بایگانی مطالب نشریه
۴۰۰ متهم ناآرامیها به حبس محکوم شدند
رئیس کل دادگستری استان تهران گفت: در جریان رسیدگیها به پروندههای اغتشاشگران در استان تهران، ۱۶۰ نفر به مجازاتهای حبس بین ۵ تا ۱۰ سال، ۸۰ نفر به مجازاتهای حبس بین ۲ تا ۵ سال، ۱۶۰ نفر به مجازاتهای حبس تا ۲ سال و ۷۰ نفر به مجازاتهای جریمه نقدی محکوم شدند. به گزارش خبرگزاری میزان، علی القاصی مهر در بازدید رئیس قوه قضاییه از مراجع و مراکز قضایی، دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ارائه گزارشی از روند رسیدگی به پروندههای اغتشاشات اخیر در استان تهران پرداخت و گفت: از ابتدای شروع آشوبها و اغتشاشات اخیر، شعب ویژهای در دادگاههای انقلاب اسلامی تهران و شهرستانهای استان تهران، برای رسیدگی به پروندههای این حوزه اختصاص یافتند. رئیس کل دادگستری استان تهران تصریح کرد: در جریان رسیدگیها به پروندههای عناصر اغتشاشگران در استان تهران، ۱۶۰ نفر به مجازاتهای حبس بین ۵ تا ۱۰ سال، ۸۰ نفر به مجازاتهای حبس بین ۲ تا ۵ سال، ۱۶۰ نفر به مجازاتهای حبس تا ۲ سال و ۷۰ نفر به مجازاتهای جریمه نقدی محکوم شدند.
به بهانه زادروز رضا براهنی نویسندهای از صف اول
رضا براهنی از ابتدای ظهورش در فضای شعر، شاعر مهمی است. یکی از چند تن شاعریست که ظهور و بروزشان منجر به تحولات جدی در شعر نو آن سالها میشود. براهنی در کنار منوچهر آتشی، فرخ تمینی، مفتون امینی و محمدعلی سپانلو در نحوه بکارگیری وزن، در ورود زبان محاوره و واژگانی که اصولا در دایره رسمی واژگان شعر نمیگنجند و نوع مواجه با تصویرپردازی تحولاتی ایجاد میکنند. رضا براهنی به این دلایل و به عنوان عضوی از این نسل واجد اهمیت است.
شعرهای «ظلالله» که اواسط دهه 50 شروع میشود و به «اسماعیل» در دهه 60 ختم میشود یک تحول شگفت و یک گشایش بزرگی را در زبان شعر معاصر ایجاد میکند که رویکرد این شاعر نسبتبه شعر بلند و رویکرد رادیکالش مثل وارد کردن کاربردهای عامیانه زبان به شعر اهمیت زیادی دارد و خیلی از شاعران دهه 60 و 70 از این دستاوردهای او بهرهمند شدند. دهه 70 براهنی در «خطاب به پروانهها» یک نقطه عطفی در شعر فارسی ایجاد میکند؛ چه در شماری از شعرها و چه در نظریه موخره کتاب که فتح بابی است در نظریهپردازی. در سالهایی که از چاپ این کتاب گذشته، حرف زدن از آن مثل حرف زدن از کتابی است که تازه منتشر شده و در طول این سی سال هم بحثهایی بیوقفه درباره آن ادامه داشته است. براهنی در قصهنویسی هم یکی از انگشتشمار نویسندگان صف اول است. وقتی درباره مطرح بودن «آزاده خانم و نویسندهاش» یا «روزگار دوزخی آقای ایاز» حرف میزنیم یعنی از روز اول این آثار چالشبرانگیز بودهاند. در واقع براهنی بسیار متمایزی که به عنوان شاعر میشناسیم، از نیمه دوم دهه 50 شروع میشود اما در قصهنویسی از همان ابتدا با یک براهنی گردنکلفت مواجهیم. البته در طول چند دهه قصهنویسی، تکنیک و نگاهش پخته و تبدیل به یکی از درخشانترین نسلهای قصه فارسی میشود. در «روزگار دوزخی آقای ایاز» شاهد یک رویکرد بسیار رادیکال قصهنویسی هستیم که حتی نسبت به شعرش پیشرو به نظر میرسد. رضا براهنی از همان ابتدا متفاوت بوده؛ هم به لحاظ منابع الهامی که شاید در دسترس دیگر نویسندگان نبوده و هم به لحاظ رویکرد رادیکالی که در داستاننویسی داشته است.
با اینکه آب تهران به دهان برخی تلخمزه است و برخی دیگر به تجربه آن را پر از رسوبات میدانند؛ یک سال و نیم گذشته مدیرعامل سازمان آب و فاضلاب گفت: «هر کس ادعا دارد که آب تهران از لحاظ کیفیت مشکل دارد، بیاید، چرا که آب تهران بهترین آب است.» این در حالی است که در تازهترین اخبار، سعید احمری، معاون پایش اداره کل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران به شناسایی ۹ گروه از اصناف و واحدهای خدماتی-تولیدی به عنوان کانون اثرگذار بر کیفیت منابع آب تهران خبر داده است. طبق این خبر، تعمیرگاهها و مراکز خدمات خودرو (دارای پسابها و پسماندهای شیمیایی و آلودگیهای مربوط به مشتقات نفتی)، کارواشها(سیستم تصفیه و دفع فاضلاب)، تصفیهخانهها، مراکز بازیافت، بیمارستانها (آلودگی میکروبی منابع آب)، بوستانها و مراکز پرورش گل و گیاه (استفاده بیرویه از کودها و سموم شیمیایی)، کارخانهها و اصناف تولیدی(رهاسازی پساب)، استخرها و مراکز شست و شوی فرش( پساب-آلودگی شیمیایی و میکروبی) از جمله کانونهای شناسایی آلودگی منابع آبی تهران هستند. در این رابطه رضا حاجی کریم، عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب در گفتوگو با «پیام ما» مشکلات موجود وضعیت بیکیفیتی و آلودگی آب تهران را مربوط به نبود نظارت میداند و میگوید: «ما در شهرها دچار خلائی قانونی یا حداقل ضعف نظارت و اجرا هستیم و عملاً نظارتی بر اجرایی شدن قوانین حداقلی و ناکافی موجود -مثلا آیین نامه مصوب ۱۳۷۳- را هم عملاً نداریم.»
آقای حاجی کریم، به نظر شما چه چالشهایی رو بهروی کیفیت آب تهران است؟
طبق اصل پنجاهم قانون اساسی حفاظت از محیط زیست هم وظیفه شهروندی و هم تکلیف حاکمیتی قلمداد میشود. در شهر تهران ما شاهد تبلیغات فراوان در مورد کاهش مصرف هستیم لیکن شما آموزشی درباره پرهیز از آلوده کردن آب نمیبینید. ضمن اینکه ما در شهرها دچار خلائی قانونی یا حداقل ضعف نظارت و اجرا هستیم. نظارتی بر اجرایی شدن قوانین حداقلی و ناکافی موجود -مثلا آیین نامه مصوب ۱۳۷۳ – را هم عملاً نداریم. از طرف دیگر بر خلاف بسیاری از ممالک دنیا برای مشاغل مختلف سیستمهای استاندارد مشخص نکردهایم. مثلا به کارواشها ابلاغ نکردیم که اگر سیستم تصفیه نداشته باشند، از فعالیتشان جلوگیری میشود. همچنین در قالب یک سند استاندارد یا یک وندور لیست مشخص نکردیم که این سیستم باید دارای چه ویژگیهایی باشد. یا مثلا نهادهای نظارتی مربوطه از مدیران استخرها نمیخواهند که نحوه دفع آبهای آلوده را گزارش کنند و طبعا این اقدامات کافی نیست. لذا لازم است که اصناف موظف شوند به جز تیک زدن چک لیستهای راهاندازی کسب و کار، به آلوده نکردن آبهای زیرزمینی متعهد باشند و در غیر این صورت متحمل هزینه شوند.
برخی راهحل رفع بیکیفیتی آب تهران را در اجرای طرحهای جداسازی آب شرب و غیرشرب میدانند. نظر شما در این باره چیست؟
به نظر میرسد یک گزینه عملیاتی برای ابرشهری مثل تهران و بهسازی وضعیت موجود، واگذاری این نظارتها و بهینهسازیها به بخش خصوصی باشد. ما اگر بپذیریم در آب تهران نیازمند اقداماتی نظیر تفکیک آب شرب و غیرشرب، بازچرخانی، کاهش تلفات شبکه و… هستیم، این اقدامات طبیعتا نیازمند سرمایهگذاری هستند و دولت به دلایل مختلف قادر به سرمایهگذاری در این امور نیست. از طرفی بخش خصوصی از حیث توانمندی کاملا مسلط به ماجرا و مجهز به تخصصهای مختلف است. لیکن به دلیل فقدان جذابیتهای لازم، ظرفیتهای مورد نیاز و مشوقهای قابل قبول امکان حضور به عنوان سرمایهگذار را پیدا نکرده است.
با این حساب، چطور میتوان این وضعیت را برای آب کنترل کرد یا بهبود بخشید؟
در تهران حفاظت از کیفیت منابع آبی نسبت به بسیاری از شهرهای جهان اهمیت مضاعفی پیدا میکند. چرا که بخش زیادی از آب تهران از منابع زیرزمینی تامین میشود و آلودگی این منابع به غیر از حفاظت از محیط زیست، اثرات مستقیم بر سلامت شهروندان نیز میگذارد. در این وضعیت چون رگولیشن سختگیرانهای وجود ندارد و چون توان نظارتی دولت نیز بسیار محدود است، مکانیزم کارایی وجود ندارد تا اصناف را مجبور کند از قوانین پیروی کنند و به راحتی آبهای آلوده، به آبهای زیر زمینی راه پیدا میکنند. از آنجایی که آب شرب تهران هم به منابع زیرزمینی وابسته است، آب تهران به سرعت در این شرایط آلوده میشود. سیستمهای تصفیه آب تهران نیز اصلا برای تصفیه و پالایش این قسم آلودگیها طراحی نشده و در عمل هیچ راهی به جز پر کردن خلاهای قانونی و موظف کردن و اجرایی شدن دقیق قوانین متناسب با آلوده نشدن و پیشگیری از آلودگیهای آبی و استفاده از طرفیت توأمان نظارت و اجرای بخش خصوصی وجود ندارد.
فکر میکنید آینده کیفیت آب برای تهرانیها چطور باشد؟
برای بررسی وضعیت آب تهران لازم نیست راه دور برویم، پیشرفت طرحهای جمعآوری و تصفیه فاضلاب تهران و جمعیت تحت پوشش آنها به راحتی نشان میدهد که اوضاع از چه قرار است. همین که بسیاری از مناطق از دسترسی به شبکه فاضلاب محروم هستند و منطقه 22 هنوز شبکه جمعآوری فاضلاب ندارد، این حقیقت وجود دارد که توسعه مناطق جدید شهر بدون در نظر گرفتن زیرساختهای مختلف من جمله زیر ساختهای فاضلاب صورت گرفته است. این حقیقت که شعارهای دولت درخصوص ساخت ۴ میلیون واحد مسکونی و سخنان وزیر جدید راه و شهرسازی مبنی بر توسعه قریبالوقوع محدوده شهر، بدون نگاه به ظرفیت تامین و تصفیه آب و فاضلاب صورت میگیرد؛ همگی نشان از بیتوجهی به محدودیت بسیار شدید زیرساختهای آب و فاضلاب کشور و به طور خاص تهران است. کجا میتوان تعدی به منابع طبیعی و آبرسانی به تهران متوقف کرد؟ به تدریج حیات اکولوژیک بخشی از کشور در حال فدا شدن برای تهران است. حقابه دشت قزوین، دشت شهریار، دشت طالقان و… را به تهران آوردهاند و از سمت دیگر با برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی همین دشتها، روز به روز به شورهزارها و تالابهای خشک شده اضافه میکنیم. بپذیریم که در دنیای امروز راهکارهای استاندارد و مدونی برای حل تمام این معضلات وجود دارد و کافیست دولت بپذیرد تصدیگریها را به بخش خصوصی واگذار کرده و به مدیریت کلان بپردازد.
وقوع ۲۷ آتشسوزی در جنگلهای شمال کشور در آذرماه
فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی کشور از وقوع ۲۷ فقره حریق در جنگلهای سه استان شمالی از ابتدای آذرماه امسال تاکنون خبر داد و گفت: مهمترین چالش در حوزه اطفای حریق جنگل ها، وقوع آتشسوزی در مناطق صعبالعبور و کوهستانی است، زیرا مقابله با آتشسوزی در این مناطق هم از نظر توپوگرافی و دسترسی زمینی به عرصه، هم در حوزه اطفای هوایی حریق و محدودیت در پرواز بالگردها و هم از نظر شرایط طبیعی نظیر وزش شدید باد و شیب تند بسیار دشوار است. سرهنگ رضا اکبری، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی کشور در گفتوگو با ایلنا با بیان اینکه مهمترین چالش در حوزه اطفای حریق جنگلها، وقوع آتشسوزی در مناطق صعبالعبور و کوهستانی است، عنوان کرد: بخشی از عرصههای جنگلی ایران از نظر توپوگرافی در مناطق صعبالعبور قرار گرفتهاند، یعنی در دل یک دره یا بر روی یک صخره یا کوهستان واقع شدهاند و این مسئله، اطفای حریق به صورت زمینی و دسترسی به این مناطق را برای نیروهای منابع طبیعی دشوار میکند.
مهمترین چالش در حوزه اطفای حریق جنگل ها، وقوع آتشسوزی در مناطق صعبالعبور و کوهستانی است، زیرا مقابله با آتشسوزی در این مناطق هم از نظر توپوگرافی و دسترسی زمینی به عرصه، هم در حوزه اطفای هوایی حریق و محدودیت در پرواز بالگردها و هم از نظر شرایط طبیعی نظیر وزش شدید باد و شیب تند بسیار دشوار است
حتی بعضا حریق در عرصههایی رخ میدهد که دسترسی به آنها برای گروههای حرفهای کوهنوردی نیز بسیار دشوار است و همین مسئله عملیات زمینی اطفای حریق را در مناطق صعبالعبور با چالشهای زیادی مواجه میکند. او افزود: نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی آموزشهای لازم برای کوهنوردی و راهپیمایی در مسیرهای صعبالعبور را دیدهاند و در بسیاری از موارد حریق در مناطق کوهستانی میتوانند بدون مشکل به منطقه اعزام شوند و به مقابله با آتشسوزی بپردازند. اما برخی حریقها در مناطق صعبالعبور، در عرصههایی رخ میدهد که دسترسی نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی به آنها دشوار است و ما برای اطفای حریق ناچار به کمک گرفتن از کوهنوردان حرفهای آموزش دیده در این زمینه میشویم. البته در برخی مواقع، مانند حریقی که در روزهای اخیر در جنگلهای رستمآباد شهرستان رودبار استان گیلان رخ داد، حتی کوهنوردان حرفهای نیز نمیتوانند خود را به مناطق صعبالعبور برسانند و همین مسئله، عملیات زمینی اطفای حریق را بسیار مشکل میکند. فرمانده یگان جنگلبانی کشور تاکید کرد: در چنین شرایطی، ما حتما برای مقابله با آتشسوزی باید از ظرفیت اطفای حریق هوایی یعنی بالگردهای آبپاش استفاده کنیم. البته در برخی موارد حتی استفاده از بالگردها نیز دشوار است، یعنی بالگرد با محدودیتهایی در پرواز مواجه میشود که نمیتواند به اطفای حریق در عرصههای کوهستانی و صعبالعبور کمک زیادی داشته باشد؛ به طور مثال، در حریق جنگلهای رستمآباد، چون آتشسوزی در یک دره اتفاق افتاده بود، لازم بود که بالگرد برای آبپاشی نسبت به نقطه وقوع حریق ارتفاع بگیرد و همین مسئله، دقت بالگرد را برای پاشیدن آب کاهش میداد. این موضوع یکی از دلایل مهم طولانی شدن عملیات اطفای حریق در منطقه رستمآباد بود که مشابه آن را قبلا هم در آتشسوزی عرصههای طبیعی دیگر در مناطق صعبالعبور مشاهده کرده بودیم. اکبری با بیان این که علاوه بر شرایط توپوگرافی، عوامل دیگری نیز در دشوار و طولانی شدن عملیات اطفای حریق در عرصههای کوهستانی نقش دارند، توضیح داد: در مناطق صعب العبور و کوهستانی علاوه بر این که دسترسی زمینی معمولا بسیار دشوار است و عملیات هوایی اطفای حریق نیز عمدتا با چالشهای زیادی مواجه میشود، برخی عوامل طبیعی دیگر نظیر افزایش دما، کاهش میزان رطوبت، وزش باد شدید و شیب تند منطقه به گسترش سریع آتشسوزی و دشوارتر شدن عملیات اطفای حریق دامن میزند.
تولید و بازار به هم وصل نشدهاند
تولید کاری است که روستاییان در آن تخصص دارند، فرق نمیکند این تولید محصولات کشاورزی باشد یا دامداری. آنها طی سدهها آموختهاند چطور از آنچه از زمین و دام به دست میآید، فرآوردههای مختلفی به دست آورند. مشکل این گروه جامعه به فروش برمیگردد. آنها اغلب درباره بستهبندی، چگونگی وصل شدن به بازار و استانداردسازی کارشان دچار مشکل هستند. شاید از همین روست که دولتها و نهادهای بینالمللی در کشورهای مختلف بهویژه در جوامع توسعهیافته تلاش کردهاند با تعریف انواع و اقسام پروژههای توانمندسازی، آنها را در این زمینه یاری کرده و فعالیتهای جمعی را با شکلگیری صندوقهای خرد در مناطق روستایی و عشایری شکل دهند. با این حال همچنان این موضوع در ایران چالشی پیش روی جامعه بومی و محلی است. به مناسبت هفته پژوهش هسته پژوهشی مطالعات روستایی دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری انجمن توسعه و برنامهریزی روستایی ایران پنجمین نشست تخصصی «زنان روستایی، محرومیتها و فرصتهای توانافزایی» را برگزار کرد. نشستی که در آن نسبت زنان و محیط زیست و چالشهای پیش روی آنها مورد بحث و بررسی سخنرانان قرار گرفت. هر چند به نظر میرسد عدم حضور تسهیلگران و زنان کارآفرینی روستایی به عنوان کسانی که در میدان مشغول فعالیت هستند، این نشست را در سطح یک نشست آکادمیک متوقف کرد.
«فاطمه طباطبایی یزدی» عضو هیئت علمی گروه محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد در این نشست با بیان اینکه زنان از گذشته تا به حال نقش و سهم زیادی در امر حفاظت محیط زیست داشتهاند، گفت: «زنان در جنبشهای حفاظت و احیا چه در گذشته و چه در حال حاضر حضور موثری داشته و در کنار آن اغلب از مشکلات محیط زیستی نیز رنج میبرند، به این معنا که قربانیان اصلی تخریب محیط زیست توسط بلایای طبیعی زنان و کودکان هستند.»
او با اشاره به مثالهای تاریخی در این باره افزود: «در تاریخ هند و چین زنان به عنوان نمادهای قدرت طبیعت شناخته شدهاند و نمادهایی از مادر زمین، الهه زمین و .. بودهاند.»
عضو هیئت علمی گروه محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: «زنان روستایی به دلیل تعامل و ارتباط مستقیمی که با محیط و منابع طبیعی برای تهیه غذا، صنایع دستی، آب و دارو دارند به دانش عمیقی درباره محیط زیست دست پیدا کردهاند.»
فاطمه طباطبایی یزدی هیئت علمی گروه محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد: زنان در جنبشهای حفاظت و احیا در گذشته و چه در حال حاضر حضور موثری داشته و در کنار آن اغلب از مشکلات محیطزیستی نیز رنج میبرند، به این معنا که قربانیان اصلی تخریب محیط زیست توسط بلایای طبیعی زنان و کودکان هستند
او با اشاره به جنبشهای محیط زیستی به رهبری زنان گفت: «ما جنبش کمربند سبز را در سال 2004 داشتیم که جایزه صلح نوبل را برای رهبر آن یعنی « وانگاری ماتای»به دنبال داشت و بر اساس آن دو میلیون نهال در کنیا کاشته شد. پروژه دیگر در سال 2016 تا 2019 درباره توانمندسازی زنان جوان بومی در استرالیا بود که طی آن کار شناسایی گیاهان و حیات وحش منطقه با کمک زنان انجام و عوامل بیماریزا نیز شناسایی شد.»
این مدرس دانشگاه نتایج جانبی چنین پروژههایی را ایجاد اعتماد به نفس در زنان از طریق آموزش و غلبه بر برخی نابرابریهای جنسیتی دانست و اضافه کرد: «سازمانهای جهانی حفاظت همواره سعی کردهاند نابرابری را حذف و بر نقش زنان بومی تاکید کنند.»
کاهش 150 میلیون گرسنه در جهان با دسترسی برابر زنان
«فرصتهای شغلی و درآمدزایی بانوان روستایی، بایدها و نبایدها» عنوان سخنرانی «فاطمه پاسبان» عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و منابع طبیعی استان خراسان رضوی بود. او در این نشست با بیان اینکه بارها شنیدهایم زنان با محدودیتهای فراوانی برای حضور در فعالیتهای مختلف اقتصادی چه در شهر و چه روستا روبهرو هستند، گفت: «آمارها نشان میدهد زنان و دختران روستایی پیشگامان کشاورزی، امنیت غذایی و تغذیه، زمین، مدیریت منابع طبیعی و کارهای مراقبتهای خانگی و بدون حقوق هستند. هنگام تهدید منابع طبیعی و کشاورزی آنها در خط مقدم هستند. در حقیقت در سطح جهانی از هر سه زن شاغل یک نفر در کشاورزی کار میکند و زنان همچنین به صورت خانگی مواد غذایی را برآوری میکنند.»
این مدرس دانشگاه افزود: «فائو تخمین میزند اگر زنان کشاورز که 43 درصد نیروی کار کشاورزی در کشورهای در حال توسعه را تشکیل میدهند همان دسترسی مردان به منابع را داشته باشند، تولید محصولات کشاورزی در 34 کشور در حال توسعه به طور متوسط تا 4 درصد افزایش پیدا میکند. این امر منجر به کاهش افراد دارای سوءتغذیه در آن کشورها تا 17 درصد شده و 150 میلیون نفر گرسنه کمتر میشود.»
پاسبان ادامه داد: «زنان روستایی و کشاورز در سطح جهان 60 درصد در اقتصاد غیررسمی و یک سوم در کشاورزی کار میکنند. این در حالی است که شکاف جنسیتی دستمزد را درباره آنها شاهد هستیم. نمونه آن میزان دستمزد ساعتی زنان است که به طور متوسط 16.2 درصد کمتر از مردان در اتحادیه اروپا است.»
زهرا ترکاشوند هیئت علمی جغرافیا دانشگاه تهران: مهم نیست که مالک کسب و کار چه مقدار سرمایه یا محصول در اختیار دارد یا تا چه میزان فرایندهای تولیدی را درست انجام داده است. اگر فاقد توانایی کافی جهت ارائه محصولات و پیشبرد اهداف کسب و کار خود باشد فرصت را از دست داده است و چنین توانایی در واقع همان مهارت و توانایی بازاریابی است. در واقع هدف بازاریابی تولید محتوا برای معرفی ارزش محصولات به فرصت های فروش و مشتریان بالقوه است
او با اشاره به اینکه اطلاعات آماری دقیقی از سهم و میزان تولید، ارزش تولیدات و خلق ثروت زنان روستایی در دسترس نیست، گفت: «بسیاری از مطالعات تحقیقاتی حاکی از نقش پررنگ در اقتصاد خانوار، منطقه و ملی است. نتایج مطالعهای گسترده از کشورهای جهان نشان میدهد زنان در حدود 85 تا 90 درصد زمان خود را برای آمادهسازی مواد غذایی خانگی صرف میکنند. در آفریقا 80 درصد از محصولات کشاورزی به واسطه کشاورزان کوچک و عمدتا از سوی زنان روستایی تولید میشود. زنان بین 60 تا 80 درصد از مواد غذایی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه را تولید میکنند و مسئول نیمی از کل تولید مواد غذایی در جهان هستند. علاوه بر آن زنان روستایی نقش اصلی را در تولید مواد غذایی، مدیریت منابع طبیعی، درآمدزایی، مراقبت از خانه و خانواده و همچنین امنیت غذایی ایفا میکنند. با این حال هنوز آنها در دسترسی به بازارها، داراییها و فرصتها با محدودیتهای اساسی مواجهند.»
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و منابع طبیعی استان خراسان رضوی درباره چالشهای اشتغال و کسب و کار زنان روستایی در ایران گفت: «یکسان نبودن دسترسی به منابع مالی بین زنان و مردان، مشکل مالکیت وسایل کار و زمین، ریسکپذیری کم زنان و کمبود اعتماد به نفس، کمبود دانش و مهارت بازاریابی و اطلاعاتی، دانش مدیریت و رهبری و کار گروهی در کنار دسترسی ناکافی به امکانات آموزشی و مهارتهای حرفهای و تخصصی، وجود قوانین دست و پاگیر و بروکراسی شدید حاکم بر سازمانها و ادارت دولتی، جدی نگرفتن زنان به منزله صاحبان کسب و کار، حمایت ناکافی دولت از اشتغال و کسب و کار زنان، تبعیض جنسیتی دستمزد و درآمد، شکل نگرفتن زنجیره ارزش در کسب و کارهای زنان روستایی، دسترسی ناکافی به خدمات پشتیبان مانند مشاوره یا حمل و نقل و برندسازی و در نهایت ضعف در بازاریابی و فروش از جمله چالشهای پیش روی این گروه از جامعه است.»
پاسبان در ادامه تعریفی از توانمندسازی به عنوان فرایندی که طی آن افراد برای غلبه بر موانع پیشرفت، فعالیتهایی انجام میدهند که باعث تسلط آنان در تعیین سرنوشت خود میشود ارائه داد که در آن این مفهوم به معنای غلبه بر نابرابریهای بنیادی است. او افزود: «ما باید باور کنیم برابری جنسیتی و توانمندسازی یک ابلاغ و دستور نیست بلکه یک برنامه با یک اندیشه سالم و خلاق است.»
چالش زنان در موفقیت کسب و کارهایشان
«زهرا ترکاشوند» عضو هیئت علمی جغرافیا دانشگاه تهران در این نشست درباره «لزوم توانافزایی زنان روستایی کارآفرین در زمینه بازاریابی» سخن گفت. او مهمترین عواملی که باعث ایجاد شرایط نامساعد رقابتی برای بخش خلاق در کشورهای در حال توسعه شده است را مسائل آموزشی، فقر، نبود نهادهای مسئول، موارد مربوط به تامین بودجه، پشتیبانی و حمایتهای مالی و شکنندگی زنجیره ارزش تولیدات معرفی کرد و گفت: «دستاندازهای عمومی و شناخته شده زنان کارآفرین روستایی شامل موانع درونی، خانوادگی، اجتماعی، کمبود سرمایه و دانش و مهارت میشود.»
او با اشاره به اینکه امروزه کسب و کارهای کوچک و متوسط سهم قابلتوجهی در پیشرفت اقتصادی اکثر کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه را بر عهده دارند، افزود: «مسئلهای که در کشورمان با آن مواجه هستیم بیکاری زنان و یا ناتوانی آنها در ادامه موفقیتآمیز کسب و کاری است که راهاندازی میکنند.»
عضو هیئت علمی جغرافیا دانشگاه تهران گفت: «مهم نیست که مالک کسب و کار چه مقدار سرمایه یا محصول در اختیار دارد یا تا چه میزان فرایندهای تولیدی را درست انجام داده است. اگر فاقد توانایی کافی جهت ارائه محصولات و پیشبرد اهداف کسب و کار خود باشد فرصت را از دست داده است و چنین توانایی در واقع همان مهارت و توانایی بازاریابی است. هدف بازاریابی تولید محتوا برای معرفی ارزش محصولات به فرصتهای فروش و مشتریان بالقوه است.»
او با تقسیم بازاریابی به سه دسته سنتی، دیجیتال و رو در رو افزود: «در بازاریابی سنتی شیوههایی مانند بازاریابی پستی، تلفنی، بهرهگیری از تلویزیون و رادیو … مورد استفاده قرار میگیرد در حالی هک بازاریابی دیجیتال بر استفاده از وبسایت، بهینهسازی موتورهای جستجو، ایمیل، شبکههای اجتماعی، موبایل و.. استوار است. در کنار آن بازاریابی رو در رو شامل مشارکت محلی، برگزاری کارگاه آموزشی و بازاریابی رویدادی میشود.»
ضرورت شبکهسازی تسهیلگران
«محمدرضا رضوانی» عضو هیئت علمی دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران نیز در این نشست در سخنرانی خود با عنوان «جایگاه فرایندهای تسهیلگری در توانافزایی زنان روستایی کشور» گفت: «زنان سهم عمدهای در کشاورزی و اقتصاد روستایی دارند. اما با چالشهای متعددی روبهرو هستند که مردان با آن مواجه نیستند. آنها دسترسی کمتری به منابع و خدمات از جمله زمین، امور مالی، آموزش، نهادهها و تجهیزات دارند. علاوه بر کارهای کشاورزی، کارهای خانگی و مراقبتی نیز بر دوش آنان است.» او در ادامه به مقوله تسهیلگری توجه نشان داد و گفت: «تسهیلگری هدایت افراد از طریق فرایندها به سوی اهداف مورد توافق است به نحوی که مشارکت، مالکیت و خلاقیت را برای همه دستاندرکاران تشویق کند.»
او افزود: «طرح تسهیلگران زن روستایی به عنوان یک فرایند پیوسته پژوهش و اقدام مشارکتی در اوایل سال 1377 از شهرستان فریدن اصفهان آغاز شد و در ادامه از سال 1378 به صورت آزمایشی در میانکوه استان چهارمحال و بختیاری و سپس در سال 1380 در شهرستان دماوند به اجرا درآمد و در ادامه به دیگر استانهای کشور گسترش پیدا کرد.»
این مدرس دانشگاه هدف کلی این طرح را توانافزایی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان روستایی برشمرد و ادامه داد: «ارتقای منزلت اجتماعی، افزایش مشارکت زنان روستایی در تصمیمگیریهای مربوط به خود، استفاده از دانش بومی زنان، دستیابی به عاملهای تسریعکننده مشارکت، افزایش خودباوری و اعتماد به نفس زنان، ایجاد ارتباط دوسویه بین زنان و کارگزاران دولتی، شکستن فرهنگ سکوت در روستا با جلب آرا و نظرات زنان و افزایش دسترسی زنان روستایی به منابع و فرصتهای از هدفهای این طرح بودند.»
عضو هیئت علمی دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران درباره فعالیتهای صورت گرفته توسط دفتر امور زنان روستایی وزارت جهاد کشاورزی گفت: «آموزش 18 هزار نفر از زنان تسهیلگر روستایی تاکنون که 68 درصد از روستاهای با جمعیت بالای 50 خانوار را شامل میشود، ایجاد حداقل یک صندوق اعتبارات خرد روستایی در روستاهایی با جمعیت بیش از 100 خانوار، ایجاد بیش از سه هزار و 600 صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی در کشور و تشکیل 314 شرکت تعاونی زنان روستایی تا پایان سال 1399 در این بخش انجام شده است.»
سابقه تسهیلگری در طرحهای ملی و منطقهای کشور از دیگر مواردی بود که رضوانی به آن پرداخت و در این زمینه به طرحهایی مانند ترسیب کربن، منارید، طرح مدیریت پایدار منابع آب و خاک حوضه آبریز حبلهرود، طرح بازآفرینی بافتهای فرسوده شهری و پیراشهری، طرح توانافزایی زنان سرپرست خانوار در شهر تهران و شهرهای دیگر، برنامه توسعه اقتصادی و اشتغالزایی روستایی برای 25 هزار روستا در برنامه شش توسعه، طرح پیشرفت و آبادانی روستایی بنیاد برکت و بنیاد علوی، طرح آبادانی پیشرفت روستایی بنیاد مسکن اشاره کرد. او گفت: «در جز 7 بند الف (اقدامات اقتصادی و بخشی) ماده 27 قانون برنامه ششم توسعه نیز آموزش 100 هزار نفر از روستاییان و عشایر به عنوان عناصر پیشرو و تسهیلگر در زمینه برنامهریزی محلی، توسعه فعالیتهای اقتصادی و برنامههای فرهنگی، بهبود خدماترسانی، جلب مشارکتهای مردمی و نظارت بر اثربخشی طرحهای دستگاههای اجرایی آمده است.»
او با تاکید بر ضرورت ساماندهی شبکه تسهیلگران زن روستایی گفت: «توزیع متوازن تسهیلگران در سطح کشور بهویژه برای تامین تسهیلگران زن مورد نیاز در مناطق روستایی محروم و کمتر برخوردار ضرورت دارد، ضمن اینکه شبکهسازی بین این گروه به تبادل اطلاعات و تجربیات منجر میشود.»
هفدهمین اجلاس منطقهای آسیا-اقیانوسیه سازمان بینالمللی کار از 6 تا 9 دسامبر در سنگاپور برگزار شد. در این اجلاس نمایندگان بخشهای سهگانه این سازمان که شامل دولت، کارگران و کارفرمایان هستند به همراه کارشناسان فنی سازمان بینالمللی کار به گفتوگو و بررسی راهکارها برای آنچه هدف این اجلاس یعنی «حرکت شتابدار به سوی ترمیم انسان-محور از همهگیری کووید-19» نامیده شده است پرداختند.
اقتصاد دولتهای عربی و منطقه آسیا-اقیانوسیه به سختی تحت تاثیر همهگیری کووید-19 قرار گرفت. به دلیل سیاستهای کنترلی برای محافظت از سلامت عمومی منطقه آسیا-اقیانوسیه و دولتهای عربی رشد اقتصادی منفی 1.5 درصد و منفی 6 درصد را تجربه کردند. اگرچه رشد شاخص GDP در سال 2021 تا حدودی بازگشت داشت، اما اقتصاد هر دو منطقه همچنان به طرز چشمگیری در زیر رشد قبل از بحران قرار داشت.
مقدمه دستور کار این سازمان بر شدید بودن اثرات کووید-19 بر بازار کار تاکید دارد. اشتغال در آسیا و اقیانوسیه بین سال 2019 و 2020 بر اثر کاهش شدید تقاضای داخلی و جهانی 58 میلیون سقوط کرد و باعث شد نرخ بیکاری افزایش یابد و زنان و مردان بیشتری کار خود را ترک کنند. بهرغم ترمیم جزیی در سال2021، اشتغال 23 میلیون همچنان زیر نرخ قبل از بحران 2019 بود. همچنین، ساعت کاری در آسیا-اقیانوسیه تا 8.2 درصد در 2020 و تا 4 درصد در 2021 در مقایسه با پایان سال 2019 کاهش پیدا کرد. در یک مقایسه با دولتهای عربی، تخمین کاهش اشتغال بین سال 2019 و 2020 تقریبا 340.000 است و کاهش ساعت کاری 9 درصد در 2020 و 6.2 درصد در 2021 بوده است.
گزارش جدید سازمان بینالمللی کار درباره وضعیت جهانی دستمزد نشان میدهد افزایش دستمزد کارمندان و کارگران دلیل تورم نیست و اتفاقا باید دستور کار دولتها برای قرار گرفتن در مسیر ترمیم انسانمحور باشد
بررسیها نشان میدهد این کاهش ساعت کاری و کاهش درآمد ناشی از آن بر کاهش مصرف خانوار اثر میگذارد و فقر ایجاد میکند. در سال 2020 فقر کاری بعد از دههها طی کردن روند نزولی دوباره افزایش یافت. تعداد زنان و مردانی که در فقر شدید زندگی میکنند 2.1 میلیون نفر در آسیا-اقیانوسیه و 640 هزار نفر در دولتهای عربی افزایش یافت. این روند منفی پیچیدگیهایی را در دستیابی به اهداف توسعه پایدار برای سال 2030 ایجاد میکند.
آثار بحران بر بازار کار در مناطق مختلف بسیار متفاوت بوده است، بهویژه بخشهایی مانند گردشگری و گروههای آسیبپذیر مانند زنان، جوانان، کسب و کارهای کوچک و متوسط، کارگران غیررسمی و مهاجر آسیب بیشتری دیدند.
بهرغم سیاستگذاریهای مالی برای مقابله با کاهش درآمد و حمایت از پایداری کسب و کارها در بحران، موانعی مانند فشارهای مالی، شکاف دسترسی به واکسن و توزیع آن، همچنین کمبود زیرساختهای نهادی و سیاستگذارانه مخل موثر بودن این برنامهها به ویژه در اقتصادهای متوسط و پایین شدند. در نتیجه، دو روند ترمیمی متفاوت را شاهد بودیم؛ به این معنی که اقتصادهای پیشرفته سریعتر بهبود پیدا کردند. پیشرفت درون کشورها هم برابر نبود و گروههای ضعیف و صدمه خورده بیشتر پشت نابرابریهای ساختاری تشدیدشونده ماندند. همچنین بسترهای اقتصاد کلان جهانی و چالشبرانگیز که بر اخلال در زنجیره ارزش اثر گذاشت. فشارهای تورم، ریسکهای پرواز و تداوم عدم قطعیت در تداوم کسب و کارها بر اثر سیاستگذاریهای کنترل سویههای جدید بیماری، همگی شرایط ترمیم را پیچیدهتر کردند.
در کنفرانس بینالمللی کار که تیرماه 2021 برگزار شد، 187 دولت عضو سازمان بینالمللی کار به فراخوان عمل جهانی برای ترمیم انسانمحور از بحران کووید-19 رسیدند. تصمیمی که میبایست شمولگرا، پایدار و تابآور باشد و نیازهای یک ترمیم قوی را-که با اجرای منشور قرن سازمان بینالمللی کار برای آینده کار شتاب میگیرد- در نظر بگیرد. این تصمیم نیازمند رسیدگی فوری است. همچنین بازسازی اقتصادی باید به شکلی انجام شود که نابرابریهای سیستمی و ساختاری و دیگر چالشهای بلندمدت اجتماعی و اقتصادی که قبل از همهگیری کووید-19 وجود داشتند را نیز در نظر بگیرد. چالشهایی مانند گذارهای جمعیتی، تحولهای فناوری، فراگیر شدن کار غیررسمی و تغییر اقلیم از جمله این موارد است. برای رسیدن به این نتیجه همکاریهای منطقهای و عمل چندجانبه بهویژه در حمایت از اقتصادهای در حال توسعه برای کسب اطمینان از ترمیم تابآورانه در تمامی منطقه مهم و حیاتی است.
اما مهمترین نکته در این میان، انتشار گزارش جدید سازمان بینالمللی کار درباره وضعیت جهانی دستمزد است. نتیجه کلی این پژوهش جهانی نشان میدهد افزایش دستمزد کارمندان و کارگران دلیل تورم نیست و اتفاقا باید دستور کار دولتها برای قرار گرفتن در مسیر ترمیم انسانمحور باشد. این دستاورد پژوهشی بر خلاف نظر بسیاری از اقتصاددانان و بانکداران است که در دو سال اخیر به طور مداوم افزایش دستمزد را دلیل تورم جهانی خوانده بودند و سعی داشتند درخواست کارگران برای این افزایش را سرکوب کنند.
بررسی و تجمیع گزارشهای کشورهای دنیا از دستمزد سالانه، کاهش 0.9 درصدی نرخ جهانی دستمزد را نشان میدهد. اگر آمار چین را از این گزارش حذف کنیم، این کاهش 1.4 درصد است. دبیر کل سازمان ITUC در این باره میگوید: «در سال 2022 شکاف بین تولید کارگران و دستمزد آنها به بیشترین میزان آن در 20 سال گذشته رسیده است. علیرغم تولید مثبت و تلاشهای کارگران جهان، دولتها درآمد آنها را یا ثابت نگه داشته و یا کمتر کردهاند. این امر به این دلیل اتفاق میافتد که در بسیاری از کشورها دولتها در برابر سودخواهی و زیادهطلبی و انباشت سرمایه شرکتهای بزرگ سکوت کرده و یا باج داده و گرفتهاند، از طرف دیگر قدرت چانهزنی کارگران و انجمنهای آنها کاهش یافته است.»
بر اساس گزارش سازمان بینالمللی کار افزایش دستمزد نباید تنها چاره کار باشد، بلکه دولتها باید سهم واقعی کارگران را از تولید پرداخت کنند و واقعیت اقتصادی را در نظر بگیرند. تنها راه برای ترمیم انسانمحور از همهگیری کووید-19 سرمایهگذاری کوتاهمدت و بلندمدت در حمایت اجتماعی همهجانبه، سلامت، آموزش و دیگر جنبههای زندگی شایسته برای اعضای جامعه است. بهانههایی مانند تورمزا بودن افزایش دستمزد نمیتوانند جایگزین سیاستهای یکپارچه شوند و پژوهشها حالا درستی این گزاره را تایید میکنند.
مادربزرگ های چینی از نوهداری خسته و آماده وایرال شدن هستند
برگرفته از گزارش نیویورکتایمز
نهادیابی و پیوستن به نهادها و اجتماعات، حال در فضای مجازی یا واقعی، همواره به افراد کمک کرده تا احساس تعلق پیدا کنند، رهایی از بند کلیشهها و وظیفههای از پیش تعیین شده را تسهیل کرده و بستری برای فعالیتهای اجتماعی و جمعی ایجاد کرده است. به نظر میآید جمعیت سالمند در چین که بزرگترین و در حال رشدترین جمعیت سالخورده دنیا هستند هم از این وضعیت مستثنی نیستند. بخوانید از مادربزرگهایی که دیگر نمیخواهند تنها نقششان «مادر بزرگ نوهدار» باشد و به قول نیویورکتایمز آماده وایرال شدن هستند.
بیش از 260 میلیون نفر در چین بالای 60 سال عمر دارند. این گروه بزرگترین و در حال رشدترین جمعیت سالخورده در جهان هستند. نیمی از این جمعیت به دنیای اینترنت دسترسی دارند و زمان زیادی از روز را آنلاین میگذارند. معمولا چنین فعالیتهایی به ارتباط با فرزندان، تفریحات و سریال دیدن و موسیقی گوش دادن خلاصه میشود. حالا تعداد زیادی از آنها گروهها، اجتماعات و نهادهایی را پیدا کردهاند که به آنها کمک میکند زندگی خود را در فضای مجازی به تصویر بکشند، لایوهای اینترنتی بگذارند و حتی رویاهای جوانیشان را برای داشتن فعالیت حرفهای و کاری از نو زندگی کنند. آنها میگویند داشتن مخاطبان آنلاین و دوستان کهنسالی که مانند آنها از نقشهای سنتی مامانبزرگ و خاله بودن دور شدهاند به آنها زندگی دوباره و احساس تعلق داده است. بدون این فعالیتهای آنلاین، بیشتر آنها در نبود حمایتهای اجتماعی و برخورداری از خدمات مراقبتی تنها و بیکس خواهند بود و یا مجبور مجبورند تنها مراقب نوههایشان که پدر و مادرهای شاغل دارند باشند.
نقش کلیشهای مادربزرگی که حتی در 80 سالگی از بچهها مراقبت میکند، خانه را تمیز میکند و غذا درست میکند در جامعه چین بسیار پررنگ است و تاریخچهای طولانی دارد. این تصویرها و قصهها را میتوان در سریالها و فیلمهای محبوب چینی و کرهای به کرات مشاهده کرد. به نظر میآید مادربزرگهایی که به ارتش خورههای اینترنت پیوستند این کلیشهها را به چالش کشیدهاند و اعضای جامعه به خصوص جوانان نیز از این فعالیتها حمایت میکنند و دنبالکننده پروپاقرص این گروهها و نهادهای اجتماع محور آنلاین هستند.
به اشتراک گذاشتن زندگی روزمره و فعالیتهای جمعی و غیرمعمول توسط این مادربزرگها حسابی سر و صدا برپا کرده و ویدئوهای آن به دفعات وایرال میشود. آنها موقع غذا درست کردن برای گردهمایی دوستانشان میرقصند، آموزش متفاوت لباس پوشیدن و آرایش کردن میگذارند، به جوانان نصحیتهای عجیب و غریب و غیرمعمول که برگرفته از حسرتهای آنها در زندگی است میکنند و حتی که پیرزن 86 ساله آنلاین و لایو Call of Duty بازی میکند. نهاد «خواهران وَنگ وارد میشوند» از جمله این گروههاست. آنها لباسهای سنتی خود را دوباره از نو میدوزند و با آنها در خیابان راه میروند یا جلسات پخت و پز جمعی میگذارند که این بار به جای خانواده و نوهها خودشان آن را همراه با موسیقی و گفتوگوهای بامزه مصرف میکنند.
سون یانگ یکی از اعضای این گروهها میگوید: «به کمک اینترنت داریم رویاهای جوانیمان را زندگی میکنیم.»
لین وی 67 ساله که قبلا پرستار بوده و حالا بازنشسته و فعال فضای مجازی در عرصه مد لباس است میگوید که «هم زمان و هم جامعه تغییر کرده است و ما نیز خود را با آن تطبیق دادهایم.» یک گروه دیگر از زنان حتی رپ میخوانند و به جای میکروفون سبزیجاتی که خودشان کاشتهاند را در دست نگه میدارند.
مدیران این گروهها که اکثرا به صورت مشورتی اداره میشوند معتقدند که سلامت جسم روان خود را بازیافتهاند. برخی از آنها در نبود حقوق مناسب بازنشستگی حتی راهی برای رسیدن به استقلال مالی و رهایی از بند فرزندان خود را نیز پیدا کردهاند. حالا دیگر تصویر مادر بزرگ چینی آن خانمِ سالخورده قوز کرده که بچهای را به کمرش بسته و دارد نودل سرخ میکند نیست.
آسمان کلانشهرهای کشور بار دیگر تیره و تار شده و از ابتدای هفته تاکنون هم موج تعطیلی مدارس در استانهای کرج، تهران و اصفهان آغاز شده است. این موج گویا تا آخر هفته دست از سر کشور بر نخواهد داشت و باز هم مانند سالهای گذشته برای گذر از این حجم بالای آلودگی باید منتظر باران و باد بود. این میان در حالی مازوتسوزی توسط نیروگاهها و صنایع همچنان به عنوان متهم ردیف اول معرفی میشوند که معاون راهبری تولید شرکت برق حرارتی اعلام کرده که هیچ یک از نیروگاههای تهران در طول هشت سال گذشته از مازوت استفاده نکردهاند. با این حال سوزاندن مازوت در صنایع اتفاقی است که سالهای متمادی رخ داده و البته در بسیاری از موارد هم مورد کتمان مسئولان قرار گرفته است. در همین حال رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران به «پیام ما» میگوید مشکل فعلی که با عنوان کمبود گاز از آن نام میبرند قابل مدیریت است و ایران که از جمله بزرگترین مناطق گازخیز جهان است باید برای فصول سرد سال گاز را زیر زمین ذخیره کند. «دانش بومی در این زمینه وجود داشته و تحقیقات هم انجام گرفته فقط برایش سرمایه گذاری باید انجام بگیرد اما اولویتها در کشور چیز دیگری است.»
تهرانِ آلوده بدون مازوت
در حالی که افزایش غلظت آلایندهها در هوای تهران باز هم نام «مازوت» را پررنگ کرده، دیروز ناصر اسکندری، معاون راهبری تولید شرکت برق حرارتی اعلام کرد که هیچ یک از نیروگاههای تهران در طول هشت سال گذشته از مازوت استفاده نکردهاند. طبق خبری که پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو منتشر کرده، به گفته او نیروگاههای مستقر در پایتخت سالهاست از سوخت گاز استفاده میکنند و نقشی در آلودگی هوای تهران ندارند. اسکندری به اطلاعات استخراج شده از نرمافزار سوخت کشور استناد کرده که نشان میدهد «میزان مازوت مصرفی نیروگاههای اطراف تهران از سال ۱۳۹۳ تاکنون صفر درصد بوده» و بنابراین «افزایش شاخص دیاکسید گوگرد طی ماههای اخیر به دلیل مصرف سوخت مازوت در نیروگاههای اطراف تهران نبوده است». این اظهار نظر در حالی است که پیش از این در سال ۹۹ موضوع مازوتسوزی در تهران باعث اعتراض و اظهار نظرهای مختلف شد، چنان که در دیماه آن سال، زهرا نژادبهرام، عضو هیئت رئیسه شورای شهر تهران در واکنش به تکذیب سوخت مازوت از سوی برخی مسئولان دولتی، گفته بود: «از همان زمانی که اعضای شورای شهر مسئله مازوت را مطرح کردند، بسیاری از مسئولان عالی دولت از جمله وزیر نفت این مسئله را تایید کردند. البته برخی مدعی شدند که سوخت مازوت واقعیت ندارد ولی مسئولان مربوطه این مسئله را قبول کردند که سوخت مازوت باعث تشدید آلودگی هوای تهران شده است.» او همچنین درباره مدارک اثبات مازوتسوزی هم گفته بود: «همه این مستندات وجود دارد و ما در شورای شهر، این مستندات را به سایر اعضای شورا نیز ارسال کردیم. یکی از همین مستندات نقشههای حرارتی سوخت مازوت در اطراف تهران است که به خوبی این مسئله را نشان میدهد. علاوه بر این نیز، سازمان حفاظت محیط زیست و همین طور شرکت کنترل کیفیت هوا، وزارت نیرو و سایر دستگاههای مربوطه مسئله مازوتسوزی را تایید کردند و نیازی به این ندارد که ما بخواهیم این مسئله را اثبات کنیم.»
مجید شفیعپور: کشورهای مختلف در تلاش برای تولید هیدروژن از گاز طبیعی هستند و هیدروژن یکی از بهترین سوختها در جهان است چراکه هم آلایندگی ندارد و هم فاقد گازهای گلخانهای است. اروپا، آمریکای شمالی، افریقا آسیای دور تلاشهای بسیاری را در این زمینه شروع کردهاند و حتی در خاورمیانه هم این موج شروع شده و کشورهای همسایه ما خلیج فارس تا چند سال آینده صادرکننده هیدروژن خواهند بود اما ما تاکنون برایش برنامه خاصی نداشتهایم
از سوی دیگر دو روز پیش، خبرگزاری تسنیم از تامین مازوت کارخانههای سیمان خبر داد. محمدعلی بُد، کارشناس سیمان در این مورد گفت: «هر ساله با توجه به محدودیتهای توزیع گاز به واحدهای صنعتی؛ سیمانیها تدابیر لازم را برای تامین سوخت خود انجام میدهند بهنحوی که برخی با ذخیرهسازی کلینکر و تعدادی دیگر با خرید مازوت نیاز خود را تأمین میکنند.» او البته افزود: «آن دسته از واحدهای سیمانی که داخل شهر هستند از مازوت نمیتوانند استفاده کنند و با دریافت گاز سهمیهای فعالیت خود را ادامه میدهند.»
اینها در حالی است که دیروز معاون راهبری تولید شرکت برق حرارتی به اطلاعات درج شده در ترازنامه انرژی کشور استناد کرده که بر اساس آن حدود ۸۱ درصد از آلایندگی هوای کلانشهرها از جمله تهران ناشی از ذرات مرتبط با بخش حمل و نقل است. بر اساس این اطلاعات سهم آلاینده ذرات ناشی از احتراق مازوت با احتساب صنایع تولیدکننده سیمان و نیروگاهها در حدود ۱.۹ درصد است و «از این رو منبع افزایش آلودگی هوا در تهران و یا سایر کلانشهر را باید در منابعی به غیر احتراق ناشی از مصرف مازوت جستوجو کرد».
اسکندری با اشاره به مطالعات انجام شده که به تایید سازمان حفاظت محیط زیست رسیده، ادامه داد: «از سال ۹۴ تاکنون سهم آلاینده ترکیبات اکسید گوگردی در تعداد روزهای ناسالم کلانشهر تهران صفر درصد بوده که ثابت میکند از سال ۱۳۹۳، مصرف مازوت در نیروگاههای بخاری تهران صفر درصد بوده است. مازوت بهعنوان سوخت جایگزین تنها در نیروگاههای بخاری قابلیت مصرف دارد که تنها ۱۸ درصد از ظرفیت شبکه برق کشور را تشکیل میدهند و ممنوعیت مصرف مازوت در این نیروگاهها به معنای مصرف سوخت گاز در نیروگاههای واقع در شهر تهران بوده است.»
دیروز معاون راهبری تولید شرکت برق حرارتی به اطلاعات درج شده در ترازنامه انرژی کشور استناد کرده که بر اساس آن حدود ۸۱ درصد از آلایندگی هوای کلانشهرها از جمله تهران ناشی از ذرات مرتبط با بخش حمل و نقل است. بر اساس این اطلاعات سهم آلاینده ذرات ناشی از احتراق مازوت با احتساب صنایع تولیدکننده سیمان و نیروگاهها در حدود ۱.۹ درصد است و از این رو منبع افزایش آلودگی هوا در تهران و یا سایر کلانشهر را باید در منابعی به غیر احتراق ناشی از مصرف مازوت جستوجو کرد
درخواست توقف مازوتسوزی نیروگاه شازند
از ۱۲ آذر کارزاری به راه افتاده و مردم اراک و شازند و کارکنان پتروشیمی، پالایشگاه و نیروگاه شازند خواستار توقف مازوتسوزی شدهاند. آنها در نامهای خطاب به رئیس جمهوری، رؤسای دستگاه قضا، مجلس، سازمان محیط زیست و اداره کل محیط زیست و همچنین استاندار مرکزی نوشتهاند: «همانطور که مستحضر هستید، هر ساله در تمامی فصول علیالخصوص نیمه دوم سال نیروگاه شازند (اراک) جهت گرمایش بویلرها و ایجاد بخار اقدام به سوزاندن مازوت میکند که این سوزاندن مازوت اثرات زیست محیطی مخرب کوتاهمدت و بلندمدت زیادی دارد. در اثر سوزاندن سوختهای فسیلی حاوی گوگرد همچون مازوت، ترکیباتی موسوم به Sox منتشر میشوند که بخش بیشتر آنرا SO۲ تشکیل میدهد SO۲ گازی سمی است که برای سلامتی مضر است. این گاز، وزن بیشتری نسبت به هوا دارد و زمانی که غلظت آن در هوا به بیش از ۵۰۰ppb برسد، بوی بدی خواهد داشت و همچون گرد مرگ بر سطح شهرهای اطراف مینشیند، که در این سطح، کشنده خواهد بود. این گاز در غلظتهای پایینتر، درد قفسه سینه، مشکلات تنفسی، قرمزی چشم و افزایش احتمال بروز بیماریهای قلبی و تنفسی را به همراه دارد. که آمار بالای سرطان در استان مرکزی علیالخصوص شهرهای اراک و شازند یکی از علتهای مازوتسوزی نیروگاه شازند میباشد.» در پایان این کارزار از مسئولان درخواست شده است که هر چه سریعتر جلوی سوزاندن مازوت در نیروگاه شازند را بگیرند و گازهای با آلودگی کمتر را برای تولید برق جهت گرمایش بویلرهای نیروگاه شازند را مانند سایر نیروگاههای کشور فراهم کنند.
در هفتههای گذشته همچنین محمدحسن آصفری، نماینده مردم اراک در تذکری شفاهی در جلسه علنی مجلس بیان کرد: «براساس قانون هوای پاک که مصوب مجلس است، وزارت نفت وظایفی بر عهده دارد و وظیفه همه دستگاهها در این قانون تعریف شده است. وزارت نفت وظیفه دارد سوخت استاندارد در اختیار نیروگاهها قرار دهد.» او ادامه داد: «با نامهای که وزارت نفت به شورای عالی امنیت ملی نوشته است اجازه داده شده نیروگاهها در کنار شهر از سوخت مازوت استفاده کنند. درحالیکه بهشدت در آلودگی هوا تاثیرگذار است و مردم را با مشکل مواجه میکند. سوال این است که استفاده از سوخت مازوت در نیروگاهها چه ربطی به شورای عالی امنیت ملی دارد؟»
مازوتسوزی صنایع کرمانشاه
کرمانشاه هم به فهرست استانهایی که مازوت هوایشان را آلوده کرده اضافه شده است. دیروز آرش محمدی، کارشناس مسئول اداره نظارت و پایش هوای اداره کل حفاظت محیط زیست این استان به ایرنا گفت که استفاده از سوخت مازوت در نیروگاهها و صنایع این استان موجب کاهش کیفیت هوای استان شده است. او توضیح داد: «در نیمه دوم سال به دلیل کاهش محسوس دما و با توجه به افزایش میزان مصرف خانگی و تجاری، تامین گاز مورد نیاز صنایع به عنوان سوخت با مشکل مواجه میشود. از این رو به ناچار گاز این واحدها قطع و یا محدود میشود بنابراین مجبور به استفاده از مازوت میشوند که این امر موجب آلودگی و کاهش کیفیت هوا که اصطلاحا آلودگی گازی نام دارد، میشود.» به گفته محمدی هماکنون در کرمانشاه واحدهای صنعتی بزرگی همچون نیروگاههای حرارتی و صنایع سیمان از سوخت مازوت استفاده میکنند. او در گفتههای خود از نیروگاه حرارتی بیستون هم نام برده است.
در همین حال تحلیل آمار سامانه پایش کیفی هوای استان کرمانشاه نشان میدهد تعداد روزهای آلوده کرمانشاه در مقایسه با پارسال افزایش چشمگیری در سال جاری داشته است به طوری که در مجموع سال گذشته هوای شهر کرمانشاه تنها ۲۲ روز آلوده بود اما فقط در نیمه اول امسال مردم این استان ۲۷ روز را در هوای آلوده نفس کشیدند.
ذخیره گاز و تولید هیدروژن مغفول مانده است
هر سال در فصول سرد که آلایندگیها آسمان را تیره میکند، مازوتسوزی موضوع بحث میشود و بعد هم با فروکش کردن میزان آلایندگی به فراموشی سپرده میشود. این در حالی است که مجید شفیعپور، رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران به «پیام ما» میگوید که روشهای مهندسی تقلیل بار آلودگی از منابع ساکن انتشار که همان واحدهای صنعتی و کارخانجات هستند در کشور بومی شده و رسیدن به آنها مهیاست: «اگر بخواهیم طیف سوختهای فسیلی را در نظر بیاوریم، گاز طبیعی به عنوان سوختی که کمترین ناخالصی را داشته و بسیار پاک است شناخته میشود و در مقابلش و در طیف روبهرو زغالسنگ به عنوان مخربترین سوخت مورد استفاده قرار میگیرد که ما در ایران عملا از زغالسنگ استفاده نمیکنیم و بعد از زغالسنگ، مازوت سوخت مخربی است که از دو دهه گذشته استفاده از آن رایج شد و در سالهای اخیر افزایش یافت.»
او میگوید کشوری چون ایران که به صورت بالقوه بیشترین منابع گاز جهان را دارد و به صورت بالفعل هم در رده بیستم جهان در استخراج گاز است، نباید مازوتسوزی کند و این یک خطای بزرگ در عرصه سازگاری با محیط زیست است و دلیلش هم این است که ما در کشور ذخیره گاز نداریم و اولویتها هم به سمت این ذخیرهسازی حرکت نکرده است: «اتفاقی که بسیاری از کشورهای توسعه یافته و صنعتی سالهاست آن را دنبال میکنند، ذخیره گاز در فصول گرم سال و زمانی است که مصرف گاز پایین است. اما در ایران با وجود اینکه تحقیقات گسترده در این زمینه شکل گرفته اما در عمل کاری برای ذخیره گاز رخ نداده است.» شفیعپور با تاکید بر اینکه در این روش گاز باید در مخازن زیرزمینی ذخیره شود میگوید: «سازندهایی طبیعی و یا مخازن تخلیه شده نفت و گاز از جمله مناطقی است که به راحتی میتوان حجم بزرگی از گاز را در آن ذخیره کرد اما هیچ تلاشی برای این امر رخ نداده و سرمایهگذاری در این زمینه انجام نگرفته.»
او از سوی دیگر میگوید ذخیرهسازی در ایران تاکنون به صورت راهبردی برای بنزین و گازوییل بوده و آن هم روی زمین و در مخازن ایستاده انجام گرفته است اما ذخیره گاز طبیعی برای کشوری که این میزان گاز دارد از جمله نکاتی است که همواره مغفول مانده. به گفته شفیعپور کشورهای مختلف در تلاش برای تولید هیدروژن از گاز طبیعی هستند و هیدروژن یکی از بهترین سوختها در جهان است چراکه هم آلایندگی ندارد و هم فاقد گازهای گلخانهای است. «اروپا، آمریکای شمالی، افریقا آسیای دور تلاشهای بسیاری را در این زمینه شروع کردهاند و حتی در خاورمیانه هم این موج شروع شده و کشورهای همسایه ما خلیج فارس تا چند سال آینده صادر کننده هیدروژن خواهند بود اما ما تاکنون برایش برنامه خاصی نداشتهایم.» این در حالی است که به گفته این استاد دانشگاه، مازوت استفادههای بسیاری دارد اما استفاده از آن به عنوان سوخت در صنایع و نیروگاهها اشتباهی مهلک و راهبردی است.
بررسی حواشی اجرای حکم اعدام دومین متهم اعتراضات
حکم اعدام مجیدرضا رهنورد دیروز اجرا شد. جوان ۲۳ ساله کشتیگیری که در یک مغازه کیف و کفش در مشهد کار میکرد و سحرگاه دوشنبه، آنطور که میزان، خبرگزاری قوه قضاییه اعلام کرد، در ملاعام به دار آویخته شد. پیش از این حکم اعدام محسن شکاری یکی دیگر متهمان اعتراضات اخیر هم اجرا شده بود. حکم اعدام هر دو نفر آنها به جرم محاربه اجرا شده است اما در این میان واکنشهایی هم به دنبال داشت.
حکم اعدام مجیدرضا رهنورد در حالی سحرگاه دوشنبه، به اتهام محاربه اجرا شد که در کیفرخواست صادر شده از سوی دادستانی مرکز استان خراسان رضوی، متهم به قتل دو بسیجی با سلاح سرد بود. جوانی ۲۳ ساله که ۲۳ روز پس از بازداشت به دار آویخته شد؛ حال آنکه حکم اعدام محسن شکاری که ۷۵ روز پس از بازداشت به اجرا در آمد، به این اتهام بود که او در جریان اعتراضات این سه ماه گذشته، با یک بسیجی درگیر شده و او را زخمی کرده و خیابان ستارخان را هم بسته است. اجرای این حکم، از معدود موارد اجرای حکم اعدام در ایران بود که با واکنشهای انتقادی برخی حقوقدانان و بسیاری از شهروندان مواجه شد. انتقادهایی که اغلب بر یک نکته اتفاقنظر داشتند و آن، اینکه اقداماتی که در کیفرخواست به محسن شکاری نسبت داده شد، نمیتوانند مصداق «محاربه» باشند. چنانکه نعمت احمدی، وکیل دادگستری و حقوقدان با «تشکیک در اصل حکم محاربه درباره محسن شکاری»، تاکید کرد: «برای مجازات حکم محاربه لازم به صدور قطعی حکم اعدام نیست»؛ چه آنکه به گفته این حقوقدان کهنهکار، «در ماده ۲۷۹ قانون مجازات اسلامی، کشیدن سلاح به قصد ترساندن مردم مسئله اصلی محاربه عنوان شده»، حال آنکه «بنابر ماده ۱۵۷ قانون مجازات اسلامی، انجام وظیفه مأموران باید عمل معمولی و به میزان معمول باشد و اگر بیش از آن از قدرت استفاده کردند و مردم در برابر مأموران مقاومت کردند، مرتکب «دفاع مشروع» شدهاند.»
همزمان با توییت سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اظهارات مداخلهجویانه وزیران امور خارجه آلمان، انگلیس، اتریش و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، وزارت امور خارجه نیز در بیانیهای از اعمال تحریمهای تازه علیه برخی اشخاص و نهادهای بریتانیایی خبر داده است
اما در حالی که محسن برهانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تاکید بر «ناهمخوانی حکم محاربه با وضعیت شکاری»، اعدام این جوان ۲۳ ساله را «خلاف شرع و قانون» توصیف کرده و عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر نیز با تکرار آنچه برهانی در خصوص تخلف از شرع و قانون در اجرای این حکم عنوان کرده بود، حکم اعدام شکاری را «نامعتبر» خوانده بود، حتی برخی فقها نیز به اعدام شکاری بهاتهام محاربه انتقاد کردند. تا جایی که آیتالله محمدعلی ایازی، عضو ارشد مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با انتقاد از این حکم به ایلنا گفته «محاربه آن جایی است که حرب اتفاق بیافتد؛ یعنی جنگی اتفاق میافتد و کسی عمل مسلحانهای را انجام میدهد نه آنکه فقط کسی معترض باشد یا حتی مثلاً گاهی زد و خوردی انجام دهد.» همچنین آیتالله رحمت، عضو دفتر استفتائات بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز در انتقادی مشابه، به شفقنا گفت: «حکم جرمهایی مانند ترساندن مردم، بستن خیابان و زخمی کردن شخص مقابل «اعدام» نیست؛ بلکه حکم این مجرمان یا متهمان از جمله «نفی بلد» است.»
این انتقادها اما اگرچه مانع از اجرای حکم اعدام مجیدرضا رهنورد نشد، رئیس قوه قضاییه را به واکنش و ارائه توضیحاتی در این رابطه واداشت. توضیحاتی که البته غلامحسین محسنی اژهای، ساعاتی پس از اجرای دومین حکم اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات و در جریان برگزاری نشست شورای عالی قوه قضاییه بهدست داد. محسنی اژهای که در این توضیحات، از لزوم قضاوت بر اساس «عدل، انصاف و قانونمداری» تاکید و تصریح کرد که «مدار حرکت دستگاه قضایی در مسیر حق و قانون است»، با انتقاد از منتقدان به اجرای حکم محسن شکاری بهاتهام محاربه، آنان را افرادی توصیف کرد که «با اغراض سیاسی، بدون آنکه تفقهی در دین کرده باشد یا آشنایی با قرآن داشته باشد، چنین میگوید که آن حکم صادر شده، منطبق با قرآن نیست». رئیس دستگاه قضایی از قضات خواست که «نگران شماتتها نباشند» و با اشاره به مواد ۲۷۹ تا ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی گفت: «آنطور که در ماده ۲۸۳ آمده، انتخاب هر یک از حدود چهارگانه (الف- اعدام ب- صلب پ- قطع دست راست و پای چپ ت- نفی بلد) مندرج در ماده ۲۸۲، به اختیار قاضی است.»
با این همه اما حکم دومین بازداشتی اعتراضات به اتهام محاربه در حالی در سحرگاه دوشنبه به اجرا در آمد که حوالی ساعت ۲۳ شامگاه یکشنبه، جبهه اصلاحات ایران در بیانیهای نسبتبه بیتوجهی قوه قضاییه و شورای عالی امنیت ملی به توصیههای دلسوزانه اعضای ارشد این جبهه سیاسی انتقاد و اعلام کرده بود که «اجرای حکم اعدام جوان ۲۳ ساله، محسن شکاری، موجب حیرت و تأسف عمیق شد.» جبهه اصلاحات ایران که از پیگیری این جبهه و همه کسانی پرده برداشته بود که «عواقب این تصمیم عجولانه و تبعات آن را با نگرانی دنبال میکنند»، در بیانیه خود آورده «به حکم وظیفه ملی، پیش از این، در هنگام ملاقات با دبیر شورایعالی امنیت ملی و رئیس قوه قضائیه هشدار داده بودیم که مبادا احکام اعدام صادره برای معترضان به مورد اجرا گذاشته شود، چراکه با آگاهی از میزان نارضایتی در بین مردم و خشم انباشته در بین معترضان قابل پیشبینی بود که این اقدام همچون ریختن بنزین بر آتش، نارضایتیها را گسترش داده و آن خشم را شعلهورتر خواهد ساخت.» این جبهه سیاسی که همچنین «قاطعانه و سریع عمل کردن در روند رسیدگی قضایی و مراحل آن» را «رویکردی سیاسی» توصیف کرده بود که «موجب قربانیشدن قانون و عدالت شده و مغایر شأن قضاوت بوده»، در ادامه اعلام کرده که واکنش دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس قوه قضاییه به درخواست اصلاحطلبان این بوده که برخی پروندهها، «شاکی خصوصی» دارند و قاضی «حکم قصاص» صادر کرده و «چارهای نیست»؛ حال آنکه بنابر اعلام این جبهه سیاسی، «تأثیر خیرخواهی ما به اندازهای نبود که بتواند اثرگذاری مراکز ذینفوذ در این زمینه را خنثیکند، به طوری که اولین حکم اعدام در مورد کسی اجرا شد که جرمش نهتنها حکم قصاص نداشت، بلکه به نظر کثیری از صاحبنظران حقوقی و شرعی، نمیتوانسته مشمول جرم محاربه باشد.» جبهه اصلاحات ایران که تاکید کرده «وقتی وجدان عمومی جامعه با مجازاتی همراه نباشد، آن مجازات اثر بازدارنده نخواهد داشت» و نیز آورده «جانی که ستانده شود، هرگز بازنمیگردد و خطا در آن قابلجبران نیست» و «نباید خود را در معرض خطایی قرار داد که عدالت را ساقط و دنیا و آخرت را تباه میسازد»، از «قضات و مقامهای قضایی» خواسته بود که «در امر قضا بیطرفی خود را حفظ کنند و در امور کیفری، قانون را به نفع شهروندان تفسیر کنند و نه حاکمیت.»
جبهه اصلاحات ایران اما به نکته دیگری هم در این بیانیه اشاره کرده بود؛ اینکه «اکنون که تبعات این اعدام عجولانه (اعدام محسن شکاری) در سطح داخلی و بینالمللی مشخص شده و رو به فزونی است، لازم است که اجرای موارد دیگر احکام اعدام متوقف شود تا بر آتش التهابات دمیده نشود.» با وجود این اما تنها ساعاتی پس از انتشار این بیانیه در شامگاه یکشنبه، جوان ۲۳ ساله دیگری در سحرگاه دوشنبه به دار آویخته شد. بجز این، آنچه این جبهه سیاسی در خصوص تبعات اجرای حکم اعدام بازداشتشدگان اعتراضات در سطح بینالمللی هشدار داده بود، هنوز ساعتی از اجرای حکم دومین بازداشتی اعتراضات نگذشته که بار دیگر موجی از واکنشهای بینالمللی به این مسئله به راه افتاد. موجی که همزمان بود با انتقادهایی که کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی مطرح میکردند و این در حالی بود که خبرگزاری رویترز در پوشش اظهارات وزیر امور خارجه آلمان پیش از آغاز نشست شورای وزیران اروپا در بروکسل، از «تحریمهای جدیدی» گفت که این مقام ارشد آلمانی از اعمال آن «علیه سپاه پاسداران» خبر داد. آنالنا بربوک که در سخنانش به اجرای حکم اعدام برای دو نفر از بازداشتشدگان اعتراضات انتقاد میکرد، در توضیح بسته تحریمی جدید اتحادیه اروپا گفته است: «با این بسته تحریمی، ما به طور ویژه کسانی را هدف قرار میدهیم که مسئول اعدامها و خشونت علیه مردم بیگناه هستند.» او همچنین مدعی شد: «این [افراد] بهویژه از سپاه پاسداران، افرادی هستند که با ویدیوهای اجباری سعی میکنند مردم را بترسانند یا تنبیهشان کنند.»
اما در حالی که قرار بود آنچه وزیر امور خارجه آلمان در خصوص بسته تحریمی این اتحادیه در نشست روز گذشته شورای وزیران اتحادیه اروپا به تصویب برسد، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز قرار گرفتن این موضوع در دستور کار این شورا را تایید کرد. جوزپ بورل همچنین با اشاره به موضوع اجرای حکم مجیدرضا رهنورد، از «گفتوگوی تلفنی طولانی خود با وزیرامور خارجه جمهوری اسلامی» خبر داد و بر نگرانی خود درباره تکرار اعدام بازداشتشدگان اعتراضات و محکومیت این اقدام از سوی اتحادیه اروپا تاکید کرد. همزمان جیمز کلورلی، وزیر امور خارجه انگلیس نیز در این رابطه اظهارنظر کرد و گفت: «ما کسانی را که در سرکوب بیرحمانه معترضان در ایران دست داشتهاند، تحریم کردهایم و به تلاش برای هدایت ایران به مسیری بهتر ادامه خواهیم داد.»
این مواضع اگرچه با تعابیری مشابه از سوی الکساندر شالنبرگ، وزیر امور خارجه اتریش تکرار شد اما اظهارات این مقامهای اروپایی با واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی همراه شد. آنجا که ناصر کنعانی در توییتی در این رابطه نوشت: «ایران در مقابله با اغتشاشات، نهایت خویشتنداری را به خرج داده و بر خلاف بسیاری از رژیمهای غربی که حتی معترضان مسالمتجو را نیز بدنام و با خشونت سرکوب میکنند، از روشهای متناسب و استاندارد ضد اغتشاش بهره گرفته است. همین امر برای روند قضایی نیز صادق است.» همزمان وزارت امور خارجه نیز در بیانیهای از اعمال تحریمهای تازه علیه برخی اشخاص و نهادهای بریتانیایی خبر داده است. تحریمهایی که مشخصاً شامل حال ۴ فرد و ۱۳ نهاد بریتانیایی شده و حال باید دید ادامه این غائله به کجا ختم میشود.
تلاش برای ترمیم روابط ایران و چین
در روزهایی که رابطه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین برخلاف آنچه در حدود یک دهه پیش شاهد بودیم، رو به وخامت گذاشته و پیرو همراهی پکن با ریاض و اعضای شورای همکاری خلیج فارس در صدور بیانیه و اعلام مواضع خصمانه علیه جمهوری اسلامی و تمامیت ارضی ایران، منتقدان سیاست گرایش صرف به شرق با تکرار انتقادهای خود در سالهای گذشته، وضعیت کنونی را نتیجه بیتوجهی به مواضع دلسوزانه خود عنوان میکنند. معاون امور سیاسی دفتر رئیس جمهور اعلام کرد که ایران و چین اجلاس همکاریهای جامع برگزار میکنند. محمد جمشیدی در این رابطه گفت: «هیات عالی رتبه چین به ریاست هو چون هوآ معاون نخست وزیر این کشور با سفر به ایران و در نشست با هیات بلندپایه ایرانی به ریاست محمد مخبر، معاون اول رئیس جمهور ساز و کارهای پیشبرد روابط دوجانبه ایران و چین را مورد بررسی قرار میدهند.» او که بررسی راهکارهای تقویت روند اجرای برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله ایران و چین را هم یکی از اهداف اصلی این نشست عنوان کرد، در ادامه یادآور شد: «تعهد به منافع بنیادین دو کشور و احترام به اصول حقوق بینالملل از جمله احترام به تمامیت ارضی مورد تاکید ویژه جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس است.»
اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه چین در حالی مطرح شد که در بیانیه مشترک چین و شورای همکاری خلیج فارس، ادعاهایی درباره تمامیت ارضی ایران و جزایر سهگانه، همچنین فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران و سیاستهای منطقهای تهران مطرح شده بود که واکنش ایران را به همراه داشت
این در حالی بود که وزیر راه و شهرسازی دولت پیشین با استناد به دو مورد از موارد بدعهدی چینیها در همکاری اقتصادی و تجاری با ایران بهشدت نسبتبه مواضع اخیر مقامهای ارشد پکن انتقاد کرده است. عباس آخوندی که وعده چین برای «سرمایهگذاری بسیار بزرگی در توسعه کریدور دریای عمان-بندر گوادر» بهعنوان «پروژهای به ارزش بیش از ۴۲میلیارد دلار» و همچنین «پروژه برقی کردن راه آهن تهران-مشهد با مبلغی در حدود ۲میلیارد دلار» که قرار است با همکاری چینیها به اجرا درآید و بهگفته این عضو کابینه دولت پیشین چنین نشده، نوشت: «این اتکا به چین، امری موهوم است.» او با تاکید بر اینکه «امروز باید شاهد پرده افتادن از چنین سیاستی باشیم»، نوشت: «چه کسی باور میکند که سیاستمداران ایران تا این حد در امور راهبردی واقعیتگریز باشند.»
صدای انتقادی عباس آخوندی البته تنها صدایی نبود که در این چند روز در نقد سیاست اتکای صرف و اعتماد تام و تمام به پکن مطرح میشود. در نتیجه مجموعه این انتقادها نیز سخنگوی وزارت امور خارجه چین در یک نشست خبری و در پاسخ به پرسشی درباره تاثیر بیانیه مشترک چین و شورای همکاری خلیج فارس بر روابط تهران-پکن گفت: «نشست چین-شورای همکاری خلیج فارس که اخیرا برگزار شد، اهمیت قابلتوجهی برای طرفین دارد. در این نشست، بیانیه مشترکی از سوی چین و شورای همکاری خلیج فارس صادر شد و برنامهای اجرایی برای سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۷ در زمینه گفتمان راهبردی میان چین و شورای همکاری خلیج فارس تعیین شد. توسعه روابط میان چین و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هدف تعمیق همکاریهای عملگرایانه دوجانبه در بخشهای متعدد و بهرهمندی ملت این کشورها از مزایای آن را دنبال میکند.» وانگ ونبین همچنین گفت: «چین و ایران دوستی دیرینهای دارند. چین و ایران به اتفاق هم تصمیم گرفتند شراکت جامع راهبردیشان را تحکیم کرده و ارتقا دهند. چین آماده افزایش ارتباطات و هماهنگیها با ایران برای ایجاد پیشرفت بیشتر در روابط دوجانبه است. دو طرف برنامهای برای همکاری جامع چین-ایران امضا کردهاند که اجرای آن اوایل امسال آغاز شد. چین با ایران برای رشد خوب و پایدار همکاریهای عملگرایانه تلاش خواهد کرد.» او در ادامه با اشاره به سفر معاون نخست وزیر چین به ایران گفت: «سفر هو چون هوا، معاون نخست وزیر به ایران امروز آغاز میشود. ما بر این باوریم که این سفر نقش مثبتی در تعمیق شراکت جامع راهبردی ایران-چین خواهد داشت.»
اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه چین در حالی مطرح شد که در بیانیه مشترک چین و شورای همکاری خلیج فارس، ادعاهایی درباره تمامیت ارضی ایران و جزایر سهگانه، همچنین فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران و سیاستهای منطقهای تهران مطرح شده بود که واکنش ایران را به همراه داشت. این در حالی بود که ناصر کنعانی در نشست خبری خود در قامت سخنگوی وزارت امور خارجه بر اینکه نگاه جمهوری اسلامی در ارتباط با چین، نگاه در مسیر توسعه مناسبات دو کشور است، تاکید کرد و گفت: «در ارتباط با موضوعات منافع اساسی ایران و تمامیت ارضی کشور با هیچ طرفی مصالحه نمیکنیم و نسبت به ادعاها و مسائل منتشر شده در این زمینه واکنش جدی نشان میدهیم و از همه ظرفیتهای دیپلماتیک برای پیشبرد منافع دو کشور استفاده میکنیم.»
هوای شهرهای کشور چنان آلوده است که دیگر کسی اعم از مسئول و شهروند نمیتواند دربارهاش اظهار بیخبری کند. مهمترین دستورالعمل دستگاههای اجرایی کشور در زمان آلودگی، تشکیل جلسه اضطراری و اعلام تعطیلی مدارس است. نسخهای که از سالها قبل در پیش گرفته شده و همچنان هم مورد استفاده است. بسیاری از شهروندان در کوچه و خیابان شبیه به این جمله را بر زبان میآورند که: «پس این آلودگی هوا کی تموم میشه؟» کارشناسان سالهاست که راهحلهای آلودگی هوا را پیش روی سیاستمداران گذاشتهاند اما در عمل اتفاقی نیفتاده است. در واقع جواب را همه میدانند اما حل مسئله به این سادگیها نیست. دلیل مازوتسوزی نیروگاهها کمبود گاز است. رفع کمبود گاز هم سر دراز دارد. خروج خودروهای فرسوده از چرخه حمل و نقل راه حل مهمی است اما چه کسی است که نداند این کار پول میخواهد و اثر تحریم و ممنوعیت واردات خودروهای استاندارد و… همگی بر اجرا نشدن این راهحل اثر گذاشته است. اصلاح نشدن وضعیت صنایع آلاینده و توسعه حمل و نقل عمومی و… هم در عمل به در بسته خوردهاند. مسئله ناکارآمدی است. قانون هوای پاک روی کاغذ مانده و اثر آلودگی بر سلامت مردم بیش از پیش هویدا شده است. حل این مسئله فارغ از اینکه چه دولتی بر سر کار است، میتواند نشانه کارآمدی سیستم اجرایی کشور باشد. سیستمی که در نظر مردم توانسته یک مسئله مهم را در مدت زمان معین حل و فصل کند. فهم عمیق مسئله و پرهیز از شعار دادن و مقطعی عمل کردن میتواند گام اول باشد. قانون نویسی هم به اندازه کافی انجام شده. حالا وقت اجرا است.
۶ توصیه برای در امان ماندن از آلودگی هوا
رئیس کمیسیون حمل و نقل شورای شهر تهران اعلام کرد که از بین ۱۱۳ کشور، ایران رتبه ۲۴ آلودگی هوا را دارد و در بین ۱۰۷ پایتخت دنیا نیز تهران رتبه ۲۱ آلایندگی را دارد. این یک خبر عادی نیست، رتبه 24 آلودگی هوا و 21 آلایندگی تهران یعنی اورژانسهای پر از بیماران ریوی که از حملات آسمی و عفونتهای تنفسی بهویژه در فصل زمستان رنج میبرند. یعنی تشدید بیماریهای قلبی و عروقی و یعنی مرگ زودرس سالانه 26 هزار نفر. یعنی خانه کردن اکسیدهای ازت، دی اکسید گوگرد و آلایندههای سوختهای فسیلی در سینههای مردم. محمدرضا زاهدپورانارکی، متخصص بیماریهای داخلی و فوق تخصص ریه در پاسخ به این سوال که چطور در روزهای آلوده از خودمان محافظت کنیم به مخاطبان «پیام ما» توصیههایی کرد که در ادامه به آنها اشاره میکنیم.
| از خانه بیرون نروید |
در روزهایی که آلودگی هوا از حد میگذرد، از خانه بیرون نروید. کودکان و کسانی که بیماریهای قلبی و ریوی و بیماریهای مزمن دارند، به هیچ وجه نباید این روزها از خانه خارج شوند زیرا این وضعیت برای آنها مشکلساز خواهد بود. آلودگی هوا روی تمام سیستم بدن از ریهها گرفته تا بینایی تاثیرگذار است. بهویژه کسانی که تجربه آلرژیهای حاد دارند در روزهای آلوده از سوزش و خارش چشم در امان نخواهند بود. همچنین سردرد، خستگی و حالتهای عصبی و شکننده شدن روح و روان از علائم ناگزیر این وضعیت است.
| ماسک را فراموش نکنید |
اگر مجبور شدید از خانه بیرون بروید، ماسک را فراموش نکنید. زاهدپور انارکی تاکید میکند: «با وجود اینکه آلایندهها و ذرات معلق ریز از ماسک رد میشوند اما هنوز زدن ماسک بهتر از نزدن آن است. زیرا ماسک میتواند از ورود ذرات درشتتر به ریه و مجاری تنفسی افراد جلوگیری کند. بهویژه بیماران مبتلا به آسم باید حتما در روزهای سرد و آلوده از ماسک استفاده کنند تا از ورود هوای سرد و خشک به ریهها و برانگیخته شدن حملات آسمی جلوگیری کنند.
| ماسکهای سه لایه کافی است |
برای محافظت از ریهها در این روزها استفاده از ماسکهای سه لایه که در دوران کرونا هم مرسوم بود، کافی است. البته متخصصان معتقدند که ماسکهای N95 میتوانند برای مقابله با ذرات معلق مفیدتر باشند. اما به جز ذرات معلق، گوگرد موجود در گازهای مونوکسید کربن که از همه انواع وسایل گرمایشی و خودروهای فرسوده آزاد میشوند، تحریککننده حملات آسمی هستند. به این ترتیب مهم این است که از ماسک استفاده کنید و نوع آن در درجه اول اهمیتی ندارد.
| از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید |
وقتی مجبور شدید از خانه بیرون بروید، حتما حواستان باشد که این روزها استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی را اولویت قرار دهید تا بیش از این هوا آلوده و آلایندگی بیشتر نشود.
| در فضای باز ورزش نکنید! |
برخلاف همیشه، روزهای آلوده زمان استراحت است و ورزش در این روزها توصیه نمیشود. متخصص ریه و بیماریها داخلی به «پیام ما» میگوید: «ورزش در فضای باز در روزهای آلوده باعث میشود که آلایندههای بیشتری جذب ریهها شوند. با وجود اینکه بهترین زمان ورزش، بعد از ظهرها است که میزان استرس کمتر شده اما در این روزها، مطلقا نباید ورزش کرد. اما اگر اصرار به ورزش در روزهای آلوده داشتید دستکم زمان آن را به صبحهای زود منتقل کنید که گرد و غبار و حرکت خودروها کمتر باشد یا بهتر این است که در منزل به ورزش و فعالیتهای بدنی بپردازید.»
| درگیر رژیمهای غذایی نشوید |
با وجود اینکه برخی پزشکان به رعایت رژیمهای غذایی خاصی در روزهای آلوده تاکید دارند اما این متخصص معتقد است که کاهش آثار آلودگی هوا بر بدن از دست رژیم غذایی بر نمیآید. آلودگی هوا بیشتر از هر عضو دیگری بر ریهها تاثیر میگذارد و رژیم غذایی تاثیر چندانی بر کاهش اثرات آلایندهها بر آنها ندارد. هرچند مصرف کلسیم و لبنیات و ویتامینها مفید است اما این توصیه فقط مختص روزهای آلوده نیست.
