رئیس پارک ملی گلستان از چالشهای مدیریت این پارک میگوید
آبرویم را برای گلستان گذاشتم
مهدی تیموری: اگر تک تک همیاران، محیطبانان و سرمحیطبانان پارک ملی گلستان جایزه ملی بگیرند حقشان است اما نه تنها این جایزه را نمیگیریم بلکه هر روز باید در دادگاهها جواب پس دهیم
۶ آذر ۱۴۰۱، ۹:۳۱
آمار سرشماری انجام شده پارک ملی گلستان، رشد 10 درصدی سمداران این منطقه را نشان میدهد. بنابراین از آنجا که سال قبل عدد هشت هزار برای جمعیت قوچ و میش پارک ملی گلستان ثبت شد، این عدد در سال جاری از مرز 9 هزار راس عبور کرده است. جمعیتی که به گفته رئیس پارک ملی گلستان در تاریخ این منطقه بیسابقه است. با وجود این موفقیت، تشویقی در کار نیست، این روزها مهدی تیموری درگیر انواع چالشهای اداری است که کار را بر او سخت کرده است. آنچنان که میگوید: «هر وقت بگویند برو نیم ساعته ساکم را میبندم و میروم».
«ما همان انرژی گذشته را داریم، شما ناراحت نشوید. کار دردسر خودش را دارد، هر چند که ما آرزو داشتیم اینطور نبود و میتوانستیم بیشتر کار انجام دهیم، به جای اینکه وقت خودمان را صرف جوابگوییهای مکرر به چیزهایی کنیم که بایستی بابتش ما را تشویق میکردند.» اینها آخرین کلماتی هستند که مهدی تیموری رئیس پارک ملی گلستان در گفتوگویی که با او داشتیم بیان میکند.
پارک ملی گلستان، به عنوان اولین پارک ملی ایران، در شرق استان گلستان و غرب خراسان شمالی قرار دارد. سال 1336 این منطقه به عنوان «منطقه حفاظت شده آلمه وایشکی» تحت مدیریت کانون شکار قرار گرفت. شش سال بعد نام آن به پارک «محمدرضا شاه» تغییر نام یافت و کمتر از یک سال بعد آن را به عنوان «پارک وحش» خواندند. سال 1354 بود که گلستان بدل به پارک ملی شد و به عنوان یکی از 50 ذخیرهگاههای زیستکره در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. از بازه زمانی 1336 تا امروز این پارک فراز و نشیبهای زیادی به خود دیده است. روزگاری این منطقه بهشت حیات وحش بود و در سالهای پایانی دهه 50 و سالهای ابتدایی دهه 60 به واسطه مشکلاتی که وجود داشت، جمعیت گونههای مختلف آن به شدت کاهش یافت. خوشبختانه در سالهای اخیر با رویکرد مدیریت مشارکتی بار دیگر این پارک روزهای اوج خود را طی میکند هر چند که طی این مسیر آسان نبوده و در ماههای اخیر دشوارتر نیز شده است.
حق محیطبانان گلستان جایزه ملی است
سرشماری انجام شده در هفته گذشته که به شیوه مدیریت مشارکتی و با استفاده از توانمندی جوامع محلی انجام شد رشد 10 درصدی گونههای علفخوار را نشان میدهد. هر چند که درباره گونه کل و بز قرار شد بازشماری داشته باشند، با این حال مستندات و تصاویر نشان میدهد آمارها از 10 درصد نیز فراتر خواهد رفت. در این سرشماری 52 مسیر تعیین شد و مردم محلی، کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست، اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان، دانشگاهها و محیطبانان استان یزد در کنار همیاران پارک ملی گلستان که نزدیک به 200 نفر میشدند، کار را انجام دادند. آنچه در زمان سرشماری توجه این 200 نفر را بیش از همه به خود جلب کرد آرامش و پراکنشی بود که حیات وحش منطقه داشتند، اگرچه نمونههای آن در فیلم و عکسهای گاوبانگی انجام شده در نیمه شهریور تا نیمه مهر امسال پارک نیز خود را نشان داده بود. به گفته تیموری «این را مدیون مدل مردمیکردن حفاظت هستیم که توانستیم اعتماد مردم را جلب کنیم و فاصله دولت و مردم را کاهش دهیم».
زمانی که از مشارکت سخن میگوییم یک فرایند ساده و خطی نیست، این مدل پیچیدگیهای خاص خود را دارد و اگر در فرایند انجام آن با نگاههای محدود و… همکاران مواجه شوید بسیار دشوار خواهد بود. همین موضوع است که باعث میشود تیموری با گلهمندی از این بگوید که میتوانست کارهای بسیار بیشتری انجام دهد اما به واسطه اختیاراتی که نداشت، نتوانست به ایدهآلهایش برسد. او میگوید: «اگر تکتک همیاران، محیطبانان و سرمحیطبانان پارک ملی گلستان جایزه ملی بگیرند حقشان است اما نه تنها این جایزه را نمیگیریم بلکه هر روز باید در دادگاهها جواب پس دهیم.»
قسم به خون یاران مراقب ایران هستیم
آنچه در پارک ملی گلستان انجام میشود به اعتقاد او سند افتخاری برای کشور است، این روزها گلستان و شیوه مدیریت آن تبدیل به نقطه عطفی در تاریخ محیط زیست ایران شده و جمعیت قوچ و میش آن به حدی رسیده که سابقه نداشته است. ولی در عوض تیموری و همکارانش هر روز به دلیلی در دادگاه هستند. یکی از دلایل این رفتوآمدها به لایروبی قناتی در دشت برمیگردد. پنج سال پیش که او به منطقه دشت آمد به او گفتند 30 تا 40 سمدار دارد و نیازی به سرشماری نیست اما همین هفته گذشته آماری که از این دشت ثبت شده عددی بیش از 700 سمدار بود، کسانی که آن روز کار سرشماری را در این منطقه انجام دادند، باورشان نمیشد ولی فیلم و عکسها که دروغ نمیگویند. در همین منطقه آنها تصمیم گرفتند مدیریت منابع آب را با مرمت و بهسازی چشمهها و قنات انجام دهند. بخشی از پول لایروبی قنات دشت ییلاق از طریق خیرین تامین شد و حداقل اعتبارات دولتی هم برای آن کنار گذاشته شد، از طریق سامانه پیمانکار را هم مشخص کردند تا کارها روال قانونی خود را طی کند، جامعه محلی هم پای کار آمدند و 500 تا 600 متر قنات را لایروبی کردند، با این حال این روزها تیموری مدام در رفت و آمد است تا به موضوع این لایروبی جواب دهد. او میگوید: «ما حاضریم هزار بار بازرسی کنند اما این را هم در نظر بگیرند که کلی زمان از ما گرفته میشود که باید آن را صرف حفاظت منطقه میکردیم. ما هر روز به دلیلی دادگاه هستیم ولی با توجه به خون مقدس عزیزترین شهدایمان مانند محیطبان باشقره و حفظ تنوع زیستی و حفاظت از پارک ملی که به معنای حفظ سرزمین و داشتههایمان است مانند یک سرباز تلاش میکنیم کار حفاظت را با همه ناملایمات و آزار و اذیتی که هست انجام دهیم.»
جلسه شورای راهبری تشکیل شود
اگر آنچه در پارک ملی گلستان انجام شده به دلیلی متوقف شود و شاهد بیبرنامگی در پارک باشیم ممکن است اعتباری که به دست آمده دوباره سلب شده و هزینه سنگینی به کشور و محیط زیست وارد شود. از همین رو ضروری به نظر میرسد که جلسه شورای راهبری پارک ملی گلستان که در آن استانداران و مدیران سازمان حفاظت محیط زیست در کنار جامعه محلی حضور دارند بار دیگر تشکیل شود تا خرد جمعی درباره پارک تصمیم بگیرد. خردی که بتواند دستاوردهای حاصل شده در پارک را حفظ کند و آن را به سمت بهتر شدن ببرد.
زمانی که از دستاورد سخن میگوییم جدا از جمعیت حیات وحش مورد دیگر به آتشسوزی برمیگردد. بر اساس آمار ثبت شده تعداد آتشسوزی در این پارک از 200 هکتار به زیر 50 هکتار در سال رسیده که نتیجه مشارکت مردم محلی است. برای مدیریت و کاهش این عدد 50 هکتار مدیران پارک در جلسهای با استاندار و رئیس اداره کل منابع طبیعی استان گلستان تصمیم گرفتند مبلغی را برای یک اتاق بحران کنار بگذارند. اتاق قرار بود در منطقهای باشد که زیبایی منظر را هم مخدوش نکند. ولی همین اتاق یکی دیگر از مواردی است که تیموری باید بابت آن پاسخ دهد و بگوید چرا این نقطه انتخاب شده و نقطه دیگری نبوده است.
قرار بود حفاظت را انجام دهیم و این کار را انجام دادیم
شما چه مشکلی با نظارت دارید؟ این را که به مهدی تیموری میگویم از این حرف میزند که به نظارت معتقد است اما آنچه از نظر او این روزها در پارک انجام میشود نه نظارت بلکه اختلال در کار است. او میافزاید: «من 5 سال است که از آبرو و زن و بچه ام مایه گذاشتهام. روز اولی که آمدم خانوادهام روی موکت زندگی میکردند بهترین شرایط یزد را داشتیم و همه را رها کردیم. همسرم معاون یک مدرسه استعدادهای درخشان یزد بود و دخترمان به یکی از بهترین مدرسهها میرفت، در عوض ساکن روستا شدیم تا حفاظت را انجام دهیم و این کار را انجام دادیم. در عوض به جای تشویق هر روز توبیخ میشویم. ما تشویق نمیخواهیم ولی انرژی ما را نگیرند و بگذارند کار را پیش ببریم. بعضی وقتها به نظرم میرسد باید مثل حضرت علی (ع) سر در چاه کرد. این خیلی بیانصافی است که از همه ظرفیتها و توانمان استفاده کنیم تا افتخاری برای کشور و محیط زیست ایجاد کنیم و نتیجه این باشد. ما برای حفاظت و ایران حاضریم خونمان هم ریخته شود ولی این بیانصافی است که کسی که باید پشت تو باشد انرژی تو را بگیرد. من ناراحت نیستم اگر بگویند امروز از پارک برو از نظر مالی و کار و اقتصادی به نفعم است ولی ناراحت میشوم که میتوانستیم 200 قدم برویم و 100 قدم رفتهایم چراکه جلویمان را گرفتند 100 قدم بعدی را برویم. من هزار بار حاضرم اگر خطایی کردیم توبیخ شویم. کاش انصاف داشتند توضیح میخواستند و بعد آنقدر اذیتمان میکردند.»
این فشار به گفته او به امروز و دیروز برنمیگردد از همان روز اول وجود داشته، همین هم باعث شده از همان ابتدای قبول مسئولیت او به مدیران بالادستش بگوید هر زمان بخواهند نیم ساعته ساکش را میبندد و میرود. با این همه اگر جایی باشد باید به مسئولیتش عمل کند بهویژه در پارک ملی گلستان که مسئولیتش سنگین است « آنچنان سنگین که شانههای آدم خرد میشود.» او از رسانهها میخواهد که بیایند و گلستان را از نزدیک ببینند.
البته این گلهمندیها دلیل نمیشود که تیموری و همکارانش انگیزه کار نداشته باشند. همین است که وقت خداحافظی میگوید: «من چون اعتقاد دارم انگیزهام گرفته نمیشود هر چند این کارشکنیها در سرعت کار اثرگذار است. 5 سال پیش بحث تفرجگاه میتوانست در سازمان حفاظت محیط زیست تعیین تکلیف شود ولی همچنان انجام نشده در حالی که تفرجگاه یعنی مدیریت پارک. ما در هر شرایطی کارمان را انجام میدهیم چون عاشق این سرزمین هستیم.»
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
حفاظت بدون حافظانش، چیزی جز شعار نیست
گزارش «پیام ما» از امدادرسانی دو همیار و محیطبان «پارک ملی گستان» در مرز «سولگرد» و «لهندر»
نجاتیافته از نبــــــــرد تنبهتن با خرس
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازگشت ناتمام به زندگی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید