاه شهید چمران اهواز برای تعریض ورودی پل «پنجم» و ساماندهی محور «انوشه» با تکیه بر نظرات و آرا متخصصان و پرهیز از الگوگیریهای کورکورانه توسعه میتوانست باشد. سوای از این مسئله و از سویی دیگر، امروزه این پروژه که چون دیگر فعالیتهای عمرانی در اهواز اسیر فساد و تعلل موجود در نهادهای مدیریتی و مسئول در شهر و پایانش جزو محالات شده است، خود باعث ایجاد ترافیکی سنگین شده و گاه باعث میگردد طولانیتر از ترافیکهای قبلی، مردم برای طی یک مسیر کوتاه و دور زدن میدان، معطل شوند.
سوّم آنکه ناتمام و بلاتکلیف ماندن این پروژه باعث شده تا کارگاههای ساختمانی آن که بهصورتی بینظم بر پا شدهاند، سیمای منطقه را زشت کند و با ایجاد گرد و خاک، آن هم در شهری که بیشتر ایام هوای ناسالمی دارد، بر آلودگی منطقه بیفزاید. بماند که میدان دانشگاه و بزرگراه گلستان، اولین مواجهه عمده مسافران به اهواز با هدف رجوع به سازمانهای اداری و مراکز اصلی علمی و دانشگاهی شهر موجود چون دانشگاههای «شهید چمران اهواز»، «علوم پزشکی جندیشاپور» و «آزاد اسلامی واحد اهواز» و مراکز اداری مهمی چون «سازمان آب و برق خوزستان» و «شرکت صنایع نیشکر خوزستان» و منازل و هتلهای سازمانی وابسته به آنها، است و این تصویر نابسامان نماینده شهری میشود که زیباییهای تاریخی و طبیعیای همردیف دیگر شهرهای شهره ایران در خود نهفته دارد. از طرفی دیگر، این معضل سبب شده تا کسب و کار مردم محله لشکرآباد که از مناطق کمبرخوردار و اقتصادی ضعیف شهر به شمار میآید، بهویژه فلافلفروشیها و مشاغل غیرمستقیم منتج از آن، از رونق افتاده و در این روزها که بیماری کووید 19 و تورم افسارگسیخته نیز ضربهای مهلک به اصناف زده، سفره مردم این منطقه مضاعفتر کوچکتر و زندگی آنها تحت فشار قرار گیرد.
چهارم آنکه این پروژه و وضعیت کنونی آن خود نهتنها چالشی را پاسخ نداده، بلکه دامنزننده به معضلاتی اساسی در اهواز شده است، نخست اینکه با بهوجود آوردن یک مرکز پرترافیک در شهر، سبب ایجاد یک جزیره گرمایی و آلودگی هوا شده است. این مسئله برای مردم شهر در تابستان گرم اهواز و معطلی در ترافیک سنگین آن، بهواقع تحملناپذیر است. دوّم آنکه امنیت جانی و مالی مردم را بیش از پیش، به خطر انداخته. شهر اهواز با معضل امنیت همواره دست و پنجه نرم میکرده است؛ آنهم به ویژه در سالهای اخیر که با موج گرانیها و افزایش جمعیت فقیر در میان مردم ایران، دزدی بهعنوان یک بزهکاری اجتماعی افزایش یافته است. در این میان، منطقه «گلستان» اهواز همواره یکی از مناطق جرمخیز این شهر بوده، چنانچه هر سال خبرهای متعدد از ضرب و جرح یک دانشجو و سرقت از او گزارش میشود. این پروژه اکنون، با مختل کردن قسمتهایی از منطقه و ایجاد نقاطی با حضور کم «چشم ناظر»، چه پیاده و چه سواره، بسترهایی را فراهم آورده تا امنیت جانی و مالی مردم محلّی و دانشجویان دانشگاه و ساکن خوابگاههای واقع در بزرگراه «گلستان» با خطر بیشتر مواجه شود. بماند که بر اساس طرحهای سهبعدی کامپیوتری تهیه شده برای آن، مشخص است پس از بهرهبرداری از آن نیز چندان در خصوص این مسئله فکر نشده و مشخص نیست به چه بهایی قرار است تجارب تلخی که تهران هنگام بزرگراهکشی از مناطق مختلف شهر پستسر گذاشت، دوباره اینجا تکرار شود.
در نهایت آنچه پروژه میدان «دانشگاه» نمایندگی میکند، تصویری شفاف از مدیریت شهری نادرست و بیمار مسئولان در اهواز و تصمیمات عجولانه، به دور از آگاهی و دانش، سلیقهای و برخاسته از ساختاری معیوب است که شهر و داشتههای آن را هر روز به مسلخ ناکارآمدی میکشد تا آمال عدهای ذینفع را تحقق و منافعشان را با نابودی اهواز، تامین کند.
|پیام ما| نفرآباد، از محلههای قدیمی جنوب تهران که بیش از 3 سده عمر دارد، از اولین محلههایی بود که طعم شیرین آبادی را مزه کرد. اما در طی 30 سال اخیر محله نفرآباد با ۱۳ هکتار و ۵۰۰ قطعه پلاک، در فقر و کمبود امکانات دست و پا زده و بارها در معرض طرحهای بیسرانجام ساماندهی اطراف حرم حضرت عبدالعظیم(ع)، قرار گرفته است. با این حال با روی کار آمدن دولت جدید، دوباره صحبت از توسعه و ساماندهی نفرآباد شده است. محلهای واقع در منطقه 20 امروز پایتخت، پس از پیگیریهای دوباره شورای شهر تهران، کلنگ احیای آن توسط شهردار تهران به منظور نوسازی و تکمیل طرحهای نیمه تمام گذشته، خورده است. طرح تازه نوسازی نفرآباد به گفته خلیل محبتخواه، مدیر کل راهوشهرسازی استان تهران، با تسهیلاتی تاکنون ۶۰۰ میلیون تومانی از سوی قرارگاه «توانمندسازی و تحول اجتماعمحور محلات کمبرخوردار»آغاز شده است.
قرارگاه توانمندسازی و تحول اجتماع محور محلات کمبرخوردار برای رسیدگی به محلهها و شهرستانهای کمبرخوردار کشور در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و شهری ایجاد و شهرستان ری به عنوان شهرستان پایلوت و آزمایشی راهاندازی قرارگاه تعیین شده است. مجریان این طرح امیدوارند که از گذرگاه این قرارگاه، طرح نوسازی نفرآباد این بار نه همچون مشابهان سالهای پیش از خود بلکه با آیندهای روشنتر مشوق حضور آتی انبوهسازان در این منطقه شود.
براین اساس حرم عبدالعظیم و شهرداری تهران طی تفاهمنامهای برای ساخت مسکن مشارکت خواهند کرد بهطوری که زمین از آستان و ساخت به عهده شهرداری باش و این ساخت و ساز باشد در زمینهای موقوفه آستان انجام خواهد شد
آبادی نفرآباد با یک طبقه اضافه؟
مسئولان شهرداری خود کم به حال نزار نفرآباد، دامن نزدند. مثلا سالهای پیش، شهرداری به منظور حفظ حریم حرم ۲۰۰ قطعه پلاک را از شهروندان در سالهای گذشته برای طرح ساخت پارکینگ و آرامستان خریداری کرده بود اما همین اقدام هم از آنجایی که کیفیت زندگی در محله را تغییر نداد، بومیهای محله به قصد منطقه بهتر از نفرآباد مهاجرت کردند. کار وقتی به اینجا رسید شهرداری، پروژه تخریب کل محله را کلید زد و تا سال 91 خرید پلاکها را ادامه داد. اما با میانجیگری شورای شهر، این طرح متوقف شد.
حالا در طرح جدید ساخت 5000 خانه مسکونی در بافت فرسوده استان تهران به منظور نوسازی محلهها، علیرضا زاکانی، شهردار تهران از حل مشکل 3 ساله بافت فرسوده با اجازه ساخت یک طبقه اضافه در محله نفرآباد خبر داد. طبق این طرح و موافقت سازمان میراث فرهنگی با افزایش طبقه در اطراف حرم حضرت عبدالعظیم؛ سازندگان طبق کمیسیون ماده ۵ شهرداری تهران در محله نفرآباد اجازه دارند که از ۳ طبقه به ۴ طبقه، ساختمان بسازند. شهرداری امیدوار است که به این طریق مشکل مهاجرت محله نفرآباد رفع شود. به گفته سید مهدی هدایت، سرپرست سازمان نوسازی شهرداری تهران؛ این مصوبه جدید بستهای تشویقی برای یک طبقه تراکم اضافه در بافت فرسوده است؛ همچنین دولت ۴۵۰میلیون تومان وام میدهد که ۳۰۰میلیون آن با سود ۹درصد و ۱۵۰میلیون آن با سود ۱۸درصد است و هماکنون وزارت راه و شهرسازی در شورای پول و اعتبار تلاش میکند تا این سود را کمتر کند.
کمبود یک میلیون مسکن در تهران
شهردار تهران در حسابی سرانگشتی از کمبود یک میلیون مسکن برای پایتختنشینان خبر داد و این کمبود را عامل حاشیه نشینی و گرانی در مسکن استیجاری و تملکی خواند. به گزارش ایرنا، علیرضا زاکانی روز شنبه در آیین آغاز به ساخت ۵ هزار واحد مسکونی در شهر تهران در سالن شیخ صدوق حرم عبدالعظیم حسنی(ع)، گفت که ورود قرارگاه جهادی مسکن، دخالت شهرداری نیست بلکه با همکاری همه ما قرارگاه جهادی معطوف به مسکن میتواند مشکل سالهای مسکن را حل کند و بناست که ما در مناطق ۲ و ۱۶ و 20 با یک حرکت جهادی در تامین مسکن را ممکن کنیم. زاکانی فروش تراکم بیشتر به سازندگان را راه حل گره زندگی در نفرآباد دانست و نسبت به اجرایی شدن این طرح ابراز امیدواری کرد.
ساخت هزار واحد مسکونی با مشارکت شهرداری تهران و حرم عبدالعظیم
در آغاز این طرح تفاهمنامهای بین شهرداری تهران تولیت آستان حرم عبدالعظیم حسنی(ع) به امضا رسید و قرار بر ساخت هزار واحد مسکونی به صورت صنعتی سازی و مدرن بین این دو مجری شد. براین اساس حرم عبدالعظیم و شهرداری تهران طی تفاهمنامهای برای ساخت مسکن مشارکت خواهند کرد بهطوری که زمین از آستان و ساخت به عهده شهرداری باشد و این ساخت و ساز قرار در زمینهای موقوفه آستان انجام خواهد شد. همچنین با حمایت شورای شهر تهران، ۹ پروژه در شهرری رقم میخورد و با همراهی مجموعه آستان مقدس عبدالعظیم، یک زائرسرا و یک زورخانه نیز با کمک سازمان نوسازی شهر تهران نیز در دستور کار ساخت قرار دارد. به گزارش خبرنگار مهر، حمیدرضا صارمی معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران معتقد است در شهریور ماه امسال، اتفاق مهمی رخ میدهد و پس از ۸ سال، 1401 از رکود مسکن خارج میشویم. او در آیین آغاز ساخت ۵ هزار واحد مسکونی در شهر تهران گفت: « ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال از منابع شهرداری تهران در اختیار سازمان نوسازی قرار دارد تا اقدامات نوسازی انجام شود. همچنین سال آینده در این تاریخ تحولات عظیم زیرساختی در نفرآباد صورت میگیرد و ۴۰ درصد تملک زمینهای نفرآباد در اختیار شهرداری قرار دارد و باید بخش خصوصی نیز وارد عمل شود.»
نگاهی به الگوی امدادرسانی در زلزله بوئین زهرا
در سال 1961م / 1340ش برنامه جهانی غذا (WFP) به صورت آزمایشی به عنوان زیرمجموعه کمکهای غذایی فائو و سازمان ملل متحد ایجاد میشود. چند ماه پس از ایجاد، این برنامه در امداد به زلزله ویرانگر 10 شهریور 1341 بوئین زهرا به عنوان اولین عملیات کمک بینالمللی، مشارکت کرد که در جای خود اولین نمونه از الگوی پایدار مداخلات اضطراری در سطح بینالمللی بود. زمین لرزه بوئین زهرا 12 هزار 225 کشته برجای گذاشت و آزمایشی مهم برای سازمان بشردوستانه جدید، برنامه جهانی غذا (WFP) بود. این نهاد که کمتر از یک سال قبلتر به عنوان یک برنامه ذیل سازمان ملل تأسیس شده بود، 1500 تن گندم، 270 تن شکر و 27 تن تجهیزات را تحویل داد. در داخل کشور، زندهیاد آیتالله طالقانی در جمعآوری کمکهای مردمی و تشویق مردم به ارسال کمک به مردم زلزله زده از مشارکت کنندگان مهم بود. ساعت 1700 روز 29 شهریور 1341 در حدود 200 نفر در مسجد هدایت اجتماع کردند و آقای طالقانی ضمن تفسیر آیهای از قرآن مجید و اشاره به زلزله زدگان بیان داشت: «ما مسلمانان باید به فکر یکدیگر بوده و در عزا و شادی شریک یکدیگر باشیم در زمان حال ما وظیفه سنگینی به دوش داریم میبایست دستورات قرآن را عمل نماییم و حتی المقدور به همنوعان خود کمک کنیم.» ضمناً در مسجد اعلام شد هر کس کمکی برای زلزلهزدگان میخواهد بکند شب دوشنبه دوم مهر به مسجد بیاید تا ترتیب تحویل اشیاء مورد لزوم به زلزلهزدگان وسیله آقای طالقانی داده شود.
همچنین زنده یاد تختی چهارشنبه 14 شهریورماه 1341 در نامهای به روزنامه کیهان آمادگی خود را جهت جمعآوری اعانه برای زلزلهزدگان اعلام کرد. روزنامه کیهان ضمن درج نامه تختی آمادگی او را برای قبول سرپرستی مسابقات ورزشی به نفع آسیب دیدگان اعلام داشت. تختی در روز یکشنبه 18 شهریورماه 1341 در بیمارستان نجمیه، که موقوفه مادر زنده یاد دکتر مصدق بود به عیادت مجروحان زلزله رفت و به آنها قول همه گونه کمک و همیاری داد. خود او و ورزشکاران قزوین به منطقه رفتند و کمکها را مستقیما به مردم رساند.
آقای مهندس لطف الله میثمی در مورد مشارکت دانشجویان در کمک به زلزلهزدگان بوئین زهرا میگوید: «در زلزله بوئین زهرا انجمنهای اسلامی به آنجا شتافتند… تختی در این حادثه به صورت خودجوش توانست سیل عظیمی از کمکهای مردمی را به حادثهدیدگان زلزله برساند که این نیز از محبوبیت او ناشی میشد. خاطرم هست وقتی او کشکول به دست میگرفت و پول جمع میکرد، مدتی نمیگذشت که کشکول پر میشد؛ چرا که مردم برای کمک سر از پا نمیشناختند. در خیابان وحدت اسلامی (شاهپور سابق) این صحنهها مکرر خلق میشد. وقتی تختی کشکول را میچرخاند، جمعیتی عظیم حول او میآمدند تا در کمکرسانی به حادثهدیدگان زلزله سهیم باشند…»
در جریان گردآوری کمک برای زلزلهزدگان، ماموران ساواک در نقاط مختلف کشور گزارشهایی از برخورد مردم با این حرکت ارسال کردند و کار جمعآوری اعانه در مقابل فروشگاه کوروش در چهارراه قوامالسلطنه (سیتیر فعلی) توسط ساواک متوقف شد. و اجازه ندادند تا تختی به راه خود ادامه دهد، اما او به راه خود ادامه داد. در یکی از اسناد ساواک به تاریخ 23 اسفند 1341 آمده است: «کارکنان منطقه آسیب دیده بوئینزهرا چندین بار تعداد زیادی پتو و اموال آسیب دیده از منزل مردم تهران بهدست آورده و در ستاد ناحیه سرتیپ خسروانی تحویل دادهاند. اکنون که کار منطقه آسیب دیده خاتمه یافته معلوم نیست این اموال را به چه کسی تحویل داده و در آن زمان که در منطقه زلزله زده بوده چه کار میکرده چطور با حضور ایشان این همه حیف و میل شده است؟ از کلیه درجهداران، افسران، اطاقداران ستاد ناحیه سئوال بفرمایید که آیا اخیراً پتوی اموال آسیب دیده کشف شده و در اطاق فرمانده ناحیه بوده یا خیر و اکنون به کی سپردهاند».
کاهش 20 درصدی ظرفیت یخچالهای طبیعی کشور
رئیس موسسه تحقیقات آب یکی از اثرهای مدیریت غلط عرضه و تقاضا را از بین رفتن ظرفیت یخچال های طبیعی کشور برشمرد و گفت: کاهش ظرفیت یخچالهای طبیعی به مشکلات آب کشور دامن زده است.
به گزارش مهر، محمدرضا کاویانپور در افتتاحیه نخستین مدرسه تابستانی آب و محیط زیست با بیان اینکه موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو از سال ۱۳۴۶ فعالیتهای خود را آغاز کرده است، گفت: تاکنون موسسه نزدیک به ۲۹۰ پروژه سدسازی را مدل سازی و اشکالات آنها را برطرف کرده است. فعالیت این موسسه بر روی سد گتوند و برخی سدهای دیگر سبب شد بخش تخلیه سیلاب آن مورد بازنگری قرار گرفته و اصلاح لازم انجام شود.
او افزود: بنا بر تاکید وزیر نیرو، امسال ارتباط بیشتری را با جامعه دانشگاهیان، اعضای هیأت علمی و نخبگان رقم زدیم و این دوره نیز به منظور همین ارتباط است.
رئیس موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو با تاکید بر اینکه بخش آب کشور دچار مشکلات زیادی است، گفت: در این بخش دو نوع فقر فیزیکی و مدیریتی رو به رو هستیم.
کاویانپور ادامه داد: عمده دلیل فقر فیزیکی آب به دلیل تغییرات اقلیمی است و البته تمام دلیل آن نیست. مثل برخی اوقات که در مصرف بالای آب در بالادست منجر به کمبود آب در پایین دست میشود.او افزود: در کنار این مسأله فقر مدیریتی در موضوع عرضه و تقاضا است. طبیعی است که هر چقدر تأمین شود همانقدر هم تقاضا شکل میگیرد و باید راهکاری اندیشید.
او، یکی از اثرهای مدیریت غلط عرضه و تقاضا را از بین رفتن ظرفیت یخچالهای طبیعی کشور برشمرد و اضافهکرد: کاهش ظرفیت یخچالهای طبیعی به مشکلات آب کشور دامن زده است.کاویانپور ادامهداد: فقر مدیریت عرضه و تقاضا مشکلات فرونشست و مشکلات کشاورزی را به همراه آورده است.
او ادامهداد: وضعیت یخچالهای طبیعی زردکوه بدتر است، به گونهای که ۵۰ درصد آن از دست رفته و مهمترین اثرات آن مشکلات آبی ایجاد شده در چهارمحال و بختیاری و بهویژه شهرکرد است.او در پایان تأکید کرد: نیازمند مشارکت نخبگان برای رفع معضلات آبی هستیم.
دیپلماسی وعده داده شده هنوز نتوانسته حقابه را به هامون تشنه برساند. حتی پس از بارانهای موسمی و راه افتادن سیلاب در افغانستان هم آبی به این تالاب بینالمللی راه نیافت و اینطور که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست میگوید گویی «دستهایی در کار است» تا حقابه از رود هیرمند به هامون نرسد و همسایه شرقی به بدعهدی ادامه دهد. نرسیدن حقابه به این تالاب در حالی است که با بحرانیتر شدن مسئله آب شرب در سیستان و بلوچستان، وعدههای مکرر مسئولان درباره بهرهبرداری از منابع آب ژرف نیز پررنگتر شده است. اما علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در نشستی خبری صبح دیروزش به این وعدهها چنین پاسخی داد: «بدون مجوز محیط زیستی اجازه استحصال از آبهای ژرف داده نمیشود.»
سلاجقه: استحصال از سه چاه جنبه آزمایشی دارد تا منابع آبهای ژرف شناسایی و مطالعات لازم انجام شود
صحبت درباره استفاده از منابع آبهای ژرف با ادامه نگرانیها درباره کمآبی و بحران تامین آب شرب بهویژه در شمال سیستان و بلوچستان شدت گرفته است. در روزهای گذشته نماینده مردم زابل در مجلس از قول وزیر نفت درباره استقرار دو دستگاه دکل حفاری برای استحصال آب ژرف در سیستان و بلوچستان خبر داد. همچنین در هفته گذشته فاز اول آبشیرینکن به ظرفیت 500 مترمکعب، آب چاههای ژرف به مناطق شهری و روستایی بهرهبرداری شد. در نشست خبری صبح دیروز رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که به مناسبت روز خبرنگار برگزار شد، سلاجقه درباره خبرهای منتشر شده از استحصال آبهای ژرف در سیستان و بلوچستان توضیح داد: «در این زمینه مکاتباتی با وزیر کشور داشتهایم. برای چاههای آب ژرف در سیستان و بلوچستان، تا زمانی که مجوز محیط زیستی نداشته باشد، اجازه فعالیت نمیدهیم.»
او اضافه کرد: «معاونت علمی و فناوری رئیس جمهوری موظف شده تا تحقیقاتی که در زمینه میزان و نحوه برداشت آبهای ژرفی انجام شده است را ارائه دهد اما هنوز گزارشی ارائه نداده است. استحصال از سه چاه جنبه آزمایشی دارد تا منابع آبهای ژرف شناسایی و مطالعات لازم انجام شود.»
بر اساس گزارش ایسنا از این نشست، معاون رئیس جمهوری در ادامه به حقابه هامون و خلف وعده افغانستان پرداخت و گفت: «در زمینه حقابه تالاب هامون از هیرمند رئیس جمهوری دستور ویژه داده است، از سوی دیگر وزیر نیرو افغانستان میگوید در بحث حقابه ایران مبتنی بر تفاهمنامه میان دو کشور متعهدیم؛ اما به نظر دستهایی در کار است تا حقابه تالاب هامون از هیرمند به آن نرسد.»
خلف وعده همسایه
به گفته او ایران بارها فرستاده ویژهای را برای مذاکره به کشور افغانستان فرستاده اما با خلف وعده روبهرو شده است. سلاجقه توضیح داد: «اگر دولت مستقر و حاکمیت ثابت وجود نداشته باشد نمیتوان چنین دولتی را بازخواست کرد. البته ما نماینده افغانستان را بازخواست کردهایم اما اتفاقی نیفتاده است. در چنین شرایطی که خلف وعده رخ میدهد مجبور به استفاده از ظرفیتهای بینالمللی میشویم. وزیر نیرو از طرف رئیس جمهوری ماموریت پیدا کرده تا با استفاده از این ظرفیتها به حل مشکل بپردازد. هامون از بین رفته است و معیشت بسیاری از مردم منطقه وابسته به هامون مختل شده است. امیدواریم حاکمیتی ثابت مستقر شود اما سازمان محیط زیست، وزارت نیرو و وزارت امور خارجه همگی در تلاش هستند تا با استفاده از ظرفیتهای بینالمللی افغانستان را مجبور به رهاسازی آب کنیم.»
در بخش دیگری از این نشست، سلاجقه به اینکه هیچ پروژه عمرانی بدون مجوز محیط زیست کلنگ نخواهد خورد، اشاره کرد و افزود: «در این دولت از انجام پروژههای عمرانی بدون مجوز جلوگیری خواهد شد و برای پایدار بودن این وضعیت در دولتهای بعدی نیز در حال قانونمند کردن آن هستیم و پیشنویس آن به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.»
او ادامه داد: «در مسئله «کانسار خزر» نیز ارزیابی ویژه انجام خواهد شد. ما با سلامت مردم شوخی نداریم و صنایع مکلف هستند که نسبت به کاهش آلایندههای خود اقدام کنند.»
درباره حقابه دریاچه ارومیه نامهنگاری کافی نیست
او در پاسخ به این پرسش که چرا سازمان در برابر وزارت نیرو در زمینه حقابه دریاچه ارومیه سکوت کرده است؟ عنوان کرد: «سازمان حفاظت محیط زیست درباره این موضوع سکوت نکرده است. نامهنگاریهای بسیاری با وزیر نیرو انجام شده است اما اینکه صرفا نامه دهیم، کافی نیست و این نامهها باید با جدیت پیگیری نیز شود.»
سلاجقه با تاکبد بر اینکه رئیس جمهوری نیز بر مسئله احیای دریاچه ارومیه تاکید دارد، گفت: «در این حوضه آبریز اقداماتی انجام شده است که باید به اتمام برسد و تمرکز ما نجات دریاچه است. قرار بر این بود که ۲۲ بهمن سال ۱۴۰۰ تونل انتقال آب از رودخانه زاب به دریاچه ارومیه افتتاح شود و ۶۰۰ میلیون متر مکعب آب به دریاچه برسد اما چهار کیلومتر از تونل مشکل دارد.»
او ادامه داد: «تصفیهخانههای شهرهای ارومیه و تبریز نیز به سرانجام رسیده است اما فاز دوم در ستاد احیا بحث نرمافزاری است که برای ما خیلی مهم است. از روزی که ستاد احیا شکل گرفته، سطح زیر کشت افزایش یافته است که این مساله با هم متناقض است.»
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست افزود: «حقابهای که داده میشود باید سر تالاب باشد چون در طول مسیر بهرهبردار زیاد است و حقابهای به تالاب نمیرسد. در حال پیگیری هستیم.»
پیگیری پرونده قتل محیطبان برومند
سلاجقه درباره پرونده قتل محیطبان برومند نجفی و پیگیریهای سازمان برای دستگیری قاتل این محیطبان توضیح داد: «در فاز اول برای این پرونده حکم اعدام صادر شده بود که با اقدامات صورت گرفته حکم اعدام در دیوان عالی کشور شکسته شد. سازمان قصد گرفتن حکم عفو و بخشش از خانواده مقتول را داشت. در این زمینه در محل زندگی خانواده مقتول حضور پیدا کردم که در این جلسه پدر مقتول حضور نیافت. جلسه مفصلی با دادستان، قاضی پرونده و وکلا داشتیم حتی پرونده به مراحل خوبی رسیده بود. بعد از جلسه هم تماس تلفنی با پدر مقتول داشتم و صحبتها بهگونهای بود که بحث عفو صورت میگیرد.»
او افزود: «متاسفانه از طرف مقابل تحریکهایی صورت گرفت و محیطبان نجفی در فضایی دلخراش به شهادتگونه قتل رسید. او در شرایطی به قتل رسید که تحت حفاظت و با دست و پای بسته بود، بدین جهت حتما باید دستگاههای مسئول پاسخگو باشند و شفافسازی کنند. دادگاه باید پاسخگو باشد و سازمان درخواست کرده است تا گزارشی به ما ارائه دهند که هنوز این اتفاق صورت نگرفته است، همچنین با قوه قضاییه نشستهایی برگزار شد که آخرین آن هفته گذشته با حضور وکلای پرونده و وکیل سازمان بود. در حال پیگیری هستیم. اگر قصوری شده باشد، از آن نمیگذریم زیرا قتل، شبه شهادت بود و برای ما سنگین است. هنوز جای سوال است که چرا قاتل این محیط بان دستگیر نشده است؟ مکاتباتی با وزیر کشور و قوه قضاییه صورت گرفته است که باید تکالیف خود را در این زمینه انجام دهند.»
