بایگانی مطالب نشریه

نفس‌های تنگ از ذرات معلق

تغییر اقلیم دست در دست گرمایش زمین و خشکسالی، تنگی نفس را برای ساکنین زمین به ارمغان آورده است. اوضاع نفس‌های به شماره افتاده در مواجهه با تغییر اقلیم برای مناطقی که در موقعیت گرم و خشک قرار دارند مثل کشورهای آفریقا و خاورمیانه و ایران، نامساعد است. خشکسالی و کاهش کیفیت هوا و افزایش ذرات آلاینده و گازهای گلخانه‌ای، مستقیم و غیرمستقیم راه تنفس را تنگ می‌کنند. این شاید یکی از عواملی باشد که از دهه 90 تا به امروز ساکنان شهرهای استان خوزستان با بیماری‌های تنفسی و حملات آسمی به محض اولین بارش پاییزی، گلاویز بودند. محمد صادق حسنوند در این رابطه ضمن تایید تاثیر تغییر اقلیم بر افزایش بیماری‌های تنفسی به «پیام ما» می‌گوید: «تغییر اقلیم باعث افزایش ذرات معلق هوا می‌شود، بیماری های تنفسی از این مسیر افزایش پیدا می‌کند. همچنین با تغییر اقلیم و آلاینده اُزنی که در سطح زمین وجود دارد نیز افزایش پیدا می‌کند. افزایش این دو آلاینده در کنار هم بیماری‌های تنفسی و قلبی و عروقی را افزایش می‌دهد. به علاوه از آنجایی‌ که تغییر اقلیم باعث تغییر فصل گرده افشانی و رشد آنها می‌شود، می‌تواند یکی از دلایل افزایش مراجعات به دلیل بیماری‌های تنفسی در استان خوزستان باشد.»

 

جان همه در خطر است. با روندی که کشورهای جهان تا امروز طی کرده و با فعالیت‌هایشان که منجر به افزایش گازهای گلخانه‌ای شده، نفس کشیدن دشوارتر از همیشه شده است. افزایش گازهای گلخانه‌ای و آلاینده هوا، دمای کره زمین را افزایش داده است و حالا پیش‌بینی می‌شود که با همین روند تا 30 سال آینده زمین غیرقابل سکونت شود. این دیگر داستان و قصه نیست که بخوانیم و بگذریم. این یک مرثیه برای به شماره افتادن نفس است. با آینده‌نگری‌هایی که سازمان‌های جهانی برای آینده زمین دارند چه کشورها بتوانند یا بهتر است بگوییم بخواهند گازهای گلخانه‌ای کم کنند و چه نتوانند و نخواهند، به هر حال تغییر اقلیم و گرمایش زمین در کنار خشکسالی تقریبا سرنوشت ناگزیر همه ماست.

محمدصادق حسنوند، رئیس مرکز تحقیقات آلودگی دانشگاه علوم پزشکی تهران:
افزایش آلاینده اُزن در کنار ذرات معلق، بیماری های تنفسی و قلبی و عروقی را تشدید می کند.

نفس‌های تنگ زیر سایه تغییر اقلیم
تحقیقات متعددی نشان داده‌اند که تغییر اقلیم و تغییرات شدید آب‌ و هوایی تاثیر مستقیمی بر سلامت افراد دارند. در این رابطه جعفر جندقی رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز افزایش بیماری‌های تنفسی را با تغییرات آب و هوایی و تغییر اقلیم مرتبط دانست و به وبدا گفت: «این بیماری‌ها جای سرطان‌ها را به عنوان دومین عامل بیماری می‌گیرد. تغییر اقلیم موجب گرم شدن زمین، افزایش دی اکسید کربن، بالا آمدن سطح آب دریاها، وقوع سیلاب‌ها، تغییرات آب و هوایی، گرد و غبار، کاهش آب، باران‌های سیل آسا و به هم ریختگی فصول شده است.» دانشگاه بهداشت و سلامت عمومی هاروارد هم در همین رابطه در تحقیقات خود نشان داده که گرمایش زمین و تغییر اقلیم می‌تواند آسم را به واسطه آلودگی هوا، طولانی شدن فصل گرده‌افشانی در نتیجه افزایش آلرژی‌ها و خشکسالی و آتش‌سوزی جنگل‌ها تشدید کند.
تنگی نفس و خشکسالی تحفه نحس تغییر اقلیم به مناطق گرم و خشک
این شرایط در مناطق و کشورهایی که در وضعیت جغرافیایی گرم و خشک قرار دارند، پیچیده‌تر و نامطلوب‌تر نیز می‌شود. به استناد از تصاویر ماهواره‌ای آزمایشگاه اقلیم‌شناسی و خدمات اقلیمی دولت اسپانیا، شرایط خشکسالی در جهان از سال 1955 تا امروز هر چند فراز و نشیب‌هایی داشته اما کفه تشدید خشکسالی در آن بیشتر بوده است. در ایران در دوره‌های زمانی 12 ماهه از سال ۱۹۵۵ تا سال ۲۰۲۲ خشکسالی پایش شده و اوضاع در مناطق جنوب و غرب ایران چندان تعریفی ندارد. عدد تقریبی خشکسالی برای خوزستان، 2.33- و برای بوشهر 2.04- و برای آذربایجان غربی عدد تقریبی 1.89- گزارش شده است. این اعداد منفی در توصیف شرایط خشکسالی به معنای آن است که وضعیت خشکی در ایران به درجه متوسط رو به شدید و شدید رسیده است. اعداد بین منفی 1 تا 2 و بیشتر به معنای شدت زیاد خشکسالی در ایران است. به گزارش مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا (cdc)، خشکسالی در پیامدهای بلندمدت و غیرمستقیمی بر سلامتی دارد و می‌تواند عامل بیماری‌های مزمن باشد. کمبود آب آشامیدنی و آب آشامیدنی بی‌کیفیت، کاهش کیفیت هوا، بهداشت و تغذیه، افزایش گرد و غبار، آتش‌سوزی و ذرات معلق در هوا مانند گرده، دود و فلوئوروکربن‌ها؛ همگی می‌توانند ریه‌ها و مجاری تنفسی را تحریک کنند و بیماری‌های مزمن تنفسی مانند آسم را بدتر کنند. همچنین این وضعیت می‌تواند خطر عفونت‌های حاد تنفسی مانند برونشیت و پنومونی باکتریایی را نیز افزایش دهد. به علاوه تغییرات مربوط به خشکسالی در کیفیت هوا منجر به افزایش سموم موجود در هوا ناشی از شکوفه‌های جلبکی آب شیرین می‌شود و می‌تواند چشم‌ها، ریه‌ها و سیستم تنفسی افراد مبتلا به بیماری‌های مزمن تنفسی را تحریک کند و خطر عفونت‌های تنفسی مانند برونشیت و ذات‌الریه را افزایش دهد.
تغییر اقلیم عامل تنگی نفس‌های پاییزی در خوزستان
محمدصادق حسنوند، رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوا دانشگاه علوم پزشکی تهران در این رابطه ضمن تایید تاثیر تغییر اقلیم بر افزایش بیماری‌های تنفسی به «پیام ما» توضیح می‌دهد: «پدیده‌ای که در خوزستان اتفاق می‌افتد، پدیده «تاندر استورم» است که معمولا همراه با اولین بارش پاییزی پیش می‌آید. در این شرایط فشار اسمزی، گرده‌های محیطی (پولن‌ها) در شرایط بارندگی فشار اسمزیِ گرده های محیطی افزایش می یابد و هر پولن‌ به تقریباً 700 ریز پولن تبدیل می‌شود که همین فرایند باعث افزایش بیماری‌های تنفسی و قلبی و عروقی می‌شود. بنابراین تغییر اقلیم باعث تغییر فصل پولن‌ها و رشد آنها هم می‌شود و می‌تواند یکی از دلایل افزایش مراجعات به دلیل بیماری‌های تنفسی در استان خوزستان باشد.»
آلاینده‌ها به جان ریه‌ها می‌افتند
او همچنین این ادعا که تغییر اقلیم بیماری‌های تنفسی را تشدید می‌کند را تایید کرده و توضیح می‌دهد: «به طور کلی این یک حقیقت اثبات شده علمی است که تغییر اقلیم چون باعث افزایش ذرات معلق هوا می‌شود، بیماری‌های تنفسی از این مسیر افزایش پیدا می‌کند. همچنین با تغییر اقلیم، دما و آلاینده اُزنی که در سطح زمین وجود دارد نیز افزایش پیدا می‌کند. افزایش این دو آلاینده در کنار هم بیماری‌های تنفسی و قلبی و عروقی را افزایش می‌دهد.» او همچنین در پاسخ به این سوال که چطور می‌توان سلامت جامعه را تضمین کرد، ادامه می‌دهد: «برای تضمین سلامت جامعه در سطح کلان، کشورها باید در جهت کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای حرکت کنند. کاهش آلایندگی هوا یعنی استفاده از سوخت‌های پاک به جای فسیلی و تغییر سبک زندگی و طراحی فضای شهری به نحوی که ابتدا افراد بتوانند فعالیت بدنی داشته باشند و در مرحله بعد از حمل و نقل عمومی استفاده کنند. همچنین وسایل حمل و نقل عمومی باید از سوخت‌های پاک و تجدیدپذیر و انرژی پاک استفاده کنند. اینها مهم‌ترین اقداماتی است که برای جلوگیری از آثار مخرب تغییر اقلیم می‌تواند به کار آید. در سطح فردی نیز افراد برای اینکه بتوانند سلامت خود را تضمین کنند، بهتر است که مواجهه خود را هوای آلوده کم کنند و از ماسک‌های تنفسی و همچنین دستگاه‌های تصفیه هوای استاندارد و مصرف مواد غذایی سرشار از ویتامین سی استفاده کنند که تا حدودی می‌تواند اثرات نامطلوب آلودگی هوا را کاهش و سلامت جمعی را تضمین کند.»

آبرویم را برای گلستان گذاشتم

آمار سرشماری انجام شده پارک ملی گلستان‌، رشد 10 درصدی سم‌داران این منطقه را نشان می‌‌دهد. بنابراین از آنجا که سال قبل عدد هشت هزار برای جمعیت قوچ و میش پارک ملی گلستان ثبت شد،‌ این عدد در سال جاری از مرز 9 هزار راس عبور کرده است. جمعیتی که به گفته رئیس پارک ملی گلستان در تاریخ این منطقه بی‌سابقه است. با وجود این موفقیت، تشویقی در کار نیست،‌ این روزها مهدی تیموری درگیر انواع چالش‌‌های اداری است که کار را بر او سخت کرده است. آنچنان که می‌گوید: «هر وقت بگویند برو نیم ساعته ساکم را می‌بندم و می‌روم».

 

«ما همان انرژی گذشته را داریم،‌ شما ناراحت نشوید. کار دردسر خودش را دارد،‌ هر چند که ما آرزو داشتیم اینطور نبود و می‌توانستیم بیشتر کار انجام دهیم‌، به جای اینکه وقت خودمان را صرف جوابگویی‌های مکرر به چیزهایی کنیم که بایستی بابتش ما را تشویق می‌کردند.» اینها آخرین کلماتی هستند که مهدی تیموری رئیس پارک ملی گلستان در گفت‌وگویی که با او داشتیم بیان می‌کند.
پارک ملی گلستان، به عنوان اولین پارک ملی ایران، در شرق استان گلستان و غرب خراسان شمالی قرار دارد. سال 1336 این منطقه به عنوان «منطقه حفاظت شده آلمه وایشکی» تحت مدیریت کانون شکار قرار گرفت. شش سال بعد نام آن به پارک «محمدرضا شاه» تغییر نام یافت و کمتر از یک سال بعد آن را به عنوان «پارک وحش» خواندند. سال 1354 بود که گلستان بدل به پارک ملی شد و به عنوان یکی از 50 ذخیره‌گاه‌های زیستکره در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. از بازه زمانی 1336 تا امروز این پارک فراز و نشیب‌های زیادی به خود دیده است. روزگاری این منطقه بهشت حیات‌ وحش بود و در سال‌های پایانی دهه 50 و سال‌های ابتدایی دهه 60 به واسطه مشکلاتی که وجود داشت‌، جمعیت گونه‌های مختلف آن به شدت کاهش یافت. خوشبختانه در سال‌های اخیر با رویکرد مدیریت مشارکتی بار دیگر این پارک روزهای اوج خود را طی‌ می‌کند هر چند که طی این مسیر آسان نبوده و در ماه‌های اخیر دشوارتر نیز شده است.
حق محیط‌بانان گلستان جایزه ملی است
سرشماری انجام شده در هفته گذشته که به شیوه مدیریت مشارکتی و با استفاده از توانمندی جوامع محلی انجام شد رشد 10 درصدی گونه‌های علفخوار را نشان می‌دهد. هر چند که درباره گونه کل و بز قرار شد بازشماری داشته باشند، با این حال مستندات و تصاویر نشان می‌دهد آمارها از 10 درصد نیز فراتر خواهد رفت. در این سرشماری 52 مسیر تعیین شد و مردم محلی، کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست‌، اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان،‌ دانشگاه‌ها و محیط‌بانان استان یزد در کنار همیاران پارک ملی گلستان که نزدیک به 200 نفر می‌شدند‌، کار را انجام دادند. آنچه در زمان سرشماری توجه این 200 نفر را بیش از همه به خود جلب کرد آرامش و پراکنشی بود که حیات ‌وحش منطقه داشتند،‌ اگرچه نمونه‌های آن در فیلم‌ و عکس‌های گاوبانگی انجام شده در نیمه شهریور تا نیمه مهر امسال پارک نیز خود را نشان داده بود. به گفته تیموری «این را مدیون مدل مردمی‌کردن حفاظت هستیم که توانستیم اعتماد مردم را جلب کنیم و فاصله دولت و مردم را کاهش دهیم».
زمانی که از مشارکت سخن می‌گوییم یک فرایند ساده و خطی نیست،‌ این مدل پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و اگر در فرایند انجام آن با نگاه‌های محدود و… همکاران مواجه شوید بسیار دشوار خواهد بود. همین موضوع است که باعث می‌شود تیموری با گله‌مندی از این بگوید که می‌توانست کارهای بسیار بیشتری انجام دهد اما به واسطه اختیاراتی که نداشت،‌ نتوانست به ایده‌آل‌هایش برسد. او می‌گوید: «اگر تک‌تک همیاران، محیط‌بانان و سرمحیط‌بانان پارک ملی گلستان جایزه ملی بگیرند حق‌شان است اما نه تنها این جایزه را نمی‌گیریم بلکه هر روز باید در دادگاه‌ها جواب پس دهیم.»
قسم به خون یاران مراقب ایران هستیم
آنچه در پارک ملی گلستان انجام می‌شود به اعتقاد او سند افتخاری برای کشور است،‌ این روزها گلستان و شیوه مدیریت آن تبدیل به نقطه عطفی در تاریخ محیط زیست ایران شده و جمعیت قوچ و میش آن به حدی رسیده که سابقه نداشته است. ولی در عوض تیموری و همکارانش هر روز به دلیلی در دادگاه هستند. یکی از دلایل این رفت‌وآمدها به لایروبی قناتی در دشت برمی‌گردد. پنج سال پیش که او به منطقه دشت آمد به او گفتند 30 تا 40 سمدار دارد و نیازی به سرشماری نیست اما همین هفته گذشته آماری که از این دشت ثبت شده عددی بیش از 700 سمدار بود،‌ کسانی که آن روز کار سرشماری را در این منطقه انجام دادند،‌ باورشان نمی‌‌شد ولی فیلم و عکس‌ها که دروغ نمی‌گویند. در همین منطقه آنها تصمیم گرفتند مدیریت منابع آب را با مرمت و بهسازی چشمه‌ها ‌و قنات انجام دهند. بخشی از پول لایروبی قنات دشت ییلاق از طریق خیرین تامین شد و حداقل اعتبارات دولتی هم برای آن کنار گذاشته شد‌، از طریق سامانه پیمانکار را هم مشخص کردند تا کارها روال قانونی خود را طی کند، جامعه محلی هم پای کار آمدند و 500 تا 600 متر قنات را لایروبی کردند،‌ با این حال این روزها تیموری مدام در رفت و آمد است تا به موضوع این لایروبی جواب دهد. او می‌گوید: «ما حاضریم هزار بار بازرسی کنند اما این را هم در نظر بگیرند که کلی زمان از ما گرفته می‌شود که باید آن را صرف حفاظت منطقه می‌کردیم. ما هر روز به دلیلی دادگاه هستیم ولی با توجه به خون مقدس عزیزترین شهدایمان مانند محیط‌بان باشقره و حفظ تنوع زیستی و حفاظت از پارک ملی که به معنای حفظ سرزمین و داشته‌هایمان است مانند یک سرباز تلاش می‌‌کنیم کار حفاظت را با همه ناملایمات و آزار و اذیتی که هست انجام دهیم.»
جلسه شورای راهبری تشکیل شود
اگر آنچه در پارک ملی گلستان انجام شده به دلیلی متوقف شود و شاهد بی‌برنامگی در پارک باشیم ممکن است اعتباری که به دست آمده دوباره سلب شده و هزینه سنگینی به کشور و محیط زیست وارد شود. از همین رو ضروری به نظر می‌رسد که جلسه‌ شورای راهبری پارک ملی گلستان که در آن استانداران و مدیران سازمان حفاظت محیط‌ زیست در کنار جامعه محلی حضور دارند بار دیگر تشکیل شود تا خرد جمعی درباره پارک تصمیم بگیرد. خردی که بتواند دستاوردهای حاصل شده در پارک را حفظ کند و آن را به سمت بهتر شدن ببرد.
زمانی که از دستاورد سخن می‌گوییم جدا از جمعیت حیات‌ وحش مورد دیگر به آتش‌سوزی برمی‌گردد. بر اساس آمار ثبت شده تعداد آتش‌سوزی در این پارک از 200 هکتار به زیر 50 هکتار در سال رسیده که نتیجه مشارکت مردم محلی است. برای مدیریت و کاهش این عدد 50 هکتار مدیران پارک در جلسه‌ای با استاندار و رئیس اداره کل منابع طبیعی استان گلستان تصمیم گرفتند مبلغی را برای یک اتاق بحران کنار بگذارند. اتاق قرار بود در منطقه‌ای باشد که زیبایی منظر را هم مخدوش نکند. ولی همین اتاق یکی دیگر از مواردی است که تیموری باید بابت آن پاسخ دهد و بگوید چرا این نقطه انتخاب شده و نقطه دیگری نبوده است.
قرار بود حفاظت را انجام دهیم و این کار را انجام دادیم
شما چه مشکلی با نظارت دارید؟ این را که به مهدی تیموری می‌گویم از این حرف می‌زند که به نظارت معتقد است اما آنچه از نظر او این روزها در پارک انجام می‌شود نه نظارت بلکه اختلال در کار است. او می‌افزاید: «من 5 سال است که از آبرو و زن و بچه ام مایه گذاشته‌ام. روز اولی که آمدم خانواده‌ام روی موکت زندگی می‌کردند بهترین شرایط یزد را داشتیم و همه را رها کردیم. همسرم معاون یک مدرسه استعدادهای درخشان یزد بود و دخترمان به یکی از بهترین مدرسه‌ها می‌رفت،‌ در عوض ساکن روستا شدیم تا حفاظت را انجام دهیم و این کار را انجام دادیم. در عوض به جای تشویق هر روز توبیخ می‌شویم. ما تشویق نمی‌خواهیم ولی انرژی ما را نگیرند و بگذارند کار را پیش ببریم. بعضی وقت‌ها به نظرم می‌رسد باید مثل حضرت علی (ع) سر در چاه کرد. این خیلی بی‌انصافی است که از همه ظرفیت‌ها و توان‌مان استفاده کنیم تا افتخاری برای کشور و محیط زیست ایجاد کنیم و نتیجه این باشد. ما برای حفاظت و ایران حاضریم خون‌مان هم ریخته شود ولی این بی‌انصافی است که کسی که باید پشت تو باشد انرژی تو را بگیرد. من ناراحت نیستم اگر بگویند امروز از پارک برو از نظر مالی و کار و اقتصادی به نفعم است ولی ناراحت می‌شوم که می‌توانستیم 200 قدم برویم و 100 قدم رفته‌ایم چراکه جلویمان را گرفتند 100 قدم بعدی را برویم. من هزار بار حاضرم اگر خطایی کردیم توبیخ شویم. کاش انصاف داشتند توضیح می‌خواستند و بعد آنقدر اذیتمان می‌کردند.»
این فشار به گفته او به امروز و دیروز برنمی‌گردد از همان روز اول وجود داشته،‌ همین هم باعث شده از همان ابتدای قبول مسئولیت او به مدیران بالادستش بگوید هر زمان بخواهند نیم ساعته ساکش را می‌بندد و می‌رود. با این همه اگر جایی باشد باید به مسئولیتش عمل کند به‌ویژه در پارک ملی گلستان که مسئولیتش سنگین است « آنچنان سنگین که شانه‌های آدم خرد می‌شود.» او از رسانه‌ها می‌خواهد که بیایند و گلستان را از نزدیک ببینند.
البته این گله‌‌مندی‌ها دلیل نمی‌شود که تیموری و همکارانش انگیزه کار نداشته باشند. همین است که وقت خداحافظی می‌گوید: «من چون اعتقاد دارم انگیزه‌ام گرفته نمی‌شود هر چند این کارشکنی‌ها در سرعت کار اثرگذار است. 5 سال پیش بحث تفرجگاه می‌توانست در سازمان حفاظت محیط زیست تعیین تکلیف شود ولی همچنان انجام نشده در حالی که تفرجگاه یعنی مدیریت پارک. ما در هر شرایطی کارمان را انجام می‌دهیم چون عاشق این سرزمین هستیم.»

آزادسازی سالانه 2500 هکتار از بستر و حریم رودخانه‌ها

|پیام ما| ساخت‌ و‌ سازهای غیرمجاز در بستر و حریم رودخانه‌ها یکی از چالش‌های جدی حقوقی وزارت نیرو است. به رغم اینکه قانون حدود بستر و حریم رودخانه‌ها را مشخص کرده است باز هم این تخلف در کشور تکرار می‌شود. بخشی از خسارت‌های سنگین سیل در سال‌های اخیر متوجه سازه‌هایی بوده که در بستر و حریم رودخانه‌ها ساخته شده بودند. اکنون به گفته مدیرکل دفتر توسعه نظام‌های فنی، بهره‌برداری و دیسپاچینگ برق‌آبی شرکت مدیریت منابع آب ایران، سالانه ۲۵۰۰ هکتار از بستر و حریم رودخانه‌ها آزادسازی می‌شود.

تصویر هولناک خسارت‌های سیل در امامزاده داود تهران در سال گذشته، سیل سال 98 شیراز و برخی دیگر از موارد مشابه نشان می‌دهد که بستر و حریم رودخانه‌ها مطابق ضوابط قانونی رعایت نشده است. این نکته‌ای است که تاکنون بارها کارشناسان درباره آن هشدار داده‌اند.
حسین رفیع، کارشناس آب، پارسال در گفت‌وگو با ایسنا درباره ساخت‌ و‌ ساز بی‌رویه و بدون کارشناسی در حریم رودخانه‌ها هشدار داده بود: «اگر به ساخت و سازهای نادرست در حریم و بستر رودها و مسیل‌ها توجه نشود، در آینده و در مواجهه با بارش‌های شدید و سیل‌های احتمالی، ممکن است با خساراتی به مراتب بیشتر و جبران‌ناپذیرتر روبه‌رو شویم.» به گفته او در چند دهه گذشته به بحث ساخت و ساز در حریم و بستر رودخانه‌ها کم‌توجهی شده و به همین دلیل مشکلات بسیاری به وجود آمده است.

۳۰ هزار هکتار از اراضی بستر و حریم رودخانه‌ها بعد از طی مراحل قانونی آزاد شده است

اکنون یک مقام وزارت نیرو می‌گوید که در اجرای مقررات تبصره ۴ ماده ۲ قانون توزیع عادلانه آب در مورد ساخت و ساز‌های واقع در بستر و حریم رودخانه‌ها تاکنون به‌رغم تمامی مشکلات و موانع ناشی از حفاظت اراضی ملی و انفال در کشور با همکاری مناسب قوه قضاییه، ۳۰ هزار هکتار از اراضی بستر و حریم رودخانه‌ها بعد از طی مراحل قانونی آزاد شده است. تقی عبادی، مدیرکل دفتر توسعه نظام‌های فنی، بهره‌برداری و دیسپاچینگ برق‌آبی شرکت مدیریت منابع آب ایران تصریح کرد: آزادسازی سالانه ۲۵۰۰ هکتار از اراضی دارای اولویت در برنامه کاری وزارت نیرو قرار دارد.
او با اشاره به افزایش ۶۲ درصدی مطالعات حد بستر و حریم رودخانه‌ها در دولت سیزدهم گفت: متوسط عملکرد سالانه انجام مطالعات حد بستر و حریم رودخانه‌های کشور ۵ هزار کیلومتر است که در دولت سیزدهم (در سال ۱۴۰۰) بیشترین رکورد انجام این مطالعات به طول ۸۱۰۰ کیلومتر به ثبت رسید.
به گزارش وزارت نیرو، او افزود: بر اساس تبصره‌های ذیل ماده 2 قانون توزیع عادلانه آب (مصوب ۱۳۶۱) و آیین‌نامه مربوط به بستر و حریم رودخانه‌ها، انهار، مسیل‌ها، مرداب‌ها و برکه‌های طبیعی (مصوب ۱۳۷۹)، اراضی بستر رودخانه‌ها و مجاری آبی به عنوان انفال و سرمایه‌های ملی در حاکمیت جمهوری اسلامی است و مسئولیت تعیین حد بستر و حریم این مجاری و حفاظت از آنها در طول افزون‌بر ۱۴۶ هزار کیلومتر بر عهده وزارت نیرو است.
عبادی ادامه داد: تاکنون مطالعه حد بستر و حریم ۷۴ هزار کیلومتر از ۷۵ هزار کیلومتر بازه دارای اولویت هدف‌گذاری شده وفق برنامه ششم توسعه (عبوری از مراکز جمعیتی شهری و روستایی)، به‌صورت سراسری انجام شده است که البته با تدقیق اولویت‌های کاری باقی‌مانده و شناسایی دقیق‌تر مراکز جمعیتی، ۲۱ هزار کیلومتر اولویت کاری جدید شناسایی شده که مقرر است تا پایان سال ۱۴۰۲ مطالعات حد بستر و حریم این اولویت‌های جدید نیز به انجام برسد.
او با اشاره به افزایش ۶۲ درصدی مطالعات حد بستر و حریم رودخانه‌ها افزود: متوسط عملکرد سالانه انجام مطالعات حد بستر و حریم رودخانه‌های کشور ۵۰۰۰ کیلومتر است که در دولت سیزدهم (در سال ۱۴۰۰) بیشترین رکورد انجام این مطالعات به طول ۸۱۰۰ کیلومتر به ثبت رسیده است.
مدیرکل دفتر توسعه نظام‌های فنی، بهره‌برداری و دیسپاچینگ برق‌آبی با تأکید بر کاهش روند صدور سند مالکیت در اراضی بستر رودخانه‌ها بیان کرد: حدود تعیین شده به سایر ارگان‌های متولی صدور سند یا استقرار کاربری برای بارگذاری در سامانه‌های اطلاعاتی و توجه در هنگام صدور مجوز و سند و با هدف جلوگیری از هرگونه توسعه و تغییر کاربری اعلام شده است. جانمایی حدود بستر و حریم رودخانه‌ها در سامانه جامع کاداستر سازمان ثبت اسناد و املاک کشور از زمره اقدامات موثر و پیشگیرانه صورت پذیرفته در همین راستا است که طی سال‌های اخیر موجب کاهش روند صدور سند مالکیت جدید در اراضی بستر رودخانه‌ها شده است.
ساز‌ و ‌کار حصول اطمینان و جلوگیری از دست‌اندازی متجاوزان به عرصه‌های طبیعی نکته دیگری بود که عبادی درباره آن توضیح داد: این موضوع منوط به تثبیت حدود در سامانه کاداستر به عنوان ابزاری مطمئن و کارآمد و در نهایت صدور سند مالکیت اراضی بستر رودخانه‌ها به نام جمهوری اسلامی ایران به نمایندگی توسط وزارت نیرو است که در قالب تفاهم‌نامه مبادله شده با سازمان ثبت از سال ۹۴ و برنامه اجرایی مربوط به تفاهم‌نامه مذکور در سال ۹۹ به صورت جدی در دستور کار قرار گرفت.
او با اشاره به نظام‌مند‌شدن اقدامات آزادسازی و اجرای عملیات آزادسازی به صورت سراسری به جای برخورد سلیقه‌ای و موردی در سال‌های اخیر، افزود: آزادسازی سراسری رودخانه‌های کن، کشف‌رود، زاینده‌رود، گرگانرود و کاجو جزو اقدامات شاخص صورت گرفته در این زمینه است که بدون اعمال سلیقه و با سرعت مناسب انجام شد.
مدیرکل دفتر توسعه نظام‌های فنی، بهره‌برداری و دیسپاچینگ برق‌آبی درباره چالش‌های پیش رو برای رفع حداکثری تصرفات رودخانه‌ای گفت: با توجه به فرابخشی بودن موضوع حفاظت و مدیریت رودخانه‌ها، بدون شک رسیدن به نقطه مطلوب در سطح کشور مستلزم تعامل مناسب سایر دستگاه‌های اجرایی، ارگان‌ها و نهاد‌های مرتبط است.
این مقام شرکت مدیریت منابع آب ایران با اشاره به پیگیری سازمان مدیریت بحران اظهار امیدواری می‌کند که این روند سرعت گیرد اما درباره سایر سازمان‌ها گفت: انتظار می‌رود با تقویت این روابط در کنار اقدامات وزارت نیرو و شرکت‌های آب منطقه‌ای ظرفیتی فراهم شود تا بتوان به بهترین نحو از رودخانه‌ها حفاظت کرد.

 

میانگین فرونشست در دشت‌های کشور ۲۵ سانتی‌متر است

مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: برداشت بی‌رویه از مخازن آب زیرزمینی منجر به شکل‌گیری پدیده فرونشست در بسیاری از دشت‌های کشور شده است به‌طوری که میانگین آن در این دشت‌ها به ۲۵ سانتی‌متر می‌رسد.
‌به گزارش ایرنا، احمدرضا لاهیجان‌زاده در نشست شورای توسعه و برنامه‌ریزی چهارمحال و بختیاری به وضعیت محیط زیست کشور در سال‌های گذشته اشاره کرد و افزود: کاهش حجم آبخوان‌ها و شکل‌گیری پدیده فرونشست در دشت‌های کشور از دهه ۷۰ شدت گرفته است که در سال‌های پس از آن ۸۰۰ چاه جدید حفر شد که نیمی از آن غیرمجاز است.

شکل‌گیری پدیده گرد و خاک از پیامدهای خشک شدن بسیاری از دشت‌های کشور است. در چهارمحال و بختیاری نیز دشت شهرکرد به کانون گرد و خاک تبدیل شده

او همچنین به کاهش منابع آب تجدیدشونده در کشور از ۱۳۰ میلیارد مترمکعب در سال ۱۳۷۳ به ۱۰۳میلیارد مترمکعب در سال ۱۳۹۹ اشاره کرد و گفت: کاهش ۳۰میلیارد مترمکعبی آب تجدیدشونده کشور را وارد تنش آبی کرد به‌طوری‌ که از سال ۱۳۸۷ بسیاری از استان‌های کشور با تنش آبی روبه‌رو شدند و در سال‌های اخیر نیز این موضوع به یک بحران در تعدادی از استان‌ها تبدیل شده است. مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با تاکید بر مدیریت مصرف آب در کشور عنوان کرد: این در حالی است که آمارهای موجود حاکی از آن است که با وجود کاهش منابع اما در مصرف آب به‌ویژه در بخش کشاورزی هنوز تغییر ایجاد نشده است. لاهیجان‌زاده شکل‌گیری پدیده گرد و خاک را از پیامدهای خشک شدن بسیاری از دشت‌های کشور عنوان کرد و گفت: در چهارمحال و بختیاری نیز دشت شهرکرد به کانون گرد و خاک تبدیل شده است. او رعایت نکردن حقابه تالاب‌ها را از دیگر چالش‌های محیط‌ زیست کشور در دوران خشکسالی و تغییر اقلیم دانست و افزود: بیشتر تالاب‌های کشور خشک شده‌اند چراکه حقابه آن رعایت نمی‌شود. مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه به تشریح سیاست‌های کلی محیط زیست ابلاغی مقام رهبری پرداخت و تصریح کرد: این سیاست‌ها در ۱۵ بند تدوین شده و پنج راهبرد برای آن تعریف و بر اساس آن وظایف دستگاه‌های اجرایی مشخص شده است. برای اجرایی شدن این سیاست‌ها و نظارت بر نحوه آن باید در هر یک از استان‌های کشور تشکیل شود که انتظار می‌رود این مهم نیز از سوی استان چهارمحال و بختیاری مورد توجه قرار گیرد. ه گزارش ایرنا، تشکیل کارگروه محیط زیست برای پیگیری سیاست‌های ابلاغی از مصوبات این نشست بود و مقرر شد تا این کارگروه به ریاست معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار تشکیل و نتایج این کارگروه به شورای برنامه‌ریزی و مدیریت استان ارائه شود.
بر اساس آخرین آمار شرکت آب منطقه‌ای چهارمحال و بختیاری از ۱۰ دشت اصلی این استان، ۶ دشت ممنوعه و چهار دشت ممنوعه بحرانی است و سالانه حدود سه سانتی‌متر در این دشت‌ها فرونشست رخ می‌دهد.

هشدار درباره افزایش جمعیت لاک پشت گوش قرمز

کارشناس خزندگان و دوزیستان سازمان حفاظت محیط زیست نسبت به افزایش جمعیت لاک پشت گوش قرمز که گونه‌ای مهاجم است در شهرهای شمالی، مرکزی، اصفهان، تهران و طالقان هشدار داد.
به گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، محمدرضا محمدی گفت: سالانه چندین هزار قطعه لاک‌پشت گوش‌قرمز به همراه محموله ماهیان زینتی به کشور قاچاق می‌شود و به عنوان حیوان خانگی اغلب در میان آکواریوم‌داران به فروش می‌رسد و خریداران پس از مدت کوتاهی که از نگهداری این لاک‌پشت‌ها خسته می‌شوند، آنها را در طبیعت رها می‌کنند و فاجعه از اینجا آغاز می‌شود. او افزود: لاک‌پشت گوش‌قرمز از گونه‌های مهاجم بیگانه معرفی‌شده از سوی گروه تخصصی گونه‌های مهاجم اتحادیه جهانی حفاظت (ISSG) است که از ۲۰ سال پیش ورود آن به کشورها ممنوع اعلام شده. محمدی با اشاره به مشاهده این گونه در بازدیدهای میدانی از زیستگاه‌های آبی شهرهای شمالی کشور از جمله مازندران، گیلان همچنین در رودخانه‌ها و منابع آبی استان‌های مرکزی، اصفهان، تهران و طالقان از سرعت رو به افزایش گسترش تهاجم لاک‌پشت گوش‌قرمز ابراز نگرانی کرد. لاک‌پشت گوش‌قرمز بومی دره می‌سی‌سی‌پی در شرق و مرکز آمریکاست که در بیش از ۲۰ کشور دنیا پراکنده شده است. این گونه در ۲ سالگی بالغ می‌شود و هر سال می‌تواند تا سه مرتبه جفتگیری کرده و هر بار در حدود ۲۰ تخم بگذارد. این سرعت بالای تکثیر، قدرت تهاجمی آن را بیش از پیش نمایان می‌کند. لاک‌پشت گوش‌قرمز در رقابت با ۲ گونه بومی ایران لاک‌پشت برکه‌ای خزری و اروپایی در اشغال زیستگاه‌ها و منابع تغذیه‌ای بر آنها غلبه کرده و ترد و انزوا آنها در شرایط حاد موجب حذف آنها از طبیعت می‌شود.

«آذرِ» جنگل های گیلان

 

از روزی که آذر رسید، جنگل‌های گیلان بارها گر گرفتند و خاموش شدند؛ جنگل‌هایی در ماسال، رضوانشهر، فومن، تالش و رودبار. دیروز که پنجمین روز آذر و پنجمین روز حریق جنگل‌های رودبار بود، آتش پنهان زیر خاکستر، با وزش باد پاییزی دوباره شعله‌ور شد. نیروهای منابع طبیعی و گروه‌های مردمی با دست خالی به جنگل‌های گُرگرفته «شمام» و «سلانسر» رفته‌اند و شعله‌ها چنان سرکِش بوده‌اند که نیروهای محیط زیست هم به یاری آنها شتافته‌اند. روز جمعه هلی‌کوپتر هلال احمر و روز شنبه هلی‌کوپتر ارتش به این نقاط سرخ جنگل‌های هیرکانی رفتند و آبی بر آتش ریختند اما گویی این شعله‌ها سر مهار شدن ندارند. رئیس اداره محیط زیست رودبار می‌گوید اگر منابع طبیعی و محیط زیست که همیشه در مقابله با آتش دستشان خالی است، هلی‌کوپتر داشتند، حریق این همه روز دوام نمی‌آورد.

 

از روز سه‌شنبه هفته پیش که ۴۵ هکتار از جنگل‌ها و مراتع گیلان در شهرستان رودبار‌، تالش، فومن‌، رضوانشهر و ماسال طعمه حریق شد، جنگل‌های هیرکانی ساعتی آرام نداشته‌اند. منابع طبیعی استان گیلان اعلام کرد که تمام این آتش‌سوزی‌ها بعد از 24 ساعت یا کاملا اطفا شده یا تحت کنترل کامل نیروهای یگان حفاظت است. به گفته حامد اختری، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان بیشتر از ۹۰ درصد این آتش‌سوزی‌ها سطحی بوده و به تاج درختان آسیب نرسیده است. مساحت این «حریق‌های لکه‌ای» در آن روز، زیر ۱۰ هکتار عنوان شد. حریق رودبار هم جزو مواردی اعلام شد که کاملا مهار شده است. اما عصر پنج‌شنبه آتش رودبار دوباره زنده شد و بار دیگر منابع طبیعی گفت که این آتش‌سوزی که وسعت 30 هکتاری جنگل را در برمی‌گیرد کنترل شده و نیروها تا پایان اطفا در منطقه خواهند بود. همچنین اعلام شد که به دلیل تداوم وزش باد هماهنگی‌های لازم را با فرماندهی یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور انجام شده و بالگرد اطفا آماده اعزام است. آتش صبر نکرد و تا روز جمعه که بالگرد به این نقطه کوهستانی برسد، بخش بزرگتری از جنگل‌های «شمام» و «سلانسر» در رستم‌آباد را سوزاند.
جمعه شب، حامد اختری، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان از حضور بالگرد اطفای آتش‌سوزی در منطقه خبر داد و گفت که «با تلاش‌های صورت گرفته حریق در این مناطق مهار شده است». آتش جنگل‌های رودبار -هرچند به گفته اختری سطحی بوده و تاج درختان را نسوزانده- بعد از اعلام مهار، باز هم هم روشن شد. به گفته اختری این آتش‌سوزی در مناطق کوهستانی و صعب‌العبور شهرستان رودبار رخ داده و بالگرد هلال احمر هم در منطقه حضور یافته و تا ظهر جمعه پنج سورتی پرواز انجام داده است.
محیط زیست رودبار: تجهیزات نداریم
در این روزها گروه‌های مختلف برای مهار آتش در کنار یگان منابع طبیعی بوده‌اند. ۲۰ نفر از نیرو‌های یگان حفاظت، بسیج، سپاه، مدیریت بحران، مردم منطقه و فرمانداری از روز پنجشنبه آمده‌اند و چهل نفر از کارکنان اداری حفاظت محیط زیست هم در سلانسر مقابل شعله‌ها ایستاده‌اند. به گفته اختری، با احتساب آتش‌سوزی‌هایی که از اول آذر در گیلان رخ داده، ۱۵۰ نفر از نیروها در این مدت برای اطفای حریق تلاش کرده‌اند.
علی فرهی تکرمی، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان رودبار عصر شنبه درباره آخرین وضعیت آتش‌سوزی به «پیام ما» می‌گوید: «وسعت آتش‌سوزی پس از پنج روز، به بیش از 50 هکتار رسیده است. در این مدت سه مرحله بالگرد آمد و آب روی آتش ریخت اما این آتش خاموش نشد. دوباره وعده داده‌اند دو بالگرد دیگر ارتش برای کمک برسد. اگر نرسد خاموش نمی‌شود.»
او همچنین می‌گوید به احتمال زیاد دلیل این آتش‌سوزی انسانی بوده است اما هنوز به‌طور دقیق نمی‌توان درباره این موضوع نظر داد. سوال این است که چرا خاموشی کامل این آتش‌سوزی این همه طولانی شده است؟ رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان رودبار چنین پاسخی دارد: «جنگل‌هایی که درگیر آتش است، در منطقه‌ای کوهستانی و سخت‌گذر است و شیب تندی دارد. نیروها با دست خالی نمی‌توانند این شعله‌ها را مهار کنند. در این پنج روز گروه‌های مختلفی به منطقه آمدند و در حال تلاشند اما با امکانات ضعیف نمی‌شود کاری کرد. برای خاموش کردن این آتش در چنین منطقه‌ای فقط باید بالگرد باشد. اگر خودمان هلی‌کوپتر داشتیم آتش تا امروز خاموش می‌شد.» به گفته او جنگل‌های شمال نیاز به بالگردی دارد که همیشه مجهز و آماده باشد. اما ندارد و در این مواقع، روال اداری برای درخواست بالگرد آنقدر طول می‌کشد که آتش هم گسترده‌تر می‌شود. این بار هم سه روز طول کشید تا بالاخره هلال احمر بالگردهایش را رساند و آتش در این چند روز فرصت زنده شدن داشت.
مهرداد گودرزوند چگینی، نماینده مردم رودبار در مجلس هم نظری مشابه رئیس اداره محیط زیست رودبار دارد. اینطور که خانه ملت گزارش داده او دیروز در مورد آخرین وضعیت آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع گیلان گفته است: «هنوز منشا و علت این آتش‌سوزی‌ها مشخص نیست. آتش در ساعاتی از روز خاموش شده اما در ساعاتی دیگر با وزش باد دوباره شعله‌ور شده است و همچنان تداوم دارد. کمبود بالگرد و تجهیزات از دلایل موثر در طولانی شدن اطفای حریق است و به صورت جدی می‌طلبد ایستگاه آتش‌نشانی در شهرستان رودبار دایر شود و همچنین تامین بالگرد در دستور کار قرار گیرد زیرا نبود بالگرد از دلایل عمده تداوم و طولانی شدن آتش‌سوزی‌ها است.» عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس بر ضرورت توجه جدی به تامین بالگرد اطفای حریق برای اطفای آتش‌سوزی جنگل‌ها در لایحه بودجه ۱۴۰۲ تاکید کرده و گفته است: «درست نیست که مردم و نیروهای امدادی با دستان خالی نسبت به اطفای حریق اقدام کنند در حالی که در حال حاضر شاهد استفاده کشورهای دنیا از پیشرفته‌ترین امکانات هستیم.» به گفته او محیط زیست و منابع طبیعی مجبورند از دستگاه‌های دیگر برای تامین بالگرد کمک بگیرند در حالی که اگر تجهیزات و امکانات و بالگرد به اندازه کافی در دسترس بود، همان ساعات اولیه آتش خاموش می‌شد و اینطور گسترش نمی‌یافت.

حضور بسیج نشان می‌دهد انقلاب زنده است

رهبر انقلاب اسلامی صبح روز شنبه در دیدار صدها نفر از بسیجیان، تشکیل بسیج را از مهمترین و بزرگترین ابتکارات امام خمینی خواندند و با ذکر گوشه‌هایی از برکات حضور بسیج در میدان‌های مختلف چهل سال اخیر تاکید کردند: بسیج در جایگاه و شأنی بالاتر از یک سازمان نظامی و در واقع یک فرهنگ و تفکر و گفتمان است که ظرفیت دارد کشور را در حرکت عظیم ملت، با گام‌های بلند به پیش ببرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان تحلیل کلان از جایگاه بسیج در جغرافیای سیاسی دنیای اسلام و شکست نقشه راهبردی آمریکا در مقابل ملت ایران، و لزوم فهم دقیق بسیج از عرصه کارزار وسیع ایران با آمریکا، گفتند: امروز مهمترین شیوه بدخواهان ایران، جعل و دروغ‌پردازی است تا با تسلط بر مغزها، اهداف خود را محقق کند.

 

در این دیدار که به‌صورت زنده در اجتماعات بسیجیانِ سراسر کشور به‌مناسبت روز بسیج دریافت می‌شد، رهبر انقلاب اسلامی، تبدیل تهدیدها به فرصت را از مَلَکات خدادادیِ امام خمینی برشمردند و گفتند: امام در آذر ۵۸ چند هفته پس از تسخیر لانه جاسوسی و بعد از تهدیدهای امریکایی‌ها، به‌جای اینکه مثل رؤسای غالب کشورها از این تهدیدها بترسد، با تاکید بر ضرورت وجود ۲۰ میلیون بسیجی در کشور، ملت را با یک بسیج عمومی وارد میدان کرد. ایشان با اشاره به بیانیه والا و شیوای امام در آذر ۱۳۶۷ یعنی ۹ سال پس از تشکیل بسیج و استفاده ایشان از تعابیر عجیب و ادبیات فاخر در مدح بسیج، افزودند: بسیج به‌گونه‌ای عمل کرد که امام خمینی در آن بیانیه مانند پدری که به فرزندانش عشق می‌ورزد، بسیج را مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنام می‌خوانَد و با وجود برخورداری از عظمتی که دنیا و تاریخ را تکان داد، بسیجی بودن را افتخار خود بر می‌شمرد و دست یکایک بسیجیان را می‌بوسد.
رهبر انقلاب، مخاطب بیانیه سرشار از عشق و ارادت امام را همه بسیجیانِ گذشته و حال و‌ آینده دانستند و افزودند: امام در همین بیانیه، بسیج دانشجو و طلبه را اعلام می‌کند که نشان می‌دهد بسیج در نگاه امام فقط مربوط به میدان نظامی نیست بلکه بسیجی باید در همه میدان‌ها از جمله عرصه علم دین و علم مادی حضور داشته باشد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حضور بسیج در دفاع مقدس را حضوری بسیار کارآمد، گره‌گشا، درخشان و موفقیت در آزمونی پُرشکوه خواندند و افزودند: با وجود این، جایگاه بسیج بالاتر از یک سازمان نظامی است و در حقیقت بسیج یک فرهنگ و گفتمان و تفکر است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین ویژگی‌های فرهنگ بسیجی، به «خدمت بی‌تظاهر و بی‌توقف به اجتماع و کشور» اشاره کردند و گفتند: بسیجی بدون داشتن حتی انتظار تشکّر، وارد میدان جهاد و خدمت می‌شود و خطرات آن را به جان می‌خرد. ایشان در بیان مصادیقی از این خدمات، به تلاش سخت و دشوار در هنگامه بلاهای طبیعی از جمله سیل، به جان خریدن خطر ابتلا به کرونا و مرگ برای نجات جان بیماران و حضور خستگی‌نشناس با شیوه‌های ابتکاری در گسترش کمک‌های مؤمنانه، اشاره کردند و افزودند: جوانان برخوردار از فرهنگ بسیجی در محیط‌های علم و دانش نیز، افتخارات بسیاری آفریدند که شهدای هسته‌ای و مرحوم کاظمی‌آشتیانی بنیانگذار مؤسسه رویان از جمله آنان هستند.

رهبر انقلاب با انتقاد از کسانی که می‌گویند برای اینکه این اغتشاش‌ها را تمام کنید، باید مشکلتان را با آمریکا حل کنید، گفتند «مذاکره، مشکل ما با آمریکا را حل نمی‌کند» و همچنین تاکید کردند: مسئله چند نفر ضدانقلاب نیست؛ دشمن دنبال برجام ۲ و ۳ بود

رهبر انقلاب حضور بی‌محابا، دلاورانه و با همه توان در میدان‌های مقابله با دشمن را از دیگر جلوه‌های فرهنگ و تفکر بسیجی خواندند و گفتند: فرهنگ بسیجی، فرهنگ مجاهدان گمنام است که بدون چشم‌داشت و با خطرپذیری، از همه وجود خود برای خدمت به کشور مایه می‌گذارند و برای رهایی بخشیدنِ دیگران مظلوم واقع می‌شوند، همچنانکه در قضایای اخیر، بسیجیان مظلومانه در عرصه بودند تا ملت در مقابلِ اغتشاشگران و عناصر غافل یا مزدور دچار مظلومیت نشود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «پرهیز کامل از نا امیدی در هر شرایط» را از ویژگی‌های مهم فرهنگ بسیجی دانستند و افزودند: برخلاف برخی سخنان روشنفکری، انقطاع نسلی در بسیج وجود ندارد و بسیجیان نوجوان و جوانِ امروز با وجود اینکه امام و دفاع مقدس را ندیده‌اند همچون دهه شصتی‌ها با همان روحیه در میدان کار و تلاش و جهاد هستند. ایشان ظرفیت کشور برای «پرورش بسیج و تربیت رویش‌های نو به نو» و ظرفیت بسیج برای «توسعه و پیشرفت کشور» را دو واقعیت ممتاز برشمردند و با اشاره به وجود روحیه بسیجی و شجاعت و نهراسیدن از ورود به میدان در نسل‌های پیشین ملت ایران گفتند: در حکومت طاغوت این روحیه به دست بیگانگان یا حکومت‌های فاسد سرکوب می‌شد.

رهبر انقلاب که در بخشی از سخنانشان با ابراز تاسف نسبت‌به تحلیل‌های عده‌ای که ادعای فهم سیاسی می‌کنند، خاطرنشان کردند: برخی مدعیان می‌گویند «صدای ملت را بشنوید»؛ صدای رعد آسای ملت، امسال در ۱۳ آبان بلند شد؛ شنیدید؟

رهبر انقلاب افزودند: با توجه به معنای حقیقی بسیجی، اشخاصی همچون شیخ محمد خیابانی، محمدتقی پسیان، میرزا کوچک خان جنگلی، آقا نجفی و حاج آقا نورالله، آسید عبدالحسین لاری و رئیسعلی دلواری را هم می‌توان به نوعی بسیجی نامید. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیروزی انقلاب را باعث آزاد شدن روحیه و فرهنگ بسیجی دانستند و گفتند: انقلاب با دادن امید، روحیه ضداستعماری و ضداستبدادی را در ملت آزاد کرد و در پرتو حضور امام خمینی که به ملت روح و جان می‌داد استعداد فرهنگ و تفکر بسیجی شکوفا شد. ایشان کتاب‌ها و شرح حال شهیدان بسیجی در دفاع مقدس را حاوی مطالب حیرت‌انگیز خواندند و افزودند: عظمت آن بزرگانِ میدان نبرد، درحالی‌که یک بسیجی ساده بودند،‌ انسان را متحیر می‌کند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امتداد بسیج در جهان اسلام را یکی دیگر از برکات بسیج دانستند و تأکید کردند: به لطف خداوند این یادگار امام، امروز در کشور و جهان اسلام فعال است و در آینده هم باقی خواهد ماند و ثمرات آن دیده خواهد شد. ایشان با یادآوری تعبیر امام در مورد بسیج که آن را براساس آیات قرآنی «شجره‌ای طیبه» خوانده بودند که ثمرات شیرین خود را در هر دوره‌ای بروز می‌دهد، افزودند: نشان دادن نوزایی و زنده بودن انقلاب، پیشرفت کشور به برکت کار جهادی و بی‌توقع، برجسته شدن عنصر معنویت در هر فعالیتی که با روحیه بسیج شکل بگیرد و آرمان‌گرایی در کنار عمل‌گرایی از جمله برکات روحیه بسیجی است که این روحیه باید در جامعه حفظ شود و دچار آفت مغرور شدن نشود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه به تحلیل جایگاه بسیج در جغرافیای سیاسی دنیای اسلام پرداختند و گفتند: جایگاه بسیج را باید فراتر از مسائل روزمره و مقابله با اغتشاشات اخیر دانست. ایشان با بررسی چرایی رویکرد ویژه استعمار به منطقه غرب آسیا افزودند: استعمار غرب که در ابتدا اروپا مظهر آن بود و سپس امریکا، توجه خاص و ویژه‌ای به منطقه ما داشته و دارد زیرا منطقه غرب آسیا مرکز عمده نفت و انرژی و منابع طبیعی و چهارراه ارتباطی شرق و غرب است و بر همین اساس رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی در این منطقه پایه‌گذاری شد تا غرب در منطقه غرب آسیا برای غارت منابع و ایجاد جنگ و تفرقه‌انگیزی، پایگاه داشته باشد.
رهبر انقلاب با تاکید بر اینکه مهمترین و حساس‌ترین نقطه در منطقه راهبردی غرب آسیا، ایران است، ‌خاطرنشان کردند: بر همین اساس، در ابتدا انگلیسی‌ها و سپس امریکایی‌ها سرمایه‌گذاری ویژه‌ای بخصوص برای مزدور پروری در ایران کردند، تا سلطه کامل داشته باشند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح سلطه و فشار امریکایی‌ها بر ایران و حاکمان قبل از انقلاب گفتند: این فشار به گونه‌ای بود که در خاطرات رجال سیاسی دوران پهلوی ذکر شده، حتی محمدرضا پهلوی از باج‌خواهی‌های فزاینده آمریکا گله‌مند بود اما جرات به زبان آوردن نداشت. ایشان با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی در نقطه کانونی سلطه استعمار غرب در منطقه غرب آسیا گفتند: وقوع انقلاب، ناگهان چُرت استعمارگران را پاره، و ضربه‌ای مهلک، گیج‌کننده و غافلگیرانه به سیاست‌های استعماری در جزیره اَمن آنها وارد کرد.
رهبر انقلاب با تاکید بر اینکه انقلاب اسلامی سدّ مستحکمی در مقابل حضور امریکا و غرب در منطقه شد و هویت جدیدی را به‌وجود آورد، خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی، ‌هویت وابستگی کشور را تبدیل به «هویت استقلال و استحکام و روحیه روی پای خود ایستادن و از موضع قدرت حرف زدن و باج ندادن»، کرد و این تفکر طبعاً در ایران منحصر نماند و در منطقه اثر گذاشت. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به مباحث مربوط به صدور انقلاب در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی گفتند: من در همان سال‌های ابتدایی انقلاب در نماز جمعه گفتم، انقلاب همچون بوی گل و هوای بهاری است که خودش در فضا پیچیده می‌شود و همه آن را استشمام می‌کنند و کسی نمی‌تواند جلوی آن‌ را بگیرد. به همین علت انقلاب اسلامی به‌طور طبیعی، مردم منطقه را دگرگون و آنها را بیدار کرد؛ بنابراین غربی‌ها و به‌ویژه امریکایی‌ها باید به فکر علاج می‌افتادند؛ زیرا نهال انقلاب سلطه آنها بر ایران را از بین برده و منطقه را دچار تزلزل کرده بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مهمترین مشکل غرب برای مقابله با نظام اسلامی در ابتدای پیروزی انقلاب را حضور مردم و نیروهای انقلابی در صحنه دانستند که تبلور عینی آن شکست صدام و حامیان غربی او در هشت سال دفاع مقدس بود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به طراحی امریکایی‌ها که حدود ۱۵ سال قبل به وسیله شخصیت‌های برجسته این کشور افشا شد، گفتند: طراحی آنها این بود که شش کشور عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سودان و سومالی را ساقط کنند تا در نهایت، امتداد و عمق راهبردی ایران در منطقه از بین برود و با تضعیف کشور،‌ در نهایت خود نظام جمهوری اسلامی ایران ساقط شود. آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: اما تفکر و امتداد انقلاب اسلامی در سه کشور عراق، سوریه و لبنان کارکرد پیدا کرد و کار بزرگ و مهمی انجام شد که عبارت است از شکست آمریکا در این سه کشور. ایشان با اشاره به شکست طراحی آمریکا برای از بین بردن حزب‌الله و اَمل در لبنان و همچنین ناکامی در عراق و سوریه با وجود چندین هزار میلیارد دلار هزینه و هزاران ساعت کار فکری با به‌کارگیری صدها متفکر تأکید کردند: این نقشه و توطئه در منطقه، با نیروی عظیم و کارآمد جمهوری اسلامی خنثی شد و مظهر و پرچم این نیروی عظیم، شخصی به نام «حاج قاسم سلیمانی» بود؛ بنابراین اکنون مشخص می‌شود که چرا نام «حاج قاسم» تا این حد برای مردم ایران، محبوب و برای دشمنان، تا این حد ناراحت‌کننده است.
رهبر انقلاب، بسیجیان را به فهم و تحلیل کلان از این کارزار وسیع، و پرهیز از محدود کردن دید خود به درگیری با چند عنصر ضدانقلاب توصیه کردند و گفتند: با این تحلیل کلان است که می‌توان فهمید علت اصرار دشمن بر برجام‌های ۲ و ۳ چه بود که در داخل نیز عده‌ای لابد از روی غفلت حرف آنها را تکرار می‌کردند. ایشان در این زمینه افزودند: برجام ۲ یعنی ایران حضور منطقه‌ای خود را کاملاً رها کند و برجام ۳ یعنی ایران متعهد شود که هیچ سلاح راهبردی و مهم مانند موشک و پهپاد تولید نکند تا در مقابل تهاجم، دست خالی باشد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، حضور بسیج در کشور را سینه سپر کردن در مقابل چنین توطئه‌های بزرگی دانستند و خاطرنشان کردند: شما بسیجیان در این میدان نبرد، از حرم دفاع، و با داعشِ دست‌سازِ آمریکا مبارزه کردید و به دلاوران رزم‌آورِ لبنان و فلسطینی‌ها هر چه توانستید کمک کردید و باز هم کمک خواهیم کرد. ایشان با تأکید بر اینکه میدان رزم بسیج چنین میدان وسیع و عمیقی است، نه فقط مبارزه با چند اغتشاشگر خیابانی، افزودند: البته این به معنای صرف‌نظر کردن بسیج از مقابله با اغتشاشگران نیست چراکه آن مسئله نیز باید علاج، و هر اغتشاشگر و تروریستی مجازات شود اما بسیجی باید قدر خود و بسیج را بداند و محدود به کارهای جزیی نشود و بداند که اغتشاشگر نیز سرانگشت همان دستی است که در آن نقشه بزرگ شکست خورده و اینجا به میدان آمده است.
رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: بسیج فراموش نکند که مبارزه و درگیری اصلی با استکبار جهانی است و این چند نفر، غافل یا جاهل یا بی‌اطلاع و دارای تحلیل غلط، و یا مزدور هستند. ایشان با ابراز تاسف از تحلیل‌های سست و بی‌مایه برخی افراد گفتند: بعضی از این افراد در روزنامه‌ها و فضای مجازی می‌گویند برای تمام کردن اغتشاشات باید «مشکل‌تان را با آمریکا حل کنید» و «صدای ملت را بشنوید.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با طرح این سوال که «چگونه مشکل آمریکا با ایران حل می‌شود»، گفتند: این یک سوال جدی و واقعی است و قصد دعوا نداریم. آیا مشکل با نشستن و مذاکره کردن و تعهد گرفتن از آمریکا حل می‌شود؟! ایشان با یادآوری مذاکرات الجزایر با آمریکایی‌ها در سال ۱۳۵۹ بر سر آزادی گروگان‌ها، و تعهد آمریکا به آزاد کردن ثروت‌های ایران و پرهیز از مداخله در امور داخلی ما، گفتند: ما همه گروگان‌ها را آزاد کردیم اما آمریکا به تعهدات خود از جمله رفع تحریم‌ها و آزاد کردن ثروت‌های مسدود شده ملت عمل نکرد.
رهبر انقلاب، بدعهدی آمریکا در قضیه برجام یعنی برداشتن تحریم‌ها در مقابل کاهش فعالیت صنعت هسته‌ای را نمونه دیگری از بطلان حل مشکل با آمریکا از طریق مذاکره دانستند و افزودند: مذاکره، مشکل ما با آمریکا را حل نمی‌کند، بله باج دادن به آمریکا مشکل را حل می‌کند که البته به یک بار باج دادن هم قانع نیستند و هر بار باج جدیدی خواهند خواست. ایشان در این زمینه افزودند: اول می‌گویند غنی‌سازی ۲۰ درصد را تعطیل کنید، بعد غنی‌سازی ۵ درصد را، بعد کل صنعت هسته‌ای را، بعد تغییر قانون اساسی را مطالبه می‌کنند، بعد محبوس شدن پشت مرزها و خالی کردن دست ایران و تعطیلی صنایع دفاعی را. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ممکن است یک نفر حتی جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشد اما هیچ ایرانی باغیرتی حاضر نیست چنین باج‌هایی را بدهد، گفتند: بنابراین مذاکره با آمریکا مشکلی را حل نمی‌کند و تنها در صورت باج دادن در همه مسائل اساسی و عبور از همه خطوط قرمز است که آمریکا مانند دوره پهلوی دیگر کاری با کشور ندارد. اما آیا مردم برای این شیوه، انقلاب کردند و این همه شهید دادند؟ ایشان در مقابل تجویز دیگر برخی مدعیان مبنی بر «شنیدن صدای ملت» خاطرنشان کردند: صدای رعد آسای ملت، امسال در ۱۳ آبان بلند شد؛ آیا آن را شنیدید؟ شما بشنوید صدای ملت را. آن جمعیت عظیم و بیش از ۱۰ میلیونی در تشییع شهید سلیمانی صدای ملت بود. امروز تشییع شهدا در شهرهای مختلف و شعارهای مردم علیه تروریسم و اغتشاشگر صدای ملت است. شما صدای ملت را نمی‌شنوید؟
رهبر انقلاب در بخش پایانی سخنانشان به بیان چند توصیه به بسیجیان پرداختند: «بسیجی بمانید و روحیه و ایمان بسیجی را در خود حفظ کنید»، «قدر خود را بدانید البته خاصیت بسیجی تفاخر نکردن است اما قدر این توفیق خدادادی را بدانید»، «دشمن و نقاط ضعف و نقشه‌های آن را بشناسید و در مقابل دشمنی که با بزرگ و قوی جلوه دادن خود به دنبال غافلگیر کردن شما است، هوشیار باشید»، و «رشد معنوی خود را مراقبت و اندازه‌گیری کنید.» ایشان در توصیه پنجم به بسیجیان گفتند: امروز مهمترین شیوه بدخواهان، جعل و دروغ‌پردازی به وسیله تلویزیون‌هایشان یا فضای مجازی است، در مقابل این شگرد با عمل به وظیفه جهاد تبیین، «روشن‌بینی خود را افزایش دهید» و اجازه ندهید دشمنی که بیش از تسلط بر سرزمین‌ها به دنبال تسلط بر مغزها است، به این هدف دست یابد.
رهبر انقلاب در توصیه ششم با تاکید بر اینکه «آمادگی عملی خود را حفظ کنید و غافلگیر نشوید»، گفتند: حواس همگان به‌خصوص مسئولان کشور باید در خصوص مسائل اطراف کشور هم جمع باشد چراکه برای ما هم منطقه غرب آسیا، هم قفقاز و هم مناطق شرقی کشور مهم است و باید حواس ما به همه اینها باشد که دشمن چه کاری می‌خواهد انجام دهد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به استفاده مستکبران از فرصت جام جهانی و غفلت ناشی از تمرکز همه چشم‌ها به آن برای انجام کارهای دیگر (مانند دوره‌های قبلی این مسابقات)، مراقبت و هوشیاری در این مقطع را مورد تاکید قرار دادند و افزودند: اکنون که اسم جام جهانی را آوردیم، بگوییم که دیروز بچه‌های تیم ملی ما چشم ملت را روشن کردند و ان‌شاءالله چشم‌شان روشن باشد که ملت را خوشحال کردند. ایشان در توصیه هفتم، بسیجیان را به مراقبت از نفوذ افراد ناباب و فاسد در بسیج سفارش کردند و توصیه آخر خود را به یک دستور قرآنی اختصاص داند که «سست نشوید و غمگین نگردید، شما برترید، اگر ایمان داشته باشید.»

«شعارپیشگی» ما را نابود کرد

پرده اول؛ شعارپیشگی
شعار‌زدگی با شعار‌پیشگی تفاوت دارد. فرد، جامعه یا ساختار «شعار‌زده»، خود «سازنده» و سردهنده شعار نیست بلکه «قربانی» شعارهای ساخته و پرداخته از سوی «شعارپیشگان» است.
بسیاری از مدیران از وزیر تا مدیران سطوح پایین‌تر شعار‌ توخالی را به جای «برنامه» جا زده و می‌زنند، اما خود، «چون به خلوت می‌روند، آن کار دیگر می کنند».
رمز بیچارگی و درماندگی ما هم در همین بی‌اعتقادی و بی‌عملی مدیریتی نهفته است. این حقیقت شوم که «خلوت» و «جلوت» برخی مدیران، دو دنیای متفاوت است، تار و پود جامعه ما را از هم گسسته و مردم را نسبت به مدیران و حرف کارشناسان بی اعتماد ساخته و کشور را به وضع سختی انداخته است.
پرده دوم؛ از «شعار مدیریت آب» تا «شعار تولید»
به تازگی تصاویری از وزیر اسبق جهاد کشاورزی در حال بیل زدن در باغ پسته شخصی ایشان منتشر شد. اینکه این عکس در شرایط خاص کشور چگونه، چرا و با چه هدفی منتشر می‌شود خود مبحثی مفصل است اما آنچه که محل بحث جدی است، نگاه و روش وزیر اسبق کشاورزی به مقوله بهره برداری از منابع آب و خاک است.
در موضوع مدیریت مصرف آب در هر سه شعار گسترش آبیاری تحت فشار، اصلاح الگوی کشت، و افزایش بهره‌وری (با کمی تخفیف)، بدون تعارف شکست خورده‌ایم. شعارهایمان در این بخش توخالی، کارشناسی نشده و رویایی و دهان پرکن بود. دستاوردی نداشت و نخواهد داشت. این سخن و دیدگاه سیاه‌نمایی نیست، ارزیابی کارنامه، پیش‌بینی و آینده‌نگری است. این حقیقت را آن شخص در حال بیل زدن بهتر از همه می‌داند. شاید بر‌همین مبنا، کلاهش را محکم به سرکشیده تا آن را باد نبرد. او هم «شعارها» و هم «شعارزدگان» را فراموش کرده، به خلوت خود رفته و پس از یک دهه وزارت و سردادن شعار مصرف بهینه آب در بخش کشاورزی، اینبار با «شعار تولید» آب را به شیوه اجدادش مصرف می کند. در ساختار مدیریتی کشور «شعارها» پایان نمی‌پذیرند، بلکه تنها از گزاره ای به گزاره دیگر تغییر می‌کنند.

تقاضای توقف خشونت

| پیام ما | دیروز روز جهانی منع خشونت علیه زنان بود. بین 30 تا 80 درصد زنان ایرانی هم طبق تحقیقات با یکی از انواع با خشونت همواره مواجه هستند. همچنین سال گذشته ۷۷ هزار و ۶۳۷ مورد معاینه مربوط به مدعیان همسر آزاری جسمانی بوده که ۹۶.۷ درصد از این معاینات مربوط به زنان گزارش شده است. از این رو در روز جهانی منع خشونت علیه زنان، گروهی از جامعه‌شناسان زن از سوی انجمن جامعه‌شناسی ایران طی بیانیه‌ای خواستار توقف خشونت علیه زنان و عزمی جدی و عمومی برای پی‌ریزی جامعه‌ای و برچیده شدن همه صور ستم و نابرابری شدند. در این رابطه عالیه شکربیگی، جامعه‌شناس به «پیام ما» می‌گوید: «ما زنان جامعه‌شناس وارد عمل شده‌ایم و خواستار گفت‌وگو هستیم و ضرورت تاریخی این است که زنان جامعه‌شناس هم در کنار مردان جامعه‌شناس در این شرایط وارد عمل شده و تقاضای توقف خشونت علیه زنان داشته باشند.»

 

یک گشت و گذار ساده در اینترنت و جستجوی کلیدواژه زن‌کشی و ضرب و شتم زنان در بین اخبار حوادث، صفحات و نتایج شوکه‌کننده‌ای برایتان به همراه می‌آورد. زنانی که به بهانه حفظ ناموس، عشق، حق‌خواهی و بقا کشته می‌شوند یا مورد خشونت قرار می‌گیرند. این اخبار البته چیز جدیدی نیست و آنقدر آنها را شنیده‌ایم که گویی دیدن این همه خشونت لا‌به‌لای صفحات پایگاه‌های خبری از قتل، خودکشی، ضرب و شتم زنان طبیعی است. اما طبق آخرین تحقیقات بین 30 تا 80 درصد زنان ایرانی دست‌کم یکی از اشکال خشونت را در طول عمر خود تجربه کرده‌اند. این در حالیست که طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت برآورد شیوع جهانی خشونت علیه زنان بر اساس داده‌های موجود از جمعیت جهان نشان می‌دهد که از 200 میلیون زن (35 درصد از آنها یا حدوداً یک سوم زنان 15 ساله و بالاتر) در طول زندگی خود خشونت را از سوی شریک خود تجربه کرده‌اند. اما آمار خشونت علیه زنان در سراسر آفریقا و خاورمیانه با بیش از 125 میلیون زن، آنقدر رایج است که در برخی کشورها میزان شیوع کلی آن به بیش از 80 درصد می‌رسد. همچنین مطابق با جداول آماری منتشر شده از سوی مرکز آمار که اطلاعات آن از سازمان پزشکی قانونی اخذ شده است؛ در سال گذشته ۷۷ هزار و ۶۳۷ مورد معاینه مربوط به مدعیان همسر آزاری جسمانی بوده که ۹۶.۷ درصد از این معاینات مربوط به زنان گزارش شده است. در واقع طی سال گذشته ۷۵ هزار و ۱۳۰ مورد معاینه جسمانی و ۱۲۷ مورد معاینه روانی بر روی زنان مدعی همسر آزاری انجام شده است. امسال هم پس از مرگ مهسا(ژینا) امینی و شروع ناآرامی‌ها، اخبار غیررسمی از به خشونت کشیده شدن اعتراضات و مرگ زنان می‌گویند. به علاوه این اعتراضات از سوی جامعه‌شناسان -در گزارشی که «پیام ما» پیشتر منتشر کرده بود- جریان زنانگی و تسویه حساب با مردسالاری خوانده شد.
دیروز هم در روز جهانی منع خشونت علیه زنان، جمعی از جامعه‌شناسان زن در بیانیه‌ای که از سوی انجمن جامعه‌شناسی ایران منتشر شد، نگرانی‌های خود را نسبت به خشونت موجود در جامعه علیه زنان اعلام کردند. در بخشی از این بیانیه آمده‌ است: «امسال روز جهانی منع خشونت علیه زنان، در شرایطی فرا می‌رسد که زنان ایرانی بیش از دو ماه است برای اعتراض به خشونت و تبعیض جنسیتی به خیابان آمده‌اند و با کنش اعتراضی مسالمت‌آمیز، خشم تاریخی‌شان را از ستم جنسیتی فریاد می‌زنند. زنان با شعار «زن، زندگی، آزادی» که به نفی خشونت، حق حیات و رهایی زنان اشاره دارد، می‌کوشند، بار دیگر حقوق انسانی‌شان را در عرصه عمومی مطرح و بازپس گیرند.» همچنین در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به قدمت خشونت علیه زنان گفته شده که این خشونت قدیمی‌ترین و در عین حال عادی‌ترین شکل خشونت بدون عقوبت است. این جامعه‌شناسان زن در ادامه در این بیانیه توضیح داده‌اند: «خشونت علیه زنان برای اعمال سلطه مردانه و واداشتن زنان به اطاعت از هنجارهای نظام مردسالاری کارکرد یافته است. استیلای نظام فرهنگی و اجتماعی مردسالاری و روابط نابرابر قدرت مرد و زن، محیط خانواده را برای زنان ناامن و گاه به قتلگاه تبدیل کرده است. در ایران خشونت علیه زنان با شیوعی بیشتر از متوسط جهانی ادامه دارد و در اشکال گوناگونی چون خشونت خانگی، کودک همسری و قتل‌های ناموسی مشاهده می‌شود. تجربه خشونت برای زنانی که همزمان تحت ستم طبقاتی و قومیتی قرار دارند، شدیدتر است.» این جامعه‌شناسان با هشدار نسبت به وضع موجود برای زنان در روز جهانی منع خشونت علیه زنان گفتند: «ما جمعی از جامعه‌شناسان زن، با احساس خطر از خشونت و تهدید فزاینده علیه زنان چه در حوزه خصوصی و چه حوزه عمومی، خواستار مقابله با خشونت علیه زنان و حذف زمینه‌ها و بسترهای آن هستیم. با وجود هشدارهای مکرر دانشگاهیان، پژوهشگران و پیگیری فعالان حقوق زنان تاکنون هیچ تدبیری برای مقابله با خشونت علیه زنان اتخاذ نشده و واکنش رسمی به این مسئله، فروکاستن آن به موضوعی خصوصی، قربانی نکوهی و دعوت زنان به پذیرش اقتدار مردانه بوده است.»
یک عمر چانه‌زنی‌های بی‌سرانجام
طبق این بیانیه با وجود پژوهش‌های متعدد، کارزارهای مدنی، مطالبه‌گری از مسیرهای قانونی، چانه‌زنی و مذاکره، فعالیت‌های رسانه‌ای، هیچ کدام موجب نشده که اقدامی جدی و مؤثر برای مقابله با خشونت علیه زنان صورت گیرد. مرکز پژوهش‌های مجلس هم در آخرین بررسی خود در آستانه تدوین برنامه هفتم توسعه این ادعا را تایید می‌کند و می‌گوید که مسائل حوزه زنان پس از شش برنامه توسعه حل نشده باقی مانده است. همچنین با گذشت بیش از 10 سال از تدوین لایحه‌ «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» و وصول آن به مجلس در اردیبهشت سال گذشته، هنوز خبری از تصویب آن نیست. به همین دلیل در بخش دیگری از این بیانیه، چنین آمده است: «امروز شاهد آن هستیم که خشونت علیه زنان مرزهای عرصه خصوصی را درنوردیده و به طور آشکار در عرصه عمومی نیز اعمال می‌شود.» آنها در بخش پایانی بیانیه خشونت علیه زنان را ریشه‌یابی کردند: «در شرایط سیطره نظام مردسالاری کنترل همه جانبه بر زنان به مثابه حقی مردانه، ترویج و خشونت به مثابه ابزار سلطه بر زنان را عادی‌سازی می‌کند و همزمان با آن، نابرابری‌های طبقاتی و قومیتی به خشونت علیه زنان دامن می‌زند.» جامعه‌شناسان امضاکننده این بیانیه در نهایت خواستار شکل گرفتن عزمی جدی و عمومی برای پی‌ریزی جامعه‌ای برای برچیده شدن همه صور ستم و نابرابری شدند تا خشونت علیه زنان در آن محو شود.
گذر از نظام تک فاعلی یک ضرورت تاریخی است
این بیانیه یکی از اولین حضورهای جدی و پررنگ زنان جامعه‌شناس در روزهایی است که جلسات متعددی برای تحلیل آنچه جامعه از سر می‌گذراند، برگزار می‌شود. در جلساتی که اخیراً در گوشه و کنار انجمن‌ها و دانشگاه‌ها برگزار شده، با وجود اینکه برخی جریانات اخیر را زنانه می‌خوانند، اما کمتر حضور زنان در جمع تحلیلگران را دیده‌ایم. از همین جهت از عالیه شکربیگی، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران علت این نحوه حضور و مشارکت زنان صاحب‌نظر جامعه‌شناس را جویا شدیم. این جامعه‌شناس در این رابطه به «پیام ما» می‌گوید: «در چنین شرایطی رسوبات پدرسالاری می‌طلبد که مردان جامعه‌شناس بیشتر راجع به بحران‌ها صحبت کنند. اما این روزها ما دیگر از نظام‌های تک فاعلی گذشته‌ایم و باید به سوی نظام‌های دو فاعلی هم مرد و هم زن برویم. با وجود اینکه نشست‌های علمی زیادی برای منع خشونت علیه زنان تاکنون برگزار شده اما متاسفانه هیچ نتایجی تا امروز از این نشست‌ها عاید زنان نشده است. به این ترتیب ما زنان جامعه‌شناس وارد عمل شده‌ایم و خواستار گفت‌وگو هستیم و ضرورت تاریخی این است که زنان جامعه‌شناس هم در این شرایط وارد عمل و تقاضای توقف خشونت علیه زنان شوند.»

چم شیر؛ فاجعه یا دستاورد؟

«چشم‌گیر» نام تنگه‌ای نزدیک به مرز استان بوشهر است. سدی که در مجاورت این تنگه قرار است یک ماه دیگر آبگیری شود نام خود را از آن گرفته است. سد و نیروگاه 176 مگاواتی چم‌شیر در جنوب شرقی گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته است. این سد قبل از پیوستن رودخانه خیرآباد به رودخانه زهره احداث شده و با آبگیری پنجمین سد بزرگ کشور خواهد بود که وظیفه آبرسانی و تامین برق را به عهده می‌‌گیرد. با این حال درباره این سد نگرانی‌های جدی وجود دارد. اینکه چم شیر فاجعه بزرگتری از گتوند باشد.

 

سد «چم‌شیر» میان انبوه خبرهای مرتبط با حوزه سیاست توانسته است، راه خود را باز کند و بدل به یکی از موضوعاتی شود که بسیاری درباره آن اظهارنظر کنند. البته بحث درباره این سد به امروز و دیروز محدود نمی‌شود یک سال پیش در 19 آبان عباس بحرودی، عضو هیئت علمی‌دانشکده مهندسی معدن دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «پیام ما» تاکید کرد: «مشکلی که سد چم‌شیر و سدهای دیگر در رشته کوه‌های زاگرس در خوزستان و کهگیلویه دارند سازند گچساران است. این سازند که از نظر نفتی بسیار با‌اهمیت است، پوش‌سنگی از مواد تبخیری و دارای لایه‌هایی از نمک و گچ است. این لایه‌ها با هر بارندگی یا جریان آب، حل می‌شوند و آب را هم شور می‌کنند که این آب شور به زمین‌های کشاورزی و یا مصارف پایین‌دست خسارت وارد می‌کند و در سد گتوند شاهد این اتفاق بودیم.»

یک سال پیش در 19 آبان عباس بحرودی، عضو هیئت علمی‌ دانشکده مهندسی معدن دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «پیام ما» تاکید کرد: مشکلی که سد چم‌شیر و سدهای دیگر در رشته کوه‌های زاگرس در خوزستان و کهگیلویه دارند سازند گچساران است

به گفته این استاد دانشگاه این سازند بسیار شناخته شده است و در محل ساخت سد گتوند به شکل معدن نمک قدیمی ‌در منطقه شهرت داشته و اهالی سال‌ها از آن برداشت می‌کردند اما سازندگان به آن بی‌توجهی کردند. حالا مشابه آن را در سد چم‌شیر هم داریم و در اینجا نیز این سازند در مخزن سد قرار گرفته است. بنابراین با توجه به تجربه سد گتوند، به احتمال خیلی زیاد انحلال نمک در آب، در سد چم‌شیر هم تکرار می‌شود و انتظار همین وضعیت را داریم. مشکل دیگر سد چم‌شیر تداخل آن با طرح‌های اکتشاف نفت است. زیرا دریاچه سد چم‌شیر روی طاقدیس گچساران قرار می‌گیرد، این در حالیست که در برنامه ازدیاد برداشت نفت، چاه‌هایی حفر و گازهایی با فشار زیاد به مخزن تزریق می‌شود. از آنجایی که پوش‌سنگ روی مخزن ضخامت زیادی ندارد، ممکن است تحت فشار زیاد بترکد یا منفجر شود. اینها احتمالاتی است که هنوز پاسخش مشخص نشده زیرا مدل‌سازی و مطالعاتی روی آن انجام نشده است.»

مشکل دیگر سد چم‌شیر تداخل آن با طرح‌های اکتشاف نفت است. زیرا دریاچه سد چم‌شیر روی طاقدیس گچساران قرار می‌گیرد، این در حالیست که در برنامه ازدیاد برداشت نفت، چاه‌هایی حفر و گازهایی با فشار زیاد به مخزن تزریق می‌شود

این استاد دانشگاه همچنین مشکل سوم سد چم‌شیرر را ساخته شدن تاج سد روی سازند میشان که از جنس آهک است دانست و توضیح می‌دهد: «سازند میشان، روی سازند گچساران قرار گرفته که در تماس با آب، حالت ناپایدار و خردشدگی پیدا می‌کند بنابراین احتمال شکسته شدن تاج سد را به‌وجود می‌آورد. عملیات ساخت سد چم‌شیر تقریبا تمام شده، همه اینها باید در مطالعات زمین‌شناسی، مطالعات محیط زیستی و کیفی آب دیده می‌شد اما همچون سد گتوند به این مسائل مهم بی‌اعتنایی شده. قبل از آبگیری سد گتوند از سازندگان خواستیم آبگیری را متوقف کنند اما توجهی نکردند.»
در این یک سال و با وجود همه این اظهارنظرها کار تکمیل چم‌شیر ادامه یافت و مسئولان خبر از آبگیری آن در دی‌ماه سال جاری یعنی کمتر از یک ماه دیگر می‌دهند که همچنان نگرانی‌های جدی وجود دارد. علی سلاجقه معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست شامگاه پنجشنبه در حاشیه بازدید از موزه حیات وحش و طبیعی یاسوج در پاسخ به سوال خبرنگاران راجع به اظهار نظرهایی که این روزها از سوی سمن‌ها و مراکز دانشگاهی راجع به مشکل آبگیری سد چم‌شیر در جریان است، گفت‌: «این سد هم اکنون به مرحله آبگیری رسیده و حساس‌ترین سازنده‌های زمین‌شناسی را بخصوص به لحاظ املاح در استان کهگیلویه و بویراحمد داریم و هیچگاه دنبال تکرار گتوند دیگری در کشور نخواهیم بود». به گزارش ایرنا او از مذاکره با وزارت نیرو در این باره خبر داد و بیان کرد: «در این باره باید گمانه‌زنی و نمونه‌برداری انجام گیرد و نتایج نهایی را اعلام کنند و در صورتی که مشکل نداشته باشند مجوز آبگیری سد چم‌شیر گچساران داده می‌شود.» تردید درباره این سد تنها به سازمان حفاظت محیط زیست خلاصه نمی‌شود. استاد دانشگاه تربیت مدرس و مسئول مطالعات آب مرکز پژوهش‌های مجلس هم ۲ ابهام را در خصوص آبگیری سد چمشیر گچساران مطرح کرده است. نخست اینکه باید مطالعات هیدرولوژی به روز شود زیرا دوره آماری منتهی به ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ نیست بلکه مربوط به ۱۲ سال قبل است و شرایط ۱۲ سال پیش از نظر بارش و میزان ترسالی شرایط بهتری نسبت به ۱۲ سال فعلی دارد. همچنین از نظر جمال محمدولی دومین مشکلی که وجود دارد، گسلی است که بر اساس مطالعات زمین‌شناسی تا حدی جلو آمده اما معلوم نیست گسل تا مخزن ادامه پیدا می‌کند.
البته این پرسش‌ها و تردید‌ها از نظر آرش مصلح مدیرعامل شرکت آب منطقه ای کهگیلویه و بویراحمد پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای دارد. او در این باره به «ایرنا» گفت: «یکی از زیربناهای تصمیم‌گیری در مورد اجرای سازه‌های آبی آمار هیدرولوژی شامل آمار بارش‌ها، رواناب‌ها که در قالب داده‌های حاصل از ایستگاه‌های هیدرومتریک در واقع پایش می‌شود. یکی از رودخانه‌هایی که بیشترین تولید آمار و قدیمی‌ترین آمار را در کشور داراست رودخانه زهره است چون انبوه ایستگاه‌های هیدرومتری بر روی رودخانه با قدمت بیش از ۴۰ سال وجود دارد. لذا آماری که در خصوص میزان آورد سالانه رودخانه در گزارش‌های علمی‌ درج شده یک آمار کاملا واقعی و بر اساس اندازه‌گیری‌های انجام گرفته به صورت روزانه در یک بازه ۴۰ تا ۵۰ ساله است.»
به گفته مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای کهگیلویه و بویراحمد «نکته دوم این است که سدهای مخزنی بزرگ را بر اساس آمار دراز‌مدت طراحی می‌کنند به واسطه اینکه معمولا در کشور ما رژیم بارشی به ویژه در حوزه زاگرس کمی‌متفاوت و خاص است. بنابراین باید سدی طر احی شود که بر اساس آمار دراز مدت بوده به لحاظ اینکه طراحی و عملیات اجرایی این سد خودش از نزدیک ۱۲ سال پیش شروع شده است لذا طراحی آن نمی‌تواند بر اساس ۱۰ سال اخیر باشد.» او در پاسخ به ابهام دوم نیز بیان کرد: «در زمین‌شناسی یکی از رویدادهای تکنیکی و مرتبط با زمین‌شناسی گسل‌ها هستند و در زاگرس گسل‌های عمود بر محور چین خوردگی، گسل‌های به موازات محور چین خوردگی و درز و شکاف‌هایی در سنگ‌های سازندهای مختلف زمین‌شناسی وجود دارد. لذا وجود گسل امری طبیعی در همه مناطق زاگرس هم زاگرس چین خورده، مرتفع، دامنه‌های زاگرس است و در سد چم‌شیر گسلی که به عنوان یک تهدید یا مشکل شناسایی شده باشد وجود ندارد و ساختگاه سد بر روی آهک‌های سازند میشان قرار گرفته که از استحکام بسیار بالایی برخوردارند.»
این مقام مسئول همچنین گفت: « ۱۱ موسسه تحقیقاتی و دانشگاهی روی چم‌شیر علاوه بر مطالعات پایه کار کرده‌اند و مشاوران به نام کشور و وزارت نیرو و ده‌ها دانشجو پایان نامه ارشد دکتری در آنجا گذرانده‌اند. بنابراین هیچ‌گونه از این نگرانی‌ها را در مورد کیفیت آب، آورد آب و مسائل لرزه خیزی و گسل‌ها نخواهیم داشت.»
گفته‌های مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای کهگیلویه و بویراحمد در حالی است که در سال 1392 مقاله‌ای با عنوان « بررسی منشاء شوری آب رودخانه زهره در پایین‌دست سد چم‌شیر و قابلیت آن برای مصارف کشاورزی» از سوی حمیدرضا محمدی بهزاد دانشجوی دکتری گروه زمین‌شناسی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید چمران، نصراله کلانتری استاد دانشگاه شهید چمران اهواز، بابک بیگلری سرپرست واحد آب زیرزمینی شرکت مهندسی مشاور بهکار آب اهواز و مهدی ترابی کاوه دانشجوی دکتری گروه زمین‌شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه بوعلی سینا منتشر شد. در نتیجه‌گیری این مقاله آمده ‌است: «منظور تأمین آب اراضی کشاورزی پایین دست سد‌، کیفیت آب رودخانه زهره با تشکیل 8 ایستگاه نمونه آزمایشی طی دو دوره زمانی قبل و بعد از بارگیری در محدودیت مورد مطالعه مورد نیاز قرار گرفت. بررسی‌های مشخص شده نشان داد که دو زون آلوده‌کننده جزئی و اصلی در موقعیت ایستگاه‌های نمونه‌برداری R 4 و R 5 وجود دارد که به ترتیب با تغییر ناگهانی یونهای کلسیم- سولفات و سدیم- کلر همراه باشند. بر اساس نتایج به دست آمده‌، موقعیت زون‌های آلودگی فراموش شده با موقعیت گسل‌های اصلی منطقه مورد نظر است و این گسل‌ها را با انتقال آبهای شور سولفاته و کلوره از بخش‌های مختلف در زیرزمین و اضافه‌شدن آنها به سطح زمین رودخانه‌، نقش مهمی را در آلودگی‌های بوجود آمده ایفا می‌کنند. مقاومت آلودگی‌ها به اندازه‌ای است که از آب رودخانه برای مصارف کشاورزی با مشکل ساخته شده استفاده می‌شود.»
به گفته مسئولان کمتر از یک ماه دیگر سد چم‌شیر آبگیری می‌شود. این در حالی است که درباره این سد و تبعات آبگیری آن همچنان تردیدهای جدی وجود دارد. از این رو به نظر می‌رسد بایستی وزارت نیرو دیدگاه کارشناسان مستقل را لحاظ کند و عجله‌ای درباره آبگیری آن نداشته باشد.

«اردوغان» در اندیشه تسلط آبی بر منطقه

پنجمین روز آبگیری بلندترین سد ترکیه در حالی آغاز شده که شاید این سد بیشترین تاثیر بر رودخانه مشترک میان این کشور و گرجستان بگذارد اما در آینده می‌تواند چالش‌های هیدروپولیتیکی منطقه ما را افزایش دهد. با این حال توجه به رفتار ترکیه در زمینه سدسازی از منظر دیگر نیز حائز اهمیت است و آن رفتار دولت این کشور با مردمی است که دریاچه سد شهر و آبادی آنها را به زیر آب می‌برد.

 

آبگیری «سد یوسفعلی» بر رودخانه «جوروه» در شمال شرقی ترکیه در حالی آغاز شد که گفته می‌شود این سد با ارتفاع ۲۷۵ متری بلندترین سد ترکیه و پنجمین سد بلند جهان محسوب می‌شود. ظرفیت ذخیره‌سازی این سد ۲.۳ میلیارد مترمکعب آب است تا جایی که می‌تواند به تنهایی نیاز انرژی ۲.۵ میلیون مسکن را تامین کند. این سد همچنین می‌تواند سالانه یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون کیلووات ساعت انرژی تولید کند که به گفته «رجب طیب اردوغان» رئیس‌ جمهور ترکیه 5 میلیارد لیره ارزش افزوده برای اقتصاد این کشور به ارمغان می‌آورد. اما سیاست هیدروپولیتیکی اردوغان برای منطقه ما چه ارمغانی می‌تواند داشته باشد. گرچه به نظر می‌رسد این سد در حوضه آبریز دریای سیاه تاثیر مستقیمی همچون سد «ایلیسو» بر رودخانه‌های دجله و فرات بر کشور ما نداشته باشد اما چالش‌های قابل تاملی می‌تواند در آینده به منطقه تحمیل کند. رودخانه «جوروه» یا «جوروح» رودخانه‌ای مشترک میان ترکیه و گرجستان است و مناقشاتی نیز میان این دو کشور بر سر سد «یوسفعلی» مطرح بوده است. با این حال به نظر می‌رسد توجه به رفتار اردوغان و ترکیه در شیوه سدسازی فارغ از تاثیرات هیدروپولیتیکی در زمینه آثار و تبعات اجتماعی آن قابل تامل باشد. نگاهی به تیتر روزنامه «حریت» در در انعکاس افتتاحیه این سد نشان می‌دهد رئیس‌ جمهور ترکیه برای مردمی که زندگیشان با آبگیری سد تحت تاثیر قرار گرفته و از بین می‌رود برنامه مشخصی دارد تا آنجا که او در مراسم افتتاحیه دستور داده که اینک زمان عملیات زمینی و بهبود وضعیت مردم شهر یوسفعلی فرا رسیده است.

حجت‌ میان‌آبادی: ترکیه ۱۰ ابرپروژه آبی دارد که سد یوسفعلی به عنوان بلندترین سد این کشور یکی از دستکم ۷۳۰ سدی است که اردوغان در دوره حکومتش ساخته است. این سد در حوضه آبریز دریای سیاه یعنی «دُکاپ» واقع شده است. به طور معمول باید مطالعات هیدروپولیتیکی توسط وزارت نیرو انجام بگیرد اما همان‌طور که می‌دانیم چنین مطالعاتی مورد غفلت واقع شده و در مورد آب‌های فرامرزی استراتژی مشخصی به ویژه در مورد ترکیه نداشته‌ایم

فخرفروشی‌های اردوغان
سد یوسفعلی در منطقه یوسفعلی در استان آرتوین احداث شده است و براساس اطلاعاتی که وب‌سایت ت.ر.ت متعلق به تلویزیون دولتی ترکیه منتشر کرده قرار است در مجموع ۹ سد بر این رودخانه احداث شود که سد یوسفعلی قرار بود در سال ۲۰۱۸ افتتاح شود اما گویا با تاخیر افتتاح شده است. در سال ۲۰۱۲ میلادی شهر یوسفعلی ۶ هزار و ۸۵۶ نفر و منطقه یوسفعلی ۲۲ هزار و ۲۳۴ نفر جمعیت داشته است. سخنان رئیس‌جمهور ترکیه در مراسم افتتاحیه خطاب به این جمعیت قابل تامل است.
بر اساس گزارشی که وب‌سایت «وب‌آگرون» منتشر کرده اردوغان در این مراسم با آرزوی مفید بودن سد، جاده‌ها، تونل‌ها و شهرک‌سازی، گفت: برادران اهل یوسفعلی ما، خانه، محل کار و گذشته خود را ترک کردند تا این کار و این سد بزرگ به انجام برسد. اگرچه خانه‌های مدرن‌تر، محل‌های کار و محله‌ای کاملاً جدید برای آن‌ها ساخته‌ایم، اما می‌دانیم که هیچ یک پاداش فداکاری‌های برادران یوسفعلی ما نخواهد بود.»
اردوغان با ابراز قدردانی از تک تک مردم یوسفعلی به سبب فداکاری قابل تحسینی که برای آینده ترکیه و ملت این کشور نشان داده‌اند، گفت: یوسفعلی جدید با 2 هزار و 698 واحد مسکونی، 507 خانه روستایی، 296 محل کار، یک سایت صنعتی با 37 مغازه، یک بیمارستان 25 تختخوابی، 9 مدرسه از مهدکودک تا دبیرستان، خوابگاه، سالن ورزشی آماده زندگی مردم منطقه است. ساختمان‌های عمومی و خدماتی، از ابتدا ساخته شده است. یوسفعلی جدید به شکلی بسیار جادار با انواع زیرساخت‌ها و روبناها طراحی شده و مساحتی دو برابر مساحت قدیمی دارد.
رئیس‌جمهور ترکیه همچنین به نیازهای حمل و نقل و دسترسی اشاره کرد و توضیح داد: برای دسترسی دستکم ۱۱۰ کیلومتر جاده جدید با ۳۹ تونل و ۲۱ پل به اجرا درآمده است.
او با اشاره به اینکه ۲۰ سال قبل ترکیه فقط ۵۰ کیلومتر تونل داشته، به نوعی فخر اقدامات خود را فروخته و گفته است: تنها ۶۲ کیلومتر تونل برای دسترسی مردم یوسفعلی ساخته‌ایم.

شیوه برخورد رئیس‌ جمهور ترکیه یادآور تجربه‌ای تلخ در ماجرای بهره‌برداری از سدهای کارون ۳ و ۴ باشد که در آن راه‌های دسترسی روستاهایی در بخش دهدز در شمال شرقی استان خوزستان قطع شد و راهکار وزارت‌ نیرو و دولت برای آن صرفا استفاده از «بارج» بود. وسیله‌ای که در مرداد ۱۳۹۲ منجر به غرق شدن مینی‌بوسی در دریاچه سدهای یاد شده و مرگ دستکم ۱۲ زن و کودک شد

نکته دیگری که در ادعاهای اردوغان قابل تامل است نه تنها بخش دسترسی ایمن جاده‌ای شمال به جنوب قفقاز و منطقه دریای سیاه است که به موضوع کاشت درختان جدید در منطقه شهر جدید نیز اشاره کرده است.
رئیس‌جمهور ترکیه تاکید کرد: یوسفعلی سرسبز با 20 هزار درخت کاشته شده است. ۷۵ هزار نهال و دربیش از 40 هزار متر مربع کاشته شده و 800 هزار مترمکعب از خاک حاصلخیز باقی مانده در دریاچه سد به شهرک جدید منتقل شد و هیچ فرصتی از این منطقه هدر نرفت. البته ممکن است در چنین پروژه عظیمی کاستی‌هایی وجود داشته باشد. شما نباید شک داشته باشید که اینها نیز به سرعت حل خواهند شد.»
شاید این شیوه برخورد رئیس‌جمهور ترکیه یادآور تجربه‌ای تلخ در ماجرای بهره‌برداری از سدهای کارون ۳ و ۴ باشد که در آن راه‌های دسترسی روستاهایی در بخش دهدز در شمال شرقی استان خوزستان قطع شد و راهکار وزارت ‌نیرو و دولت برای آن صرفا استفاده از «بارج» بود. وسیله‌ای که در مرداد ۱۳۹۲ منجر به غرق شدن مینی‌بوسی در دریاچه سدهای یاد شده و مرگ دستکم ۱۲ زن و کودک شد. این در حالی است که هر تابستان با بالاگرفتن معضل عدم دسترسی به آب آشامیدنی عملا روستاهای بخش دهدز در خوزستان بی‌آبی می‌کشند و هنوز با گذشت ۱۱ سال از افتتاح سد کارون ۴ این مناطق آب ندارند.
علاوه بر این در برنامه‌های سدسازی ایران هیچ پیوستی در مورد آنچه در دریاچه‌های سد به زیر آب می‌رود وجود نداشته و تجربه‌ای نداشته‌ایم که پیش از آبگیری سد کار ساخت و اسکان مردم محلی انجام شده باشد. عموما در برنامه‌های سدسازی ایران زمین‌ها و خانه‌های مردم با پرداخت وجه خریداری و به سرنوشت آنها که اکثرا دامدار و کشاورز بوده‌اند توجهی نشده ‌است. تجربه سدسازی در ایران به ویژه در پروژه‌های بزرگ نشان از آن داشته که مردمی که زندگیشان در محدوده دریاچه سد قرار می‌گرفته مجبور به مهاجرت به شهرهای بزرگ منطقه شده‌اند.
برنامه‌های آبی ترکیه
ترکیه از زمان آتاتورک برنامه مدیریت منابع آب به ویژه برای ایجاد قدرت نسبت به کشورهای پایین‌دست خود داشته است. اما نمود بیرونی این برنامه در زمان اردوغان و به ویژه با تئوری‌پردازی «داوود اوغلو» از دیپلمات‌های ترکیه، وزیرخارجه و نخست‌وزیر پیشین ترکیه ملموس شد.
در همین حال و بر اساس آنچه ویسل اروغلو وزیر آب و جنگلداری ترکیه در سال ۱۳۹۶ گفته بود و ایرنا آن را گزارش کرد در فاصله سال‌های ۱۹۵۴ تا ۲۰۰۲ میلادی ۲۷۶ سد در ترکیه ساخته شده است. اروغلو گفته بود: در طول سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۷ میلادی تعداد سدهای ترکیه با افزایش سه‌ برابری به ۷۲۷ فقره رسد و بناداریم تعداد سدهای کنونی را به برابر وضع موجود یعنی یک هزار و ۴۵۴ سد در سال ۲۰۲۳ میلادی برسانیم.
«حجت میان‌آبادی» استاد دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس دیپلماسی آب مطالعات مستمری در مورد حوضه‌های آبریز ترکیه و تاثیر آن بر دیپلماسی آب و تنش‌آبی منطقه کرده است. او در این ‌باره به «پیام ما» توضیح داد: «ترکیه ۱۰ ابرپروژه آبی دارد که سد یوسفعلی به عنوان بلندترین سد این کشور یکی از دستکم ۷۳۰ سدی است که اردوغان در دوره حکومتش ساخته است».
این سد در محدوده ابرپروژه‌های «دُکاپ» و «داپ» واقع شده است ولی به طور مشخص در حوضه آبریز دریای سیاه یعنی «دُکاپ» قرر دارد.
میان‌آبادی در بخش دیگر توصیفش از سیاست مدیریت منابع آب ترکیه به «پیام ما» گفت: در حال حاضر نمی‌توان گفت که تاثیر ساخت این سد بر ایران چیست زیرا به طور مستقیم تاثیری بر کشور ما ندارد ولی قطعا بررسی تاثیر این سد بر منطقه نیازمند یک مطالعه جدی در عرصه هیدروپولوتیک است. به طور معمول باید این مطالعات توسط وزارت نیرو انجام بگیرد اما همان‌طور که می‌دانیم چنین مطالعاتی مورد غفلت واقع شده و در مورد آب‌های فرامرزی استراتژی مشخصی به ویژه در مورد ترکیه نداشته‌ایم».
پیشتر «حجت‌ میان‌آبادی» در گفت‌وگویی با خبرنگار ما در مورد پیامدهای سدسازی ترکیه گفته بود: ترکیه می‌تواند آینده منطقه را با این رویکرد از لحاظ مناقشات آبی تهدید کند. ما به جدیت اعتقاد داریم که آب می‌تواند یک دستگاه صلح و همکاری شود تا یک ابزار جنگ و درگیری. این به رویکرد سیاست‌مداران و سیاست‌گذاران در منطقه و کشورها بستگی دارد. اینکه می‌گویند جنگ در قرن آینده، جنگ بر سر آب است کاملا غیرعلمی و غلط است. ولی این به این معنا نیست که ممکن است مناقشه و درگیری شدید آبی بین کشورها، دولت‌ها و ملت‌ها رخ ندهد. عامل مؤثر در این زمینه رویکردها و نگاه‌های دولت‌ها و ملت‌ها بر سر مسائل آبی مشترک است. متاسفانه این رویکرد را علاوه بر ترکیه، افغانستان هم در منطقه با کشورهای همسایه خود دارد. افغانستان یکی از کشورهای پر آب منطقه است.

ابرطرح‌هایی بدون آینده‌پژوهی

ابرطرح‌های جدید انتقال بین‌حوضه‌ای، قرار است آب را از خلیج فارس و دریای عمان به معادن و صنایع استان‌های شرقی و فلات مرکزی برسانند. در روزگار خشکسالی ایران، شمار زیادی از صنایع و معادن یزد، کرمان، خراسان شمالی و رضوی، اصفهان و استان فارس میزبان آبی خواهند بود که باید نمک‌زدایی شود، نمک اضافی‌اش دوباره به دریا بریزد و نزدیک به هزار کیلومتر را در لوله‌های قطور بپیماید تا معدن‌ها و صنایع را سیراب کند. عصر سه‌شنبه در نشست تخصصی «چالش‌های انتقال آب دریا به فلات مرکزی» ابرپروژه‌های انتقال آب، با حضور ذی‌نفعان و کارشناسان محیط زیست، معرفی شدند و وضعیت اجرا و مطالعه آنها و همچنین مجوزهای محیط زیستی‌شان بررسی شد. در جریان برگزاری نشست اما این سوال مطرح بود که چنین ابرپروژه‌هایی چگونه تا امروز چراغ خاموش پیش رفته‌اند؟ آنچه در این گزارش آمده، خلاصه‌ای از موضوعات مطرح شده در این نشست سه ساعته است.

 

فاز یک انتقال آب از خلیج فارس به صنایع و معادن استان‌های هرمزگان، کرمان و یزد اجرا شده است. در این فاز خط انتقال از بندرعباس به گل‌گهر سیرجان، از آنجا به مس سرچشه و سپس چادرملو در اردکان یزد می‌رود که ظرفیت انتقال 130 میلیون مترمکعب در سال را دارد. طرح‌های دیگری در دست اجراست: در فاز دوم- خط 2، آب به صنایع و معادن استان‌های یزد، کرمان و خراسان جنوبی می‌رسد و در فاز سوم- خط 3 به خط 5، طرح انتقال آب از خلیج فارس به صنایع و معادن استان فارس در دست اجراست. طرح‌های دیگری هم در حال مطالعه است: پروژه انشعاب و انتقال آب از کریدور خلیج فارس به منطقه صنعتی بردسیر و معدن مس درآلو استان کرمان و همچنین طرح انشعاب انتقال آب کریدور خلیج فارس به معادن دره‌زرشک و علی‌آباد استان یزد. اینطور که پیداست، خطوط انتقال، بخش بزرگی از این سرزمین پهناور را در برمی‌گیرد.
عملیات انتقال آب دریای عمان به اصفهان هم دو سال دیگر به مرحله بهره‌برداری می‌رسد: یک اسکله آبگیری از دریای عمان، کارخانه شیرین‌سازی و پمپاژ شامل 17 ایستگاه، خطوط انتقال فولادی از شهرستان سیریک تا جنوب باتلاق گاوخونی و تقسیم خطوط انتقالی به دو شاخه شمالی و جنوبی در ادامه مسیر. پست‌های برق فشار قوی و خطوط انتقال شامل نیروگاه تولید برق به قدرت 600 مگاوات و مخازن آب هم در طول مسیر طراحی شده‌اند.
طرح انتقال آب از دریای عمان به استان‌های سیستان‌وبلوچستان، خراسان جنوبی و خراسان رضوی هم پروژه عظیم دیگری است که آبگیر و تاسیسات شیرین‌سازی دارد و ظرفیت نهایی انتقال 800 میلیون مترمکعب آب در سال به سه استان شرقی برای آن تعریف شده است و علاوه بر سامانه انتقال برای تامین انرژی به یک نیروگاه سیکل ترکیبی هزار مگاواتی نیاز دارد. این آب در نهایت به شمار زیادی از شهرک‌های صنعتی و معادن می‌رسد.
سهم کم صنعت از آب‌های درون‌سرزمینی
علی همتی شعبانی، مدیرعامل و عضو هیئت‌مدیره شرکت تامین و انتقال آب خلیج فارس (WASCO) در ابتدا با اشاره به مصرف آب در بخش‌های کشاورزی، شرب و صنعت در سال‌های 1373 تا 1399 گفت: «مقایسه‌ها نشان می‌دهد که صنعت سهم بسیار کمی از آب‌های درون‌سرزمینی (سطحی و غیرسطحی) دارد. با توجه به برداشت حدود 93 میلیارد مترمکعب آب برای تامین مصارف مختلف، حدود 90 درصد از منابع آب تجدیدشونده کشور مصرف می‌شود که دو برابر شاخص بین‌المللی تعریف شده برای این امر (20 درصد) است.» به گفته او از سوی دیگر در حال حاضر کشورهای حاشیه خلیج فارس با داشتن 50 درصد از سایت‌های نمک‌زدایی در جهان، بزرگترین استفاده‌کنندگان هستند. در محدوده سواحل جنوبی خلیج فارس، 24 واحد بزرگ نمک‌زدایی در حال بهره‌برداری است و سهم ایران با حجم نمک‌زدایی در حدود 680 هزار مترمکعب در روز، کمتر از سه درصد است. عربستان با 33 درصد، امارات با 31 درصد و کویت با 13 درصد، بیشترین سهم را در بهره‌برداری از سایت‌های نمک‌زدایی دارند.
برای تامین آب اصفهان از دریای عمان
جدا از طرح‌هایی که بر خلیج فارس تمرکز دارند، تامین آب صنایع اصفهان از دریای عمان پروژه بزرگ دیگر است. اینطور که افلاکی، معاون فنی شرکت تامین آب اصفهان (IWASCO) در نشست چالش‌ها مطرح کرد، این طرح «برای تامین آب بخش صنعت و شرب اصفهان» طراحی شده و در حال اجراست و بخش خصوصی صنایع اصفهان شامل شرکت فولاد مبارکه، ذوب آهن، پتروشیمی، اتاق بازرگانی در آن مشارکت دارند. او در سخنانش درباره ضرورت این طرح از کمبود آب در حوضه زاینده‌رود و ضرورت اینکه در شرایط خشکسالی، شرکت تامین آب اصفهان صفه با هدف انتقال 200 میلیون مترمکعب به فلات مرکزی و به طور مشخص آب صنایع اصفهان را تامین کند گفت.
بر اساس این طرح در مرحله اول طرح ظرفیت 200 میلیون متر مکعب آب از دریای عمان به فلات مرکزی منتقل می‌شود و در افق طرح پیش‌بینی 400 میلیون مترمکعب آب پیش‌بینی شده است. معاون فنی شرکت تامین آب اصفهان درباره این پروژه گفت: «پیچیدگی‌های هیدرولیکی مسیر و همچنین وجود مسیرهای کوهستانی از چالش‌های اساسی این طرح است و مجوزها و موافقت‌های اصولی از مسئولان مربوطه برای شروع عملیات اخذ شده.» به گفته او در بدو امر آبگیری از خلیج فارس در دستور کار بود که «به دلایلی» اتفاق نیفتاد و «ضرورت وجود تاسیسات آبگیری مستقل» آنها را به این سمت برد که مبدا در ابتدای دریای عمان، متمرکز در شهرستان سیریک باشد. طبق تفاهم تامین آب صنایع اصفهان با شرکت تامین و انتقال آب خلیج فارس، در بخش اول طرح، آب از محل آبگیر در سیریک تا سه‌راه واسکو در سیرجان و از آنجا به اصفهان می‌رسد. بهره‌برداری اولیه در بهمن 1403 انجام خواهد شد: «تعهد خرید 70 میلیون مترمکعب آب از تاسیسات شرکت واسکو سه تا 5 سال ادامه خواهد داشت.» بنابراین طی یک دوره سه‌ساله، خطی به طول 420 کیلومتر از سیریک تا سیرجان احداث می‌شود و بعد خط به صورت متصل از تاسیسات مستقل تغذیه خواهد شد. در مطالعات این طرح تا 600 میلیون مترمکعب سهم شیرین‌سازی و انتقال آب از دریا دیده شده است.
او درباره میزان پیشرفت این پروژه گفت: «عملیات اجرایی را از اصفهان به سمت جنوب آغاز کرده‌ایم، چون اخذ مجوزها در محدوده اصفهان برای ما آسان‌تر بود. برای 400 کیلومتر خط انتقال استان اصفهان و یزد، فعالیت اجرایی را شروع کرده‌ایم و 180 کیلومتر اول جاده‌سازی تمام شده. ترانشه‌برداری و لوله‌گذاری را در کیلومتر 40 آغاز کرده‌ایم و بیش از 2 کیلومتر لوله‌گذاری هم انجام شده. همچنین در هرمزگان و کرمان خطوط به قطعات 50 تا 70 کیلومتری تقسیم شده و پیمانکاران مجزا خواهند داشت. این بخش کوهستانی است و در طراحی دچار چالش‌هایی شده است. در یزد هم فعالیت اجرایی آغاز شده و خطوط لوله مستقر در دشت، خاتمه یافته است.» به گفته افلاکی هزینه تقریبی سرمایه‌گذاری این پروژه، حدود 2 میلیارد و 380 میلیون یورو خواهد بود، البته به جز هزینه نیروگاه که 350 میلیون یورو بابت آن باید اضافه شود.
برای تامین آب صنایع و معادن سه استان شرقی
در ادامه این نشست درباره طرح ملی نمک‌ز‌دایی و انتقال آب از دریای عمان به استان‌های سیستان‌وبلوچستان، خراسان جنوبی و خراسان رضوی سخن به میان آمد.
به گفته محمدحسن اسدی، مدیرعامل شرکت تامین آب صنایع و معادن (IMWASCO) برای احداث آبگیر و شیرین‌سازی در محدوده 164 هکتاری در منطقه چابهار، موافقت اصولی انجام و مجوزهای تخصیص برداشت از دریای عمان صادر شده است. وزارت نیرو شهریور امسال ابلاغیه تجمیعی برداشت 400 میلیون مترمکعب در سال آب نمک‌زدایی شده (معادل برداشت 1200 میلیون مترمکعب در سال‌ آب دریا) را «برای مصارف شرب و صنعت» صادر کرده است. مجوزهای محیط زیستی هم تقریبا تکمیل شده است: استان‌های خراسان جنوبی و رضوی، آبان 1400 مجوز‌های نهایی‌شان را صادر کرده‌اند و آذر پارسال هم مجوز نهایی محیط زیستی دریایی و خشکی از محیط زیست استان سیستان و بلوچستان دریافت شده است. گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی (EIA) برای تاسیسات شیرین‌سازی هم برای سازمان محیط زیست کشور فرستاده و موافقت اولیه برای صدور مجوز اخذ شده است. طبق توضیح اسدی درباره آخرین وضعیت پیشرفت مطالعات مهندسی، مرحله اول و دوم مطالعات سامانه انتقال آب به ترتیب 90 و 35 درصد و مرحله اول و دوم مطالعات سازه آبگیر و تاسیسات دریایی (خط لوله، ایستگاه‌های پمپاژ و مستحدثات) به ترتیب 59 درصد و 53 درصد پیشرفت داشته است. عملیات اجرایی سازه آبگیر تقریبا 100 درصد انجام شده است.
مسیرسازی 123 کیلومتر از تربت حیدریه تا شریف‌آباد 50 درصد، قائن تا سنگان 138 کیلومتر 33 درصد و ایرانشهر تا زاهدان 330 کیلومتر 49 درصد پیشرفت واقعی داشته است. این عملیات در قطعه‌های دیگر از چابهار تا نیکشهر، از نهبندان تا سربیشه و از سربیشه تا قائن هم در مرحله برگزاری مناقصه است.
به گفته مدیرعامل شرکت تامین آب صنایع و معادن در خراسان رضوی 29 شهرک صنعتی با نیاز 48 میلیون مترمکعب در سال، 41 صنعت و ناحیه صنعتی با نیاز 82 میلیون مترمکعب در سال متقاضی هستند و فولاد سنگان خراسان، سنگ آهن سنگان، سنگستان طوس، فولاد سناباد و فولاد خراسان هم از صنایع در حال انعقاد قرارداد هستند. در خراسان جنوبی هم 9 شهرک صنعتی با نیاز 7 میلیون مترمکعب در سال و 23 صنعت و ناحیه صنعتی با نیاز 63 میلیون مترمکعب در سال متقاضی آب هستند. در این استان فولاد قائنات، شرکت زغال‌سنگ پروده طبس و شرکت گسترش و نوسازی معادن خاورمیانه هم صنایع در حال انعقاد قراردادند. همچنین در سیستان و بلوچستان، 14 شهرک صنعتی با نیاز 52 میلیون مترمکعب در سال و 29 صنعت و ناحیه صنعتی با نیاز 208 میلیون مترمکعب در سال و علاوه بر این 201 میلیون مترمکعب در سال برای طرح‌های صنعتی منطقه آزاد چابهار متقاضی آب هستند. قرارداد مجتمع صنایع مس پارسیان جانجا و شرکت فولاد سترک منطقه آزاد چابهار هم در این استان در حال انعقاد است.
توهم فراوانی آب
در این نشست چالش‌ها که بخش بزرگی از آن به معرفی پروژه‌ها گذشت، انوش نوری اسفندیاری، پژوهشگر اقتصاد آب و عضو بنیانگذار اندیشکده تدبیر آب ایران نیز حضور یافت تا درباره ارزیابی ابرطرح‌ها صحبت کند. او با اشاره به ابعاد گسترده طرح و نگرانی درباره آن گفت: «کشیدن خط لوله و ایستگاه پمپاژ و نیروگاه بازگوکننده چالش‌ها نیست. باید دید اهداف طرح چه چالش‌هایی دارد؟ این طرح‌ها در درجه اول برای صنعت فولاد و معادن سنگ آهن و صنعت مس است و بعد مسائل دیگری از جمله شرب در آن گسترش پیدا کرد. البته عنوان شرب هم غلط‌انداز است چرا که اینجا در واقع منظور از شرب، مراکز جمعیتی است که خود فضای سبز، کسب‌وکارها و خدمات دیگر را دربرمی‌گیرد.»
اسفندیاری افق بهره‌برداری طرح را ببین 20 تا 50 سال دانست و ادامه داد: «از یک طرف با ابرطرح‌ها روبه‌رو هستیم و از طرف دیگر با اینکه هیچ نوع آینده‌پژوهی درباره طرح‌هایی که شاید 18 استان را در بر بگیرد وجود ندارد.»
او در ادامه به جداسازی آب از رشد اقتصادی پرداخت و گفت: «این طرح‌های عظیم که چندین میلیارد دلار فقط سرمایه‌گذاری اولیه‌شان است، با هزینه‌های بسیار بالا برای بهره‌برداری و نگهداری همراه است و از سوی دیگر ذی‌مدخلان متعدد خصوصی و عمومی دارد و شاید 13 تا 15 میلیون نفر هم تحت تاثیر آن قرار گیرد. سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی خاصی اطراف این طرح هستند اما آثار این طرح فقط به آنها برنمی‌گردد. این طرح قطعا باعث ایجاد تکانه‌های مستقیم و غیرمستقیم بر جنبه‌های فنی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و محیط زیستی است. به همین دلیل تاکید می‌کنم که برای شناخت چالش‌ها که عنوان این نشست است، باید با تحولات آینده آشنا شویم و این نااطمینانی و مخاطراتی که در آینده وجود دارد حتما در محاسبات وارد شود.»
عضو بنیانگذار اندیشکده تدبیر آب ایران سپس درباره چشم‌انداز صنعت فولاد در اقتصاد ایران سخن گفت و به این اشاره کرد که با وجود توجه به ارزآوری صنعت فولاد، طرح جامعی برای آن وجود نداشته و آینده‌پژوهشی و سیاست‌پژوهی درباره آن انجام نشده است. اسفندیاری ادامه داد: «انتقال آب، توهم فراوانی آب را تولید می‌کند. تحقیقات گسترده‌ای نشان می‌دهد که این کار علاوه بر تمام مشکلاتی که برای مبدا و مسیر و حتی مقصد ایجاد می‌کند، عادت‌های غلط مصرف را پایدار می‌کند.» او در آخر سخنانش سوالاتی را برای نتیجه‌گیری مطرح کرد: «اگر بخواهیم به آینده نگاه کنیم -که تا به حال هیچ ردی از آینده‌نگری ندیده‌ام- کشورها و چارچوب ارزیابی ابرطرح‌های انتقال آب به چه شکلی تغییر می‌کند؟ با توجه به اینکه حتی یک طرح جامع هم در صنعت فولاد نداریم، سنجش پیامدها با تحولات آینده دارای چه مخاطراتی است؟ پیش‌فرض‌ها برای تنظیم‌گری و مدیریت مجموعه ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان چه مخاطرات و ابهاماتی دارد؟ تکلیف آثار و پیامدهای اقتصادی و محیط زیستی که هنوز در محاسبات وارد نشده چیست؟ ترتیب این ابهامات و مخاطرات در ارزیابی این ابرطرح‌ها چگونه منعکس و درج می‌شود؟»
ابهامات و سوالات بی‌جواب
برای منتقدان طرح‌های معرفی شده، ابهامات بی‌شمار است، از جمله ابهاماتی درباره هزینه‌های محیط زیستی که هنوز برآورد نشده است. علی مریدی، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی عمران دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه حتی در چارچوب قوانین سازمان محیط زیست هم به این ابهامات توجه نمی‌شود، گفت: «در سازمان محیط زیست فقط مسائل اولیه مورد توجه قرار می‌گیرد و به همین دلیل است که ابرپروژه‌هایی مثل این، توانستند مجوزهای اولیه را بگیرند و بعد از این هم خواهند گرفت. همچنان همان نگاه سطحی و اولیه بر سازمان حاکم است، به‌طوری که در رابطه با خسارت‌های محیط زیستی فقط به این توجه می‌شود که در مسیر انتقال تداخلی با مناطق حفاظت شده نباشد یا آب شور برگشتی خسارتی به مناطق حساس نزند.»
مریدی این ابهامات را با طرح سوالاتی برشمرد: «میزان برق مصرفی سامانه انتقال آب چقدر است و از کجا تامین می‌شود؟ قیمت تمام‌شده آب در اقتصاد رقابتی بدون یارانه چقدر خواهد بود؟ از سوی دیگر در صورت توسعه صنایع و تمرکز آن در فلات مرکزی جذب جمعیت خواهیم داشت. باید پرسید آب شرب و خدمات از کجا می‌آید؟ این در حالی است که انتقال آب بین‌حوضه‌ای هیچ‌وقت نتوانسته مشکلات آب را حل کند چرا که در کوتاه‌مدت مُسکن بوده و در بلندمدت چالش‌ها را شدیدتر کرده. سوال دیگر این است که نقش آب انتقالی در کسری آب حوضه آبریز فلات مرکزی چقدر است؟ گاز مصرفی برای تولید انرژی پمپاژ و شیرین‌سازی چطور صادر می‌شود؟ آنها برای جبران برق، نیروگاه احداث می‌کنند. گاز مورد نیاز این نیروگاه سیکل ترکیبی از کجا می‌آید؟ در حالی که در زمستان که شبکه سراسری گاز ندارد، آیا قرار است انرژی مورد نیاز با مازوت تامین شود؟ میزان گاز گلخانه‌ای تولیدی در اثر تولید انرژی چقدر است؟» طرح‌ها پیش رفته و در حال مطالعه است اما همه این سوال‌ها بی‌جواب مانده.